فیشــــــنگار

اسلام شناسی دکتر شریعتی

شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۴۱ ق.ظ
«او اسلام را به یک قدرت بزرگ جهانی بدل کرد و کمر قوی‌ترین امپراطوری‌های شرق و غرب را شکست و اسلام را بر ایران و مصر و فلسطین و… حاکمیت بخشید؛ او وارث پرشکوه‌ترین امپراطوری‌ها و سلطنت‌های زمینی شد و هم‌چون یک ژنده‌پوش فقیر می‌زیست. پیاده‌ راه می‌رفت و بر خاک می‌خفت. او فرزندش را، که به شراب خوردن در مصر متهم شده بود، به دست خود تازیانه زد؛ می‌گریست و می‌زد، با شگفتی پرسیدند: چرا می‌گریی؟ پس چرا می‌زنی؟ گفت: عمَرِ خلیفه می‌زند و عمر پدر می‌گرید…

285. عدالت  عمر خطاب

و وقتی هم در بستر مرگ افتاده بود، شرطی را که با شورای انتخاب خلیفه گذاشت، این بود که فرزند او، عبد الله، را- که به زهد معروف بود- کاندیدای او نکنند…. چنین کسی چگونه حق‌کشی می‌کند؟ بر خلاف وصایت پیغمبر عمل می‌کند؟ به مسلمانان خیانت می‌کند؟ خاندان پیغمبر را محروم می‌سازد؟ حق علی را غصب می‌کند؟.» (مجموعه آثار: ۲۶/ ۳۰۴)

73.نظرات شهیدمطهری درباره شریعتی

تقویت مبانی چپ در ایران

معاویه در جواب نامه ای که محمد بن ابی بکر به وی نوشته بود می نویسد: امّا بعد؛ نامه ات به من رسید که در آن... از حقّ فرزند ابوطالب و پیشینه دیرین و خویشاوندى اش با پیامبر خدا و یارى رساندنش به او و همدردى اش با او( پیامبر(ص در هر بیم و هراس، یاد کرده اى. )

اما آنچه نوشته ای در مورد پسر ابی طالب چیز تازه ای نیست چرا که؛- من و پدرت در روزگار پیامبر- آن را- مى دیدیم و فضلش براى ما آشکار است... اما این را به تو گوش زد می کنم که- پدر تو و فاروقِ وى (عمر ) نخستین کسانى بودند که حقّ على را ربودند و با او به مخالفت برخاستند و هر دو ) نیز در این امر( هم دست و هم داستان شدند. سپس او را به سوى خود فرا خواندند؛ولی وى ) در بیعت( با آنان درنگ ورزید و از این کار طفره رفت. سپس آن دو- ابوبکر و عمر- به رنجش افکندند و او را به سختى دچار ساختند. تا اینکه وى نیز بیعت کرد و تسلیم ایشان شد،

اى پسر ابو بکر!

پدرت بساطش را گسترانْد و حکومتش را بنیان نهاد و استوارش گرداند، پس اگر راهى که ما در آنیم، راست باشد، پدرت سرآمدِ آن است و اگر ناراست باشد نیز، پدرت آن را بنیاد نهاده است و ما شریکان اوییم و راه وى را مى پوییم و به رفتار او اقتدا مى جوییم. اگر پدرت پیش از ما این راه- مخالفت با علی بن ابی طالب- را نپیموده بود، ما از فرزند ابوطالب سرپیچى نمى کردیم و تسلیم وى مى گشتیم.

پس در آنچه درست مى پندارى،  نخست پدرت را سرزنش کن؛  |more|


وقعة صفّین: ص 119؛

احتجاج: ج 1، ص 436 ح 98؛

اختصاص: ص 126؛

بحار الأنوار: ج 3، ص 579 ح 724

و شرح نهج البلاغة: ج 3 ص 189. [2]. محمد محمدی ری شهری: دانش نامه امیرالمومنین(ع)؛ ج 5، ص 491

اصلا این آقای عمر بزرگترین خیانت رو به جهان اسلام کرده که هرجا رو رسیده فتح کرده، بدون اینکه گفتمان اسلام رو معرفی و پیاده کنه، جهان اسلام رو بزرگ کرده. و همین باعث شده که گسترده ی جهان اسلام فقط به اسم زیاد بشه، نه اینکه فرهنگ اسلامی توی کشورهای فتح شده جا بیفته.

 

شاید یکی از دلایل انحرافاتی شبیه سلفی گری، یا صوفی گری و باقی انحرافات، همین فتوحات بی اساس باشه.

 

بعدم آقای شریعتی با خودش چندچنده؟؟؟ خلفا که تو مذهب تشیع تکلیفشون معلومه!

عجیبش همینه که مسئله به این شهرت که شیعه رو به رافضی (یعنی کسانی که خلیفه اول و دوم رو قبول ندارن) معروف کرده
از نظر ایشون رفته زیر علامت سوال

آقای شریعتی اسلام شناس خوبی نیست. اسلام سُرای خوبیست. (اینو یادم نیست کی گفته بود. ولی تو دوران دانشجویی شنیدمش)

در قرن اخیر به اسلام به مثابه ابزاری برای مبارزه نگاه شده

ببینین نگار جونِ عزیز من،2کتر خدابیامرز و گرایش جبهه ی ملی و انشعاباتش(مثل همین منافقین)از اساس ادامه ی خط آقای خالصی زاده ن.خالصی زاده با یک واسطه ینی قلمداران میرسد به

طالقانی،بازرگان،شریعتی و چمران ینی اینا بشدت از نظر سیاسی مبارزن ولی از دید تشیع رسمی(حوزوی) گرفتار التقاطن(روش اتحاد ما با پیروان خلفا از دید زیبای شهید مطهری(ره)رو که بشدت روی ایستادگی بر سر عقاید و کنش شیعی اصرار داشتن با روش این عزیزان که برای اتحاد از عقاید خرج میکردن قیاس بفرمایین.).بهرحال خدا غاصب حق اهل بیت(ع)رو لعنت کناد و درگذشگان ولو خطاهایی داشتن بیامرزاد!

در مورد شخص2کتر هم بنظرم باید آثارش رو طبق وصیتش بحضرت علامه ی استاد حکیمی(ادام الله ظله الوارف)برای ویرایش ارجاع میدادن تا اینطوری نمیشد.

 

جالب بود/ نمی دونستم خالصی زاده رو
ولی آثارش کاملا مشهوده توی رفتار سیاسی شخصیت ها

شب اورمزدت خجسته بواد 

من تا الان فک میکردم امروز یکم اسفنده!

ببین بذارین بگم براتون کلا مبارز بودن. پدر آیةالله طالقانی،آقاسید ابوالحسن، پدر مهندس بازرگان حاج عباسقلی و شریعت سنگلجی رفیقای صمیمی بودن،

خرج نشریات اون2تا رو بازرگانِ پدر میداد،حاج خانوم مادرم پدر بزرگی داشتن(ره)که از سادات موسوی عراق بودن ایشون سید آخوندی بودن که پدرشون از نجف تبعید شد،اومدن قم درس خوندن رفتن آموره زندگی میکردن، وقتی آبادی بهایی شد، ایشون فرار کردن به آقاسید ابوالحسن طالقانی بخاطر فقر رجوع کردن گویا خرج سفر تا شمال و کسب جدید ایشون رو با معرفی آقا سید ابوالحسن، حاج عباسقلی تقبل کردن.


امام(ره)هم برای آیةالله العظمی بروجردی(ره)از بازرگانِ پدر پول گرفتن. این بازرگانِ پدر خرج چاپ برخی جزوات، کتب و مقالات خالصی زاده، خرقانی و اینا رو هم در چند مورد میدادن.

حکمی زاده همون مولف اسرار هزار ساله سبط آقاسیدابوالحسن طالقانی بود و آیةالله طالقانی رو دایی صدا میکرد و شاگرد شریعت سنگلجی هم بود.

ارتباط اینا اینجوریاس. شریعت سنگلجی خیلی روی این خونواده و از روی اینا رو باقی مردم تاثیر داشت.

جلال آل احمد(ره)مثلا پسر عموی آیةالله طالقانی بود، نشست تحت تاثیر همین چیزایی که اینا میگفتن یکی از همین کتابای انتقادی واس یکی از تجدیدنظرطلبای جبل عامل رو ترجمه کرد(من کتاب رو دیدم ترجمه ش خوب نیس!). درگیری هم داشتنا مثلا داداش جلال،حجاز وجه طایفه بود و با این کاراشون همدل نبود.

مادر جلال خواهر زاده ی صاحب ذریعة(ره)بود صاحب ذریعة(ره)استاد مستقیم آقاسید محمدتقی برادر جلال بود.

محمدرضا، پسر آقابزرگ صاحب ذریعة ولی با جلال تو حزب توده رفت و آخرش گرفتنش کشتن.

آیةالله شاه آبادی(ره)تو بازار هم باز با بازرگان پدر و طالقانی پدر مرتبط بودن.

خود آیة الله طالقانی با مجاهدین هم تالیف بودن،استاد بضیاشون هم بودن،با امام صدر،امام خویی(ره)و امام خمینی(ره)همکاری داشتن، مصدقی و هم زمان هوادار نواب و فدائیان اسلام بودن.

قلمداران تو قم اگر بود یکی بخاطر حمایت این بیت بود. مثل خالصی زاده نماز جمعه برگزار کردن. مثل قدما جواز روایت میگرفتن.

تو خراسان با ازغدی ها و شریعتیِ استاد و 2کتر مرتبط بودن،

تو جنوب با شیوخ باوی مرتبط بودن،منافقین بهشون پدر میگن،حزب اللهیا بهشون اباذر لقب دادن،کلا خاندانشون،خاندان عادی نیس!

میخوام بگم بنوعی و با تعبیری تاریخ معاصر ما تو خونه ی آقاسیدابوالحسن طالقانی(ره)و با محوریت آیةالله طالقانی(ره)رقم خورد!

بنظرم مرگ آیةالله طالقانی(ره)زمان مناسبی داشت!

دکتر فک کنم اندازه یه ماه به خودت حال دادی با این کامنت :)))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی