فیشــــــنگار

قابل توجه نامزدهای ریاست‌جمهوری

يكشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۱۶ ق.ظ
5. ممنوعیت هرگونه ... وعده‌های خارج از اختیارات قانونی و هرگونه اقدام مغایر امنیت ملی نظیر تفرقه قومی و مذهبی در تبلیغات انتخاباتی.(سیاستهای کلی انتخابات؛ بند پنجم)

انقلاب اسلامی ایران سیاست‌های کلی انتخابات ملاک خدمت و خیانت یتیمخانه ایران

کسی این کار رو کرده؟
آیا؟
یکی از خدمات حقوق بشری دولت یازدهم به اقلیت های مذهبی این بوده که الان میگن قانون اساسی باید تغییر کند و مذهب رسمی کشور شیعه نباشد تا اهل سنت هم بتوانند رییس جمهور شوند ... کاری که فتحعلی شاه قاجار هم با ایران نکرد اینها میخواهند انجام بدهند 
خوبه دیگه فوق العاده است 
بعد دم در حرم ها میگیرنمون پخ پخ !
.
.
جامعه کل کل همینه دیگه 
اه اه اه
جامعه ی کَل کَل قشنگ بود :) خوشم اومد:/
سلام:)
چ ربطی بمن داشت این پست؟کنجکاو شدم!
سلام! چه ربطی باید داشته باشه مگه! :/
فقط میتونم یک شکلک تلخند بجا بگذارم زیر این پست!
بگذار :)
نه منم کنجکاو شدم×_×
خب یکم بیشتر توضیح بده :)
ما دوزاری هامون کجه
لطفا اشاره مستقیم بفرمایید
بحثم مصداقی نیست منظورم اینه که چرا حاضرن بخاطر رقابت حتی منافع ملی رو هم به خطر بندازن؟
ما هچ ما نگاه خیره به سقف کاذب!
ماهم :/
نه تنها سنی ها که ارامنه هم باید حق رسیدن به ریاست جمهورى رو داشته باشن. جمهورى از دموکراسی بالاتره.  وقتى این قضیه رو نمیتونید بربتابید نباید اسم مملکت رو بذارید جمهورى! مثلا خیلی بهتره که بشه شاهنشاهی ایران اسلامی، کما اینکه الانم چندان تفاوتی نداره به هرحال. جواب شما به کامنت اول هیچ ربطی به سوال پرسش کننده نداره.
به نظر میرسه در مدل جمهوری محدودیت های بیشتری برای رسیدن به قدرت و ریاست وجود داره تا مدل دموکراسی / فکر میکنم شما برعکس گفتید!
+ بنده فقط درصدد بودم مردم و رای دهندگان را به این قوانین توجه بدهم.
سکوت کرده و لبخند زنان از این پست گذر می کند...
روبه دوربین لابد!
نه! پشت به دوربین!
:/
خیر، متوجه عرض بنده نشدید. گفتم جمهورى بالاتر از دموکراسی هست نه برداشت شما، به نظر بنده جمهورى آزادتر از دموکراسیه

در ادامه گفتم اگر جمهورى نیست سلطنتیش کنند. در اندیشه ی سیاسی قدیم مفهوم حکومت جمهوری در مقابل حکومت سلطنتی به کار میرفت. 

جمهوری به این معنا حکومتی آزاد بود که در آن مردم فارغ از قدرت خودکامه به اداره ی امور شهر و کشور خویش میپرداختند. 

اما قرن نوزدهم اندیشه ی جمهویت بسیارى از ویژگی های کلاسیک خود را از دست داد و به جمهوریت لیبرال یا بورژوازی مدرن تبدیل شد که در آن مفهوم آزادی نه در دفاع از دولت شهر آزاد و سلحشوری و فعالیت عمومی، بلکه در آزادی ها و حقوق خصوصی( که خب همون اومانیست در دل لیبرالیست هست ) در دوران صلح نهفته بود. از این رو برخی منتقدین جمهورى های لیبرال جدید نگران آن بودند که شهروندان در این گونه دولت ها به عنوان آزادی و بهره مندى از حقوق فردی، منزوی و منفعل شوند و نسبت به امور و علائق عمومی بی تفاوت گردند. 

این جمهورى مورد نظر ما بیشتر به اندیشه ی قدیمش نزدیک هست تا قرن نوزدهم. لیبرال که نیستیم؟ هیچ جای حکومت ریاستی هم حداقل من ندیدم که برای شهروندان محدودیتی قائل شده باشند برای رسیدن به ریاست جمهوری.

 اگر بقیه ی اقوام نتونن نماینده برای ریاست جمهوری داشته باشند دیگه لفظ جمهوری چی هست؟ جمهوری اسلامی تا اونجا که من از دین شناسان پرسیدم و گفتن، درست یا غلط تاکیدش رو مسلمون بودن و وجود رهبر یا ولی فقیه هست که خب غیر اینم نمیشه. 
نظر شما با انگاره ی ما درخصوص جمهوری کمی فرق داشت:)
+ این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال 1395 تهیه شده است زمان حیات مرحوم هاشمی

+ مایلم نظر اساتید مورد علاقه ات (خصوصا دکتر زیباکلام) رو درخصوص این بند 5 بدانم
اونقدر نظام خوب تا کرده که ما هم شاید یه روز بفهمیم اتفاقا باید بریم سمت لیبرالیسم مورد حمایت زیباکلام. در هر صورت من کفتم آزادی هایی برداشته شده، شاید این موضوع مورد بحث برداشته نشده باشه تو جمهوری مدرن. معتقدم هرچقدر ما به جناح محافظه کار افراطیمون دور بدیم جمهورى رو نزدیک به سلطنت میکنن. تفکرات اردوغانی تو حرفاشون موج میزنه.
از روی اعتقاد حرف نزن :)
نظام ما اگر طبق قانون اساسیش ، تو همون ریل بره و بعضی جاهای ریلش آچارکشی بشه و یا عوض بشه از آزادترین نظام های دنیاست.  اگر بذارن. این آزادی رو نباید با تفکرات محافظه کارانه از پیروان دیگر ادیان قانونی در کشور بگیریم.
علی ای حال تاکید دارم رو معتقدم.
سلام 
مگه مذهب اصلی کشورمون شیعه است ؟^__^
والا من هر چی تو این مملکت دیدم بجز این یه مورد :))))
بنام اسلام و شیعه هر چیزی رو دیدیم تو جامعه مون متاسفانه :|
اسم مون شیعه است ...




+
درضمن یه سوال دارم اونم اینکه تو جنگ ایران و عراق مگه نه اینکه اقلیت های مذهبی از سنی و ارامنه پا به پای رزمندگان شیعه ما با عشق به مبارزه با جبهه باطل پرداختند ؟؟
چرا بعد اونا رو از حق شهروندی و قانونی شون دور کردند ؟
اونم حضور در شورای شهر که همه رو رد صلاحیت کردند ؟
چرا تو جنگ ایران و عراق و حتی الان مدافعان حرم اینا با عشق میرن جنگ علیه باطل ولی بخاطر سیاست اشتباه ایران اونا رو از این حق محروم کردند ؟
خب یکباره از رفتن به جبهه و سربازی و بقیه موارد هم ممنوع کنند ؟
چرا نصفه و نیمه این داستان رو پیاده میکنند ؟
من نمیگم برای ریاست جمهوری شرکت کنند ولی برای شورای شهر حداقل باید این داستان پیش بیاد !!
اگر قانونی هم وضع میشه باید قانون گذار مورد رهبری و ریاست جمهوری در مورد اونا اجرا نکنه ولی بقیه موارد بنظرم هیچ مشکلی نداره که بایدم اجرا بشه و بنظرم قانون گذار این قانون رو باید ترتیب ببینه و نه من نوعی یا قوه مجریه یا هر قوه ی دیگه ای...


من مثال زدم ریاست جمهوری را ... 
منظورم این بود که بقول روحانی «بعضیا» حاضرن برای «رای» حتا دست به تغییر قانون اساسی بزنند...

+قابل توجه قانون گذار :) 
جالبه من هر وقتی تو وبلاگتون کامنت میذارم دیگه هیچکی کامنت نمیذاره :دی 
فکر کنم کامنتام  حس ختام حرفا میشه :))

کامنتای شما مفصل و منطقی هستند
همه جا این روزها پست انتخابات و ایناست:(
کجا به قانون عمل میکنن که این دومیش باشه؟:)
یاعلی
علی یارتون :)
مگه داریم مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟:/
همینقدر غیر قابل تصور...
قانون گذار رو ول کنین شما که از هر سخنی گفتین  تو وبلاگتون 
یه پست ورزشی بذارین جوانان رو بسمت ورزش ها هدایت کنین :))
مثلا بسمت ورزشهای مثل شنا ، یوگا ،  فوتبال :دی  ، بسکتبال ، یا حتی شطرنج که بازی فکری است و خیلی بازی های دیگه :))

پست ورزشی؟ فقط پرسپولیس :/
خب بذارین از باخت هاتون بگین :)))
بذارین تا یه کم شاد بشیم :)))
از گردن درد شما توی این فصل باید بذارم  :) 
امروز حال و حوصله بحث کردن ندارم. وگرنه وارد بحثتون میشدم
:|
این بحث هم هست /قشنگ تره:)

http://fiish.blog.ir/post/105

مسئله اینه که اگه کسی بخاد به این قانون عمل کنه رای نمیاره.
خیلی هم شیک و مجلسی
باید کوبید، خورد کرد، داغون کرد!!! وعده دروغ داد، حرف مفت زد، تخریب کرد
حالا شاااااااااید مث چهار سال قبل رای هم بیاری!
مسئله دقیقا همین است: تلاش برای مجری قانون شدن از طریق کارهای غیر قانونی 
سیاست قلب ما رو به درد میاره ...
من گردن درد رو بیشتر ترجیح میدم تا قلب درد :دی :)))
هر چند من گردن درد ورزشی ندارم :)))) ولی غیر ورزشی گاهی متاسفانه دارم :)

درسته :)
یکی از خوبیای ورزش اینه که هر چی هم بحث ورزشی باهم کنیم کینه و دشمنی  ایجاد نمیکنه :)
بنده عرض میکنم مخم سر صبحی ناشتا به بحث سیاسی نمیکشه
شما ما رو سوق میدین به بحث فلسفی؟؟؟ اون هم حدوث و قدوم زمان؟؟؟؟
کامنت آخر رو ببینید و درموردش نظر بدید
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
@
بنت شهر آشوب :
این آقای دچار رشته اصلی فلسفه ملفسه بوده و سرشون درد میکنه برای اینا :|:)
ایشون استادن تو اینکار یه بحث سیاسی ، فلسفی ، اون وسط راه میندازن بعد خودشون نگاه میکنند :)))
**** *** ***** ** ******  *** ****** ***
***** ***** *** **** **** ***** **
از ما گفتن بود :)


فرمایش شما متین است :/
کدام استقلال
کدام پیروزی
؟
استقلال تهران و پرسپولیس ایران 
ای کاش خودتون پاسخ این دوستانتونو میدادین!

در پاسخ به شبه ی واران باید عرض بشه که ما قواعد و قوانینی از نصوص شیعی داریم که مشتمل بر نص صریح قرآن،تفسیر معصوم(ع)،نصوص روایات و احادیثه. اینکه چرا یهود و نصاری و مجوس و شبعات دیگه ی کفار و اهل کتاب در ذمه نباید بیان و بر مقدرات ولو تصمیمات جزیی مسلمین حاکم بشن اولا از قاعده ی نفی سبیل در قرآن ناشی میشه و ثانیا روایات و احادیث ما صریحا بهش تاکید کردن برای مثال امیرنالمظلوم(ع)در نامه شون به مالک بن حارث اشتر نخعی میفرمان:...والقدم فی الاسلام المقدمه...که بوضوح حتی از بین مسلمین به توجه به فضل تقدم در دین هم حتی امر میکنن و البته از این نامه همچنین از باب امر به گزینش بر اساس تقوا و امانت و...ثابت میشه که افرادی که غاصبین و ناکثین رو هدایتگر و الگوشون در نظر و عمل میدونن،به حسن و قبح عقلی ناباورن و خلاصه فساد عقیده دارن ینی برادران ناتنی به اصطلاح اهل. سنت ما فاقد صلاحیت هستن.واضحه که وقتی ما یک نفرو علی رغم داشتن معیار و الگوی عملی و عقیده ی حقه بخاطر خوب عمل نکردن در چارچوب اون معیار و الگو و عقیده ی حقه فاقد صلاحیت میدونیم،پس به طریق اولی کسی که معیار بد و الگوی غلط و عقیده ی باطله داره-و حتی اگه دقیقا میتنی بر چارچوب معیار و الگو و عقیده ش عمل کنه،حاصلش در سیره ی اهالی سقیفه و جمل نشین مشخصه.-فاقد صلاحیته.

در خصوص اینکه چرا ذمی اومده و جنگیده هم پاسخ اینه که مشخصه که این عزیزان از سناریوهای جایگزین استقبال نکردن مث معافیت هاشون از برخی امور در ازای جاری شدن برخی احکام اولی از قبیل دریافت کردن جزیه و غیرها! 

دل خوش نمیکنیم به عثمان و مذهبش/در دین ما معیار مسلمان،ابوذر است! 

به نظر میرسه نظریه ولایت فقیه به معنای مورد نظر امام خمینی(مردم سالاری دینی) در کشورهای سنی نشین هم قابل اجرا و قابل الگوبرداری باشه.
اما در پاسخ به هشت حرفی:

نخست اینکه ادله ی مطروحه در پاسخ به خواهر بزرگوار وارانو مطالعه کنین تا بدونین احتمالا چقدر دیدگاهتون با مذهبتون سازگاری داره.
دوم اینکه اساسا دموکراسی و شکل دموکراسی(جمهوری ریاستی،جمهوری پارلمانی،سلطنت مشروطه و...)رو با هم مقایسه کردن،در دایره ی قیاس منطقی داخل نیس و درست اینه که جمهوری بمثابه ی یه شکل از حکومت رو از این رهگذر که تحقق دموکراسی درش چقدره با مثلا سلطنت مشروطه مقایسه کرد کمااینکه جمهوری های مختلف در مهد جمهوریت ینی فرانسه بارها با هم مقایسه شدن. مقایسه ی جمهوری پنجم چهارم و از این دست مقایسه ها که اتفاق میفته. اینکه شما سلطنتو کلا در مقابله با دموکراسی میدونین هم عجیبه چه اونکه هشتصد و دو سال پیش منشور کبیر که از دید تاریخی اولین گام تحقق دموکراسی مدرنه در پادشاهی انگلیسیا به امضا رسیده و و البته باز هم عجیبه که شما اینطوری حرف میزنین درحالی که پدر حکومت های دموکراتیک جهان دقیقا حکومت سلطنتی بریتانیاس که انقلاب شکوهمند 1668رقم زد. حالا تازه کاری به تنازع سیاسی-اقتصادی-مذهبی-فرهنگی بارون ها با حکومتا نداریم. کاری با سیمون شیشم(مجاهد بیگانه)هم نداریم. اتفاقا نخستین نظم و نسق لیبرالیستی و بورژوازی هم از دل این انقلاب زاده شد. اتفاقا بابای لیبرالا هم اینجا سر و کله ش پیدا شد که لاک باشه. جالبه که این پدر رفرم ها و حکومت های دموکراتیک، اساسا یه کودتا هم بوده. درواقع پدر انقلابات دموکراتیک، از اساس یه کودتای لیبرال-بورژوا بود.

اینکه شما دموکراسی و جمهوریتو با هم قیاس میکنین احتمالا بخاطر اینه که دیدین تو ایالات ملحده، دو تا حزب اصلی هستن که یکیشون اسمش دموکراته و یکیشون اسمش جمهوری خواهه که البته این نحوه ی فهم کردن و درک مساله کردن هم عجیبه.

یه شکل دموکراسی دیگه که خیلی مثل اینکه شما باهاش موافقین شکل جمهوریه بقول شما کلاسیکه که خب برمیگرده به خون و خونریزیای فرانسه از عصر لویی تا جمهوری چهارم فرانسه که مدل چپش تا همین هفته ی پیش که به یه سابقا سوسیالیت رسید رگه هایی داره. بطور کلی مقایسه ی این دو مدل ینی مدل فرانسه و مدل انگلیس(دموکراسی جمهوری-دموکراسی سلطنتی)اتفاقا نشون میده از هر جهت(ثبات حکومتی-میزان آزادی-میزان خون و خونریزی و غیره!)نظام سلطنتی مشروطه در تحقق آرمان شما ینی دموکراسی بهتره.

اما بذارین بگم که دموکراسی خودش باطله. یه روند الحادیه.یه آرمان منافی با مذهبه. دوقطبی دموکراسی-دیکتاتوری هم باطله و اصالت نداره. دو سکه داریم،یه سکه ضرب ابلیسه که یه طرفش حکومت دموکراتیکه و یه طرفش حکومت استبداد و دیکتاتوری، سکه ی دیگه اما ضرب خداس که یه طرفش حکومت ولی معصوم(ع)و یه طرفش حکومت ولی فقیهه! حکومت طاغوت و حکومت الله اینطوریه.

ضمنا بهتون توصیه میکنم بجای شعار سیاسی و انتلکت بازی درآوردن،کمی کتاب بخونین و اگه میخونین سعی کنین بیشتر بخونین! بعنوان یه معلم عرض کردم. اگر هم به بروز و نمایش سیاسی علاقه دارین،برین تو یکی از این شوآف های سیاسی خودتونو خالی کنین تا زمان بحث در چارچوب نظرات سیرک بزرگ سیاسی ایران حاوی برخی  آقایون اصلاح طلب و برخی آقایون اصولگرا نظر ندین. به اینا فقط باید رای داد ولی نباید حرفای اکثرشونو تکرار کرد!
امیدوارم سانسور نکنین جناب فیش بردار!                                         :)

توی بیان اصلا نمیشه سانسور کرد خب! :))ما هم البته تمایلی نداریم به این کار :/
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی