فیشــــــنگار

آوارگی معرفتی* درآمدش خوبه

دوشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۷ ق.ظ

در یکی از همین شب‌های پاییزی در کمال بی‌حوصلگی کتاب«ارتش سری روشنفکران» را برداشتم و ورق زدم. سپس آن را از همسرم امانت گرفتم که بخوانم(اعضای خانواده ما حساسیت زیادی نسبت به کتابهای خود دارند) ورق که زدم عنوان کتاب برایم جذاب نبود؛ عنوان فصل ها نیز. اما بخش مقدمه یا درآمد کتاب مطالب مفیدی درخصوص برخی فیلسوفان مطرح و مکتب‌های معاصر فلسفی داشت.

 

پ.ن: متاسفانه در روزهای گذشته و ساعتی که بنده به پنل دسترسی نداشته ام یکی از پست‌های پیشنویس به اشتباه منتشر شده است که از این بابت از خوانندگان و همراهان فهیم فیشنگار عذرخواهی می‌کنم.(بایید دربارش حرف نزنیم)

 

پ.ن: ابتدا عنوان مطلب را «درآمدش خوبه» گذاشته بودم که یعنی بخش«درآمد» کتاب، خوب بود اما در تورقی که دوباره در آن بخش زدم دیدم دور تعبیر «آوارگی معرفتی» با مداد خط کشیده ام؛ بر آن شدم! که بیارمش توی عنوان| و اینگونه شد که امروز با یک عنوان ترکیبی در خدمت شما هستیم.

اندیشه سیاسی برای علاقمندان به فلسفه تاریخ انقلاب معرفی کتاب

حداقل یه خط از کتاب رو مینوشتید که ما احساس کنیم از مطلب چیزی دستگیرمون شده! 

پیشنهاد خوبیه :)
کتاب ارتش سری روشنفکران:: درآمد

یورگن هابرماس از محمد مجتهد شبستری به عنوان گزینه مقبول غربی‌ها برای «همسان سازی اصول اسلامی با علوم انسانی سکولار» رونمایی کرد: یک مارتین لوتر جدید و البته، همان‌طور که فرانسیس فوکویاما می‌گفت آمریکایی‌ها در ایران صاحب چند لوتر برای تحقق پروژه‌ی «رفرم مذهبی در خاورمیانه» هستند. (86) او نه فقط با فوکویاما که با ساموئل هانتینگتون و هانا آرنت نیز درباره «رسالت سرنوشت‌ساز علوم انسانی» برای مبارزه با «توتالیتاریسم» هم نظر بود.

به اعتقاد هابرماس «علوم انسانی انتقادی» مانند فلسفه، جامعه‌شناسی، سیاست و روانشناسی باید به «وحدت» دست یابند تا موجب «آزادی» و «سکولاریزاسیون» شوند. (87)


یک روز پس از اقامت در تهران، غلامرضا اعوانی صبح 22 اردیبهشت 1381 او را برای ایراد سخنرانی به انجمن حکمت و فلسفه برد تا «دستاوردهای سکولاریسم در فلسفه‌ی سیاسی» را شرح دهد. پس از پایان برنامه، اتفاقی غیرقابل پیش‌بینی افتاد. دکتر علی مصباح یزدی (فلسفه‌دان و فرزند علامه محمدتقی مصباح یزدی) از یورگن هابرماس برای حضور در جمع دانشوران موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در قم دعوت کرد، اما فیلسوف آلمانی به بهانه‌ای این دعوت را نپذیرفت. با این حال، مصباح یزدی، پیشنهاد گفتگویی را در محل اقامت یورگن هابرماس داد و روز 23 اردیبهشت همراه دکتر محمد لگنهاوزن، ابوالحسن حقانی و برادرش مجتبی مصباح یزدی به «هتل لاله» رفت. بیشتر...

پیش نویسی که یهویی منتشر شده!!!!!! عجیبه!

کجا میخواستین قدیما برید؟!!!! نکنه قرار بود از شهدای حرم بشین؟!!!!

نه مثلا قرار بود خیلی تاریخش آینده تر باشه (مثلا دوسال دیگه/5 سال دیگه) که اگه تا اون موقع من نت نیومدم خودش منتشر بشه :|

:\ 

لطفا اشاره کنید که کدام بخش از پست شما را اینجوری کرده.سپاس

عه من اون پستو چرا نخوندم؟

حیف شد:d

هیچم حیف نشد :) پست ناخوشی بود

من نبودم پیش نویس رو نخوندم ولی همیشه دلم میخواست بدونم پیش نویس بقیه ی بلاگرها چطوره! ((:

پیش نویس خودتون مگه چطوره؟ :) سلام!

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

وقتی اون نظر رو دادی توی وبلاگم لابد فکر می کردی همه چنین پستی رو برای انتشار به آینده آماده دارن :)

متوجه نشدم
تو هم دیدی یعنی؟ 🙈

شب‌های پاییزی یعنی همین هفته‌ای که نت قطع بود؟! :)

+ دکتر مجتهدی رو تو برنامه شوکران دیدین؟

 

متاسفانه خبر نداشتم فقط چند دقیقه آخرش رو دیدم.(شما از کجا فهمیدین من دیدم؟!)

نکته قشنگی گفتن توی اون برنامه: که ملیت آدم با اراده فرد تعیین میشه؛ نه با کارت ملی و محل تولد

همون متن بهتره!! 

حتی مفیدترم هست!

:|
امروز دوشنبه است؟

یعنی کتابشو بخونیم؟

 

چه خوب که همسرتون رو کتاباشون حساسن :)

:)) آره من خودمم حساسم
اونا حداقل امانت میدن و سختگیری میکنن ولی من همون امانت هم نمیدم کتابامو

همین بخش درآمد رو بخونید به نظرم

خیلی خوب بود برنامه‌ش، حیف شد کامل ندیدین.

+ دوشنبه شب‌ها ساعت ۹ ببینید، همین امشب

 

ممنون اگر فرصت شد باشه

ای باباااااااا چه فکرا میکنید هااااااا....هر وقت نخواستین بیاین، حداقل خواننده ها رو در این حد بدونید که خودتون یه خداحافظی خشک و خالی کنین :دی

دیشب سریال فوق لیسانسه ها رو دیدم
مازیار رفت واسه نامزدش گل بخره
پول نداشت و مجبور شد یه شاخه بدون گل بخره!! (طنزه دیگه)

بعد دوستش ازش پرسید این چیه؟
گفت این نماده!
پرسید نماد چیه؟
مازیار گفت: نماد خواستن و نتوانستن ...

خانمم داشت تلفن صحبت میکرد از بس من بلند خندیدم مجبور شد قطع کنه :)))

می خواستم بنویسم وات دفاز

آدم مقدمه و پیشگفتار بنویسد، بعد وجه تسمیه عنوانش را هم بنویسد، ولی نگوید اصل کتاب چه چیزی بوده که حواشی اش این ها بودند. 

کتاب«ارتش سری روشنفکران»

+ حالا آینه :|

خسته نباشید میگم حضور نگارنده وبلاگ!

ما اسم کتاب را که از اول دیدیم آقای محترم! 

بخوانید: آدم مقدمه و ... بنویسد، ولی نگوید اصل کتاب چه چیزی بوده که حواشی اش این ها بودند.

بله هنوز هم سر حرفم هستم 

شما در متن فقط اسم کتاب را آورده بودید 

و توضیحی که معرف آن باشد را نگذاشته بودید 

قبول دارم ولی فکر کنم فصل اولش رو توضیح دادم :)

بله بله....

واقعا نماد خوبیه!

:)

من پیش نویس ندارم؛ معمولا یه چیزی میاد تو ذهنم و میام می نویسم و منتشر میکنم (:

علیکم السلام

قبلنا بیشتر می اومدی این ورا

بسم الله

سلام 

به اعتقاد خیلی ها این فیلسوف آلمانی استاد راهنمای محمد خاتمی تو بحث گفتگوی تمدن ها بوده و البته یکی از نظریه پردازای انقلاب سکولار .

 

سلام و صبح بخیر
کتاب جالبی بود از نظر بررسی تئوری های اصلاح طلبی

گویا این دو هفته بسته نداشتین؟ :)

ای بابا یه بار من این بیان رو دیر چک کردم. 

یعنی دوس داری یه روز اون پست رو ببینی؟ 🙂

هرچیزی رو از جلوی دست آدم بردارن جذاب تره

از اون لحاظ :)

اگه میشه یبار دیگه منتشرش کنید 😅

:))) نمیشه

سلام :)

 

آقا این کتابها در سطح سواد و علایق ما نیست

سخته

ولی چون "آوارگی معرفتی" برام کنجکاوی برانگیز شد، میشه در موردش توضیح بدید؟

 

سپاس 🙏

بله فصل اول (درآمد) رو بخونید؛ توضیح داده آوارگی معرفتی رو سلام :)

خب مسأله اینه نمیخوام برای اون همه مطلب سنگین وقت بذارم🙄

کمتر از 100 صفحه است، یه شبه میشه خوند

فقط فصل اولش 100 صفحه؟؟؟

همین چند پاراگرافی که شما در پاسخ ام شهر آشوب آوردید رو با زحمت بسیار خوندم

نخواستم اصن معنیشو :)) 

اتفاقا یکی از مزیت های کتاب این است که به قلم یک روزنامه نگار نوشته شده
یعنی جملات ساده و قابل فهم عمومی

لینک رو زدم و تقریبا تا آخراش را دیشب خوندم 

گرچه خیلی مقطع نوشته شده بود و نویسنده هم سوگیرانه به موضوع و صحبتهای فیلسوف پرداخته بود 

 

سوگیرانه رو قبول دارم ولی باز هم میشد یه چیزایی از تاریخ فلسفه معاصر دست آدم رو بگیره

من اون پست رو که خوندم کلا هاج و واج بودم، گفتم یعنی واقعیه یا مسخره‌بازیه یا خواستن برن تو اعتراض‌ها شرکت کنند احتمال دادن دستگیرش کنند، قبل رفتن از سر جوگیری این پست خداحافظی رو نوشتن :))

بله؟ کدام پست؟ آهان انتشار در آینده رو شما هم دیدین؟ 🙈

این کتاب رو دوران کارشناسی خریدم ولی تا الان که دارم ارشدمو تموم میکنم هنوز نخوندمش....

 

ینی انقدر جذاب نیس که فقط درامدش خوبه؟

واسه من که محتوای درآمدش جذاب بود :)
بقیه اش زیادی مباحث سیاسی بود به نظر شخص من

بله بله، دیدم.

ای کاش نمی دیدید

بسته ای نیستم 

فله مصرف میکنم ولی یه جور خوبی درگیر هستم که خدا خبر داره 

بیان هم برام باز نمیشد .کلا مونده بودم تو گل 

چند تا پروژه که همه احتیاج به سرچ و نت داشت و نبود نت و کار نکردن موتورهای جستجو و ...

تحت عنایت باشیم 

الان که برا بعضی شهرا باز شده گوگل :)

خب فراموشش می‌کنیم، انگار که ندیدیم. خوبه؟

آره آره 🙏

من که همچنان درگیر بگیر و نگیرم متاسفانه 

 

جدی. تهران که اینترنت های گوشی فقط وصل نشده

منظورتون از این ورا وبلاگ خودتونه یا کلا بیانه؟ (:

 

فیشنگار

آخه من کار واجب دارم احتمالا به سمع دوستان بالا رسیده دارن انتقام حرفایی که زدم و میگیرن ازم :)

حرفاتون مگه غیرقانونی بوده؟!

از آن جایی که ترددمان در فضای مجازی کاسته شده لذا چندان گذارمان به بیان نمی رسد و زین سبب دست فیضمان از فیش نگار کوتاه شده است (:

و کلیت اینکه کمتر توی فضای مجازی وقت بگذرانید برای زندگی و درس شما مفید است :)

بله یادآوری شد سمپادی بودن خانواده و توی سری جدید فهمیدیم رو کتاباتون حساسید و از هم کتاب امانت میگیرید 

همین بود هدف پست درست گرفتم :))))

:)) گفتم واسه اونایی که ندیدن یادآوری بشه :|

اون پست پیشنویست چی بوده؟:)))))

آقای میم :)
به لحن اون یارو توی خندوانه که همیشه از پشت دوربین حرف میزد

 سلام

اون قسمتی از کتابو که برا ام شهر آشوب نوشته بودیدو خوندم مغزم ارور داد:))))

 

واقعا پست پیش نویس منتشر شده؟؟!!!://///

برم پست پیشنویسامو پاک کنم:)))

 

آره برید پاک کنید همه رو تا منتشر نشده :)) سلام

شاید باید آدم اول کتابه رو یه ورق بزنه تا فضای بحث دستش بیاد

دردش زیاد بوده 

احتمالا جناب مجری قانون هم دردش اومده

:)) نمی دانم

به نظرتون اصلاح طلبان و حتی غربی ها که تو مسائل انسانی هی تحقیق و پژوهش می کنن و هی نظریه میدن و این همه فیلسوف و دانشمند دارن، بهترن 

یا همین مثلا مسلمونهایی که تمام کارشون و تحصیلاتشون و دانشمندی شون، توجیه قوانین هزار و چهارصد سال پیش هست? قوانینی که توشون امثال حکم سنگسار هم هست که اتتتفاقا همون خارجیها باعث تغییرش میشن! که سوال پیش میاد اگر حکم خدایی هست...

و اگر قابل تغییر هست که...

 

به نظرتون اونها رود نیستن و اینها مرداب ساکن? 

رود باید به سمت دریا برود
رود باید به سمت دریا برود
رود باید به سمت دریا برود


(دقت شود)

در هر صورت جاری بودن از راکد بودن که بهتر هست 

راکد بودن محکوم به گندیدگی هست 

اما رود اگر به دریا نرود به دریاچه می رود

در هر صورت خیر

عصری میخواستم یه پستی به عنوان پیشنویس ذخیره کنم واسه فرداصبح زودکه پانشم دیدم خیلی زوده گفتم باشه واسه اخرشب

واسه 5سال دیگه پیشنویس:/

شما وبتون رو با فیشنگار مقایسه نکنید
آخه من تا یه مطلب می خونم می بینم قشنگه کپی می کنم توی پیش نویس (زحمت خاصی نداره برام)

پس یعنی میگید حالا که تصمیم گرفتم بیشتر بیام، تغییرش بدم؟ :دی

اگه درستو میرسی بخونی بیا

من دیقه نودبودن خودموباآینده نگری شمامقایسه کردم...

وگرنه که شاخای بیان کجا وکلبه متروکه نوپا ماکجا!!!!!!!!!...

:)

:)))
من منظورم فلسفه ی وبلاگ ها بود (که با هم متفاوته)
شاخم خودتونید :|
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی