فیشــــــنگار

پرسش و پژوهش و گفتگو | 📚 | وبلاگ‌نویسی روزانه

نسبت ما با غرب|دیالوگی خواندنی

پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۲۲ ق.ظ

اشاره: ( پاراگراف اول را بخوانید بعد تصمیم به ماندن یا رفتن بگیرید) شما عزیزانی که با درگیری های ذهنی من در این هزار و اندی فیش و پست که منتشر کرده ام همراه بوده اید واقف هستید که کمتر اتفاق می‌افتد متن طولانی بازنشر کنم. هفته اخیر در ادامه دغدغه ها و پرسش‌هایی که جامعه برایم ایجاد می‌کند مقاله ای به دستم رسید درخصوص اینکه«با غرب چه باید بکنیم» (این عنوان رو خودم بهش داده ام، نام مقاله چیز دیگری است)  مقاله مورد اشاره را به دقت خواندم (دو مرتبه) سپس تصمیم گرفتم چند عبارت از آن را بعنوان فیش انتخاب کنم و با شما به اشتراک بگذارم. بعد اما فکر کردم که اگر شما را با این فیش‌ها در بستر مقاله و دیالوگ زیبایی که درون آن در جریان است مواجه کنم قضیه قابل فهم تر می‌شود و اهمیت این جمله‌های کلیشه ای - که دو طرف این گفتگوی مکتوب مطرح کرده اند- بیشتر روشن گردد. حالا پیشنهاد می‌کنم دوستان در این تعطیلات آخر هفته (اعم از دانشجویان و غیر دانشجویان) این مطلب را بخوانند و به آن فکر کنند تا با هم حرف بزنیم.

 

اشاره

تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی و نقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشی های ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند. مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند.

 

اعتراف به تضاد با بنیاد فکری غرب

وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است. ایشان در همان آغاز در جهت " شناخت عالمانه واقعیت ها " می گوید: انقلاب ما با آنچه در دنیا می گذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است.

گفته اند: ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظام نظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است. دنیای امروز - غرب فکری - دارای اندیشه است، قرن هاست که شکل گرفته است، تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است، خود را با واقعیت محک زده است و اصلاح کرده است. مسئله مهم این است که این نظام ارزشی، فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛ خود به خود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است. مبانی نظام امروز بر آزادی است؛ آزادی از دیدگاه آنها یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است

بی‌توجهی به تفاوت ماهوی مفهوم آزادی

سازگاری نظام فکری، سیاسی و ارزشی غرب با تمایلات اولیه بشر حقیقتی است که نباید مورد غفلت قرار گیرد و همان طور که وزیر محترم فرموده اند، طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است.

 

انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود، از تمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین، این "آزادی " به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر می‌شود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست.

 

تعالی روحانی غایت دین و وحی است اما تمدن غرب، بشر را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است. بشر امروز بدویت را مثابه متضادی برای مفهوم تمدن می شناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد و اما بدویت - آن سان که مورد نظر ماست - نه در متضادّ تمدن بلکه متضاد تعالی روحانی است.

 

استشمام  تفکر غربی در سراسر دنیا

در همه جای کره زمین حیات افراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی، خواه نا خواه، تفکر غرب را از طریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است. تفکر و ارزش های غرب برای مردم سراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود را از سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند.

 

در داخل کشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از همان نظر که عرف جامعه غربی و غرب زده است، به ما و اعمال و سیاست های ما می نگرند؛ و متأسفانه نشریات و رسانه های ما بیش تر در دست اینهاست.

 

مسلّماً در شرایطی اینچنین همه سیاست های نظام اسلامی با عرف جامعه غرب سنجیده می شود.

 

آزادی غربی منکرات را به ارزش تبدیل می‌کند

نکته ای که آقای وزیر ما را به آن تذکر داده اند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکر غرب، که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته، چیزی خلاف عرف نیست. در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل می کند و اختیار را از کف انسان باز می گیرد عملی خلاف عرف نیست؛ قمار، زنا، همجنس بازی، جلوه فروشی، عُجب، کبر، تسلیم در برابر عادات، بندگی غیر، بندگی نفس... و حتی خود کشی امری خلاف عرف نیست. آنها حتی وسایلی ساخته اند که با آن می توان در کمال سهولت و در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد!

 

آقای وزیر گفته است: آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان - طبع اولیه انسان - تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم می کند و می گوید: نظامی که ما عرضه می کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب می شود.کسب تقوا کار بسیار مشکلی است. هدف زندگی غربی ها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر می خیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیک ها در جهت القای افکار خود سود می جوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند.

 

پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازم باید بگویم که حتی اگر ما به اندازه غربی ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم، اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می بود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحث ها ضرور می نمود چرا که ما تا جواب این سؤال ها را پیدا نکنیم و با یکدیگر به اتفاق نظر نرسیم، هرگز نخواهیم توانست شیوه مقابله درستی برای مبارزه با غرب بیابیم.

 

گفتار وزیر محترم ارشاد کاملاً درست است؛ در این جهان بی مرز هیچ قدرتی نمی‌تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند. اما مگر ... برای آنکه مردم به دینداری رو کنند حتماً باید در ذهن خویش از واقعیت فاصله بگیرند؟ این واقعیت[ارزشهای زندگی غرب] خلاف فطرت بشر است و اگر ما حجاب ها را یک سو نهیم، خواهیم دید که دعوت مردم به دینداری دعوتی است همسو با جذبه ی فطرت... اگر چه طبع بدوی بشر از آن اِعراض دارد.

 

نگاه غلط وزیر ارشاد به اسلام

گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار داده اند که اسلام فقط با دور کردن مردم از واقعیت محقق می‌شود و حال که نمی‌توان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم شدیم، همه آنچه را که دشمن می‌خواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم.

 

در اینجا حداقل سه اشتباه روی داده است که من خود را ناچار از ذکر آنها می بینم،

یک: ما هرگز نباید به این توّهم دچار شویم که تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیت کم تری برخوردار است.

 

دو: دوستان ما در یک امر دیگر نیز دچار اشتباه شده اند و آن این است که عرف خاص و عام را با یکدیگر خلط کرده اند و این جماعت معدود و محدود اهل هیاهو را بدل از " مردم " گرفته اند.

 

عرف خاصّ جامعه ما همان است که حیات خویش را در ارتباط با غرب یافته و اصلاً تصور دیگری از زندگی، تاریخ، جامعه و یا انسان ندارد. روشنفکران به این عرف خاص تعلق دارند و البته باید اذعان داشت که نشریات کشور ما و رسانه های دیگر بیش تر در اختیار اینان است، چرا که تجربه تاریخی تشکل و تحزب، ژورنالیسم و غیره را از سر گذرانده اند و اکنون از ذخایر این تجربیات بهره می برند. اما تجربیات این یک دهه بعد از پیروزی انقلاب نشان داده است که این عرف خاص جز کفی بر رودخانه بیش نیست و تحولات تاریخی جامعه ما از جای دیگری رهبری می شود که مدخلیت روشنفکران در جریان آن، جز در برهه کوتاهی از مشروطیت، واقعیت نیافته است.

 

عرف روشنفکری " عرف عامّ " جامعه ما نیست

عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است و از غرب جز تأثراتی ظاهری نمی پذیرد و بنابراین، حتی بعد از پنجاه سال حکومت پهلوی، مردم باز هم قدرت یافتند که انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند. هنوز هم چیزی تغییر نکرده است.

 

امکان حضور مردم در تحولات این دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب کم تر شده و اگر چه این معضلی بسیار بزرگ است، اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعیت دیگری که فطرت الناس در رابطه با ولایت تشخیص دهد می تواند به فعلیت برسد.

 

عرف عام همچون رودخانه ای در عمق جریان دارد، اما عرف خاص کفی است که می جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمی دهد که باطن آن یعنی رودخانه را ببینیم.

 

هیاهوها نباید ما را به اشتباه بیندازد که هر چه هست و هر که هست هم اینانند که در هفته نامه ها و ماهنامه ها و فصلنامه ها قلم می زنند.

 

سه: اشتباه دیگر دوستان ما آن است که افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی‌بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی کنند.

 

دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع سیاست های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلاب در هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می کند.

 

رادیوهای خارجی، ویدئو و ماهواره نباید ما را بترسانند

مبارزه از این پس سخت تر خواهد شد و به جای فرار از آن - و یا فرار دادن مردم از آن - و پناه آوردن به شعار قلابی " نسل سوم " در برابر نسل مضمحل دوم، که هر دو و بلکه هر سه مرعوب غرب و مُنهمِک در آن هستند، باید روی به مبارزه آورد، با این اطمینان قلبی که ما مبشّر همان تفکر نجات بخشی هستیم که جهان امروز به آن نیازمند است و در انتظار آن بوده.

 

آنچه که باید منظر امید انقلاب اسلامی را پُر کند نسلی است انقلابی و شریعتمدار که روی به هنر و ادبیات آورده است و البته ما نیز به این مشکل بزرگ توجه داریم که اسلام قرن ها از صحنه حیات اجتماعی مردم دور بوده است و اکنون تا جواب های مناسبی برای تدبیر و تقدیر مناسبات و معاملات امروز بیابد، سال ها طول خواهد کشید.

 

وزیر ارشاد نیز نوشته است: مشکل دیگر ما این است که اسلام قرن ها از صحنه زندگی دور بوده است. ما در امور متعالی مثل عرفان و حکمت در اوج تعالی هستیم ولی در آن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها برمی گردد، دچار خلأ هستیم. این خلأ، خلأ تئوریک است. اسلام اصیل همواره به عنوان مبارز حضور داشته و خواهان تغییر شرایط بوده ولی در زمینه موارد اثباتی کار زیادی انجام نشده است. در این موارد با فقه سرو کار داریم. فقه نظم عملی رفتار فردی و جمعی را مشخص می کند. فقه مصطلح ما در این زمینه ها دچار نقص است. فقه ما باید تحول پیدا کند تا با نیازهای ما متناسب شود... و البته همان طور که وزیر محترم ارشاد در جملات بعد گفته است، حضرت امام خمینی (س) نیز به این نقص در فقه مصطلح اذعان داشتند و خود در تمام زندگی در جهت جبران آن تلاش کردند. و بعد افزوده است: هر کس که این مشکلات را نادیده بگیرد و مشکل دیگر را اصل کند جامعه را از حل مشکلات باز می دارد.

 

مواجهه با غرب تسهیلگر بلوغ حکمت اسلامی است

حکمت معنایی اعمّ از فلسفه دارد و می تواند محصول تفکر عقلی باشد، وقتی در نسبت با حضور دینی تحقق یابد.

 

عقل می‌تواند در اتقطاع از وحی و در خدمت اهوای بشر و یا در نسبت با وحی، صورت های مختلفی از تحقق و تعین پیدا کند. عقل نظری و عقل عملی نیز دو وجه مختلف از امر واحد هستند و عقل یک بار در مقام نظر و بار دیگر در مقام عمل تحقق می‌یابد؛ و عمل صورتی متنزل از نظر است. بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلأ مبتلابهِ ما در نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، خلأ تئوریک نیست. اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص - هر چه هست - از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفه ای منقطع از وحی است.

 

از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفه یونان تحقق یافته است و از سوی دیگر، از لحاظ تاریخی این نخستین بار است که مواجهه ای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می دهد و تا این مواجهه اتفاق نمی افتاد، حکمت نظری دین امکان نمی یافت که در صورتی عملی تنزل یابد و پاسخگوی مسائل روز باشد.

 

و لذا، دغدغه عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان - که به نظر می آید دغدغه اصلی وزیر ارشاد و بسیاری دیگر از مسئولان نظام اسلامی است- نباید آنها را به این سمت براند که تنها راه حفظ انقلاب را در دور شدن مردم از واقعیات ببینند و از سر رعب و دستپاچگی، تلاش اصلی خود را در این جهت قرار دهند که اسلام را حامی ارزش ها و دستاوردهای تمدن امروز نشان دهند و به جای اعتماد به نسل هنرمندی که از انقلاب جوشیده اند و در جریان انقلاب پرورش یافته اند، در مواجهه با روشنفکران ضدّ دین به اختراع نسلی دیگر - هر چند من درآوردی و بی ریشه - بپردازند که در ضدیت با دین و انقلاب هیچ چیز از آن دو نسل دیگر کم ندارند.

 

سنگ را بسته و سگ را گشوده اند

تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سوی صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را تکفیر می کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روز عاجز می دانند، و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد.

 

وزیر محترم ارشاداسلامی فقط به تحجر و عوام زدگی تاخته اند و از غرب زدگی و تجدد سخنی به میان نیاورده اند. ایشان پس از ذکر این حقیقت که: اگر آهنگ انقلاب متناسب با زمان نباشد دچار مشکل می شویم. فرموده اند: (شاید آسان ترین راه را انسان های سطحی مطرح می‌کنند، یعنی اینکه رقیب ما، اندیشه مخالف ما، نباید اجازه حرف زدن داشته باشد و باید جلویش گرفته شود. اما واقعاً این راه حل مشکل ما را حل می کند؟ ملاک سلیقه کی باید باشد؟... استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد. در طول تاریخ اسلام این گونه نبوده است. اندیشمندان اسلامی به استقبال اندیشه های دیگران می رفتند و لحظه به لحظه فرهنگ اسلامی را غنی تر می‌کردند. بسیاری به صورت نادرست می‌پندارند که تنها مجاری انتقال افکار کانال های رسمی است و نباید هیچ اندیشه مخالفی در قالب کتاب یا فیلم اجازه انتشار داشته باشد و این فکر شوخی است. امواج رادیویی امروز و امواج تصویری فردا این انتقال را امکانپذیر می‌سازد.)

 

شکی نیست که استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد و میزان آن را نیز خود وزیر ارشاد در سخنان خویش معین فرموده اند: در لیبرال ترین حکومت ها در جایی که علیه نظام توطئه می شود منع وجود دارد و درک این توطئه بر اساس سلایق شخصی نیست و قانونمندی خاص خود را دارد. اما مسلّماً جای این سؤال وجود دارد که " آیا استراتژی فرهنگی نظام نمی تواند بر تقویت تلاش هایی ارتکاز یابد که در تفکر و غایات با او همسو و هماهنگ هستند؟ "

 

ما از این دست فرمان شما وحشت کرده ایم

حجاب سکوت و صبر هنگامی شکسته شده که اَتمسفر فرهنگی در عرف خاص آنچنان مسموم و نا امن است که هیچ مؤمنی احساس امنیت نمی کند. من با صراحت به مسئولان فرهنگی و هنری کشور اعلام می‌دارم که این دغدغه که فرزندان ما امروز و فردا در فضای کدام فرهنگ رشد خواهند یافت ما را به سختی به وحشت می‌اندازد.

 

کلمه حق یراد بها الباطل

از داهیانه ترین سخنانی که وزیر ارشاد در این گفت و گو به زبان آورده اند این است که: ما معتقدیم که باید با تبادل اندیشه در افراد مدافع نظام مصونیت به وجود بیاوریم. لازمه این کار این است که جامعه با آرای مخالفین مواجه شود ولی این مواجهه باید کنترل شده باشد. اما واقعاً همین استراتژی است که به منصّه عمل در آمده است؟ آیا واقعاً دوستان ما در وزارت ارشاد اَتمسفر فرهنگی جامعه را کنترل دارند؟ آیا لازمه این مصونیت اجتماعی آن نیست که در کنار مواجهه جامعه با آرای مخالفین، تلاش های دوستانه مؤید انقلاب و دینداری نیز تقویت شود؟

 

آیا لازمه مصونیت یافتن مدافعان انقلاب در مواجهه با آرای مخالفین آن است که ما اَتمسفر فرهنگی جامعه را آن گونه [بکنیم] که نسل های جدید فرصت هدایت را از دست بدهند؟

 

ما نیز با تحجر مخالفیم

اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد، باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از چاله ای به چاه نیفکند...

 

و البته باز هم صد هزار بار شکر که عرف عام از این کشاکش فارغ است و راه خویش را فطرتاً در نسبت با شریعت می یابد.

 

 


پ.ن: یادداشت سید مرتضی آوینی در حاشیه ی سخنان سید محمد خاتمی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع دانشجویان، دهم اردیبهشت 1370

پ.ن: با بیش از اندکی تصرف و تخلیص؛ به یادداشت اصلی با عنوان «تجدد و تحجر» مراجعه کنید. (اگر میخواهید مهارت مرا در این کار محک بزنید متن اصلی را با این متن مقایسه کنید)

پ.ن:انتقاد دادستان کل امریکا از پیامدهای سکولاریسم بر اخلاق در جامعه

نظرات (۲۶)

اووووفیش

خوندم و نظری ندارم .

ولی وزیره برای خودش وزیره ... خودکم بینی داره !

پاسخ:
خداقوت :)
نظرات بعد از تایید نمایش داده می شود
۲۵ مهر ۹۸ ، ۱۴:۳۷ دچار فیش‌نگار

پست‌های مرتبط:

پاسخ:
  1. تصادم

۲۵ مهر ۹۸ ، ۱۴:۴۶ ❤❤ EXOYAS ❤❤

یه جورایی یاد کلاس تاریخ تمدن افتادم که همزمان با توضیحات استاد ، بغض میکردم...

بنظرم مشکل از همونجایی شرو شد که قرنها پیش، یه سری از واقعیتارو از اسلام جدا کردن...

هنوزم دارن همین کارو میکنن، منتها به شیوه ی نوینش!!

پاسخ:
مثلا قرنها پیش چه واقعیتهایی رو از اسلام جدا کردند که باعث انحطاطش شد؟
۲۵ مهر ۹۸ ، ۱۴:۵۳ ❤❤ EXOYAS ❤❤

پیش پا افتاده ترینش، تعصبات بیخود بعضیا بود که علم رو از دین جدا کردن و به دانشمندان گفتن "کافر"...

۲۵ مهر ۹۸ ، ۱۴:۵۵ ❤❤ EXOYAS ❤❤

اونا واقعیتو نمیدونستن!

الانم کسایی که به واقعیت اشراف کامل ندارن، همچین کاری میکنن!

۲۵ مهر ۹۸ ، ۱۵:۰۲ ❤❤ EXOYAS ❤❤

البته مقصر اصلی کسیه که به واقعیات واقفه... و من!

پاسخ:
تقصیر شما چیه؟!

سلام علیکم

در مورد «اشاره»، خواندن آداب مناظره از نظر شهید ثانی جالب است. فصل اول و دوم باب سوم این کتاب:

http://ael.af/wp-content/uploads/2017/10/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C.pdf

پاسخ:
هوم از قدیم آداب المتعلمین از کتبی بوده که هر کس وارد مدارس دینی میشده باید میگذرونده

سلام

باز هم باید بخونم متن رو. البته عجالتا درباره پی‌نوشتتون باید عرض کنم که ویلیام بار اصالتا کاتولیکه و ظاهرا کاتولیک متعصبی هم هست. شدیدا هم راست‌گرا و حامی خاندان بوش و ترامپه.

پاسخ:
آره با اینکه متن یه مقدار طولانیه در مقیاس یک پست وبلاگی
ولی با کمتر از نیم ساعت وقت میشه مطالعه اش کرد.سلام :)
۲۶ مهر ۹۸ ، ۱۵:۱۴ بنفشه افتخاری

ممنون از دعوت. من اساسا با این تعبیر که غرب رو یک نظام منسجم و مخالف و متضاد و رقیب فرهنگمون بدونیم مخالفم. شدیدا مخالفم. از نظرم این تعابیر به شدت آلوده به کلی گویی و نادقیقی هاست... فرهنگ غرب یعنی چی؟ فرهنگی شامل تشدد آراء و فرهنگ های مختلف یک نظام واحد و بسیط نیست که در یک قضاوت سطحی قرار بگیرد.

فرهنگ خود ما خصوصا به لحاظ فلسفی خودش بخشی از فرهنگ غرب است. مگر نه اینکه معلم اول ما ارسطوست!!!! امروزه هم که با این تضارب و تعامل آراء این جداسازی بالکل بی معناست.

در نتیجه از نظر بنده اول باید واژه تدقیق شود. دقیقا گفته شود که منظور از فرهنگ غرب کدام تز و ایدوئولوژی است و بعد تضاد و تعاملش با فرهنگ ما سنجیده شود. البته قبل آن فرهنگ ما هم باید دقیق تعریف شود که کدام ایدولوژی یا تز مد نظر است.

سلامت باشید

پاسخ:
خانم دکتر افتخاری
استاد گرامی
سلام به شما
کامنت شما را خوندم و نکته هایی به ذهنم رسید خدمتتون عرض میکنم:
شاید غرب رو نشه یک نظام دانست اما مولفه هایی که در اندیشه غرب جزو مبانی محسوب میشه مثل «سکولاریزم» احتمالا هم با فرهنگ شیعی (دوران کنونی)  ناسازگار است و هم باهم تناقض دارند. اینطور نیست؟

  • به قول آقای اعوانی و دینانی معلم اول و حتی استاد او، فلسفه را جزوه های فهلویون رو خوانده اند.(موضوع این بحث در مرحله اول هویت است که شاید جداسازی و مرزبندی از تبعات آن باشد، شاید هم نیازی به مرزبندی نباشد؛ مسئله این است که نباید خودمان را ذیل فرهنگ غرب تعریف و جستجو کنیم) اگر بد میگم بفرمایید.

درباره تعریف های این دو بزرگوار درباره انقلاب اسلامی و چشم انداز های آن هم قضاوتتون رو بگید. با تشکر و سپاس

خیلی ممنون که لطف داشتید به ما


۲۷ مهر ۹۸ ، ۰۰:۳۱ ❤❤ EXOYAS ❤❤

من به خودم قول دادم درگیرش نشم :)

پاسخ:
درگیر غرب؟ :)

عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است 

 

 

ما معتقدیم که باید با تبادل اندیشه در افراد مدافع نظام مصونیت به وجود بیاوریم. لازمه این کار این است که جامعه با آرای مخالفین مواجه شود ولی این مواجهه باید کنترل شده باشد. اما واقعاً همین استراتژی است که به منصّه عمل در آمده است؟ آیا واقعاً دوستان ما در وزارت ارشاد اَتمسفر فرهنگی جامعه را کنترل دارند؟ آیا لازمه این مصونیت اجتماعی آن نیست که در کنار مواجهه جامعه با آرای مخالفین، تلاش های دوستانه مؤید انقلاب و دینداری نیز تقویت شود؟

 

جالبه 

اینا که روزگار الانمونه 

خیلی تعجب کردم که در پایان آدرس بیست، نه سی سال پیش رو دیدم! 

فقط اینکه تماما حس می کنم که هیچکسی درمقام تلاش عملی نیست که اگر مثل همین شبه روشنفکرها (واقعا اکراه دارم بهشون روشنفکر بگم) تلاش داشتند وضعیت جامعه این نبود 

روز به روز اوضاع خرابتر از قبله 

جتاب آوینی اگر الان حضور داشتند احتمالا روضه این روزگار رو می خوندند

 

 

 

پاسخ:
خب هنوزم (تا حدی که درصدش را نمی دانم) نشریات و مطبوعات و سینما (و به تعبیر متن :) نسل سوم ) همچنان همان راه را طی می کنند.
سلام و ممنون که اظهار نظر کردین

سلام

کامل نخوندم، خیلی طولانی بود! اما بیش از نصفیش رو که خوندم داشتم فکر می کردم نویسنده کیه و کجاست که اینچنین معرفتش عمیقه...

و الحق که الان همچون ایشانی( شهید آوینی) آزادمرد، به ندرت داریم. رحمت حق بر این شهید بزرگوار

چقدر زود و دقیق درد ها رو دیدن و بیان کردن، خیلی از بزرگان ما تازه دارند به این نقطه میرسند...

پاسخ:
تازه اصل مقاله طولانی تر هست من خلاصه اش کردم
کمتر از نیم ساعت وقت میخواد برای مطالعه با دقت.

اینکه داشتید فکر میکردید که این نویسنده کیه خوب بود :)

همچنان همان راه را طی می کنند.

 

منظورتون راه شبه روشنفکریه دیگه درسته? 

بله خوب و داریم می بینیم اوضاع روز بروز داغونتر و فجیعتر میشه 

در همین فضای مجازی دیدم اشخاصی که ترس دارن از مدرسه فرستادن بچه هاشون. 

در همین فضای مجازی تحصیلکرده هایی رو می بینم که غرقند در رویای سکولار بودن ایران و قبله آمالشون رفتن به آنسوی مرزهاست 

و اینکه تحصیلکرده هستن فقط یک معنی داره 

اینکه پرورش انسانها در این جامعه در راستای چیزهای دیگه ای بوده 

 

 

پاسخ:
منظورم اینه که دارن در چارچوب ارزشهای غربی کار میکنن


۲۸ مهر ۹۸ ، ۱۶:۵۵ بانوچـه ⠀

ممنون از دعوتتون.

متن طولانی بود و کمی خسته‌کننده (چون آمادگی ذهنی چنین متن طویلی رو نداشتم اینجا) اما چسبید.

دم ِ شهید آوینی گرم و باید گفت مرحبا به این شناخت و این علم.

پاسخ:
میدونید چون این مطلب رو بعد از این دوتا پست مرتبط خوندم و بنوعی بقول شما این دو تا پست باعث آمادگی ذهنی من شده بود. (به هر حال تشکر میکنم که اومدی و خوندی 🌼)

۲۸ مهر ۹۸ ، ۱۸:۳۴ Daisy ‌‌‌‌

از صبح این صفحه رو باز نگه داشتم، دقیقا اون نیم ساعتی که نت رو قطع کردم و شروع به خوندن کردم همزمان شد با همون نیم ساعت تغییر قالب شما!!! :) 

بعد بگید شانس وجود نداره! :)))



قسمت های رنگی شده، برای تأکید بود؟ 

پاسخ:
خیلی روش خوبیه ها
که آدم وقتی میخاد یه چیزی رو بخونه نت رو قطع کنه :)

+ آره قسمت های ابی و قرمز مربوط به حرفهای دو طرف هست
۲۸ مهر ۹۸ ، ۲۰:۰۵ آب‌گینه موسوی

سلام و ادب

سپاس بابتِ دعوت و استفاده کردم.

کاملاً موافقم و هیچ مخالفتی با سیّدِ اهلِ قلم ندارم. :)

امّا به نظرم، بزرگ‌ترین مشکل در همۀ مباحث، اختلافِ در تعاریف است! :) 

پاسخ:
یعنی شما هم معتقدین آزادی که در تمدن غرب وجود دارد فرد را به سمت تعالی نمی برد؟

سلام بر دوست و همراه گرامی مان از مشهد مقدس (مثل این مجری های برنامه رادیویی) :)

۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۰:۲۳ آب‌گینه موسوی

خیر. 

:)

پاسخ:
بعد فرق آزادی ای که آقای خاتمی مطرح میکنه با این آزادی غربی چیه؟ شما که اون دوران رو درک کردین :) به این فکر کردین؟
۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۶:۴۵ آب‌گینه موسوی

فرق نداره. فقط با مغلطه و لفّاظی بیان شد که مبادا واکنشِ زیادی نشون داده بشه. 

 :)

پاسخ:
به نظر من آقای خاتمی و بیشتر اصلاح طلب ها (کم و بیش) دغدغه حفظ دین رو دارند.
۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۷:۰۸ آب‌گینه موسوی

نظرتان محترم است. 

پاسخ:
من میتونم شواهد بیارم واسش
شما هم میتونید ؟
۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۷:۱۹ آب‌گینه موسوی

لطف کنید. خوشحال می‌شوم. 

ولی بعید می‌دانم، کسانی که دغدغهٔ حفظِ دین داشته باشند، وزارتِ ارشادشان، تعاملاتشان با هنرپیشه‌ها و سطحِ اقتصادیِ خود و خانواده‌هایشان و نگاه و جهان‌بینی‌شان نسبت به غرب و مسائلِ داخلی مثلِ مقاومت و شهدا و رهبری و .... این‌گونه باشد که تا کنون رفته است. 

دغدغه یعنی دلت بتپد برای بی‌دین شدن مردم به هر طریقی....

پاسخ:

مثلا این: با دین چه باید نکنیم؟


خواهش میکنم. البته نظر من هم قطعی نیست بر اساس مطالعات و شنیده هام هست

۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۷:۳۴ آب‌گینه موسوی

خب این مطالب همان حرفِ من را ثابت می‌کند. باید دید، قدسیّتِ افراطی از نظرِ ایشان چه تعریفی دارد و چیست؟ از این دست افاضات بسیار داشته و از بیانِ این گونه گزاره های کلّی و بی‌تعریف و تحدید، بسیار سود برده تا شعائر و عقاید را زیرِ سؤال ببرد. 

 

پاسخ:
  • دین در این لحظه حساس و نفس‌گیر تاریخی می‌تواند به کمک انسان بیاید، بی‌آنکه به دست‌آوردهای مثبت تمدن بشری آسیب برساند،

ایشون در همین مقاله معتقدن اوضاع کنونی شرق و غرب نشان می دهد که بازگشت به دین یک ضرورت تاریخی هست و در ادامه تاکید میکنن این احیای دین نباید هیچ آسیبی به دستاوردهای تمدن غرب بزنه

۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۸:۲۶ آب‌گینه موسوی

ضرورتِ تاریخی؟ یعنی ممکنه جای دیگه، وقتِ دیگه دین ضرورت نداشته باشه؟ :)

کدوم دستاوردِ غرب؟ آزادی؟! :)

والّا میگن در موردِ روابطِ خلق با خالق قضاوت نکنین. شاید هم واقعاً دردِ دین دارن. خدا کنه! مارو هم دعا کنن!

پاسخ:
همه ی دستاورداشو منظورشه (میگن تمدن غرب آزمون و خطاهای زیادی طی کرده-منظورش قرون وسطاس- تا به این جا رسیده) و ما از این نظر دچار خلاء تئوریک هستیم (هر چند توی فلسفه و عرفان خیلی جلو رفتیم) همه رو از مکتوبات آقای خاتمی دارم میگم. (اگه بخوام درباره آقای خاتمی و کلیت جریان اصلاحات قضاوت کنم که الان زوده ولی ارجاع میدم به پست شماره 1043 با عنوان دوگانگی ناممکن شده است)
۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۸:۳۵ آب‌گینه موسوی

بله. خواندم آن را. 

سپاس.

پاسخ:
نه صبر کنید تا بیشتر توضیح بدم :)
۲۹ مهر ۹۸ ، ۱۸:۵۹ آب‌گینه موسوی

بفرمایید. :)

پاسخ:
دیگه انهدرت؛ پرید رفت :)
۳۰ مهر ۹۸ ، ۱۴:۲۵ ❤❤ EXOYAS ❤❤

:)

پاسخ:

کامنت خالی نفرست :)
دیگه نموداری در کار نیست
۰۳ آبان ۹۸ ، ۰۱:۰۵ ❤❤ EXOYAS ❤❤

😂

خو سوال بی جواب نپرسین که اینجوری نشه😅

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر با ذکر نشانی یا "ایمیل " کامنت بدهید| پیشنهاد می‌کنم مطالب کوتاه را دو بار بخوانید| از صفحه «معرفی وبلاگ» دیدن فرمایید.


🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
فیشنگار:

25آبانماه 1398: اولین برف پاییزی که ننشست

آخرین نظرات
تصاویر زیباسازی نایت اسکین