پژوهشکده ی غیرانتفاعی

پیغام حضرت زهرا(س) به حاج آقا مجتبی

در سال 79 بین فاطمیه اول و دوم، من*در اردکان یزد منبر می رفتم. یک شب در عالم رویا به حقیر گفتند که به حاج آقا مجتبی تهرانی بگو: «خدماتی را که به حضرت زهرا (س) کردی، بی بی قبول کردند». من از خواب بیدار شدم و به ایشان تلفن کردم. ساعت 10 صبح بود. بعد از سلام و علیک به ایشان گفتم که عنایتی از ناحیه حضرت زهرا (س) به شما شده است و حضرت چنین پیغامی به شما دادند.

ایشان منقلب شد و شروع کرد به گریه کردن؛ به شدت گریه کرد و بعد از چند ثانیه که آرام شد، فرمود: «این رؤیا عجیب است! چون دیشب، من نسبت به یک سید انجام وظیفه ای کردم و حاجتش را برآوردم؛ وقتی که او رفت، من رو به قبله ایستادم و به حضرت زهرا عرض ادب کردم و گفتم: «بی بی جان؛ دلم می خواهد که شما قبول بفرمایید! حالا شما که از فرزندان ایشان هستید در اردکان با من تماس گرفته اید و دقیقاً عین جمله ای که من از حضرت زهرا خواستم به من بگویید که حضرت زهرا کارم را قبول کردند.»

۱۶ نظر

روز خود را با تورات شرو کنیم

کلیپ: ۵ چیز خوب که مساوی ۵ چیز بد است. تورات اصلی (خیلی قشنگه )
۲۲ نظر

ماجرای حضور امام حسن عسکری در گرگان

جعفر بن شریف جرجانى می‌گوید: سالى عازم حجّ شدم و در سامرّا نزد امام عسکرى(ع) رسیدم. ایشان فرمود: «آیا بعد از پایان‌یافتن حج به جرجان برمی‌گردى؟»، گفتم: آرى.


فرمود: «تو بعد از صد و هفتاد روز، در اوّل روز جمعه سوم ماه ربیع الآخر به جرجان وارد می‌شوى. به آنها بگو که من هم آخر همان روز، آن‌جا می‌آیم.


از نزد آن‌حضرت رفتم و مناسک حج را انجام دادم. و خدا مرا سالم نگه‌داشت تا این‌که روز جمعه، اول ماه ربیع الآخر، در ابتداى روز همچنان که امام فرموده بود به جرجان رسیدم، و دوستان و آشنایان براى دیدارم آمدند. به آنها گفتم که امام حسن عسکرى(ع) وعده داده است که تا آخر همین روز، این‌جا بیاید، پس آماده شوید تا پرسش‌ها و خواسته‌های خود را از او بخواهید. زمانی که نماز ظهر و عصر را خواندند، در خانه من جمع شدند. به خدا قسم! چیزى نفهمیدیم مگر این‌که امام(ع) آمد و وارد خانه شد. و اوّل او بر ما سلام کرد، سپس ما به استقبالش رفتیم و دستش را بوسیدیم.


سپس فرمود: «من به جعفر بن شریف وعده داده بودم که آخر همین روز به این‌جا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خوانده‌ام و به سوى شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اکنون در خدمت شما هستم و حاضرم تمام پرسش‌ها و خواسته‌های شما را برآورده سازم».


نخستین کسى که پرسش نمود نضر بن جابر بود. او گفت: یا ابن رسول الله! چند ماه است که چشمان پسرم آسیب دیده است، از خدا بخواه تا بینایى را به او برگرداند. امام(ع) فرمود: «او را بیاور». پس دست مبارکش را به چشمانش کشید، بینایى او به حالت اوّل برگشت آن‌گاه مردم یک به یک می‌آمدند و نیازهاى خود را مطرح می‌کردند. و حضرت نیز براى آنها دعا می‌نمود و حوایجشان را بر آورده می‌ساخت. سپس حضرت، همان روز به سامرّا برگشت‏. منبع

۱۲ نظر

پدر عرفان اسلامی

هر کس در عالم اسلام بعد از محی‌الدین آمده است تحت تأثیر محی‌الدین است و در واقع باید محی‌الدین را پدر عرفان اسلامی شمرد. علامه طباطبائی معتقدند که اصلا در اسلام هیچ کس نتوانسته است یک سطر مانند محیی الدین بیاورد.

۲۹ نظر

اعمال شرم‌آور ما

این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد؟ عملی که فرضا تمام اجزاء و شرایطش درست باشد و خالی از ریا و شرک و عجب و سایر مفسدات باشد. قیمتش رسیدن به شهوات بطن و فرج [حور و پری] است چه قابلیتی دارد که این قدر تحویل ملائکه می‌دهید؟

۲۵ نظر

چرا ما با اینکه حرف زیاد شنیده ایم،عمل نمی‌کنیم؟

ما خود عملی نداریم، ولی امید ما اوست. وقتی که به نفس خود نظر می‌کنیم، جز ظلمت و ظلمتکده چیزی نیست، ولی طرف ما خداست که همه عطوفت و رحمت و خیر است.

۲۲ نظر

«بَرِئْنِی» یا امیرالمؤمنین!

مرحوم آیت اللَّه العظمی اراکی فرمودند: در رجب سال 1397 ه. ق که به نجف اشرف مشرّف شدم، مرحوم آیت اللَّه العظمی آقای خویی فرمودند که امام جماعت مسجد مزار میرزای شیرازی که بسیار صالح و متقی بود، گفت: در حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برای زیارت رفته بودم، دیدم دو قبیله از قبایل عرب به حرم آمدند، قبیله اول به طرف ضریح مطهّر رفتند و قبیله دوم نیز به دنبال آنان.

۵۱ نظر

این اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند

راحلان طریق عشق می‌دانند که ماندن نیز در رفتن است. جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی، و این اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند. 46

۲۰ نظر

آقا منم قورمه سبزی میخوام

آیت اللَّه علوی گرگانی فرمودند: مرحوم آیت اللَّه حاج آقا حسین خادمی اصفهانی از دوستان مرحوم پدرم بود، در ملاقاتی که با پدرم داشتند، گفتند: ما به مشهد مقدّس رفتیم، محل سکونتمان کنار آشپزخانه حضرتی بود، بوی غذا را همیشه استشمام می کردیم، ولی از غذای حضرتی بهره مند نشدیم.

۷۹ نظر

عنایت خاص امام زمان علیه السلام نسبت به حفظ ایران

مرحوم آقا سید عبّاس تهرانی نقل کرد که: برادرم یکی از رؤسای ارتش روس را در مهمانخانه ای دیده بود که از روی ناراحتی با صدای بلند فریاد می کشد و می گوید: آقا خوب، ولی شماها بد.

۲۵ نظر

یک سال گذشت

مقدمه

یک وبلاگ باید فراز و نشیب های زیادی را طی کند تا یک ساله شود. فیش‌نگار هم از این قاعده مستثنی نبود. در این یک سال هم تا مرز حذف و نابودی رفت و هم تا جایگاه «تاپ تن»وبلاگ‌های بیان رسید!

۶۶ نظر

معنویت من کو!؟

از شوخی خودداری کن زیرا شوخی جلوه‌ی معنوی تو را می‌زداید.

۴۸ نظر

انسان شرعى

انسان شرعى عبارت از آن است کـه مـوافـق مـطـلوبـات شـرع رفـتـار کـنـد، و ظـاهـرش ظـاهـر رسـول اکـرم(ص) باشد و تأسى به آن بزرگوار بکند در جمیع حـرکـات و سـکنات و در تمام افعال و تروک، و این امرى است بس ممکن، زیرا که ظاهر را مثل آن سرور کردن امرى است مقدور هر یک از بندگان خدا.

۲۱ نظر

نامیرا

پی‌نوشت: کتاب  این پست را بخوانید

۲۰ نظر

حال دعا مهم‌تر از اجابت

اگر باب دعا بر روی شما گشوده شد و حال دعا پیدا کردید، بدانید که باب اجابت به روی شما گشوده شده است.

۴۷ نظر

بازنشر

تصمیم گرفتم حسم موقع خواندن این نامه ی صادقانه رو با شما به اشتراک بگذارم 🤒🤶🙏👣🏇🐞

۲۴ نظر

دم دانشجویانِ ایرانیِ هند گرم

کتاب های شهید مطهری و دکتر شریعتی که از طریق دانشجویان ایرانی در حال تحصیل در هندوستان، به دست من رسید و با مطالعه این آثار دریافتم، اسلام، بهترین و کامل ترین دین است. امروز نیز برای آشنایی بیشتر با اسلام و همچنین ادامه تحصیل، در ایران زندگی می کنم.

۳۳ نظر

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید زندگی‌ست

گفت: "زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست"
۱۶ نظر

کشتی هیچکس...

کشتی هیچ‌ کس بِه دلِ ما محل نداد
اما حسین آمد و ما را سوار کرد.


گر روضه‌ات نبود که ما دین نداشتیم
دین را برای ما، غم تو استوار کرد

۲۰ نظر

خودسازی کجاست؟!

ذات نایافته از هستی بخش

کِی تواند که شود هستی‌بخش

۲۰ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین