فیشــــــنگار

بسم الله آواتار

همیشه فکر می‌کردم به تنهایی می‌توانم از پس هرکاری که شروع می‌کنم بربیایم. می‌گفتم شخصا تجربه می‌کنم تا منت کسی هم بالای سرم نباشد. اگر زمین خوردم دستم را به زانوانم می‌گیرم و یاعلی گویان بلند می‌شوم. مدتی‌است اما متوجه شده‌ام، نه! از یک جایی به بعد فقط در حال درجا زدنم. امروز هم مطمئن شدم احتیاج به کسی دارم که مستقیم کمکم کند.

 

 

وقتی کسی که مثل یک پزشک، حنجره‌‌ی متنم را معاینه می‌کند تا چرک نداشته باشد و اگر داشت نسخه‌ی حکیمانه می‌پیچد مثل امروز که دو ساعت تمام، سر متنم وقت گذاشت غصه‌ی آن سال‌هایی را می‌خورم که سر خود کارم را پیش می‌بردم.

 

 

می‌دانم که قطعا خدا باید چنین آدم‌هایی را سر راهمان بگذارد. یک مربی که یاد بدهد با اعتماد به‌نفس کارت‌ را ادامه بدهی و کارهایت را نه‌تنها تشویق، که حمایت هم بکند. هزینه‌ی دومی را هر مربی‌ای نمی‌دهد. چرا که اعتبار چندین ساله خودش را به میان می‌گذارد.  منبع


 

چون گرفتت پیر، هین تسلیم شو

همچو موسی زیر حکم خضر رو

 

صبر کن بر کار خِضرت بی نفاق

تا نگوید خضر رو هذا فراق

 

چون گزیدی پیر، نازک دل نباش

سست و ریزیده چو آب و گل مباش

بازنشرها شعر

خیلی راحت میشه عکس گذاشت

بگو راهشو :)

به همون روش قبل

چیزی تغییر نکرده

فقط لینک گذاشتن یه مقدار سخت بود که بحمدالله جاشم یاد گرفتیم

مثلا الان من بخوام یه عکس از یه سایت کپی کنم توی وبم چجوری باید انجام بدم؟

تا حالا مستقیم ضمیمه پست نکردم

مگه میشه؟ 😶

اصولا کپی می کنم

توی پنل آپلود می کنم

قسمت ارسال مطلب جدید-درج تصویر عکسو بارگیری می کنم و بعدم ذخیره یا نتشار

درج تصویر نداره پنل من! :)

یه ایکونی هست که عکس دو تا کوهه از اونجا میشه عکس گذاشت

نمیشه از فضای اختصاصی عکس آپلود کرد/ واسه من نشد یعنی

فضای اختصاصی رو که خود بیان داره

قسمت درج تصویر در کنار ادامه مطلب

مال من اینا رو نداره آقا :)

کو رفیق رازداری

کو دل پرطاقتی؟؟

مگه سبو بشکست و کاغذ بر هوا شد؟

مگه میشه؟

مگه میشه یه کاربر بمونه بی درج تصویر://

نه بیان که نمیذاره همچین اتفاقی رخ بده واسه کاربرا

نمیتونی تصویر آپلود کنی؟

حل شد

ریزیده یعنی چی؟ :)

 

داستان عکس چیه؟ :)

 

فعلا دیگه سوال ندارم :)) 

:))) شاید مثلا نازک نارنجی
عکس آواتار نویسنده مطلب رو میخواستم بذارم نشد

ادم از تنهایی خسته میشه 

کم میاره ...

هرچقدر هم که قوی باشه یا تطاهر به قوی بودن بکنه 

خسته شدن گاهی خوبم هست :)

گزینه درج تصویر قسمت پایین مطلب جدید اومده....سمت راست....کنار گزینه ی ادامه مطلب یه گزینه اضافه شده که زده درج تصویر و به راحتی میتونین عکس بذارید برای مطالبتون :)

احسنت. دقیقا دنبال همین می گشتم. ممنون ازت :))

نه،سبو که هست

کلا در تایید فرمایشاتتون گفتم

متشکرم ام شهرآشوب

.قال هذا فراق بینی و بینک سانبئک بتاویل مالم تستطع علیه صبرا

از موسی پرسیدند: سخت ترین لحظاتی که بر تو گذشت ، کدام لحظه بود گفت : با آنکه از فرعونیان تهمت ها شنیدم و از بنی اسرائیل بهانه جویی ها دیدم ، ولی دشوارترین زمان ، آن لحظه ای بود که خضر گفت : ((هذا فراق بینی و بینک ))
 
پ ن از دست دادن یک مرشد جز سخت ترین درداست اونم به خاطر اینکه صبر نداری بر علم راهنمات 
 
غلط املاییتون رو بلد کردید 
اوف :)) الان درستش میکنم!! (دقت نکرده بودم) ممنونم که گفتین

+ اون حضرت هم گویا نگاه عرفانی داشتن به همه چیز

قشنگه :) 

قابل شما رو نداره :)

حالا سوال اینجاست؛به کی اعتماد کنیم؟از کی باید کمک بگیریم؟وقتی دستمون به جایی بند نیست؟

من تا جایی که یادمه مشکلاتمو یا خودم حل کردم،یا گذر زمان حلش کرده،خیلی کم پیش اومده که حتی از کسی مشورت بگیرم واسه یه کار خیلی مهم.

دقیق نمیدونم
ولی مثلا توی نویسندگی باید از کسی کمک بگیریم که چند قدم از ما جلوتره

یه آدمهایی هستن که ما دوست داریم در آینده مثل اونا بشیم. از اونا باید مشورت بگیریم. هوم ؟

سلام

ممنونم که پستم رو درج کردین..

خواهش می کنم
نوشته قشنگی بود. سلام و درود :)

مکان درج تصویر رو نمیدونستی؟!!!

الان دونستم :|
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی