شک مقدس؛ شک خطرناک

پیدایش شکوک و شبهات یک امر طبیعی و عادی است و همین شکوک است که محرک بشر به سوی تحقیق بیشتر است. و بنابراین ما این نوع شکوک را که منجر به تحقیق بیشتر می‌شود، مقدس می شماریم.(ص:48)


پی‌نوشت

بعضی افراد از اینکه می توانند در مسائل تردید کنند لذت می برند. این حالت، حالت بسیار خطرناکی است. شک، گذرگاه خوب و لازمی است اما توقفگاه و سر منزل بدی.(ص:48)


** از بخش که مطالعه شد ابهامات و سوالات خود را مطرح کنید

ستاره جان
۱۹ مرداد ۰۸:۵۱
دقیقا آدم حس می کنه بعضیها فقط کَل کَل الکی می کنن
تو ۶ر مسئله ای میخوان افاضات کنن 
برای همین میگن در مسائل دین از اهلش باید پرسید و این کل کل کنها رو هم باید به اونها ارجاع داد 
پاسخ :
این نباشه فقط عشق مطرح کردن سوال داشته باشیم و نریم دمبالش :) * خودمو میگم
محبوبه شب
۱۹ مرداد ۰۸:۵۷
نکته ی اخلاقی اینکه:
شکاک نباشیم!
^_^
پاسخ :
نباشیم ؟ :)
محبوبه شب
۱۹ مرداد ۰۹:۲۵
بر اساس این جمله
بعضی افراد از اینکه می توانند در مسائل تردید کنند لذت می برند. این حالت، حالت بسیار خطرناکی است. شک، گذرگاه خوب و لازمی است اما توقفگاه و سر منزل بدی.

بله شکاک نباشیم.
پاسخ :
آهان از اون لحاظ آره :)

+نباید فقط دنبال! شک و شبهه کردن باشیم //
ام شهرآشوب
۱۹ مرداد ۱۰:۳۷
تا وقتی تعقل باشه شک هم هست
ولی خدا کنه شک چشم آدم رو روحقایق نبنده
پاسخ :
از آقای دینای شنیدم که گفتن: در جامعه ای که پرسش نباشد تعقل وجود ندارد :)
مریــــ ـــــم
۱۹ مرداد ۱۰:۳۹
اصلا ادم باید شک بکنه تا بتونه به حقیقت برسه
پاسخ :
آفرین :) شک لازمه ی یقین است
ام شهرآشوب
۱۹ مرداد ۱۰:۵۴
جدی؟
چقدر من و آقای دینانی ذهنمون به هم نزدیکه!!!

(ام شهرآشوبِ فیلسوفِ خوشحال!)
پاسخ :
شما ذهن منطقی ای دارید :) جدی میگم
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۱:۰۶
به نظرم بد نیست بین کلمه ی شک و پرسش تفکیک قائل بشیم...
اگر روش دقیق بشیم میبینیم تفاوت ماهوی دارن...

پرسش زائیده ی عقل هست... اما شک از عوارض وهم هست...
باید روش فکر کنم...
به نظرم اینطور میرسه... باز اگر چیزی به ذهنم برسه عرض میکنم خدمتتون
پاسخ :
سلام :)

+ خیلی خوبه که به این چیزا دقت کنیم :) خود آقای دینانی هم یبار گیر داده بود که خنده چیه؟ :)) ما به چی میخندیم؟ و...
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۱:۱۰
به نظرم بد نیست بین کلمه ی شک و پرسش تفکیک قائل بشیم...
اگر روش دقیق بشیم میبینیم تفاوت ماهوی دارن...

پرسش زائیده ی عقل هست... اما شک از عوارض وهم هست...
باید روش فکر کنم...
به نظرم اینطور میرسه... باز اگر چیزی به ذهنم برسه عرض میکنم خدمتتون
ام شهرآشوب
۱۹ مرداد ۱۱:۱۱
ذهن منطقی برای خانمها یه جاهایی دردسرسازه
در رفتار در زندگی انعطاف پذیری آدم کم میشه

آقایون گاهی دوست دارن خانمشون بدون چون و چرا و منطق بگه چشم. ولی من نمیتونم بدون دونستن علت چیزی بگم چشم
پاسخ :
بله دیگه اینم هست :) حالا یکم تمرین کنید شاید شد :))
ام شهرآشوب
۱۹ مرداد ۱۱:۱۴
تا شک در حقیقت چیزی به وجود نیاد پرسش هم به وجود نمیاد.
به نظرم شک میتونه مرحله ی قبل از پرسش باشه

خیلی تمرین کردم. شاید در آینده بشه
پاسخ :
مثلا ما گاهی احساس میکنیم فلان باور یا فلان حدیث منطقی به نظر نمیرسه و این شک میتونه ناشی از خیلی چیزها باشه

اما آیا اون عوامل در نتیجه ی شک/ و مسیری که برای یافتن حقیت میریم هم تاثیرگذارن؟


+ عوضش توی تربیت بچه هاتون به دردتون میخوره منطقی بودن :)
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۱:۳۵
@ ام شهر آشوب

بله بی ارتباط با هم نیستن... چون وهم و عقل بی ارتباط و گسسته از هم نیستن...
اما چیزی که من به ذهنم میرسه رو بیان میکنم دوستان فرض کنن مباحثه هست... ممکنه من هم اشتباه کنم:

عقل هرگز در تکاپو و جستجوی خودش (پرسش گری) بین هستی و نیستی معلق نمیشه... پرسش ، معلق شدن بین هستی و نیستی نیست... پرسش جستجو در چیستی هست...

اما شک معلق شدن بین هستی و نیستی هست...
و از اونجایی که نفوس مستکفی ( غیرمعصومین) سیر استکمالی دارن و از نقص به سوی کمال میرن گریزی از تلاش ها و تکاپوی وهم ندارن... باید به این قوه ی مبارک متمسک بشن... و شک از الزامات هر متفکری هست... منتها باید به اون هشدار توجه جدی کرد (ماندن در شک خطرناکه)

اما اگر ما بتونیم سیر عقلانی مون رو درست طی کنیم میتونیم از حدود وهم فراتر بریم و مستقیما از ادراکات عقل بهره ببریم... وادی عقلانیت وادی شک نیست...
وادی یقین هست...
شما توی حدیث عقل و جهل بخونید.. شک از سربازان جهل هست... نه از سربازان عقل...
پاسخ :
دقیقا شهید مطهری هم به شک مقدس و شک خطرناک اشاره کرده و جفتش رو توضیح داده :)

+ بعد اینکه شما منظورتون اینه که عقلانیت با تهذیب نفس بدست میاد؟
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۱:۴۴
البته تردید دارم شک از جنود جهل باشه باید به خود متن عربی حدیث رجوع کنم خط آخر نظر قبلیم رو فعلا روش حساب نکنید
پاسخ :
باشه ممنون میشم ما  رو از حیرت این شک بدرآرید :)
ام شهرآشوب
۱۹ مرداد ۱۱:۵۵
@ن.ا.
پس واجب شد که برم کتاب رو بگیرم و مطالعه کنم.
یعنی به نظر شما نمیشه کسی در چیستی شک کنه؟
اگه بگیم فلان شیء ، دارای کیفیت الف است. نمیتونیم شک کنیم که آیا دارای کیفیت الف است یا ب‌ ؟
پاسخ :
@ن.ا.
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۱:۵۶
عقل در عربی از کلمه ی عقال میاد...

عقال زانو بندی بوده که شتران میزدن تا وقتی نشستن قدرت برخاستن نداشته باشن... یعنی عقال شتران رو ثابت نگه میداشت...
یکی از معانی اخلاقی که میشه از عقل گرفت اینه که عقل به رفتار و کنش و واکنش انسان عقال میزنه...

ما باید قبل از تهذیب نفس در مورد ماهیت عمل بحث کنیم... که عمل چیه؟
بعد چرا ریشه عمل رو به نیت عمل دادن... شما حتی در تمام اعمال عبادی ولو مستحب باید نیت داشته باشی...

چرا نیت واجبه؟... چرا اگر شما نیتت شهرت باشه و با این نیت یه شهر رو از فقر و محرومیت نجات بدید در مقابل کسی که با نیتی درست یه لبخند دل انگیز به همسرش زده باختید... چرا خدا دومی رو می پذیره؟...

حال اینکه نفع اولی برای مردم بیشتر بود....
اینها  همه میتونه سوال باشه... نمیخوایم چالشی بحث کنیم میخوایم بدونیم سرش چیه؟... ارتباط این عمل با علم چیه؟...

تا بعد برسیم به اینکه وهم بدون بال عمل دچار شیطان خواهد شد...
مثلا هرگز نمی تونه سریع باشه... همواره عجول خواهد بود...
هرگز نمیتونه دقیق باشه ... همواره وسواس خواهد داشت...
هرگز نمی تونه رها باشه همواره بی تفاوت خواهد بود...
هرگز نمی تونه عادل باشه همواره سخت گیر خواهد بود...
مرز بین این دوتایی ها کجاست؟...

چرا قرآن فرمود "لا یمسه الا المطهرون"
مَس همون ادراک هست... چرا نفرمود لا یمسه الا المتفکرون...
چرا معیار درک رو به طهارت داد؟...

من به صورت گسسته مطالبی رو مطرح کردم... تا به مسائلی مرتبط توجه بدم... همه اینها نیاز به بسط و توضیح داره...
پاسخ :
همونجور که فرمودین این مسائل هر کدوم به تنهایی نیاز به بسط و توضیح داره :)

+ در مورد اهمیت نیت و تقدم آن بر عمل هم من فکر کردم قبلا :) و به این رسیدم که علم ارج و قربش در درگاه خدا بالاتر از عمله :) یعنی یک عالم دینی  که به علم ناب دینی رسیده عملش بسیار ارزشمندتر از عبادت دینداران بی اطلاع و قشری و تقلیدی هست...
وحید عبدی پور
۱۹ مرداد ۱۱:۵۸
سلام. من که ده صفحه رو مطالعه کردم. گرچه این ده صفحه رو خودت تو وبلاگت آورده بودی. اما به نظره من شک یک چیزه خطرناک هست.

آدم تا می تونه باید از شک دوری کنه. پرسشگری زیاد هم راجبه عقایدت و به چالش کشیدنه زیادی عقاید ره به ترکستانست.

یعنی وقتی یه عقیده داری و وقتی که با عقل به کلیت درست بودنش حکم کردی دیگه نباید هی بشینی به چالشش بکشی. روایات بسیاری داریم که از شک بپرهیزید. تعقل ، پرسشگری و شک سه چیزه که افراط توشون باعثه ضرره.

مثال بگم که حرفام ذهنی نباشه. مثلا منه مسلمان و شیعه راجبه ولایت حضرت علی به این باور رسیده ام که این ولایت رو پیامبر از جانب خدا به حضرت علی عطا کرده و پس از بررسی های حدیثی و تاریخی و عقلی به این موضوع حکم می کنیم.حالا در این بین اهل سنت یا غیره و ذالک شبهاتی رو مطرح کردن یا می کنن.خوب اینکه ما با تحقیق و جستجو یک چیز را قبول کنیم خیلی هم عالی هست، اما اینکه به این خیال هم باشیم که باید تماما هر چیزی برای قبول کردنش مثله روز روشن باشه اشتباست.

یعنی اینکه ما بیایم خودمون رو غرق در شبهات اهل سنت بکنیم راحبه ولایت و بخواهیم دقیقا برای هر شبهه محکم ترین استدلال رو بیاریم و اگه نیاوردیم به وادی شک و سرگردانی بریم این اشتباست.

یکی اومد پیش امام صادق گفت ی بن رسول الله هلاک شدم. امام فرمود چرا، گفت در مورد وجوپ خدا به شک افتاده ام.

امام فرمود مثلا از ده تو چند به خدا ایمان داری .اون مرد گفت من حدود شیش. امام فرمود خدا رحمتت کند، این که خیلی عالیه و تو خیلی به خدا رسیدی.

ملاحظه می کنید که امام میگه به شکت توجه نکن و لازمم نیست تو به ده برسی. اگه به ده برسی که میشی امام. حرف اصلی من. از شک ، شبهه و چالش کشیدنه دین و باورتون جدا پرهیز کنید.
پاسخ :
سلام و درود بر شما/ شما به همون موضوع توقف در شک اشاره کردید که رفتار خطرناکی هست از نظر شهید مطهری


+سعی کن روایت میاری بگی از کجا خوندی یا شنیدی  ممنون :)
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۲:۵۵
@ ام شهر آشوب

شک روی کیفیت الف یعنی آیا دارای کیفیت الف هست یا نه؟
یعنی شما در هستی اش شک کردید... 
پس شده معلق شدن بین هستس و نیستی کیفیت الف..

این شک برای اغلب ماها که در مرتبه وهم هستیم همواره وجود داره... و طبق متن میتونه منشا تحقیق بشه...
اما پرسش وقتی اتفاق می افته که شما از چیستی و اسرار کیفیت الف بپرسید...

عقل همواره در پی اسرار هست...
چون عقل در محضر هستی هست... هرگز براش تعلیق بین هستی  و نیستی پیش نمیاد... اونکه براش تعلیق پیش میاد وهم هست...
پاسخ :
منظور شما از عقل همون چیزیه که ما باهاش فکر میکنیم ؟
وحید عبدی پور
۱۹ مرداد ۱۳:۰۵
روایت رو از آقای رفیعی در برنامه سمت خدا شبکه سه شنیدم. ولی این روایت رو به احتمال زیاد باید در کتاب امالی شیخ طوسی پیدا کرد.چون در کافی که نیست در من یحضر شیخ صدوق هم که نیست و در استبصار هم که نیست.پس در امالی باید جستجوش کرد.
پاسخ :
الان داری از توی نرم افزار سرچ میکنی؟ :)
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۳:۱۹
عقل در قوه متفکره ما محدود نمیشه اما قوه تفکر از عقل هست...

ما بالاتر از تفکر بحث "توجه" رو داریم... بحث "حدس" رو داریم (لطفا این کلمات رو با معنای متعارفش در ذهن نیارید... اینها تعاریف علمی خودش رو داره)

مثال بزنم:
فرض کنید چشم شما بر اثر عارضه ای در یه مقطعی خیلی تار می بینه... به یه جسمی برخورد کردید... سرد بودنش رو تشخیص دادید و سخت بودنش رو... حتی تشخیص دادید یه خودرو هست... اما چون دید شما  خیلی تار هست باید کل ماشین رو لمس کنید تا تصویر ماشین رو در ذهن خودتون ترسیم کنید... بعد از ترسیم از بین ده ها ماشین به سه یا چهر ماشین میرسید... بعد دوباره لمس کردن داخل ماشین رو بررسی میکنید بعد از چهار احتمال به دو احتمال میرسید... بعد از صاحب ماشین یه سوال میپرسید... بعد به ماهیت ماشین پی میبرید...

اما اگر چشم شما تار نبود... و بر اثر غفلت برخورد میکردید به ماشین... فقط کافی بود با چشم توجه کنید به ماشین...
تمام اطلاعاتی که اون چشم ضعیفه با کلی محاسبه و ترسیم بهش رسید کسی که چشم سالم داره با یه توجه بهش میرسه... حتی چشم سالم با همون توجه متوجه میشه اون ماشینه تیپ چنده... اما اون چشم ضعیفه ممکنه به سادگی به این اطلاعات جزئی نرسه...

اگر چشم ضعیف رو به قدرت تفکر عموم ماها تشبیه کنیم و چشم سالم رو به اون "توجه"(توجه رو به معنای متعارفش نگیرید) تشبیه کنیم باید بگیم هر دو چشم اطلاعاتشون رو از قوه بینایی و قوه خیال و وهم گرفتن منتها اون که ضعیف بود با واسطه ها و محاسبات و صرف زمان بیشتر و دریافت اطلاعات کمتر و اونکه سالم بود با یک توجه و با اطلاعات جامع تر به آگاهی رسید...

قدرت تفکر نشات گرفته از قوه عاقله هست اما اگر کسی در صراط باشه همین قوه تفکر به توجه و ... ارتقاء پیدا میکنه...
پاسخ :
از کل حرفت میتونم این برداشت رو بکنم که فردی که مسائل اخلاقی و نفسانی رو رعایت میکنه در طی کردن راه ذهنی و کشف حقیقت موفق تر هست. درسته؟ :)
ن. .ا
۱۹ مرداد ۱۳:۳۸
یه وقتی توی کتاب تاریخ فلاسفه اسلامی به گمونم نویسنده اش علی اصغر حلبی بود... مطمئن نیستم... از قول ملاصدرا جمله ای خوندم که خیلی برام جالب بود:

میگفت ما بر این باوریم که کشف عارف درک مستقیم تر و شفاف تری از برهان فیلسوف هست اما تا کشفی برای ما به برهان در نیاید برای ما حجیت ندارد...

چرا بحث حجیت رو در برهان مطرح میکنه؟... چون برهان سطح عمومی هست... هر کسی که ذره ای فهم داشته باشه متوجه میشه...
اما ابتدا اعتراف میکنه که کشف عارف از برهان فیلسوف درک مستقیم تر و شفاف تری هست...

و مشی خودش بر این بوده که حقایق عرفانی رو به زبان برهان مطرح کنه...
لذا عقل یک حوزه ی بسیار وسیعی هست کسی عقل رو فقط در محاسبات فکر محدود کنه... جفا به عقل کرده...
پاسخ :
خب ما هم دقیقا همینو میگیم تا جایی از عقل رو میتونیم درک کنیم و با هم درموردش حرف بزنیم که برهانی باشه
Shahtot 🍇🍇🍇
۱۹ مرداد ۱۴:۲۰
سلام :)
به نظرم همون جمله ی پرسیدن عیب نیست ،ندانستن عیب است :)
که یعنی اگر بیایم یه مطلب رو بخونیم و در موردش شک کنیم همین باعث میشه 
که سوال در ذهن بوجود بیاد. و پرسش و پاسخ شروع بشه
در واقع شک کردن توی مطلب بد نیست اما فقط حواسمون باید باشه که دنبالش بریم و نزاریم ذهنمون پریشان نباشه :))) یعنی دنبال پاسخ سوال و شک باشه . 
پاسخ :
بله منظورت اینه که بحثا رو دنبال کنیم :)
Shahtot 🍇🍇🍇
۱۹ مرداد ۱۴:۵۳
دقیقا چیزی که خودتون گفتید شک و تردید باید یک گذر گاه باشه که انسان رو 
به حقیقت برسونه نه یک توقفگاهی که انسان متوقف بشه چون شک کرده و دنبالش نره ، این میشه سرمنزلگاه بدی که در بالا گفتید  :)

یه سوال اون بخشی رو که دیروز معین کردید رو همین امروز باید تموم میکردیم یا
در طی هفته ؟ چون یه مقدار برای من که تاحالا این چنین کتابایی رو نخوندم دشواره من فقط تونستم خیلی کمش رو بخونم و بفهمم :)
پاسخ :
تا امروز ولی شما میتونی تا شنبه بخونی بخاطر اینکه درگیر انتخاب رشته هم هستی و :)
واران ...
۱۹ مرداد ۱۵:۳۶
@شاتوت بانو :)

با این کامنت آخرت یه لحظه خیال کردم واقعا اینجا دانشگاه است و جناب دچار استاد :)))
و ما دانشجو :))
و شما از اون دانشجوهای خیلی کوشا و فعال هستی که هستی :)
ولی خدایی استرس دانشگاه رو بهم تو این کامنت وارد کردین :)
شاتوت سخت نگیر اینجا دانشگاه نیست سخت بگیری استاد هم میره رو منبر :))) و سخت میگیره ها :))


@جناب دچار 
نکنه واقعا استادین و ما خبر نداریم ؟:دی
تا امروز ولی شما میتونی تا شنبه بخونی و الی آخر :دی 
پاسخ :
شاتوت یادت باشه توی خوابگاه حرف سال بالایی ها رو گوش ندی :)
واران ...
۱۹ مرداد ۱۵:۴۸
عه :))
که اینطور :))


@شاتوت بانو

اتفاقا شاتوت جان ، حرف سال بالایی ها رو گوش کن ولی حرف همکلاسی هات گوش نکن :)
چون سال بالایی ها هیچگونه رقابتی باهات ندارند ولی همکلاسی هات باهات رقابت دارند و گاها  رقابتشون میشه حسادت :))
اینو جدی میگم :)
پاسخ :
سال بالایی ها ورودی جدیدها رو سر کار میذارن
yasna sadat
۱۹ مرداد ۱۶:۱۷
فرقش یک مرز باریکه...
پاسخ :
سلام بله نباید عادت کنیم به شک :)
حسان ...
۱۹ مرداد ۱۶:۲۲
جالب بود
ولی بعضیا واقعا این قسمت مغزشون خیلی خوب کار میکنه متاسفانه
پاسخ :
قسمت پرسشگر یا ؟
Shahtot 🍇🍇🍇
۱۹ مرداد ۱۶:۵۱
@ خانوم واران 
:))))
دست خودم نیست ، کلن هرکاری رو که شروع میکنم زیادی جدیش میگیرم 
خخخخ .. مثلا میخواستم از جمع عقب نیوفتم. :)) ببخشید اگر 
استرس گرفتید :)) شماهم تا شنبه بخونید :)
بله منم شنیدم دانشجوهای ترمای بالا ، ورودیارو میترسونن 😐😐 
همکلاسیا که شنیدم رقابته خیلی شدید دارن و حسات و ...😐😐
کلن باید فک کنم سرم تو لاک خودم باشه ، برم بیام درسمو بخونم همین :))))

پاسخ :
نه بابا همه ی این حرفا واسه ترم اوله فقط :)
واران ...
۱۹ مرداد ۱۷:۵۴
@شاتوت جان 
دانشجوهای پزشکی ترم های بالا حداقل تو دانشگاههای تهران این شکلی نیستند بلکه راهنما هستند :)
درضمن خواهش میکنم و ممنون میشم همون واران رو بکار ببرین  :)
برای شما دوستان خانم من ترجیح میدم همون واران خالی بکار ببرین :)
ممنونم 

پاسخ :
:)
Shahtot 🍇🍇🍇
۱۹ مرداد ۱۸:۲۱
@ واران 
اتفاقا من در مورد دانشگاه های تهران شنیدم ، در مورد شهرای دیگه اطلاعی ندارم.. یکی از خود بچه های پزشکی بهم گفت که سال بالاییا ، ورودیا رو سرکار میزارن :)

در مورد خانم هم ، معمولا هرکی یک سالم از من بزرگتر باشه بهش میگم خانم :)
مگر این که خیلی دیگه صمیمی باشه ... چون احساس خودم اینه که نکنه بی ادبی باشه... اما در مورد شما چون دوست ندارید  چشم :))) همون واران  :))
پاسخ :
باریکلا به ادبش :))
°° مریم °°
۲۰ مرداد ۱۰:۴۳
سوال اول:
 فهمیدیم اصل و ریشهء مادیگرا بودن، همین فکره که جهانی ماوراء دنیای مادی وجود نداره. اما این فکر چه تبعات عملی داره؟

 به عبارتی: خب بعدش چی؟

چه تفاوتهای عملی آشکاری بین آدم موحد و آدم مادیگرا بوجود میاد؟ در "عمل" چه مشکلی ایجاد میشه؟

یا اینکه مشکلی ایجاد نمیشه؟
 یعنی آیا در ظاهر زندگی و کار و فعالیتهای مختلف شبیه هم اند و مشکل در همون سطح عقیده و فکر باقی می مونه؟

حتی می تونم بپرسم این فکر اولیه مادیگرایی -که آخرتی وجود ندارد و هر چه هست، دنیاست- چه دنباله های فکری ای داره؟ یعنی اندیشه ای که در سطح اولش نادرسته، در سطح دوم و سوم و چندم به چه اندیشه های نادرست دیگری منتهی میشه؟

سوال دوم: چرا مادیگرایی رو به شکاکیت ربط دادند؟
منظور از " مکاتب شک" چیه؟

 شاید تفاوتی هست بین این شک با شک و تردیدهای روزمره. 
پاسخ :
@دوستان اگر جوابی به نظرشون میرسه مطرح کنن

سوال 2: چون هیچ کس به طور قطع نمی تواند وجود جهان غیرمادی و موجودات غیرمادی را با دلیل و منطق اثبات کند. صرفا می تواند در دلایل وجود آنها تشکیک کند :)
ام شهرآشوب
۲۰ مرداد ۱۳:۱۶
بحث خیلی تخصصی شد و از حوصله ما خارج گشت
ایده کتابخوانیتون باعث شد پس از مدتها برم کتابخونه و دوتا کتاب دیگه هم بگیرم
مطالعه مقدمه خیلی ازم وقت گرفت ولی خیلی جذاب بود،نتونستم ازش بگذرم
پاسخ :
همین مقدمه منجر به ترور و  شهادت استاد شد :)
س _ پور اسد
۲۰ مرداد ۲۲:۰۰
از جهل مطلق سئوال در نمیاد؛ سئوال از دنیای آگاهی ودانایی سر بر میاره
هم سئوال از علم خیزدهم جواب
همچنان که خاروگل از خاک و اب (مولوی)
تبصره:
گاهی فکر می کنم شاید من هم مشمول پی نوشت باشم (معاذالله)
پاسخ :
خودم هم :)
هلما ...
۲۱ مرداد ۱۳:۱۳
شک برا من خیلی دغدغه فکری ایجاد میکنه و تا به نتیجه نرسم کلافه میمونم.

پاسخ :
بله شک هم بده هم خوب :)
°° مریم °°
۲۱ مرداد ۲۰:۴۹
پس دلایل وجود داره، اما قابل تشکیکه. درست فهمیدم؟

خوشحال میشم اگه دوستان جواب سوال اولم رو بدند. منتظرم.
ایمان
۲۸ مرداد ۲۲:۴۴
شک مقدس نداریم. شک کلا از جنود جهل در برابر تسلیم از جنود عقله.

شک چیز آشغالیه. شک در برخی چیزا هم باعث کفره. شک در الله،شک در رسول الله(ص) و...حتی شک در ایمان ابی طالب(ع) کفره.

در واقع شک یا یه همچین نکبتیه یا موقتیه که این در بهترین شرایطش فقط موجب خسران آخرت نمیشه.

امام(ع)فرمود:من شک او ظن و اقام فی احدهما احبط الله عمله ان حجة الله حجة هی الحجة الواضحة.پس1-شک مقدس نداریم.2-اقامت در شک،جهنمی کننده س.3-حجت خدا واضحه س.

در واقع اقامت در شک برای کسی که مستضعف نباشه(حجت واضحه رو بتونه درک کنه.)باعث نابودیه.

شک نکردن و تسلیم عالیه. شک کردن و اقامت نکردن بر شک مشکل نداره. شک کردن و اقامت بر شک برای مستضعف مشکل نداره. شک کردن و اقامت کردن برای بقیه ورود به جهنمه.

اینکه شک کنیم و اقامت نکنیم، شک رو تبدیل به چیز مقدسی نمیکنه. ضمن اینکه ممکنه شک کنیم و مقیم برش نشیم ولی به کفر رهسپار شیم.خلاصه شک مقدس نداریم.

اینکه شک مقدس و غیرمقدس داره مثل اینه که بگیم نجس کردن کتاب اللهِ مقدس و نامقدس داریم،بعد بگیم نامقدسش اونه که بذاریم نجس بمونه و مقدسش اونه که بعدش تطهیرش کنیم‌.

مقدس اونه که سعادت باشه درش اقامت کنیم نه چیزی که فرار ازش توصیه س.شک و کفر و کذب و عشق و جهل و...یه سره نامقدسن.

لزوم شک هم بر من پوشیده س.فرمود ارتیاب نکنین تا شک نکنین و از این میشه فهمید شک لزومی نداره.

جمله ی"شک لازمه ی هر متفکریه!" یه چیزی تو مایه های "مرض قلبی از ملزومات اسلامه!"بنظر میرسه. شک مقدس،کوسه ی ریش پهن،کچل موفرفری و خوک مطهر و... نداریم.

خلاصه که نظر استاد بر سبیل صحت نیس.
پاسخ :
آنچه ابراهیم در ماجرای زنده شدن مردگان کرد چه بود ؟پرسش یا شک؟

+ احساس میکنم اخیرا به منبع فوق (علل گرایشی به مادیگری) مراجعه نکردین شما :)
ایمان
۲۹ مرداد ۱۰:۴۸
متاسفانه برخی کامنتای من به شما نرسید. اگه میرسید متوجه میشدین من که خوندن کتابو تقریبا تموم کردم.
پاسخ :
سلام بعضیاشم رسیده هنو نتونستم بخونم و تایید کنم :)
ایمان
۲۹ مرداد ۱۰:۵۷
صفوان بن یحیی از امام رضا(ع)همینو پرسید که شک داشت؟!پااسخ دادن(ع):نه،یقین داشت ولی خواست بر یقینش بیفزاید.
پاسخ :
یعنی پرسش، یقین افزاست؟
ایمان
۲۹ مرداد ۱۰:۵۹
@مریم

1-نتیجه ی مادی گرایی همین توسعه طلبی های انسان پرستانه ی هار غرب و شرقه‌. ادامه ی منطقی مادی گرایی در بعد نظری همین مضحکه ی علوم انسانیه که در خدمت توجیه و تسهیل و پیشرانه ی منور توسعه طلبی هار غرب و شرق قرار داره. خلاصتا:دنیای مادیگراها دنیای قتل نفس محترم،زنا و سرقته و دنیای موحدین دنیای جهاد،نکاح و زکاته.

2-شکاکیت بوجه جدیش از یافته های دکارته. دکارت شکاکیت روشمند و درمورد روششو به حتی ریاضیات تعمیم داد. بعد در تاملاتش نوشت که "cogito ergo sum" و بعد به اثبا خدا و دوگانگی دکارتیش پرداخت. بعدها غالب فیلسوف ها به اول تا آخر تاملات شش گانه ش تاختن و از تلقی شکاکانه ی خودش علیه خودش استفاده کردن.راه شکاکیت دکارت یا به سولیپ سیسم ختم میشد(اسکیزوفرنی)یا به زانو زدن جلوی منتقدینش که این دومی اتفاق افتاد.در زمان خودش گاسندی و بعدتر در حملات هیوم به دکارت و بعد حملات کانت به هیوم و...میشه اینو بوضوح دید.

فلاسفه ی مدعی فلسفه ی اسلامی هم چون پیشتر براهین قیاسی عقلانی توماس و انسلم رو دیدن که نظر اولی متناظر با برهان نظم و نظر دومی متناظر با برهان صدیقین بود، چون میدونن با شکاکیت مقدمات براهینشون قابل ارائه و نتیجتا بهره مندی نیس ابتدا سعی میکنن شکاکیت رو زیر سوال ببرن تا بعدتر بتونن حرفای صلیبی ها رو با پوشش آیات و روایات تکرار کنن و تبدیل به علامه بشن.به همین سادگیه. شکاکیت در ابتدای خودش توقف با لختی سنگینی داره و فرد فقط به خودش بمثابه ی اندیشنده قائله و بعد نهایتا ایده هاش هم ایده های دکارتیه نتیجتا برهان نظم که نیازمند نوعی(تسامحا)سیر در عالم خارج از این حقیقت(نفس اول شخص فرد)بود و برهان صدیقین که مراتب رو در ایده برسمیت میشناخت قابل جمع با این شکاکیت تنگ و ترش نیست.


پاسخ :
آقا فلسفه اسلامی رو با غربزدگی یکی نکنید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین