فیشــــــنگار

فهم عقلانی

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ق.ظ

بنده ابن سینا را از هرمسلمانی مسلمان تر می دانم چون اسلام را عقلانی فهمیده و تفسیر کرده است. نظیر او را چه در ایران چه در غرب نداریم و به این زودی ها نخواهیم داشت. بیشتر

ابن سینا سرباز عقل عقل غلامحسین ابراهیمی دینانی

:)))
سلام:)
+ یکم دنبال فهم درست اعتقاداتمون باشیم که یکی سوال میپرسه بتونیم بجای تکفیر کردن طرف درست بهش جواب بدیم :) همون جوابی که خودمون رو قانع کرده
بله دیگه تعجبی نداره پزشکا حتی از اون دوران ازبقیه بیشتر میفهمیدن 😋
یکی از همکلاسیا میگفت ابن سینا حیف شد عمرش رو توی پزشکی هدر! داد !! کاش بجاش چنتا کتاب فلسفی بیشتر می نوشت :)
نخندیدم که فقط لبخند زدم و رفتم اون بیشتر رو بخونم همین:))
احسنت به شما :))
الان مثلا کتابهای ایشون تو بازار هست؟ به زبونی که متوجه بشم مثلا من عادی و عامی؟ یک جلد اصول کافی تو خونمون داریم ثقیل نوشته شده...آدم میترسه برش داره...

پیشنهاد میکنم اگر علاقمندید بجای خواندن کتابهای بوعلی که تخصصی نوشته شده آثار غلامحسین ابراهیمی دینانی +شهیدمطهری+  رو مطالعه کنید.
هم کلاسیتون احتمالا یه دوره سایکوتیک بودن بخاطراینکه همش میشنیدن آخه فلسفه هم شد درس؟؟؟شد شغل؟؟؟زدن تو خط انکار 😄وگرنه تمام  قشنگی ابن سینابه همین پزشک بودنشه
باید ببینیم نظر خود بوعلی چی بوده درمورد فلسفه و پزشکی :))
کتابهای شهید مطهری منظورتون کدوماشه؟ 

همممممشون :)هر کدوم که من خوندم برام جذاب بود از حماسه حسینی بگیر تا «مسئله حجاب» تا خدمات متقابل تا «فطرت» تا «اصول فلسفه و روش رئالیسم» و قشنگ تر از همه برای این ماه «اشنایی با قرآن» ها بود :)
دکتر دینانی بسیار مرد بزرگی هستن...خدا حفظشون کنه.
انشالله که خداوند چراغها و پرتوهای عقلانیت رو در همه ی جوامع حفظ و مستدام بدارد
واگر امثال ابن سینا ببوود..چقدر این آمار بی ایمانی ها کم بود
بله واقعا ...

امروزه که آمار فقط دست مرکز آمار است.  ... :)
یه سالی واسه یه مسئله ای نشستم رساله ی مرجعِ تقلیدم رو خوندم! تقریباً کلش رو! تازه اون موقع فهمیدم احکام و اسلام خیلی نکاتِ جالب داره و راحت تر چیزیه که تصور میکردم!
چه کار قشنگی کردید انصافا :) همه باید یه وقتی از وقتای مطالعه مون رو به فهم درست احکام و اسلام اختصاص بدیم
حماسه حسینی که هم قطوره هم دو جلده! سنگ سنگین نندازید 
از بقیه هم مسئله حجاب رو داریم که نمیدونم بخش اول این کتاب یا کتاب نظام حقوق زن در اسلام بود که در کودکی خوندم اونم خونه پدربزرگ خدابیامرز 
دم دستتون الان چه کتابایی هست از شهید مطهری یا درمورد اسلام و اعتقادات؟
یک عالمه کتاب از شهید مطهری اینجاس 
خودم خواستم سیری در سیره معصومین رو شروع کنم 
حماسه حسینی خیلی تعریفشو شنیدم البته
نخوندم این کتابشو :)
لیاقت ابن سیناها رو نداریم...
هر قومی که قدر عقلای خودشون رو ندونست هلاک شد.
سلام.
نماز و روزه همه قبول
ابن سینا که بنده خدا پزشک نبود فقط! توی همه علوم سرامد بوده . منتها علوم قدیم همه از منطق سرچشمه گرفتن به خاطر همین کسی که میرفته منطق میخونده میتونسته به پزشکی و فقه و فلسفه  و... احاطه پیدا کنه. هر چی بیشتر از منطق سر در میاورده بیشتر به علوم دیگه می رسیده.

+تا وقتی به همه چیز با منطق نرسیدیم چه کار کنیم؟ عمر داره میگذره. مگه همیشه پای یه نفر پرسشگر در میونه؟ خودمون باید خودمونو قبول داشته باشیم؟ چه کار قابل قبولی تا قبل از علم به منطق احکام و اعتقادات میشه انجام داد؟
سلام طاعات شما هم قبول :)
قسمت دوم نظرتون برای خودمم هم سواله :) و به این رسیدم که لزومی نداره همه اعتقاداتم رو کنار بذارم تا یکی یکی برام منطقی بشن/ بجاش باورهایی که دارم و منطقی هستند رو تقویت می کنم و به چیزهایی که یقین دارم عمل بیشتر می کنم تا چیزهایی که هنوز یقین ندارم درموردشون
http://bayanbox.ir/info/581322215650897968/20170530-111010

از بین اینا بگید:) 
داستان راستانم داریم تازه :))
داستان راستان خوبه همین حکمت ها و اندرزها رو پیشنهاد میکنم :) بعدشم تعلیم و تربیت در اسلام/
یه بار گفتم و گمونم شما خوندین.نگاه دینانی به ابن سینا،نگاه داعشی و غلطیه.خود اعتقادات ابن سینا هم صحیح نیس.
اگر دوستان متن سخنرانی رو دوباره ببینن متوجه میشن که برداشت شما درست نیست :)
سیری در سیره معصومین خلاصه ای است از کتابهای سیری در سیره نبوی،سیری در سیره ائمه اطهار، جاذبه و دافعه علی، سیری در نهج البلاغه و حماسه حسینی  که محور همگی آن ها زندگاتی سیره و سخنان معصومین می باشد.
اینو تو مقدمه کتاب نوشته فکر کنم انتخابم بد نبود :) 
البته انسان ۲۵۰ ساله را هم برای همین دوست داشتم :) اینو دیدم از اسمش یاد اون کتاب افتادم 
انسان ۲۵۰ ساله هم خیلی کتاب روشنگریه / به نوعی تاریخ زندگی ائمه هست تا امام حسن عسکری و امام زمان عج
ممنون از راهنمایی 
داستان راستان خوراک کودکی بود 
گفته بودمتون خیلی خوره کتاب بودم 
یادش به خیر 
بله بعضی از کتابا رو باید دوباره رفت و خوند :)
به نظرم ایمان و اعتماد به خدا به علم مقدمه!
یه چیزی رو توی کتاب من اوی آقای امیرخانی خوندم برام خیلی جالب بود. به زبون ساده همین جمله بالا رو گفته بود!
نوشته بود: اگر قرار باشه چرای هر حکمی رو بدونیم بعد اونو انجام بدیم اون کار رو به خاطر چراش انجام دادیم نه به خاطر کسی که به ما گفته، اما اگه به خاطر کسی که به ما گفته کار رو انجام بدیم اون موقع میتونیم بگیم فقط به خاطر اون کس(خدا) بوده.(نقل به مضمون کردم)
درسته حالا اعتقادات ریشه احکامه ولی همین که اعتقاد داشته باشیم که باید به خدا اعتماد داشت هم خب مهمه!
مقدم یعنی پیشینی و فطری؟

+ اون که امیرخانی گفته مرحله ی بعد از شناخت خدا و باورهاست.
+ اصلا مهم ترین چیز در این مسیر اعتماد به خداست و عقلی که بهمون داده و ما باید عقلمون رو هی گسترده تر کنیم تا اینکه کل حکمت خدا رو بفهمیم (حداقل برای خودمون بفهمیم)
ببینید ما وقتی حرف از اعتقاد میزنیم بیشتر منظورمون رفتار هاییه که بر مبنای اعتقاداتمون باید انجام بدیم(مثلا فلان خانوم میگه من به حجاب اعتقاد دارم یا اعتقاد ندارم...) این اعتقاد نیست بلکه جزو احکامه. منظور من همین لفظ عامه برای اعتقاد بود. برای انجام دادن و عملی کردن این بخش لازم نیست حتما فلسفه و چراییش رو بدونیم.

همین قدر که خبر داشته باشیم این حکم خداست و حدودش روبدونیم کافیه.

ولی اگر منظورتون اعتقاد(باور و نگاهی که ریشه افعال و رفتار های ماست و با ما باید یکی بشه) خب اون مرحله ابتدایی و اولیه ش خود علمه.

اینم دقت داشته باشید که بیشتر برخوردایی که بین مردم(قشرای مذهبی و غیر مذهبی) پیش میاد، توی حیطه احکامه وگرنه اکثرا کار به اعتقاد نمیرسه.
آره درست میگید بیشتر سوالایی که میشه درمورد احکامه و برای توضیحش مجبور میشی بحث رو ببری سر اعتقادات و اینکه چرا باید حرف خدا و پیغمبر رو گوش کرد
دوستان کیان،مومن؟!من هم اگه از اعدا نیستم اینو بارها دیدم،اخوی!
دوستان یکسره آزادن مثل شما به حرفای دینانی نگاه کنن ولی این دلیل نمیشه دینانی نگاه داعشی-وهابی نداشته باشه.شما برداشت من یکیو اصلاح کنین،لطفا!ثواب هم داره تازه،تو ماه مبارک بیشتر هم داره!
ایشون گفتن :اگر ابن سینا در جهان اسلام نیامده بود و آیات قران را تفسیر نمی کرد ما باید با ابن تیمیه و طالبان و داعش به سرمی بردیم. اسلام منهای ابن‌سینا به بوکوحرام ،داعش و طالبان می‌رسد.چون آنها عقل فلسفی ندارند و نمی توانند قرآن را درست بفهمند.


+ بعد شما کاملا برعکس برداشت کردید انگار :)
من جای شما باشم بحث رو به اینجا نمیکشونم. می برم به این سمت که در بستر جامعه ای که قانونش اسلامیه یه عنصر قانون پذیر موظفه که به قوانین اسلام(هرچند براش خوشایند نباشه یا قبولشون نداشته باشه) عمل کنه!

قوانین شخصی مثل نماز یا حتی شرب خمر(تا وقتی در خفا باشه) به خودشون ربط داره اما قوانین اجتماعی مثل روزه خواری نکردن یا داشتن حجاب یا هرچیز دیگه ای...یا حتی رد نشدن از چراغ قرمز یا...هرچیزی... ربطی به این که اونا رو قبول داشته باشیم یا نه نداره! ربط به این داره که من به عنوان یه عضو اجتماع چه قدر درک از قانون پذیری دارم! مشکل مردمی که قوانین رو زیر پا میذارن در نداشتن اعتقاد نیست در قانون پذیریه.


اوج انحطاط و نداشتن رشد اجتماعیه که یه نفر چون قانونی رو قبول نداره اونو عمل نکنه. اون وقت همه جا رو هرج و مرج میگیره. بر فرض هم قانون بدی باشه. بازم قانون بد بهتر از بی قانونیه! قانون بد بهتر از هرج و مرجه!

همون طور که گفتن جوامع ها در کفر باقی میمونن اما در ظلم(همین بی قانونی و هرج و مرج) باقی نمیمونن!
به قول امام خمینی نمیشه کسی بگه من قانون رو قبول ندارم! قانونه که اون فرد رو قبول نداره!

اینم بدونید حتی حکومت هایی که مبنای قوانینشون اسلام نیست هم بیان و به این مملکت مسلط بشن، به اون فردی که خیلی راحت قوانین رو با این توجیه که بهشون اعتقاد نداره کنار گذاشته، به عنوان یه عنصر فاسد اجتماعی نگاه میکن! عنصری که باید کنترلش کرد! نه یه عنصر فعال و پویا و قابل اعتماد.

حالا دیگه خیلی تند نشم ملت روزه ترس ورشون میداره! :)
توضیحات شما منو وادار کرد اعتراف کنم هیچگاه سر این مسائل با کسانی که قبول ندارن بحث نمیکنم هر چند ممکنه بشه جوابهایی بهشون داد :) + من تنها در مسائل اعتقادی -فلسفی بحث جدی کردم با اطرافیان (البته بخاطر شخصیت شوخ من کسی زیاد با من بحث جدی نمیکنه:)) مگر اونایی که مزه ی بحث جدیامو چشیده باشنو خوششون اومده باشه :/

+ این رفتارم باعث تعجب مومنان حاضر در مجلس میشه ک چرا جواب این جور حرفا رو نمیدم :)
منم با عموم بحث نمیکنم. ولی نوشتن اینجا(جایی که اکثرا اهل فکر هستن) باعث میشه خط ذهنیمون روشنتر بشه. انسجام فکری میاره برای هممون.

وگرنه عموم باید در عمل نتیجه قانون مندی رو، رعایت قوانین رو، ببینن و این که ما چه قدر از رعایت قانون احساس رضایت میکنیم..وقتی ببینن من از این که قوانین رو رعایت میکنم ناراحت نیستم و ببینن که من از لحاظ اجتماعی رشد دارم. به سمت قانونمندی میرن. چون انسان ذاتا نظم پذیره. انسان ذاتا هارمونی و هماهنگی رو دوست داره.(اینا رو البته درس پس میدم به شما)
عموم مثل بچه ها(با توجه به اون کامنتی که برای وبلاگ خانوم لوسی می گذاشتم) هستن. با احساسات ما نسبت به موقعیت ها کار دارن. بحث عقلانی و بحث منطقی در مرحله بعده.

به خاطر همین روایت داریم که: کونوا دعاة الناس به غیر السنتکم(مردم رو با غیر از زبونهاتون به ما دعوت کنید)
همه حرفاتون درست
ولی آیا انسان ذاتا نظم پذیره؟ :)
شدیدا!!

من اینو اینقدر باور دارم که نگو! باید بچه داری کرده باشید تا متوجه بشید چه قدر انسان به نظم احتیاج داره! اصلا اگر نظم نباشه روند رشد بچه مختل میشه.
البته نه اون نظم و روال سخت و خشن وسواسی. بلکه منظور یه جور هماهنگی و انسجامه.
قبول دارم نیاز داره ولی از کجا میگید نظم و پایبندی به قانون ذاتی انسان است؟ :)
ببخشید یک کلمه هم ننه عروس بگه: من فکر کنم آدما بیشتر راحت طلبن تا نظم طلب :) 
نظر مادر عروس به نظر علامه طباطبایی نزدیکتره اتفاقا :))
فکر کردین چی ؟ الکی شدیم مادر عروس؟ 
چه جالب واقعا به نظر علامه نزدیکه :) 
فعلا بدرود 
یک مطلبی از ایشون خوندم اگر پیدا کردم پستش میکنم :)
اسلام منهای معصوم(ع) به داعش،بوکوحرام و سپاه صحابه میرسه. تفاوت دین ما با بوکوحرام و داعش در بودن یا نبودن ابن سینا نیس،در بودن یا نبودن امام(ع)  و صاحب عصمته.

تفاوت ما با اونا از تفسیر امام(ع)  و تفاوتش با تفسیر عایشه و... اومده. دینانی اتفاقا چون شبیه داعشیا و بوکوحرامیا و احرار الشامیا،جایگاه معصوم(ع)و مرتبه شو(ع) داده به یه غیرمعصوم،باید باهاش مخالف بود. اون داعش و بوکوحرام اگه ابوبکر و عمر و...رو که غیرمعصومن نشوند جای معصوم(ع) در عرصه ی نظری،دینانی هم ابن سینا رو که غیرمعصومه نشوند جای معصوم(ع) در عرصه ی نظری!ما هم با هر دوتاش مخالفیم چون یکیه مشکل جفتشون و اون مشکل جایگاه معصوم(ع)  رو دادن به یکی دیگه س.

ابن سینا قطعا از بزرگترین آدما در عرصه ی منطق بوده و اسمش اونجا میدرخشه. پزشک خوبی هم بوده. اینا بعلاوه ی صدتا تمجید دیگه،اساسا نمیتونه اونو به مقام معصوم(ع) برسونه. تازه ابن سینا مشکل اعتقادی هم داشت که ازش میگذریم.
معصوم که هیچ خدا هم ملاکش درمورد هدایت مردم عقله/ عقلی که دینانی میگه مخالفتی با عصمت نداره / اینکه به راحتی درمورد دیگران قضاوت کنیم و حکم تکفیر بدهیم بیشتر به داعشیت! میخوره :)

جهت اطلاع بیشتر درخصوص دینانی به این دو پست دقت شود:

http://fiish.blog.ir/post/127

http://fiish.blog.ir/post/122


خب باید اول لفظ نظم رو برای خودمون تعریف کنمی. به نظرم مسئله اینجاست.
انگار تعریف من از نظنم با تعریف بقیه یکم فرق داره. شاید اشتباه میکنم...
تفاوت در تعریف نداریم. شاید رویکردها متفاوت باشد :)شما از بعد تربیتی به قضیه نگاه میکنید علامه طباطبایی ولی از جنبه ی فلسفی این رو اظهار کردن
ظلم،همون هرج و مرج نیس.منظم ترین جوامع،کمونیستن.کمونیسم در بهترین شرایطش دیکتاتوری زحمتکشان و مغایر با عدله.مغایرت با عدل هم میشه ظلم که مردوده. 
قانون بد و بی قانونی هم باید تعریف شن تا بشه گفت کدومشون بدتره.بطور کلی قانون بد،باعث دور زدن قانون(بی قانونی) میشه و بی قانونی،قدرتمندترا رو مسلط میکنه و اونا قانونو بر اساس قدرت مینویسن(قانون بد).دیالکتیکه.آخرشم فرق نداره برای ما معمولیا که تو جنگل بی قانون خورده شیم یا طبق قانون جنگل بخورنمون.
ذات انسان ینی چه؟
اینکه اگه اینجا بدست بی دین و بد دین بیفته،به کسی که قوانین متمایز جمهوری اسلامی رو رعایت نکرده باشه بچشم فاسد اجتماعی نگاه کنن هم بنظرم مردوده.من فکر میکنم احتمالش زیاده که بخاطر مثلا بی حجابی و کشیدن کاریکاتور معصوم(ع) حتی بهش بگن مصلح اجتماعی و آزادی خواه و اینا.
@ شبنم بیقرار :)
یه سوال. ما میگیم که دین و توحید برمبنای فطرت انسانه. ولی آیا بیشتر آدما موحدن؟!
انسانها موحد به دنیا می آیند، جامعه و تربیت آنها را مسیحی یا مسلمان یا وغیره بار می آورد :)
من ایشونو تکفیر نکردم،مومن!میگم نگاه ایشون خود نگاه داعشی-وهابیه.
ملاک هدایت مردم،عقله.ینی چه؟توضیح بفرمایین.یه مقدار گنگه.
این عقلی که ایشون میگه همونیه که ایشونو به اینجا رسونده که جایگاه معصوم(ع)رو بده به ابن سینا؟!همونی که ابن سینا رو رسونده بجایی که عمر رو اعقل از معصوم(ع)بدونه در امر؟!این عقل با عصمت مخالفت نداره؟!با عصمت اون 14بی همتا(ع) مخالفت نداره یا با عصمت ابن سینا و عمر؟!
عقلانیت بتمامه در معصوم(ع)  با فضایل دیگه همرسه.حدیث ثقلین هم هس.کتاب هم هس.
استادتونو دوس دارین،دوس دارم،اخوی!
ما ارادت داریم :)
ظلم همون هرج و مرج نیست ولی هرج مرج بدون شک بستر خوبی برای ظلمه!

قانون بد بهتر از بیقانونیه چون وقتی برات مهم عمل به قانون باشه و بخوای که با این عمل کردن باعث رشد اجتماعت بشی بالاخره بدی اون قانون رو تصحیح میکنی/ قانون مندی در خودش بالاخره رشد داره.
قانون جنگل یا جنگل بیقانون؟ با الفاظ بازی نکنید جفتش یکیه! اما شما چرا اینقدر صفر یا صدی به مسئله نگاه میکنید؟

ببینید مهم نیست چه قانونی عمل نشده . مهم اینه که به هر دلیلی اعتراض خودمونو با بی قانونی نشون بدیم. وقتی یه نفر یاد بگیره که میشه با رعایت نکردن قانون نسبت به اون قانون اعتراض کرد یا باهاش مخالفت کرد؛ دیگه تمومه. شما فکر کنید که یه روز همون بد دین یا بی دین قانونی بذاره که مود پسند اون فرد قانون گریز نباشه(همیشه که همه قوانین مورد پسند همه افراد جامعه نیست) چه اتفاقی میفته؟ باز هم عمل نکردن به قانون! معمولا هم که میریم سراغ اون راهی که بهش عادت داریم.
من که عرض کردم مشکل در قانون پذیری ماست نه نوع قانون. رد نشدن از چراغ قرمز یا رد شدن از روی خط کشی عابر پیاده ربط به دین داره؟ یا مثلا سر موقع جایی حاضر شدن...اینا ربط به دین نداره...

@ایمان
منظورم از سوالم اینه که چون مردم راحت طلبن دلیل نمیشه که نظم پذیر نباشن. در ضمن نظم خودش عامل ایجاد راحتیه و بالا بردن کیفیت زندگی.
 و در ضمن تر! همه کامنتام داره از بحث اصلی(بررسی عقلی اعتقادات) دورترمون میکنه. بازم ادامه بدم؟!
نه :)
وبلاگتون باحاله
خودتون تو دو خط پست میذارید اونوقت دوستان لطف می کنن و اون دو خط رو به چالش می کشن و این خیلی خیلی خوبه... لااقل برای من بی سواد دوستداشتنیه...
ممنونم از شبنم بیقرار : )
منم از شما و بقیه دوستان که لطف میکنن و به فیشنگار ارزش میدن ممنونم :)
@محبوبه شب 
جالبه بدونین فیش نگار به برخی از پست هاش اصلا اعتقاد نداره و فقط فیش میکنه :/
عالم بی عمل به چه ماند ؟
به زنبور بی عسل ...

کامنتای ناشناس رو دوست نداشتم ولی این خیلی خوب بود :)مرسی
یه چیزی رو بگم..
نمیدونم چرا احساس میکنم این کامنت یا باید از خود فیش نگار محترم باشه یا جناب لانتوری بزرگوار :|
از من که نیست...
@
محبوبه شب 
من ناشناس بودم جناب لانتوری نیست‌:)
خودتون هم برین اصول دچار رو بخونین میفهمین خودشم قبول داره عالم بی عمله :))))
اصل یک :)
اگر با ناشناس پیام دادم گفتم خودتون بعدها متوجه بشین :))
ولی چون اسم آقای لانتوری بزرگوار اومد خودشون هم حضور ندارند :)
برای همین  من اسممو گفتم :)


:)
از دست تو واران
آخه میدونی این لحن کامنت دادن به یه نفر می خورد که به ایشون نزدیک باشه، واسه همین گفتم که شاید جناب لانتوری (هر جا هستن خوب و خوش باشن) بوده!
لانتوری کجایی تو؟ بیا برگرد به دامان دوستان :)
بله واقعا جاشون تو بلاگستان مخصوصا این ماه خالیه
@لانتوری
@
محبوبه شب 
نه اتفاقا به کسی این لحن کامنت میخوره که از دستش عصبانیه :/
و البته تازه فهمیده باشه اصل یک دچار واقعا رو ایشون درسته :/
درضمن چون من ۵ سال از ایشون(جناب دچار)
 بزرگترم لحنم گاهی این شکلی است :/



جناب لانتوری رو تو وبلاگ گندم امروز دیدم :)
هستشون ولی وبلاگشون فقط بسته است :)

نظر لطف شماست :)
@واران جدی؟ فکر می کردم حتی از منم کوچکتری؟ :|
عاقا حلالیت باشه : )
"بیشتر" رو خوندم باید بیام کامنت دوستان رو هم بخونم, گویا بحث شیرینی بوده که کامنت ها انقدر طولانیه :)
سلام همون بیشتر مهم بود بحثای ما رو بعدنم میشه بخونید :)
@
محبوبه شب 
اوهوم جدی :)
حلالین شما :))

به به :) فضا شبیه برنامه ماه عسل شد:)
رفتم بیشتر رو با دقت خوندم. حالا مفهوم کامنت اقای ایمان رو متوجه میشم.
به نظر منم نگاه اقای دینانی خیلی غلیظه!
از چه نظر غلیظه؟
هر پستی که میزارین هرچند کوتاه داستانی میشه :)))))
شما هم شرکت کنید توی دعواها :)
سلام‌
باور میکنین پارسال برنامه ماه عسل در حد دو سه بار دیدم .
و امسال هم فقط قسمت اول رو فعلا دیدم :)
ماه عسل کجا بود ؟:))

:)
سلام به نظرم دینانی درست میگه و افراطی در کار نیست...

من اشاره میکنم به کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا که تازه آخرین کتابش هم نبوده... این کتاب سرشار از لطایف عرفانی سنگین اسلامی هست... با اینکه ابن سینا به عناون فیلسوف معروف شده اما هنوز هیچ عارف نامداری در اسلام نیامده که بر لطایف عرفانی اون کتاب نقد یا تعلیقه ای بنویسه...

اما یه توصیه میکنم... طبیعتا شما میدونید که وقتی کلام فلاسفه ای مثل دینانی یا علامه طباطبایی رو از عقل میگید طبیعی هست که خیلی ها که نگاه تکلم گرایی بر تعاریف ذهنی شون غلبه داره فکر میکنن منظور دینانی از عقل، صرفا همین عقل ساقط شده هست... که ما بهش میگیم وهم (ارداک مفاهیم جزئیه)...

من حرفم اینه : مسئله ی امروز دنیای اسلام مطلقا نزاع تاریخی فلاسفه و متکلمین نیست... این نزاع 1400 ساله که در اسلام بین یه سری ها جریان داره... پایانی هم نداره... نه متکلمین متعصب میتونن لطافت کلام عرفا و حکما رو درک کنن و نه عرفا و حکما میتونن با اخم متکلمین حقایق دین رو مطرح نکنن...

نظرم اینه که بیاییم در کف اجتماع و ببینیم اونچه نیاز واقعی مردم هست چیه؟
کاری که امام خمینی به عنوان یک عارف والا مقام و یک فیلسوف متاله و یک فقیه مجتهد انجام داد...
اصلا دعوای حقیقی دعوای فلاسفه و متکلمین نیست... این یک دعوای بی نتیجه هست...
چیزی که امروز باید بهش پرداخت اینه که اثر دعواهای اعتقادی متکلمین در کف جامعه چی بوده؟...
کف جامعه باید به هوشیاری سیاسی برسه و معرفت اعتقادی ای که مانع از شرکت در سرنوشت جامعه بشه گول زدن انسانهاست...
من نمیدونم متکلمین به چی میخوان برسن اما عقیده ام اینه که دین درست اون دینی هست که وقتی دینداری مثل امام خمینی وارد عرصه میشه اون همه دلها رو با خودش همراه میکنه...

اون همه جوون با یک کلمه حرفش جان میدن...
باید در عقاید از دعواهای فلسفی و کلامی خارج شد...

درود بر دین درست :)

+سلام خداقوت
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی