فیشــــــنگار

مدادتراش من کو؟

پنجشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۸، ۰۵:۲۰ ب.ظ

شب توی رختخواب دراز کشیدی گیج و منگ خواب.
یهو یه مطلب مهم یا یه نکته قشنگ به ذهنت میاد...

 

به زور خودت رو از رختخواب میکنی و توی همون تاریکی مدادو برمیداری و مطلبتو رو کاغذ میاری. صبح میری سراغ نوشته ات


می‌بینی ای دل غافل! مداد نوک نداشته و تنها ردی ازش رو کاغذ افتاده که اونم هرچه زیر نور بالا و پائین میکنی قابل فهم نیست!
اخلاص برا عمل، مثل نوکه برا مداد!!


اگه نباشه درسته زحمتتو کشیدی اما یا هیچ اثری ازش باقی نمیمونه یا با کمترین و کوچکترین اثرات همراه خواهد بود. | akhoda|

بازنشرها

رپه؟

اشتباه گرفتی آقا!

حالا چرا میزنی؟ مثل بچه آدم بگو نه!

چی رو بگم نه؟ یا آره؟ :)

پدربزرگ من یه ژیان داشت!

رپ بود؟

با این حجم از خواب‌آلودگی همون بهتر که مطلب مورد نظر هم ثبت نشه:/ 

اینم هست :)))

چه تشبیهی ؛)

آره منم خیلی به دلم نشست

:))

حورا خیلی خوب گفت. 

برا شماها شاید پیش نیومده که اینجوری میگید

خوب چرا خودکار بر نمیداری؟

دقت نکرده که چی برمیداره

@آخداااا

راستش من خیلی برام این اتفاقا افتاده، منتها اونوقت شب گوشیمو برمیدارم و تو یادداشتام مینویسم! دیگه مشکل اخلاص و اینام حل میشه

چه جالب! منم داشتم به همین فکر میکردم که توی گوشی هم میشه نوشت...

نه اتفاقا برای من خیلی پیش اومده ... من حتی با خودکار نوشتم همه چی قاطی هم شده. اصلا خط خطی شده

 جدیدا تو گوشی میزنم .. نرم افزار super node

اما اینم که آدم انقدر خواب آلود ممکن شک بکنی که اون چیزی که به ذهن اومده چقدر درست :)

اینم برا من پیش اومده که همه چی قاطی پاتی شده. فک کنم سر کلاس بوده بیشتر 😂😂😂

مشابه ش میدونید چیه؟!!! توی وبلاگ بیان بیاید شروع کنید به نوشتن و بعد که ارسال پست رو میزنید یهو ارور بده!!!!!

چند دقیقه به چند دقیقه هم نوشته ها رو بک آپ نمیگیره و قشنگگگگگگگ حالگیری حذف میشه!!!! این بلاها سر من اومده که میگمااااااااا....

الان فهمیدم اخلاص نداشتم :پی

عکس پروفایلتونووووووووووو :))

آره دیگه اگه اخلاص داشتید برای خدا می نوشتید بعد منتشر می کردید.
شما مستقیم می خوابید منتشر کنید اینجوری میشه :))))

+ داشتم رای می نوشتم پیرمرد اومد با دو تا برگه رای بالا سرم :)
به برگه دومی اشاره کرد گفت این دیگه چیه ؟ گفتم اون مال خبرگان عامو

گفت توی هر کدوم یه اسم بنویس بقیه اش رو خودشون پر میکنن :))))
کلی طول کشید تا قانع بشم که همه از قبل تعیین شده است :))))) میگفت ما فقط باید بیاییم رای بدیم . خودشون مشخص میکنن 🙆😐😕😂😂😂😓

سلام و نور 

منم اون ساعت و تو تاریکی قطعا به قلم گوشی پناه میبرم از مداد بدون نوک 

و در دل تاریکی و ظلمات ناخالصی ها به اخلاص و نور متوسل میکنم خودم رو 

بابد حواسمون باشه تلاش تو تاریکی کار پر زحمت و در اغلب موارد محکوم به فنایی هستش 

آخه شما یه زن ندارید که بگه نصف شب با کی بودی تو گوشی 😐 ماها باید بریم سراغ مداد از این رو

امکان نداره آدم متوجّهِ بودن یا نبودنِ نوکِ مداد نشه! :)

آدم خوبیه :)
البته دقت شما هم خوب بود. آفرین

مثال مع الفارق بود

اوف چه کلمات قلمبه ای 😕 دهانم دوختی :/

چه آهنگین...
رپر شدی؟

الان تازه از این منظر به متن توجه کردم!! تازه متوجه میشم استاد احسان چیو داره میگه!! 🤓

@حاجآقا جدیدا با کیا می گردی چرا همچین شده متنت؟

جدیدا خیلی عامو عامو میکنیدهااااا.....شیرازی شدین حسابی!

:)

نه عامو!

احتمالا مدرسه جا مونده! یا یه گوشه ای از خونه وقتی آهی از نهاد کسی برآمد و پاش خراشیده شد یافت میشه:دی

اون احتمال دوم خیلی دردناکتره :| خدا نصیب گرگ بیابون نکنه در شب تاریک که از گیر کردن به دستگیره در هم بدتره!!

چجوری شده!؟

کامنت اول رو ببین

متن من با کامنت اول چی کار داره!؟

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی