فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

یک فرد عادی، ولی با هدف
می تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۸:۳۳ غذا
آخرین نظرات
  • ۲۸ تیر ۹۷، ۱۹:۰۲ - سامان مرادی :)

سقراط خطاب به مردم آتن:

چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۰ ق.ظ

«شما مردم مانند اسب تنبلی هستید که احتیاج دارید برای این که راه بیفتید گاهی خرمگسی به شما نیش بزند و من همچون آن خرمگسی بوده‌ام که نیشکی می‌زده‌ام و شما را به اندیشیدن وامی‌داشته‌ام و اکنون اگر مرا بکشید، دیگری را مثل من نخواهید یافت.»

نظرات  (۴۰)

آتن بودین؟! :دی
پاسخ:
نه ولی آتنی آره :)
فرموده بودین جملاتی که با رنگ نقره ای می نویسید حذف خواهد شد درسته؟؟؟
پاسخ:
:)
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۲۶ کنت دراکولا
بر خرمگس معرکه لعنت:دی
پاسخ:
یه استادی میگفت میدونید سقراط چرا به خودش میگفت خرمگس؟ چون آتنی ها خر بودن :)) یعنی سقراط غیر مستقیم میگفت شما خرید :)

(از صراحت لهجه اش میخوره که دکتر دینانی گفته باشن این حرفو: )
والا خرمگس که سهله :)
پاسخ:
:/
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۴ مهتابگردان ...
در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتی بر انسانها مقبول نیست، مگر این‌که خدای متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهی که به ولایت حاکم، ولایت قاضی یا به ولایت مؤمن - که انواع و اقسام ولایات وجود دارد - ارتباط پیدا میکند، شک کنیم که آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، میگوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. 

پاسخ:
چه نکته جالبی !
مرسی :)

+ اون قسمت بولد رو توضیح میدین بیشتر؟
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۵ مهتابگردان ...
این منطق اسلام است. آن وقتی این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسی که ولایت را به او میدهیم - در هر مرتبه‌ای از ولایت - باید اهلیّت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم‌سالاری دینی است که بسیار مستحکم و عمیق است.
منبع
پاسخ:
منبع ثبت نشده گویا:) ؟
«ولایت» عرفا همان «امارت و حاکمیت سیاسی» است که ترسیم‌کننده اصل حکومت - قطع نظر از نوع و مقبولیت آن- است، که می‌تواند والی عدل یا والی جور باشد.

طبق این تفسیر عرفی از «ولایت»، ترکیب «حکومت ولایی» به نظر می‌رسد از نظر ادبی نادرست و از قبیل اضافه و نسبت یک چیز به خودش باشد.چون حکومت همان ولایت است و مثل آن است که گفته شود «ولایت ولایی».

yon.ir/6DsxQ
پاسخ:
ممنون :) حکومت همان ولایت است.
+ یعنی قانون بر افراد حاکم است
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۰ کنت دراکولا
من گفتم این اسب اسب گفتنش بی منظور نیست!:)))
پاسخ:
دینانی؟ :)
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۴ ام شهرآشوب
این بستگی دارد که مدیر چطور ولایتی رو برای خودش تصور کنه

مثلا ولایتی که معصوم بر جامعه داره، ولایتیه که زیردست خودش رو مثل فرزندش میدونه و به همون اندازه براش دلسوزه. و در امور ازش مشورت میگیره و براش خیرخواهی پدرانه داره

اگه اینجوری باشه ولایت بالادستی خیلی خوب و پدرانه اس

ولی اگه معنی ولایت این باشه که مطلقا هرچی من گفتم همه باید بپذیرند، بله این خطرناکه
پاسخ:
قطعا اگه اولی باشه که میشه رفاقت و خیلی هم عالی هست :)
+ منظورم برداشت دومتون بود
عجب!ینی سقراط برای رعایت ادب گفته اسب و اصل منظورش خر بود؟:)
پاسخ:
برای رعایت ادب به خودش میگفته خرمگس :)
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۰ باران ( واران ) ...
بلاخره بعد از مدتها ما دیدیم در مورد رشته خودتون صحبت کنین :))
فلسفه:))


سلام
سخن سقراط خوب بود :)
پاسخ:
سلام :) دلم برای فلسفیدن تنگ شده است ... شدید:/
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۴ ام شهرآشوب
با نظر مهتابگردان مخالفم

چنین چیزی نداریم که در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتی بر انسان ها قبول نیست
مثلا در مرتبه ی پایین، پدر بر فرزند ولایت دارد.
همچین به قول شما قانون بر افراد ولایت دارد

یعنی اگه ولایت وجود نداشته باشه (حتی از نوع قراردادی و غیرالهی) هرج و مرج به جامعه حاکم میشه

اگه پیامبر یا امام معصوم حضور داشت، که حتما ولایت داره بر مردم
و اگه حضور نداشت، تکلیف قانونمداری مردم چی میشه؟
پاسخ:
این بخش کامنت شما « اگه ولایت وجود نداشته باشه (حتی از نوع قراردادی و غیرالهی) هرج و مرج به جامعه حاکم میشه» نشون میده که ولایت یعنی حکومت یا بهتر بگم حکومت قانون / حالا چه بهتر که قانون الهی باشد :))
هعی!
پاسخ:
دلتون برای آتنی ها سوخت یا سقراط ها یا ؟ :)
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۱۴ ام شهرآشوب
نه شما برداشت متفاوتی کردین
شایدم من بد گفتم
منظورم این بود که قانون باید قانون خدا باشد.
حالا اگه در جامعه ای ولی خدا حضور داشت، قانون خدا حاکم باشد
و اگر حضور نداشت باید حکومتی وجود داشته باشد

حالا تصور کنید جامعه ای به دور از تمدن اسلامی باشه. اصلا اسم اسلام هم به گوشش نخورده باشه. در این جامعه، قانون غیرالهی هم بهتر از بی قانونی هست
پاسخ:
با این توضیحاتی که دادین انگار من درست برداشت کردم دیگه :)
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۷ ام شهرآشوب
برداشت شما، لزوم قانون الهی رو در برنداشت

درحالی که منظور من لزوم حکومت قانون الهی بود، در صورت وجود وجود ولی معصوم و یا نایب یا در مرتبه ی پایین تر علمای واجد شرایط
اون لفظ "قانون در هر صورتی" در جامعه ایست که کاملا به دور از تعالیم الهی هستند
پاسخ:
منم گفتم منطقا/قانون،  الهی باشه که دیگه چه بهتر
برا همینم بوده که میگفتن بر خرمگس معرکه لعنت!؟
.
در مورد جمله نقره ای هم، در سطح من نیست که بخوام نقد کنم. من یک عدد مهندسی شیمی هستم با کمی مطالعه جسته گسیخته در رابطه با ادبیات.

اظهار نظرم در این مورد مثل این میمونه که در رابطه با شریان های قلبی هنگام عمل قلب باز بخوام نظر بدم! که خب چون علمش رو ندارم پس اجازه اش رو هم ندارم.
پاسخ:
مفیوض! شدیم از این همه تواضع :)

+ اصلا شیمی به قیافت نمیخوره ها :)
سلام به نظرم وارد مصادیق جزئی ولایت شدن بدون حل کردن ریشه مسئله قدری گیج کننده خواهد بود...

من فعلا کاری با ولایت غیر معصوم ندارم... مثلا معنای ولایت شوهر بر همسرش چیست یا ولایت پدر بر فرزند یا ولایت استاد بر شاگرد یا ولایت مرجع تقلید بر مقلد یا ولایت حاکم بر مردم و ....

هر کدوم برای خودش بحث ها داره و حدود و شروط و اما  و اگر
من برمیگردم به ولایت امام معصوم به امت...
در این ولایت کسی تردید نداره... و کسی هم تردید نداره امام بر جان و مال امت خودش ولایت داره...
اما سوال من اینه ولایت مدار نسبت به ولایت امام کیست؟
خب طبیعتا کسی که بتونه درست اطاعت کنه از امام...
سوال اساسی من اینجاست : اطاعت به چه معناست؟

نوعا در اذهان اینطور جا افتاده که کسی که هر چی بهش بگی بگه چشم، اون آدم مطیع هست...
این برداشت بسیار ابتدایی از اطاعت هست...
عذر میخوام اما سگهای شکاری هم خیلی فرمانبردار صاحبشون هستن... آیا ولایت مدار هستن؟

من یه مثال خیلی ساده میزنم:
بعد از جنگی که پیامبر در اون حضور داشت یکی از یاران پیامبر اصرار میکرد که برای این جنگ زحمت کشیده و انتظار داره پیامبر غنیمت را همین الان بهش بده...

پیامبر به حضرت علی دستور دادن که : یا علی زبانش را قطع کن
همه به وحشت افتادن و گفتن الان حضرت زبان اون عرب رو قطع میکنه...

حضرت رفتن نزد اون عرب و فرمودن : چی میخوای؟
عرب گفت: من به یه شتر قانع ام
حضرت فرمود: دو شتر بهت بدیم کافیه؟
عرب : از سرم هم زیاده (نقل به مضمون)
حضرت سه شتر بهش دادن و آمدن نزد پیامبر و عرض کردن آقا زبانش رو قطع کردم...

کسی که درک درستی از مسئله اطاعت نداشته باشه در ولایت پذیری خودش همواره هزینه زا خواهد بود...

اطاعت صرفا "چشم گفتن" نیست... اطاعت  و فهم مسئله اطاعت نیاز به عقلی رشد یافته داره... لطافت در ادراک لازمه...
مثل قوه لامسه...
مردمک چشم شما هم قوه لامسه داره...
کف پای شما هم قوه لامسه داره...
قوه لامسه ی مردمک با لمس یک نسیم ملایم واکنش نشون میده اما لامسه پای شما ممکنه خیلی از ادراکات لامسه چشم رو اصلا درک نکنه...

در جامعه ی ولایی اصل بر تعالی هست... چون فقط با تعالی انسان به مسئله ولایت میرسه و ولی در جامعه ای میتونه حقیقتا امامت کنه که اون جامعه به رشدی رسیده باشن که اهل اطاعت بشن...

و الا حضرت علی در حدود 5 سال حکومتشون خودشون روی منبر میفرمودن من قرار بود امام شما باششم و شما تبعیت کنید اما الان من دارم از شما تبعیت میکنم...(نقل به مضمون... در نهج خوندم)

بله حق با خانم " آفتابگردان" هست اصل بر عدم ولایت هست... چون "اکثرهم لا یعقلون" یک حقیقت هست و اطاعت و ولایت پذیری عقل میخواد که اکثر ما انسانها اون عقل رو نداریم... لذا کسی که عقل سلیم نداره نمی تونه در تشخیص ولی راه صحیح رو طی کنه... بنا به روایات ولایت هرگز به سمت مردم نمیره بلکه مردم باید به سمت ولایت برن... مردم برای رفتن به سمت ولایت نیاز به تشخیص ولی دارن... و برای تشخیص ولی نیاز به طهارت و عقل سلیم دارن...

برای همین فرمودن پیامبران اومدن دفائن عقول رو در جان مردم آزاد کنن...
پاسخ:
مثال خیلی خیلی زیبا و عجیب بود :)

+ آیا مسئولیت تعالی و رشد مردم بر عهده ی  ولی نیست؟  یا در سطح اداره بر عهده ی مسئول اداره و...
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۸ ام شهرآشوب
به خاطر شرایط خاصم، بحث رو تمام میکنم
چرا که در چندتا کلمه ی تایپی نمیشه مفهموم اصلی رو رسوند
پاسخ:
باشه :) امیدوارم همیشه شاد و سلامت و در حال رشد معنوی باشید و باشیم
بوی فلسفه می آید...
آتن..
پاسخ:
بوی بازگشت می آید یسناسادات! :)
مسئولیت رشد جامعه بر عهده ی ولی هست اما اولیا الله تمام مشکلشون اینه که دیکتاتور نیستن و بیش از خود شخص به اختیارش احترام میذارن...

برای همین اگر اون جامعه اهل اطاعت نشن مثل جامعه ای که مولا علی بر اونها حکومت میکرد... در نهایت همون مردم میگن : علی (ع) سیاستمدار نیست...

چون ولی با تزویر و استبداد نرم (دموکراسی غربی) حکومت نمیکنه...
ولی روی شعور مردم حساب میکنه...

این هم نقطه قوت حکومت ولایی هست هم پاشنه ی آشیلش
پاسخ:
ممنون برای توضیحات :) فک کنم اصل مطلب رو فهمیدم :)
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۳ مهتابگردان ...
انگار لینک نشده!
منبع: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=5703
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۷ مهتابگردان ...
اصل، عدم ولایت است
مگر این‌که خدای متعال مشخّص کند
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=5703
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۸ مهتابگردان ...
تاکید میکنم، هر دو نظر اول منبع داره و از خودم نیست!
پاسخ:
متوجه شدیم :) و ممنون
من از فلسفه چیزی بلد نیستم
پاسخ:
منم :)
چه عجب متن  فلسفه ای هم گذاشتین 
البته شما که دیگه مارو یادت نمیاد 
به هرحال خوب شد یه ذره بحث فلسفه باز شد......
پاسخ:
سلام :)
منظورت این کامنته؟! :/
+http://mylife.blog.ir/1396/05/02/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C/#section
ولایت از منظر اسلام ناب دارای 2 رکن ؛ مشروعیت و مقبولیت است ؛ مع الاسف رکن مقبولیتش از صدر اسلام تاکنون می لنگد.... در فرض سئوال مطروحه فوق مدیر لشکری یا کشودی تا مقبولیت خود را به آزمون نگذارد ! در توهم و بر خطاست ... 
و لکن اکثرهم یجهلون
پاسخ:
      حقیقتا درود بر شما و نظر شما:))
۱۰ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۵ فردریش نیچه
درود؛
نمی دونم چرا ؛ ولی گاهی احساس میکنم سقراط هم اَبَرانسان رو دیده بود.
ولی افسوس که خاری شد در چشم آنیتوس ها و ملتوس ها و امثالهم ...:)
پاسخ:
ابر انسان کیه ؟ :)
واقعا انتظار دارین بعد یه ماه چی بگم! :|
چه اهمیتی داره الان؟! :|
پاسخ:
:))
۰۷ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۵ ستاره جان
زدم رو ادامه مطلب 
کامنتها اومد o___O
ضایع شدم لایک رو زدم :) 
.
.
.
یک سوال بی ربط: خیابان مجیدیه تهران بالا شهر میفته؟ 
پاسخ:
مجیدیه ی شمالی یا جنوبی؟ :))
۰۷ دی ۹۶ ، ۱۴:۳۳ ستاره جان
نمیدونم 
خیلی با هم فرق دارن جاشون یعنی؟ 
پاسخ:
بنظر من که بالاشهر حساب میشن :)
ولی پایین تر از اتوبان رسالته
۰۷ دی ۹۶ ، ۱۴:۴۰ ستاره جان
نظر شما برای غیر تهرانی ها حجته :) 
پاسخ:
مثلا ممکنه اونی که توی مجیدیه باشه اونجا رو پایین شهر بودنه :)
همینطور کسی که توی پاسداران باشه ، مجیدیه رو پایین شهر ممکنه بدونه :)
۰۸ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۹ شاخه سیب
چه قدر جالب! من این پست رو امروز دیدم!

نظر خانوم مهتابگردان رو با این آیه تکمیل میکنم:
من ذا الذی یشفع الا باذنه...
این جمله اول نفی کرده بعد قید الا باذنه رو آورده.

ولی کسی از سیستم ولایی بیرون نیست.بازم برای حرفم از آیة الکرسی موید میارم.
توی بخش دوم فقط دو دسته معرفی شدن؛یا اولیاء نور که خدا ولی اونهاست؛ یا اولیاء طاغوت که اصحاب آتشند. دسته سوم نداریم!

برای نظر دادن دیره میدونم ولی بحث جالبی بود. کمتر پیش میاد یه بحثی جدی منو به فکر وادار کنه. این بحث برام خیلی جالب بود.
پاسخ:
هنوز برام سواله که این جریان ولایت پذیری و تبعیت از معصوم تا کجای سلسله مراتب حکومتی جاری و ساری میشه؟
یعنی هر کارمندی باید نسبت به مافوقش تبعیت ولایی داشته باشه؟
۰۸ دی ۹۶ ، ۲۰:۵۱ طاهره اشرفی
چقدر جالب ماهم نیاز دارم کاش یکی بهمون نیش میزد تا راه بیفتیم
پاسخ:

شما رو ارجاع میدم به دکتر شهرآشوب@

هم اتاقی برس به دادش
۰۹ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خرمگسم آرزوست!
پاسخ:
مادرشوهر منظورته؟! :)
۰۹ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۷ طاهره اشرفی
دکتر شهرآشوب رو من نیش میزنم اصولا
پاسخ:
دیگه هم افزایی کنید یجورایی :)
۱۰ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۷ شاخه سیب
توی حیطه کاری و توی ساعتی که تعهد داره خب بله.

ببینید برای این که دقیق متوجه حدود ولایت بشیم اول باید مفهومش دقیق برامون جا بیفته. یکی از معانی کلمه "ولی"، "سرپرست" ه.
به نظر شما مافوق شما سرپرست شما نیست؟

در هر جایگاهی یکی از ابعاد مفهومی این کلمه پررنگتر میشه یکی دیگه کمرنگتر ولی همیشه همه چیز هست.

اما هیچ ولایتی ولایت بالا دست خودشو نفی نمیکنه(نمیدونم دقیقا عبارت  و اصطلاح دقیقش چیه).
مثلا ولایت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم، نافی ولایت خدا نیست. پس رییس مستقیم شما هم نمیتونه به شما دستوری بده که مخالف دستورات بالادستی خودش باشه. اطاعت هم به این معنی نیست که شما توضیح نخواید برای دستورات و دقیق نشید توی تبعات دستوراتی که به شما داده میشه. حتی در مورد ولایت فقهی مراجع هم اطاعت و تقلید به معنی اطاعت بی چون و چرا نیست.
پاسخ:
یعنی منظور شما اینه که هر مدیر در حیطه ی اختیارات محوله، نسبت به نیروهای خودش حق تبعیت داره؟ دوستان هم انتقادشون به تبعیت بی چون و چرا و  فراتر از این حیطه است
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۱۵ شاخه سیب
خب جواب سوالتون مسلما مثبته.
شما خودتون رو به جای اون رییس بذارید. متوجه حدود این تبعیت میشید. 
شرمنده الان توان توضیح دقیق ندارم.فقط همین قدر بگم که رییس حق داره در این حس که زیر دست من،مرئوس من از من تبعیت میکنه؛ تثبیت بشه و احساس امنیت کنه! این طوری انگیزه ش برلی تامین مرئوس(از همه لحاظ) بیشتر میشه.

یه حقی رییس به گردن مرئوس داره، یه حقی مرئوس به گردن رییس داره. هر دو نیاز دارن که نسبت به ادای این حقوق و همیشگط بودن رفع این نیازهاشون احساس امنیت کنن تا انگیزه شون برای ادای وظایفشون بیشتر بشه. یکی از حقوق مسلم جایگاه ریاست تبعیت و شکسته نشدن اقتداره!
پاسخ:
نکته ی روانشناختی خوبی رو اشاره کردین: احساس امنیت و مسئولیت تامین
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۲۰ شاخه سیب
تبعیت بی چون و چرا برای غیرمعصوم نداریم. گرچه آزموده را آزمودن خطاست!
یعنی مثلا مسئله تقلید. توی روایات نگفتن از هر فقیهی تقلید کنید. براش قید گذاشتن. ولی وقتی این قیود براتون محرز شد دیگه اجازه کنکاش ندارید تا زمانی که براتون ثابت بشه که دیگه فقیهی که ازش تقلید میکنید، شامل اون قیود نمیشه. 

پاسخ:
لغزش آدمی که توی سلسله مراتب ولایی قرار میگیره دقیقا همین لبه است که تصور کند بی قید و شرط باید تتبعیت شود
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۲۱ شاخه سیب
یه خطبه ای توی نهج هست که در مورد حقوق امام و مامومه.خیلی جالبه.
اون خطبه رو بخونید.پیدا کنم براتون لینک میدم.
پاسخ:
یه مروری کردم سالهای قبل ولی ممنون میشم
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۲۸ شاخه سیب
الان اینو تونستم پیدا کنم:
mohadese-borojerd.kowsarblog.ir/حقوق-متقابل-امام-و-مردم
پاسخ:
ممنان :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین