فیشــــــنگار

۱۲ مطلب در دی ۱۳۹۹ ثبت شده است.

ما چگونه پول شدیم و دیگران کیسه دوختند؟

چهارشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۰۵ ب.ظ
 
دنبال اخبار مرتبط با حواشی ادغام واتساپ با فیسبوک بودم که لیست 7 ثروتمند بزرگ دنیا را در رسانه ها دیدم؛ یک چیز نظرم را جلب کرد: اینکه از این هفت نفر چهار نفرشان مالک سایت‌ها و اپلیکیشن‌هایی هستند که خدمات کاملا رایگان به مردم دنیا ارائه می‌کنند: توجه کنید|
 
·       نفر اول مالک سایت آمازون
·       نفر دوم مالک توییتر
·       نفر سوم مالک شرکت عظیم گوگل
·       نفر پنجم مالک فیسبوک
 
جالب اینجاست که چگونه می‌شود با ارائه خدمات رایگان به کاربران این همه درآمد فزاینده داشت؟ آیا درآمد آنها با تعداد کاربران ارتباطی دارد؟ آیا شما اگر جای من بودید که با این لیست مواجه شده‌ام نگران تجارت حریم خصوصی کاربران نمی‌شدید؟ (لطفا مرا راهنمایی کنید)
 
*
نکته جالب دیگر این که شغل این 7 مرد ثروتمند به نوعی سبک زندگی ما را نیز انعکاس می دهد؛ توجه کنید: نفر چهارم این لیست مالک برند dior است که نام آن برای همه ما (مخصوصا آنها که لوکس زندگی می‌کنند) آشناست. نفر ششم مالک یک شرکت آبمعدنی در چین و نفر هفتم سهامدار شرکت اپل، پپسی و کوکاکولا هستند.

همه چیز علمی نیست

شنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۹، ۱۰:۲۲ ب.ظ

سازمان بهداشت جهانی برای ما تاییدیه صادر کرده که بیماری سرخک را در ایران کنترل کرده ایم اما تاییدیه تولید واکسن سرخک را به ما نداده است! در ایران، ما 100 سال است که واکسن سرخک، سرخچه و دیفتری و کزاز می سازیم. سازمان بهداشت جهانی با این که می داند ما ایمنی کامل داریم و حتی واکسن ما را می‌خرید و به کشورهای دیگر می‌داد اما برای ما تاییدیه تولید واکسن صادر نمی کند! خشت خام

 

https://www.hamshahrionline.ir/amp/575418/

A Year Since Soleimani

سه شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۹، ۱۱:۲۹ ب.ظ

یک خبرنگار امریکایی که از سال 2018 در ایران زندگی می کند در وبلاگ شخصی خود یادداشت جالبی درباره اوضاع ایران در یک سالی که از ترور حاج قاسم سلیمانی به دست دولت آمریکا گذشته نوشته است که پیشنهاد می کنم از طریق گوگل ترانسلیت مطالعه کنید.

بخاری کوچک پذیرایی ما کفاف سرمای سوزناک دی ماه تهران را نمیداد. خانه قبلی شوفاژ داشت به همین خاطر ما بخاری خودمان را فروخته بودیم امسال باید با یک بخاری کوچک زمستان را سر میکردیم. به هر حال بیش از حد تحمل سرد بود چون شیشه ها هم دوجداره نبود از بالا و پایین سرما به خانه هجوم می آورد.

 

نیمه های شب با صدای همسرم بیدار شدم که داشت نگران با خواهرش صحبت میکرد حدود ساعت دو و نیم شب بود. نگران شدم. لحاف را کنار زدم و مصاف با سرما را تحمل کردم که ببینم چه خبر شده است.

 

گفتند که گویا حاج قاسم سلیمانی در عراق ترور شده است. در همان لحظه اول حس قلبی ام راحت این خبر تلخ را تایید کرد. متاسفانه آمریکا تصمیم شومش را گرفته بود.

 

اما این بندگان خدا تا صبح از در و دیوار و کانال ها و توییتر ها پیگیری کردند که بلکه خبر شایعه باشد.

 

حس و حال من شبیه نویسنده شماره شش پویش شده بود. به همسر گفتم شبکه العالم را روشن کن آنجا زودتر اعلام می کند و خودم گرفتم خوابیدم.

مثل این بود که در اوج کار وسط محل کارم بگیرم بخوابم. منظورم این است که یک درصد هم نیاز به خواب نداشتم اما بیداری هم در این شرایط برایم قابل تحمل نبود.

 

اتفاقی که نباید افتاده بود و هر کسی بیشتر او را دوست میداشت بیشتر در این لحظات قلبش و تمام وجودش پر از نفرت نسبت به  قاتلان حاج قاسم شد...فقط مسئله این بود که حاج قاسم پیروزی را تمام کرده بود و ماموریت تثبیت پیروزی را به دوستدارانش سپرد و رفت. 

 

حالا از یک طرف داغ انتقام حاج قاسم و از طرف دیگر رسالت ادامه دادن به مسیر او یعنی اعتلای جهان اسلام و پاک کردن آن از لوث پوتین سلطه‌گران بر دوش فرزندان انقلاب سنگینی می کند.

 

رسالت دوستداران حاج قاسم غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار است. جوانان انقلابی ما و نخبگان مؤمن ما [با] همّت، این هیمنه‌ی استکباری را باید بشکنند و این سیلی سخت را به آمریکا بزنند، رسالت دوست داران غیر ایرانی حاج قاسم هم اخراج آمریکا از منطقه است که این همّت ملّتها و سیاستهای مقاومت را میطلبد

حج بعدی به یاد حاج قاسم

شنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۹، ۰۴:۱۵ ب.ظ
امروز رفتار آمریکا با ملّتهای ضعیف، نسخه‌ی بزرگ‌شده‌ی رفتار آن پلیس است که زانوی خود را بر گردن یک سیاه‌پوست بی‌دفاع گذاشت و آن قدر فشرد تا جان داد. دولتهای دیگر غربی هم هر یک به اندازه‌ی وُسع و امکان خود نمونه‌های دیگر از این وضعیّت فاجعه‌بارند.
 
امروز حتّی برخی متفکّران غربی که پیش از این، لیبرالیسم را مغرورانه، پایان تاریخ معرفی میکردند، بناچار آن ادّعا را پس گرفته و به سرگردانی نظری و عملی خود اعتراف میکنند.
 
ما همه‌ی ملّتهای مسلمان را برادران خود می دانیم، و با غیر مسلمانانی که در جبهه‌ی معارض وارد نشده‌اند با نیکی و عدالت رفتار میکنیم. غم و گرفتاری جوامع مسلمان را گرفتاری خود به شمار می‌آ‌وریم و برای علاج آن تلاش میکنیم. حضور آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا را به زیان ملّتهای این منطقه و موجب ناامنی و ویرانی و عقب‌ماندگی کشورها می دانیم.
 
آرمانها و آرزوهای دین برای بشریّت، بدون هم‌افزایی و همدلی و همکاری مجموعه‌ی دین‌داران، به بار نمی‌نشیند.

عشق دوطرفه

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۹، ۱۰:۲۲ ب.ظ

عشق دوطرفه

 هیچ بشارتی برای محب بزرگتر از این نیست که بداند محبوبش نیز به او علاقه دارد و این نهایتِ چیزی است که عاشق از عشق خود می طلبد. در این کلام (قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ) به محب بشارت میدهد که محبوبش نیز او را دوست خواهد داشت. 

 تفسیر المیزان؛ آل عمران: ۳۱

 

ترجمه آیه: بگو اگر (خیال می کنید) خدا را دوست دارید پس از رسول خداوند پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. این آیه خیلی از تصورات من درباره لطف و رحمت خداوند رو عوض کرد که تا قبل از این فکر می کردم همین که میگیم خدا رو دوست داریم پس اون هم ما رو دوست داره...

وقتی اونا با همه چیز ما کار دارن

چهارشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۹، ۱۱:۰۰ ب.ظ
ببینید دشمن به کجاها کار دارد؛ فقط مسئله‌ی اقتصاد نیست، فقط مسئله‌ی فرهنگ نیست، فقط مسئله‌ی باورهای انقلابی و دینی نیست، دشمن به همه چیز  ما کار دارد. هزاران نفر را گذاشته است- برای پیگیری مسائل گوناگون ایران؛ 
 
ما بایستی میلیون‌ها نفر آماده باشیم برای اینکه، هم دفاع کنیم،‌ هم ضربه بزنیم؛ ما هم باید متقابلاً به آنها حمله کنیم؛ چه تبلیغاتی و چه انواع و اقسام کارهایی که از دست یک ملّت انقلابی برمی‌آید. 4 اسفند 1398 تهران
 
پست مرتبط: 942

مزیت قاسم

سه شنبه, ۹ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ
مخاطبتان را زیاد کنید. خلق مخاطب در واقع به معنای کشف مخاطب است. یعنی شما برای خودتان مخاطب درست کنید. درست کردن به معنای تولید اصطلاحی نیست، به معنای این است که شما در این مجموعه انسان هایی که در این کشور پهناور می‌توانند مخاطب رسانه باشند (حالا که کار با رایانه و فضای مجازی به بچه‌های سه چهار ساله هم رسیده یعنی این دایره وسیع شده) مخاطبان خودتان را مشخص کنید و افزایش دهید. یعنی مخاطب فقط آن جوانی که از پیش به شما معتقد است نباشد.|توصیه به فرهنگیاران

مصداق براش جور شد

شنبه, ۶ دی ۱۳۹۹، ۱۱:۰۷ ق.ظ

نیکوکاران چون با هم روبه رو شوند ـ هر چند به زبان اظهار دوستی نکنند ـ دلهایشان، به سرعتِ درآمیختن باران با آب رودخانه ها، با هم الفت می گیرد و بدکاران هر گاه با هم روبه رو شوند ـ هر چند به زبان اظهار دوستی کنند ـ دلهایشان از هم دور است، همانند چارپایان که از مهرورزی با هم بیگانه اند، گرچه روزگاری دراز بر سر یک آخور، علوفه خورده باشند.

 

 

 

إنَّ سُرْعةَ ائْتِلَافِ قُلُوبِ الأبْرَارِ إذا الْتَقَوا ـ وَإنْ لَمْ یُظهِرُوا التَّوَدُّدَ بأَلْسِنَتِهِمْ ـ کَسُرْعَةِ اخْتِلَاطِ ماءِ السَّمَاءِ بِماءِ الأنْهَارِ

 

 

سید حسن نصرالله: اولین دیدار ما در لبنان بود. بعد از اینکه ایشان به فرماندهی نیروی قدس منصوب شد، آمد لبنان. این‌جا در جلسه‌ی معارفه همدیگر را دیدیم. من قبلش حاج قاسم را نمی‌شناختم. یعنی همدیگر را ندیده بودیم. چون تا آن زمان حاج قاسم یا در ایران توی جبهه‌های جنگ بود، یا در استان‌های کرمان و سیستان و بلوچستان و… مسئولیت داشت. حتی وقتی ما به تهران می‌رفتیم و با مسئولان دیدار می‌کردیم هم ندیده بودیمش. یعنی شناخت قبلی وجود نداشت. پس اولین دیدار ما این‌جا در بیروت بود.

 

آنجا فهمیدیم ایشان پس از منصوب شدن از طرف حضرت امام خامنه‌ای دام ظله الشریف مسئول جدید نیروی قدس شده و از این به بعد این مسئولیت به عهدۀ ایشان است. در جلسه‌ی اولی که من و تعدادی از برادران با ایشان داشتیم (البته طبق معمول فقط اسم شهیدان را می‌آوریم، نام زنده‌ها را الآن نمی‌گوییم) بنده بودم و حاج عماد رضوان الله تعالی علیه، بود، سید مصطفی بدرالدین رحمت الله علیه بود و برادران دیگری که الحمدلله هنوز زنده هستند. از همان دیدار حسی از نزدیکی روحی روانی و فکری به ما دست داد، طوری که انگار ده سال است ما حاج قاسم را می‌شناسیم و او هم ما را می‌شناسد. 

 

توضیح: هفته پیش توی بازارگردی‌هام نرم افزار میزان الحکمه رو دیدم نصب کردم و اولین حدیثی که ازش خوندم همین بود. امروز هم رادیوی ماشین داشت مصاحبه سیدحسن نصرالله درباره حاج قاسم رو پخش می‌کرد که من این ماجرای اول آشنایی رو شنیدم و به قول معرف مصداقش هم جور شد.

معلم باید مهندس معدن باشد

پنجشنبه, ۴ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۳۴ ب.ظ


 
بعضی‌ها هستند می‌آیند دنیا، هفتاد سال، هشتاد سال هم عمر می‌کنند، می‌روند، اما این استعدادشان کشف نمی‌شود؛ در واقع اینها مظلوم واقع می‌شوند. اگر استعداد او کشف می‌شد، ممکن بود یک نابغه‌ای بشود، یک شخصیت برجسته‌ای بشود.
 
البته این استعدادها یکسان نیستند - همچنان که معادن یکسان نیستند - اما آنچه در باطن وجود انسان است، بسی ارزشمندتر است از آنچه که شما در ظاهر مشاهده می‌کنید. همچنان که اگر روی معدن کار کردید، تلاش کردید، زحمت کشیدید، می‌توانید به آن ماده‌ی ذی‌قیمتی که در آن هست(طلا، نقره و...)، برسید، در انسان هم همین جور است. چرا که ظاهر کار، سنگ است، خاک است، زمین است، چیزی محسوس نیست، اما اگر بکاوید و بشناسید، در زیر همین سنگ و خاک معمولی، یک عنصر گران‌بها پیدا خواهید کرد که ارزش آن با ارزش آنچه که در ظاهر دیده می‌شود، قابل مقایسه نیست، انسانها هم همین جورند؛ یک ظاهری وجود دارد که در حرکات و سکنات و گفتار و رفتار و کردار انسانها، آدم اینها را می‌بیند؛ اما یک باطنی هم وجود دارد که آن عبارت است از استعدادهای متراکمی که خدای متعال در وجود انسان گذاشته است.
 
استعدادیابی، استعدادشناسی، راه استخراج این استعدادها و به فعلیت رساندن آنها را بلد بودن، بعد با ظرافتِ تمام این را دنبال کردن، این آن چیزی است که بروز استعدادها را نتیجه خواهد بخشید؛ پیغمبران این کار را می‌کردند[1]: پیغمبران خرد انسانها را بر می‌آشفتند، آنها را مبعوث می‌کردند، آنها را به کار وامیداشتند؛ این همان کشاندن استعداد است. بنابراین به هیچ انسانی نباید با نگاه تحقیر نگاه کرد؛ نه!، در او یک استعدادی هست که ای بسا جامعه به آن استعداد نهایت نیاز را دارد.
 
شرط لازم هم این است که شما این ماده را بشناسید. کسی که نداند طلا چیست یا نقره چیست، اگر در این معدن به طلا هم برخورد کند، چون نمی شناسد، از آن صرفنظر خواهد کرد. باید بدانید طلا یعنی چه و چه ارزشی دارد، بعد بروید استخراج کنید، زحمت بکشید، طلا را استحصال کنید. در انسان هم همین جور است. مربیان بشر، مربیان کودکان و بالخصوص جوانان که میخواهند از این استعدادهای خدادادی که در انسانها هست، استفاده کنند، باید این استعدادها را بشناسند، قدر این استعدادها را بدانند، بعد بروند دنبالش.

اشرف افغان در دوگانه ملیت و مذهب

پنجشنبه, ۴ دی ۱۳۹۹، ۰۸:۵۴ ق.ظ

اشرف افغان

اشرف افغان و برادرزاده اش پس از سقوط حکومت صفویان 7 سال در ایران حاکم شد. افغان ها از نظر ملیت خود یکی از اقوام ایرانی محسوب می شدند ولی به خاطر اینکه در مذهب اهلسنت بودند با امپراطوری عثمانی با مرکزیت ترکیه مجانست داشتند.

وقتی اشرف افغان روی کار آمد شاه عثمانی از او خواست تا ایران را به امپراطوری تسلیم کند.

 

احمد پاشا (عثمانی) بوسیله یک ملاى ترک و دو ملای افغان به اشرف پیغام زیر را فرستاد: «‌اشرف شاه! تو باید برای تسلیم به سلطان عثمانی به میل خود نزد احمد پاشا بیایى و سلطان به عنوان یک سُنى هم کیش مقام بیگلر بیگى نواحى مفتوحه ایران و جاهایی را که تسخیر خواهى کرد به تو خواهد داد. تو باید بی درنگ تسلیم شوى و سکه و خطبه به نام سلطان عثمانی زده و خوانده شود.»

اشرف در پاسخ احمد پاشا فرستاد: «‌اگر سلطان عثمانی مایل نیست که معاهداتى را که با امپراطوران صفوی بسته است تجدید کند، من هیچ یک از امتیازات سلطانى خود را یا سرزمین‌هایى را که بتازگى گشوده‌ام تسلیم نکرده و با چنگ و دندان و تا آخرین نفس از آنها دفاع خواهم کرد.».

 

احمد پاشا از پیام اشرف به غضب آمد و امر پیشروى داد. در 80‌ میلـى همدان قواى ترک با نیروهاى اشرف که تعداد آن به 17000 نفر مى‌رسید روبرو شدند.

پس از این نبرد معاهده اى میان طرفین به امضاء رسید که بموجب آن مقرر شد در قلمرو اشرف در خطبه اول نام سلطان عثمانی به عنوان خلیفه اسلام برده شود و بعد نام اشرف. در مقابل سلطان عثمانی شاه اشرف را به عنوان پادشاه ایران شناخت و موافقت نمود که بنام خود سکه ضرب کند.

👈دکتر فلور، مولف کتاب «‌اشرف افغان بر تختگاه اصفهان»

احیای امپراطوری یا خوش خیالی رجب

سه شنبه, ۲ دی ۱۳۹۹، ۱۲:۰۶ ق.ظ

اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان در مراسم رژه نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان که به مناسبت پیروزی این جمهوری در جنگ با ارمنستان ایراد شد، نشان داد رئیس‌جمهور ترکیه در وضعیت متعادلی قرار ندارد. ترکیه در جنگ 45 روزه اخیر آذربایجان و ارمنستان، با وجود هزینه‌های زیادی که کرد و جسارت زیادی که به خرج داد، با شکست مواجه شد.

اردوغان گمان می‌کرد با دامن زدن به جنگ و مشارکت نظامی در آن می‌تواند ایده شکل‌دهی به «ترکستان بزرگ» را تحقق بخشد. در این میان مشکل ترکیه داشتن فاصله جمهوری خودمختار نخجوان با جمهوری آذربایجان بود تا از این طریق به شرق آب‌های خزر برسد و با گامی دیگر آن سوی خزر طی کند و ترکیه را به قرقیزستان برساند! اما برخلاف تجزیه و تحلیل او، جنگ در میانه راه با مذاکرات سیاسی با محوریت مسکو به پایان رسید و مرز میان ارمنستان و ایران سر جای خود باقی ماند. اردوغان پس از شکست در ابعاد نظامی، تلاش کرد در مذاکرات میان طرفین مشارکت پیدا کند؛ اما با مخالفت روسیه و ارمنستان در بعد سیاسی نیز با شکست مواجه شد. در این توافق اگرچه در مورد ایجاد یک کریدور بین ارمنستان و قره‌باغ کوهستانی توافق شد و عرض آن‌ـ پنج کیلومتر‌ـ و بازه زمانی آن‌ـ سه سال‌ـ در نظر گرفته شد و نظارت و کنترل نیروهای نظامی روسیه‌ـ 1860 نفرـ بر آن مدنظر قرار گرفت؛ اما حتی ایجاد یک کریدور مشابه برای رساندن نخجوان و آذربایجان به یکدیگر مورد توافق قرار نگرفت و به صورت کلی از آن حرف زده شد. این کریدور حتی اگر ایجاد شود، متضمن تداوم حاکمیت ارمنستان بر آن خواهد بود و وضعی مشابه کریدور «لاچین» پیدا نمی‌کند. در این میان جمهوری اسلامی ایران نیز ملاحظات خاص خود را درباره این کریدور احتمالی دارد و در واقع در اینجا پای توافق چهار کشور ایران، روسیه، آذربایجان و ارمنستان در میان است.

ترکیه در زمان انعقاد توافق تلاش کرد در مذاکرات انجام شده بین طرفین در مسکو و واشنگتن گنجانده شود؛ اما نه روسیه و نه آمریکا از مداخله ترکیه در این موضوع حمایت نکردند و اردوغان در هر دو مورد پشت درب باقی ماند. اردوغان پس از آن تلاش کرد تا در ترکیب حدود دو هزار نفره نیروهای روسیه به عنوان حافظ صلح حضور پیدا کند که آن هم با مخالفت روسیه و ارمنستان عملی نشد و آنکارا فقط توانست در کمیته نظارت بر آتش‌بس تحت ریاست نظامی مسکو جایی پیدا کند. در نهایت آنچه در این جنگ برای رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه باقی ماند، هزینه‌ای زیاد و ترک بر داشتن آرزویی بود که برای آن تلاش می‌کرد.

رجب طیب‌اردوغان در تلاش برای ایجاد انحراف افکار عمومی، جمهوری اسلامی را به طور ضمنی مسئول شکست تلاش‌های نظامی و سیاسی خود در جنگ اخیر قره‌باغ معرفی کرد و با پیش کشیدن بحث ترک‌های جنوب ارس تلاش کرد تا زهر خود را بریزد. این در حالی است که اگرچه ایران به طور اصولی با هر تحرک خارجی در حد فاصل ارمنستان و آذربایجان بدون جلب رضایت طرفین مخالف است و گسترده شدن دامنه مناقشه در مناطق شمالی خود را با منافع و امنیت ملی خویش در تضاد می‌بیند و در صورت وقوع با آن مقابله خواهد کرد، اما واقعیت این است که مسئول شکست سیاست توسعه‌طلبانه اردوغان در این منطقه نیست.

ایران در بحث ایجاد کریدور میان نخجوان و جمهوری آذربایجان در خاک ارمنستان و به خصوص در مجاورت مرزهای خود با ارمنستان و قره‌باغ ملاحظات خود را داشت و این ملاحظات را به اطلاع طرف‌های درگیر و روسیه رساند. در این میان موضع ترکیه عجیب و غیراصولی است؛ چرا که اگر اردوغان برای خود حق مداخله در منطقه‌ای که در مرزهای ترکیه قرار ندارد، قائل است و آن را با مقوله «نژادی» پیوند می‌زند، چگونه توقع دارد ایران، فعل و انفعالات نظامی و سیاسی و حتی ژئوپلیتیکی و استراتژیکی در مرزهای خود را نادیده بگیرد؟ اگر در این منطقه کریدوری سبب تحت تأثیر قرار گرفتن روابط طبیعی ایران با همسایگان شمالی شود، موقعیت سرزمینی ایران به خطر افتاده و این نه تنها به منافع ملی و امنیت ملی ایران آسیب می‌زند، بلکه برای کشورمان خسارت ژئوپلیتیکی‌ـ یعنی دائمی‌ـ را در پی می‌آورد. اگر اردوغان به موضوع نژاد تکیه می‌کند که البته تکیه به این موضوع به معنای پایه‌گذاری نوعی جدایی‌طلبی و تجزیه در این منطقه است، ایران پیش از ترکیه می‌تواند به چنین مقوله‌ای تکیه کند؛ چرا که این مناطق هم از بعد نژادی و هم از بعد مذهبی پیوستگی جدی با ایران دارند و اگر ایران متقابلاً این بحث را پیش بکشدـ که البته با اصول جمهوری اسلامی سازگار نیست‌ـ نوعی هرج و مرج فعال و طولانی‌مدت در منطقه رقم می‌خورد و همه از آن آسیب خواهند دید. سیاست شکل‌دهی به «ترکستان بزرگ» که اردوغان از آن دم می‌زند و گمان می‌کند از این طریق می‌تواند کشورهای ترکیه، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان را به جمهوری‌های فدرال تحت مرکزیت آنکارا یا استانبول درآورد و به حوزه آبی خزر نیز رنگی ترکستانی بزند، سیاستی فتنه‌جویانه است و این تنها ایران نیست که در مقابل آن قرار دارد. خود این کشورها با از بین رفتن استقلال‌شان مخالفند. آنان هیچ‌گاه تحت حاکمیت ترکیه و حتی عثمانی نبوده‌اند و بیش از نژاد بر هویت‌های بومی خود تأکید دارند حتی همین جمهوری آذربایجان با قرار گرفتن در وضعیت فدراتیو با ترکیه مخالف است و در همین مراسم رژه نیروهای نظامی در باکو هم مقامات آذربایجان کلمه‌ای به «شعر واژگونه» اردوغان اضافه نکردند. همین جمهوری آذربایجان حتی از مشارکت ترکیه در مذاکرات سه‌جانبه اخیر حمایت نکرد و بدون جلب نظر اردوغان پای ورقه آتش‌بس با ارمنستان را با توصیه ولادیمیر پوتین امضا کرد. پس واضح است که اردوغان درباره شکست خود فرافکنی کرده و بدون مدرک، جمهوری اسلامی را مقصر شکست نظامی و سیاسی خود در جنگ اخیر قره‌باغ معرفی می‌کند.

در این صحنه فقط ایران با توسعه‌طلبی اردوغان مخالف نیست، روسیه و حتی کشورهای غربی هم با این سیاست مخالفند. روسیه مناطق مورد ادعای ترکیه از نخجوان تا قرقیزستان را اصلی‌ترین منطقه نفوذ سنتی خود به حساب می‌آورد. این کشورها نزدیک به 70 سال بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بوده‌اند و علاوه بر آن راه افتادن جنبش ترکستانی می‌تواند جمعیت‌های ترک‌تبار روسیه را که شامل چند فدرالی می‌شود، تحت تأثیر قرار دهد. غرب هم به طور اصولی با بزرگ شدن ترکیه و بازگشت امپراتوری شبیه عثمانی مخالف است و در همین بحران اخیر نیز مخالفت خود را با دخالت ترکیه در جنگ میان آذربایجان و ارمنستان ابراز داشت .

حال چرا اردوغان در سخنان اخیر خود، تنها تهران را نشانه گرفت؟ واقعیت این است که رئیس‌جمهور ترکیه در توسعه‌طلبی در حوزه عربی و به تعبیر دیگر با احیای امپراتوری عثمانی در حوزه عربی با مخالفت ایران مواجه بوده است. اما در این حوزه نیز ایران مشکل اصلی توسعه‌طلبی اردوغان نبوده است. ترکیه تلاش کرد دولت سوریه را براندازد و در آن اخوانی‌ها را به قدرت برساند و برای رسیدن به این با هر شیطانی حتی آنان که اصولاً دشمن اخوان‌المسلمین هستند؛ نظیر آمریکا و عربستان سعودی همکاری کرد و هزینه‌های سنگینی متحمل شد که فقط در بعد مالی از 50 میلیارد دلار هم فراتر رفته است. اما این همکاری به نتیجه مطلوب نرسید و ترکیه در نهایت با گسیل واحدهای نظامی خود به مناطق شمالی سوریه‌ـ شامل الباب، منبج و کوبانی‌ـ و قبول نیابت گروه‌های مسلح تروریستی تلاش کرد تا به چیزی دست پیدا کند؛ اما موقعیت چندانی به دست نیاورد و ناگزیر شد در چارچوب تلاش‌های سه‌جانبه آستانه عمل کند و در واقع وجود دولت بشاراسد در سوریه را به رسمیت بشناسد. ترکیه هم‌اکنون در این صحنه برخلاف گذشته از حمایت عربی و غربی هم برخوردار نیست و ناگزیر است در بیشتر موارد با ایران و روسیه همراهی نشان دهد و البته هرجا هم که بتواند توافقات را زیرپا بگذارد!
ترکیه در پرونده سوریه، ایران و شهید بزرگ سردار سلیمانی را مسئول ناکامی خود می‌داند و این در حالی است که اردوغان در سوریه از سیاست غلط خود شکست خورد، چرا که هیچ ملتی از جمله ملت سوریه به طور طبیعی از مداخله یک کشور خارجی علیه خود استقبال نمی‌کند و نیز هیچ کشوری نمی‌تواند در هیچ کجا با تکیه بر نیروهای تروریستی به نتیجه مطلوب خود برسد. ترکیه در سوریه با مخالفت فراگیر عرب‌ها و کردها مواجه است و این دو قوم از دیرباز حکومت ترکیه را علیه خود دیده‌اند. ترکیه در سوریه با مخالف جدی دولت سوریه و مؤتلفان آن شامل حزب‌الله و… هم مواجه است و با وجود چنین مخالفت‌هایی به طور طبیعی نمی‌تواند سیاست‌های خود را پیش ببرد. اما از آنجا که اردوغان ترکیه را با سیاست تک بعدی، اداره می‌کند و توانسته مخالفان خود را به حاشیه ببرد و با اخراج شخصیت‌هایی نظیر عبدالله گل، داوود احمد اوغلو و باباجان از حزب عدالت و توسعه بر این حزب و ترکیه سیطره پیدا کند، گمان می‌کند می‌تواند با تک عامل معرفی کردن علت شکست سیاست ترکیه در سوریه، عراق و… حریف‌ها را از میدان به در کرده و به مقصود برسد! البته ایران در پرونده سوریه در مقابله ترکیه قرار دارد، اما نه با انگیزه‌ای مشابه انگیزه ترکیه. ایران توسعه‌طلبی و تجاوز را در هر کجا از جمله در سوریه رد می‌کند و برای خود نیز حق توسعه‌طلبی و تجاوز قائل نیست؛ چنین سیاستی به طور طبیعی ما را در مقابل ترکیه قرار می‌‌دهد. سعدالله زارعی