نگــــــــــــار

اول آشنایی‌مون، یادت میاد؟

یکی از اتفاق های خوب در دنیای وبلاگ‌نویسی پیدا کردن دوستان خوبی هست که احساس میکنی خیلی خوب همدیگر را می فهمید و از همدلی و همراهی با آنها لذت می برید. نقطه ی شروع این اتفاق دوستی‌ها گاهی خیلی هیجان انگیز است. مدت هاست در ذهنم بود که پستی برای این منظور بگذارم و از دوستان و همسایگان محترم درخواست کنم در ذیل آن نقطه ی شروع دوستی مان را به صورت خلاصه بیان کنن. شاید برای خودتون هم جالب باشه :) + من هم در جواب کامنتها حرفایی خواهم زد.

بهارنارنج :)
۲۰ خرداد ۰۸:۲۹
نقطه شروع..من ذهنم براجزییات یاری نمیدخه:/اونم درحد نقطشو
پاسخ :
اتفاقا شما جزو اولین نفرات بودین که توی بیان باهاشون آشنا شدم :)
+بهارنارنج قشنگ تر از خانومی هست :)
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۸:۳۵
:)
پاسخ :
توی تاکسی شنیدم عنوانو! :)
+ با اینکه تازه با شما آشنا شدم ولی یادم نمیاد چی شد:/
خانم اشک
۲۰ خرداد ۰۸:۵۶
آره آره در جواب یه لبخند ملیح میزنید یا لبخند کج یا علامت سوال و لبخند یا لبخند و علامت سوال .
شاید گاهی جهت خیلی تکراری نشدن جواب ها یکی دو کلمه ای اضافه کنید مثل آره یادتونه 
هههه
همه می دونن چجوری جواب میدین شما :)

سلام عیدتون مبارک 
پاسخ :
سلام عید شما هم مبارک :) شما رو توی وب لوسی می دیدم اولین بار :)
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۰۹
لبخند منم دقیقا به همین دلیل بود! اصلا یادم نیست...
عنوان چی رو؟وبمو؟شنیدید یا خوندید؟

پاسخ :
یادمه اولین نظری که براتون گذاشتم تصمیم گرفتم آخرین نظرم باشه براتون :))
خانم اشک
۲۰ خرداد ۰۹:۱۲
واقعا؟ خودم یادم نیست
فقط به نظر پاییز بوده 
پاسخ :
اولین کامنتم چی بوده؟ :)
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۱۲
:)
شنیدید یا خوندید؟

میدونم چرا...هرطور مایلید! :)
پاسخ :
ضبط تاکسی گذاشته بود ما هم شنیدیم  :)
خانم اشک
۲۰ خرداد ۰۹:۱۴
بیشتر هم یادتون هست؟ که چه کامنتی بوده؟ یا پستی؟ منم خیلی ها رو این ور اونور می بینم حتمی نمیرم پی وبشون! 
باز من فکر کردم این منم که اول اومدم وب شما 
.
.
.
با اون پست قشنگ برو مشهد 
البته همونم لوسی می لینکشو گذاشته بود
پاسخ :
جدی؟ خبر نداشتم! پس تشکر میکنم از لوسی می :)
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۱۶
؟؟؟؟

چی رو شنیدید؟؟؟؟!!!!!


پاسخ :
عنوان پست را!!!!
خانم اشک
۲۰ خرداد ۰۹:۱۶
یادم نیست :|
اگه واقعا میخواین سرفرصت باید برم وب رو ببینم
پاسخ :
نه فکر کردم توی وبتون هستید الان! :)
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۲۲
رفتم اولین کامنتتون رو خوندم! الان که دقت میکنم. واقعا هیچییی یادم نیست!!! یه سری اتفاقات گسسته یادم بود که الان نگاه کردم کلا سیر اتفاقات درهم توی ذهنم بود!!!!
اولین کامنتتون اونی نبود که فکر میکردم!!! یه عاالمه چرا اومد توی ذهنم!
:)))
پاسخ :
چرا واقعا!
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۳۶
برادر من میگه توی فضای مجازی هیچ نقطه شروع یا پایانی وجود نداره. یواش یواش ارتباطات دارن به سمت فازی شدن پیش میرن...الان دقیقا اینو حس کردم.
+خیلی حرف زدم. عیدتون مبارک!
پاسخ :
فازی شدن؟!
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۳۷
منطق فازی...تعریف طیف بین صفر و یک
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۴۰
هیچ وقت ارتباط تو به طور کامل با کسی قطع نیست که نقطه شروع داشته باشه و هیچ وقتم به طور کامل برقرار نیست که نقطه پاینی بشه براش قائل شد..ما توی فضای بین صفر و یک(هست و نیست) معلقیم...


پاسخ :
شاید بخاطر اینه که دنیای رایانه هم دنیای صفر و یک هست :)
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۰۹:۴۶
دنیای رایانه بله ولی دنیای ارتباطات این جور که امروز حس کردم، اصلا!
صفر و یکی براش نمیشه قائل شد!
+خیلی حرف زدم. من شدم شدم استاد منحرف کردن موضوع پستای شما!:)


پاسخ :
تا الان که منحرف نشده بحث :)
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۰:۰۱
فعلا نمتونم اولین کامنتتون رو بیابم چون پستای قبل از عید را عدم نمایش زدم :) 
پاسخ :
:)
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۰:۰۸
فکر میکنم اولین باری که به وبلاگتون اومدم بعد از اون شبی بود که با آرزو بانو تو وبلاگش مشاعره داشتیم. 

پاسخ :
آره یادمه اون مشاعره :) اینجوری که یادم میاد من برنده شدم!
سایه ..
۲۰ خرداد ۱۰:۱۴
یادم نمیاد که 
چه حرفا میزنی 
پاسخ :
منم دقیق یادم نمیاد  :)
سلام / یادمه فکر کرده بودین من دخترم و ...:)
+ شما رو ب خاطر اینکه دانش آموخته تاریخ بودین دنبال کردم
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۰:۱۵
مبارکه :|
ختم مشاعره رو اعلام کرده بودیم که یهو فرداش شما ادامه ش دادین :d
پاسخ :
:/
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۰:۱۸
:/ این چی میگه؟ :|
پاسخ :
یه عصبانیت محوی توش هست :)
شارلِ پَنجُم
۲۰ خرداد ۱۰:۳۷
یادآوریش تقریبا غیر ممکنه :))
پاسخ :
یکم تمرکز کنی یادت میاد :)) یادمه من به این خاطر دنبالت کردم که هر وقت قالبت رو عوض کردی قالب قبلیت رو ازت بگیرم! :)) اینقدر منحرفم من :)))
آرتمیس .
۲۰ خرداد ۱۰:۳۷
برخلاف این دوستان، بنده کاملا خاطرم هست. تو وبلاگ دلژین کامنتتون (که یادم نیست چی بود) رو خوندم و اومدم وبتون، یه مطلب راجع به منافع بارداری برای خانم‌ها داشتین که حساس شدم و برخلاف عادتم کامنت گذاشتم. سپس شما تشریف آوردین وبلاگ بنده و رو پست تولدم کامنت تبریک گذاشتین.
+ خوب شما شانس آوردین که تا مدت‌ها فک می‌کردم خانم هستین! وگرنه کامنت اولم رو خیلی تند و تیز مینوشتم :) آخه مردا رو چه به اظهار نظر در این مورد؟
پاسخ :
من معمولا اظهار نظر نمیکنم توی وبم :) همه مطالبم کپی پیستیه :)) چنین پستی هم یادم نمیاد! اشتباه نگرفتین با یه وب دیگر؟ :)))
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۰:۳۹
اووَخ چرا؟؟

پاسخ :
همینجوری!
فرشته ...
۲۰ خرداد ۱۰:۳۹
:)
+اولین کامنتت یه دونه لبخند گذاشته بودی(اونم تو پست غمگینی که گفته بودم منو تو بیمارستان عوض کردن:/ )، وقتی اسمت رو دیدم فکر کردم وبت در مورد اعتراض به فیش و قبض و ... است و کمپین راه انداختی:))
یاعلی


پاسخ :
اول فکر میکردم خیلی بزرگ تر باشی بعد که مطالبت رو خوندم دیدم کنکوری هستید :)) از بعد از چالش زبان مادری آدرس وبتون رو توی پیوندها آوردم :))
آقاگل ‌‌
۲۰ خرداد ۱۰:۴۹
اول آشنایی مون از یک روز عصر شروع شد!

پاسخ :
شما که از بزرگان بیان بودی که مطالبی که به سبک آقاگل می نوشتی خیلی شیرین بود خوندنش :)
+بعدشم که اربعین رفتی کربلا فهمیدم بچه شهر سیبی :)
هاژ محمود
۲۰ خرداد ۱۰:۵۴
سلام

عیدتون مبارک

در مورد این پست هم 
 :\ :| :/ 
پاسخ :
سلام مرسی همچینین :))
ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۱۰:۵۵
آآآآآ....راستش من حافظه ی خوبی ندارم!...شما اگه یادتونه بگین منم در جریان باشم :)!
پاسخ :
شما رو دقیقا به این خاطر دنبال کردم که یه وبلاگ نویس 12 ساله بودی :))
شارلِ پَنجُم
۲۰ خرداد ۱۰:۵۸
کلا دیگه حرفی ندارم :))
پاسخ :
کامنت خصوصیتو دیدم بهش تذکر میدم :))
خانمِ میم
۲۰ خرداد ۱۰:۵۹
من هیچی یادم نمیاد :))
پاسخ :
مجبورم به ماجرای  بحثتون با اون طلبه هه اشاره کنم  :))
ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۱۱:۰۲
عه؟چه جالب!
هههه اولین بار بود یه بلاگر 12 ساله میدیدین؟ :)!
پاسخ :
بله :)
آرتمیس .
۲۰ خرداد ۱۱:۰۲
نخیر! هنوز انقد حافظه‌ام ضعیف نشده :|
"زن جز با انجام وظیفه مادری به کمال رشد بدنی و روانی خود نمی‌رسد." برگرفته از وبلاگ فیش‌نگار
اگه اون موقع اسمم همینی بود که الان هست، میتونستم لینک هم بدم!
پاسخ :
هنوز همونجور جنگنده ای :)
خانمِ میم
۲۰ خرداد ۱۱:۰۶
چقدر میگیرین اون قضیه رو فراموش کنید؟؟ :))
پاسخ :
 هر چی میخام فراموش کنم خودتون میایید یادآوری میکنید :)

+خود به خود فراموش میشه :)
شکیبا **
۲۰ خرداد ۱۱:۰۷

از اونجایی که بنده تازه در وبلاگ شما دیده به جهان گشوده ام خوب یادمه اولین کامنت شما و البته اولین کامنت خودم رو :)

پاسخ :
که گفتید دیر رسیدم؟ یادمه :))
ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۱۱:۰۹
وبلاگ یکی از دوستای من حدود 10-15 تا نویسنده داره همشونم یا 12 سالشون یا 13 :)))
راستش اوایل که اومدم اینجا باورم نمیشد همه از سنم تعجب میکنن!
پاسخ :
یه محمد هم بود که باباش آتش نشان بود فکر میکردم دخترخاله پسرخاله این :))
شبنم بیقرار
۲۰ خرداد ۱۱:۱۰
الان نمایش هوش و حافظه شماست این پست؟
پاسخ :
من و همساده های مجازی م :)
آرتمیس .
۲۰ خرداد ۱۱:۱۰
پس صفت من تو ذهن شما جنگنده است! عجب! با چی جنگیدم؟
پاسخ :
جنگنده درمورد هر حرف بدون استدلالی :) (یعنی دنبال استدلالید همیشه)
+ قضاوت کننده :)

ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۱۱:۱۲
نه نبودیم و نیستیم :)
چرا همه فکر میکنن من با پسرای بیان نسبت دارم؟
پاسخ :
الان هر گونه نسبت نسبی و سببی رو تکذیب کن خب :)
خانومِ حدیث :)
۲۰ خرداد ۱۱:۱۵
ذهنم یاری نمیده  چیشد فالوتون کردم یا شما اول فالو کردین  :دی
ولی میدونم شدیدا تا همین چندوقت پیش فکر میکردم شما خانوم باشید  ://///
پاسخ :
با اینکه من از اول توی قسمت «تماس با من » نوشته بودم بیوگرافی رو ولی نمیدونم چرا باز :)

+ شما همون نبودین که سه شنبه های صورتی رو منتشر میکردید؟
آرتمیس .
۲۰ خرداد ۱۱:۱۵
جهنم خاموش شد؟
پاسخ :
یهویی روشن شده بود آخه :)
ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۱۱:۲۱
توی پست "تمام!!!" تکذیب شد :))
ببخشین طول کشید دنبال آدرس محمد میگشتم...

صبحتون دل انگیز و خدا نگهدار :)))!
پاسخ :
خداحافظ شما :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۱:۴۳
Hello , yes, eyd mobarak
پاسخ :
سلام:) من اولش فکر میکردم شما یه دانشجوی سال اولی هستید که تهران قبول شده :) بخاطر اون پست تاکسی
واران ...
۲۰ خرداد ۱۱:۵۱
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
یکبار گفته بودین ولی :|:)
ولی بعدها چه جور فهمیدین که دانشجو نیستم نگفته بودین :/
یا شایدم گفتین من نمیدونم :/
***** ** **** *** ***** ***
*** *** ** *** **

پاسخ :
خودتون گفتید نیستید :))
+تصور شما کاملا اشتباهه ! ما با هیچکس مشکلی نداریم :/
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۱:۵۲
در مورد من چی فکر می کردین؟ 
پاسخ :
هیچ فکری شما ذیل بند 5 شورای امنیت بودین :)
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۱:۵۵
آقا... آقا من چی؟؟ خخخ
با وب من چطور آشنا شدین؟
پاسخ :
چند بار خواستم دنبالتون کنم دیدم چیز جذابی نداره :) ولی در نهایت دنبال کردم چون کامنتای خوبی میذاشتید :))
مـــحـــدثـــه ...
۲۰ خرداد ۱۲:۰۱
با اینکه مدت زیادی از آشنایی من با وب شما نمیگذره، اما واقعا یادم نمیاد چی شد،چه طور شد، از کجا شروع شد بازدید من از وب شما :|
پاسخ :
شما رو بخاطر عکس پروفایلتون دنبال کردم :)
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۲:۰۳
احسنت کاش همه متوجه میشدن که وبلاگم چیز خاصی نداره... اونجوری راحت تر بودم :دی
هنوزم دیر نشده میتونید قطع دنبالو بزنید و راحت بشید : ))
پاسخ :
یه حس عصبانیت محوی توی این کامنت بود! نه؟ :))
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۲:۰۳
وات؟
پاسخ :
البته بعدش دنبال کردم وبتون رو :)
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۲:۱۱
نه اصلا! 
واقعا میگم.. چون وبلاگ من یه جورایی خاطره نویسی و روزانه طور هست : )

اینطور نشون میده؟
پاسخ :
من که این جور برداشت کردم با شناختی ک دارم :))
Bahar Alone
۲۰ خرداد ۱۲:۱۳
تنها کسی بودی که وقتی پستهامو میخوندی نکته ای رو که میخاستم میگرفتی.منم اومدم وبت:)
پاسخ :
تا مدتها فکر میکردی خانمم مخصوصا اون موقع که پست صندوق ناشناسا رو گذاشته بودم :))
+ امضاهات جالب بود برام :)
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۲:۱۵
شناخت؟؟
مگر اینکه شما همچین قصدی داشته باشین؟
پاسخ :
چ قصدی!
Bahar Alone
۲۰ خرداد ۱۲:۱۵
:|عاره.اون موقعا شکاک بودم یخورده.
پاسخ :
بهار شکاک؟ :/
سیامک پور اسد
۲۰ خرداد ۱۲:۱۷
سلام و تحیت ایام الله متعلق به امام مجتبی علیه السلام.......... خیلی وقتی نیست که دچار یکدیگریم ... احتمالا شما شروع کرده باشید..... هرچند که مطاع ما مشتری چندانی ندارد ....... حلاوت دوستیهای واقعی ؛ هنیئا مریئا لکم ..... یاحق
پاسخ :
ما به رزمندگان راوی و یادگار دوران مقدس ارادت داریم:)
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۲:۱۸
میگم وات؟ از روش می پرید؟
پاسخ :
عادت کردم :)
Bahar Alone
۲۰ خرداد ۱۲:۱۹
میدونی چرا فکر میکردم خانومی؟چون خیلی مهربون بودی:دی
ازین مامان های مهربون وصبور:دی
پاسخ :
از دست شما بهار خادمی 4 ساله از قم مقدسه :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۲:۲۱
این عنوان پست که امروز  دیدم خیال کردم میتونم خیالمو بگم ؟^__^
ناراحت نمیشین ؟^__^
پاسخ :
بگید ناراحت شدم تایید نمیکنم :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۲:۲۴
@بهار 
بهار روله :) سلام من اینقدر تو رو دوست دارم که نگو اسمت که میاد اینجا احساس خوبی بهم وارد میشه همیشه بیا اینجا(وبلاگ جناب دچار)
 حتی اگر شده فقط سلامتو ببینیم :)
ممنونم :)


پاسخ :
@بهار :)
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۲:۳۶
@واران انتقام منم بگیر 
@دچار بذارین پام برسه حرم فقط صبر کنین! از رو سوالای ملت می پرین هاااا
پاسخ :
ما تا جایی که میشد توضیح دادیم بقیه اش لابد مصلحت نبوده که بگم فکر میکردم از اون آدمای عصبی و غیرقابل تحمل بودین :)) بعد البته دیدم تصورم درست نبوده
واران ...
۲۰ خرداد ۱۲:۳۶
اینم روش خوبیه انصافا اگر ناراحت شدین تایید نکنین و منو ببخشین :/


+خیال کردم  در مورد زندگی شخصی تون هستش و چگونه آشنا شدن با خانم تون مطلب نوشتین :/:)
ببخشید واقعا ولی خب وقتی ستاره تون رو تو وبم دیدم فقط عنوان رو دیدم :/
گفتم لابد سالگرد ازدواج تون با خانم تون هست که این پست رو گذاشتین :|:)

پاسخ :
شما که اصول دچار رو خوندید دیگه چرا چنین تصوری کردید :)؟
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۲:۴۰
نابودم کردی 
واقعا؟ 
پاسخ :
وقتی اصرار زیادی میکنید این میشه :))
واران ...
۲۰ خرداد ۱۲:۴۱
@
خانم اشک 
یا خدا ^__^
چی شده ؟^__^
انتقام واسه چی ؟:)
شش و ده ؟:))

+
خانم اشک برای منم ویژه دعا کنین :)
البته دعای خوب :)
ممنونم :)

واران ...
۲۰ خرداد ۱۲:۴۴
مگه حافظه من یادشه که بدونم اصول های شما چیه ؟:)
یادم نیست آقا :/:)
الان این اصل چندمه ؟:دی 
من فقط ۵ یادم دیگه می مونه :دی 


+
چرا سر به سر خانم اشک میذارین ؟^__^
نذارین کاری کنم همه دوستان بیان اینجا بوق بزنن:دی 

پاسخ :
اصل 3
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۲:۴۶
این دچار رو باید از باب الجواد حرم حلق آویز کرد!!! واران جان :) منم محتاجم 
خییییییییییلی زیاد 
چشم از اینجا آزاد شم برم رو چشمم 

پاسخ :
شما دو نفر باز دست به دست هم دادین!؟ :/
مریم /دلژین
۲۰ خرداد ۱۲:۵۰
شما برام نظر میذاشتین وقتی اومدم بیان...
اون اوایل حس خوبی بهتون نداشتم، یه جوری عجیب غریب و غیر عادی بود برام لحنتون و حتی پست هاتون  ؛ به خصوص نسبت به اقایون وبلاگی یه گارد به خصوص دارم :)) 
ولی رفته رفته اوکی شد برام و فوقع ما وقع :)) 
پاسخ :
شما از همون اول هم پروفایلتون همین لباس پزشکی بود :))
گل نرگس
۲۰ خرداد ۱۳:۰۸
:))
پاسخ :
یه دوست طلبه ی کاشانی دارم. همش فکر میکنم شمایید :))
واران ...
۲۰ خرداد ۱۳:۱۳
خانم اشک @

نه در این حد :|:)
جناب دچار اینجوری هام که شما گفتین نیستند :))


+
من یه کلیپ صوتی دارم در مورد چگونگی اجابت دعاهامون اما متاسفانه امروز یه حرفی رو از دهان مبارکم خیلی ناخودآگاه در اومد اونم این بود که نمیدونم چی شد که گفتم امروز  تا افطار حداقل نه پست میذارم نه کامنتی رو تایید میکنم یهو هم ناخواسته قسم خوردم :/
الان نمیتونم اینا رو عملی کنم میترسم روزه ام باطل بشه :/
ولی تو اون کلیپ صوتی گفته چه جوری دعاهامون مستجاب میشه :)


.در هر صورت ممنونم برام دعا میکنین :)
منم امروز سر نماز  ایشالا برای شما جناب دچار و بهار و آقاگل و سایه قول میدم یادم نره دعا کنم :)
بقیه هم ایشالا دعاهاشون مستجاب بشه :)


gandom baanoo
۲۰ خرداد ۱۳:۱۵
واقعا از منِ آلزایمری انتظار به یاد داشتن ندارید که!!!!
پاسخ :
عکس بالای وبو نگاه کنی یادت میاد :)
Bahar Alone
۲۰ خرداد ۱۳:۱۷
درود بر اهالی چت روم:|:):)
پاسخ :
مشکلی هست کامنتا رو بستید؟ :/
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۳:۲۹
عه! چه جالب! پس واران هم فکر منو کردن! : ))
مریم /دلژین
۲۰ خرداد ۱۳:۳۱
این عکس نظر میذارم میاد اره همین بود ولی اون گوشه وبلاگ به خدا این نبود 😂😂😂😂

پاسخ :
حالا چرا قسم میخوری! :))
Vafa 1192
۲۰ خرداد ۱۳:۴۴
یکی از تفریحاتم شده خوندن کامنت پستها :)))

نوشته بودید چندباری کامنت گذاشتید ولی من تأیید نکردم !!! اون موقع رفتم کامنتهایی که گذاشته بودید رو خوندم دیدم قبلا همه رو خونده بودم . بعد اومدم وبتون :) 
بهرحال خوشحال شدم از آشنایی تون :) 

شما چطور آشنا شدید با وبم ؟
پاسخ :
شما از وبای معروف بیان بودین انگار :)) ولی دقیق یادم نمیاد چجوری اما یکی دوماهی میشه فک کنم :))
Bahar Alone
۲۰ خرداد ۱۳:۵۴
باز کردن:))
پاسخ :
بدخواه مدخواه داشتی لابد :))
واران ...
۲۰ خرداد ۱۳:۵۶
آقا یه پست هم برای ما بنویسین که ۶۰-۷۰تا یکجا کامنت داشته باشه :دی 
خدا قوت تون بده ایشالا :))


+
محبوبه شب خب عنوان پست  فریبنده بود :دی 
احتمالا ۵۰% همین فکر رو کردند :|:)

پاسخ :
خب من برای خیلیا کامنت میذارم :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۳:۵۹
یعنی کامنت ، کامنت میاره ؟:دی 
بنظرم این تفکر اشتباه است توش تجدید نظر کنین :)))

بنظرم پست هاتون کلا میتونه بحث برانگیز باشه نه فقط این پست تون که بحث کامنت توشه :))

پاسخ :
خب توسعه ارتباطات مهمه دیگه :)
ایمان
۲۰ خرداد ۱۴:۰۳
از بلاگ شیخنا آقای شورگشتی عزیز،دوران بعیدی هم نیس.هیجان هم نداشت.یه بار هم خیلی پیشتر از همون طریق اومده بودم.
+مومن،بنظر شما حرف زدن از همدلی در ارتباط پستی-کامنتی،بار شتر به دوش پشه گذاشتن نیس؟
پاسخ :
نه اتفاقا من دوستانی اینجا پیدا کردم که خییلی فکرامون و حتی فهممون به هم نزدیکه :)
نی لو
۲۰ خرداد ۱۴:۱۳
چه ایده باحالی!
من فقط خیلی حال کردم با اون قضیه ساحل و نایب الزیاره بودن و اینا :))))
دیگه از اول و آخرش چیزی یادم نیست :دی
پاسخ :
شما که خیلی توفیق داشتید البته :))
ایمان
۲۰ خرداد ۱۴:۲۴
باشه.به هرحال بنظر میرسه میخواین برین از زندگی اونا بیرون و لازمه یادشون باشه خونه تونو کردن ویرون آی خونتونو کردن ویرون.
+میفرماد:صبر ایوب زمون صبر منه!
پاسخ :
آقا ! :))
شایستـ .ه
۲۰ خرداد ۱۴:۳۰
من یادمه اول فکر کردم دخترید :/
پاسخ :
مثل بقیه :)!
آبان ...
۲۰ خرداد ۱۴:۳۴
یادم نیست :) 
پاسخ :
منم باید فکر کنم تا یادم بیاد :) ولی فک کنم خیلی وقته دنبالتون میکردم از وب گندم :)
لوسی می
۲۰ خرداد ۱۴:۵۱
یادم نیست! :|
هرچی بود وب قبلیتون بود و وقتی که خداحافظی کردید و گفتم که اگر وب رو عوض کردید به من بگید و از این حرفها، باعث شد که بیشتر تبادلات کامنتی داشته باشیم!
به نظرم اون رفتنه، نقطه عطفش بود!
ولی منم از اونایی ام که فکر میکردم دختر هستید!

+خواهش میکنم :)
پاسخ :
درمورد شما اصلا باورم نمیشه اینجوری فکر کرده باشید :) چون از وب قبلیم میشناختید منو!
+ الان که فکرشو میکنم می بینم منم یادم نمیاد چی شد با وب شما آشنا شدم ولی شما یکی از همسایه های خوب و قدیمی وبم بودین :)) ممنون
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۵:۰۵
یه وب دیگه داشتین؟ چه جالب 
همه سابقه داریم...
پاسخ :
همین اسم همین رسم و حتی همین قالب بود :)


لوسی می
۲۰ خرداد ۱۵:۱۰
خب شما اول اومدید و کامنت میذاشتین، تا من اومدم طول کشید که بفهمم آقا هستین.
بعد اینکه اون رفتنه نقطه ی عطف بود! نه اول اشنایی!
پاسخ :
اولین کامنتی که براتون گذاشتم رو میشه پیدا کنید؟ :))) با وب قبلیم
 و جوابتون بهش رو ! میخام بدونم راست میگید فکر میکردین دخترم! ://
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۵:۱۵
ولی محتوا فرق داشت و آدرس  لابد 
پس من خیلی دیر باهاتون آشنا شدم 
پاسخ :
نه اتفاقا محتوا هم همین فیش ها بود :))
هانیه شالباف
۲۰ خرداد ۱۵:۲۴
سلام :)
من یادم نمیاد که چی‌شد دنبالتون کردم؛ چون جزو وب‌هایی بودین که از یه‌جایی به بعد متوجه حضورتون شدم و فهمیدم وجود وبلاگی دارین :))
تا قبلش اصلن دقت نکرده بودم به وب‌تون و پست‌ها :D
پاسخ :
شما رو با حال خراب اهواز پیدا کردم و دنبال کردم ولی فکر میکردم حداقل دانشجو باشید با این متن های ادبی خوب  متین :) نگو هنو 18 سالتون نشده!
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۵:۲۹
پس چرا حذفش کردین؟ 
پاسخ :
به دلایل شخصی :)
لوسی می
۲۰ خرداد ۱۶:۱۰
 اتفاقا خودم هم  کنجکاو شدم که کامنت اول چی بوده و جوابم! :))
البته به احتمال زیاد جواب من در هر حال صمیمانه نبوده! چون شما ناشناس بودین و من معمولا با ناشناسها سریع صمیمی نمیشم مخصوصا اینکه ندونم آقا هستند یا خانم! که در اسمِ دچار معلوم نیست. اما تصورم این بود که دختر هستد. چون وبی قبلا میخوندم که اون شخص خیلی از واژه ی دچار برای توصیف خودش استفاده میکرد و خانم هم بود.
حالا بگذریم، کامنت اول رو چه طوری پیدا کنم؟!
اگه اون وب رو دارید با همون اسم و از طریق همون اکانت برای من یه کامنت بذارین که اولیش رو بتونم پیدا کنم.
پاسخ :
اون وب رو ندارم :) ولی یه راهش اینه که: رجوع کنیدبه آرشیو ماهانه/ ماههایی که من بودم :) و یکی از نظراتم رو پیدا کنید / بعد برسید به اولین نظر :)
** این دقیقا یکی از مشکلات بیان محترم هست که فرد به ویرایش کامنت های مثلا یک سال پیش مطالبش دسترسی نداره! مسئولین مربوطه توجه کنند/ اگه میشناسید به گوششان برسونید :)
لوسی می
۲۰ خرداد ۱۶:۳۳
قبول دارین که کار سختیه؟
منصرف شدم!
پاسخ :
بله کار سختیه ولی باعث شدین من نقدم رو به بیان بیان کنم :) ممنون
تبارک منصوری
۲۰ خرداد ۱۶:۴۷
اولین بار توی وب کمی خلوت گزیده دیدمتون... 
بعد رفته رفته دیدم دچار اینجا، دچار آنجا، دچار همه جا! 
وبتونو که دیدم بنظرم جالب اومد. ولی دنبالتون نکردم تا سر فرصت بخونم همه پستها رو.
بعدش شما ذیل پستی که درباره مرگ نوشته بودم کامنت گذاشتید..معاد شرح منظومه،استادتون و بحث شیرین مرگ...
پاسخ :
نفهمیدم حالا الان دنبال می کنید یا نه؟ :)
منم دقیقا از وب کمی خلوت گزیده شما رو دیدم
+ درمورد خوزستان هم باهم صحبتی کردیم  که من هنوز اون اطلاعات مفیدی که شما دادید رو نگه داشته ام:)
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۶:۵۰
برو تو بیان بیان کن :))) دچااااااااار
پاسخ :
کجا باید بگم واقعا؟
هوپ ...
۲۰ خرداد ۱۶:۵۶
سلام نه والا اصلا یادم نمیاد!! فقط انگار یه بار آدرس عوض کردین چند وقتی ازتون خبر نداشتم.
پاسخ :
من فقط یادمه یه کامنت درمورد دندانپزشکی براتون گذاشتم :)
+ قزوینی هم ک گفتید نیستید :/

+ راستش نمیدونستم شما رو از وب قبلی میشناختم ! :))
واران ...
۲۰ خرداد ۱۷:۰۱
من کامنت اول شما به وبم رو دارم:/
از وب قدیمی تون:/

پاسخ :
مگه شما وبتون رو چ تاریخی زدین؟!
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۷:۰۶
صفحه اصلی ِ بیان 
پاسخ :
ممنون :)
محبوبه شب
۲۰ خرداد ۱۷:۱۳
تا حالا صدتایی شدین؟ : )
پاسخ :
نه!
آرزو ﴿ッ﴾
۲۰ خرداد ۱۷:۱۳
واو! چقدر کامنت!
حافظه‌م در این زمینه خوبه فکر کنم!
اولین کامنت من «جالب بود» یا یه چیزی تو این مایه‌ها بود. اولین کامنت شما«سلام»!
ولی یادم نیست از کدوم وبلاگ اومدم اینجا.
پاسخ :
سلام بر شما :) علت دنبال کردن شما این بود که اسمتون قاصدک بود :))
آرزو ﴿ッ﴾
۲۰ خرداد ۱۷:۱۶
جا داره منم دوباره بگم فکر می‌کردم دختر هستید!
پاسخ :
عجبا! :)
تبارک منصوری
۲۰ خرداد ۱۷:۲۲
نه خب هنوز همه پستها رو نخوندم! :) 
و یادمه یه سوالی پرسیدم ازتون که جوابشو ندادید! 
شما کتابدارید؟ بازم نیاین بگید بله من کتاب دارم :\

پاسخ :
نه من فلسفه خوندم :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۷:۲۳
ولی من تنها شخصی بودم که شما رو شناسایی کردم و فهمیدم شما آقا هستین نه خانم و از این بابت خیلی خوشحالم :))
خیلی خوشحالم از بین این همه آدم که شما رو خانم تصور کردند من همچین نظری نداشتم و این‌ نشون میده که من یه زمانی واقعا یه مامور شناسایی کارکشته بودم درسته الان بازنشسته شدم ولی هنوز استادم :دی 
امضاء :
واران هستم مامور شناسایی سابق از نوع خود شیفته 😁😀😅

پاسخ :
خداقوت میگم به شما :)
خانم اشک
۲۰ خرداد ۱۷:۲۷
من هیچ وقت فکر نکردم دختر باشی
البته تقصیر خودته با این اسم گذاشتنات 
ولی یادتون هست یه مدت هم فکر می کردن با لانتوری یکی هستی 
.
..
.
.
یعنی فقط من بعد جرات داشتی بگی کی مرموز و مبهمه! که یا فکر می کنن دختری یا لانتوری 
.
.
.
.
جاش خالیه بیاد یه کامنت اینجا بذاره یه بار شنیدم هست رخ در پرده گرفته
پاسخ :
همه با هم: لانتوری برگرد :)
معصومه
۲۰ خرداد ۱۷:۳۲
بغض مجنون بعد لیلی بر کسی پوشیده نیست
بعد مجنون حال لیلی را کسی پرسیده است ؟!
پاسخ :
نه چون همه حق رو دادن به مجنون و تموم شد و رفت :)
آرزو ﴿ッ﴾
۲۰ خرداد ۱۷:۳۴
بله، یادمه گفتین قشنگه!
ولی من واقعا یادم نمیاد اون روز دلیل دنبال کردن این وبلاگ چی بود برام!

پاسخ :
یکم تمرکز کنید یادتون میاد تاشب :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۷:۴۰
الان که کامنتای اولیه شما رو خوندم اعتراف میکنم :دی 
منم خیال کردم دچار خانم بوده نه آقا :/
از وبلاگ قدیمی البته :دی
از وبلاگ جدیدتون که متوجه شدم شما آقا بودین :|:)

پاسخ :
بازم خسته نباشید :))
Masi Rika
۲۰ خرداد ۱۷:۴۰
کامنت بهارو خوندم الان....خاک عالم!مگه شما خانوم نیستین!؟ :| :| :|
پاسخ :
بابا اینقدر اذیت نکنید یعنی شما هیچکدوم پستای مرد متولد مهرماه رو نمیدیدین؟! :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۷:۴۶
:دی 
اعتراف تو ماه رمضان باید قدر دونست حتی :))
احساس میکنم رمضان برای روزه دار عین یه صندلی دروغ سنج است که تمام 
درستی ها رو خارج میکنه اصلا مثل الک :)))


مرسی :)
شما هم خدا قوت و خسته نباشید ۹۹ کامنت :))
من تو خواب هم نمی بینم چه برسه به واقعیت :)))

پاسخ :
لابد شما هم صدمیشین :)
واران ...
۲۰ خرداد ۱۸:۰۲
یه وبلاگ من دیدم مشکوکم بهشون چون احساس میکنم مال خود جناب لانتوری است :)
چون همش شعر فی البداهه مینویسن و جالبتر کامنتی رو تایید نمیکنند :/

پاسخ :
آدرس بدین بریم بهش حمله کنیم :)
ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۲۰:۰۴
یادم فت بگم!
اول که عنوان پستتونو دیدم فکر کردم احساسیه و برای همسرتون نوشیت😀
پاسخ :
تقلب کردید از بقیه کامنت؟ :)
واران ...
۲۰ خرداد ۲۰:۱۴
سلام 
رفتین ببینین خودشه یا که خیر ؟^__^
آدرس رو میگم ؟:)
پاسخ :
سلام رفتم...
واران ...
۲۰ خرداد ۲۰:۱۶
خودش بود بنظرتون ؟^__^

پاسخ :
مطمئن نیستم :)+ چجوری پیدا کردید اونجا رو!
ஜ miss fatemeh ஜ
۲۰ خرداد ۲۱:۲۱
تقلب؟من کامنتای قبل از خودمو نخوندم
پاسخ :
:))
سلام 110
۲۰ خرداد ۲۱:۵۱
سلام
به نظرت من هم بگم؟
پاسخ :
نه نه دستت درد اصلا راضی به زحمت شما نیستیم :))
خانم اشک
۲۰ خرداد ۲۳:۱۳
سلام 
زدم به سیم آخر و رفتم کامنتتون رو پیدا کردم 
فکر می کنید چی بود؟ 
.
.
.
سلام و وقت بخیر 

از اون همسایمون که دو تا پسر داشت و روزی 100 تا پست میذاشت ( و چند روزیه بروز نمیکنن گویا :))خبردارید ؟! نیستن/ هستن/یا وبو بستن؟:)

پاسخ :
انشالله که نیاد این پست رو ببینه :))
سِناتور تِد
۲۰ خرداد ۲۳:۵۱
راستش یادم نیست! ولی مطمئنم اول خودت با من آشنا شدی :)) نمیدونم کجا!
پاسخ :
بله شما رو «بهارنارنج» !! :) معرفی کردن
خانم الفــــ
۲۰ خرداد ۲۳:۵۵
سلام.
اولین بار کامنت شما رو توی وبلاگم دیدم.قبل از اینکه یک وقفه طولانی مدت توی نوشتنتون داشته باشید.چیزی که یادمه, حس بسیار خوب و احترامی هست  که به این صفحه و نویسنده دارم.
پاسخ :
سلام و درود به شما و مرسی از لدفتون :)
فرزانه سادات
۲۱ خرداد ۰۲:۲۷
تازه هستم=))
پاسخ :
سلام بر شما :)
الی بانو
۲۱ خرداد ۰۳:۰۴
من وب لوسی میدیدم کامنت میذاری بعد برام سوال شد که دچار چرا این اسم ؟تایه کامنت واسه گذاشتید چند تا پست زیر ورو کردم تا فهمیدم آقا هستید!
خوب بعضی پستاتون جالبه بعضیاشم میره که سیاسی بشه که من نمیتونم دربارش بحث کنم
پاسخ :
بله اولین کامنتم درمورد فرش و بستنی و دخترتون و اینها بود :)
هانیه شالباف
۲۱ خرداد ۰۳:۴۶
من شرمنده‌ی لطف و محبت شمام :) 
قطعن به پای پست‌های مختصر اما مفیدتون نمی‌رسه :) 
پاسخ :
سلامت و شاد باشید همیشه :)
motahareh
۲۱ خرداد ۰۵:۴۸
سلام بله من دقیقا یادمه که چطوری آشنا شدم باهاتون سر پست فلسفه ی چرا جواب منفی در منفی میشه مثبت که چقدرم بحث کردیم چون ذهنتون درگیرش بود بله کاملا اشنایی رو یادمه :)) خوشحال شدم از پستتون من هروز دنبالتون میکنم ولی نمیتونم زیاد نظر بزارم ببخشید شرمنده :(
پاسخ :
سلام آره ولی عمر وبلاگ شما خیلی کم بود انگار :)
motahareh
۲۱ خرداد ۰۵:۵۲
یادتونه منم اولش فکر کردم خانومید ولی بعدش سریع بهم پیام دادید که خانم نیستید به هر حال ببخشید حلال کنید
پاسخ :
از بس همه اشتباه می گرفتن :)
motahareh
۲۱ خرداد ۱۱:۰۸
آره عمرش کم بود ولی به زودی قراره یه وبلاگ جدید بزنم و خوشحال میشم همراهی کنید
پاسخ :
با کمال میل :)
ویرا بانو
۲۱ خرداد ۱۱:۱۵
سلام
یادمه قبلا رادیو بلاگ یا وبلاگ دلژین نظراتتون رو میدیدم
ولی اولین نظری که دادی نوشتی پس چجور یارانشو میگیره؟(طرف شماره حساب نداشته)
پاسخ :
سلام وبلاگ شما رو بخاطر اسمش! (ویرا بانو) دنبال کردم :) + یادمه نوشته بودید شهرتون توریستیه :))
خانومِ حدیث :)
۲۱ خرداد ۱۲:۱۴
چک نکرده بودم  بیوگرافیتون رو ( شکلک شرمسار و اینا  :دی  )
+اره خودمم  :)) 
شعرانه صورتیمو خیلی دوس داشتم و دوستان هم زیاد لطف داشتن ولی خب جمع آوریش ومرتب کردنش و اینا سخته و متاسفانه نشده چندوقت منتشزش کنم 
 :(  ان شاء الله از بعد امتحانات هر هفته برقراره ^__^
پاسخ :
سلامت باشید انشالله در امتحانات خود موفق باشید :)
آب‌گینه موسوی
۲۱ خرداد ۱۴:۵۸
به گمانم، از وبلاگِ خلوت‌گزیده مرتبط شدیم. ابتدا آن وبلاگِ قبلی هم برپابود.  من در اوّلین خوانش، فکر کردم که راقم یک پسرِ دبیرستانی است. :)
پاسخ :
درست ترین فکر را شما کردید :)) احسنت به شما و خداوند روح خلوت گزیده را شاد کناد :)
منِ مُبهم
۲۱ خرداد ۱۷:۱۲
سلام علیکم
من یکی از خاموشها بودم وهستم ،وبلاگتون حس خوبی بهم میداد ،انرژی مثبت واطلاعات قوی
ازتون تشکر کردم بابت وبلاگتون ،اینجا بود که شما من رو شناختین:)
برقرار وسلامت باشید 💪

پاسخ :
بله دقیقا یادمه :)) وبلاگ شما یکی از وبلاگهای خاص بیان هست :)
واران ...
۲۱ خرداد ۱۷:۲۵
تازه شما قدیم اگر اشتباه نکنم به وبلاگ قدیمی من تو بلاگ اسکای هم می اومدین :))
البته باید چک‌ کنم ببینم کامنتی ازتون خواهم دید یا که خیر :))
پاسخ :
عجب!
سائلِ معنا
۲۲ خرداد ۱۵:۲۶
راستش داستان آشنایی من با شما یه مقدار نیاز به تحلیل روانشناسی داره

1 اصلا نمی شناختمتون... نبودید در ذهنم...
2، اومدید توی پس زمینه ذهنم... اما حتی یک مطلب و نظر هم از شما نخونده بودم... (باید تشریح بشه)

3 توی پس زمینه ذهنم خود نمایی کردید به علت کثرت حضور در اون پس زمینه :) از روی کنجکاوی نظر شما رو در برخی وبها میخوندم...
4 وجود شما در همه وبهایی که سر میزدم برام سوال بر انگیز شد.... (نکنه رباته؟!!!)
5 اومدم وبتون... نمیدونم کدوم مطلب رو خوندم... اما کثرت نظرات برام جلب توجه کرد...
6 شخصیت شما برام جالب شد...
7 توی مطلب" اول آشنایی مون یادت میاد" نظر گذاشتم

تشریح 2 : بس که اون رنگ زرد (تصویر پروفایل شما) رو توی هر وبی میرفتم میدیدم... هک شده بودید توی ذهنم...

راستی این روزها جدید ترین چیزی که از وب شما یاد گرفتم اینه:
وقتی میخوای نظر یکی از مخاطبا رو خطاب قرار بدی مثلا نظر دچار تایپ کن:
@دچار
@ دقیقا از کی برای این کار رسمیت پیدا کرد؟ :))))

پاسخ :
ربات عمته :)
شما البته دومین نفری هستی که این حضور برات سوال شده :))

+ پروفایلم و حتا اسم دچار نمیدونم چرا چنین قابلیتی پیدا کردن :)
+ این  سیستم @ از شبکه های اجتماعی اومده فک کنم :)
سائلِ معنا
۲۲ خرداد ۱۵:۴۱
اینکه گفتم ربات بد بود؟!!!

خطوره دیگه... خودش میاد...

اما جمله اول شما بد بود... عمه ها چه گناهی کردن... که باید تاوان ندانم کاری برادرزاده ها رو پس بدن؟!!

قابلیت خوبی در وبت ایجاد کردی...واقعا جای تحسین داره... تا حالا ندیدم کسی اینقدر در تضارب آرا فعال باشه...

شما نگفتی... چه جوری پاتون به آشنایی با ما باز شد؟

پاسخ :
شما همونی نیستید که گفته بودین بجای پست نوشتن برای زنهامون نامه بنویسیم؟
+  عمه های مجلس منو ببخشن :)))
سائلِ معنا
۲۲ خرداد ۱۵:۴۴
یه چیز دیگه هم میگم اما انصافا ناراحت نشید...
با شما احساس راحتی میکنم که میگم:

خیلی وقتا جواب شما به نظرات خوبه و لذت میبرم اما خیلی از اوقات منو یاد
 عباس کدخدایی میندازین
بس که خنثی هستین...
:))
پاسخ :
یا بهتره بگیم دیپلماتیک :)
شما رو ارجاع میدم به اصل دوم دچار :)
سائلِ معنا
۲۲ خرداد ۱۵:۵۶
ولی در مورد آشنایی با من اشتباه نمی کنی؟

اون خانم پرستو آدرس من رو به شما داده بود...
یادمه اون موقع ها بدون آدرس همه جا نظر میذاشتم و از حضور شما در وبم تعجب کرده بودم... گفتید از ایشون آدرس گرفتید...
پاسخ :
نه دقیقا همین جوری بود که من روایت کرده بودم :)
+ بله ایشون آدرس پست شما رو داده بود که سبب خیر شد :)
سائلِ معنا
۲۲ خرداد ۱۵:۵۸
سبب خیر؟
یعنی شما هم برای خانمت نامه نوشتی؟

:)))))
پاسخ :
بله نامه ی صوتی براش نوشتم :) خیلی تاثیرگذار بود اتفاقا :))
خانم اشک
۲۲ خرداد ۱۶:۱۱
نظر اول سائل معنا کلی منو خندوند :)))))
پاسخ :
خودمم :))
خانم اشک
۲۳ خرداد ۱۰:۲۰
حسم شدیدا میگه یه کامنت هم اینجا داشتم...
گلی خانم
۰۳ تیر ۱۲:۲۰
راستش اصلا چیزی یادم نمیاد
به دلیل اینکه حافظه ام تو مسائل تاریخی افتضاحه. و هیچوقت اتفاقات گذشته با جزئیات تو خاطرم نمیمونه
پاسخ :
ولی من یادم میاد :)
بخاطر اسمتون که بخشی از شعر حافظ بود و بخاطر ادرس وبتون که از سهراب بود و بخاطر تخلص من که دچار بود و شما هم گفتید من هم دچارم و ... :)
گلی خانم
۰۳ تیر ۱۲:۲۶
البته منم حس میکنم جلب توجهم به خاطر همون دلیل سائل معنا بوده!
حضور گسترده در وبلاگهای مختلف
پاسخ :
شما هم با  عمه تون مشکل دارید یعنی؟ :)
گلی خانم
۰۳ تیر ۱۴:۰۸
بعد اولین بار کجا رویت شدم من؟
پاسخ :
دقیق یادم نیست :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین