فیشــــــنگار

بی تفاوت نبودن های الی

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۵ ق.ظ
اشارهـ:روزمره نویسی یک بلاگر ایرانی به نام اِلی که در امریکا زندگی و کار می‌کنه.

الی خانوم در حالی که قد[قید] دیدن مجسمه ازادی و وال استریت و یادبود ۱۱ سپتامبر و همه رو زده بود طلبیده شد...اونم با همراهی یک دختر ایرانی خوب....

 

الی خانوم یخخخخ زده از صبح...بیرون بوده و هزار تا چیز دیده...هزار تا درخت کریسمس قشنگ..به دختر بی پروای وال استریت و  گاو وال استریت و پل بروکلین و ساختمان فدرال و تجارت جهانی و مجسمه آزادی و همه عکس گرفته....حداقلش اینه که الان دیگه خجالت نمیکشم برای خونه مجسمه آزادی صوغاتی[سوغاتی] گرفتم اما خودم ندیده بودمش....

 

از صبح ور ور ور حرف زده که نکنه یک دقیقه از مهلت فارسی حرف زدنش با یه دختر مشابه ایرانی از دست بره و هی چرت و پرت گفته....دوست ایرانی مدام خندیده و الی خانوم بیشتر انگیزه گرفته که چرت و پرت بگه....

 

حسای زیادی دارم این روزا....

خیلی زیاد و قاتی...

غمگین نیستم...یه ذره برنامه ها و فکرام قاتی شده...اولویت های مقطعی و لحظه ای و حتی طولانی مدتم....

 

 

مهاجر زیاده شده و تمام نیویورک پره از مسلمونای دستفروش و دکه دار که ساندویچ و نون میفروشن....خیلییی زاد...خیلی زیااااد.....هر چی کارای کارگری و نگهبانی و فروشندگی دست سیاه پوستات کارای دستفروشی و دکه داری و خورده ریز فروشی و مغازه های کوچیک دست خاورمیانه ای ها با قیافه هایی شبیه جنوبی های ایران شاید....امشب از یه دست فروش پرسیدم اون پایه های شارژی که نور میدن تو این کریستالا مستطیلیشم دارین؟ گفت نه....چندین متر اون ور تر دیدم یه مردی خودشو دوون دوون رسوند به من گفت تو یکی از اون دخترایی هستی که دنبال پایه مربعی برای کریستال میگشتی؟ گفتم آره....گفت پیدا کردم برات! قیمتش فقط دو دلار بود... منم نمیخواستم بخرم فقط پرسیده بودم که اگه داره ببینم چه شکلی کار میکنه و قشنگیش می ارزه به خریدن یا نه....گفتم من سوال کردم اما الان نمیتونم برگردم دوباره....مرده رفت....دل منم اب شد و ریخت کف خیابون قندیل بسته ی شب عید....عزیزم...عزیزم....همه عزیزان من...حتی اون زنه که ازش دستکش خواستم و نداشت...زن دستفروش چشم بادومی پیر و مریض....نمیدونم دلیل عاقلانه ای داشتین که شهر و کشور و زندگی خودتونو ول کردین اومدین توی این شهر شلوغ که مهد تولید و مصرف و سرمایه داریه....نمیدونم اما دل من هیچ وقت بی تفاوت نیست...حداقل به ادمای سبزه خاورمیانه... چرخ تاریخ و دنیا تا همیشه این طوری نمیگرده...همون طوری که یه روزی این شکلی نبود....خدا ریشه ظلم رو بکنه....دست خدا پناه و نجات دهنده هر کسی باشه که ریشه اش کنده میشه به هر دلیل....

 

کاش آدما هم عاقل تر باشن...کاش بدونن که خیلی از دهلا صداش از دور خوشه یا حداقل برای هر کسی صداش خوش نیست....کلبه حقیر و درویشی اما با فکر و خیال راحت و با غرور خیلی بهتره از اوارگی و حقارت و ترس....

 

فکر میکنم ادما همه دوان به دنبال آزادی...آزادی ای که مطلقش هیچ جا نیست و نمیتونه که باشه اصلا شاید....دنبال برابری اما حتی یه ذره هم که شده بعضیا برابرترن همیشه....یه جای دنیا رسما و علنا اسیری و یه جای دیگه دنیا ازادی اما حواست باشه که شاید تعریف ازادی داره بهت تزریق میشه توی این دنیای پر از رسانه....منظورم اصلا سیاسی نیست...منظورم اینه که وقتی میری یه چیزیو میخری یا بچه ات رو یه مدرسه میذاری یا هر کاری میکنی مطمئنی که خودت تصمیم گرفتی و غیر مستقیم تصمیم توی ذهنت تزریق نشده؟

نمیدونم....

 

پ.ن: این کلیپ تصویری کوتاه درباره اثر تبلیغات هم مرتبط با بخش پایانی مطلب، قابل پیشنهاد است.

 



مدت زمان: 3 دقیقه 22 ثانیه

862. یک آشنا و بررسی‌هایش برای رفتن

بازنشرها

:)))  

در جستجوی آنیم که نیست :) آزادی

یه لحظه یاد کتاب بی وتن رضا امیرخانی افتادم

 


صفحه چند کتاب بی وتن؟ :)

باید برم کتاب رو ورق بزنم ببینم کدوم صفحش دقیقا :)))))

 

 

ولی مطلب خانم الی به عنوان یه گزارش میدانی
با نگاه ایرانی
واسم جالب بود

"وقتی میری یه چیزیو میخری یا بچه ات رو یه مدرسه میذاری یا هر کاری میکنی مطمئنی که خودت تصمیم گرفتی و غیر مستقیم تصمیم توی ذهنت تزریق نشده؟"

این جمله خیلی منو تکون داد. 

واقعا خیلی از کارهای ما (خییییییییییلیهاش) فکر نکرده و تحت تاثیر رسانه هاست. و تشخیص این قضیه که کدوم عاقلانه ست و کدوم احساسی خیلی سخته

اون وقت رسانه ها هم غالبا در دست اشخاص و گروههایی هست که فقط منفعت مادی براشون مهمه
انسانیت و اخلاق و سلامتی مردم هم هیچ چی

بله منم به خاطر جالب بودنش یاد اون کتاب افتادم

خانم ام شهرآشوب هم یاد همین افتادن گویا

سبو عجب اشتراکی.

منم دقیقا یاد بی وتن افتادم

 

اونم تجربیات یه ایرانی مقیم آمریکاست آقای نگار

@سبو

خودم دوبار خوندمش :|

مهاجر زیاد شده... قابل تامله...

شاید تبلیغ زیاد میشه برا مهاجرت؟
که البته ترامپ همه ماستا رو کیسه کرده

سلام

جالب بود:)

بخصوص ۳خط آخرش خیلی قابل تامل بود:)

 

یه کلیپ به پست اضافه کردم در راستای افزایش تاملات شما :)) سلام

هوم منم یاد بی وتن افتادم...

 

البالا لیل والا😍

دلم خواست دوباره بخونمش...

بله وقت کردین بخونیدش
ضرر نداره :)

حالا که همه ما علما به  یاد بی وتن افتادیم یه قسمتش  رو گذاشتم :)))

انسان غربی آخرالزمانی همان گره گوار سامسا(قهرمان داستان مسخ کافکا)است.اوج جهش ژنتیکی ش این است که صبح از خوابی آشفته بیدار شود و تبدیل به حشره ای عظیم شود.اما انسان شرقی آخر الزمانی بسیار پیچیده تر است.او صبح از خواب بیدار می شود وبه جای یک حشره به دو حشره تبدیل می شود.مدرن و سنتی.شاید هم بیشتر.مثل ارمیا که فقط توی سرش هزاران هزار حشره توی هم می لولند.

من که نفهمیدم چی میگه

میدم خدمت @علما

یک پست چرت و پرتی گذاشتی که هم رغبت نمی کنم بخونمش :/

 

نخونده چجوری میگی چرت و پرته؟
سلام :)

چرا حس میکنم پست نیاز به ویراستاری و برگردوندن به فارسی روان داره.؟! :)

و اما انگیزه بازنشر؟!

هوم من معمولا بازنشر ها رو هم یه دستی به  سر و گوششون میکشم اینم میخواستم ویرایش کنم بعد گفتم شاید مثلا اگه آی کلاهدار بذارم فردا یکی میاد میگه متن رو خودش نوشته بعد گفته توی امریکا نوشته شده! :)

+ انگیزه ام این بود که یه گزارش دیگه از وضعیت مهاجرت و وضعیت مهاجرا بایگانی کنم برا خودم


و دوباره میان مکث به زمین خورد...

سلام :) چی شد؟

یکی دو خط خوندم، افتضاح نوشته بود 

معلوم نبود کی کیه 

کی باز اومده نوشته 

سلام علیک 

آخراش مدنظر من بوده

بیخیال 

همون آخراشو میذاشتی 

اصلا از کی تا حالا متن بلند می خونی? 

خیلی وقته!

البته هنوزم یکی درمیون متن های بلند رو می بندم

جالب‌ترین جای متن برای من دست فروشی اهالی خاورمیانه و مسلموناش بود!

 

طرف مثلا شرکتش رو فروخته رفته اونجا دستفروش شده :|

بله بله :)

و اینکه امروز روز مهاجرته. :)

راستی یه سوال دلیل مهاجرت شما از شهرتون به پایتخت چی بوده؟! (اگه شخصی هست یا دوست ندارین بگین مختارین)

من به خاطر تحصیل اومدم ولی همینجا شاغل شدم
اتفاقا همین امروز هم داشتم درباره برگشتنم فکر میکردم
جدی امروز روز مهاجرته؟!! (نمی دانستم و این حیرت انگیز است😍)

احسنت!

یعنی زدین وسط سیبل! خود کم‌بینی که میگن همینه دیگه...

 

شاید خود کم بینی نیست
مثلا تصمیم می گیرد؛ بدون سبک سنگین کردن (بعد می رود می بیند عجب در باغ سبزی بود اون تصوری که از خارج داشت)

بنظر حقیر کسی که خودش آرامش درونی نداشته باشه یا بیماری روحی داشته باشه، 

بیماری روحی مثل خودخواهی، پول دوستی، بد خواهی برای بقیه و ... 

دردش این نیست که کجای این کره خاکی باشه. هرجا باشه بدبخته.

استاد ما میگفت در هر شرایطی، شرایط فقط عامل 20 درصد از رویدادهاست، 80 درصد به خود آدم بستگی داره

اما تو این 20 درصد رو هم نادیده گرفتی دیگه :))

آخه مساله اینه که یادگرفتن روابط اجتماعی یا شخصی تو خارج از ایران آسون تر از داخل ایران نیست. بالاخره 4 نفر آدم نزدیک به آدم داخل کشور بودن. حالا اینجا، همزبون که کم هست و اگه باشن هم آدمای خاصی هم هستن. از اینا میخواد یاد بگیره؟ 

خیلی من کم میبینم آدمای ایرانی تغییر خاصی بکنن. همون روشی که زندگی کردن رو ادامه میدن. درست یا غلط رو کاری ندارم بحثم تغییره برای یادگرفتن برای بهتر شدن به هر تعریفی. 

کسی هم که بیمار باشه که کلا نیاز به تغییر رو حس نمیکنه. چون حال میکنه با مرضی که داره. جزوی از شخصیتشه. بعد 25 سالگی هم که آدما کلا گویا تغییر خاصی نمیکنن. معمولا کسایی که مهاجرت میکنن در همین اردر سنی تا 35 سال هستن.  

پس همش روی هم جمع بشه بنظرم احتمال بهتر شدن خیلی کمه. مشاهدات هم تاحد قابل قبولی این رو تایید میکنه. من که انقدر خودم رو انعطاف پذیر میدونم تو لبه رد دادنم شخصا. نمیدونم تا کی میتونم ادامه بدم. وبلاگم معلومه دیگه چه وضعیه مغزم

متاسفانه
این بیماری ترس از تغییر در من هم هست.
نمیدونم چرا اینجوری نهادینه شده این ترس!
این ضعف انعطاف پذیری در ماها

+ خیلی نکته خوبی گفتی :) منم به این مقوله عدم انعطاف فکر کرده ام طی سال اخیر

نظرات مهدی جامع و کامل بودن !

میخوای یه جمعبندی از صحبتاش بکن در حد دو خط

موافقم...گاهی بدنبال چیزی میریم که ممکنه اشتباهی باشه

باید حواسمون به ورودی های ذهن مون باشه و وقتی یه مطلبی رو میخوان وارد ذهنمون بکنند یه مقدار سختگیری به خرج بدهیم

نه منو وارد این بازی نکن !!

خوندمش خودش جمع بندیه ... :)

ولی این یکی کافیه :

دردش این نیست که کجای این کره خاکی باشه. هرجا باشه بدبخته.

مهدی میگه به طرز فکر خود آدم بستگی داره (شما اینو قبول داری؟)

قبول دارم ولی نه صد در صد... اون ۲۰ درصد شما هم درسته

استادما اینو گفته بود

کلیپه رو دیدی؟

نظرم کو؟

فیلترینگ هوشمند :)

آقاااا هنوز داشتم نگاه می کردم چرا تموم شد? :(

کلیپه؟ کلا 3 دقیقه و نیمه

آره 

خیلی جالب بود :)

مرسی| نظر لطف شماست :)

نه چه کلیپی؟

انتهای مطلب یه کلیپ کوتاه تصویری هست عامو! :)

کلیپه خیلی جالبو خوب بود:)

مرسی:) 

شماهرچی بذارید جالب وقابل تامله:)

این نظر لطف شماست
سپاسگزارم :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی