فیشــــــنگار

پرسش و پژوهش و گفتگو | 📚 | وبلاگ‌نویسی روزانه

شناخت معروف و منکر اجتماعی وظیفه رهبر

چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۳۸ ب.ظ

پ.ن: امروز یکی از فیشهای کتاب بایدها و نبایدها با موضوع امربه معروف اثر شهید دکتر بهشتی که یادم رفته بود منتشر کنم. این مطلب درباره ضرورت وجود رهبری واحد در جامعه شیعی از زاویه امر به معروف و تشخیص مصلحت جامعه توضیح می‌دهد(به نظر می‌رسد ایشان نگاه جدیدی مطرح کرده اند) بخوانید:

 

شناخت معروف و منکر در بسیاری از موارد، بخصوص موارد مربوط به تلاشهای اجتماعی، از حدود آگاهیهای فردی فراتر می‌رود و امکاناتِ معلوماتی اشخاص برای شناخت معروف از منکر در بسیاری از این موارد کافی نیست.

 

تنها رهبری است که با آن دید بالا، با آن دید محیط، با اطلاعاتی که از هر گوشه جمع می شود و آنجا زیر و زبر و موازنه می شود، می‌تواند بگوید امروز این کار مصلحت است؛ لازم است؛ معروف است؛ انجام بدهید.

 

[و شاید] فردا در مورد همان کار می‌گوید مصلحت نیست؛ منکر است؛ انجام ندهید. متأسفانه گاهی در قشر مذهبی ما این نقطه ضعف دیده می‌شود که درباره رهبران از همین مجرا به شک می افتند. می‌گویند آقا، یعنی چه که این آقا دیروز می گفت این کار را بکن، امروز می گوید نکن! معلوم می شود او اصلاً یک رهبر ثابت قدم ثابت رأیی نیست!

 

ما اصلاً رهبری را آن طور که باید هنوز نفهمیده ایم. ... چون جامعه ما یک جامعه ای بوده [جامعه شیعه] که دیمی بزرگ شده، اصلاً آشنایی اش با الفبای رهبری خیلی کم است. بله! رهبر همان رهبر است، ولی در شرایط سیاسی و اجتماعی خاص می‌گوید این کار خوب است، و در شرایط دگرگون شده فردا می‌گوید همان کار با همان برچسب بد است. این کمال رهبری اوست نه نقص او.

 

 

رهبری باید با شناختی جامع، با آینده نگری در حد ممکن، روی کارها حساب کند؛ روابط آنها را با هم در نظر بگیرد؛ آن وقت فرمان بدهد این کار را بکنید. این می‌شود معروف. با فرمان او که حاکی از این است که مطالعات رهبری نشان داده است این کار مصلحت است، ما می‌فهمیم که این کار معروف است. فرمان او نشانه ای است برای ما برای کشف این واقعیت که اینکار معروف است و با منع او می فهمیم که این کار منکر است.


 

وای به آن وقتی که در یک جامعه خام و ورزیده نشده در کار متشکل و تشکیلاتی و برخوردار از رهبری، هر کسی بخواهد سیاستمدار روز باشد و درباره این مسائل پیچیده بکن - نکن بگوید!

 

اگر شما یک بیمار عزیر در خانه داشته باشید و بر طبق سنت معمول زندگی و سنت اجتماعی ما هر کس از راه رسید مداوایی برای آن بیمار کرد - آن رسید، گفت آقا فلان دوا بسیار جالب است، تجربه کردیم خیلی خوب است، به او بدهید بخورد؛ دومی می رسد، می گوید آن داروی دیگر، آن شربت را تجربه کردیم، خیلی جالب است، به او بدهید بخورد؛

 

سومی می رسد، می گوید آن آمپول تجربه شده است، خیلی مفید است، به او تزریق کنید؛ چهارمی فلان کپسول؛ پنجمی فلان قرص؛ ششمی فلان جوشانده؛ هفتمی فلان معجون؛ هشتمی فلان طلسم؛ نهمی فلان آب... آیا شما در درمان این بیمار عزیزتان گوش می خوابانید ببینید این و آن چه می گویند، یا به یک طبیب قابل اعتماد مراجعه می کنید؟

 

 

چطور درمان یک بیمار، به تشخیص شما انسان پیشرفته، فراتر از آن است که با طبابتهای سرپایی عمومی صورت بگیرد، اما درمان مسائل اجتماعی را این قدر ساده می گیرید؟

 

آنچه ما در بحث امشب می خواستیم به آن برسیم این است که شناخت تزاحم و برآیند نهایی معروف و منکر، در بسیاری از مسائل اجتماعی از توان فرد خارج است و باید در دایره وظایف رهبری امت قرار بگیرد.  (بایدها و نبایدها: جلسه هفتم)

نظرات (۲۶)

۰۱ آبان ۹۸ ، ۱۳:۵۱ ** گُلشید **

روحشون شاد.

 

این بخش از سخنانشون چه آشنا به نظر میاد: وای به آن وقتی که در یک جامعه خام و ورزیده نشده در کار متشکل و تشکیلاتی و برخوردار از رهبری، هر کسی بخواهد سیاستمدار روز باشد و درباره این مسائل پیچیده بکن - نکن بگوید!

پاسخ:
سلکتتون عالی بود :) (استعداد فیشنگاری رو داری)

سلام

خدا رحمتشون کنه

اینکه فرمودن: ما اصلا رهبری را آنطور که باید هنوز نفهمیده ایم... مشکل تاریخیه!

تو تاریخ هم که می خونی، علت خیلی از درجا زدن ها و همراهی نکردن های مردم معاصر با معصومین علیهم السلام، همین نداشتن شناخت و  درک درست از رهبر و  رهبری و جایگاهش در جامعه هستش. 

 

 

پاسخ:
سلام و رحمت خداوند بر شما باد :)
و شاید یکی از دلایل اصلی غیبت امام؟

دید سیدناالشهید(ره)در این مورد تئوریزه کردن دیکتاتوری شخص رهبر بنظر میاد!

با پذیرش این نظر در واقع قدرت امر و نهی برهبر رو از مردم کلا سلب میکنن.

درمورد رهبری غیرمعصوم امر و نهی باید کرد.

پاسخ:
منظورشون اینجا مرجع تقلید نیست؟
۰۱ آبان ۹۸ ، ۱۴:۴۷ ** گُلشید **

استعداد دارم:)

 

الان من به کدامین سو پرواز کنم؟:)

پاسخ:
به سوی آشیانه:))

مخالفم 

سلام

پاسخ:
با اینکه مصلحت جامعه رو یه رهبر مشخص بکنه؟ چرا :)

سلام و درود بر شما

هشتگ تنها راه نجات کشور = اطاعت از رهبری

پاسخ:
مهدی ترابی؟ :)

این پست داره درباره دیکتاتوری حرف میزنه 

داره میگه سمعا و طاعتا کنید در مورد کسی که امام معصوم نیست و چه معنی میده کسی فکر کنه که چیزی می فهمه در برابر رهبر! :| 

 

پاسخ:
وقتی قراره یه تصمیم جمعی(و اجتماعی) گرفته بشه، هر چند همه باید به رهبر کمک کنند تا فهم دقیقی از وضعیت داشته باشه ولی یک نفر باید باشه که مسئولیت کامل این بررسی ها رو بر عهده بگیره و وقتی همچین کسی پیدا شد و بررسی ها را کرد و صلاح و مصلحت را پیدا کرد دیگه ما مردم معمولی باید بهش اعتماد کنیم مگر اینکه ما هم به اندازه اون رهبر وقت بگذاریم و تحقیق کنیم و به نتیجه دیگه ای برسیم. کلیت حرفتون رو قبول دارم


[حالا که مخالفی به این سوال خوب فکر کنید] فقط از معصوم باید اطاعت کرد؟ مثلا وقتی پیامبر(ص) اُسامه رو فرمانده سپاه کرد، بعد حضرت علی(که شیعه معصوم می داند) هم اگر در اون سپاه بود حالا سربازان باید از اسامه اطاعت کنند یا از امام علی؟

.

پاسخ:
.
:)

اگر امام علی قرار بود تو اون سپاه باشه مطمئنید بازم اسامه فرمانده میشد? 

پاسخ:
سوال مهمیه حالا شما فرض بگیرید که اینجوری شده :) (من چون تاریخ صدر رو زیاد نخوندم نمیتونم مثال واقعی بیارم)

+ اصلا امام علی رو میذاریم کنار :) (فک کن پانتومیمه) بقیه سربازهای جان بر کف مسلمان میتونن وسط معرکه به حرف شما استناد کنن که «ما فقط از معصوم اطاعت می کنیم؟»  و اسامه هم که معصوم نیست. تازه سنش هم کمتر از ماست.

بسم الله

سلام 

ما اصلاً رهبری را آن طور که باید هنوز نفهمیده ایم. ... چون جامعه ما یک جامعه ای بوده [جامعه شیعه] که دیمی بزرگ شده، اصلاً آشنایی اش با الفبای رهبری خیلی کم است

به نظرم پاسخ همه تناقضات فکری ما در نگرش به این پست در همین کلام شهید نهفته است. 

وقتی من هنوز جایگاه شخص رهبر و ولی فقیه جامعه رو نمیشناسم چطور میتونم درک کنم چرا اون باید در لحطه های حساس سیاسی و اجتماعی معروف و منکر رو تشخیص بده و معرفی کنه. 

به عنوان مثال در بحث وحدت شیعه و سنی حتی خیلی از بزرگان دین هم به اعتراص و مخالفت علنی و غیر علنی پرداختند و امروز میبینیم نتیجه اونهمه اصرار نگهداشتن خانواده بزرگ اسلام در بزنگاه های سیاسی و اجتماعی دنیا رو . 

واقعا اگر در فراز و فرود های یک حکومت رهبر اون جامعه امر و نهی رو تعیین نکنه چه طور میشه با اینهمه تفاوت آراء اون جامعه رو حفظ کرد و حتی نجات داد ؟؟!!


نگاه شهید یک افق بسیار بالا و کلان هست و روی شخص بحث نمیکنه بلکه حرف ایشون روی مسئولیت و مقام رهبری هست.


جنگ ها و انقلاب های سالهای اخیر در کشورهای مختلف که لزومی برای داشتن یک رهبر رو حس نکردن و با تشخیص جمعی سیاستمدارهاشون خواستن انقلابشون رو حفظ کنن و در نهایت اونهمه تلاش و خون ریخته شده رو به نابودی کشوندن گواه این ادعای شهید هستش.

خوندن تاریخ برای عبرت گرفتن هستش. به نظرم مردم زمان حیات ائمه هم حصرات رو نه به عنوان امام معصوم و نه حتی رهبر جامعه اسلامی قبول نداشتن و نتیجه اش تو تاریخ میشه تنها موندن امام مجتبی تو جریان جنگ با معویه و در نهایت هزینه شدن ولی امر و پذیرش صلح

اتفاقا سیاستمدارهای اون روزگار هر کدوم نظر شخصی دادن و حتی فرماندهان جنگی خودشون شروع کردن به تشخیص اینکه الان وقت جنگ نیست ،یا من به عنوان یک فرمانده جنگی تشخیص میدم این جنگ معلوله است و باید کنار کشید و تیم خودشون و برداشتن و عقب وایسادن و دیدیم تو تاریخ نتیجه اش رو


یا تو جنگ صفین به نظر شما حضرت علی رو امام معصوم بحساب اوردن که باید حرفش رو به صورت محض پدیرفت ؟؟؟ نه اتفاقا نکردن و نتیجه باعث شد تاریخ اونجور رقم بخوره


ما حتی تو جریان اواخر پیامبر هم داریم که حضرت شخص اسامه رو رهبر یه جنگ معرفی میکنه ولی سیاستمدارا تشخیص میدن که سنش کمه و میرن دنبال تعیین و تشخیص از روی تخصص افراد و اون جریانات اتفاق میافته. دقت کنید حتی حرف خود پیامبر رو نمیپذیرن چون اصلا ایشون رو در مقامی نمیبینن که اطاعت بی چون و چرا داشته باشن.(دقت کنید نداشتن شناخت سبب این عدم پدیرش میشه و این به فرد خاصی مربوط نیست به پدیرش یک امر بر میگرده امر اطاعت از ولی حتی اگر اون پیامبر یا امام معصوم باشه)


به نظرم باید اول لزوم وجود امر  رهبر در جامعه اسلامی و شناخت دقیق داشتن از این جایگاه و اطاعت کردن از روی این شناخت و اگاهی رو برای خودمون جا بندازیم تا اونوقت تفاوتهاش رو با دیکتاتوری و اطاعت کورکورانه متوجه بشیم. 

(یه کم پاسخ به نظر جناب پاییز هم دادم البته با عرص ادب  )

پاسخ:
خیلیی ممنون که توضیح دادین چون شاید من درست منظور سوال ایشون(خانم پاییز) رو متوجه نشده بودم.

یه نکته ای که به ذهنم رسید اینه که این جور اطاعت از رهبر (که شهید بهشتی مطرح میکنن) رو شاید نشه معنای سیستماتیک و اطاعت اجباری تلقی کرد. شاید لفظ پیروی و همراهی با رهبر بهتر منظور ایشون رو برسونه (دلیل دارم: چون این تبعیت و اعتبار رهبر به پشتوانه ایمان افراده، و چون ایمان یه امری هست که شدت و ضعف داره در افراد به همان میزان این پیروی و همراهی با رهبر شیعی هم شدت و ضعف داره ولی روی هم رفته اکثریت یا همه جامعه به نحوی از رهبری با این تعریف پیروی می کنند که با اطاعت یه مقدار تفاوت معنایی داره) مطلب عمیق بود :) دقت شود

ماجرای اسامه رو که راستش وقتی فکر می کنی خیلی راحت می فهمی چرا قبول نکردن 

چون قضیه اسامه نبود قضیه این بود که اونا نمی خواستن از مدینه برن به همون دلیلی که پیامبر امام علی رو نذاشتن بره :) 

 

 

قبول کردن فرماندهی یک نفری که مستقیما توسط ولی مامور شده (دقیقا به نام) برای یک جنگ با قبول کردن کسی برای رهبری تمام و کمال کل زندگی یه ملت فرق نداره? تازه همون فرمانده خودش کلی جلسه و شور و اینا میذاره و نظرات بقیه رو گوش می کنه 

نه اینکه بقیه چی میفهمن و شماها دیمه بار اومدین ما بهتون رو دادیم خیال کردین خونه خاله است :| 

میگم رهبر آمریکا کیه?

پاسخ:
رهبری تمام و کمال کل زندگی یه ملت چیه دیگه؟ :))
حرف خوبی زدین. ببین بذار چنتا نکته از این کتاب بگم شاید مفید باشه:
  • یک: شهید دکتر بهشتی به صراحت تمایز قائل شده میان مسائل زندگی ملت و مسائل اجتماعی |link|
  • دو: تعیین مصالح اجتماعی کلی رو وظیفه رهبر میدونه که از طریق تحقیق و تلاش او(یعنی اجتهادش) بدست میاد.
  • سه: مردم ملزم به تبعیت از اجتهاد رهبری در این مسائل اجتماعی هستن.


اصلا اسامه رو ولش کن :) (هر چند به تعبیر خانم امیری برخی از شخصیت ها حرف اسامه که هیچ حرف خود پیامبر رو هم اطاعت :) نکردن ولی هیچ برخوردی باهاشون نشد[اینجاست که میگم احتمالا اطاعت با پیروی و همراهی تفاوت داره ])

کل زندگی یک ملت یعنی کل زندگی 41 ساله ی بعد انقلاب 

هنوز لینک رو نزدم اما منظور منم وجهه های اجتماعیه 

 

اسامه رو چون خانم امیری حرفشو زدن ادامه دادم 

پاسخ:
کار به مصداقی که میگی ندارم ولی رهبری اصولا یه مسئله ی اجتماعیه و در موضوعات فردی مسئله رهبری مطرح نمیشه منطقا.

خود شهید بهشتی هم تو این کتاب دارن مصداقی روی این نوع پذیرش حرف میزنن و میگن 

  • شناخت معروف و منکر در بسیاری از موارد، بخصوص موارد مربوط به تلاشهای اجتماعی، از حدود آگاهیهای فردی فراتر می‌رود و امکاناتِ معلوماتی اشخاص برای شناخت معروف از منکر در بسیاری از این موارد کافی نیست.

در ادامه هم سید میگن این اگاهی و احاطه رهبری به واسطه اطلاعات زیادی که به اون میرسه و با مطالعات دقیق و موازنه اونها این تشخیص رو میده.


الان یه سوال دارم اینکه تو روایت داریم اگر دو نفر هستید یکی باید رهبر باشه و اون یکی رهرو  چه جوری ممکنه بدون اطاعت اتفاق بیافته؟


خب دو نفر ممکنه دو تا برادر دو قلوی همسان با شرایط بسیار نزدیک به هم باشن اونوقت هر کسی ساز خودش رو بزنه امکان داره؟ یا اینکه یه جاهایی پیروی کنه به قول شما و هر جا تشخیصش این نبود نکنه؟ میشه؟

پاسخ:
همینجوری که توی جامعه بشری می بینیم.
و همین طور توی جامعه شیعی مشهود بوده (که - در کنار بصیرت و جهاد رهبران-  این میزان اطاعت و محبوبیت و نفوذ رهبر در جامعه بوده است که، بقا و ماندگاری یک تمدن یا امت رو مشخص کرده)

حالا ما خودمون از رهبری بدمون نمیادا

پاسخ:
منم از کامنت گذاری که بیاد یه فیش رو به چالش بکشه خوشم میاد :)

لینک رو دیدم 

حرفم همونهاست که گفتم 

پاسخ:
اینکه باید شخصا ازش اسم برده شده باشه؟ :)

کل پست به کنار این عکس فوتبالیسته به کنار:)

اسمشون چیه؟

پاسخ:
مهدی ترابی
اون نفر دوم هم میخوره محمد انصاری باشه :)

بله شاید... 

پاسخ:
پس خدا بهمون صبر بده با این سرعت رشدامون :)

اینکه اون قدر کلی و مبهمه که س و ء ا س ت ف ا د ه ازش راحت میتونه بشه و الان هم م ع ل و م ن ی س ت نشده باشه 

پاسخ:
امکان سوء استفاده رو بشدت قبول دارم :))

در متن برجام دقت کنید رو یادتونه? 

نباید جوری باشه که بشه ازش سوءاستفاده کرد

واسه همینم میگم مخالفم 

اینکه صدر اسلام با معصوم چی کار می کردن نه به من ربطی داره نه به رابطه ام با غیرمعصوم الان. 

که اگه قرار به تبعیت کورکورانه باشه پس چرا امکان ناکارآمد اعلام شدن یک رهبر وجود داره? 

پاسخ:
الان شهید بهشتی از شما تبعیت کورکورانه خواسته؟ من که اینجوری برداشت نکردم :) البته برداشت شما رو هم نفی نمیکنم (با توجه به اینکه ایمان هم باشما هم نظره)

از آخر به اول:

یوع 

چون کسی دیگه نظرش شبیه منه نظر منو نفی نمی کنید? 

شما اینجوری برداشت نکردید، من ولی برداشت کردم استدلالی که بشه ازش جور بد هم برداشت کرد به درد نمی خوره 

می دونی یاد چی افتادم? یاد اینکه نمیشه هیچ اعتراض اجتماعی اقتصادی تو این مملکت کرد چون یه برچسب بهت میزنن که شما ضد هستید و می برنت 

پاسخ:


منظورم از ایمان هم این بود که وقتی چند نفر این برداشت رو از متن کردن پس شاید ایراد به متن برگرده. درسته؟ :) منظورم این بود
+ من نمیذارم شما رو ببرن :)

:)))) چجوری دقیقا? 

۰۲ آبان ۹۸ ، ۲۲:۳۷ سربازِ روزِ نهم

fnb77 کیه؟

۰۴ آبان ۹۸ ، ۱۱:۳۸ مهدی صالح پور

چه حرف حساب بود

و چه قابل تفسیر...

پیدا کردن این رهبری که بهشتی میگه کار آسونی نیست.

سلاام

خوبی جناب دچار؟ :)

 

 

"رهبر همان رهبر است، ولی در شرایط سیاسی و اجتماعی خاص می‌گوید این کار خوب است، و در شرایط دگرگون شده فردا می‌گوید همان کار با همان برچسب بد است. این کمال رهبری اوست نه نقص او."

 

+ یه سوال(با فرض اینکه رهبری که تو جملات بالا ازش یاد شده، معصوم نیست)..

ب نظرت "نیازه" که رهبر "دلیلِ" چرخش 180 درجه ایِ نظرش در شرایط دگرگون شده رو جهت تنویر افکار عمومی بگه یا نه؟

 

البته.. ب نظر این موضوع تهش به مسئله ولایت مطلقۀ فقیه میرسه که اگه منظورت اون موضوعه که جواب سوال رو هم ندادی، ندادی...

۰۶ آبان ۹۸ ، ۱۳:۲۷ مردی بنام شقایق ...

سلام

 

به نظرم این متن رو کسایی که خودشون کار مدیریتی کردن (از هر نوعش... کاری که باید یه تیم یا گروهی رو به سمت هدفی معلوم هدایت کنن با کمترین هزینه و بیشترین راندمان) بهتر میتونن لمس کنن و درک کنن

 

 

بعضی حرفا تا وقتی خود آدم تو مرحله اجراش نباشه و گیر نکنه نمیتونه صحت و سقمش رو بفهمه

 

۰۶ آبان ۹۸ ، ۲۰:۰۰ ابوالفضل ثابت

:)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر با ذکر نشانی یا "ایمیل " کامنت بدهید| پیشنهاد می‌کنم مطالب کوتاه را دو بار بخوانید| از صفحه «معرفی وبلاگ» دیدن فرمایید.


🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
فیشنگار:

25آبانماه 1398: اولین برف پاییزی که ننشست

آخرین نظرات
تصاویر زیباسازی نایت اسکین