فیشــــــنگار

کتابهای خرسفید چقدر به فاطی کمک کرده بود

چهارشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۸، ۰۱:۵۴ ب.ظ

فاطی که رتبه ی یک ارشد رو آورد، هیچکس باورش نمیشد، حتی خودش! با اون داستانهایی که موقع کنکورش داشت، با اون اختلافات عمیقی که با نامزدش داشت وآخر سرم به طلاق ختم شد! فاطی هم اتاقیمون بود، لر بود. اندازه ی ماها بچه مثبت و بسیجی و این تیپی نبود، ولی دختر پایه و بامرام و خوش اخلاقی بود. خیلی با ماها حال میکرد.

 

فاطی رو میگفتم...البته آخریا خیلی درس میخوندها، از کله سحر میرفت سالن مطالعه و پاسی از شب که میگذشت، چشم بسته میومد تو اتاق و از همون دم در لامپ رو خاموش میکرد که نکنه خوابش بپره! بهش میگفتم فاطی آخرش تو یه بار از پله های این تخت میفتی و سقط میشی! که خدا رو شکر نشد!

رتبه ش که اومد، مث توپ تو دانشگاه صدا کرد! واقعا بهش افتخار میکردیم.همه جا حرف از رتبه یک هم اتاقی ما بود!

 

ragepenhan.blog.ir      امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ 2-3 minutes


 

سریع از یه موسسه آموزشی بهش زنگ زدن (انصاف گاج نبود ها)

گفتن یکی به ما گفته شما از کتابهای ما استفاده کردین. فاطی یه کم چشماشو مالوند و نگاهی به اطرافش کرد، و وقتی از خواب بیدارشد گفت بله بله! اتفاقا کتاب شما رو هم خوندم... و این شد که دعوتش کردن بره تهران

 

من و افسانه مث رقیب و عتید هی اینور و اونور گوشش می‌خوندیم که فاطی! تو مطمئنی که این کتاب رو خوندی؟ میگفت آره، اتفاقا فلانی برام همین کتاب رو آورد، یه دور هم تستای این کتاب رو خوندم! هی گفتیم فاطی! مطمئنی؟ نری دروغ بگی! (من و افسانه اون موقع خیلی بچه مثبت بودیم، مخصوصا افسانه دیگه شورشو درآورده بود، همه چیز رو از دید فقهی بررسی میکرد!)

 

فاطی دید خیلی داریم وزوز میکنیم خیلی در لفافه گفت چشتون درآد و رفت تهران... (انصافا کتابه رو خونده بود، ولی کتاب دسته اولش نبود، آخر سر یه نگاه رو تستا انداخته بود، خیلی گذرا!)

بردنش تو یه هتل لوکس! (که خودش میگفت منوبار داشته، میگفتیم چی چی بار؟؟ میگفت مرض! ندیدبدیدا !)

یه لپتاپ توپ هم بهش هدیه دادن

 

فیلمش رو هم ضبط کردن، ازینا که میگن من فاطی هستم، رتبه یک آبیاری گیاهان دریایی! کتابهای «خر سفید» خیلی به من کمک کرد تو رتبه آوردنم!

و هی تلویزیون نشونش داد و ما هی به خانواده گفتیم ایناهاش! فاطیه! هم اتاقی من!

اینکه کتابهای خرسفید چقد واقعا به فاطی کمک کرده بود مهم نیست... این داستان رو تعریف کردم که گول تبلیغات تلویزیون رو نخوریم. اینا کلی پول خرج میکنن تا رتبه اولا بیان فقط بگن ما این کتاب رو تو ویترین کتابفروشی دیدیم!

اگه نگیم نود و نه درصد تبلیغات دروغه، قطعا میتونیم بگیم آمیخته به دروغه...

 

هوشیار باشیم لدفن

بازنشرها

آقامون خیلی علاقه به سس سفید داره و به تبعش سالاد الویه

و من مخالفم بشدت

چند وقت پیش میگفت ببین این تبلیغه میگه سس کم چرب و سالم و ازین صوبتا

گفتم ببینید ما سس سالم نداریم. من درسش رو خوندم،بیا برات بگم چه خبره

تیم تبلیغات و بازاریابی شرکت میگن خب ما یه معضلی داریم که بعضی مردم سس های ما رو برای چاقی مضر میدونن، خب چیکار کنیم که این قشر تپل رو هم جذب کنیم؟ آها، بیایم بگیم این سس کم چربه و مفید برای تپلا. به همین سادگی و خوشمزگی

 

هرکس رو بتونن گول بزنن یه دانش آموخته مدیریت بازرگانی رو نمیتونن

آقا شما مجبوری رژیم بگیری چرا دیگران رو هم وادار میکنی به این کار؟ [😏]
هر چی هست ما دوس داریم بخوریم :)

@  ام شهراشوب 

 من با این همه سال بازاریابی خوندن و درس دادن هنوزم گول میخورم تو خیلی عمیق رفتی تو  جلد دانش آموختگی رشته بازرگانی بیخیال لذت زندگی به اینه که گول تبلیغات بخوری برای حضرت آقاتم الکی محدودیت ایجاد نکن به خاطر رشته بازرگانی 

از من به همه نصیحت  تبلیغات ساخته میشه که گولش رو بخورید پس لطفا هوشیار ساز بازی در نیارید 

هوشیار ساز بازی در نیارید :)))
@شهرآشوب| دیدی گفتم

ولی جدی  جدا از بحث دروغ بودن خیلی از تبلیغات ها توی کشور ما در بحث فرهنگی هم تبلیغات خیلی ضعیفه ترویج یک سبک زندگی عجیب و غریب که همخونی با سطح زنگی عمومی جامعه نداره 

یه پویشی باید برای ساخت تبلیغات سالم شکل بگیره فعلا تعداد خیلی کمی از افراد دغدغه دار توی کشور وارد بحث ساخت تبلیغات شدند  

شبکه پویا یه تبلیغی ساخته بود اگر بتونم فیلمش رو پیدا میکنم که بچه ها کار دستیایی که خودشون ساخته بودند همش خراب میشد و مادر بچه ها برای اینکه ناراحتی بچه رو رفع کنه میرفت براش تبلت میاورد که عاقااا دیگه تو لازم نیست خودت چیزی بسازی تبلت هست بشین بازی کن 

چه تبلیغ تنبل کننده ای! ضد خلاقیت حتی

سبو جان

اولا که من برا خودم مخالف سس نیستم،برا آقامون مخالفم چون کبدش چربه

 

ثانیا اگه به تبلیغاتی که ساخته میشه دقت کنید همش خونه های لوکس و میلیاردی، خانمهایی که عمل زیبایی کردن و غرق در آرایش، سبک زندگی کاملا ناسالم و هزاران مورد دیگه رو نمایش میدن

 

گریدش چنده؟

عالی بود، من هر سری این رتبه یک های کنکور رو تو تبلیغ گاج نشون میدن کهیر می‌زنم رسما

توی سریال طنز هیولا هم به معضل کلاهبرداری های کمک درسی پرداخته بود یکم

مرتضی داشتم راجع بهت قضاوت میکردم:)) میگم خدایا این چرا با فاطی هم اتاق بوده؟ بعد رفتم جلو تر دیدم چقدر این یادداشتت آشناست، 

یهو یادم افتاد که..... داشتم آماده میشدم برم برای تو هم بیانیه صادر کنم که دیدم نوشتی بازنشر ها....

با اجازه ت کامنتم ذیل همون پست، نوشته شده... عالی بودی

تو که دست به بیانیه ات خوبه ماشالله :)
بعدشم :| باید از مسئولین خوابگاه بپرسی نه از من!

مطلب جالبی بود

 

درباره همه باید ها و نباید ها و دروغ یا واقعیت هایی که داریم دور خودمون میبینیم و هر روز لمسشون میکنیم :)

 

اما ناگفته هم نمونه که اگه واقعا یکسری از این دست انتشارات نبودن شاید قبولی ها این همه نبود

و نه!شاید هم کنکور این همه سخت و غول بی سر و دم اما خوفناک نبود...

قبولی داداش به ظرفیت دانشگاه ها ربط داره
نه به این کتابا
بعدشم این کتابا یه جور سوال فروشیه پیچیده است

امسال قبول شده؟؟ آخه یکیو هی نشون میدادن میگفت میره آزمون چی چی میزنه...همون بود یا نه مال قدیمه؟

نه این ماجرا مال امسال نیست

بازنشر:

 

سلام

 

اتفاقا منم اینجوری شدم بعد کنکور

بهم زنگ زدن گفتن فلانی؟

گفتم بله

گفتن ما از مجموعه خر سیاه هستیم

گفتم امرتون؟

گفتن ۱۰ میلیون بهت میدیم فقط ترو جون جدت اسم مارو نیار با اون رتبه ات🤣🤣🤣🤣

 

 

ولی ندادن نامردا

همشون دروغ میگن

هم تبلیغات

هم وعده وعید

رتبه ات خوب بود که :))))
دیدم رزومتو !

بله!! همچین چیزهایی هم هست....

شما هم که استفاده نکردی

بله بله کاملا صحیح است (:

به غیر تایید پست، سلام عرض می کنم ^_^

سلام و درود بر مستور

بسم الله

سلام 

خاصیت تبلیغات گول زدن هست و هر چی جمعیت بیشتری گول بخورن ینی تیم سازنده کارشون و بهتر انجام دادن . 

منظورت تبلیغات بازرگانیه دیگه؟ کل تبلیغات رو که نمیگی  که؟! 😎

برای کنکور کارشناسی تو رشته ی ریاضی و تجربی انتشارات خوب کم نیس.شخصا برای پلی کپی و آزمونکا ازشون سوال میدادم. تقریبا دبیرای ممتاز دبیرستانای محل تدریسم هم همینطور بودن.

یکی از دوستان بودن آقای رضاداد یک سال باهاشون بعنوان معلم راهنما کار کردم بضیا میشناسن ایشون خودشون با وجود مولف بودن اون سال اصلا از سوالای کتابا حتی کتاب خودشون نمیدادن.

پس حرف منو (سوال فروشی کانونهای کنکور) قبول نداری؟

@ ه امیری 

ببینید خاصیت تبلیغات گول زدن نیست تبلیغات یه ابزاره که از این ابزار میشه برای گول زدن استفاده یا بهره برد یا  استفاده درست کرد حتی توی همون بازرگانیش  الان ما توی بحث کالاهای خوب داخلی ضعف تبلیغات داریم اینجااا بحث گول زدن نیست بحث سرنوشت تولیدی یه مملکته که با یه تبلیغات درست و ایجاد شناخت میتونه یه کار خونه رو رو پا نگه داره


اینجا جاش نیست که نمونه ای صحبت کنم ولی واقعاا دید باید به تبلیغات عوض بشه هم دید من مخاطب باید تغییر کنه و بفهمم تبلیغات چه هدفی داره و اجازه ندم هر تبلیغی برام ساخته بشه و از اونورم سازنده باید توی ساخت تبلیغات،  درست بودن و القای راستی رو اصل کارش قرار بدع 

یکی از بحثایی که آدم های دغدغه دار و مذهبی ازش دورند بحثای تجارت و تبلیغات و از این دست بحثاست 

  • «کلمه ی تبلیغ در زمان ما،سرنوشت بدی پیدا کرده است.
  • تا بگوییم تبلیغ،در ذهنشان می آید که یک چیزی حقیقت ندارد و با زور تبلیغ و دروغ پردازی می خواهیم آن را به خورد مردم بدهیم.
  • اما،چون امروز در بین متجددین اینگونه رواج پیدا کرده است،دلیل نمی شود که ما دست از این تعبیر برداریم. «17 »

من یه مشت کتاب خریدم ولی دریغ از یه دونه تست زدن....همه رو هم فروختم جمعا باهم :)))))))))) نفر بعدیم خوب استفاده کرد ازشون ولی

  • شکل‌گیری اقتصاد ۱۰ هزار میلیاردی حول کنکور!

حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش: اقتصاد ۱۰ هزار میلیاردی حول آن محور شکل گرفته است و ارزش افزوده در جهت اهداف تعلیم و تربیت ندارد.

باید کنکور را بر داریم و بر می‌داریم اما چه چیز را جایش بگذاریم.

بابت پیامی که نوشتم معذرت میخوام چون باعث برداشت نادرست تو دوستان شده . 

منظورم به تبلیعات تلویزیونی و بیشتر غربزده ای هست که متاسفانه رواج پیدا کرده و در عوض تبلیغ و توضیح بلیغ در مورد کالا بیشتر با اغراق و بدون اطلاعات درست و صحیح و حتی بدون دغدغه کار اقتصادی موثر یه تیم سازنده کلیپ و تیزر با گرفتن یه مبلغ هنگفت و به قول خودشون با روانشناسی اونو به خورد مخاطب میدن هست . 

ممنون که شفاف سازی کردین برای مخاطبا

واقعا خیلی رو اعصابه کامنت بنویسی و بعدش اینترنت قطع بشه و از دست بدی :/ در هر حال :)

ای کاش حداقل کتاب های دوران دبیرستان به قدری کامل بودن که نیازی به خرید کتاب خر سفید و کاج و شرکت در آزمون های میرزا کلمچی دم کوچه نداشت! فکرشو کنین از صبح تا شب میشینین درس چشمه و سنگ رو میخونین بعدش میرین تو کنکور میبینین نوشته بین فلان فردوسی با کدام بیت از لیلی مجنون قرابت معنایی دارد! حالا اون هیچی یکسال نگذشته از نظام جدید بهمون گفتن کتاب های عمومی عوض شدن و باید برین کتاب تست جدید بخرین! معلومه دیگه قاشقاشون تو یک کاسه آبگوشته! :) حالا کاری نداریم یعنی کاری نمیشه کرد! راستی تا یادم هم نرفته این کار هایی که تو وبلاگ انجام میدین واقعا جالبه! صد آفرین دارین :) به هر حال... خوش باشین و سلامت! 

چقدر چهره ات آشناست پسر! :)
کجا بودی نبودی

هعی :) خدا رو شکر هنوز از یاد نرفتیم :))) خوشحال شدم واقعا! 

داشتیم با دیو بدون شاخ و دمی به اسم "کنکور" سر و پنجه نرم میکردیم (الکی مثلا جدی نگیر!) که گیم اور شدیم و موند برای سال بعد... اکثرا داشتم برنامه نویسی و وب یاد میگرفتم بخاطر همین زیاد نمیومدم :) از شما چخبر؟ چیکار میکنین؟! :)

خودت که از یاد رفتی ولی این فنچول :) یادم مونده بود

الان چیکارش کردی این غول رو

غول موند برا سال بعد :) فعلا هنوز درگیر برداشت و پوست گیری گردو هستیم (نمیدونم واژه درستش رو گفتم یا نه!) البت به دانشگاه معمولی قبول میشدم ولی خب گفتم هیچی نخوندم اینطور آوردم بزار آماده بشم ببینم چطور میارم :)

همین گردوها رو میخوری که هوش ازت سرریز میشه :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی