فیشــــــنگار

قصه غربت غریبه یا بازگشت ناسیونالیزم در کرونا

يكشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۹، ۱۲:۰۱ ق.ظ
یا چه طور می توان یک جوان افغانی را دلداری داد؟! ::3 behappy.blog.ir minutes

داشتم اجناس دستفروش افغانی را نگاه می کردم. دو نفر بودند. یک پسر نوجوان و جوانی 27-28 ساله و هر دو خیلی مودب و خوش برخورد. یک دفعه یک پسر جوان ایرانی، از آن طرف، دوان دوان خودش را به آنها رساند و بدون مقدمه، با خشم تهدیدشان کرد که: «من شوما دو تا اجنبی و اون اجنبی که اون ور نیشِسِسا کارتکِش (=کاردکِش) می کونم! اِگه من شوما اجنبیا را کارتکش نکردم هر چی می خواین بوگوین.»

دو تا پسر افغانی هیچ چیزی نگفتند، هیچ کاری نکردند. فقط سکوت. من سرم را بلند نکردم چون نمی توانستم به چهره کسانی نگاه کنم که به جرم اجنبی بودن تهدید می شدند و جز سکوت کاری از دستشان برنمی آمد. فقط نگاه سرزنش آمیزی به پسر ایرانی انداختم که آن هم ندید و رفت.

 

یادم افتاد به آن روزی که چند تا پسر دبیرستانی، وسط BRT، همکلاسیشان را زیر مشت و لگد گرفته بودند و هر چه زنها جیغ می زدند، هیچ کس آن قدر مرد نبود که به دادش برسد و وقتی یکی از خانمها گفت: «پسره افغانیه انگار.» اکثر زنها سکوت کردند و حالت ترحم از نگاهشان رفت و من با عصبانیت گفتم: «افغانی باشه. یعنی آدمم نیست؟!»

 

و یادم افتاد به پستها و کامنتهایی که در بلاگستان از هموطنان مقیم خارج از کشورم خوانده بودم که گاهی از تبعیضها و آزارهایی که به خاطر خارجی بودنشان تجربه کرده اند و از سختی هایی که زندگی در غربت (با وجود همه مزایایش) دارد می نویسند و بر مسببان ترک وطنشان لعن و نفرین می‌فرستند و نگران این هستند که مبادا بچه شان به خاطر خارجی بودند اذیت شوند و به چیزی که استحقاقش را دارند نرسند.

 

و حالا چه فرقی می‌کرد؟ همان طور که بعضی از هموطنان من، به خاطر شرایط بد سیاسی و اقتصادی، کشورشان را ترک کرده اند و به امید روزهای بهتر به کشور دیگری رفته اند، یک عده افغانی هم کشور جنگ‌زده و نابسامانشان را به امید روزهای روشن ترک کرده و به سرزمین من آمده اند و دلشان می‌خواهد زندگی بهتری داشته باشند. دارند کار می‌کنند؛ آن هم کارهایی که جوانهای خودمان دست به آن نمی‌زنند که مبادا تیپ‌شان به هم بخورد و اصلا در شأن خودشان نمی‌بینند که کاری جز پشت میز نشستن و دستور دادن انجام دهند!

 

آن وقت روا است که ما فقط به این دلیل که کسی هموطنمان نیست و افغانی است، همه ی دق دلیهایمان از گرانی بنزین و اختلاسهای میلیاردی و افزایش تورم و کاهش قدرت خرید و هزار و یک درد بی درمان دیگر را سرش خالی کنیم؟!

 

پسرهای افغانی طوری رفتار کردند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. ولی وقتی نگاهم با نگاهشان تلاقی کرد، تلخی بی‌اندازه ای را در عمق چشمهایشان دیدم. آن قدر تلخ که راستش را بخواهید دلم خواست چیزی بگویم و یک جوری دلداریشان بدهم و نشان دهم از کاری که جوان هموطنم انجام داد بدم آمده است! اما حقیقتا نمی‌دانستم در چنین موقعیتی چه چیزی می توان گفت و آیا اصلا چیزی گفتن درست است یا نه. 

کمی این پا و آن پا کردم و رفتم... =/

 
مطلب مرتبط: 
http://fiish.blog.ir/post/5

بازنشرها مهاجرت

در زشتی رفتار اون فرد که شکی نیست

ولی دندون اسب پیشکشی رو هم نمیشمارن

شاید جمله ی بالا یکم بی انصافی باشه حالا یکم درجه ش رو بیار پایین

واقعا هیچی نگفتی؟ یه دلداری میدادی حداقل.

مطلب رو من باز نشر کردم. نوشته ی خانم شارمین امیریان هست

سلام

پارسال همین روزا بود از مرز عراق رد شدیم اومدیم داخل ایران،  یه‌گروه پاکستانی هم اومدن از باجه بگذرن، یکیشون اشتباهی از جایی رفت که نباید... یادم نمیره انقدر مسئول باجه باهاشون با تحقیر برخورد کرد دلم سوخت براشون.

بعد رفتیم منتظر اتوبوس بودیم برای قم، اتفاقا با اتوبوسی که اینا اجاره کردن اومدیم..‌ شاگرد راننده اومد پیش من و‌ دوستم شروع کرد چرت و پرت گفتن در مورد اینا که نمی دونم بو میدن و چی میکشن و ... حالا قیافه خودش کلا ... ما هم البته از خجالتش در اومدیم!

و‌جالبه بگم برعکس تو راه، انقده اینا مودب و‌ متین رفتار کردن. کاملا مشخص بود تحصیل کرده هستن و‌ برای خودشون کسی هستن! فقط بخاطر پاکستانی بودنشون اینجور باهاشون برخورد میشد متاسفانه!

نکته جالب اینه که هندو پاکستان تا یکی دو قرن پیش زبان رسمی شون هم فارسی بوده! خب زبان از مهمترین اشتراکات اجتماعی هست. یعنی ظرفیت خیلی خوبی وجود داره برای ما که حول نقاط مشترک فرهنگی، دچار همزیستی انسانی بشیم. سلام علیکم. مرسی که با نظر خودتون به تشریح مسئله کمک میکنید.

این صحنه های تلخ رو باید با یه صدای گرم و حقگو شکوند ....

بله واقعا باید دونه دونه ذهنیتهای منفی مون رو اصلاح کنیم.

من هم خطاب به خانم شارمین گفتم :))

دیگه اون چون توی صحنه بوده احتمالا بهتر از ما میتونسته تصمیم بگیره که چی کار بکنه یا ن

کاش همه سرزمین ها اینقدر خوب و پر از عدالت بودن که هیشکی مجبور به مهاجرت نمیشد بخصوص برای کار و زندگی

دوست داشتم به این کامنتت دلفین بدم حتا! آفرین...

تلخ هست اینجور رفتارها و سالهاست که اتفاق میفته...انگار که مثلا افغانی ها جذام دارن یا همچین چیزی...

یادمه ساختمونمون رو که میساختن دو تا اوسا برای کاشی کاری بودن..یکی ایرانی بود یکی افغانی...افغانیه خیلی کارش عالی تر بود....بابا به صاحب ساختمون گفت میخوام اوسای افغانی برام کاشیکاری حمام و توالت رو انجام بده.... رفتیم و برگشتیم دیدیم عمدا اوسای افغانی رو فرستاده بود واحد روبرویی و خب توالت رو اوسای ایرانی کار کرده بود!!!! بابا رفت دعوا و اوسای افغانی اومد کار انجام داد...بعد از همون سال اول اینقدر افتضاح بود کار اوسای ایرانی که سرویس مدام آب میداد زیر موزائیک های سالن و پارکت ها خراب شدن...بابا سالی دو دفعه ملات سیمان فوری درست میکنه بین کاشی ها میکشه که درز نکنه به سالن....

یعنی میخوام بگم کار هم میکنن با جون و دل هست.... الکی سر هم بندی نمیکنن..... اونوقت دریغ از ذره ای احترام...

آره اینو از خیلیا شنیدم که معمولا توی کارهای ساختمونی و اینجوری درستکار هستن. به هر حال باید کمرنگ بشه این طرز نگاه به یه انسان که حداقل همزبان با ماست. تاریخ و فرهنگمون یکی هست. و با اینکه بعنوان برادر بزرگتر اینقدددر بداخلاق میشیم گاهی ولی باز (اکثرشون) دیگران رو به ما تریجیح نمیدهند.

من از وقتی کتاب جانستان کابلستان رو خوندم یه طورایی عاشق افغانیها شدم😅 اونم دقیقا ب خاطر اشتراکاتی که تو اون کتاب بهش اشاره شده بود و من نمیدونستم....


قبل از این کتاب حس خیلی خوبی بهشون نداشتم البته تا حالا برخوردی هم نداشتم باهاشون!!! و صرفا به خاطر اخباری که خونده بودم ذهنیت خوبی نداشتم....


ولی بعدش یه گروه پاکستانی دیده بودم تو حرم حضرت معصومه(س) که داشتن مواودی خوانی میکردن من با هیجاان به صحنه نگاه میکردم و فیلم میگرفتم...حالا بابام هی دستمو میکشید که بیا بریم زیارت دیر شد...:)))

پس این کتاب میتونه کمک کنه تا ذهنیت مون درباره افغانستان رو تغییر بدیم. خیلی ممنون که به اسم کتاب اشاره کردین.
+ مراسم عزاداری مسلمانان شبه قاره(افغانستان پاکستان هند) خیلی قشنگه

خیلی مردم مقصر  نیستند توی این رفتارها مشکل از سیاست دولت هست توی نحوه سازماندهی و رفتار با افغان ها 

من به شخصه بهشون احترام میگذارم و حتی نگاه هم وطنن دارم بهشون  و خیلی از شهدای مدافع حرم بچه های تیپ فاطمیون بچه های کم سن و سال افغانستان بودند 

اما از اون ور ماجرا به خاطر  بی توجهی دولت یکسری نا امنی هایی از جانب برخی از ایناا به وجود اومده که مردم در حالت عادی از رو دادن بهشون و ارتباط صمیمانه باهاشون میترسند

خب این اتباع مشکلات خاص خودشون رو دارن. سالهاست اومدن ایران و حتا خودشون رو شهروند ایران میدونن ولی سهم خودشون از حیات (یعنی سرزمین و منابع) رو جا گذاشتن فلذا دولت ایران نمیتونه پاسخگوی احساس شهروندی اینها باشه. (همین اتفاق برای پاکستانی های مقیم هند هم افتاده و هند سختگیری بیشتری میکنه و اونها رو نان خور اضافی میدونه) اما به هر حال ما چند دسته اتباع افغان در ایران داریم. یک عده که سالها با خانواده مهاجرت کامل کردن و در ایران ساکن شدن و تقریبا بیشتر مشکلات شهروندی شون حل شده است.

بعضیا هم هستن که فقط مرد خانواده برای کار در ایران حضور داره و برمیگرده/ دسته سوم مجردها هستن که بعنوان کارگر در ایران حضور دارند و دوسه سال ممکنه به خانواده شون سرنزنند. آسیب هایی که میگید از این ناحیه است.

به هر حال باز هم نمیدونم ریشه های این ذهنیت منفی نسبت به افاغنه از کجا و چه تاریخی نشات گرفته/

اتفاقا اونایی که با خانواده هم هستند مشکلات خیلی زیادی دارند 

باتوجه به اینکه ما به  شدت مهاجر افغانی داریم به خاطر موقعیت شغلی که اینجا وجود داره زیاد میبینمشون واقعااا زندگی های خانوادگیشون داغونه و خیلی هاشون به خاطر بی پولی از خیلی از سرمایه داراا پول میگیرند و یه سری خلافاا رو انجام میدند 

جالب بود یه بار یکیشون یه قتلی رو انجام داده بود بعدا که کاشف به عمل اومد یه پول هنگفتی از یه کارخونه دار گرفته بود و اجیر شده اینکار رو کرده بود از این دست موارد زیاده چون واقعاا ندارند و خی حاضرند در ازای پول بعضی کارا رو بکنند 

ببینید این ذهنیت بد به خاطر اتفاقاتی هست که از اون منطقه منشا بوده حتی مثلا خیلی از مردم از زاهدان و سیستان بلوچستان هم یه تصور منفی دارند چه برسه به افغانستان و پاکستان  

 

اینا دیگه از موارد نادر به حساب میاد! بله از زاهدان هم به خاطر بعضی خشونتهایی که طی دهه اخیر بلوچها یا با لباس بلوچی انجام شده

من برخوردم با افغانا زیاد ... دانشگاهمون زیاد دانشجو میگیره ... به عنوان اتباع خارجی ... مشکلیم نداریم:)... یک سریاشون واقعاااا باهوشن،

یکی از دوستانمون سرخسیه... بعد با یکی از پسرای همکلاسیش دوست شده از قضا افغانیه... بعد حالا ما به واسطه دوستمون کلی از سوغاتیا افغانستان بهره بردیم=)))

مثلا الان من ۶ تا النگو دارم که انوشک (ما بهش میگیم انوشک اسمش چیز دیگه ای هست)سوغاتی آورد.

بعد بادام های افغانستان رو هم خوردم من

البته بگم ... انوشک خودش وبلاگ هم داره(شعر میگه)...کتاب هم نوشته... به قول دوستم این میره کابل رئیس جمهور میشه اخرش:) البته ماها از این بابت خوش حالیم اگه یه روزی گذرمون به کابل افتاد اونجا آشنا داریم حداقل:)) 

منم یه غذای افغانی خوردم که خیلی خوشمزه و هندی طور بود (از بس تند بود) ولی من دوست داشتم :) تازه ادویه هایی که استفاده کرده بودن رو هم گرفتیم آوردیم خونه مون :|

آقا اینو تازه از رادیو فرهنگ شنیدم همه گوش بدین: میدونستین انوشیروان اصلش انوشک روان بوده؟ انوشک هم به معنی «موجود بی مرگ» و پاینده هست.؟

اصل اینو خونده بودم قبلا 

ما در شرایط اونهایی که کمک نکردن به اون پسره ی زیر مشت و لگد، هم نیستیم 

من واقعا نمی تونم قضاوت کنم :(

برخورد اون آقای اصفهانی:) قطعا خیلی خیلی بد بوده این شکی درش نیست،ولی خب اگه افغانستانی ها با این جور برخوردا مشکل دارن میتونن برگردن کشور خودشون کار کنن با عزت و احترام!

هم وطنای ما که به کشورهای دیگه رفتن به خاطر شرایط اقتصادی بوده نه جنگ...وقتی ایران جنگ شد اکثریت مردم موندن و پای سرزمینشون ایستادن ولی افغانستانی ها دیدن جنگ شده گفتن خب پس مهاجرت کنیم دیگه!!

نیازی هم به دلسوزی ندارن به نظر من...چیزیه که خودشون انتخاب کردن و دوباره میگم اگر خیلی مشکل دارن با این برخوردها و تحقیرها ما اصراری به موندنشون نداریم.

البته هیچکدوم از این حرفها دلیل بر این نمیشه که آدم های بدی هستن یا فرهنگ پایینی دارن یا غذا و سواغاتی و آهنگ و...ندارن خیلیم کشور با اصالتی هست.

اما در جای خودشون:) 

خلاصه اش میشه همینه که هست؟
یعنی مثلا اروپایی های نژاد پرست هم حق دارند این رو به ایرانی ها یا مسلمونای مقیم اونجا بگن اگه راحت نیستی برگرد خاورمیانه؟ 

بله حق دارند،به نظر من اروپایی هام میتونن به ایرانیها بگن اگه ناراحتی برگرد کشور خودت...چون انتخابیه که خودشون کردن.

و اینکه بستگی داره به خود اون مهاجرها و کشوری که میرن،الان ایران خودش مشکلات داره و مردم خودمون بیکارن دلیلی نداره کساییو قبول کنیم که تازه امیدشون به کمک کشور ماست.

در ضمن ایرانیها به خاطر جنگ نمیرن کشورهای دیگه به خاطر وضعیت اقتصادی میرن چون نمی تونن کاری براش بکنن ولی جنگو میشه:)

جنگ هم اگه جنگ مرزی یعنی یک کشور با کشور دیگه باشه میشه تحمل کرد
ولی توی افغانستان جنگ داخلیه= حتی توی یک شهر ممکنه گروهکی فعال باشه و یه شب خونه ی تو رو در داخل همون شهر به جرم اینکه هم قومش نیستی منهدم کنه!

این شرایط یه ذره با جنگ ایران و عراق فرق داره خب.
طرف برای خودش هم نگران نباشه ولی زن و بچه هاش رو مجبوره از این شرایط جنگ داخلی دور نگهداره

پس راه حل چیه؟هرکسی از افغانستان بره و بگه خب جنگ داخلیه؟

ایرانم زمان جنگ،جنگای داخلی زیاد داشت و حتی منافقینم بودن...راه حل جنگ داخلی مهاجرت نیست:(

مهاجرت خب یه مسئله مهم توی دهه های اخیر بوده که نمیدونم راه حلش چیه
هم مهاجرت به ایران هم از ایران

سلام

من می خواهم یک جور دیگه به موضوع نگاه کنم!

این از رسوبات به جا مانده از تفرقه پراکنی های استعمار انگلیس  برای تکه تکه کردن ایران هست.

البته رسوبات آن تفکر که از پدربزرگ به پسر و از پسر به نوه رسیده.

این ناسیونالیزم هم نیست بلکه قبیله گرایی هست.

از دید تاریخی شاید 120 یا 130 سال باشد که به نیرنگ استعمار پیر و بی کفایتی خاندان قاجار هرات را از ایران جدا کردند و کشوری به اسم افغانستان متولد ساختند.

درست به همین دلیل از نگاه ناسیونالیستی واقع گرا افغانستان ، تاجیکستان و گرجستان و غیره همه بخشی از تمدن فرهنگی پارسی و یک مجموعه هستند.

 

حالا به اینا کار نداریم ما همه انسانیم و مسلمان و نه در دین این اعمال پذیرفتنی هست و نه در اخلاق و انسانیت.

 

قبیله گرایی یا قوگرایی خیلی تعبیر مناسب تری هست برای وضعیت خاورمیانه. احسنت بر شما
من بعد از این پست به ذهنم رسید که کشورهای اسلامی منطقه چجوری میتونن این مشکلات بیگانه ستیزی بین خودشون رو حل کنند. و برام سوال شد که مدل اتحادیه اروپا رو میشه توی خاورمیانه پیاده کرد یا نه"؟
حدود 50 شصت سال پیش 5 تا کشور اروپایی تصمیم گرفتن برای ورود به بازار اقتصادی جهان متحد بشن و اصطلاح بازار مشترک از اون موقع شکل گرفت. به تدریج بقیه کشورهای اروپایی هم به این اتحادیه اقتصادی پیوستند.

بعدن اتحادیه اروپا جنبه های سیاسی و حتا نظامی (ناتو) هم پیدا کرد.
بعد مزیت های عضویت توی اتحادیه اروپا رو سرچ کردم جالب بود. اون چیزی که میخواستم یعنی مزیت برای دولتها ولی مزیت برای شهروندا اومد:



مزایای زندگی در اتحادیه اروپا


1 »  به شما آزادی در انتخاب هر کشوری در اتحادیه برای زندگی، کار و بازنشسته شدن را میدهد

با اخذ اقامت و شهروندی اتحادیه اروپا میتوانید بصورت آزادانه در سراسر قاره اروپا : جابجا شوید، زندگی کنید، کار کنید و بازنشسته شوید.

تنها پیش نیاز حرکت آزادانه در اتحادیه اروپا داشتن پول کافی برای تغییر محل زندگی و بیمه درمانی است.


2 »  وجود میلیونها فرصت شغلی در سراسر اتحادیه اروپا

میلیون ها انسان در اتحادیه با فرصت های شغلی نیازی ندارند که حتما از کشور خود به سایر کشورهای عضو اتحادیه سفر کنند بلکه در همان کشوری که حضور دارند برای کشور هدف کار میکنند و سوابق کاری، بیمه و بازنشستگی دریافت میکنند.

3 » سفر آسان و بدون ویزا به همه ی کشورهای اتحادیه اروپا

تقریبا همه ی کشورهای عضو اتحادیه اروپا + سوئیس عضو پیمان شنگن هستند.

بر اساس این پیمان همه ی شهروندان کشورهای عضو میتوانند آزادانه و بدون ویزا سفر کنند.

برای مثال:

کشور لوکزامبورگ روزها جمعیتش به حدود 3 میلیون نفر و شبها به 600 هزار نفر میرسد زیرا در روزها نیروی کاری کشورهای همسایه که در شرکت های این کشور استخدام هستند وارد این کشور میشوند و در پایان ساعت کاری به خانه ی خود در کشور همسایه باز میگردند.


4 » امنیت بالا در مقابل حملات تروریستی، تخلفات رایانه ای و آمار جرم جنایت

یکی دیگر از مزایای کمتر دیده شده ی اتحادیه اروپا همکاری بسیار دقیق مراکز مبارزه با جرم کشورهای عضو با یکدیگر است.

امنیت همه ی شهروندان این اتحادیه در مقابل یک خطرات و جرایم بصورت یکسان مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد تا سطح رفاه و امنیت بصورت یکسان تامین شود.

در سالهای اخیر با بروز چند حمله تروریستی کوچک رسانه های جهان شاهد اتحاد و همکاری فوق العاده سرویس های امنیتی این کشورها باری مهار جرم های مشابه شد.


5 » پول یکسان در همه ی کشورهای عضو


6 » زبان انگلیسی در همه ی کشورهای عضو اتحادیه

کشورهای عضو اتحادیه: اتریش، ایتالیا، بلژیک، لاتویا، کرواسی، لوکزامبورگ، قبرس، مالت، چک، هلند، دانمارک، لهستان، استونی، پرتغال، فنلاند، رومانی، فرانسه، اسلواکی، آلمان، اسلونی، یونان، اسپانیا، مجارستان، سوئد، ایرلند، انگلستان (مشروط)

جمعیت: حدود 513 میلیون نفر (به اندازه نصف جمعیت چین)

*

اگر کشورهای اسلامی حداقل از نظر اقتصادی بتونن با هم متحد بشوند باز هم راضی کننده است.

سلام.

ممنون به خاطر بازنشر این پست. حیف که دیر دیدم!

متاسفانه یه سری کامنتهای اینجا هم نژادپرستانه از کار در اومده!

بیشتر از همه کامنتهای "یا زهرا" برام جالبه! چطوریه که چاره جنگ موندنه و چاره مشکلات اقتصادی رفتن؟؟؟؟!!!!

در ضمن، جنگ ایران و عراق مال اون وقتی بود که مردم ما تب انقلاب و حکومت رو داشتن که البته همون موقعم یه سریا رفتن. الان از کجا معلوم اگه خدایی نکرده جنگ بشه بمونن؟ 

خانم امیریان یه ذره دیر اومدین ولی اگه بازم نکته ای درباره کامنتا دارین بگین. راستش من خودم مایل بودم بیشتر درباره مهاجرت صحبت بشه که متاسفانه دوستان بعضا سطحی با متن برخورد کردن و نتیجه گیری شما رو بهش نپرداختن.

سلام مجدد

 

آشتی بین شب و روز ممکنه اما بعید می دونم شما دو تا از این کشورهای منطقمون را بتوانی باهم متحد کنی درست به همان دلایل قبلی و بلای به نام طلای سیاه.

الان اتحادیه کشورهای اسلامی هست اما دریغ از یک همکاری واقعی فقط روی کاغذ باهم همکاری می کنند.

مثالش امارات و عربستان که حتی تو یمن هم تو یک جبهه هستند اما یک دفعه می بینید پشت هم را خالی می کنند !!

کاش می شد ... کاش ...

ممنون از اطلاعات خوبتان

سلام :) اینجاست که باید مثل بلندپروازها گفت ولی اگه بشه چی میشه

خانم شارمین اول اینکه ممنون از نظری که دادین:)

اما درمورد اینکه میگین حرفای من نژادپرستانس باید بگم بستگی داره تعریفمون از نژادپرستی چی باشه؟؟

مشکل اینه که تا میخوایم از منافع ایران صحبت کنیم سریع یه سری گارد میگیرن که این حرفا چیه و الان باید روشنفکر بودو ازین جور صحبتا...

چه اشکالی داره روی منافع کشورمون تعصب داشته باشیم و برامون مهم باشه چه کسایی وارد کشورمون میشن؟

درسته در کشور افغانستان جنگ شده ولی موضوع اینه که اوناییشون که توانایی مالی دارن میرن کشورهای دیگه و هرچی افغانستانی که وضع مالی خوبی ندارن میان ایران و یه  مشکل به بقیه ی مشکلات کشور اضافه میکنن...

+زمان جنگ خیلی از کسایی که خود انقلاب و دین رو هم قبول نداشتن برای دفاع از خاک ایران جنگیدن و به نظرم خیلی ربطی به جوگیر بودنه آدمای اون زمان نداره،همین الانم اگه جنگ بشه مطمئنم خیلیا میمونن.

سلام یعنی میگی حضور مهاجرا توی کشور منافع ملی رو به خطر میندازه؟ از چه نظر

خانم امیریان باید از ما تشکر کنه چون مطلب رو خودش نوشته و ما داریم مطلبش رو بررسی و تحلیل میکنیم :)

یعنی اینکه مثلا بیشتر افغانستانی هایی که میان ایران تخصص خاصی یا تحصیلات بالایی ندارن،اکثرشون سواد ندارن و وقتی میان ایران یا دستفروشی میکنن یا کارگری...اونوقت میان اینجا بدون هیچ هزینه ای درس میخونن متخصص میشن و تعدادیشونم میرن کشور خودشون!

حداقل ایران اگه میخواد مهاجر قبول کنه مثل بیشتر کشورای پیشرفته آدماییو  بیاره که بااستعداد خاصی باشن یا برای تحصیلات دانشگاهی بیان و برای کشور مفید باشن.

الان همه میدونیم بیشتر افغانستانی ها کارگری یا نگهبانی میکنن اما با دستمزد خیلی کم...خب اینکه اینا میان و با این دستمزد کار میکنن باعث میشه دیگه برای خود ایرانیها کار پیدا نشه چون توقع دستمزد بالاتری دارن.

درس خوندنشون که فکر کنم تا دیپلم مجازه اونم با هزینه است. هزینه ی اقامت روهم که هرسال دارن میدن.
این حرفتون که میگید (بعضیاشون میان ایران تحصیل میکنن و برمیگردن کشورشون) این خیلی برای ایران مفیده.(الان تازگیا چین و ژاپن دارن با صرف هزینه هایی دانشجوهای افغانی رو بورس میکنن که مثلا طرف بیاد توی ژآپن درس بخونه بعد برگرده افغانستان و یه جورایی کمک کار منافع ژاپن توی افغانستان بشه= مثل نخبه هایی که از ایران رفتن توی انگلیس درس خوندن و برگشتن توی کشور وزیر و وکیل شدن با تِم غرب زدگی) خلاصه اینکه باید منافع ایران رو در سطح بالاتر هم نگاه کنیم. نه فقط بحث کارگری

در زمینه کارگری هم که خودت داری میگی این بندگان خدا سطح پایین ترین کارها رو میکنن که فکر نکنم بیکارا توی ایران،به همچین کارهایی تن بدهند.

مساله همین نفهمیدن مفهوم اجنبیه. 

کتمان کردنی نیست که بیشتر ما شیفته چشم زاغ های بلوندیم و اگر ببینیمشان هرگز به آنها اجنبی نمی گوییم حتی اگر هیچ اخلاقیانی از آنها نبینیم.

 

افغانی اجنبی نیست. کسی که هم زبان است و هم دین و هم فرهنگ, دارد تو را قوی می کند, اجنبی نیست. برای گسترش رگ و ریشه ایرانی با کمی گسترش دید پیدا کرد. من هم از بعضی کامنتها متاسف شدم

سلام بر شما. به نکته جالبی اشاره کردین...(نمونه بارزش پسر امریکایی که به اسم سفرکوله پشتی به ایران اومد و اون ادعاهای سخیف رو در مصاحبه اش مطرح کرد=لینک)
بهترین سناریو برای آینده اینه که ما دنبال تمدن جدید اسلامی باشیم که هم دین رو و هم دنیا رو باهم تامین بکند و لازمه اش اینه که برخی نگاههامون رو اصلاح کنیم. مخصوصا تعریفمون از مفهوم اجنبی
ممنون که در بحث مشارکت کردید.

چرا میتونن در دانشگاهم تحصیل کنن فقط بعضی رشته هارو نمیتونن برن،من خودم دبیرستان که میرفتم افغانستانی ها هیچ شهریه ای نمیدادن!!

+اینکه میان و کارگری میکنن با دستمزد خیلی کم خودش باعث آسیب به اقتصاد میشه چون سرمایه گذار قطعا دنبال کسی میگرده که با کمترین دستمزد کار کنه و خب قطعا میاد سراغ افغانستانی ها...اگه اونا نیان و کار نکنن کارفرماهام مجبور میشن دستمزد کارگری رو بیشتر کنن و زندگی کارگرهامون اینقدر سخت نگذره...

+دیگه این بحثو ادامه نمیدم و ممنونم از موضوعی که مطرحش کردین، مثل اینکه دوستان بیانی هم دوست ندارن نظر مخالف خودشون رو بشنون و فقط ابراز تاسف میکنن:))

هر کسی بر اساس اطلاعات خودش حرف میزنه و مشاهداتی که داشته. منم به خاطر همین هی دارم ازت سوال میکنم که متوجه بشم این نظرات رو بر اساس چه تجربه هایی بهش رسیدی. و نیازی به ابراز تاسف برات نمی بینم :))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی