نگــــــــــــار

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند؛ فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت؛ و فرشته، شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

۲۹ نظر

بگو حکایت مستى که چاى مى نوشد


سماورى که به بزم حسین مى‌جوشد
بخار رحمت آن جرم خلق مى‌پوشد


حدیث کوثر و تسنیم و سلسبیل مگو
بگو حکایت مستى که چاى مى نوشد

۲۳ نظر

حافظ خوانی

گاهی یک ایده ی ابتکاری میتونه ملتی رو دست به کار کند! با تشکر از آقاگل و هیئت همراه 😌 در وسط انداختن این ایده تعبیر فال در رادیو

۳۷ نظر

خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

ما گشته ایم،نیست،تو هم جستجو نکن
آن روزها گذشت،دگر آرزو مکن


دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

۲۷ نظر

می‌روی اما بدان

رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت:

می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است

۱۹ نظر

انتقال دموکراسی با کولۀ سربازان

ما به استواری فرهنگ­مان، حقیقت مذهب­مان و اصالت انقلابمان آن قدر باور داریم که، هرگز نمی خواهیم آنها را چونان اهداف استعماری جدید بر کولۀ سربازان صادر کنیم.
۲۲ نظر

آخرین آهنگ

بعضی از ترانه ها، ریتم و ومحتوایش، حال آدم را خوب می‌کند: بعضی وقت‌ها در مسیر برگشت به خانه این آهنگ را می شنوم. دریافت

۵۶ نظر

غم ات کرده ست دنبالم

 
غم ات کرده ست دنبالم؛ چو سنگی در سراشیبی
و باران و شبِ این دره  و دیوانگی هایم ...

۲۱ نظر

مهر آمد

رفت شهریورِ دم کرده یِ طهرانِ قدیم
تا نسیمی خنک از جانبِ تبریز آمد

۴۷ نظر

آشتی با حافظ

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم

که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان؟

 

گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه‌ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

۱۵ نظر

حق داری که چادرسرکنی

دوستت دارم غریبه،،! همچنان بافاصله

دوستت دارم، نمیدانم چرا دیوانه وار...


باغ ات آباد است، حق داری که چادرسرکنی
سیب صورت, چشم خرما, گونه حلوا ,لب انار!...

۳۳ نظر

به چشم هایِ تو – یعنی وجود - دل بستم

نگاه کن! چه زیاد و چه زود دل بستم
به گل، به می، به تبسم، به عود، دل بستم

۱۲ نظر

شمشیرش معروفه

از بچه تهرونیه می پرسن : امام اول کیه ؟ یخورده فکر می کنه میگه : بابا یکم راهنمایی کنید ... میگن : شمشیرش معروفه ... میگه : آها ...ZORO رو میگید؟

۱۳ نظر

خوش بحال عجم ها

به من رساند نسیم سحر سلامِ علی

برهمنم که شدم چون «عجم» غلامِ علی(ع)

۱۶ نظر

و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم

ساده از دست ندادم دل پرمشغله را
تا تو پرسیدی و مجبور شدم مساله را...!

من «برادر» شده بودم و «برادر» باید
وقت دیدار، رعایت بکند «فاصله» را
۳۱ نظر

نقش شعر فارسی در انقلاب57

انصافاً شعر فارسى - بوستان سعدى، شاهنامه‌ى فردوسى، خمسه‌ى نظامى، دیوان حافظ، مثنوى مولوى - پر از حکمت است؛ یعنى به معناى واقعى کلمه، حکمت موج میزند در این کتابها و اندیشه‌هاى والا؛ اینها توانسته یک هویّتى براى ملّت ما تعریف کند. و این را هم به شما عرض بکنم: ما هر چه امتیاز داریم، ناشى از همین هویّت فرهنگى است؛ اگر این هویّت فرهنگى نبود، انقلاب ما هم پیروز نمیشد.

۹ نظر

من و سهراب چقدر مثل همیم!

ما بچه های یک خانه نقشه های شیطانی می کشیدیم. دزدی میوه را خیلی زود یاد گرفتیم. از دیوار باغ مردم بالا می رفتیم و انجیر و انار می دزدیدیم. چه کیفی داشت!

۴۵ نظر

از درندشت ازدحام به پهنای خلوت ستبرت

از : درندشت ازدحام

به : پهنای خلوت ستبرت

... هر بار تنهایی ام مرا بیاد شانه های کشیده، لبخند ملیح و لباس ساده ی  گلدار تو می اندازد، و گرمی دستانت و لطافت نوازشت و خنکای «زلف» دست نیافتنی ات و سردی دوری ات و چشم های امیدوارت به هنگام وداع و بدرقه ام به این سفر. کوه مهربان من! سلام

۳۸ نظر

شاعر درباری

سراغت را من از عیسی گرفتم، باز کن در را
منم من "روزبه" اما، پس از این با تو "سلمانم"

شکوه تخت جمشید اشک شد از چشم من افتاد
از آن وقتی که خاک پای سلطان خراسانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم
که من یک شاعر درباری ام، مداح سلطانم
لینک
۳۴ نظر

در کوره‌ی هجران، عیارِ یار می‌سنجند

در کوره‌ی هجران، عیارِ یار می‌سنجند
باید کمی دوری برای امتحان باشد


عاشق اگر از کوی دلبر دور افتاده
بهتر که در پس‌کوچه‌ای بی خانمان باشد.

۲۳ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین