حق داری که چادرسرکنی

دوستت دارم غریبه،،! همچنان بافاصله

دوستت دارم، نمیدانم چرا دیوانه وار...


باغ ات آباد است، حق داری که چادرسرکنی
سیب صورت, چشم خرما, گونه حلوا ,لب انار!...



مجتبی سپید

بهارنارنج :)
۲۰ شهریور ۱۳:۰۲
:دی
اینم شعر:
تو را با چادر مشکی و سنگین دوستت دارم
بگو مثل بسیجی ها عروسم میشوی خواهر؟

خوش به حالش؛ به خدا از همه نزدیک تر است
گره‌ی روسری روی رگ گردن تو...
پاسخ :
تکبیر داره؟ :))
بهارنارنج :)
۲۰ شهریور ۱۳:۰۲
:دی
اینم شعر:
تو را با چادر مشکی و سنگین دوستت دارم
بگو مثل بسیجی ها عروسم میشوی خواهر؟

خوش به حالش؛ به خدا از همه نزدیک تر است
گره‌ی روسری روی رگ گردن تو...

اولش دیدمش گفتم چه لوس ولی نگهش داشتم الان یهو یادش افتادم
پاسخ :
عروسم میشوی خواهر؟ خخخخ :)
مریــــ ـــــم
۲۰ شهریور ۱۳:۰۵
الان یه سوالی برای من پیش امده
چرا رمزدار؟
پاسخ :
دیگه میخام اونایی که فقط کنجکاون پست رو بخونن :))
آرزو ﴿ッ﴾
۲۰ شهریور ۱۳:۰۵
این شعرِ بی‌ربط به مصراع آخر برای مصراع آخر که یادش افتادم:

لبانت قند مصری، گونه هایت سیب لبنان را
روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را

من از هر جای دنیا هر که هستم عاشقت هستم
به مهرت بسته ام دل را، به دستت داده ام جان را

و اینم برای مصراع قبلش:

رضاخان هم اگر می‌دید با چادر چه زیبایی
جهان پر می‌شد از قانون چادرهای اجباری

پاسخ :
خیلی خیلی قشنگ بود نخ‌سوزن بیت آخر :)
Shahtot 🍇🍇🍇
۲۰ شهریور ۱۳:۱۰
سلام :)
وای که چقدر قشنگ بود ...
مخصوصا مصرع آخر :)))
پاسخ :
سلام غزل کاملش رو یکی از وبلاگ ها گذاشته بود که من یکم سانسورش کردم :)
هویجوری :)
۲۰ شهریور ۱۳:۱۳
حالا چرا گونه حلوا؟😃چرا هلو نه؟
این شعر با افکار من بازی میکنه! انگار سوالای توی ذهنمو ضربدر دو میکنه:|
پاسخ :
چه سوالایی داری‌ن خانوم ! :)
** دلژین **
۲۰ شهریور ۱۳:۱۵
این چه ربطی به چادر داشت 
سیب صورت و لب انار و چشم خرما رو باید پوشیه بزنه دیگه :))
پاسخ :
دقتتون بالاست ها :)
برای خودم هم سوال شد الان !! چرا شبهه ایجاد میکنی‌د واقعا!؟ :/
هوپ ...
۲۰ شهریور ۱۳:۲۳
واسه یه لب انار رمزیش کردین؟!!
پاسخ :
شما پیام خصوصی منو جواب بدین خانم دکتر :) منتظرم

+ بله رمزش هم موجوده :) میخام مقوله ی  انتخاب رو بولد کنم اینجا :)
آقاگل ‌‌
۲۰ شهریور ۱۳:۲۳
دیگه چرا رمز میذاری آیا؟
.
میگم اون روزنه ها اون پایین مطلب "نوشتن خلاصه کتاب" خیلی خوب بود. دست مریزاد :)
پاسخ :
خوشحالم که خوشت اومد :)

میخام دو مرحله ای باشه
** دلژین **
۲۰ شهریور ۱۳:۳۹
ولی شعر شیرینه :)) 
اخه مصرع چهارم رو تا خوندم گفتم الان میره سراغ زلف یار...
دیدم نه... :)) 
پاسخ :
این نمونه سانسور شده اشه آخه :)
احسان ‌‌
۲۰ شهریور ۱۳:۴۱
قشنگ بود واقعا :)
پاسخ :
سلام مرسی :)
لوسی می
۲۰ شهریور ۱۳:۴۷
خوش به حالش!


که باغش آباد است! :))
پاسخ :
خخخ خوش بحال انگوری :))
فرشته ...
۲۰ شهریور ۱۴:۰۹
خدا حاج خانم رو حفظ کنه:))

‌دوست دارم چادرت را دختـر زیبای شهر
بـــــا همین چادر که سر کردی معما میشوی

آنقدر وصفِ تو را گفتند با چادر که مـــن
دست‌ و پا گم میکنم از بس که زیبا میشوی

یاعلی
پاسخ :
سلامت باشید :)
مردی بنام شقایق ...
۲۰ شهریور ۱۴:۴۵
سلام


الان سوالی که هست اینه که چشم مگه قرار نبود بادومی باشه!

چشم خرما آخه؟!!!!

+
یاد اون شعر کاکائی افتادم:)
پاسخ :
سلام بادومشون انگار تموم شده بجاش از خرما استفاده کردن :))

+ کدوم شعرش؟
ناشناس
۲۰ شهریور ۱۴:۴۹
شعر اصلیش ممیزی نبودا
:|
پاسخ :

بی من آنجا، غافل ازمن، غافل از این انتظار
بی تو اینجا, بیقرارم بیقرار بیقرار!

تابیایی، با همه احوال پرسی میکنم
تا نگویند اهل کوچه, آمدم اینجا چکار

ریشه در تنهایی ام دارد، نه در تن خواهی ام !
درک من سخت است با این مردم ناسازگار

دیرکردی یازمان ازدست من خارج شده ست؟
دیرکردی مطمئنن!! من که روزی چندبار...

ازخداپنهان نبوده، از تو پنهان میشوم
ازتوکه هرقدرهم پنهان شوی باز آشکار...

دوستت دارم غریبه،،! همچنان بافاصله
دوستت دارم، نمیدانم چرا دیوانه وار...

باغ ات آباد است، حق داری که چادرسرکنی
سیب صورت, چشم خرما, گونه حلوا ,لب انار!...

ناخوشی، شاید برایت استراحت داده اند
وای یعنی ناخوشی امروز؟ یاپروردگار!!!!

ناخوشم, گیجم, غمینم, خسته ام ,مات ام, ببین
با نبودت هربلایی بود آوردی به بار!

هی غریبه ! میروم امانمیدانی چقدر
بی تواینجا بی قرارم بی قرار بی قرار...

‫مجتبی_سپید

yasna sadat
۲۰ شهریور ۱۵:۲۴
دلم به صورت هم زمان سیب حلوا انار و خرما خواست!

پاسخ :
مامانت دعوات میکنه ها :)
#اسرافه
بهارنارنج :)
۲۰ شهریور ۱۵:۲۹
دلم میخواد زودتر هدفتونو راجع به رمز و..بگید:)کنجکاوشدم
پاسخ :
راستش من بخاطر اینکه مخاطبام متفاوتن نگران این بودم که یه عده بدشون بیاد از این پست فلذا پست رو دو مرحله ای کردم که اون عده بگن عه ! تقصیر خودمون بود که از روی اختیار رفتیم :) وگرنه بنده خدا فیشنگار که رمزی‌ش کرده بود...

+ بده حالا این یا خوب؟
هوپ ...
۲۰ شهریور ۱۵:۳۳
گفتم که نمیفرستم! :دی
پاسخ :
نگفتید! در ثانی باید بفرستید من حلال نمی کنم :)
ناشناس
۲۰ شهریور ۱۵:۴۴
اره دیگه ممیزی نبود
پ چی رو سانسور کردین؟!
پاسخ :
به نظر من بود ولی! :)
ناشناس
۲۰ شهریور ۱۵:۴۶
به جای "رمز۱۲۳" یه ایموجی یا شکلک تعجب میذاشتین هم همه میومدن

پاسخ :
بار بعدی این کارو می کنم :))

+روح شدی اخیرا! (نگرانتم)
محبوبه شب
۲۰ شهریور ۱۶:۰۶
اینو برای اولین بار یه دوستی برام فرستاده بود و خیلی دوست داشتم ویسشو بذارم تو وبلاگم : )
خیلی قشنگه 😊
پاسخ :
نه بابا از نظر من که شعرش منشوریه :) توضیه میکنم نذارید :/
ناشناس
۲۰ شهریور ۱۶:۰۷
شما زیادی پاستوریزه اید حتما!!
گفتین سانسور کردین والا ما سانسوری ندیدیم
اگرم ممیزی داشته همونجایی بوده شما تو پست نوشتین
:)



+روح شدم؟!
متوجه نشدم منظورتونو
پاسخ :
داری اذیت می کنی ها :)
+ روح به کسی گفته می شود که نه وبش را بروز می کند نه کامنت معمولی میذاره :)
Jimmy Miner
۲۰ شهریور ۱۶:۱۷
خواهر:
حاجی
اخوی
برادر
شوهرم میشوی؟ آیا؟

#کلیشه_برعکس


پاسخ :
ما از اخبار روز و این کمپین ها فرسنگ ها بدوریم :)
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۰ شهریور ۱۶:۵۵
دوره سعدی و حافظ صحبت از زلف تو بود
نوبت دوران من شد، روسری سر کرده ای
پاسخ :
خخخخخ این خیلی باحال بود نشنیده بودمش :))))
ستاره جان
۲۰ شهریور ۱۷:۱۰
سلام 
این شعر را قبلا در همین وبلاگ خوانده ایم!! تکراری بود!
پاسخ :
! نکنه شما به پست های پیش نویس دسترسی دارید!! :))
ایمان
۲۰ شهریور ۱۷:۱۳
بشینن تو خونه شون لازم نیس چیزی هم سر کنن.
تازه بقیه هم احساس نمیکنن شاعرن. ادبیات هم مثل زنان مورد بحث تو شعراشون ب ابتذال نمیکشن.
پاسخ :
اگر توی خونه می نشستن که طاغوت پهلوی سقوط نمی کرد :)
وحید عبدی پور
۲۰ شهریور ۱۹:۰۷
سلام. یه بنده خدایی می گفت شعر باید در خدمت ارزش باشه. والا اگه این شعر قراره دل خانومی رو نرم کنه برا ازدواجم خالی از اشکال نیست. دیگه چه برسه به اینکه این شعر برای معشوقان زمینی که به ازدواج منتهی نمیشه سروده شده باشه.

ولی فارغ از شوخی، به نظرم این گونه شعر ها مقدمه ای برای ابتذال هست. بعدشم این به نثر بیشتر شبیه تا شعر.
پاسخ :
سلام علیکم و رحمته الله عرض تشکر داریم بابت پاسخ جامع شما به این استفتا

+ به نظر شما این شعرها مقدمه ابتذال است یا نتیجه ی آن؟ :)
مثلا این:

دوره سعدی و حافظ صحبت از زلف تو بود
نوبت دوران من شد، روسری سر کرده ای

یــاسـᓄـךּ ●‿●
۲۰ شهریور ۱۹:۰۸
خیلی خوبه :)
پاسخ :
خوبی از خودتونه :)
ناشناس
۲۱ شهریور ۱۲:۳۹
چه قدر من پارازیت میام
گفتین اخیر روح شدم
سوال اینه که اصلا شما مگه منو میشناسید که نکشتید اخیرا؟
من تازه نهایتا ده روزه با وب شما آشنا شدم...
وبلاگ ندارم.
به جای ناشناس بنویسم دچار خوبه؟!
فرقی هم داره اصلا؟

+سعی میکنم کمتر مزاحم بشم
موفق و پیروز
پاسخ :
والا ما 3 تا ناشناس داشتیم که هر سه رو می شناختیم مگه این که شما چارمیش باشید :)
ناشناس
۲۱ شهریور ۱۲:۴۱
منظورتون از کامنت معمولی هم جالب و خنده دار بود!
بخاطر اسمم کامنتم معمولی نیس؟
پاسخ :
کامنت معمولی یعنی کامنت غیر ناشناس :)
ناشناس
۲۱ شهریور ۱۲:۴۳
عرض کردم نهایتا ده روزه با وب تون آشنا شدم
شایدم منو بشناسید 
الله اعلم
قبلا وبلاگ به اسم دیگه نداشتین؟ شاید مام شناختیمتون
پاسخ :
چرا همین وبلاگو با همین اسم و قالب قبلا داشتم :)

خوب شما معرفی کنید من حافظه ام بهتر یاری میکنه :/
ام شهرآشوب
۲۱ شهریور ۱۵:۳۸
چه جالب من این شعر رو نخونده بودم. خیلی قشنگ بود
بگمانم منظور از چشم خرما، رنگ چشمان شبیه خرماست،نه حالت چشمان!!
پاسخ :
به ذهن خودم هم همین رسید :)
سلام 110
۲۴ شهریور ۰۵:۰۰
احتمالا به زور فرستاده بودنش بازار میوه بخره
پاسخ :
این کامنتت معطوف به کجاشه؟
سلام 110
۲۵ شهریور ۱۰:۵۷
معطوف به اینجاش که هر کی از خونه قهر میکنه شعر میگه!
پاسخ :
سلام خودت خوبی ؟ اوضاع خوبه؟ :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین