فیشــــــنگار

پرسش و پژوهش و گفتگو | 📚 | وبلاگ‌نویسی روزانه

۲۷ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

۳۱تیر

با سلام

دوشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۷ ق.ظ

باسلام را نصب کنید و محصولات روستاهای ایران را بخرید. تخفیف های مناسب و مدیریت خوب این نرم افزار تعاملی باعث شده ما از مشتری های دائم این فروشگاه بزرگ ایرانی بشویم. اگه عضو بشی با کد من می‌تونی توی خرید اولت از باسلامی‌ها ۱۵ هزار تومن هدیه بگیری. لینک

۳۰تیر

دچار متحول می شود

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۱۴ ق.ظ

ناشناس ها گاهی آدم های دوست داشتنی هستند؛ فقط راهش رو درست بلد نیستن


چند وقته منو میشناسی؟ شاید دوست داری حرفی بهم بزنی ولی مراعات یه چیزایی رو میکنی و نگرانی که از کوره در برم؟ حالا امروز تصمیم گرفتم امکان ارسال کامنت ناشناس رو فعال کنم


حرفتو ناشناس بهم بزن😉😐😁

فقط آروم بزنید 😉👌

۲۹تیر

اللهم اجعلنی امام المتقین

شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۴۹ ق.ظ

بدانید دعوت عملی شما به سوی راه حقی که دلتان در عشق آن می تپد، می تواند از دعوتهای زبانی و قلمی خودتان و بهترین گویندگان و نویسندگانی که سراغ دارید پر اثرتر باشد. الگو شوید! 



تمام شد فیش های کتاب بایدها و نبایدها(امر به معروف و نهی از منکر در قرآن) اثر سید محمد بهشتی

۲۸تیر

همبستگی و هم عهدی برای نمایش عملی ارزشها

جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۶ ق.ظ

من اصلاً به این مقدار دعوت زبانی و قلمی معتقد نیستم. نقش دعوت زبانی و قلمی را آنقدرها که گاهی شما فکر می کنید نیرومند و قوی نمی دانم. من فکر می کنم توانها را باید برای ایجاد یک دسته به هم پیوسته ای که نه به صورت فردی، بلکه به صورت دسته جمعی تجلیگاه تربیت اسلامی و نظام عقیده و عمل اسلامی باشند به کار بیندازیم. کاربرد چنین دعوتی از همه این مجالس و محافل و کتب و مقالات و نشریات و مجلات و روزنامه های دینی بیشتر است. شما چه می فرمایید؟ 

۲۷تیر

کونوا دعات الناس

پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۴۷ ق.ظ

جای تأسف است که هر قدر شما مردم به روش و منش عملی ما دعوت کنندگان زبانی و قلمی نزدیکتر بشوید این نگرانی وجود دارد که گرایشتان به آنچه ما شما را بدان دعوت می کنیم نه تنها بیشتر نشود، بلکه حتی گاهی کمتر و ضعیفتر شود. 



بنابراین، اجازه دهید من از این و کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم یک نتیجه گیری جدید بکنم. آن نتیجه این است که اصلاً سعی بفرمایید قدری بازار دعوتهای زبانی و قلمی کم رونق بشود. سعی بفرمایید اصلاً شبکه تبلیغ و دعوت در امت ما به شبکه تبلیغ و دعوت عملی تبدیل شود.

۲۶تیر

تکلیف گناه فردی مشخص است

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۴۷ ق.ظ

ای کسی که به عنوان حمایت از سنت رسول خدا از دیوار مردم بالا می روی برای اینکه ببینی اگر تنبک می زنند آن را بگیری و پاره کنی: ان المعصیه اذا عمل بها العبد سراً لم تضرّ الا عاملها

۲۵تیر

قصه درمانی

سه شنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۸ ق.ظ

شهریار به انتقام خیانت همسرش هر شب دختری را به نکاح در می آورد و بامداد دستور قتل اش را می داد. سه سال گذشت و دیگر دختری در شهر مانده بود جز دو دختر «شاه زمان» وزیر دربار. وزیر، شهرزاد را به نکاح پادشاه درآورد.


شهرزاد به پادشاه گفت خواهر کوچکی دارم که عادت کرده است هرشب من برایش قصه ای تعریف کنم تا خوابش ببرد؛ دوست دارم پادشاه در این آخرین شب زندگی اجازه دهد تا همین یک کار را برای خواهرم انجام بدهم. پادشاه گفت دنیازاد به کاخ بیاید و قصه بشنود.


شهرزاد قصه ای پر فراز و نشیب و پر کشش را آغاز کرد.

پادشاه پادشاه گفت دیگر بس است بیا بخوابیم! شهرزاد با اشاره به او گفت که قصه هنوز تمام نشده است!! شهریار گفت اشکالی ندارد ادامه اش را بگذار برای فردا شب.

و اینگونه شهرزاد متوجه شد که می تواند با جذاب تر کردن قصه، شب های بیشتری زنده بماند. | دست آخر شهریار با همین قصه های شهرزاد نظرش درباره زن ها عوض میشه و حالش خوب میشه

پ. ن: ستاره دچار فیشنگار نیز هزار و یک شب مهمان پنل های مهربان شما بود. نوشتن ارزشمند است مخصوصا برای خواننده های عزیزی مثل شما.

۲۴تیر

بازنشر| خوب ها؛ بدها

دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۰۰ ق.ظ

یه فکری بود که خیلی بهش فکر میکردم. میگفتم مثلا این همه آدم خوب هست و این همه آدم بد، چی میشد همه ی این آدم بد ها رو یه جایی ایزوله میکردیم که برای خودشون باشن و آدم خوبا هم در صلح و آرامش با هم زندگی کنن.


چون لپتاپم نیست دست به قلم شدم. 

ایده ی جالبیه دیگه. ولی یه مشکلی داره که عملی نیست. داشتم یه ویدیو تو یوتیوب میدیدم. حدودا راجع به همین موضوع صحبت میکرد. تقریبا میگفت که نه تنها این ایده ی چرتیه، بلکه به اشتباه به صورت زیر پیاده میشه.


که یه سری گروه/حزب یا هرچی اسمشو میشه گزاشت درست میشن که با یه سری گروه دیگه موافقن و کارای حزب مقابل رو کلا اشتباه میبینن. با برچسب گزاشتن روی همدیگه. یعنی کاری نداره حرف طرف مقابل چیه، دقیقا بخاطر این که جزو اون گروهه و برچسب اون گروه رو رو خودش داره، در قدم اول مخالفت میکنه

مشکل این هست که جامعه از افراد خوب و بد درست نشده. همه یه مقدار خوبی و یه مقدار بدی تو خودشون دارن. و جامعه اینجوری نیست که بشه یه خطی کشید و این افراد رو از هم جدا کرد، این خط از وسط خود افرادش میگذره که از حداقل واحد یه جامعه که یه فرد باشه کوچیکتره.


اگر مطلب را دوست داشتید لایک کنید

mostfet.blog.ir

۲۳تیر

عمال حکومت

يكشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۴۰ ق.ظ

آن قدر که عمال و کارگزاران جامعه به فکر و عمل جامعه جهت می دهند، خطبا و داعیان جامعه نمی توانند آن اندازه به فکر و عمل جامعه جهت بدهند.



پ.ن: به نظر شما این مطلب با فیش 961 در تناقض نیست؟

۲۲تیر

باید بدونیم قضیه چیه

شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۴ ق.ظ

هر نوع قدرتی را که شما در جامعه فرض کنید در معرض خطر انحراف از حق است. این شما و جامعه هستید که باید با توجه به اهمیت و نقش بسیار مؤثر صاحبان قدرت و کسانی که بر منصبهای گوناگون اجتماعی تکیه زده اند در سعادت خود بکوشید. 
فرد فرد شما باید بدانید راه رسیدن به حکومت عدل این است که شما از طریق امر به معروف و نهی از منکر به چنین هدفی برسید.

۲۰تیر

روش شیرینی گرفتن از لوسی می

پنجشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۵۴ ق.ظ

سلام😊 سه شنبه رفتیم سینما فلسطین همه با هم هستیم رو تماشا کردیم. فیلمنامه انگار ناپخته و ناتمام بود. هرچند سوژه فیلم خوب بود.


ورودی سینما یک دستگاه شبیه نوبت دهی گذاشته شده بود که باید کد خرید بلیط(از سینما تیکت) رو وارد میکردی تا بلیت شما چاپ بشه. یعنی میتونید براحتی رفقای مجازی خودتون رو به این روش مهمان کنید و بهشون شیرینی بدین😊 خانم یک آشنا در نظر داشت یه ربات واسه بلاگ ها بنویسه. کوشش؟  شما هم بهش سر بزنید و اعلام حمایت بکنید😊 مثل فرزندی هستی که از شهر خودش دوره وقتی پنل هستی و بقیه رو نمیخونی! شما هم تجربه کردین ؟😊


توضیح عنوان: ایشون هر وقت بحث شیرینی پیش میاد میگن اگه راه مجازی پیدا کنید من حاضرم شیرینی بدم. این یه راه 😉

۱۹تیر

استعمال نابجای آنتی بیوتیک

چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۴۰ ق.ظ

شاید دو ماه بیشتر فاصله نشد که من یک سفر به شهر آن آقای پزشک رفتم. در آنجا بیمار شدم. آن دوست پزشک با خبر شد و فوراً بالای سر من آمد. تب داشتم. برای من نسخه ای نوشت. به او گفتم دکتر، برای من آنتی بیوتیک ننویس. ببین اگر تب من حاد و عفونی نیست اصلاً نسخه نمی خواهم؛ چند روزی که بگذرد خوب می شوم. 

۱۸تیر

صداقت ایرانی

سه شنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۲۷ ب.ظ

امروز ظهر که میخواستم اتاقم را در هتلی در استانبول تحویل دهم و برای جلسه ای خارج شوم، به رسم عادت این چند ساله که عمده وقتم به مطالعه و مکالمه عربی می گذرد، به اشتباه و به جای انگلیسی با متصدی هتل به عربی حال و احوال کردم. معضله ای که دائما با آن مواجه می شوم…

طرف که جوانی تکیده و سبزه رویی بود همان طور که از سیگارش کام می گرفت لبخندی زد و به لهجه شامی پاسخ داد. به طور طبیعی و با توجه به تجارب سابق متوجه شدم که طرف سوری است و حکما از خیل چند میلیون آواره سوری ساکن در این کشور.

ابتدا تصور می کرد باید عراقی باشم، پاسپورتم را که تحویل می داد متوجه شد که ایرانیم.
لبخندی زد و خواست کمی بنشینیم و گپ بزنیم. با این که عجله داشتم، دعوتش را قبول کردم و ده دقیقه ای را گپ زدیم.
به طور معین همچون بسیاری دیگر از اهل سنت منتقد شدید ایران بود و ایران را اشغالگر می دانست و دشمن. اما معتقد بود که دشمنی ایرانی ها هزار مرتبه به دوستی سعودی ها شرف دارد.
می گفت ایرانی ها در دوستی و دشمنی شان صداقت دارند و وفا؛
و سعودی ها حتی در دوستی شان نفاق و تفرعن و تکبر. 

بیشتر

۱۷تیر

با بکن نکن کار درست نمیشود

دوشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۰ ق.ظ

پزشکی از بستگان ما، حدود بیست و یک سال قبل، سفری به قم آمده بود. ایام عاشورا بود. این دسته و عَلَم و کُتلی را که در قم راه می انداختند دید. به خانه ما آمد. دیدم خیلی ناراحت است. گفت فلانی، آخر اینجا را حوزه علمیه، عاصمه تشیع می گویند؟ اینها چیست که در حضور علما و در پایگاه مراجع دینی درست کرده اند؟! گفتم راست می گویی؛ علتش این است که اینها وظیفه خودشان را درست انجام نمی دهند؛ روشنگری نمی کنند. اما در عین حال، به تو بگویم که برانداختن این کارهای نابجا به صرف این نیست که این آقایان بگویند این کارها بد است.

 

 

 به او گفتم: اتفاقاً همین امسال که تو می گویی، قصه ای در قم پیش آمده که خیلی شنیدنی است. قصه این است که چون آقای بروجردی که مرجع تقلید مطاع شیعیان است از قسمتی از این کارها خوششان نمی آمده و اینها را درست نمی دانستند و منکَر می دانستند، امسال پیش از محرم رؤسای تکایای قم را به منزل خود دعوت کردند و گفتند به اینها بگویید فلان کار، فلان کار، فلان کار را نکنید، تا این دسته راه انداختنها لااقل از این عیبها مبرا باشد. اما واکنش آنها چه بود؟ فلان کس سیّدی بود سردسته یکی از تکیه های معروف قم. او در پاسخ پیام آقای بروجردی گفته بود که البته امر آقا مطاع است، اما از قول ما به آقا سلام برسانید و بگویید سال که سیصد و شصت و پنج روز است، سیصد و پنجاه و پنج روزش را ما از آقا تقلید می کنیم، این ده روز را می خواهیم مقلد آقا نباشیم!

۱۶تیر

گرایش ما به اصلاح ریشه ای کم است

يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۴۷ ق.ظ

من چهره دو طبیب را ترسیم می کنم، ببینم شما کدام را انتخاب می کنید: یک طبیب، طبیبی است که تا بیمار را پیش او می برید یا او را بالای سر بیمار می آورید نگاهی به بیمار می کند، نگاهی به شما

 

و نوع فکر شما و طرز فکر شما و توقعات شما؛ می بیند که شما دلتان می خواهد یک دوایی به این بیمار بدهد که تا عصر راه بیفتد؛ فوراً نسخه ای با یک مقدار دوای دارای اثر فوری می نویسد. نسخه را به داروخانه می برید. داروها را می گیرید و به بیمار می دهید. بیمار داروها را می خورد و عصر هم حالش جا می آید و راه می افتد. اما بیماری این بیمار واقعاً درمان نشده؛ بیماری اش رفته پشت پرده یک بهبودی سطحی موقت. اگر فقط تا فردا به علت این نسخه و طبابت اغفالگرانه درمان واقعی او عقب بیفتد، در حقیقت بیماری یک درجه در او ریشه دارتر و صعب العلاجتر شده است. - این یک جور طبیب.

 

 یک طبیب دیگر را ترسیم می کنم: او را بر سر بیمار می آورید. نگاهی به بیمار و نگاهی به شما می اندازد. می بیند که همه شما دلتان می خواهد که او دارویی بدهد که حال این بیمار تا عصر خوب شود؛ اما او تسلیم این خواست خام شما و بیمار نمی شود. او خوب دقت می کند؛ بیماری را کاملاً تشخیص می دهد؛ حتی چند ساعت صبر می کند تا لوازم و ابزارهای تشخیص و آزمایش، مثل عکس و چیزهای دیگر، فراهم شود و شرح حال مفصل بیمار را ببیند؛ دگرگونیهای موقت او را ببیند، و بعد یک درمان نقشه دار برای بیمار آغاز می کند. حتی شب هم ممکن است تب بیمار شما بالا برود و هزیانهای وحشت آور بگوید؛ شما هم بترسید و به در خانه دکتر بروید: آقای دکتر، دستم به دامنت؛ بیمارم دارد می میرد!

 

 آن دکتر می گوید: برو جانم؛ برو آرام بگیر؛ بیمارت نمی میرد؛ بیمارت در حال درمان است. شما ممکناست خیلی ناراحت شوید، اما آن طبیب وظیفه شناسِ برخوردار از وجدان سالم پزشکی تسلیم این ناراحتیهای زودگذر بیمار و بیماردار نمی شود. او کاری را انجام می دهد که وظیفه پزشکی اش ایجاب می کند. خوب دوستان، فکر می کنید که شما حاضران، شما برادران و خواهران حاضر در جلسه، کدام یک از این دو طبیب را می پسندید؟ الان که دارم حرفش را می زنم همه می گویید طبیب دوم را؛ ولی نگاهی به کارنامه زندگی خود بیندازید: اکثر شما سراغ آن طبیب اولی می روید.|More|

۱۵تیر

حرف حساب شهید مظلوم

شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۱۶ ق.ظ

دیگران وقتی در پرتو اسلام کوششی و جنبشی در راه اقامه حق و عدل تحقق نیافتند، نه تنها آنها سراغ ما و اسلام ما نمی آیند، بلکه مردم خود ما هم سراغ جایی می روند که می تواند ادعا کند در راه اقامه عدل قدمهای تحقق یافته مؤثرِ مثمرِ ثمر برداشته است. بیخود هم رفقا نیایید دور هم بنشینید که چه کنیم که جوانانمان منحرف نشوند. جوان با همان فطرت و بینش فطری اش خواستار عدل است.

۱۳تیر

دو نکته از این آیه

پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۲ ق.ظ

پ.ن یک: پیشنهاد می‌کنم این مطلب خواندنی و مفید را مطالعه بکنید:سه دقیقه

پ.ن دو: در پست دیروز تا الان پنج تا دلفین داده ایم و شما تا الان شش عدد لایکش کردین! به نظرم یه دکتر برید دسته جمعی 🐦

پ.ن سه: ربطی به سن و سال نداره! به تاهل و تجرد هم ربط نداره، دختر همیشه دختره برای اطرافیانش؛ روزتون مبارک باشه دخترا (دخترا آینه ی زندگی‌ان؛ مثل پسرا) حالا بخوانید👇



در میان بنی‌اسرائیل مردمی بودند تبهکار، متجاوز به حریم و حدود خدا. جالب است که در میان آنها گروهی بودند که آرام نمی‌نشستند، بلکه با این بدکاری و تجاوزگری درافتاده بودند.


وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا ۖ قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ| فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ(7:164)


دسته ای از مصلحت اندیشان و عقلای قوم به این گروه مبارز با زشتیها و تجاوزها رو کردند و گفتند: چرا شما مردمی را که به حرف شما گوش نمی دهند و ترتیب اثر نمی‌دهند و حرف شما را هدر می‌دهند موعظه می‌کنید و پند و اندرز می‌دهید؟


شما آمده اید مرتب به مردمِ سخت دلی می‌پردازید که سرانجام خدا آنها را نابود خواهد کرد! یا به عذاب و شکنجه دردناکی دچار خواهد کرد. آنها را رها کنید.


اما این گروه که درگیری با فساد را لازمه حیات و زنده بودن یک فرد و جامعه می‌شناخت و فهمیده بود که اگر فساد بر محیط غالب شود حق از بین می‌رود، آرام ننشست.


کسانی که تسلیم نشده اند، می‌دانند که اگر به حساب اینکه کارشان بی ثمر است و آنچه می گویند اثر نمی کند و هدر می‌رود، از برملا کردن حق و رسوا کردن ناحق دست بردارند، آرام آرام آهنگ حق و فضیلت ضعیف خواهد شد.


اینها گفتند نه؛ ما می‌دانیم که اینها سخت دل‌اند و در برابر تذکرات ما مقاومت دارند، اما اولاً: مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّکُمْ؛ وقتی انسانهایی دارند تسلیم فساد می‌شوند، اقلاً به آنها تذکر بدهیم، تا در پیشگاه خدا اگر از ما سؤال شد تو که دیدی نابینا به چاه است چرا خاموش نشستی و گناه کردی، بگوییم خاموش ننشستیم. ما از جانب خدا یک رسالت داریم و آن این است که نگذاریم حق به پشت پرده‌ها برود.


و ثانیاً این جمله خیلی جالب است: قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ، گفتند اولاً می‌خواهیم در برابر خدا عذر داشته باشیم و بگوییم ما در رسالتی که داشتیم کوتاه نیامدیم؛ و ثانیاً، خواستند بر آنها اثر بگذارند، شاید باتقوا شوند.


این جمله خیلی معنی دار است. یعنی به این آسانی نمی‌توان تسلیم نومیدی شد. «انسانِ به خدا پیوسته» به این آسانی دچار نومیدی نمی‌شود. «انسانِ با ایمان به خدا» و یأس با همدیگر رابطه ای ندارند. چه عالی است این تعلیم!



این گروه در برابر آن مصلحت اندیشی می‌گویند با تمام این که شما می‌گویید، ما در ناصیه و پیشانی این مردم تجاوزگر می‌خوانیم که تسلیم فساد شدند و باید در انتظار عذاب هلاکت آفرین خداوند باشند؛ با این حال ما مأیوس نیستیم؛ ما کار خودمان را می‌کنیم؛ ما تلاش خودمان را می‌کنیم، شاید به اثری برسد - اثری که برای ما هنوز قابل پیش بینی نیست.


این مقدار از امیدواری بیش از امیدواریهای محاسبه ایِ عُقَلایی معمولی است که عاقلهای حسابگر دنیا دارند. این از آن امیدواریهایی است که عاشقهای دنیا دارند نه عاقلهای دنیا.


پایان: در ادامه بحث می‌کنند که امر پسند و ناپسند چیست و چگونه قابل تشخیص است.

۱۲تیر

خیلی حرف شنیدیم و خوانده ایم...

چهارشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۲۷ ق.ظ

دنیا در پی یافتن راههای عملی برای بهتر زیستن است، نه راههای ادعایی. نسل جوان خودمان هم همین طور. در این دنیا یک جامعه کوچک نمونه اسلامی ساختن بهترین تبلیغ است؛ چه برای داخل و چه برای خارج. چون همه ما از بس حرف زدیم و حرف شنیدیم و خوانده ایم...|More|

۱۱تیر

الفِ اُمید

سه شنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۴۵ ق.ظ
بعد از اسباب‌کشی که سر حوصله داشتم کتاب‌ها را داخل قفسه می‌چیدم چشمم به کتاب «بایدها و نبایدها» اثر شهید دکتر بهشتی افتاد. همسر توی دبیرستانش(سمپاد) خریده، دارم مطالعه می‌کنم؛ فضاش جالبه: بحث امر به معروف از دیدگاه قرآن.


⛩ معرفی کتاب در گودریدز
۱۰تیر

فکر روشن

دوشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۴۵ ب.ظ

حالتی که سخنران خیال می‌کند اگر نسبت به چیزی آگاهی دارد مخاطب نیز باید در این باره آگاهی داشته باشد، سخنران را به تعصبات شناختی دچار می‌کند.

۰۹تیر

شهر آرمان

يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۳۷ ق.ظ

اهل سنت برخلاف فرهنگ شیعه حکومت مطلوب خود را در گذشته جستجو می‌کنند. آنها خلافت نبوی(ص) را آرمانشهر خود می‌دانند و سعی دارند دوباره چنین دورانی زنده شود. شیعه اما آرمانشهر خود را در آینده طلب می‌کند و در پی حقیقت محمدی و حکومت مهدوی است.


پ.م: 80

پ.ن: این فیش تولیدی است؛ کپی نیست. چطورید؟

۰۶تیر

آرایش جهان پس از تو

پنجشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۸، ۰۴:۲۶ ب.ظ

پله های مقاومت

به یاری خداوند از قطرات پراکنده پیروان اسلام و توان معنوی امت محمد(ص) و امکانات کشورهای اسلامی باید استفاده کرد و با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان، اسرائیل را از گذشتۀ جنایت بار خود پشیمان و سرزمینهای غصب شده را از چنگال آنان خارج کرد.

۰۶تیر

تو را به خدای دوستی سوگند می‌دهم

پنجشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۵۴ ق.ظ

پ.ن: این شاید آخرین تکه از گفتگوی سقراط با اوتیفرون درباره دین باشد که منتشر می‌کنم.


اوتیفرون: تو خود می‌دانی که همه ی مردم زئوس را بزرگتر و عادلتر از همه خدایان می‌دانند و تصدیق می کنند که زئوس پدر خود را به بند کشید زیرا فرزندان خود را خورد. پدر زئوس نیز به کیفر گناهی دیگر پدر خود را عقیم کرد. به نظر من بی‌دینی چشم پوشی از گناه تبهکاران است.


سقراط: مرا بدان علت به دادگاه خوانده اند که تا کنون آن گونه داستانها را درباره خدایان باور نداشته ام. ولی اکنون که همان وقایع را از دانشمندی چون تو می‌شنوم ناچارم به درستی آنها ایمان آورم. زیرا کسی چون من که در این گونه مسائل نادان است در برابر تو چه می‌تواند گفت؟ ولی، اوتیفرون، تو را به خدای دوستی سوگند می‌دهم، بگو ببینم براستی عقیده داری که آن واقعه ها رخ داده است؟

۰۵تیر

کامنت ها رو بزودی ج میدم

چهارشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۳۸ ق.ظ

 اوتیفرون با استناد به باور های دینی خود آمده بود از پدر خود شکایت کند چرا که وقتی یک برده را زندانی کرده بود برده فوت کرد. سقراط هم به اتهام بی دینی به دادگاه فراخوانده شده بود و وقتی اونیفرون را دید و ماجرا را فهمید خواست تا بداند که اگر سقراط بی دین است پس دینداری چیست؟


سقراط: ولی من تقاضا کردم « دینداری» را تشریح کنی و بگوئی آن چیست که هر چه مطابق آن باشد موافق دینداری خواهد بود.

۰۴تیر

اوتیفرون| پیش به سوی عدل

سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۵ ق.ظ
سقراط: گفت و گو میان آدمیان، همواره برای عملی خاص است؛ بدین معنی که گروهی آن عمل را موافق عدل می دانند و گروهی مخالف عدل. چنین نیست اوتیفرون گرامی؟
۰۳تیر

گفت و گو در دادگاه

دوشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۱۲ ق.ظ

سقراط: تا کنون کسی دیده ای که قاتل یا گناهکاری دیگر را در خور کیفر نداند؟

اوتیفرون: پس آن همه گفت و گو در دادگاهها برای چیست؟ آدمیان همینکه دست به گناه می‌آلایند و به دادگاه خوانده می‌شوند برای تبرئه خود هزارها دلیل می‌آورند و از گفتن هیچ سخنی باک ندارند.


سقراط: اعتراف می‌کنند که مرتکب گناه شده‌اند و با این همه خود را سزاوار کیفر نمی‌دانند؟

اوتیفرون: البته نه.


سقراط: پس مگو از گفتن هیچ سخنی باک ندارند. گمان نمی‌کنم کسی به گناه اعتراف کند و با این همه خود را در خور کیفر نداند. بلکه هر گناهکار ادعا می‌کند که مرتکب گناه نشده است.


اوتیفرون: درست است.

سقراط: پس در دادگاه‌ها گفت و گو در این نیست که گناهکار نباید کیفر ببیند بلکه سخن در این است که کدام کس مرتکب گناه شده است و گناهش چیست و کی و در کجا گناه از او سرزده.



رساله اوتیفرون|  نوع‌دوستی سقراط

۰۲تیر

دعا کنید انشالله بزودی برویم خانه خودمان

يكشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۵ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر با ذکر نشانی یا "ایمیل " کامنت بدهید| پیشنهاد می‌کنم مطالب کوتاه را دو بار بخوانید| از صفحه «معرفی وبلاگ» دیدن فرمایید.


🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
فیشنگار:

25آبانماه 1398: اولین برف پاییزی که ننشست

آخرین نظرات
تصاویر زیباسازی نایت اسکین