ماجرای من و جز من در فلسفه غرب

من خود را «برنهاد» و چون خود را برنهاد، «جزمن» را «برابر نهاد» و «من» و «جزمن» را با هم نهاد. (سیرحکمت در اروپا: 378)


پینوشت و توضیحات برای فهم جمله فوق:

*خود را برنهاد یعنی خود را شناخت.

«جز من» مخلوق «من» است.

*فلسفه فیخته بر کانت تکیه دارد

* فروغی: بیان رای فیخته بسیار دشوار است و فهم آن دشوار تر!

* فروغی: هگل نظریه معروف (تز، آنتی تز و سنتز) خود را از این نظریه ی فیخته الهام گرفته است.

* نگارنده با ماسک فلسفی پسندیده تر است.

محبوبه شب
۱۵ مرداد ۱۱:۰۳
من عرفه نفسه، فقد عرفه ربه

فقط یاد این جمله افتادم 😂
پاسخ :
به نکته ی جالبی اشاره کردی:
+ در فلسفه ی غرب [از نظر معرفت شناسی] من جای خدا رو گرفته ... یعنی میگن: جهان تقسیم میشه به 2 بخش: جهان شناخته شده های من و جهان ناشناخته های من// در ادامه به این میرسن که جهانی که من نمی شناسم پس وجود ندارد!

و در مرحله ی سوم به اینجا رسیده اند که هر چه من می شناسم و آنگونه که من می شناسم وجود دارد! :) یعنی جهان مثل تصورات و تخیلات ذهنی من است که هر گونه دوست داشته باشم آن را طراحی می کنم!

++ تفاوت نظر هگل این است که میگوید: من و جز من دو روی یک سکه هستند :) که در هر دوره ای یک روی آن به نمایش در می آید :) این تا اینجاش :))
آقاگل ‌‌
۱۵ مرداد ۱۱:۰۹
با من بودی منت نمی دانستم
یا من بودی منت نمی دانستم

چون من شدم از میان تو را دانستم
تا من بودی منت نمی دانستم 

 فیض.کاشانی
پاسخ :
چه شعر الهام بخشی آقاگل :) مرسی ازت
میرزا ژوزف پولیتـزِر
۱۵ مرداد ۱۱:۱۰
سلام استاد حتمت کتاب "من" و جز"من" استاد دینانی رو مطالعه فرمودید.. ایشون تو مقدمه ش فرمودند:   (جسارتا از روی متن براتون تایپ میکنم)

هیچ انسانی در «من» بودن خود تردید ندارد و از هر چیز دیگری آن را واضح تر و آشکار تر می داند، ولی در عین وضوح و آشکار بودن هرگز نمی تواند آن را نشان دهد و قابل مشاهده سازد.

به همین دلیل برخی از اشخاص سّی مسلک و تجربه گرا برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نشده و می گویند: «این ضمیر فقط کاربرد زبانی دارد» این اشخاص به لوازم سخن خود توجه ندارند و نمی دانند که اگر کسی برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نباشد، هویت خود را از دست می دهد و حتی همین سخن را نیز نمی تواند، سخن خود بشناسد.

تجربه، همیشه در مورد سوم شخص تحقق می پذیرد و کسی که فقط برای تجربه اعتبار قائل می شود، نمی تواند به مرجع ضمیر اول شخص بیاندیشد.

این مسئله نیز مسلم است که اگر کسی برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نباشد، خود ندارد و کسی که خود ندارد، سخن نمی گوید.

سخن بدون سخن گو به همان اندازه بی معنی است که عدد چهار بدون زوج بودن، بی معنی شناخته می شود.

کسی که مرجع ضمیر اول شخص را مورد انکار قرار می دهد، هرگز نمی تواند در مورد اقرار یا انکار امور دیگر سخن بگوید. زیرا اگر «من» وجود نداشته باشد، «ما» نیز وجود نخواهد داشت و آنجا که «ما» وجود نداشته باشد، «شما» نیز نخواهد بود و آنجا که «من»، «ما» و «شما» وجود نداشته باشند، از هرگونه اقرار یا انکار سخن به میان نمی آید.

کسی که مرجع ضمیر اول شخص را مورد انکار قرار می دهد، نمی تواند بگوید «من» انکار می کنم! زیرا این «من» مرجع ندارد و آنجا که «من» مرجع نداشته باشد، انکار آن «من» نیز انکار نخواهد بود.
پاسخ :
سلام :) ممنون بابت این زحمتی که کشیدی. و توضیح خیلی خوبی بود در نقد تجربه گرایی . و همچنین ممنون بابت یادآوری که برم اون کتاب رو بخونم :)

+ ولی این نظریه رو عقلگراها دادن :)
ستاره جان
۱۵ مرداد ۱۲:۲۰
سلام 
فقط یه سوال داشتم 
شما که متنهای به این ثقیلی سر و ته نامشخص رو می فهمسد چجوری تو کامنتها اگه یک فعل و فاعل جابجا بشه کلا خودتونو نیزنید به گیج شدن و به نویسنده اش صفت مبهم میدید؟ oO
پاسخ :
با سلام از روی این متن بیش از 6 بار خوندم :)
+ شما چند جمله از ماجرایی تعریف می کنید که نویسنده از کلیت آن! خبر ندارد و شخصیت های آن ماجرا را نمی شناسد :)
ستاره جان
۱۵ مرداد ۱۲:۲۹
شکلک مورد نظر یافت نشد 
دو تا غلط املایی افتاده 
و کلا عرض کردم 
نه یک ماجرای خاص :) کلا فِرت می بندین به بندگان خدا که مبهم ننویسید بعد اون وقت شما ۶ بار که خوبه من ۶۰ بار هم این پست را بخونم و کل معنی *کلمه ها و ترکیب های تازه* ی زیرش رو هم بخونم نمیفهمم چی گفته :))
پاسخ :
آخ یادش بخیر کتاب های درسی دبستان :)))

*کلمه ها و ترکیب های تازه
ام شهرآشوب
۱۵ مرداد ۱۲:۳۳
سلام
از فلسفه ی غرب خوشم نمیاد.
فلسفه فقط فلسفه ی ملاصدرا

در مورد اون ماسک فلسفی هم انگار شما از ما به دل گرفتید!!

اول که من نگفتم ماسک فلسفی، گفتم ماسک عقلانیت

ثانیا که داستانی در مورد این ماسک عقلانیت وجود داره. یکی از آشنایان ما، خیلی اهل فلسفه و تعقل و اینا بود و مدام حرف از عقل میزد و پستهای عقلانی میذاشت و مطالعات فلسفی داشت.

باری به عشق دچار شد و معشوقش بهش بی وفایی نمود و زان پس، همواره پست های عاشقانه میذاشت‌(یعنی عاشقانه در حد خفن!!!)
بهش گفتم چه بلایی بر سرت نازل گردیده؟ گفت ماسک عقلانیتم شکسته شده!!!!

ازون بابت ما گفتیم ماسک عقلانیت وبلاگتون شکسته شده. وگرنه قصد نداشتم که بگم شما ماسک میزنید!
پاسخ :
از اول می گفتید این پست رو منتشر نمیکردم :) راستش بهم برخورده بود. شعر دیروز هم انصافا قشنگ بود :) من تعجبم از این بود که برخی دوستان اومدن گفتن این شعر +18 هست!! چطور ممکنه شعر +18 باشه در حالی که سراینده ی این شعر هنوز 18 سالش تموم نشده!؟ :))))
ستاره جان
۱۵ مرداد ۱۲:۳۴
دقیقا! دقیقا :)  به محض اینکه نوشتم خودمم همین جوری گفتم یادش بخیر {شکلک پروانه ای شدن :) } برای همین هم تو ستاره گذاشتمش 
بحث رو هم که عوض می نُمایید :)
پاسخ :
هنوزم هست توی کتابا یا عوض شده؟ :)
بنت شهرآشوب
۱۵ مرداد ۱۲:۴۰
احتمالا دوستان باهاتون شوخی کردن
شعر خیلی زیبا بود. و مفهوم کلیش من رو یاد شکستن اون ماسک انداخت.
اون آدم انقدر زمخت بود که من باورم نمی افتاد که در عمرش عاشق شده باشه ولی استدلالات عقلانی رو به یکباره دور ریخت و رفت دنبال عشقش. اونم عشقی که هیچ منشاء عقلانی نداشت
پاسخ :
الان چی شد؟ اگه سرنوشتش درس آموزه بگید :)
هاژ محمود
۱۵ مرداد ۱۲:۴۰
سلام

دقت کردی هوا چقدر خوب شده!؟!؟ 
-______-
پاسخ :
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ها
بنت شهرآشوب
۱۵ مرداد ۱۲:۴۴
هیچی دیگه. اون خانم هم یه بچه از ازدواج قبلش داشت، و هم سرطان حاد داشت، ولی ایشون عاشقش بود دیگه.

خانمه نذر کرده بود که با این آقا حرف نزده. ولی این آقا رفت و به سختی پیداش کرد و باهاش ازدواج کرد. الانم حال خانمه وخیمه. خواهشمندم دوستان دعاش کنند.
ازدواجشون منشاء عقلانی نداشت. ولی واقعا ازون عشقای اسطوره ای بود!
پاسخ :
عجب! آقا بچه های مردم تحریک به کار غیرعقلانی نشن صلوات :)
س _ پور اسد
۱۵ مرداد ۲۳:۵۵
... هیچ شک در این نکنید که هر که گفت «من»، این «من» شیطان است. هر که گفت که باید به من اطاعت کنید، این شیطان است...  امام ره
پاسخ :
بله واقعا ...
ایمان
۱۷ مرداد ۱۷:۰۴
نسبت دادن  گزاره هایی مث جهانی که من نمیشناسم وجود نداره بطور کلی به فلسفه ی غرب صحیح نیس. فلسفه ی تحلیلی اساسا اینگونه نیس.شاید فلسفه ی قاره اینطور باشه ولی فلسفه ی تحلیلی در مبنا و بنا چون معرفت شناسی و منطق خودشو همنوا با علوم قرار داده،این گزاره کاملا نفی میشه.ما انرژی تاریک رو در فیزیک نمیشناسیم و برخی مسائل هیلبرت هنوز قابل فهم نیس ولی هیچکس نمیگه انرژی تاریک وجود نداره و هیلبرت مهمل گفته بود.
اساسا اپیستمولوژی  فلسفه ی مدعی اسلامیت کپی شده از مدل اوریجینالشه.
اگه آنسلم نبود صدرایی هم ملا نمیشد.الان هم اگه خیلیا دکتر هستن بخاطر اینه که 400سال پیش یکی یه چیزی گفته که بشه ازش با تصحیحاتی بهره برد.
دست نوشته های آقای فروغی که پارسال در اومده رو بخونین.حاج آقا ابوی خریدن،یه چیز خیلی باحالیه.سبک زندگیش از سبک زندگی بچه مایه دارای الان باحال تر بود.اصلا گمونم فلسفه خوندن نیاز به پول دار بودن داره!   
ایمان
۱۸ مرداد ۱۰:۲۱
نسبت دادن  گزاره هایی مث جهانی که من نمیشناسم وجود نداره بطور کلی به فلسفه ی غرب صحیح نیس. فلسفه ی تحلیلی اساسا اینگونه نیس.شاید فلسفه ی قاره اینطور باشه ولی فلسفه ی تحلیلی در مبنا و بنا چون معرفت شناسی و منطق خودشو همنوا با علوم قرار داده،این گزاره کاملا نفی میشه.ما انرژی تاریک رو در فیزیک نمیشناسیم و برخی مسائل هیلبرت هنوز قابل فهم نیس ولی هیچکس نمیگه انرژی تاریک وجود نداره و هیلبرت مهمل گفته بود.

اساسا اپیستمولوژی  فلسفه ی مدعی اسلامیت روی هواس.با معرفت شناسی شما فوتون قابل فهم نیس.اینکه فوتون ذره س یا موجه یا کلا فیزیک کوانتوم چند تقریر داره که نفی علیت کردن قابل پاسخگویی با این نیس!
اینکه ملاصدرا،تلخیص و ترجمه و ویرایشگر آنسلم بود و نه هیچ چیز دیگه چرا بهش پرداخته نمیشه؟!به اینا فکر کنیم که سوالات بی پاسخ فلسفه ی مصطلحا اسلامی و مدعی حکمت و کباده کش عقلاتیت و شغاد در لباس رستم و اینا محسوب میشه!
ایمان
۱۸ مرداد ۱۱:۱۸
نسبت دادن  گزاره هایی مث جهانی که من نمیشناسم وجود نداره بطور کلی به فلسفه ی غرب صحیح نیس. فلسفه ی تحلیلی اساسا اینگونه نیس.

شاید فلسفه ی قاره اینطور باشه ولی فلسفه ی تحلیلی در مبنا و بنا چون معرفت شناسی و منطق خودشو همنوا با علوم قرار داده، این گزاره کاملا نفی میشه.

ما انرژی تاریک رو در فیزیک نمیشناسیم و برخی مسائل هیلبرت هنوز قابل فهم نیس ولی هیچکس نمیگه انرژی تاریک وجود نداره و هیلبرت مهمل گفته بود.


اساسا اپیستمولوژی  فلسفه ی مدعی اسلامیت روی هواس. با معرفت شناسی شما فوتون قابل فهم نیس. اینکه فوتون ذره س یا موجه یا کلا فیزیک کوانتوم چند تقریر داره که نفی علیت کردن قابل پاسخگویی با این نیس!

اینکه ملاصدرا، تلخیص و ترجمه و ویرایشگر آنسلم بود و نه هیچ چیز دیگه چرا بهش پرداخته نمیشه؟!

به اینا فکر کنیم که سوالات بی پاسخ فلسفه ی مصطلحا اسلامی و مدعی حکمت و کباده کش عقلاتیت و شغاد در لباس رستم و اینا محسوب میشه!


پاسخ :
اپیستمولوژی یعنی معرفت شناسی :)

+گزارشی از ارتباط ملاصدار با آثار آنسلم قدیس نشنیدم و ندیدم من :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین