نگــــــــــــار

می‌روی اما بدان

رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت:

می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است

فرشته ...
۱۷ مهر ۱۳:۳۵
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچنان که تار و پود قلب من از هم گسست

می روم با زخم هایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمد آشیانم را شکست

می روم اما نگویی بی وفا بود و نماند
از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است

راستی یادت بماند از گناه چشم تو
تاول غربت به روی باغ احساسم نشست

طرح ویران کردنم اما عجیب و ساده بود
روی جلد خاطراتم دست طوفان نقش بست

+ عنوان رو که دیدم این شعر یادم اومد:)
پاسخ :
قشنگ بود انگار جواب شعر پست بود :)
ام شهرآشوب
۱۷ مهر ۱۳:۳۹
خلایق هرچه لایق!!!
پاسخ :
حرف آخرتون اینه؟ :)
آقاگل ‌‌
۱۷ مهر ۱۳:۴۴
موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد!
بعله.

پاسخ :
مقصر قضیه پس موج عشقه ...
واران ...
۱۷ مهر ۱۳:۵۴
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت 
رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود 
دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

هر که ویران کرد ویران شد در این آتش سرا 
هیزم اول پایه ی سوزاندن خود را گذاشت

اعتبار سربلندی در فروتن بودن است 
چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت 

موج راز سر به مهری را به دنیا گفت و رفت
با صدف هایی که بین ساحل و دریا گذاشت


گفتین رود و دریا یاد این شعر فاضل افتادم و از روی کتابش خوندم و نوشتم :)

پاسخ :
ولی اون شعری که من گذاشتم رو بیشتر دوست داره انگار :)
خواننده خاموش
۱۷ مهر ۱۴:۵۳
این قدر میندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی 


مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید 
هر وقت شدی آینه ، کافی ست ببینی 


(رود و دریا )

فاضل 
پاسخ :
ممنون بر خواننده ی خاموش :) که نمیدونم کدوم خاموشه
لوسی می
۱۷ مهر ۱۵:۰۵
وقتی خوندمش یاد این بیت افتادم:

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست.
جای چشم ابرو نگیرد، گرچه او بالاتر است! :)

بعد تو مصرع اولش شک داشتم هی فکر کردم که چی بود وسط فکر کردنها یاد این بیت هم افتادم:
من از روییدنِ خارِ سر دیوار دانستم،
که ناکس کس نمیگردد بدین بالانشینی ها! البته دور از شأن و عظمت کوه بود این بیت اما خب دیگه بحث بالا و پایین شد یاد اینا افتادم.)


+حالا کامنتها رو می بینم هرکسی یاد یه شعری افتاده! من شعر نوشته ی آقاگل رو دوست داشتم، بقیه هم زیبا بود اون زیباتر. :)
پاسخ :
الان که شما گفتید منم یاد این شعر افتاد:

افتادگی آموز گر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است


شاید اولین بیت شعری بود که حفظ کردم به تشویق پدرم
حوا بانو
۱۷ مهر ۱۵:۳۳
به به :)
پاسخ :
حواسم هست شما رو با اون یکی حوا اشتباه نگیرم :)
ستاره جان
۱۷ مهر ۱۵:۳۳
اووووه یه گردان شعر و شاعر اینجان :)) الان یعنی همه ازم فاضل نوشتین؟ یه وبلاگ نویس دیگه هم بود هی از فاضل می نوشت 
منم هم هیچ وقت خوشم نیومد! نه از شعرهاش هاااا از این همه مشهوریتش راستش
پاسخ :
مستی نه از پیاله نه از می شروع شد :)

اینم هست / اولین شعری که من از فاضل نظری خوندم و خوشم اومد
حوا بانو
۱۷ مهر ۱۵:۳۴
الحمدلله :) اتفاقا الآن میخواستم یه کامنت دیگه بنویسم که من اون حوا نیستما. :)
پاسخ :
خخخ نه دیگه خودم فهمیدم
ستاره جان
۱۷ مهر ۱۸:۲۴
غلط لپی گرفتید؟ 
پاسخ :
?
ایمان
۱۷ مهر ۱۸:۴۲
دریا یه چیز دیگه س.اون هم برای من که شمالیم.
در مورد رود و دریا هم،باید کل شئی یرجع الی اصله رو برای کوه یادآور بشیم و البته که با قیاس منطقی گفته ی کوه، از اون جهت که"کوه هم از آسمان پایینتر است."باید از بارش باران و برف بر کوه و نتیجتا تشکیل رود هم اندوهگین بشیم!
خلاصه که کلا کوه شعر،کوه بی منطقی بود.
پاسخ :
:))) کوه به قیافه اش نمیخوره منطق داشته باشه! اصلا تا وقتی قدرتت زیادتر باشه چرا باید از منطق استفاده کرد؟
علیـ ـرضـا
۱۷ مهر ۱۹:۰۹
فوق العاده بود !
کامنت اول هم در نوع خودش عالی بود
پاسخ :
حالا خواستی بری حواست باشه که جا بهتر از اینجا پیدا نمیکنی :)
yasna sadat
۱۸ مهر ۰۰:۳۷
چقد قشنگ...

شعر های دوستانم لایک داشت..
پاسخ :
سلام ممنون :)
حوا ...
۱۸ مهر ۰۷:۳۷
:)
(:
پاسخ :
مثلا الان میخای بگی اون حوا که دنبالشی منم؟
+ خب رمز موفقیت شما چیه؟ :)
ستاره جان
۱۸ مهر ۰۸:۳۱
۱. اینجا را نگفتم
۲. خیلی برات مهمه آدمای دنبال کننده ات زیاد باشن؟ چرا؟
پاسخ :
بله مهمه
مردی بنام شقایق ...
۱۸ مهر ۰۹:۵۶
سلام

منم یاد اون شعر معروف افتادم که میگه:

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت....(دی ری ری رین)
برگشتنی.....
پاسخ :
سلام مهندس :)
خاطرات خوبی داری به به :)
حوا ...
۱۹ مهر ۰۳:۰۲
نه والا :|
+ هر شب مسواک میزنم :)))
پاسخ :
آفرین
ولی برام سواله این همه وب بقیه نمیرید چجوریه که دنبال کننده های وبتون بالا هستند؟ خریدین؟ :)
حوا ...
۲۰ مهر ۰۳:۲۸
شما هنوز درگیرِ این موضوع هستین؟! :|
من واقعاً نمیدونم. مسئله مهمی هم نیست به نظرم. :)
پاسخ :
میدونم مهم نیست فقط  یکمی مشکوکه :) نیاز به شفاف سازی داره خواهر من :))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین