فیشــــــنگار

خوان پنجم هرکول دستان

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۰ ب.ظ

هرکول معادل رستم در اسطوره های یوناندر خوان پنجم باید در عرض یک روز، بزرگترین اصطبل یونان  که هزار راس گاو و گوسفند در آن نگهداری می‌شد را  تمیز کند. او  این کار را با تغییر مسیر رودخانه و هدایت آن به درون اصطبل انجام داد و به این ترتیب در مدت زمان کوتاهی اصطبل به کلی خالی شد.


سیلاب نیستی را سر در وجود من ده

کز خاکدان هستی بر دل غبار دارم


* این افسانه یونانی با بیت فوق از جناب شیخ اجل (سعدی) همخوانی و شباهت ویژه ای دارد.

ادبیات فارسی شعر غرب

راه میانبر بلد بوده ها
ناقلا : )))
اره انگار آدمه زرنگی بوده

باید برم داستانشو پیدا کنم بخونم :)
خوان سخت رو به یک مسئله ی حل شدنی تبدیل و بعد معادله رو به خوبی حل کرد.
در اصل ما هم باید تو زندگی هامون، خوان های سخت رو اینطوری حل کنیم ولی متاسفانه به فاجعه ای هولناک تبدیل میکنیم و بعد تو سرمون میزنیم که حالا چطور از پسش بربیاییم.
همینه که هرکول 🏋🏼  نمیشیم :))
قشنگ بود :)
ممنونم 
:)
عجب بچه زبر و زرنگی بوده ها...
:)
خخخخخخخ چ زرنگ 
با لهجه بود این کامنت؟ :)
با این حساب، هرکول یک از نخستین تخریبگران محیط زیست بوده. :)
:)) از این طرفی بهش نگاه نکرده بودم
ببینید این پست ثابت میکنه که کار خونه از قدیم الایام بر عهده ی مردان بوده

هرکول بزرگترین اصطبل یونان رو تمیز کرد. اونوقت آقایون ما یه ظرف رو آب نمی زنن بذارن تو آبچکون!!
خخخخخ کار خونه بود این ؟؟؟
@
ام‌ شهر آشوب 
همه آقایون مثل هم نیستند :)
نمونه اش دو تا از داداش های خودم :)
همه پنج انگشت مثل هم‌ نیستند :))  
@ام شهر آشوب
واران راست میگه : )))
من به زوووووور قابلمه هامونو می شورم ولی داداشام مخصوصا کوچیکه انقدر فرز طور میشوره و میذاره تو جاظرفی که آدم دلش نمیاد دومادش کنه خخخخخ
@
محبوبه شب :)
واران همیشه راست میگه :)))
ولی واقعا تو چه خواهری هستی ؟!:))
نوچ نوچ :))



جناب دچار اینجا رو به امان خدا سپردند گویا :))))
نظم کلاس به هم نریزین :دی :)) بخصوص  شما محبوبه :)))
من تا زمانی که جناب  استاد دچار   بیاین اینجا رو مدیریت میکنم  :دی 
امضاء:
 نماینده کلاس :دی :))

محبوبه شب خودش رو مبصر گذاشته بودم :)
سلام. شعر سعدی رو یه نقد برم.
من اصولا از کسایی که واقعا کله گنده تو جایگاه خودشون باشن نقد می رما.

سیلاب نیستی را سر در وجود من ده.
کز خاکدان هستی بر دل غبار دارم.


وزن مستفعلون فعولن مستفعلون فعولن ه.
این غزلی از جناب سعدی هست. ایراد من به این بیت از نظر محتواست ، چون فرم تقریبا بدون نقصه. اولا جناب سعدی عزیز باید بگه که منظور از سیلاب نیستی چیه، چون سیلاب نیستی غریب و بدور از معناست.

همچنین در این بیت غریب تر و بدور از معنا تره.پس سیلاب نیستی از مبتکرات سعدی هست که این دفعه جواب نمیده. پس این اشکال اول.

اما فرم. سر در وجود من ده.کلمه ده خیلی ناهنجار و بی پایه تو این مصرع اومده.و شیخ اجل کمی خره طبعی کرده. یعنی سیلاب را سر اصلا نمی دن ، مگه سیلاب سر دادنییه. این مناسب تر نیست. سیلاب هستی را راهی به سوی ما کن. اما شاید عده ای بخان معنای عرفانی برای سیلاب نیستی وصل کنن، که باز در نمی یاد.

غزل عاشقانه در خود این معنا را نمیده. گرچه بدهم این نامأنوسه سیلاب نیستی ابداعی و بعیده. سعدی رو چون سلطان غزل می دونم ، بهش نقد رفتم، از طریق سعدی خیلی روم میره.
فارغ از اینکه نظر خودم چیست امیدوارم انتقادات شما برای کارهای بعدی شاعر مفید بوده باشد :)
نظم کلاس رو بهم نزنین :)
اصلاح میکنم :))

اون دانشمندِ بود در دوران کودکی شر و شیطون بود بعد معلمش بهش گفت از یک تا ۱۰۰ رو جمع کن(که سرش گرم بشه و شلوغ کاری نکنه) بعد از ۵ دقیقه! پسر بچه با جواب صحیح برگشت... 
یاد اون افتادم :)
فکر می کنم قیافه معلمش چه جوری بوده؟ :) خخخخ
اینجوری :/
هرکول عاقلی بوده ؛ بجای تکیه به زور بازو ! از قلش استفاده کرده ... 
کار و اندیشه = ؟؟؟
= هرکول :))
@واران جونی ^_^
بنده کوچیک شمام...
ولی میدونی همچین خواهری کم قسمت هر آق پسری میشه و از قضا قرعه ی فال به نام داداشای من خورده 😎 بعله پس چی 😄

میدونی وقتی کامنتدونی بازه و صاحب وبلاگ حضور ندارن، حس شیطنتم بیشتر گل میکنه : )))))))


استاد دچار؟؟؟؟ 😶
من دیگه صوبتی ندارم 😑
😏
سلام ببخشید؛ عین عقل جا افتاد .... تشکر
@محبوبه
استاد دچار استاد شدند خب همین چند روز پیش کتاب شهید مطهری رو اگر یادت باشه معرفی کردند که دوستان بخونن بعدا ازشون تو همین وبلاگ 
امتحان بگیرند (فیش برداری از مطالب اون کتاب ) و جلسه پرسخ و پاسخ :))
یادت رفته محبوبه ؟:))

درضمن ممنونم و اینکه خدا حفظ کنه برادرهاتون رو :)

میدونم چون یه بار تو وبلاگ خودم با حس شیطنتتون روبرو شدم :))
حالا اگه من جاش بودم به این فکرمیکردم جارو بردارم یا طی(تی)؟؟
:/
خخخخ
@واران و محبوبه شب عزیز

قبول دارم
ولی ما که هم داداشامون ازونان که دست به سیاه و سفید نمی زنن،
 هم همسرمون اوایل اینجوری بودن
حالا شکرخدا تازگیا بهتر شدن، کمک هم میکنن گاهکی!
امیدتون به بچه هاتون باشه پس خخخخ
@ام شهر آشوب

این اخلاق رو از پدرم یاد گرفتند پدرم بیشتر اوقات تو کارهای خونه در زمان حیات مادرم و حتی تا همین چند ماه پیش به مادرم و خانواده در این جهت کمک میکردند :)

برای همین داداش هامون هم الگو برداری می کردند از پدر :)
الان این اخلاق حسنه هم به دوماد بزرگمون منتقل شده :)
منظورم از این حرف اینکه باید الگو وجود داشته باشه تا این اتفاق تو خانواده شکل بگیره :))
راستی حاج آقا بهبودی پیدا کردن؟
خدا همه ی رفتگان رو رحمت کنه

بله دقیقا حرفت رو قبول دارم

فک کنم بچه های هرکول مث داداشای شما بار اومدن!!


ام شهر آشوب 
ممنونم 
ایشالا
+شاید :)
جناب دچار 
++حالشون روز به روز متاسفانه بدتر میشه.
توکلمون بخداست .
خداوند سلامتی بده
تفاوت بین رستم و هرکول زیاد تر از اینهاست.

رستم،نیروی دادار و فر ایزد پشت سر داشت.

هرکول از توله های خدایان مشرکین بود.

رستم اونیه که در مستی هم وقتی دختر شاه سمنگان بهش پیشنهاد کامجویی میده،با وجود سنگینی سر از خمر،میگه بفرستن دنبال مغ بزرگی تا دخترو خواستگاری و عقد کنه.

هرکول اونیه که میگن تو یه شب چهل تا دخترو ازاله ی بکارت کرد.

سیلاب نیستی را سر در وجود من ده

وجودو تعبیر به لیوان یا ظرفی تشبیه کرده و میگه این ظرف یا لیوان وجود منو از سیلاب نیستی و فنا سرریز کن.پس سعدی کارش درست تر از این حرفاس که هر کسی بهش خرده ی ادبی بگیره.

مشکل ما با سعدی درمورد ظلمش به اهل بیت(ع) و کمی بددهنیشه.



واقعا دوست داشتم یکی به موضوع هرکول و رستم :) اشاره کنه ولی دقت نکردن دوستان

+ دینانی میگه : سعدی شاگرد نظامیه ی بغداد (مرکز خلافت عباسی) بوده است. و البته پس از بازگشت به ایران روحش تلطیف شد :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی