فیشــــــنگار

زمان و مکان دیده نمی شوند

پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ق.ظ

کانت: زمان و مکان جزء ذهن انسان اند و از خود وجودی ندارند، چنانکه چیزها همه در زمان و مکان دیده می شوند، اما زمان و مکان خودشان دیده نمی شوند. (فروغی 1375, 324)

ایمانوئل کانت زمان سیر حکمت در اروپا فلسفه

وات؟؟؟
این الان ازز حکمت های علماء اروپا بود؟؟
این فلاسفه هم در بعضی موارد انگار شبیه شاعران..
قافیه که به تنگ آید..:|
البته یه احتمال بزرگ ترم هست که میگه ما نمیفهمیم!اما با این حال گزینه قبل همچنان پا برجاست!
میدونی کانت معتقده ما فقط چیزهایی از جهان رو می تونیم بفهمیم که در مکان و در زمان باشن یعنی ممکنه جهان پر از چیزهایی باشه که ما بخاطر ساختار ذهن و فهممون هرگز نمی تونیم ببینمیشون ... مثل خدا و ...
فکر کنم چون برعکسه دیده نمیشه!
چی برعکسه زمان و مکان؟
++
مسئله زمان یکی از موضوعات پیچیده در تاریخ فلسفه است
اونکه بله
خب الان نوشتین گفته مکان زمان وجودی نداره و بخاطر ذهن انسانه..
خب میگه ذهن ما زمانمند و مکان مند هست معلوم نیست در بیرون از ذهن هم چیزی به اسم زمان یا مکان وجود داشته باشد....
اینجا نمیشه چیزی رو کپی کرد؟

چند وقتیه بعضی وبلاگا اینجوری شدن/ راه حل: اول جمله مورد نظر رو بنویسید بعد کپی مورد نظر رو در ادامش بذارید بعد ارسال :)
انسان در ظرف مکان و زمان تعریف میشه و ذهن انسان هم جزئی از انسانه. برای همینه که انسان و ذهنش زمانمند و مکانمنده. و نمیتونه مفاهیمی مثل خدا  رو که خودشون خالق زمان و مکان هست و این دو ظرف رو تعریف کرده بشناسه و تعریف کنه.
در ضمن این استدلال حضرت علی(علیه السلام) برای ندیدن و نشناختن خداست. ربطی به کانت نداره اگرم کانت گفته مال خودش نبوده؛ کش رفته! :)
بهش میگن تبادر ذهنی :)
اینم باید اضافه کنم. وقتی چیزی در ظرفی باشه اون چیز به اون ظرف احاطه نداره پس نمیبینتش. ولی اگر بیرون از اون ظرف باشه به اون ظرف احاطه پیدا میکنه پس میبینه(یا میشناسه) ما چون ذهنمون در ظرف مکان و زمانه نمیبینمش و نمیتونیم واقعا بهش احاطه پیدا کنیم. و کنترلی روش نداریم.
اینه که میگم برعکسه.

این حرف شما منو یاد این حرف خودم انداخت :)
http://fiish.blog.ir/post/104#comment-Ofn26PZXPCg
فکر میکنم زمان با بوجود اومدن هستی ، وجود پیدا کرده صرفا برای  نظم دادن به ذهن و زندگی بشر...البته قدمت زمان بیش از انسان هست و انسان در دل همین زمان بوجود اومده.زمان و انسان هر دو هم بر یکدیگر تاثیر میذارن و هم تاثیر میپذیرن.
این بحث زمان و مکان خیلی برام جالبه.
به نظر شما  اگه ذهن انسان نبود مفاهیمی مثل زمان و مکان هم بوجود می اومد؟
یعنی این مفاهیم در فرایند فهم آدمی اتفاق میفته
+ مثلا ما تا دست به گوشمون نزنیم نمی فهمیم که گوش داریم:)
اقا صادقانه بگم متوجه نشدم.
این که زمان از خودش وجودیتی نداشته باشه قابل فهمه ولی مکان رو نمیفهمم!!
توضیح زیر دیپلم لطفا:))
یاعلی
هی از رویش بخوانید تا بتونید تصورش کنید :)
سلام

الان مشکل جوانان ما زمان و مکانه!؟ :دی

بگذریم

ب قول ی بنده خدایی
شاید چون تو بعدهای دیگه هستن ما نمی تونیم ببینیم! 
مثلا میگن زمان بعد چهارم جسمه؟
این و که خودمونم می دونستیم 
خب یکم توضیحش بده ما درست متوجه نشدیم مطلب رو :)
ب احتمال زیاد :دی

نمی دونم جمله درست و مناسبی هم از نظر عقلی و هم نظر شرعی هست یا نه
اما می گفتن 
چون خدا تو بعد 5 یا 6 یا بیشتره ب همین خاطر ما توانایی دیدن و فهمش نداریم!
بُعد (هر چنتا که باشه )مال جسمه عزیزم!
واقعا تشکر میکنم از این همه حجم توضیح :))

آخه من خودم همین کارو می کنم وقتی یه جمله ای رو نمی فهمم! همینجوری بهش زُل می زنم :))
یه چیزی به ذهنم رسید!
انسان اشرف مخلوقات باشه؛ باید بتونه به زمان و مکان احاطه پیدا کنه! پس ذهن انسان در ظرف مکان و زمان نیست!
ینی الان دارم حرف خودمو نقض میکنمااا....
بله انسان متعالی فهمش فراتر از ذهن مادی خواهد رفت.
چقدر این جهان و خلقت پیچیده است!

بله واقعا ... و چقدر ذهن انسان پیچیده است...


+کامنتای قبلیتون رو هم جواب دادم :)
@
خانم حدیث
غیر از این باید گفت چقدر این وبلاگ و پست هاش پیچیده است :))

:))
به قول ابوالفضل این که بدیهی بود.نتیجه گیری کن نتیجه نداره گیرم اینو ما فهمیدیم
خب چی کنیم با این دانایی و علم به زمان و مکان؟


یعنی منظورت اینه انسان خودش رو نباید محدود به این قوانین ذهنی نسبت به عالم
کنه ولی باز یه مثل بزن اگر فهمیدی از نظر کاربردی.
نه منظوری نمیتونم داشته باشم پشت این پست!
واقعا زمان از موضوعات هیجان‌انگیزه! این دوتا خودشونم به هم وابستگی دارن دیگه نه؟
وابستگی زمان و مکان به هم؟ نمی دونم!
تازگیا یکی از دانشمندان بعد از پنجاه سال تحقیق کشف کرده که خواب آلودگی باعث خواب میشود
وای که چقدر جدی خوندمش اینو بار اول :)))
ولی من یه مثال یادم اومد

مثلا اینکه زمان سال تحویل همه میخوان دور هم جمع بشن خوبه ولی اینکه خودمون رو ملزم کنیم خیلی خوب نیس

آخه یاد یه خاطره افتادم:))

امسال لحظه ی سال تحویل اعضای خانواده دیر رسیدن گفتیم سال تحویل شد و دور هم نبودیم :(
و این وسط داداشم گفت سال تحویل جز تقویمه و هر چقدر هم دقیق باشه یه چیز توافقی و قراردادی و ساخته ی خودمونه و نباید با قوانین خود ساخته خودمون رو اذیت کنیم و ... .
وای وارد عجب فازی شدی شما :) زمان و مکان مقدس!
من دیگه وبلاگتون نمیام:|
اقا چقد سخته من هیچی متوجه نمیشم از پستاتون:|
ای برادران رحمی و اخیرا نیز ای خواهران رحمی:)
سلام :) خودمم متوجه نشدم ! فقط داشتم میخوندم دیدم جمله اش قشنگه گفتم بذارم اینجا یادگاری :)

یه سوال... ینی کسی که بتونه به این دو بعد احاطه پیدا کنه اونا رو میبینه؟!
دیدن الزاما با چشم مادی نه ها...
عجب سوال جالبی؟ فکرم مشغولش شد...
خیلی فکر کردم برای این مطلب چی باید نوشت 
فقط همین:
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
اصلا هدف ما جمع نظرات دوستان است :)
چیزی که شنیدم اینه که در فیزیک کلاسیک نه ولی در فیزیک نسبیتی وابستگی دارن. همین الآن داشتم درباره‌ی اینا سرچ می‌کردم، این صفحه برام جالب بود :
http://asanphysics.blogfa.com/post/83
اصلا هم به اینکه ساده‌تر بود و تازه یه‌چیزی فهمیدم ربط نداره!:دی
ممنون بابت لینک :)
جهنم و ضرر
زمان دیده نمیشه
اما مکان چطور دیده نمیشه
شاید کانت نابینا بود؟
خخخ :)
مکان هم دیده نمیشه / همه چی/ در مکان دیده میشه
یه نکته دیگه
اینکه
زمان مخلوقه
انسان هم لابد اشرف مخلوقات
پس دخل و تصرف تو زمان براش ممکنه
مسئله بعدی اینکه
اگه تو آخرت همه چیز تجسم پیدا می کنه
اونوقت زمان هم متجسم میشه؟
شبیه چیه میشه به نظرت؟
میشه گفت طبق این قاعده ی کانت همه میتونن «طی الارض» داشته باشن؟
تمام چیزی که مشخصه اینه که گالیله و نیوتن و لایب نیتس چیزی رو گفتن بعد ایشون اومده بر اساس اونا نظم و نسق معرفتیشو چیده و حالا با با فیزیک نسبیت و کوانتوم فیزیک کلا اون اسس و بنیان معرفت نقض شده،حالا هم از کارکرد تلقی ایشون چون بنفع جامعه شونه استفاده میکنن و درعین حال اینو میگن که بر پایه ی صحیحی نیس.

مث مکانیک نیوتنی که میدونیم صحیح نیس ولی بخاطر اینکه کارمونو راه میندازه ازش استفاده میکنیم که البته هیچکس وقت خودشو صرف عرق ریختن پای فیزیک نیوتن نمیکنه ولی مثل اینکه خیلیا تو کشورای ما دارن وقتشونو صرف تلقی از همین فیزیک نیوتنی میکنن.

خود ذهن اساسا از زمانی که دکارت دوالیته ی خودشو مطرح کرد محل اشکاله. در معرفت شیعی و در مباحث کلامی در قرآن و سنت جایی ندیدم که ذهن مطرح بشه. اشاره ای هم ندیدم در کتاب و سنت و امیدوارم شما لطف کنین و ذهنو برام تعریف کنین و فرقشو با مغز بیولوژی و عقل و نفس و روح و رابطه ش با جسمو بفرمایین.
با سوال شما /کل حزب بما لدیهم فرحین/ یادم افتاد. این نمیتونه بحثش معرفت شناسی باشه؟
ویرا بانو@

منم اوایل به شدت همین حسو داشتم :))))

:: دچار؟ ما خودمون رسما هنگیم... اینا رو میگین داغان تر میشیم :))
یکی هم بهم می گفت: این فلاسفه یه مشت بیکار بودن هی می نشستن از خودشون حکم در میاوردن :|
در نگاه اول اینجوریه :) ولی واقعا مهمه این حرفا...
+ این پست دقیقا مبنای اون پست قبلیمه که کلی هم استقبال شد ازش :/

http://fiish.blog.ir/post/163
سلام.
زمان آره
ولی مکان نه
رجوع کنید به: سیر حکمت در اروپا / بخش کانت :)
آوینی میگه
زمان مثل باد است هم هست و هم نیست
چه تعبیر جالبی!؟ مثل باد؟
از نظرم جالب بود
یعنی با چشم دیده نمیشه اما هست
عبارت دقیقش اینه
زمان بادیست که می وزد هم هست و هم نیست
 ندیده بودم این جمله رو / ممنون
گفتی که : طبق قاعده کانت همه می تونن طی الارض کنن

گفته که : از یکی از علما پرسیدن درباره طی الارض گفت کمترین چیزیه که به سالک داده میشه
یعنی در ابتدای راه انسان بودن لابد تسلطت بر زمان و مکان مهیا میشه که طی الارض میشه نُقل مسیرت!
درسته پس؟ :)
بله.در آیه ی شریفه ی مبارکه ای که در سوره ی مبارکه ی مومنون هم اومده قابل تفسیر و تطبیق بر این نزاع و نقاش میتونه باشه.

کانت برای اجانب غالبا چون قالب شناخت هیومو شکوند،مهمه و اصلا طبق شناخت کانتی بود که امثال سی لوییس اومدن و حتی تجربه و شناخت(تمییز و نه معرفت) رو تا حد وسیع و ژرفی تحت تابع ذهن قلمداد کردن.

برخی اصول روان درمانی و این اراجیف و مزخرفات و بعد تر پرت و پلاهایی که مثلا در تئوری مطرح در کتاب و فیلم مستند راز هم همینطور که از این ایده ی کانتی ها با قرض کردن چنتا از چرندهای مرتاضا در اومد.

مفاهیم ناب فاهمه،چند و چون و از چه ی ارتباطی و چگونگی چند،که کانت میگه بعد هم پدیدار و شی فی نفسه و علیت فلسفیش همه لااقل در ابتدا و تعریف مجهول و در تبیین مخدوشن.مثل همین ذهن که بقول کانت،اشیای مستقل ازش فاقد مولفه های شناختن  قانون بخش طبیعته و کلا ما همچین چیزی رو برسمیت نمیشناسیم.
برخی معتقدند تفکرات کانت به چارچوبی برای علم و اندیشه در جهان غرب تبدیل شد.
سلام

من "سیر حکمت در اروپا" رو بخونم میفهمم؟؟!! کتابش رو دارم! :)

بدون هییییییییچ زمینه ی مطالعه ی فلسفه و تاریخ و اینا؟؟؟

حتما یادتون نیست که چند بار پرسیدم از کجا باید مطالعه فلسفه رو شروع کنیم؟؟ :))
سلام یادم که نیست ولی بنظرم بخونید
زیاد سخت نیست :) سوالی بود هم بپرسید
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی