نگــــــــــــار

عدالت عمر

یکی از پسرهای عمر خطاب مرتکب زنا شد و «شهود اربعه» گناه او را دیدند. عمر دستور داد که مقابل چشم او «حد زنا» را جاری کنند. بعد از اینکه 40 تازیانه به پسرش زدند آن جوان زندگی را بدرود گفت. شخصی که مامور شلاق زدن بود به عمر گفت که مجرم فوت کرد؛ عمر دستور داد که چهل تازیانه ی دیگر را بر جنازه پسرش بزنند. (عایشه بعد از پیغمبر:ص 136)

Vafa 1192
۰۴ شهریور ۱۰:۱۹
خدای من چه وحشتناک
پاسخ :
اسلام عمری که میگن :)
آقاگل ‌‌
۰۴ شهریور ۱۰:۲۴
قدیما ژن خوب تاثیر نداشته!
پاسخ :
واقعا تصور خاصی از قدیم ندارم :) اینها از قشریون اسلام بودن آخه ...
فرشته ...
۰۴ شهریور ۱۰:۲۸
انتظار بیشتری نداشتم واقعا:/
یاعلی
پاسخ :
عدله دیگه خب! چشه مگه؟
محبوبه شب
۰۴ شهریور ۱۰:۳۷
دیوانه! عمر باز از اون طرف بوم افتاده بوده -_-

این کجاش اسلامِ که به عمر هم نسبتش دادن؟
تو همون اسلام! گفتن به جنازه بی حرمتی نشه اونوقت این دیوانه...
پاسخ :
البته کتاب مذکور را یک مستشرق آلمانی نوشته و داستانهاش زیاد قابل اعتبار نیست ولی این ماجرا را برای تعریف و تمجید از عمر خطاب آورده است.

+ درست میگید اگه اسلام این باشه من واقعا نمیخوام :)
فرشته ...
۰۴ شهریور ۱۰:۳۷
عمر بن خطاب:" لولا علی لهلک عمر " 《اگر علی نبود عمر هلاک میشد》
(تاویل المختلف الحدیث، ابن قتیبه،ص ۱۵۲)
یاعلی
پاسخ :
سلام ممنون :)
مریــــ ـــــم
۰۴ شهریور ۱۰:۴۲
واه
:|
جدی؟
پاسخ :
من که ندیدم خودم توی کتابه نوشته بود :))
فرشته ...
۰۴ شهریور ۱۰:۵۰
از کی تا حالا حد شرعی رو روی مرده هم اعمال میکنن؟
تازه حد شرعی زنا ۱۰۰ تازیانه است نه ۸۰تا :))
پاسخ :
جدی؟ منم نمیدونستم :) پس معلوم شد سطح آگاهی نویسنده [کورت فیشلر آلمانی] از اسلام چقدر پایین بوده و بدون تحقیق کتاب نوشته
لوسی می
۰۴ شهریور ۱۰:۵۶
چقدر شانس آورده که با 40 تازیانه مرده! :|
بعد مگه حدش تازیانه ست؟ سنگ نیست؟
پاسخ :
+ حالا 4 تا شاهد از کجا پیدا شدن!؟ :/

از علمای مجلس درخواست داریم بطور خلاصه در مورد دو اصطلاح

«شهود اربعه»

«حد زنا»
توضیحاتی ارائه بفرمایند / با تشکر تمام رخ :)
س _ پور اسد
۰۴ شهریور ۱۱:۰۶
سلف صالح ... شالودهء اسلام تکفیری-وهابی
پاسخ :
بر اساس این داستانها گویا شباهت هایی هست میان رفتار و سیره ی اینها با آنها :)
ویرا بانو
۰۴ شهریور ۱۱:۰۶
سلام
بنظر منم یا باید کامل اجرا بشه یا اصلا اجرا نشه
 تو این مسئله از عمر دفاع مینمایم
کاش یه کم از اون عدالتم الان اجرا بشه
الان فقط ادعای عدالت میشه
پاسخ :
سلام :) آخه عدالت دیگه نباید مخل به انسانیت بشه :)

با کامنتتون یاد سهام عدالت افتادم
ام شهرآشوب
۰۴ شهریور ۱۱:۱۵
عمر خطاب ازون خشنهای ناجور بوده! خیلی چیزا رو هم خودش در آورده از خودش، بسته به اسلام
آخه کجای اسلام اومده که به جنازه ی کسی توهین کنید؟؟؟

@لوسی می
حد زنای محصنه سنگساره، اگه فرد مجرد باشه حدش تازیانه اس
پاسخ :
حالا اونش مهم نیست نگفته مثلا پسر منه این !؟ :) عواطف انسانی کجای اسلامه آخه :)  البته من حدس میزنم این داستانا رو غربیا درست کردن برای اسلام هراسی :/
ویرا بانو
۰۴ شهریور ۱۱:۳۱
یعنی شما میگین انسانیت با قوانین اسلام جور درنمیاد؟
پاسخ :
با این سبک از اسلام نه ...
پسرک زیادی
۰۴ شهریور ۱۱:۴۷
اگه اینطور نگاه کنیم که اسلام پر از قوانین خشنه

نگاه کاملا مذهبی هم نداشته باشیم(سنی و شیعه)، همین فقها یا به اصطلاح امروزی مراجع شیعه هم در طول تاریخ کم بدعت گذاری نکردند.
پاسخ :
خب دیگه شما که حقوق و فقه خوندی یعنی میگی ایراد از بدعت سازان تاریخه؟ که احیانا کم هم نبودن؟ :) خود اسلام چی؟ 
ن. .ا
۰۴ شهریور ۱۲:۰۰
آقا من احساس میکنم به بخشیش که ایرادی نداشته شما ایراد گرفتید

اینکه پسرش زنا کرده و جرمش هم ثابت شده و پدر به عنوان حاکم بر اون حد جاری کنه که خیلی عالی و ایده آله... تا اینجاش هیچ ایرادی نداره... اصلا هم خشونت نیست... بلکه عین عدالت و مصلحته... 

اما اینکه به جنازه اش شلاق زده و بقیه مسائل میشه ایراد وارد کرد...
پاسخ :
بقیه مسائل نداره دیگه :)
ن. .ا
۰۴ شهریور ۱۲:۲۱
پس بقیه مسائل نداره...

شما که میدونی منظورم اینه که هشتاد ضربه درست بوده آیا؟ بچه ها میگن صد ضربه 
:)

پاسخ :
آره اینم مساله ای که از اعتبار  و درستی روایت می کاهد :)
واران ...
۰۴ شهریور ۱۲:۳۰
سلام :)
الان‌شده  خیلی بیشتر از ۴۰ ضربه شلاق :))
پاسخ :
سلام چی؟ :)
پسرک زیادی
۰۴ شهریور ۱۲:۴۵
سوالی که پرسیدید اونقدر جواب گسترده ای داره که در قالب کامنت نمیشه جمعش کرد

اما در رابطه با همین زنا میگم که اسلام چهارچوب هایی رو برای تعیین جرم و مجازات قرار داده اما به معنای این نیست که نظرش بر اجرای اون مجازات ها باشه.

اون هم مجازات هایی که ناچارا باید تعیین میکرد تا وحدت بوجود بیاره و مطمئنا برای کلیه ادوار چنین نظری نداشته اما اکثریت فقها لازمه وجود عقل در کنار فتاوا رو نادیده گرفتند.

در زنا شهود اربعه لازمه. برای شهادت شرعی هم شرایطی تعیین شده که یکی از اونها عدالته. به قول آقای قرائتی: کدوم آدم عادلی هست که ببینه زن و مردی لخت با هم مشغولند و وایسه اون زیر رو ببینه که میل وارد شد یا نه؟!!!

یعنی قوانین وضع شده ی ابتدایی با دیدِ عدم اثبات زنا اومدند و قرار نبود اصلا به مرحله اجرای مجازات برسه. چون به بیان ساده، لو رفتن این مسئله زمینه برگشت فرد به جامعه و دین رو مشکل میکنه. ضمن اینکه مجازات شلاق یک مجازات قطعی و الهی نیست که حتما شلاق اجرا بشه. کما اینکه حتما دیدید در کتب روایی که مثلا علی (ع) از فرد خاطی میپرسید فلان سوره رو بلدی و در جواب مثبت، اعلام میکرد که به این سوره بخشیدمت!

یعنی حتی در صورت اثبات جرم هم بنای اسلام بر اجرا نیست و توبه و برگشت مدنظره. به همین خاطر هم فقهای بزرگی در طول تاریخ نظر بر این داشتند که "حدود" باید در غیاب امام معصوم تعطیل بشه چون قاضی غیرمعصوم درک درستی از زمان و مکان و درستی اجرا نمیتونه داشته باشه و غیره...

در جواب خود اسلام هم باید بگم من در اصول و فروع دین که بِیس اصلی اسلامه تا این لحظه مشکلی ندیدم و همه خشونت ها و زننده بودن های اسلامی، حکم و فتوای فقهاییه که عقل و اخلاق رو کنار گذاشتند و تعبد خشک داشتند. هم در شیعه و در سنی!
پاسخ :
در توضیح صحبت آقای قرائتی باید گفت شرایط اثبات زنا از نظر شهید اول اینه که

یا خود شخص در چهار نوبت اقرار کند در حالی که کامل، مختار و آزاد باشد، یا چهار مرد، ...  شهادت  دهند که با چشم دیده‌اند که همچون ورود میل به سرمه دان نزدیکی رخ داده است و همگی بر فعل واحد در مکان و زمان واحد اتفاق نظر داشته باشند.

2. در مورد نابود شدن عقل و اخلاق اسلامی توسط متحجرین و خشک مذهب ها حرف ها میشه زد ...

🌸m o_o 🌸🌸
۰۴ شهریور ۱۳:۰۲
واااااااای
چه وحشناک بود :((
ودردناک.....
پاسخ :
داعشم همینه :)
ام شهرآشوب
۰۴ شهریور ۱۳:۰۵
جناب دچار

انقدر تاریخ پر از این خشونتهای صادر شده از خلیفه ی دومه که جایی برای سندسازی و اسلام هراسی نمیمونه

بله این آقا بسیار زیاد خشن بوده. حتی خود اهل تسنن هم به این اعتراف میکنند و این داستانی که شما آوردید، نعنای روی آش اون خشونتها هم نیست

کسی که نسبت به دختر رسول خدا (ص) رحم نداره و اون جنایت ها رو در مورد ایشون مرتکب میشه و خانه اش رو به آتش میکشه، چه انتظار رحم و مروتی ازش دارید؟؟؟!!
پاسخ :
یاد این افتادن که ابولولو هم همشهری شما بوده انگار :)
ام شهرآشوب
۰۴ شهریور ۱۳:۱۴
خیر. ابولولو که عرب بوده اصلا
ولی بعد از قتل خلیفه به کاشان پناهنده شده. اینجا انگار مامورا گرفتنش
راستش داستانش رو دقیق نمیدونم. ولی انگار بدفرم عمر رو کشته!!! 

و اما بعد...
از بس که این دیوانگان افراطی اومدن کارهای ناپسند و خلاف شان انسانی کردند تو مقبره ی ابولولو، و حربه دادن دست دشمن، با حکم دولتی اونجا رو خراب کردند و جاش کلانتری ساختند!!
پاسخ :
کلانتری خوبه مفیده برای مردم :)
ام شهرآشوب
۰۴ شهریور ۱۳:۲۶
ببخشید من اطلاعات اشتباه دادم انگاری
ابولولو نهاوندی بوده. و بعد از حمله ی اعراب به نهاوند، به انگیزه ی تلافی، میره عمر رو میکشه. انگار مسلمان هم نبوده
و بعضی میگن به خاطر زیاد بودن مالیات به عمر شکایت کرده. و چون عمر توجه نکرده به طرز فجیعی به قتل رسوندتش
پاسخ :
اصلا شاید هم ابولولو نبوده میگن توی شلوغی کشته شده میان معترضین ... من مطالعاتی نداشتم در این خصوص
وحید عبدی پور
۰۴ شهریور ۱۴:۰۳
سلام.
اول اینکه این مطلب بر اساس مطالعه و اطلاعات من نادرسته. آدم که نباید از یه آلمانی نقل قول کنه.
دوم اینکه جناب عمر از این اشتباهات بزرگتر داشته که این مطلب میشه نقل و نبات.

سوم اینکه. دوستی به نام پسر زیادی مطلبی راجبه فقه و عقل گفتن و گفتن که باید عقل فقه رو به نوعی چارچوب دهی کنه. به ایشون میگم برادره من عقل هیچ حقی برای اختراع نداره و فقط می تونه کشف کنه همین.حرف شما میشه بدعت و قیاس، که اهل سنت از گروه حنفی ها انجام دادند، گرچه شافعی حنبلی و مالکی هم با قیاس هم محشور هستن اما نه به اندازه حنفی ها.

اما مطلب من. به نظرم این تطور و گسترش بی رویه فقه که مقصرش اصولی ها هستن آسیب به وجهه اسلام می زنه. گرچه اخباری ها هم کم اشتباه نکردن. اما اصولی ها بسیار بدعت گذاشتن. اما باید گفت که اصل مطلب اینه که فقه رو نمیشه دلبخواهی روش تعقیر انجام داد
پاسخ :
سلام داداشی

یه نکته ی دیگه هم که میشه به عرائض شما اضافه کرد اینه که بردارای اهل سنت هم مثل شما اخباری ها عقل و اخلاق رو از فقه جدا کردن و ریشه اش شد این تعصب و تکفیر و تمامیت خواهی و ... :)
** دلژین **
۰۴ شهریور ۱۴:۲۰
خوندم این کتاب رو...
جالبه ... 

پاسخ :
سلام. سبک نوشتار و سناریوسازیش برای داستان عالیه :) فقط همین
آقای سین
۰۴ شهریور ۱۴:۴۸
از این پست شما بوی تفرقه میاد

#امت_واحده... #مسلمانان_برادرند
پاسخ :
خخخخ تفرقه مگه بده!؟ :)

+ تو مریضی روانی اصلا خخخخ :)
میرزا ...
۰۴ شهریور ۱۴:۵۰
حد زنا به خیلی از چیزها بستگی داره دچار.
100 تازیانه ای که فرشته خانم گفتن، مال موردی هست که مرد بالغ با دختر بچه و یا زن دیوانه و یا پسربچه با زن بالغ انجام بده.
احتمالا این تعزیر بوده که بستگی به نظر حاکم داره.
باید دید کل مطلب چطور بوده.
پاسخ :
تعزیر برای جاییه که حد شرعی وجود نداشته باشه :) اینو میدونم :/
آقای سر به هوا(o_0)
۰۴ شهریور ۱۵:۰۹
بر خود که مرید حیدرم مینازمــــــــــــ
پاسخ :
طوبی لک :)
آذری قیز
۰۴ شهریور ۱۵:۲۰
یه جووون عرب چطوری تحمل 40 تازیانه رو نداشته؟؟ یکم باورش سخته از این شایعه ها زیاد میسازن سنی ها که بگن چقدر ما خوبیم!
پاسخ :
شاید از خجالتش مرده خب ! :)
احمد احمدی
۰۴ شهریور ۱۵:۳۰
سلام
با اجازه تون چون گفتید کتاب رو یک مستشرق آلمانی نوشته، یه جست و جو کردم اسم کتاب را؛ امیدوار بودم یکی مثل مادلونگ نوشته باشه کتاب رو ولی وقتی به مترجم برخورد کردم، دیدم که بعله؛ جناب ذبیح الله منصوری کتاب رو ترجمه کردن.

جناب منصوری یک انسان استثنایی در ادبیات معاصر هستند؛ همشهری داستان یک پرونده مفصل به قلم سیداحسان عمادی با عنوان (امیدوارم عنوان را اشتباه نکنم) بن بست خواندنی ها درباره ایشون کار کردن.

جناب منصوری در کنار کار ترجمه تألیف هم می کردند و من دوست ندارم از هنرنمایی های ایشون در زمینه ترجمه-تالیف حرفی بزنم؛ اگر کسی مایل بود، مراجعه کند به همان مطلب سیداحسان عمادی.

پس حقیر هم نمی تونم به داستان ذکر شده در بالا (کار بسیار خوبی کردید که منبع یادداشت را هم گذاشتید) هیچ اعتمادی کنم. مگر اینکه در تواریخی مثل طبری، یعقوبی مروج الذهب و ... این داستان را بیابیم، تازه اگر آن جا هم آمده باشد باز باید صحت سنجی شوند توسط علمای تاریخ!
پاسخ :
سلام و درود بر نفس منصف شما :) و ممنون بابت توضیحات درمورد مترجم کتاب
fafa 4026
۰۴ شهریور ۱۵:۳۱
😐مورد قبول نبود هیچ کدوم😐
پاسخ :
:)
پسرک زیادی
۰۴ شهریور ۱۵:۳۶
سلام مجدد

با احترام به آقای عبدی پور باید بگم اصل مطلب همونه که خود دچار هم بهش اشاره کرد در پاسخ به شما.

اما در رابطه با بحثی که خطاب به بنده داشتید باید عرض کنم که به گمانم آشنایی شما با اصول و متون فقه بالاخص شیعه، مقدماتی هست. چون صدر و ذیل حرفتون همخوانی نداره.
اول اینکه در رابطه با لزوم استفاده از عقل در فقه امامیه این قاعده وجود داره که " کل ما حکم به عقل حکم به شرع" و بالعکس. عقل یکی از پایه ها و بنای اجتهاد شیعه س. در امامیه شما باید احکام جدید رو با عقل بدست بیارید که ظاهرا تحت عنوان" حق اختراع" ردش کردید.

در ادامه فرمودید چون من قائل به عقل هستم، حرف من قیاسه! و اون رو به تسنن نسبت دادید در حالیکه عقل و قیاس دو امر ضد هم اند. و به همین دلیله که شیعه قیاس رو باطل میدونه و بجای اون "عقل" رو از منابع شمرده!
پاسخ :
@ اخباری پاسخ می دهد :))
ایمان
۰۴ شهریور ۱۶:۳۵
داستان مورد تحریف واقع شد.

فرزند عمر در مصر شرب خمر کرد. حاکم مصر عمرو بن عاص بود. بسبب خویشی شارب خمر با خلیفه،عمرو بن عاص حد شراب رو در بیت خودش و دور از انظار جاری کرد. خبر به عمر رسید.

عمر نامه ای نوشت و عمرو بن عاص رو خاطی بن عاص خطاب کرد. متن نامه نکوهش عمرو بن عاص بخاطر مخالفت با خودش در کیفیت اجرای حد بود. دستور ارجاع فرزند به مدینه رو داد. عمرو بن عاص،پسر عمر رو مرجوع کرد.

عمر اینبار حد رو در انظار اجرا کرد. ابن زبیر و ابن عمر راوین و عبدالرزاق باسناد صحیح ناقل ماجراس. اصل ماجرا رو شافعی و نسایی در مسند و سنن بطریق مالک(نقل در موطا)ذکر کردن. مالک از ابن شهاب روایت رو استماع و نقل کرد. البانی این روایت ناظر بر کلیت ماجرا رو صحیح الاسناد دونست.

ابن عبدالبر هم اسنادا صحیح میدونس و در شرح روایت به ماجرا تفصیلا نگاه کرد:"حدیث ابن شهاب...در مورد عبیدالله پسر عمر و عبدالرحمن پسر عمر معروف به ابی شحمة که در مصر شراب خورد و عمروبن عاص جلدش زد و سپس عمر جلدش زد و...ابن عمر میگوید: مردم گمان بردند که از ضربات عمر مرد ولی از ضربات عمر نمرد.

ابوعمر میگوید از شعبی از یحیی بن ابن کثیر در منقطعی آمد که عمر فرزندش را حد زد درحالی که فرزندش در حال جان دادن بود. پس به عمر گفت:بابا،مرا کشتی! پس عمر به او گفت:هنگامی که پروردگارت را ملاقات کردی باخبرش کن که عمر اقامه ی حدود میکند. در این ماجرا قطعیتی بر مرگ پسر عمر نیست."(مناقب عمر لابن جوزی-خلافةالراشدة لیحیى یحیى-الاستذکار لابن عبدالبر)

بطور کلی حرف نویسنده زری بیش نبود. بطور کلی ولی عمر در داستان مغیره نشون داد که اهل تعطیل حدود باید محسوبش کنیم. حرف نویسنده یه طوریه که انگار عمر خیلی اهل رعایت حدود بود. در صنمی قریش(سند خوبی نداره.)فلانی و فلانی بخاطر حدودی که تعطیل کردن لعنت شدن!
:)
پاسخ :
سلام اتفاقا منتظر این کامنت روشنگر شما بودم :)
لوسی می
۰۴ شهریور ۱۶:۳۶
هاااا ام شهرآشوب ممنونم یادم رفته بود این موضوع رو.

در مورد اینکه میگید بگه این پسر منه! این چه ربطی داره آخه؟ پسرش هست که باشه حد باید بر او جاری بشه اتفاقا اینجا تقوای عمر بیشتر ثابت میشه! :|

الان همه چیز رو با هم قاطی کردید!
سوال چیه؟
- اینکه چرا حد بر پسرش جاری کرد؟ خیلی هم خوب کرد.  عواطف انسانی در مواردی که حق الله وارد باشه اصلا وارد نیست. اصلا. لا تأخذکم بهما رأفة فی دین اللَّه.

- اینکه چرا به جنازه رحم نکرد؟ نظری ندارم چون عالم نیستم و نمیدونم حرفم چقدر درست هست یا نه اما به نظر کاملا شخصیم نباید به جنازه توهین میکرد.

شاید خواسته محکم کاری کنه! بگه خدایا عذابشو دید اینجا! خخخخخ!

- چهار شاهد از کجا آورد؟ خب آورده دیگه!
اون دوران بر خیلیها حد جاری شد و همه شون هم شاهد داشتند. حتی زمان حضرت امیر و پیامبر هم این اتفاق افتاد. حالا یا خودشون چهاربار سوگند خوردند و یا اینکه شاهدها بودند. وضع مثل الان که نبوده که!

سوال دیگه ای هست؟!
پاسخ :
ماشالله به این همه جواب :) من که دیگه سوالی ندارم :)) فقط اون آخر گفتید : وضع مثل الان که نبوده که! یعنی چی؟ یعنی مردم توی خیابون کار بد می کردن؟ :)
آب‌گینه موسوی
۰۴ شهریور ۱۶:۴۷
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

:)))**** **** *****

 

اصلاً یکی از مشکلات این بود که *** *****، حدودِ شرعی را جاری نمی‌کرد. حالا این آقا مدّعی‌ست که بر پسرش جاری کرده؟! :)) 

چرا وقت و هزینۀ خود و ما را صرفِ این... کردید؟!

پاسخ :
منظور از ستاره ها عمر خطاب است ...

+ بخاطر اینکه دنیام کمی بزرگتر بشه و چیزهای جدید یاد بگیرم :)
yasna sadat
۰۴ شهریور ۱۶:۴۸
عجب!!
حدیا توبه
پاسخ :
توبه شما مقبول شد :)
Shahtot 🍇🍇🍇
۰۴ شهریور ۱۷:۰۷
سلام :)
عجب... چه سنگدل بوده این عمر :/
پاسخ :
سلام میگن روایت درست نبوده انگار ... ولی سنگدل کسیه که احترام گل باغ نبی رو نگه نداشته باشه...
آب‌گینه موسوی
۰۴ شهریور ۱۷:۱۸
چقدر صاحبِ وبلاگ، به نظراتِ مخاطب وفادار است! :)
جناب! نباید من را سانسور می‌کردید؟!

دنیای‌تان با این... بزرگ‌تر نمی‌شود بلکه...

خودم سانسور کردم که شاملِ ممیّزی نشوم!

مِن بعد هم پیام نمی‌گذارم که سانسور نشود!
پاسخ :
شما توهین به خلفای عزیز اسلام بکنید قطعا توهینه :) ما نمیخواهیم در وبلاگمان برای قاتلان شهید حججی انگیزه مضاعف تولید کنیم خواهر :)
آب‌گینه موسوی
۰۴ شهریور ۱۷:۳۸

در نظرم، همۀ آن‌هایی که دچارِ افراط هستند و در نهم ربیع به عقده‌های روحی و آرزوهای نفسانیِ خود در مجالسِ شادیِ حضراتِ معصومین جامۀ عمل می‌پوشانند و پرده‌دری می‌کنند و یا ابلهانه، بهانه دستِ دشمن می‌دهند، با آنانی که دچارِ تفریط‌ هستند و کُمیتِ برائت‌شان می‌لنگد و دل‌شان نمی‌آید که دشمنِ خدا را در جمع‌های مَحرم و خویش هم لعن کنند و از او بی‌زاری جویند، برابر هستند!    

 

مع السّلامه! 

پاسخ :
اولاندش وقتی بزرگان و مراجع نهی کردن چرا ما کاسه ی داغ تر از آش بشیم؟ نه واقعا چچرا؟ :)

دوما افراطی ها و تفرطی ها از چه نظر برابرن؟ از نظر افزایش دامنه تکفیر؟!

سوما شما اینجا رو جمع خودی میدونی که حداقل 200 دنبال کننده داره ؟ خخخ :)

چهارما ما اعتقادمون کاملا مشخصه :) و نیاز به لعن و توهین نداریم برای شیعگی :)

پنجما اگه شما بخاطر سادات بودن تعصب دارید روی لعن باید بگویم پس راست گفته اونی که گفته این مسائل همه اش دعوای خانوادگی بوده :)

هوووف خسته شدم :) شیشما
فرشته ...
۰۴ شهریور ۱۹:۱۶
حد شرعی زنای مرد مجرد با زن مجرد در صورت ثبوت صد ضربه شلاقه و اگر زنا تا سه بار انجام بشه هر بار همون صد ضربه است و دفعه ی چهارم حکمش اعدامه
پاسخ :
ممنون :)
فرشته ...
۰۴ شهریور ۱۹:۳۳
راجع به لعن و نفرین هم جایی که اهل تسنن چه حقیقی و چه مجازی باشن جایز نیست چون هم باعث تفرقه میشه که نتیجه اش تو کشورهای اطراف مشهوده، هم باعث توهین به ائمه ی خودمون میشه که این هم از گناهان کبیره است و تو هر جای کتب شیعه نگاه کنید نهی شده تو زیارت عاشورا هم ‌که از خود معصوم نقل شده شما لعن مستقیم به خلفا رو نمی بینید بلکه اول و دوم و ... میبینید که اسمی برده نشده.

تا وقتی عقل و منطق و سند و ... هست چرا با فحش و توهین همه چیز رو خراب کنیم؟کسی که دلیلی نداره فحش میده نه اونی که برحقه.

خود امام علی بخاطر حفظ وحدت امت اسلامی و منافع مسلمون ها این همه سختی کشیدن و ۲۵ سال اون همه رنج کشیدن دیگه حالا بقیه چه کاره ان که خلافش عمل کنن.
یاعلی
پاسخ :
توضیحات منطقی بود
حوا بانو
۰۴ شهریور ۲۱:۵۵
سلام. :)
پاسخ :
سلام :)
ایمان
۰۴ شهریور ۲۲:۳۵
@پسرک زیادی و @عبدی پور وحید
@پسرک زیادی

نظر شما در خصوص سخت بودن ثبوت جرائم مستوجب حد صحیحه اما این بمعنای این نیس که کلا برای عدم اجرا تشریع شدن که در این صورت این تشریع از سر حکمت بنظر نمیاد و زائد و اطاله و تفصیل بی مورد باید حسابش کرد.اینکه کسی قانونی برای اجرا نشدن قرار بده نشونه ی عدم حکمتشه درحالی که اصل بر اینه که"قانون گذار حکیم است." و محض ماجرا این که"خدا حکیم و قانون گذار است.".

فرمودین که اجرای مجازات اسلامی راه بازگشت مجرم به جامعه و دین رو سخت میکنه یا بگیم اصلا جلوی بازگشت رو سد خواهد کرد.سیاق جملات شما نشون میده که مقصود شما از مجازات همون حدوده و اگه اینطوره بحث شما بر مبنای صحیح نیس‌. مجازات حدی اساسا از نظر فقها و با هرمنوتیزم فقهی از اساس برای اصلاح فرد مجرم تشریع نشد.

فلسفه ی تشریع حدود حفظ جامعه س.امام خویی(ره):"ان الاقامة الحدود انما شرعت للمصالحةالعامة،دفعاللفساد،وانتشارالفجور و الطغیان بین الناس.وهذا ینافی اختصاصه بزمان دون زمان. ولیس لحظور الامام دخل فی ذلک قطعا.".(مبانی تکملةالمنهاج،

امام خویی(ره))چه بسا حدودی که اجرای اون ها مساوی با سلب حیات مجرم خواهد بود،برای مرده هم امکانش نیس بازگشت به جامعه و اجتماع و دین متصور بود.در تعزیرات البته اصلاح مجرم مقصود نظر بود و برای همین هم زمان و مکان و احوالات مجرم و...درش مدخلیت دارن ولی حدود اینطور نیس و امر ثابت و جدا از شرایط محسوب میشه.

روایتی از امیر(ع)موید دیدگاهتون آوردین. دقت شما اینجا مورد خدشه س.برای اثبات سرقت مستوجب حد،ثبوت از طریق دو بار اقرار سارق بوده و هس.اونجا جوونی نزد امیر(ع)میاد و اقرار بسرقت میکنه.امیر(ع)در مقام قاضی پیش از اقرار دوم و ثبوت سرقت ازش میپرسه سوره ای از کتاب الله رو میدونه و جوون میگه بله و امیر(ع)مال مسروقه رو به مالباخته رد میکنه و میگه به سوره ای که بلده بخشیدتش.

اگه اونجا سارق دوبار اقرار میکرد بر امیر(ع) واجب بود که حکم به قطع ید سارق بفرمان.اینجا درواقع امیر(ع)جلوی سارق رو برای اقرار دوم با پرسششون گرفتن تا ثبوت جرم حدی در محکمه با اقرار مرتین نکنه و ایشون حکم به اجرا نکنن.وارد شده که امیر(ع)فردی زانی رو هم مدام پی کارش میفرستاد تا ثبوت با اقرار چهارباره رخ نده ولی وقتی زانی چهاربار اقرار کرد،حد رو جاری فرمودن.اونچه هم درخصوص توبه و عدم مجازات بخاطر توبه وارد هس ربطی به کلیت ماجرا نداره و در امامیه طبق نظر معصوم(ع) توبه ی پس از اقامه ی بینه مستوجب عدم اجرای مجازات نمیشه.

تعطیل حدود در غیبت ولی عصر(عج)هم درواقع نظریه ی مطرودیه که آقا سید احمد خوانساری(ره)بهش پرداخت.

الان هم از طرف استاد مصطفی محقق داماد(حفظه الله)بهش پرداخته میشه و بادش میکنن. بزرگان از متاخرین مثل امام(ره)وامام خویی(ره) همچین نظری رو قبول نداشتن و محل عزیمتشون در باب تشریع حدود(همونطور که در بالا از امام خویی(ره)دیدین.) نافی عقیده ی تعطیل بود. صاحب جواهر(ره)هم در خصوص قائلین به تعطیل حدود فرمودن: فمن القریب وسوسة بعض الناس فی ذلک بل کانه ما ذاق من طعم الفقه شیئا و لافهم من لحن قولهم و رموزهم امرا.ینی اهل تعطیل چیزی از فقه و گفتار و اسرار اهل بیت(ع)نچشیدن،درک نکردن و نفهمیدن.

بعد فرمودین فقها عقل و اخلاق رو کنار گذاشتن که صحیح نیس.عقل یکی از منابع فقه شیعه س و علمای اخلاق،مبنای اخلاق اسلامی رو فقه شیعه ی امامیه میدونن.متاسفانه سخن شما توهین به علمای ماس.

در پاسخ به وحید عبدی پور فرمودین که عقل از منابعه در حالی که وحید عبدی پور صراحتا سلکشون رو اخباری گری معرفی میکنن. برای اخباری ها عقل از منابع نیس و عبارت"کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و ما حکم به الشرع حکم به العقل"برای اقناع یه اخباری از اون جهت که این عبارتِ اصولیین محسوب میشه کاربرد نخواهد داشت.

اخباری ها اساسا اجتهاد غیرمعصوم رو مردود میدونن. مث اینه که کسی قرآن رو کلام الله ندونه و شما در مقام اقناع خصم در احکام اسلامی،بهش بگین مسلمین که بر کلام الله بودنش متفقن در مورد روش برخورد با آیات الاحکام فلان نظرو دارن!!!ایشون اصلش رو منکرن. ضمنا هر نوع قیاسی باطل نیس و اینکه قیاس در تضاد با عقل باشه صحیح نیس. منصوص العله و اولویت رو در مقابل عقل قرار میدین؟!قیاس اولویت که عقلا صحیحه با عقل بنظرتون درتضاد میاد؟!
اخبارییون قیاس رو بالکل مردود میدونن و شما که ادعای مخالفت با اخبارییون و گرایش به عقل رو دارین درواقع حرف اخبارییون رو میزنین.

@عبدی پور وحید
بطور کلی قسمت سوم نظر شما نشونه ی تطبیق دیدگاه شما با سلف اخباریتون،فیض کاشانی(ره) بود. این دیدگاه شما عوارض بدی خواهد داشت. در ابعاد مختلف،سکوت فقه موجب خدشه و نابودی بیضه ی اسلام خواهد شد.با نگاه شما از تحریم تنباکو تا نهضت امام(ره)مورد تردید واقع خواهد شد.
پاسخ :
استاد خیلی خوبه که شما نقد می کنید کامنتها رو :)
ایمان
۰۴ شهریور ۲۲:۵۶
مومن،کتاب استاد مطهری(ره)چی شد؟!
پاسخ :
بخش سوم سخت بود باید بریم سراغ بخش 4 :)
پسرک زیادی
۰۵ شهریور ۰۹:۲۰
سلام آقا ایمان عزیز

متاسفانه راه ارتباطی با شما ندارم تا خصوصی توضیح بدهم چرا بحث مفصل شما را متقابلا پاسخ نمیدهم اما این رفتار را حمل بر بی توجهی و بی احترامی به خودتان ندانید خدای ناکرده.

در رابطه با بعضی ایرادات شما، بنده هم پاسخ هایی دارم( عموما مستند به دروس خارج فقه مرحوم خمینی، مکارم و وحید. البته مرحوم موسوی اردبیلی هم در محافل غیر حوزوی!)

اما بعضی از ایرادات شما ناشی از اجمال زیاد حرفهایم در کامنت قبل بود که به شما حق می دهم ( برای مثال بحث عقل و قیاس) و ممنون از وقتی که برای نقد گذاشتید و صد البته که در موضوع گفته شده با شما موافقم. ضمنا اگر در لباس روحانیت هستید و صحبتم در رابطه با عقل و اخلاق باعث آزردگی تان شد پوزش میخواهم و از آقای عبدی پور هم! چون ایشان در کامنتها اشاره خاصی نکرده بودند به اخباری و اصولی بودن و گمانم بر این بود که دچار برای بالا بردن زمینه فان و صمیمی سازی بحثها ایشان را اخباری خطاب میکند.

در خطابم به ایشان توهین یا بی احترامی به اخباری ها نمیبینم اما اگر نظر مخالفم باعث ناراحتی ایشان بوده عذرخواهم.


کمی هم حق بدهید که قابل تشخیص نیست چه کسانی اینجا را میخوانند؟! بعضی کامنتها چند کلمه ای و کاملا احساسی است و سکوت دوستان باعث می شود از خیر خیلی از توضیحات و تفصیل بگذری.

باز هم تاکید میکنم که ادامه ندادن بحث بی توجهی به شما نیست و دلیل قانع کننده شخصی دارد. مجددا سپاس

پاسخ :
چقدر شما حقوقی ها باادب حرف میزنید انصافا :) خوشم اومد  :)
هلما ...
۰۵ شهریور ۱۵:۳۷
یه چندتا تازیانه هم به خودش میزده با این بچه تربیت کردنش. :)

پاسخ :
به نکته ی جالبی اشاره کردین :)
هلما ...
۰۵ شهریور ۱۵:۵۸
عه اسمتون هم "ایمان" هستش نمیدونستم. :)
پاسخ :
ایمان اسم قشنگیه؟ :)
هلما ...
۰۵ شهریور ۱۶:۰۲
ولی اسم شما نیست :))
پاسخ :
خخخ :)
واران ...
۰۵ شهریور ۱۷:۳۵
@هلما 
اسمشون  دچاره :دی 
پاسخ :
جنابِ :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین