نگــــــــــــار

درس را مقدم بر زن

ملا شدن کار مشکلی است. مرحوم شهید1 که نمی‏خواسته شوخی بکند که ذبح العلم فی فروج النساء. این آقایانی که من سراغ دارم معمولاً قریب سی سالگی زن گرفتند، زن می‏خواستند اما درس را مقدم بر زن درس را مقدم بر مال درس را مقدم بر آسایش درس را مقدم بر لذت.

+ منبع : سخنان آیت ا... مظاهری در جلسه اخلاق مورخه (7/2/1379)

+این نقد را هم ببینید.

1. طبق سرچ من منظور شهید ثانی نویسنده یکی از کتاب های اصلی فقه شیعه به نام «لمعه» که در بخشی از کتاب به موانع تحصیل علم پرداخته است.

وحید عبدی پور
۰۱ آبان ۱۰:۰۱
سلام.
من مخالفم

پاسخ :
سلام در این دوره زمونه این جوری نمیشه واقعا :)
ن. .ا
۰۱ آبان ۱۰:۰۹
من در دوران متاهلی یک بیستم دوران مجردیم هم مطالعه نداشتم
و در دوران مجردی یک میلیونم دوران متاهلی، فهم و درک از خواندن مباحث نداشتم

یک نمونه اش اینجا بیان شد: 

http://noon-ghalam.blog.ir/1395/12/10
پاسخ :
در واقع ازدواج میتونه به تنهایی جای بخش زیادی از برنامه های تهذیب نفس و خودسازی رو بگیره
ن. .ا
۰۱ آبان ۱۰:۴۳
شاید بد هم نباشه این رو بگم اگه ریا هم بشه اشکالی نداره

من واقعا چون دستور خدا برای کمال، ازدواج کردن بود ازدواج کردم...

توی شرایطی هم بودم که شغل نداشتم... ولع بسیار زیادی هم داشتم برای رفتن به مقطع ارشد... خدمت سربازی هم نرفته بودم...
پاسخ :
چه خوب!
برکتش هم به این خوبی [که توی پست گفتید] درک کردین :)
ن. .ا
۰۱ آبان ۱۰:۵۱
یادمه بعضی از دوستانم بهم میگفتن تو دیوانه ای... توی این وضعیت اقتصادی اون هم با این خرج ها و گرونی و با این توقعات دخترها ، بدون شغل داری میری زن بگیری؟

میگفتم پول در آوردن شغل نمی خواد عرضه میخواد...
یادمه روز خواستگاری هم گفتم فعلا شغلی ندارم اما عرضه پول در آوردن رو دارم
پاسخ :
خب اونا واقعا به عرضه ی شما اعتماد کردن!؟ :)

+ الان که میدونم یه شرکت دارین درسته؟
ن. .ا
۰۱ آبان ۱۱:۰۲
اونها اومدن تحقیق، بعد اعتماد کردن...
اما واقعا اعتماد کردن...

شرکت خودم نیست... اما شکر خدا وضع مالی ام بد نیست
اما باید بدونید بعد ازدواج من دست فروشی هم کردم برای گذران زندگی و دادن اجاره خونه... در حالی دست فروشی میکردم که یکسال قبلش شرکت پخش کتاب داشتم و با خیلی از مراکز فرهنگی شهرمون و با خیلی از دانشجوها در ارتباط بودم... کلا شغل با کلاسی بود... خیلی فرهنگی و جوان پسند...
اما بعدش که همون دانشجو ها (که توی انجمن های فرهنگی شون هم شرکت میکردم) منو در حال دست فروشی میدیدن حیرت زده نگام میکردن...
همه پرستیژی که برای خودم ساخته بودم در اون مقطع فرو ریخت...
اما مبدا خیلی از خیرات شد...

پاسخ :
+ درود بر شما واقعا/ من میدونم که خیلی سخته این تصمیم :)
حالا البته منم تصمیم گرفتم همچین کاری بکنم البته من به مشهوریت شما نیستم خدا رو شکر
شاخه سیب
۰۱ آبان ۱۱:۲۶
!!!
خیلی با تجربات من و خیلی چیزایی که درک کردم منافات داره!
با حدیث نبوی هم منافات داره!
احتمالا منظور این نیست که ازدواج نکنید. منظور اینه که بعد از ازدواج برای کسب علم همت بیشتری لازم دارید. که البته همت بیشتر به خاطر رشد شخصیتی به دست میاد.

!!!همچنان در تعجب مفرط هستم که یه استاد اخلاق! همچین حرفی زده!


پاسخ :
این استاد محترم از قول شهید ثانی نقل کرده اند

و گویا یک ضربالمثل یا عبارت معروف بین ملاهای همان عصرها بوده ، روایت نیست این :)
شاخه سیب
۰۱ آبان ۱۱:۴۳
فهمیدم که روایت نیست و خب سیاق صحبت طوریه که انگار خودشون هم این حرف رو قبول دارن...


الان که منبع رو نگاه کردم دیدم همون برداشتی که توی کامنت قبل داشتم درسته.
منظورشون همت داشتنه. اراده قوی برای کار سخت...
پاسخ :
درسته دیگه حرفشون :)
حورا رضایی
۰۱ آبان ۱۱:۴۹
جالبه که توی این جمله کسب علم رو کلا به آقایون اختصاص دادن و خانم‌ها خلقتشون با کسب علم در تضاده.
پاسخ :
یکی از نقدها به قرائت موجود از اسلام همین نگاه مردانه به فقه می باشد :)
شاخه سیب
۰۱ آبان ۱۱:۵۲
هرکسی که یه هدف والایی داشته باشه بایددد لذت هاش  رو مدیریت کنه و مدیریت یعنی بعضی اوقات( نه همیشه) ازشون دست بکشه. ازدواج هم ممکنه یکی از لذت ها باشه.


پاسخ :
میتونه درست باشه حرفتون
هلما ...
۰۱ آبان ۱۱:۵۵
لحن عنوان یه جوری اذیت کننده است.
پاسخ :
شیطنت رسانه ای بوده :)
حورا رضایی
۰۱ آبان ۱۱:۵۸
آخه فقط مسئله‌ی اسلام و فقه نیست، افلاطون هم نظراتی از این دست داشته.
و جدای از اون، آیا برای خانم‌ها، مخصوصا خانم‌های متأهل هم چنین نظراتی وجود داره که درس مقدم بر ازدواج و شوهر باشه؟ 
پاسخ :
اگر درس را مقدم بر ازدواج میکردن که متاهل نمیشدن که ! :)

+ بله گویا زن انسان درجه 2 محسوب میشده/ میشه
شاخه سیب
۰۱ آبان ۱۲:۱۷
واقعا زن انسان درجه دو محسوب میشه؟
پاسخ :
از نظر من؟
شاخه سیب
۰۱ آبان ۱۲:۲۸
نه منظورم شخص شما نبود..کلا.
با شرایط حاضر بیشتر گمان میکنم اصلا انسان انسان محسوب نمیشه چه زن چه مرد.
پاسخ :
چپ های منقد غرب هم همینو میگن که تمدن غربی انسان رو به توده ها یا چرخ دنده هایی برای تولید بیشتر تبدیل کرده
وحید عبدی پور
۰۱ آبان ۱۲:۲۹
احادیثی راجبه زن بلدم که به خاطر تقیه بیانش نمی کنم. جالبه شیعه از شیعه باید تقیه کنه. تحصیل بانوان برای دین واجب برای علم ... معذورم
پاسخ :
🙈 حالا بگو :)
ناشناس۴
۰۱ آبان ۱۲:۳۱
والا الان کدوم طلبه ی سی ساله ای هست که مخ باشه و کلی ریاضت کشیده باشه و تهذیب نفس و ... حالا در سی سالگی بخواد ازدواج بکنه؟
اگه باشن خیلی خیلی اندک هستن

حداقل اون تهذیب نفس که قبلا بین طلبه ها رایج بوده رو ما ازشون نمیبینیم
قدیما اگه طلبه ای سیر و سلوک نداشت و طی الارض نداشت عجیب بود الان یکی اینطور باشه عجیبه

بعد قدیم توی سی سالگی میرفتن دختر پونزده ساله میگرفتن نه هم سن خودشون که!!
شرایط خیلی عوض شده

ضرب المثل ها هم با گدشت زمان کاراییشونو از دست میدن گاهی
الان با وضعیت جامعه دیگه پسره باید خیلی تهذیب نفسش بالا باشه بخواد دیر ازدواج کنه

هرچند چندین نمونه طلبه ی بالای سی خواستگار ما دیدیم و آخرش نفهمیدیم برا چی دارن دیر ازدواج میکنن و ..؟!

ضمن اینکه سیر  سلوک هرجایی میتونه اتفاق بیوفته!
یاد اون عالم افتادم که زنش بداخلاق بود و بعد مثل اینکه این عالم درجات خیلی بالای معنوی هم داشتن
خب فرد هرجایی و با هرشرایطی میتونه سیر و سلوک کنه

با تمام این صحبت ها این ضرب المثلی که گفته شده رو قبول ندارم
برداشتش از دین اشتباه بوده بنده خدا
مثل همون زنان ناقص العقل هستن که یه عده برداشتن از نهج البلاغه چماغ کردن 
پاسخ :
ممنون برای توضیحات مخصوصا بخش مقتضیات زمانه اش :)
ناشناس۴
۰۱ آبان ۱۲:۳۳
@وحید عبدی پور

با اینکه اصلا از تندروی هاتون خوشم نمیاد و قبول ندارم
اما بله درست میفرمایید
باید منظور از علم بیان بشه
علمی که انسان رو به خدا ترسونه علم نیست!!
و کسب دین هم خودش علمه



اینم بدارید در کنار اینکه مثلا ما درکتر متخصص زنان نداشتیم چه گلی ملت به سرشون میگرفتن ( با برداشت شما از احادیث زن نباید بره پزشکی بخونه مثلا!) یا سایر رشته های مربوط به حیطه زنان
پاسخ :
@وحید عبدی پور
حورا رضایی
۰۱ آبان ۱۲:۳۴
البته من نمی‌خواستم این جمله‌ی شما رو صریح به کار ببرم. 
به نظرم شنیدن یا خوندن یا زندگی کردن چنین جمله‌ای در جهان اسلام، می‌تونه نشون دهنده‌ی این باشه که ادعای برابری در اسلام در واقع ادعای برادری بوده.
پاسخ :
حالا مطمئنید حرف من درسته؟
ام شهرآشوب
۰۱ آبان ۱۳:۲۰
آخه اون زمونای قدیم که طلبه ها به جز رخ ماه استادشون رخ کسی دیگه رو نمیدیدن!! حضرت امام هم 28 سالگی زن گرفتن. ولی الان چی؟

الان آقایون سر بچرخونن هزار و یک صحنه ی جذاب تر از استاد رو میبینند.اینجوری دیگه نه دل به درس میدن، نه به زندگی!

فیلم ملاصدرا رو دیدین؟ ملا تا رخ دختره رو ندیده بود سرش تو درس بود. وقتی دید دیگه به فکر زن گرفتن افتاد!

البته من موافق زن گرفتن زودهنگام و احساساتی طلبه ها نیستم. چون موارد زیادی دیدم که از سر هیجان با یکی ازدواج کردن، بعدتر که عاقلتر شدن فهمیدن که انتخاب خوبی نبوده
پاسخ :
آقا این خانم یوزارسیف نبی رو زمین گیر کرد چه برسه به یه طلبه ی غریبه ی شیرازی :)

انصافا ملاصدار طبق سریال بدجور یهویی هوایی شد :)
ناشناس۴
۰۱ آبان ۱۳:۲۵
یاد فیلم اون طلبهه افتادم الان سی پنج سالشه یه نوه هم داره و ده تا بچه فکر کنم! :|
پاسخ :
آقا همه طلبه ها که نمیخوان و نباید که بشن ملاصدرا و شیخ انصاری که!
•✿ آرورا ✿•
۰۱ آبان ۱۳:۲۶
جالب بود
البته به نظر من راجع به این موضوع نمیشه حکم کلی داد . هرکسی برای خودش نسخه ای داره . پیرو فرمایش شما این مطلب هم خوندنش  خالی از لطف نیست:

http://shabestan.ir/detail/News/498175

در ضمن قرار گرفتن شما در لیست بهترین وبلاگ های بیان رو تبریک میگم. ان شاء الله که این پیشرفتِ وبلاگی، زمینه پیشرفت های بزرگ تر زندگی تون باشه :-)
پاسخ :

+ شنیده بودم آقای آشتیانی هم مجرد بودن اما جایی نخوانده بودم :) ممنون یکی از گره های ذهنیمو باز کردین با این لینک :)

++ این قضیه برترین ها فقط به لطف و محبت دوستان خوبی چون شما بستگی داره و دیگر هیچ :)
•✿ آرورا ✿•
۰۱ آبان ۱۳:۳۴
از نظر فقها احکامی با عنوان احکام خمسه وجوددارد که در مورد ازدواج نیز صادق است. ازدواج در مواردی می تواند واجب، مستحب، مکروه، حرام یا مباح باشد»1- فردی که احتمال می دهد در صورت ازدواج نکردن به حرام می افتد، ازدواج بر او واجب است. 2- در صورتی که فرد بعد از ازدواج سبب بدبختی همسرش شود و زندگی خود و طرف مقابلش را به نابودی بکشاند و خانواده ها را اذیت کند، ازدواج بر او حرام است. 3- اما فردی که اطمینان دارد به حرام نمی افتد و تصمیم دارد سنت پیامبر(ص) را انجام دهد ازدواج بر او مستحب است. 4- زمانی که فرد می داند بعد از تشکیل زندگی مشترک، گرفتار مشکلات خاصی می شود، ازدواج برای او مکروه است. 5- اگر هیچکدام از موارد بالا نباشد ازدواج بر فرد مباح است

* قال آیت الله فقهی :-)

پاسخ :
ممنون بابت توضیحات :)
طلاب امروزی طبق استنباط خودشان اولین چیزی که برایشان واجب می شود ازدواج است :)
فرشته ...
۰۱ آبان ۱۳:۴۱
سلام
چندتا حدیث میذارم فهمیدن ربطش به بحث ها به عهده ی مخاطبانتون:)

از امام صادق چنین روایت شده است:کُلُّ شَیْ‏ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ کُلُّ حَدِیثٍ لَا یُوَافِقُ کِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ؛ (برقی، 1330: ج 1, 221) هر مطلبی با کتاب و سنت سنجیده می‌شود و هر حدیثی که با قرآن سازگار نبود سخنی بی‌اساس است.

در روایتی دیگر از امام صادق آمده است: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ دَعَا النَّاسَ إِلَى الْإِسْلَامِ جَدِیداً وَ هَدَاهُمْ إِلَى أَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیُّ مَهْدِیّاً لِأَنَّهُ یُهْدَى إِلَى أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ وَ سُمِّیَ الْقَائِمِ لِقِیَامِهِ بِالْحَقِّ؛‏ (فیض کاشانی، بی‌تا: ج4، 336) هنگامی که قائم قیام کند مردم را دوباره به اسلام فرامی‌خواند و آنان را به امری که پوشانیده شده و بیشتر مردم از آن آگاهی ندارند هدایت می‌کند. حضرت مهدی را مهدی می‌گویند، چون به امری که پنهان شده فرا می‌خواند و قائم می‌نامند چون به حق قیام می‌کند.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: اذا خرج القائم یقوم بامر جدید و کتاب جدید و سنه جدید و قضاء جدید
 هنگامی که قائم خروج کند امر تازه، و کتاب تازه و روش تازه و داوری تازه ای با خود می اورد (اثبات الهدی، شیخ حر عاملی ، ترجمه احمد جنتی ، دارالکتب اسلامیه ج 7 ص 83 )

پاسخ :
إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیُّ مَهْدِیّاً لِأَنَّهُ یُهْدَى إِلَى أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ

مضلول بر وزن مفعول از مصدر ضلالت به معنای
امری که پنهان شده ترجمه شده است. این نشان می دهد که مولف مذکور که حدیث را ترجمه کرده اند میخاسته حدیث را به آن چیزی که پیشفرض ذهنی اش بوده نزدیک کند.
در حالی که ترجمه اش میشه : مهدی از آن نظر مهدی نامیده میشود که او به سوی امری که از آن گمراه شده اند ،هدایت میکند.
و این با تصوری که میگن مهدی عج دین جدید می آورد تفاوت دارد

@حورا
نمیدونم ترجمه کامله یا نه؟ :)




ناشناس۴
۰۱ آبان ۱۳:۵۵
هر بار متن پست رو میخونم یه چیز جدید به ذهنم میاد
۱-این حرف قریب به ۲۰ سال پیش زده شده باید دید الان نظرشون چیه!!
۲- کسی که زندگیش تک بعدی باشه و نتونه بین درس و کار و زندگیش جمع کنه و مدیریت کنه به نظر من اصلا آدم به درد بخوری نیست!
همون بهتر تا اخر عمر مجرد بمونه
طلبه هم که هست دیگه بدتر!!!
پاسخ :
همون بهتر که تا آخر عمر طلبه بمونه :)
yasna sadat
۰۱ آبان ۱۵:۲۸
الان درس رو مقدم برهمه چی بدونیم بدبخت بدبختیم!
پاسخ :
نمونه اش خودم آره؟ :)
ایمان
۰۱ آبان ۱۵:۵۴
لمعه کتاب شهید اول(ره)بود. شهید ثانی(ره)بر لمعه ی شهید او(ره) شرح زدن.این مطلب هم در منیة المرید از شهید ثانی(ره)و مورد تاکید خیلیاس.

حرف درستی هم بنظر میاد. حاج آقا مجتهدی(ره)میفرمودن که الاجتهاد ثم الزواج و این غلط نیس حالا خیلی اذیت شدیم یه متعه میخونن که گرفتار نفقه و تلخی صبر و اینا نشیم. حالا اینکه بعضیامون گوش نکردیم مشکل ماهاس.
صنف جنسی زن وظیفه اصلیش پرده نشینی و زایش و اطفای شهوت و ایناس که بی اهمیت هم نیس.
پاسخ :
چه عقاید شذ و ندری داری شما! :)

+ اتفاقا استاد ما هم توی دانشگاه وقتی من تازه ارشد قبول شده بودم [با لحن میرداماد در سریال روشنتر از تاریکی]گفت شنیدم میخای زن بگیری!!؟ میخاستم ولی به استاد گفتم نه خبری نیست :)

بعد گفت اول درست رو بدون مشغله تمام کن[دکتری منظورش بود]  بعد ازدواج کن ... چه بد کردم نکردم :))
ناشناس۴
۰۱ آبان ۱۶:۰۹
صفحه نقد باز نمیشه!
پاسخ :
عه! چرا هیچکس نگفت!

از گوگل پلاسه اون صفحه
+پلاس در ساعت هایی از روز باز نمیشه!! :))
ایمان
۰۱ آبان ۱۶:۱۰
کلا زنان رو زیاد نباید باد کرد. در همین شرح لمعة شهید ثانی(ره)میفرمان:
والمرأة لا تقتل بالارتداد،(لقصور عقلها)ولکن تحبس وتضرب أوقات الصلوات حتى تتوب، أو تموت، وکذلک الخنثى.

اون قسمت بین الهلالین شرح شخید ثانی(ره) و باقیش از متن لمعة س. ینی زن مرتد بود،حبس و کتک در وقتای نماز در موردشون اعمال میکنیم تا یا توبه کنن یا بمیرن.وظیفه بقدر توان و ظرفیت و این چیزاس."...لانکلف نفسا الا وسعها..."شوخی نیس.

+مومن،این نقد وا نشد.
پاسخ :
البته میدانید که شهید اول و ثانی اهل لبنان بوده اند و در آنجا رسوبات فرهنگی از همزیستی با مسیحی ها بهشون رسیده و بعید نیست که نگاه آنها به زن تحت تاثیر این فرهنگ لبنان و فرهنگ مسیحی بوده باشه ناخوداگاه

شما میدونید که در مسیحیت نگاه خوبی به زن وجود نداره و اولین شرط کشیش یا حتا عالم دینی شدن رهبانیت و مجرد ماندن هست

 ++ نکته مهم تفاوت رویکرد علمای مجتهد دین به دین می باشد که غالبا این رویکردها «اسلام و مقتضیات زمان »را پوشش نمی دهد.
بهارنارنج :)
۰۱ آبان ۱۶:۳۸
وقتی پول نیست!
میرن درس میخونن دیگه!

پاسخ :
میرن  ولی درس نمیخونن درست و حسابی! :)
سه ‌شنبه
۰۱ آبان ۱۷:۵۰
احتمالا این هم از اوناست که منتشر میکنید و لزوما قبول ندارید :)

توهینی است به شعور مردها از نظر من
پاسخ :
مطمئنی!؟ کجاش توهینه؟
خونه مادری
۰۱ آبان ۱۹:۲۰
احیانا اگه پست خواست فمنیستی بشه علامه امین مثال خوبی برای فرضیات بی پایه است
پاسخ :
علامه امینی ؟ :/
ناشناس۴
۰۱ آبان ۱۹:۳۹

توصیه رهبرانقلاب به بانوان و دختران:

🔶دختران عزیزم! مطالعه، تحقیق، ورود به مسائل روز و اهتمام به کارهای دینی، جزو وظایف مسلَّمی است که زنان باید خود را موظف به انجام آنها بدانند.
پاسخ :
امام خمینی:
«سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است.»
 
http://www.imam-khomeini.ir/fa/n119209
ناشناس
۰۱ آبان ۲۱:۲۷
***
طلب علم بما هو علم برای مردان هم ممدوح نیست، علم نافع علمی است که معرفت انسان را نسبت به دین و خدا بیشتر کند و انسان را به بندگی بهتر برساند.

این روایت در پاسخ به برخی نظرات...
طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه.

و این لینک

 @خونه مادری
بانو مجتهده امین
ایشان به اجتهاد رسیده بودند، اما علامه خیر. در منبعی هم ندیدم ایشان را با این لقب خطاب کرده باشند.
پاسخ :
 @خونه مادری


س _ پور اسد
۰۱ آبان ۲۳:۰۹
سلام و خداقوت...

پیامبر اسلام ص ؛ طلب علم را فریضه و ازدواج را سنت  دانستند ...قاعده : الاهم و فی الاهم
 نقل جناب مظاهری و خطاب شهید(ره) هم به اهل علم است نه عوام؛ لذا غیر مخاطبین بخود نگیرند.

ن . ش:
بانظر شهید ثانی(ره)  و جناب مظاهری حفظهم الله موافقم .هرچند که خودم عمل نکردم.
وفقکم الله و ایانا لمرضاته 
پاسخ :
سلام بر شما
توضیح و تحلیل خوبی بود

ن ش یعنی نظر شخصی :)
شاخه سیب
۰۲ آبان ۰۹:۱۴
+ طلب علمی که بهش احتیاج داریم واجب هست. اما این فریضه جز نفقه هم هست. یعنی احکامی( علم دین) که زن و خانواده بهشون مبتلا میشه رو مرد وظیفه داره به زن آموزش بده. حالا یا خودش یا کفیل بگیره.
+ از طرف دیگه مستحبی که ما رو از حرام حفظ کنه، فریضه میشه( واجب) با شرایط امروز جامعه میشه گفت مجرد بمونیم و به گناه نیفتیم؟!

+کسب علم میکنیم که زندگی سالمی داشته باشیم؛ اگر کسب علم ما رو از زندگی سالم دور کنه که به درد نمیخوره! پس اگر لازم باشه برای حفظ زندگی سالم و پاک ببن کسب علم و ازدواج یکی رو انتخاب کنیم به نظرتون کدوم باید باشه؟


+ منظورم از انسان نبودن این نبود. اون زندگی سالم با استاندارد هایی که میشه به رشد و تعالی رسید کمرنگ شده و به خطر افتاده...
پاسخ :
سوال مهمی که مطرح شد اینه که هدف از علم آموزی چیه؟
اینه که ارزش داره بهش فکر بکنیم هر کسی با افق دید خودش
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۰۹:۴۳
حیف که حال ندارم وگرنه یه جواب دندون شکن به ایمان میدادم که دیگه ازین بحثهای شبهه برانگیز تو دین مطرح نکنه!!! 


پاسخ :
اگه حال نداشته باشید این [بقول شما] شبهه ها از نسلی به نسلی دیگر منتقل میشه :)

@ برادر ایمان

فکر کنم با شما هستند :)
آرتمیس ‌‌
۰۲ آبان ۰۹:۴۴
با خوندن بعضی کامنت‌ها، مخم سوووووت ممتد کشید!
اگه خدا منو واسه این چیزا آفریده ازش تقاضا دارم الان جوری پودرم کنه که گردش هم به زمین نشینه!

+ جناب پوراسد از فریضه و سنت و اهل علم و غیراهل علم حرف زدن. آیا معتقدین اینا برای خانم‌ها هم مصداق داره یا بازم فقط مال خلق درجه یک خدا، ذکور، هست؟ تا جایی که من دیدم کلهم اجمعین خانم‌ها رو تشویق به ازدواج و مقدم کردن ازدواج بر کسب علم میکنن. چه اهل علم و دانشمند و نابغه باشه، چه یه دانشجوی معمولی (که اهل علم گفته نمیشه)، چه بیسواد!
پاسخ :
@ برادر ایمان

فکر کنم با شما هستند :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۰۹:۵۸
اولا که کی گفته که زن درجه ی 2 هست؟
 اگه حدیثی روایتی دارید بیاورید.

خداوند زن و مرد رو آفریده و در روح خودش در هردو دمیده. اینکه وظایفشون به نسبت ساختمان وجودیشون فرق میکنه، شما رو به این فکر انداخته که زن درجه 2 هست؟ و مرد درجه ی 1؟ 

پیامبر فرمودند طلب علم بر هر مرد و زنی واجب هست. نگفتن چون زن درجه 2 هست پس نیازی به طلب علم نداره. اتفاقا چون وظیفه ی تربیت به عهده اش هست، چه بسا وجوب طلب علمش بیشتر هم باشه!
پاسخ :
بنده
بشخصه حدیثی از معصومین درخصوص درجه دو بودن نسوان
ندیده ام
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۰:۰۶
ثانیا اون چیزی که آقای ایمان گفتند

توضیح: خداوند در صدر اسلام، برای زن شوهرداری که عمل منافی عفت انجام میده، اینجور حکم میکنه که تو خونه حبس ابدشون کنید تا اینکه خدا یه حکمی براشون نازل کنه. و این حکم هم بعدها تبدیل میشه به حکم زنا که همانند حکم مردان هست.


برای زنی که عمل منافی عفت انجام داده خدا نمیگه انقدر بزنش تا بمیره! بعد ما چطور اون حکم رو به خدا نسبت بدیم که انقدر یه زن رو بزن تا بمیره؟؟؟

متاسفانه تحقیق نکرده و ندونسته یه حرفی رو از تو یه کتابی در میارید و به عنوان دین خشن به خورد مردم میدین. حتی اگه همچین حرفی هم در چنین کتابی وجود داشته باشه، دلیل نمیشه که حکم خدا و قرآن باشه
پاسخ :
هر چی میکشیم از همین نگاه مردانه به فقه بوده ... :)
اینو جدی میگم و طلاب و روحانیت محترم جدی اش بگیرند چون از اون طرف سکولارها این قضیه [نقد قرائت مردانه به فقه ]را  جدی گرفته اند.
وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۱۰:۱۳
سلام. انشاءالله قرار هست تو وبلاگم راجبه زن بایدها و نبایدها کمی بنویسم، اونجا جوابی برای بعضی از دوستان دارم. اما باید توجه داشت که در خلقت زن نسبت به مرد ، مرد امتیازهایی رو داره که زن نداره، یعنی مرد دو یک از زن جلوتره.پس نباید توقع داشت مرد هر چه کرد زنم باید انجام بده. ازدواج هم از اوجب واجباته
پاسخ :
سلام
نظر بده ولی روی نظراتت تعصب نداشته باش :) اجازه بده دیگران نقدت کنن
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۰:۱۵
@ایمان

اون وقت به نظر شما جنس مرد رو باید باد کرد؟ یعنی اگر جوابتون مثبت باشه قاعدتا شما با این سبک زندگی کردید و بزرگ شدید که باید الان یک موجود باد کرده تو خالی باشید. گمانم این خصلت جهاله!

اگر نه، دو حالت داره یا این حالت فقط مختص به جنس زن نیست و کلا بنی بشر نباید باد بشه که ان الانسن لیطغی ان راه استغنی، که باید قبول کنم در این حالت حرفتون درسته. مراقب باشید که اگر دیگران باد شدن شما باد نشید!

یا این که کلا در مورد هیچ جنسی مصداق نداره جمله تون که میشه پس گرفتن حرفتون. خوشحال میشیم در این صورت، چون نشونه بارقه هایی از ادب در شماست که نشون میده مادر بیگناهتون عمرش هدر نرفته!

+ در مورد پرده نشبنی: خود وجود حکم ستر( و نه حجاب) برای زنان رد کننده این ادعای شماست!

+ در مورد مسئله زایش: این کلمه که اینقدر راحت به زبون میاریدش، که از نظر حقیر نشونه بیحیایی هم میتونه باشه، حق مادری از طرف یه زن! به گردن شما میاره که باید بگم همه عمرتون رو هم در خدمت این زن باشید، نمیتونید این حق رو جبران کنید. که این نشون میده خدا خواسته زن رو باد کنه چه شما رو خوش بیاد و چه نه!

در ضمن حرف مادر پیش اومد میخوام بدونم مادر محترمتون اگر این کامنت شما رو ببینن، چه حالی میشن؟ احساس می کنن حقشون ادا شده؟

+ در مورد اطفای غریزه جنسی فرمودید! میخوام بدونم وظیفه مرد چیه؟ آیا جز این که اگر زن وظیفه اطفای غریزه جنسی یک مرد رو داره مرد در بعض حالات وظیفه اطفای غریزه جنسی چهار زن و برطرف کردن نیازهاشون( که متوجه زن نیست این بخش وظایف مرد) رو داره؟ از نظر شما این وظیفه مرد رو تبدیل به یه سکس ورکر( از حضار و آقایون محترم عذر میخوام) و یه نوکر بی جیره و مواجب که فقط با یه حق تصمیمگیری سرشو شیره مالیدن نمیکنه؟


+ من نه به برتری زن اعتقاد دارم و نه به برتری مرد. من به نظام والای عدالت محور اسلام اعتقاد دارم. ولی خواستم با یکم مثل خودتون حرف زدن، بهتون عرض کنم که در شان یه مرد مومن حرف بزنید. مردی که پیرو پیامبریه که با وجود و ما ینطق عن الهوی بودن، از دنیا سه چیز عطر و زن و نماز رو دوست داشت . یعنی زن رو همرده این دو چیزدونست!

در شأن یک مرد مومن حرف بزنید که هرکس مثل یک مومن رفتار نکنه مومن محسوب نمیشه!

اگر کمی از احادیث و روایات غیر از تایید نفسانیات خودتون برداشت کرده بودید متوجه میشدید که شما الان شین اهل بیت بودید نه زینشون!

حرفم تمام! بحث رو ادامه نمیدم.
ان شاءالله خدا همهمون رو به راه راست هدایت کنه! از جمله بنده بیمقدار رو
پاسخ :
این نکته ای که گفتید در مورد مراجعه به روایات برای تایید نفسانیات خود خیلی برام جالب بود :) خودمو مخاطبش قرار دادم ممنون :)

@برادر ایمان
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۰:۱۸
در ضمن این صحبتا و حرفا در مورد زن از طرف هرکسی فقط به من اینو نشون میده که طرف مثل گربه ای داره حرف میزنه که دستش به گوشت نرسیده!
توصیه من به این جور مردان اگر مجردن ازدواج کردن و اگر متاهلن بررسی و بازنگری در رابطه همسریشون هست!

اگر هم زن هستن لطف کنن برن در مورد احساس ارزشمندی و عزت نفسشون کار کنن!
پاسخ :
شق ثالثی ندارد :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۰:۲۰
اصلا گذشته از حکم زن و مرد، حکم ارتداد به این آسونیا اجرا نمیشه. شرایط خاص خودش رو داره و اتفاقا حکم ارتداد زن، آسونتر از مرد هست.
پاسخ :
و این حکم شیخ کاملا بر اساس شرایط زمانه ی خودش بوده که خبر ارتداد یک زن از خانه خارج نمیشده و کسی مطلع نمیشده//
°° مریم °°
۰۲ آبان ۱۰:۳۰
سلام
به نظر میرسه بعضی از آقایان، وجود زن را منحصر و محدود در مواردی می بینند که از نظر خودشان مهم است. (شاید به این علت که آن موارد را مثلا فرزندآوری/پروری را ، خودشان نمی توانند انجام بدهند، که اگر می توانستند، بکلی بانوان را از زحمت زیستن خلاص می کردند!!)

مثال: یک درخت که توی باغچه است، شما زیر سایه اش می نشینید، بعد میزنید شاخه اش را می شکنید. بهتان می گویند: نشکن آقا! این سایه داره، خودت زیر سایه اش نشستی. این که گفتند زیر سایه اش نشستی، برای این نگفتند که تنها فایده اش سایه بود، بلکه برای این گفتند که تو قدر بدانی، چون از سایه اش بهره برده بودی. حالا اگر کسی قدر چیزی را که ازش بهره برده، نمیداند؛ چطور میشود بهش فهماند قدر چیزی را بداند که ازش بهره نبرده و درکش نکرده؟ وگرنه آن درخت محترم، اکسیژن هوا را هم تامین میکند. دی اکسید کربن را هم از هوا میگیرد. لانهء پرنده ها و حشرات هم هست. پوست و برگ و شیره اش، غذای برخی حیوانات دیگر هم هست. ریشه هایش هم خاک را محکم می کند و خانهء موجودات زیر خاک است. احتمالا کاربردهای دارویی هم داشته باشد. پایان مثال.

اگر فایدهء زن برای مردها، آنطور که گفتند فقط فرزندآوری و پرده نشینی است، معنی اش این نیست که خدا زن را منحصرا برای این فایدهء محدود آفریده است. بلکه شما خیلی نمیفهمید! 
پاسخ :
سلام
با این مثال مغالطه فروکاستن زن به این چند چیز کاملا واضح و رد شد
باید بگم که الحق معلمی برازنده ی شماست :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۰:۳۲
@جناب عبدی پور 

اینکه مرد امتیازاتی داره نسبت به زن قبول. ولی آیا این نشانه ی اینه که زن درجه ی 2 محسوب میشه؟

نکنه شما طبق آیه ی الرجال قوامون علی النساء دارید اینجور درمورد درجه ی انسانها قضاوت میکنید؟ 

باید بدونید که خیلی از این درجه هایی که در قرآن اسمش اومده، نشانه ی مسئولیت بیشتره. مثل همین آیه که منظور اینه که مردان نگهبان و سرپرست زنان هستند. 

و اگه هم درجه ای برای مردان قائل شدند، از نظر حقوق و وظایف و مسئولیت هاست، و نه فضیلت و برتری در شأن. 

احتمالا اشتباه به عرضتون رسوندند. 

و در آخر با خانم شاخه ی سیب موافقم که فرمودند بعضی اساتید دستشون به گوشت نمیرسه و ازین دست صحبت ها!!

گویا با ازدواج کردن نه تنها دین آقایون بلکه عقلشون هم کامل میشه
پاسخ :
یعنی جمله ی آخرتون منو مُرد :))))
وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۱۰:۴۲
ام شهر آشوب. من نمی دانم کی و کجا گفتم جنس دوم که شما آن را به بنده چسباندید.بگذریم. اما شما یک تنه آیه می آورید و تفسیر هم می کنید، ایضا هم مو لادرزشان از ظن خودتان نرود.

اگر زن را فقاهتی ببینید پی خواهید برد که زن نه مرد بلکه زن است، یعنی آفریده شد از اضافه خاک مرد ، یعنی بعد از آدم افریده شد، یعنی ...نتیجه گیری نمی کنم، چرا که معصوم نتیجه ای نداده به ما، اما مرد بر زن امتیازاتی دارد که ...بگذریم.
پاسخ :
آیا نگاه فقاهتی به زن درست بوده تا کنون؟ :)
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۰:۴۵
دردم از این نیست که چرا به من زن توهین شد! دردم از اینه که نسل مردان جاهل باعث به وجود اومدن مادرایی شدن که دین رو به بچه هاشون عرضه نکردن چون نسبت به دین بغض داشتن! باعث به وجود اومدن زنانی شدن که حجاب رو قبول نداشتن چون نسبت به دین بغض داشتن! و این زنان باعث ترویج بیحیایی در جامعه شدن چون نسبت به دینی که وظیفه مردان بود که خوب و زیبا ارائه بشه، بغض داشتن!

این حرفم رو همین آیه الرجال قوامون علی النساء تایید میکنه.
 مرد وظیفه حفظ و حراست از حیای زن رو داره و غیرت به همین دلیل در وجود مرد قرار داده شده اما مردان تنبل جاهل با زور، به جای تکریم، زن رو وادار به پرده نشینی کردن و اون قدر هم شجاع نبودن که خودشون سینه سپر کنن و بگن: دلم میخواد! بلکه ناجوانمردانه پشت دین و احکامش پنهون شدن تا هرچی تیر و پیکان از طرف غیر مسلمون ها و معاندین هست به سمت اسلام عزیز و گرانمایه پرتاب بشه!

مومن زن رو تکریم میکنه حتی اگر بخواد طلاقش بده!( شاهد این حرفم روایتیه میگه دختر را به مرد باتقوا بدهید چون حتی اگر او را نداشته باشد او را گرامی میدارد. به بهشت خانواده،یه کتاب کاملا دم دستی رجوع کنید این روایت و منبع مادرش رو میتونید پیدا کنید.) 

به خاطر این دست حرفاتون و این طرز بیانتون حتی اگر یک زن ته دلش نسبت به دین یه لغزش کوچیک داشته باشه باید جواب خود حضرت زهرا سلام الله علیها رو بدید!
پاسخ :
جمله ی عالی این کامنت این بود که گفتید : جهالت خود را پشت دین و احکامش پنهون میکنن
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۰:۴۸
جناب عبدی پور:
اما باید توجه داشت که در خلقت زن نسبت به مرد ، مرد امتیازهایی رو داره که زن نداره، یعنی مرد دو یک از زن جلوتره.

آیا این مطلب فرموده ی شما نیست در کامنت های بالا؟ 

در ثانی. بنده از خودم نگفتم. شما بفرمایید تفسیرهای علما رو در زمینه ی این آیاتی که من نوشتم ملاحظه بفرمایید. هیچ جا نگفتن که شأن و منزلت انسانی مرد بالاتر از زن هست. و اینکه مرد دویک از زن جلوتره بار منفی داره که موید این برداشت منه.
پاسخ :
@جناب عبدی پور
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۰:۴۹
@وحید عبدی پور

از اضافه خاک مرد؟ یعنب نعوذ بالله خدا نمیدونست چه قدر قراره مرد خاک مصرف کنه، بعدش اضافه اومد، گفت حالا یه چیزی هم بیاریم اسمشو بذاریم زن!

به خود خدا قسم که خدا حکیم و داناست و از اول قراربود که زن از همون جنسی( همون خاک) آفریده بشه که مرد! و اگر زن رو بعد از مرد آفرید برای این بود که خواست مرد تنهایی رو بچشه که مثل شماها گردن فرازی نکنه!



پاسخ :
حالا مطمئنید زن بعد از مرد آفریده شده؟
وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۱۰:۵۳
ما باید با کلام امام پیش بریم ولاغیر. اولا منظور از امتیاز، یعنی قوای بدنی و آزادیهای بیشتر و ... نه ارزش گذاری، ارزش بر اساس تقواست. دوما به هر حال حوا از اضافه خاک مرد و بعد از خلق مرد بود.نتیجه فلسفیش با خودتون. سوما.تعصب افت زنان شده، خوب مرد مرده زنم زن، پیام واضح هست.
پاسخ :
حالا مطمئنید زن بعد از مرد آفریده شده؟

شهید مطهری معتقده ماجرای آفرینش انسان اون جوری که در قرآن اومده جنبه ی داستانی و توضیحی داره یعنی جنبه گزارش تاریخی نداره
فکر میکنم در کتاب مقالات فلسفی دیدم این مطلب رو
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۰:۵۹
به خدا قسم نمیخوام وارد این بحثای حقوق زن و مرد این حرفای صد من یه غاز بشم ولی چون اینجا کلمات ثبت میشه مجبورم بگم. چون وظیفه شما مردا رو هم متاسفانه ما زنای مذهبی باید توی جامعه ادا کنیم چون شماها تعقل نمیکنید!

مجبوریم بنویسیم و بگیم...که نکنه مادری با بغض نسبت به اسلام و اهل بیت بچه شیر بده یا اون بچه های بیگناه رو تربیت کنه یا زنی با بغض نسبت به دین مویی از زیر روسریش بیرون بذاره که بازم شما مردا بلغزید، چون همون قدر که درکتون از دین اسلام عزیز سطحیه ایمانتون هم سطحیه و به مویی بنده!
پاسخ :
عجب خطابه ای :)
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۰۲
@ وحید عبدی پور
شما هم دارید عبارت"اضافه خاک مرد" رو با ظن خودتون تفسیر میکنید! منظور شما از اضافه باقی مونده ست که اون ایرادی که بهتون عرض کردم به شما وارد میشه. 
منظور ما از اضافه با در نظر گرفتن حکمت و علم خداست که میشه از "جنس خود مرد".
پاسخ :
@ وحید عبدی پور روایت رو میتونی اینجا بذاری؟ ممنون
ن. .ا
۰۲ آبان ۱۱:۰۹
برای عظمت خلقت یک زن همین بس که 12 تا امام معصوم داشتیم که امام بودن یعنی قائم بودن... قائم کل نظام هستی... و البته مرد بودن... منتها یه گرا به ما دادن که نمیدونم چطور باید این فرمایششون رو فهمید...

از امام عسکری علیه السلام نقل شده که فرمودند: «نحن حجج الله علی خلقه و جدّتنا فاطمة حجة الله علینا»[2] ما (اهل بیت) حجت‌های خدا بر خلق او هستیم و جدّة ما فاطمه علیها السلام حجت خدا بر ما است.

منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/faq/show/705338/ )

اگر از خاک اضافه و پرده نشین و این تعبیرات (که نوعا تلقی نادرستی از روایات میشه) همچین حقیقتی به عمل میاد کاش ما هم از اون خاک اضافی ها بودیم...

چرا باید یک زن حجت خدا بر حججی باشه که خودشون واسطه فیض کل نظام خلقت هستن... قائم نظام آفرینش هستن...
چرا یک زن؟....

این یک سوال فلسفیه... چرا؟
چه حقیقتی در این جنس هست که قابلیت حجت شدن بر امام رو داره...

نمیدونم چرا یاد این بیت حافظ افتادم:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولنگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری 
پاسخ :
بقول شما این روایت[در کنار حدیث لولاک] بی شک یک سوال مهم فلسفی برای آدم ایجاد میکنه در مورد جایگاه زن در نظام آفرینش و قوس صعود و نزول :)

+ این قوس صعود و نزول رو الکی اضافه کردم که بگم ما هم بلدیم :))
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۰۹
تا جایی که یادم میاد جریان آفرینش حضرت آدم و خانم حوا رو من توی خصال خوندم(ایضا اینجا هم  غیر از قرآن و منابع دیگه)

روایتی از امام صادق علیه السلام بود که خود حضرت در این روایت بعد از تعریف کردن جریان خلقت فرموده بودن که عشق و محبت بیت همسران( مودت) قبل از غریزه جنسی آفریده شده.

خیلی زیبا بود روایت.
پاسخ :
ممنون برای توضیحات
وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۱۱:۰۹
قضاوت با فقیه
پاسخ :
اگر قضاوت با فقیهه پس چرا از اول اظهار نظر کردی؟ :/
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۱۱
@ای همه ی آقایون خواننده

بنده خودم متاهلم. روحیات مردسالاری شما رو میفهمم.

درک میکنم که نمیتونید حرف درست یه زن رو روی حرف اشتباه خودتون رو بپذیرید. ولی در اینجا (که مثل یه حجره حوزه میمونه برای ما و ما همه خودمون رو هم بحثی همدیگه حساب میکنیم)  انصاف رو رعایت کنید و مثل هم بحثی های مرد، اگه دیدید سخنی از یه خانم درسته، اونو بپذیرید. 

متشکرم
پاسخ :
نکته ی خوبی گفتین در مورد بحث و مباحثه و هم بحثی
+ممنون بابت تذکر در خصوص پذیرفتن حق ولو از زبان یک زن باشد :)))
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۱۴
@ وحید عبدی پور
بازم پشت دین قایم شدید! عادته! کاریش نمیشه کرد.
یعنی با این حرف شما همه وظایف فقهی خودتون رو نسبت به زنانی که به گردنتون حقی دارن انجام میدید! 
ان شاءالله
پاسخ :
جدیت شما در بحث قابل ستایش است
+البته نمیدونم چرا وقتی بحث جدی میشه من خندم میگیره :) / دانشگاه هم همین بودم
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۱۶
جناب دچار، دلیل اینکه ما نمیفهمیم ائمه ی اطهار، در مورد حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها و کلا زن، چیا گفتن اینه که ما از ظن و عقل کوتاه خودمون به بحث نگاه میکنیم. درواقع قیاسی نگاه میکنیم. 

میگیم چون فقه گفته دیه ی مرد دوبرابر زنه، پس مرد برتری داره. 

نگاه فقهی نمیتونه ما رو به فهم عمیق در دین برسونه. بلکه فقه با وجود مقام و منزلت بالاش، برای اجرای دستورات خداوند در جامعه اس. 

ما هیچوقت با فقه نمیتونیم به توحید برسیم. همونطور که نمیتونیم مقام و جایگاه زن رو در آفرینش درک کنیم.
پاسخ :
مشکل فقه شاید این بوده که تا حالا کسی نبوده که  قرائت موجود نسبت به زن رو با نگاه حمایت از زن مورد نقد قرار بده :)

+ امیدوارم تصمیم گیرندگان حوزه علمیه از قسمت های مفید این بحث برای اصلاح برخی رویه ها استفاده و حرف های غلط ما را بر ما ببخشایند.
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۲۲
مشکل فقه شاید این بوده که تا حالا کسی نبوده که  قرائت موجود نسبت به زن رو با نگاه حمایت از زن مورد نقد قرار بده :)

چرا بوده. خیلی ها اینکار رو کردند. منتها آقایون اون بخش ها رو نشنیدند و هم چنان گفتند زن از زیادی گل مرده!!!

اصلا همین که دیه ی مرد دوبرابره، خودش در راستای حمایت اقتصادی از زنه. 

چون وقتی خدایی نکرده یه مرد کشته بشه، دیه اش به زنش میرسه. 
و اگه یه زن خدایی نکرده کشته بشه، دیه اش به مرد میرسه. 
یعنی زن دوبرابر میبره. 

ولی آقایون به نفعشون نیست که این بحث ها رو علم کنند.  چون به قول اون آقای ایمان، زن باد میشه! پررو میشه!!! 

پاسخ :
آقای ایمان فکر کنم صفحه رو ببینه از کامنت که هیچ از حیات خودش استعفا میده :)
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۲۴
@ ام شهر آشوب

با این که فرمودید فقه نمیتونه ما رو به درک عمیق از دین برسونه خیلی موافقم.

هرچند به نظرم اگر دین یه کل هماهنگ باشه، احکام فقهی با عرفان و اخلاق هماهنگن پس اگر کسی به درک عمیق از دین بخواد برسه باید احکام فقهی رو انجام بده البته نه به صورت نومن ببعض نکفر ببعض. و از طرفی هم مردانی که به درک درست از دین و جایگاه زن در دین نرسیدن هم نمیتونن همین فقه رو هم درست و هماهنگ و کامل اجرا کنن!
چه طور که نمونه هاش فراوونن.
پاسخ :
مثل برخی از مذاهب اهل سنت که فقط بر فقه تاکید کردند و پیامدش شد یک دین خشک و خشن .

+ اخباری ها توجه کنند :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۲۸
@شاخه سیب

قطعا نظر شما درسته. 

خب ما به اون فهم عمیق از دین نرسیدیم. مثل اون مثال مولانا شدیم. فیل در تاریکی 
هر کسی فهم خودش رو در قالب دین عرضه کرده. 

و بدبختی ما هم همینه که متاسفانه امام زمانمون هم در پرده ی غیبته و کسی نیست که ما رو به اون فهم عمیق برسونه و عقلمون رو کامل کنه
پاسخ :
و بدبختی ما هم همینه
که هر کسی فهم خودش رو در قالب دین عرضه کرده.

+ اللهم عجل لولیک الفرج ...
وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۱۱:۲۹
بنده به عنوان یک فقیه نظرمو گفتم. فقیه بعدی بیاد قضاوت کنه، من وکیل مدافعم. در ضمن مرگ بر اون اسلامی که از فقه در نیاد
پاسخ :
متاسفانه ما نظرات شما رو به عنوان نظر یک فقیه قبول نداریم :)
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۳۳
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی اللَّهُمَّ لا تُمِتْنِی مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ لا تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی اللَّهُمَّ فَکَمَا هَدَیْتَنِی لِوِلایَةِ مَنْ فَرَضْتَ عَلَیَّ طَاعَتَهُ مِنْ وِلایَةِ وُلاةِ أَمْرِکَ بَعْدَ رَسُولِکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَتَّى وَالَیْتُ وُلاةَ أَمْرِکَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَلِیّاً وَ مُحَمَّداً وَ جَعْفَراً وَ مُوسَى وَ عَلِیّاً وَ مُحَمَّدا وَ عَلِیّا وَ الْحَسَنَ وَ الْحُجَّةَ الْقَائِمَ الْمَهْدِیَّ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ اللَّهُمَّ فَثَبِّتْنِی عَلَى دِینِکَ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ وَ لَیِّنْ قَلْبِی لِوَلِیِّ أَمْرِکَ،


به عنوان یه زن این دعا رو با سوز بیشتری میخونم
پاسخ :
سوز خالصانه دیگه :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۳۶
جناب عبدی پور
اگه فقه به تنهایی (عرض میکنم به تنهایی و مقام فقه رو زیر سوال نمیبرم) میتونست اون درک عمیق از دین رو برای ما ایجاد کنه، امروز من و شما و عزیزان دیگه، بر سر مسائلی همچون مقام زن بحث نمیکردیم. 

پس فقه به تنهایی نتونسته این کار رو انجام بده. 
جامعه نیاز به اخلاق اسلامی داره.

اگه تنها با فقه میشد جامعه رو اسلامی کرد، زن باید برای شیردادن هم پول میگرفت و مرد هم عندالمطالبه مهریه رو میپرداخت!!! 

و خیلی از مسائل دیگه که با روح عطوفت و تکریم خانواده و اون تعالی که خداوند برای خانواده در نظر گرفته، منافات داره. 
پاسخ :
یه فیش دارم که الان با خوندن کامنت شما یادش افتاد :)
بذار امروز منتشرش کنم
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۳۸
ادامه دعا رو توی این لینک بخونید:
http://www.erfan.ir/mafatih338/مطلب-هفتم-:دعایی-که-در-زمان-غیبت-باید-خواند-کلیات-مفاتیح-الجنان-با-ترجمه-استاد-حسین-انصاریان

پاسخ :
ممنون قبلا توی این سایت هر دعایی رو باز میکردی صوتش هم اجرا میشد اتوماتیک :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۴۰
از اونجایی که هنوز صبحانه نخوردم، (پست بحث برانگیز شما اجازه نداد صبحانه بخورم!!!) فعلا بحث رو ترک میگویم و فعلا عزیزان رو از نظرات ارزنده ی خودم محروم میکنم. 

شرمنده اگه انتقادی کردیم قصد توهین نداشتیم. بلکه قصد اصلاح نظرات بود و بس!

فعلا بااجازه
پاسخ :
آقا ما راضی به این همه مشقت نبودیم :) بفرمایید صبحانه 🍏 🍎🍳 🍔 🍟 🍕 🥘🥗
ایمان
۰۲ آبان ۱۱:۴۱
@آرتمیس

بزرگوار، خلقت ما برای عبادت خداس. زایش و اطفای غریزه و شوهرداری و پرده نشینی و اینا راه صنف شما برای عبادت خداس. دخالت بغیر ضروره در کار صنف جنسی مرد مثل جهاد و سیاست شان صنف جنسی زن نیس.
اهمیت کارویژه ی صنف جنسی زن کمتر نیس و عبادت از راهی که خدا امر فرمود فاقد ارزش نیس. این رو حل کنین.
پاسخ :
@آرتمیس و دیگران :)
ن. .ا
۰۲ آبان ۱۱:۴۵
یه سوال از بزرگوارانی که از مقام زن دفاع کردن:

این بحث به این تفاصیل ضرورت داشت؟

یه طرح مسئله اشتباهی صورت گرفت و کلی وقتها گرفته شد و حرف جدیدی هم گفته نشد و البته کسانی که مسئله رو مطرح کردن دنبال جوابی نبودن... به عقاید خودشون خوشن...

یاد نماز جماعتی افتادم که یکی از نمازگزاران عملی انجام داد و نمازش باطل شد بغل دستیش گفت تو دیگه نمازت باطله
سومی به دومی گفت : اِ ... چرا حرف زدی؟ نماز تو هم باطله...
چهارمی به سومی گفت تو هم که حرف زدی...
همینطور نماز همه تا آخر صف باطل شد...

گاهی حرفی که بطلانش مشخصه نیاز به بحث و اثبات و تفصیل نداره...
پاسخ :
بزرگوار ضمن تشکر از نکته ی شما درمورد وقت باید بگم که ما اینجا توی فیشنگار معمولا داریم با هم فکر میکنیم.
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۴۶
@ ام شهرآشوب
منم برم دامن دخترمو بدوزم که یه لحظه مادری کردن(که این مردایی که میخوان ما رو باد نکنن ازش محرومن) به همه این بحثا که هیچ،کل دنیایی که  از آب بینی بز کم ارزشتره می ارزه!

نوش جان ⁦:-)⁩
پاسخ :
امیدوارم بحث هامون فقط یه جور فکر کردن گروهی باشه :)
شاخه سیب
۰۲ آبان ۱۱:۵۴
@ ن. ا

فرمایش حضرت عالی در صورتی درسته که ما قصدمون مجاب کردن یا اثبات خودمون بوده باشه. ولی به خدا قسم این نبود.
اگر این حرفا نوشته نمیشد و یا این وبلاگ جایی نبود که زنا و دخترای زیادی رفت و آمد میکنن، من به شخصه اصلا برام مهم نبود. همون طور که توی یکی از کامنتام گفتم.
این حرفا ثبت میشه و میان خانوما میخونن. اون وقت هیچ کس به اون پررنگی که حرف زده شده دفاع نمیکنه.
من از زن دفاع نکردم. برام هم مهم نیست همه دنیا فکر کنن زن کمه یا وظیفه تعیین کنن برای من. من حرفم اینه که چرا به اسم دین! این درده...

همیشه همینو میگیم و به اون پررنگی که برداشتهای غلط این افراد از زن مطرحه از دین دفاع نشده. واقعا جز شما هیچ مرد دیگه ای اومد محکم و کامل حرف بزنه که من زن ساکت بشم؟! ⁦:-(⁩
پاسخ :
@ ن. ا
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۱:۵۵
اندرباب مسئولیت های فراوان و عقول کامل و جهاد و سیاستداری آقایون محترم همین بس، که دوتا مرد گنده اینجا همکار ما هستند، بعد انتظار دارند من برم تو صف نونوایی براشون نون بخرم!!!

جل الخالق
اینا واقعیتهای اجتماعه!!!
پاسخ :
بله دیگه پس قوامون رو شما حمالون ترجمه میکنید دیگه؟ :)
°° مریم °°
۰۲ آبان ۱۲:۰۲
در تایید خانم شهرآشوب:

ای کاش همون فقهی که سنگش رو به سینه میزنند، کامل اجرا میشد تا با همین فقه، و همین حق شیر و مهریه و نفقه و حقوق مادی زن و بهره بردن از فراغ هایی که فقه برای زن قرار داده (مثل آنکه کار در خانه وظیفه اش نیست، و رابطه با فامیل همسر و خدمت به آنها وظیفه اش نیست و خیلی چیزهای دیگر که وظیفه اش نیست و بطور پیشفرض و خودانگیخته خانمها انجام میدهند)، آنچنان پوست از سر این آقایان مدعی فقه میکندیم که حظ کنند.

مشکل این است که وقتی به اینطور چیزها می رسیم، طرفدار اخلاق میشوند یکهویی! که زن "وظیفهء اخلاقی" دارد که کار کند و مهمانی بدهد و بشور و بساب کند و شیر بدهد و پوشک عوض کند!! پس اینطور است که زن متعهد است به مجموع وظایف فقهی و اخلاقی؟ و مرد دو دستی بچسبد به بخشی از فقه که نه فقه را تمام کند و نه اخلاق و انسانیت را؟

با این حساب پیداست که خودتان هم معترفید که زن از امثال شماها مردتر است. 
پاسخ :
اقایان با این فرمون یعنی در آینده ی نزدیک پوستتون کنده است :) برید به سمت همون چیزی که در متن پست بود :))
حورا رضایی
۰۲ آبان ۱۲:۰۸
چندتا فرهنگ عربی رو چک کردم، ولی جایی ضلّ عنه رو به معنای پوشیده بودن و آگاهی نداشتن ندیدم. همون معنای گمراه شدن یا منحرف شدن  از (امر یا راه) رو داشته.

حالا اسم مفعولش رو خودتون بسازید دیگه. اما اینم در نظر بگیریم که توی جمله‌ی اول امر قد دثر و ضلّ عنه اومده. دثر یعنی فراموش شدن، محو شدن و گاهی هم به معنای پوشیده شدن به کار میره.

واقعا تاسف برانگیزه که توی این زمانه، هنوز به این پیش‌فرض نرسیدیم که زن و مرد انسان‌هایی با ویژگی‌های متفاوت هستن، نه متمایز.
پاسخ :
این تمایز و تفاوت هیچکدوم معنیش برتری نیست
مثل تمایزی که قرآن گفته خداوند در میان اقوام و نژادها قرار داده
واران ...
۰۲ آبان ۱۲:۲۶
مناظره های پستی تون از خود پست تون پر محتوا تره :))
موفق باشند دوستان :)
پاسخ :
بله
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۲:۴۳
قوامون علی النساء نمیخوایم باشن! حداقل قوامون علی الخودشون باشن!

تا ظهر گرسنه میمونن به امید اینکه من برم نون بگیرم

جایی نداریم که النساء حمالون علی الرجال!!
پاسخ :
از بچگی اینجوری بزرگشون کردین دیگه :)
ایمان
۰۲ آبان ۱۳:۰۳
@ام شهرآشوب

اولا در خصوص اولا شما این نکته رو بگم که در روایت "طلب العلم فریضة"اینکه لفظ"مسلمة" رو زیاده بر خبر محسوب کنیم بصواب نزدیکتر میاد.(درواقع نگاه بروایت شما مثل شخص شما دقیق نیس.)اگه علاقه داشتین میتونیم راجع بهش بحث کنیم.

فرمودین خداوند در مرد و زن هر دو روح خودش رو دمید!این حرف شما فاقد اعتبار از قرآن و نشونه ی بی دقتی شماس. اونچه در آیه ی قرآن میخونیم"نفخت فیه من روحی"اختصاص به حضرت آدم(ع) داشت که خلیفه ی خدا بودن و اینطور نیس که خداوند از اون روح القدس که اعظم من الملائکه س در همسر آدم(ع) نفخ کرده باشن.
برای همین روح بود که به آدم قبله شدن و حوا که این روح رو نداشت مسجود واقع نشد. به تفسیر ذیل آیات 27-35از سوره ی الحجر در تفسیر البرهان رجوع کنین تا ببینین ماجرا چه شکل بود.

در مورد تفضیل مرد نسبت به زن در حق و شان و جایگاه  آیات قرآن داریم:
و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه(بقره،228)(این درجه رو منکر نشین!)

الرجال قوامون علی النسا بما فضل الله بعضهم علی بعض(نساء،34)(یکی از دو "بما" در آیه فضل مرد بر زن عنوان شد.)
این البته سعه و تفضیل از طرف خدا در دنیاس و زنان اگر میخوان عاقبت به خیر ببرنشون باید طبق راه خدا پیش برن و برای آخرتشون با در شان خودشون و از راه خودشون، تقوای الهی رو که ملاک داوری روز جزاس،پیش بگیرن و پیشه کنن.

برای روایات هم بنظر فعلا کتاب"جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام"از آقای مهدی نصیری رو بخونین،فصل اولش درمورد تفضیل مرد و اینا برای شروع چیز بدی نیس.
پاسخ :
پیغمبرتون هم معلوم شد :) مهدی نصیری
ایمان
۰۲ آبان ۱۳:۵۹
@ام شهرآشوب

در پاسخ به ثانیا شما
این نکته بنظر میاد که شما قرآنی سوای ما دارین‌.(با توجه باینکه در قرآن شما حوا و آدم هر دو درشون روح اعظم من الملائکه نفخ شد و گویا آیات قتال و عذاب و حد و قصاص و قضا درش بنوعی مسحیت نوین رو بهتون القا میکنن.)کتب فقهی امامیه بر مبانی ای استوارن که ثراث اهل بیت(ع) از جمله ی اوناس.ابتدا بگم که امام خویی(ره) و امام خمینی(ره)هم به اونچه در لمعه و شرحش اومد تصریحات دارن.

امام خمینی(ره)دارن:
ذکرنا فی المیراث المرتد بقسمیه وبعض أحکامه، فالفطری لا یقبل إسلامه ظاهرا، یقتل إن کان رجلا، ولا تقتل المرأة المرتدة ولو عن فطرة، بل تحبس دائما وتضرب فی أوقات الصلوات، ویضیق علیها فی المعیشة، وتقبل توبتها، فإن تابت أخرجت عن الحبس والمرتد الملی یستتاب، فإن الممتنع قتل والأحوط استتابته ثلاثة أیام، وقتل فی الیوم الرابع.(تحریرالوسیلة،الامام الخمینی(ره)،ج2،القول فی الارتداد،مسألة1)(واضح میاد که امام(ره)شدت بیشتری نسبت به شهیدین(ره)دارن.)

و امام خوئی(ره)دارن:
إذا ارتدت المرأة ولو عن فطرة لم تقتل وتبین من زوجها وتعتد عدة الطلاق وتستتاب فإن تابت فهو، وإلا حبست دائما وضربت فی أوقات الصلاة، واستخدمت خدمة شدیدة، ومنعت الطعام والشراب إلا ما یمسک نفسها، وألبست خشن الثیاب.(تکملةالمنهاج،الامام الخوئی(ره)،الارتداد،مسالة271)
و هکذا سایر فقهاء از شیعه که شما میگین ازشون بهتر حدیث و خبر و نقل و روایت میدونین!!!

@فیش نگار،
برادر گرامی،امیدوارم این نگاه غلط شما که شهیدین(ره)رو در افتای ما نقلت تحت تاثیر جو میدونین اصلاح کنین. شهیدثانی(ره)مشایخ پیرو سقیفه هم داشتن و پیروان سقیفه در مرتد زن فتواهاشون خیلی متفاوت بود.اگر قرار بر جوگیر شدن بود،باید ایشون(ره)جو شامات و مشایخ میگرفتشون‌ و حکمی شبیه مخالفین شیعه میدادن!

اما دست فقها از روایات در خصوص این مساله خالی نبود و نیس:
عن غیر واحد من أصحابنا عن أبی جعفر وأبی عبد الله علیهما السلام فی المرتد یستتاب فإن تاب وإلا قتل، والمرأة إذا ارتدت استتیبت فان تابت فرجعت والا خلدت السجن وضیق علیها فی حبسها.
و روایت دیگر:
عن أبی عبد الله علیه السلام فی المرتدة عن الاسلام قال: لا تقتل وتستخدم خدمة شدیدة وتمنع الطعام والشراب الا ما یمسک نفسها وتلبس خشن الثیاب وتضرب على الصلوات.
(منبع هردو:تهذیب الاحکام،الطوسی(ره)،ج10،باب حد المرتد و المرتدة)
روایت دوم با شدت بیشتری(اخشین الثیاب)در من لا یحضر هم اومد.
بقیه ی روایات هم خودتون برین بخونین.من با سرچ توی اینترنت از وسائل الشیعة دیدم.زحمت فراوونش هم بیشتر تایپ بود.اینا مثال بود وگرنه خیلی بیشترن.


پاسخ :
من عرض کردم فضای فرهنگی غالب نه جوگیری! :)
فرشته ...
۰۲ آبان ۱۴:۰۳
مگه قراره دین جدیدی بیارن؟ منظور معرفی درست دین و برطرف کردن شبهه ها و خرافاته مثل حرفهای بعضی از مخاطبان شما.

من گاهی میگم مردها بال در اوردن بعضی ها ناراحت میشن ولی حقیقتا بعضی ها بال در اوردن و میدونید که خیلی از بال در اوردن ها نشونه ی سقوط با سر به زمینه.

دیدن چنین تفکراتی تو قرن 21 و ربط دادنشون به دین واقعا تاسف برانگیزه، واقعا.
پاسخ :
بقول یکی از دوستان :)
گویا با ازدواج کردن نه تنها دین آقایون بلکه عقلشون هم کامل میشه
ایمان
۰۲ آبان ۱۴:۱۱
پیغمبر و امام من محمد(ص) پور عبدالله از بنی هاشمن.
حرکتتون در حد پنالتی اخراج بود.
پاسخ :
چه حرکتی!؟ کدومش:)
فرشته ...
۰۲ آبان ۱۴:۲۹
با عرض شرمندگی ولی کسایی که اینجوری فکر میکنن نه تنها بعد ازدواج عقلشون کامل نمیشه بلکه عقل یه بدبخت دیگه هم کنار خودشون کم میکنن.

این نظرات رو که میشنوم بیشتر درک میکنم که چرا پیامبر فرمودن تو اخرالزمان نگه داشتن دین مثل نگه داشتن ذغال داغ توی دسته،اگه چنین کسایی معرف دین باشن پس حقه که فمنیست مقابلشون به وجود بیاد.

سیره ی اهل بیت و حتی علمای دینی ما کاملا متفاوت با نظرات بعضی هاست.

فرزند امام خمینی نقل میکردن که پدرم وقتی توی خونه بودن به شدت به مادرم احترام میذاشتن جوری که هربار که مادرم از اتاق رد هم میشدن پدر به  احترامشون می ایستادن،

یا امام علی جوری به حضرت فاطمه احترام میذاشتن و عشق میورزیدن که مثلا موقع صدا زدن حضرت زهرا به ایشون میگفتن ای جان علی به فدای تو ، اون وقت کسایی که خودشون رو شیعه و مرید میدونن چنین افکار مسخره ای در مورد زن دارن.

فراموش نکنید که قران میگه برتری انسانها از هم به واسطه ی تقوای اونهاست نه چیز دیگه پس توهم جنس برتر بودن رو بهتره بعضی ها فراموش کنن.

+چقدر امروز اعصابم خرد شد:(
پاسخ :
مطمئمنا منظور این جمله امثال آقای ایمان بودن :)

اگه چنین کسایی معرف دین باشن پس حقه که فمنیست مقابلشون به وجود بیاد.

به نظر من البته
فرشته ...
۰۲ آبان ۱۴:۴۲
نظر شما کاملا صحیحه و من به شدت خدا رو شاکرم که تعداد چنین تفکراتی تو دنیا کمه.:(
یاعلی
پاسخ :
خدا کمترشون کنه ایشالله :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۴:۴۳
بنده به شخصه برای تفکراتتون متاسفم که انقدر سطحش پایینه که فکر کردین خدا فرموده به ملائکه بر جنس مرد سجده کنید و بر جنس زن سجده نکنید!

لطفا آیه ی 11 سوره ی اعراف رو ملاحظه بفرمایید که خداوند فرمود ما شما (جنس انسان) را خلق کردیم و صورتتان دادیم، ثم (سپس ) به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنند.

یعنی میخواید بفرمایید که خداوند اسماء خودش رو به مرد آموخت و به زن نیاموخت؟ و سپس همون حد تقوا و پاکی از گناهی که از مرد انتظار داشت رو از زن هم داشت؟؟؟

و برای همسرتون متاسفم که شمارو تحمل میکنن با این تفکرات دگم و پوسیده

و اگر ازدواج نکردین، من باب نجات یک انسان از جماعت نسوان پیشنهاد میکنم فکر ازدواج رو از سرتون بیرون کنید
پاسخ :
یا هم این افکار پوچ و نفسانی رو از سرتون بیرون کنید بعد از دواج کنید خخخ :)
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۴:۴۷
شما با این تفکرات عصمت حضرت زهرا سلام الله رو هم زیر سوال میبرید، چون ایشون یک زن بودند و خدا انقدر زن رو لایق ندونست که ملائکه بهش سجده کنند! 
اگه اینجوره پس چطور ممکنه زنی به مقام حجت اللهی برسه؟
پاسخ :
@برادر ایمان
ام شهرآشوب
۰۲ آبان ۱۴:۵۱
اگه بخوام در رد نظرات پوسیده شما از قرآن جوابیه بیارم، مثال بسیار زیاده، چرا که در عربی برای جمعیت مردان و زنان، صیغه مذکر بکار برده میشه، 
ولی وقت سروکله زدن با امثال شما رو ندارم . چرا که از ظن خودتون دین و قرآن رو تفسیر میکنید
خدا هممونو هدایت کنه
پاسخ :
خدا هممونو هدایت کنه
ایمان
۰۲ آبان ۱۶:۵۱
@شاخه ی سیب
اثبات شی نفی ماعدا کی تواند کرد؟!
+اون حجاب تشریع شد برای اینکه اگه ضرورت ایجاب کرد بیان بیرون،حالا اینکه بنظر شما ضرورت انقد زیاد میاد که کلا استثنائات بنابر ضرورت بیان قواعدو زیر و رو کنن،یه حرف دیگه س.فقهای ما الان هم ضرورت برای خروج از منزل رو شرط میدونن.امیر(ع) در نهج البلاغة به معزالمومنین(ع)فرمودن:
أمیر المؤمنین (علیه السلام) فی رسالته إلى الحسن (علیه السلام): إیاک ومشاورة النساء فإن رأیهن إلى الأفن وعزمهن إلى الوهن واکفف علیهن من أبصارهن بحجابک إیاهن فإن شدة الحجاب خیر لک ولهن من الارتیاب ولیس خروجهن بأشد من دخول من لا تثق به علیهن فإن استطعت أن لا یعرفن غیرک من الرجال فافعل.
أحمد بن محمد بن سعید، عن جعفر بن محمد الحسینی، عن علی بن عبدک، عن الحسن بن ظریف بن ناصح، عن الحسین بن علوان، عن سعد بن طریف، عن الأصبغ بن نباتة عن أمیر المؤمنین (علیه السلام) مثله: إلا أنه قال: کتب بهذه الرسالة أمیر المؤمنین (علیه السلام) إلى ابنه محمد [بن الحنفیة].(الکافی،ج5،ص338)
اگر یه روایت کفایت نکرد،بفرمایین.
+شما نگران والدین من نباشین.الحمدلله هیکدوم از دو عزیز ناراضی نیستن.حرف از فرزندآوری هم و زاد ولد نمیدونم چطوری بی حیایی شد.    :)))))))))))))
+حق زن بر مرد یه درصد حق مرد بر زن نیس.حالا شما نظام حقوقی دیگه ای یا تلقیات غلطی رو قبول دارین،ربطی به ماها پیدا نمیکنن.
+شما میتونین هرچی دوست دارین رو قبول کنین منتها چیزی که شما بهش میگین عدالت،وضع خداوند نیس و چون اساسا شان مخلوق رو دربرابر شان شارع خالق کان لم یکن شیئا مذکورا حساب میکنیم،وضع و نظرات شما اهمیتی در بحث ندارن.
نهی از منکرتون رو هم خدا قبول کناد و من سعی میکنم اینطوری نباشم.شما هم کمی ادب رو اول بشناسین بعد ثانیا اگر دوس داشتین رعایت کنین.جسارتا عرض کردم.اینکه من با اهل بیتم چطور رفتار بکنم رو هم به من بسپارین.
:)

رهرو ...
۰۲ آبان ۲۰:۲۳
زنان و مردان برای تعاون و همکاری آفریده شدند نه برای رقابت و مسابقه‼️

⚪️ادبیات جنس اول و دوم هیچگاه در اسلام مطرح نبوده است.

در اسلام هیچگاه درجه بندی جنسی، نژادی، قومیتی وجود نداشته؛ ملاک برتری در اسلام فقط تقواست.

🔸درجه بندی جنسی برای اولین بار در اروپای مدرن صورت گرفته است.

زمانیکه ملاک سرمایه و سرمایه داری قرار می‌گیرد و زن را چون در سودآوری اقتصادی ضعیف تر از مرد بود جنس درجهٔ دو اعلام کردند.

🔺و از آن به بعد زنان، برای بالا بردن جایگاه خود در تکاپو افتادند که در سودآوری و درآمد اقتصادی سهمی داشته باشند.

👈در واقع زن در رقابت جنگلی با مرد قرار گرفت.

📝حسن رحیم پور ازغدی
پاسخ :
پس بگو ریشه حرکت های فمنیستی در این نوع نگاه اروپای مدرن به زن بوده که زن را چون در سودآوری اقتصادی ضعیف تر از مرد بود جنس درجهٔ دو اعلام کردند.؟

+درود بر شما
وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۲۰:۲۴
برادر ایمان، کلامش متین، کمی تند و کمی باید دقت بیشتری داشته باشه
پاسخ :
@برادر ایمان
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۰۹

ذیل آیه 1 سوره نساء

تسنیم، جلد 17صفحه -88-89


نخستین کسی که از حقیقت واحد انسانی ظهور کرد آدم(علیه‌السلام) بود؛ به دیگرسخن آن حقیقت ابتدا به صورت حضرت آدم آشکار شد. خدای سبحان همسر آدم(علیه‌السلام) را نیز از همان حقیقت واحد آفرید؛ یعنی یک حقیقت مبدأ قابلی پیدایش آدم و همسر اوست؛ زن از مرد آفریده نشده است تا اینکه مرد فضیلت و شرافت تکوینی داشته باشد.


جسم و روح حوّا(علیهاالسلام) هم‏سنخ جسم و جان آدم(علیه‌السلام) بوده است، زیرا با بخشی از طین خاص، بدن حضرت آدم و با بخش دیگر آن بدن حضرت حوّا آفریده شد. روح آدم و حوّا(علیهماالسلام) نیز مستقیماً و مستقلاً تنزل یافته و به بدن‏های آنان تعلق گرفته است.


خدای سبحان از «نفس واحده» که مصداقش آدم(علیه‌السلام) است و از همسرش حوّا(علیهاالسلام) نسل فراوانی را آفرید و پراکند نه از افرادی دیگر، بنابراین آیه مورد بحث، هم وحدت نوعی انسانی و اشتراک همه انسان‏ها در حقیقت واحد انسانیت را بیان می‏کند و هم وحدت نسل بشری که همه به یک پدر و مادر منتسب‏اند و از یک پدر و مادر پراکنده شده‏اند، پس


همه افراد بشر پایگاه مشترک تکوینی دارند و تأمین چنین پایگاهی تضمین کننده سیره اخلاقی و اجتماعی است و براساس آن، کسی بر دیگری حق فخر ندارد و همه با هم به مثابه خواهر و برادرند.

پاسخ :
این خیلی متناسب با بحث بود مخصوصا قسمت آخرش
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۱۱

.[تسنیم، جلد 17 -  صفحه 89]


گاهی قرآن کریم فقط از خلقت تمام انسان‏ها اعم از معاصران و پیشینیان سخن می‏گوید: (واتَّقُوا الَّذی خَلَقَکُم والجِبِلَّةَ أ‏وَّلین)[1]؛ (اعبُدوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُم والَّذینَ مِن قَبلِکُم)[2] و زمانی چون آیه مورد بحث، افزون بر ذکر مسئله خلقت همگان، آفرینش انسان‏ها را از یک ریشه می‏داند: (خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدَة).


«نفس» به معنای ذات و حقیقت است و نفس هر چیزی، ذات و عین و حقیقت آن است، پس (خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدَة) یعنی همه شما را از یک ذات و حقیقت آفرید؛ مثلاً وقتی گفته می‏شود: «جاء زید نفسه» یعنی خودش آمد.


ذات هر شی‏ء، متناسب با آن است؛ حقیقت و ذات انسان در نشئه دنیا مجموعه روح و بدن مادی است و در نشئه برزخ، روح و بدن برزخی تمام حقیقت انسان است، بنابراین شهیدان که در برزخ زنده‏ اند:

(بَل أحیاء ولکِن لاتَشعُرون)[3]

تمام حقیقت آنان زنده است؛ نه چون بدن مادی آنان نابود شده است، تنها نیمی از حقیقت آنان زنده باشد، زیرا در برزخ نیز روح بدن برزخی و مثالی دارد و قیامت کبرا نیز حسابی دیگر.


تعبیر «نفس واحده» بیان کننده آن است که همه مردان و زنان حتی آدم و حوّا از یک حقیقت مشترک (انسانی) هستند. اگر به جای «نفس واحده»، با ذکر مصداق آن، تعبیر «خلقکم من آدم» می‏آمد، فقط روشن می‏شد که خلقت انسان‏ها از آدم است؛ امّا اتحاد حقیقت همگان را نمی‏فهماند، همان‏گونه که وقتی گفته می‏شود آدم از خاک است، مفهوم این سخن یکی بودن حقیقت آدم با حقیقت خاک نیست.

رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۲۷
  • برخی از فضایل و شرافت های زنان

1- شرافت زن در رسیدن به مقام تکلیف در عبودیت خداوند متعال در سن نه سالگی
2- شرافت و فضل نفخ روح الهی بیش از یک بار در زن با هر حمل و زایمان
3- قسم خداوند به «رحم» و تقدس بالای آن
4- بستر «طیب ولادت» و ادامه «نسل طیب» زن است.
5- حق پذیری زنان بیش از مردان است. به دلالت آیات سوره نمل در مورد ملکه سبا.
ملکه سبا تنها پادشاهی است در قرآن که به دعوت پیامبر زمان خود لبیک گفت.
و او یک زن است.
6- عنصر شجره طیبه ولایت طبق تصریح روایت یک زن است و او فاطمه است.
7- سیادت تمام معصومین از فاطمه سلام الله است.
8- محور و منشاء نظام رحامت زن است و اگر زن را از این محوریت برداریم جامعه انسانی از هم خواهد پاشید. چه این که غربی ها این را خوب فهمیده اند و به هلاکت حرث و نسل رسیده اند.
9- در قرآن کریم «زنان» الگو و مثل هستند برای تمام زنان و تمام مردان.

و...
پاسخ :
ملکه سبا تنها پادشاهی است در قرآن که به دعوت پیامبر زمان خود لبیک گفت.(حق پذیری زنان)


+ متن خوبی بود/ممنون
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۳۳
تقدم زن در تشریف به تکلیف

بر اساس آن مقدمه و این نمونه می توان گفت توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است.


زن همین که از نه سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی شد، خدا او را به حضور می پذیرد و با او سخن می گوید و روزه را بر او واجب می کند، مناجاتهای او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش می دهد.


آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.


شش سال زمینه سازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی الله است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایسته تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.


زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد اما تمامی آن ها جبران پذیر است، زیرا قضای روزه ها را به جا می آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلای خود رو به قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می برد. همان گونه که اگر مسافری پس خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط شده را خواهد کرد. پس این گونه از فضائل جبران پذیر است.


عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب می نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به مقام عبودیت است.


منبع: زن در آیینه جلال و جمال

پاسخ :
آیت الله جوادی آملی:

  • آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.

  • زن برای دریافت فضائل، شایسته تر از مرد است.


رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۴۰
اما وقتی نوبت به ملکه سبا می رسد یک نامه از حضرت سلیمان که وعده اش با وعید آمیخته بود و تهدیدش با نوید همراه بود به وی رسید، او برای پذیرش حق آماده شد، در حالی که آن زن، قدرتش از سلاطین دیگر کمتر نبود اما عاقل تر از سایر مردها بود.

در بحث های قبل روشن گردید که اگر راه اندیشه و کلام و راه برهان و عقل نظر برای مرد گشوده تر از زن باشد، معلوم نیست در راه دل و عرفان و قلب و موعظه مرد قوی تر از زن باشد بلکه در این راه زن قوی تر از مرد است و مناجات و موعظه در زن بیش از مرد اثر می گذارد و این راهی است عمومی تر و کارآمدتر و مؤثرتر و با کاربردی وسیع تر. پس در راهی که انسان زودتر و بهتر به مقصد می رسد در آن راه زن، یا یقیناً موفق تر از مرد است یا حداقل همتای مرد است.

در مقابل این قصه، قصص فراوانی هم هست که اگر کسی خواست بفهمد آل فرعون عاقلترند یا این زن، آل نمرود عاقلترند یا این زن، سلاطینی که مسیح - سلام الله علیه - با آنها روبرو بود عاقلترند یا این زن، بعد از این که معنای عقل در فرهنگ قرآن را تبیین نمود، خواهد دید این زنی که سلطنت می کرد و زمامدار کشور وسیع یمن بود، عاقلتر از خیلی از زمامدارهای مرد بوده است.

ا
و می دانست که شجاعت در تسلیم شدن در مقابل حق است نه تهور، او شجاعت را از تهور تمیز داد و نگفت: ما حاضر نیستیم زیر بار پیامبران بیگانه برویم، زیرا که چنین خوی و سیرتی خوی درندگی است. او پذیرفت، چرا که بیگانه ای در کار نبود، سلیمان آشنا است، پیامبری است که پیام دوست را آورده و سخن حق را ارائه داده است.

قرآن کریم این داستان را به عنوان یک نمونه طرح می کند. اگر چنانچه مردانی به صلاح و فلاح رسیده اند، مردانی هم به فساد و افساد و هلاکت نسل انسانها و حرث آنها دست یازیدند و بسیاری از مردم بیگناه را کشتند. اما این زن بسیاری زا خونها را حفظ نمود. و بر اساس همین جریان، زنان فراوانی در صدر اسلام گفتند: اسلمت مع رسول الله، لله رب العالمین.

منبع: زن در آیینه جلال و جمال
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۴۴
جوابی دیگر از شبهه نقصان ایمان

در برابر توهم آنان که، زن را همتای مرد نمی دانند و برای توجیه نظر خود هم به خطبه نهج البلاغه و روایات مشابه آن استشهاد می نمایند و هم مستند این استشهاد و استنباط را محرومیت زن از نماز و روزه و...در برخی از ایام سال می دانند، تحقیقی اساسی ضروری است تا روشن شود که، زن اگر موفق تر از مرد نباشد لااقل همتای مرد است. برای تبیین این موضوع مقدمه ای کوتاه لازم است. و آن این که:


اولاً: دستورات دینی برای سالکان الی الله سندی خوب و راهنمایی ضروری و لازم است، کسی که اهل راه نیست، یا در راه نیست، یا توان رفتن ندارد، دین برای او برنامه ای ارائه نمی دهد، ولی برای کسانی که اهل راه اند و توان طی صراط مستقیم را دارند برنامه و مقررات وضع می کند.

ثانیاً: آمادگی هر کس برای طی این راه نزدیک تر و زودتر و بیشتر باشد برنامه های دینی هم برای او مناسب تر و بیشتر خواهد بود.


تکالیف خاص اولیاء الله

موید این سخن آن است که یک سلسله تکالیفی برای انبیا وجود دارد که دیگران از آن تکالیف محرومند. مثلاً برای خاتم انبیا - علیه الصلاة و علیه السلام - تکالیف خاصی در زمینه عبادات نظیر نماز شب هست که دیگران در آن فیض شرکت ندارند. گرچه اصل نماز شب برای همگان روا و فضیلت است اما التزام به آن اختصاص به رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد، با این که امر به نمازهای پنجگانه در کنار مسأله نماز شب آمده است.

اقم الصلاة لدلوک الشمس الی غسق اللیل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهوداً (537)
نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکی شب برپا دار، و نماز صبح را، زیرا نماز صبح مقرون با گواه - فرشتگان - است.
اما در همین سوره و در کنار این آیات می فرماید:
و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا (538)
و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو نافله ای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده بار دهد.
یعنی این یک دستور خاص و نافله ای است که فقط برای تو است. نمازهای پنجگانه یک فریضه و واجب عمومی و نماز شب یک فریضه اختصاصی است. نباید از قرینه نافله استفاده کرد که نماز شب برای آن حضرت مستحب بوده بلکه کلمه نافلة صفت است برای موصوف محذوف یعنی و من اللیل فتهجد به فریضة نافلة لک یعنی فریضة زائدة، نظیر این مطلب که: ابراهیم علیه السلام از ما فرزند خواست ما به او نوه هم دادیم، آنجا که می فرماید:
و وهبنا له اسحاق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صالحین (539)

و اسحاق و یعقوب را افزون بر او بخشیدیم و همه را از شایستگان قرار دادیم.
که در این آیه نافله از نظر ادبی، صفت قرار گرفته برای هبه یعقوب که نوه است نه صفت اسحاق. غرض آن که نماز شب برای رسول خدا صلی الله علیه و آله واجب بود و علت وجوب هم آن بود که حضرتش جهت پذیرش این تکلیف آماده تر از دیگران است. هر روحی که آماده تر باشد و هر جانی که لایق تر باشد تکالیف و دستورات بیشتری متوجه اوست.


منبع: زن در آیینه جلال و جمال

پاسخ :
5 سال را نمی بینند به 5 روز گیر می دهند :)
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۴۷
جنگ جمل و مذمتها

روایتی که در نهج البلاغه وارد شده است، به عنوان یک قضیه حقیقیه نیست، تقریباً نظیر قضیه شخصیه یا قضیه خارجیه است، اصل قضیه این است که عایشه، این جنگ را به راه انداخت. اهل سنت هم معتقدند جنگ جمل را او به پا نموده و سبب و محرک، او بوده است. چه این که ابن ابی الحدید معتزلی از بزرگان اهل سنت قبول کرده است که: قد اخطات منتها توهم او و امثال او این است که تابت و ماتت تائبة ولی دیگران می گویند لم تمت تائبة.


به هر صورت بعد از این که در جریان جنگ جمل، عایشه سوار شتر شد و طلحه و زبیر را هم تحریک کرد و خونها فراوانی ریخته شد و سرانجام شکست خورد، امیرالمؤمنین - علیه افضل صلوات المصلین - این سخنان را بیان فرمود.

همان گونه که درباره همین جریان جنگ جمل و مردم بصره، خطبه ای با عنوان فی ذم اهل البصرة بعد وقعة الجمل در نهج البلاغه آمده است که:
کنتم جند المراة و اتباع البهیمة (528)

شما سپاه زن بودید - فرماندهی شما را عایشه به عهده داشت -، و دنباله رو حیوان چهارپایی شدید، یعنی آن شتر که عایشه را می برد، جلو حرکت می کرد و شما هم به دنبال آن نا آگاهانه حرکت می کردید.می فرماید: شما نا آزموده این کار را انجام دادید و به کار نپخته ای اقدام کردید.

در خطبه 14 نیز که همین گروه را مذمت می کند، سرزمین بصره را مورد نکوهش قرار می دهد و می فرماید: موقعیت جغرافیای سرزمین شما بد است، از آسمان دور و به آب نزدیک است و...

پیروان شتر را مذمت کردن و نزدیک به آب بودن نه برای آن است که شتر بد است و یا در ساحل دریا قرار گرفتن بد است، بلکه برای آن است که راکب و ساکن آن، در این صحنه، بدرفتار نموده است. وگرنه وجود مبارک پیغمبر صلی الله علیه و آله نیز شتر سوار شد و در جریان مهاجرت، از مکه به مدینه آمد و هنگامی که وارد مدینه شد فرمود:
خلوا سبیلها فانها مامورة (529)
اهل مدینه از روی علاقه و اشتیاق شتر پیامبر را به سوی منطقه و خانه خود هدایت می کردند، و پیامبر صلی الله علیه و آله برای آن که هیچ کس آزرده نشود فرمود: کاری به شتر نداشته باشید، این شتر مأموریت خدایی دارد هر جا که خود این شتر ایستاد و زانو زد و خوابید من همانجا پیاده می شوم و شتر آمد در منزل ابو ایوب که در ردیف مستمندترین مردم مدینه بود ایستاد.
پس به دنبال شتر فتن یا سوار شتر شدن یا بر اساس حرکت شتر کار کردن، به خدی خود مذمتی ندارد، باید توجه کرد راکبش چه کسی و در چه قضیه و قصه ای است؟ آیا اگر خود حضرت امیر - سلام الله علیه - یا حضرت صدیقه طاهره - سلام الله علیها - سوار شتر یا اسب یا بغله شوند و عده ای
به دنبال ایشان حرکت کنند می توان گفت که پیروان شتر مذمومند یا پیروان است و بغله مذمومند؟


داشتن مال کمال نیست

نکته دیگر این که در روایت مزبور، نقصان حظ، به نقص در ارث توجیه شده و می گوید: چون زن از ارث کمتری برخوردار است لذا محترم نیست، در صورتی که به هنگام مهاجرت پیامبر به مدینه، شتر حضرت در مقابل خانه کسی که از فقیرترین مردم مدینه بود خوابید پس نداشتن مال، نقص نیست چه این که داشتن آن کمال نیست.


خطبه مبسوطی در نهج البلاغه است که حضرت علی علیه السلام می فرماید: نشانه این که داشتن مال کمال نیست، آن است که همه انبیا از مال دنیا بهره ای نداشته اند - یا باید گفت داشتن مال کمال نیست یا معاذ الله باید گفت که خدا این کمال را به انبیای خود نداده است - آنگاه قصه موسی کلیم، عیس مسیح، داود و خود رسول خدا - علیهم الصلاة و علیهم السلام - را ذکر می کند و می فرماید وضع زندگی اینها ساده بود، پس با این شواهد فراوان معلوم می شود کمال، در فراوانی مال نیست.


مضافاً بر این که: اولاً، همان گونه که در بخش اول این فصل گذشت در بعضی از موارد زن و مرد همتای هم ارث می برند، در مواردی مرد بیشتر ارث می برد و در مواردی هم زن بیشتر ارث می برد. ثانیاً، اگر ارث زن - دختر و خواهر میت - کم است، در مقابل، تمام زندگی زن توسط مرد تأمین می شود و مهریه را نیز اضافه بر مخارج زندگی در اختیار دارد.

از لذتها و پوشیدنی ها و زیور آلات زن بهره می گیرد و تولید اینها، وظیفه مرد است یعنی بهره مهم، از آن زن و تولید مهم مربوط به مرد است.
اینجا دو مسأله دقیق و کاملاً از هم جدا وجود دارد: حضرت علی علیه السلام نمی خواهد بفرماید چون سهم ارث زن کم است او کم ارزش است، بلکه می فرماید همان مال را دین، به زن می دهد اما با سرپرستی مرد، و به عنوان مهریه و نفقه به او می دهد، حق او را مستقیماً به خود او نمی دهد، تا عهده دار دخل و خرج و زحمت تولید نباشد.


منبع: زن در آیینه جلال و جمال

پاسخ :
یعنی این حرفهایی که از حضرت علی در مورد زن نقل شده مصداقش فقط عایشه است؟
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۵۳
در الگو بودن زنان

در سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران، بعد از آن «ربّنا»ها میگوید: «فاستجاب لهم ربّهم انّی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض»(4). مرد و زن هیچ تفاوتی ندارند. حتّی یک جا برای کوبیدن همین اندیشه‌های جاهلی که عرض کردم، زن را از مرد بالا میکشد؛ که یک چنین حالتی را جز در مورد اشخاص، انسان در قرآن دیگر پیدا نمیکند: «ضرب الله مثلا للّذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط».(5) نمودار کفار، این دو تا زنند: «امرأت نوح و امرأت لوط». نه نمودار برای زنها؛ نه، برای زن و مرد. «کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما»(6) تا آخر. «و ضرب الله مثلا للّذین ءامنوا امرأت فرعون»؛ خدای متعال اینجا هم برای مؤمنین دو تا زن را اسم میآورد. حالا شما ببینید از اول تاریخ تا آخر دنیا، چه تعداد مؤمن، اعم از بزرگان، صلحا، اولیاء، انبیاء آمدند و رفتند. وقتی میخواهد برای اینها یک نمودار، یک مجسمه، یک نماد معرفی کند، دو تا زن را معرفی میکند: یکی «امرأت فرعون» - اذ قالت ربّ ابن لی عندک بیتا فی الجنّة و نجّنی من فرعون  و عمله»(7) تا آخر - دوم «و مریم ابنت عمران الّتی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا و صدّقت بکلمات ربّها».(8) اصلاً چیز عجیبی است. بنابراین جنسیت یک امر ثانوی است، یک امر عارضی است؛ در کارکردهای زندگی معنا پیدا میکند، در سیر اصلی بشر هیچ تأثیری ندارد و معنائی پیدا نمیکند.

امام خامنه ای حفظه الله
رهرو ...
۰۲ آبان ۲۱:۵۷
شما ببینید وقتی که خدای متعال میخواهد برای انسانهای مؤمن در طول تاریخ نبوتها در قرآن مثالی بزند، میفرماید: «و ضرب اللَّه مثلا للّذین امنوا امرأت فرعون».(2) در زمان موسی، این همه مؤمن بودند، این همه کسانی در راه ایمان تلاش و فداکاری کردند؛ اما آن نمونه را اسم میآورد. این ناشی از چیست؟ آیا خدای متعال خواسته از زنان جانبداری کند؛ یا نه، مسأله چیز دیگری است؟ مسأله این است که این زن در اوج حرکت معنوی به جایی رسیده که فقط او را میشود مثال زد و لاغیر. حالا این قبل از فاطمه‌ی زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) است؛ این قبل از مریم کبری (سلام‌اللَّه‌علیها) است؛ این متعلق به آن زمان است. زن فرعون، نه پیامبر است، نه پیامبرزاده است، نه همسر پیامبر است، نه در خانواده‌ی هیچ پیامبری بوده است. تربیت معنوی و رشد و بالندگی یک زن، او را به این‌جا میرساند.

 البته نقطه‌ی مقابلش هم هست؛ یعنی در فساد هم اتفاقاً همین است. باز برای این‌که خدای متعال بدترین انسانها را مثال بزند، میفرماید: «ضرب اللَّه مثلا للّذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط».(3) باز هم دو زن را مثال میزند که بدترین انسانها بودند. زمان نوح و زمان لوط، این همه کفار بودند، بدها بودند، اما قرآن آنها را مثال نمیزند؛ زن نوح و زن لوط را مثال میزند.

 این عنایت به جنس زن و توجه به اوجهای گوناگون و حضیضهای گوناگون زن، ناشی از چیست؟ شاید از این جهت باشد که قرآن میخواهد به نگرش غلط مردمِ آن روز دنیا - که متأسفانه امروز هم همان نگرش غلط باقی است؛ چه مردم جزیرةالعرب که دخترانشان را زیر خاک میکردند، و چه مردم امپراتوریهای بزرگ دنیا، مثل روم و ایران - اشاره کند.

رهرو ...
۰۲ آبان ۲۲:۰۲
با عرض پوزش از اطاله کلام

به اندازه چندین جلد کتاب حرف باقی است.

اما برای اهل تعقل همین ها کافی است.

گر در خانه کس است یک حرف بس است

ما نظرات صحیح گذشتگانمان را ارج می نهیم و نظرات ناصحیح آنان را کنار می گذاریم و از طریق حق که علما و بزرگان زمان ما به خوبی آن ها را تبیین کرده اند پیروی می کنیم.

یکی از بهترین منابع برای مطالعه و فهم بنیادی جایگاه زن در آفرینش کتاب زن در آیینه جلال و جمال آیت الله جوادی آملی، و نظرات بسیار عمیق علامه حسن زاده آملی است. در کنار نظرات به حق امام خمینی و امام خامنه ای حفظه الله و تمامی علمای وارسته دیگر که منبع اعتقاداتشان قرآن و کلام معصوم است.
همه ی قرآن و همه ی کلام معصومین. نه بخش هایی از آن ها

و السلام علی من اتبع الهدی

وحید عبدی پور
۰۲ آبان ۲۲:۳۵
سلام. مساله اینجاست که آیا ما تنها تفسیر تسنیم رو داریم، یا نه تغسیرهای دیگری هم موجود است. مسله اینجاست که فقط آقای ازغدی و ایت الله جوادی آملی و حسن زاده آملی هستند که صاحب رای هستند یا که نه دیگرانی هستند. مساله اینجاست آیا مفسرانه با مشرب فلسفی توانستند به موضوع زن و حقوق زن پی ببرند. مساله اینجاست که متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه صدها متاسفانه ما شخصیت زدگی و بت سازی هایمان شده است آفت دین و عقلمان. مساله اینجاست که برساختنه یک چهره فرا واقعی از زن در اسلام می شود فمنیست اسلامی. مساله ما روشنفکرانی است که به خیال خود قصد بازسازی و دفاع از اسلام هستند و متاسفانه خروجی آنها می شود چیزی به مراتب ضد اسلام. قصد آن را نداشتم که این موضوع رو مطرح کنم، اما چون دیدم ادلها و ادعاهایی مطرح شده که با آن ها به شدت مخالفم ، بنابراین مطرح می کنم. «باید دانست که در احادیث پرشمار از اهل بیت عصمت و طهارت حقوق زن در برابر شوهر حتی یک به ده هم نمی شود و این یعنی زن تابع بی چون و چرای همسر، یعنی زن در برابر شوهر بسیار بسیار مکلف است.با مروری ساده بر احادیث در می یابیم که مرد حتی تا مقام مسجود برای زن هم قرار می گیرد، حال این همه داستان سازی و حماسه پروری برای چیست، خدا عالمست.»
پاسخ :
گفتی بت سازی
برام سوال شد که کی بود می فرمود :
فقیه نائینی بوووود :)
فقیه، بروجردی است، فقیه، حائری است،
رهرو ...
۰۳ آبان ۱۱:۵۵

«یعنی این حرفهایی که از حضرت علی در مورد زن نقل شده مصداقش فقط عایشه است؟»

مصداقش عایشه است و تمامی کسانی که ویژگی های عایشه را داشته باشند.

 تکمله هایی بر آن بیان امیرالمؤمنین علیه السلام.
 اگر مصداق تمام زنان بود نعوذ بالله حضرت صدیقه طاهره و زینب کبری و دیگر زنان اسوه هم می بایست جزء این گروه می بودند که نیستند.

یا مثلا برخی مردان هم زمان با عصر این بزرگواران بلاشک جزء گروه اکثرهم لا یعقلون هستند که در قرآن کریم آمده است. نیمی از عقل که چه عرض کنم کلا نمی توانند جزء ذوی العقول محسوب شوند.
بسیاری از مردان و زنان کلا جزء گروه اکثرهم لا یعقلون، اکثرهم لا بتفکرون و... هستند.

در مورد ایاک و مشاورة النساء، روایت تکمیلی ای وجود دارد که معصوم فرمودند با زنان مشاوره نکنید مگر این که عقل آن ها را آزموده باشید. این روایت بیانگر این است که زنان هم می توانند جزء گروه عقلا باشند.

«5 سال را نمی بینند به 5 روز گیر می دهند »
علاوه بر این که متوسط عمر زنان بیشتر از مردان است و عبادات جانبی زنان که باعث تعالی وجودیش می شود تا جایی که بنده مطالعه کردم بیش از مردان است، مثلا ارتقاءهای که از طریق حمل و ... نصیب زنان می Tشود، همه عبادت است.
پاسخ :
سلام و باز هم ممنون بابت توضیحات خوب شما
ایمان
۱۵ آبان ۱۶:۳۰
@رهرو
فرمودین در اسلام هیچگونه درجه بندی ای موجود نیس و تفضیل مرد بر زن رو به غرب نسبت دادین. واضحه که شما دچار خطا شدین.اونچه-در حقیقت-اسلام و بنابر ادعای شما غرب،ادعا میکنن در مورد مقام قضاوت و محک کرامت عندالله و آخرت نیس(در اسلام مستقیما مربوط نیس و بواسطه س و از جهت تکلیف بر وسع و در غرب کلا سالبه به انتفا موضوعه!)که حالا شما در رد این ادعای-به گمان شما-غربی به آیه ی قضاوت و محک کرامت عندالله استشهاد کنین کما اینکه غرب اساسا به الله و عندالله و قضاوت و آخرت و...قائل نیس.

بله،معیار کرامت تقواس ولی کرامت عند الله ربطی به برتری مورد بحث نداره. پاسخ استاد ازغدی(حفظه الله)ربطی به محل نزاع نداشت!(مثل این بود که من بگم در اسلام مردان بقرارداد با 4زن میتونن ازدواج میکنن و کسایی در موضع مخالف بیان بگن:تزویج با قرارداد کلا کار غربیاس و مردان مسلمان با حور تزویج میشن!مشخصه پاسخ مخالفین ربطی به محل نزاع ما نداره.)

نگاه شما بغرب هم مثل نگاه شما به اسلام ابتر و گلچین شده س.اتفاقا در غرب باصطلاح عصر روشنگری از برابری زن و مرد به برابری حقوق زن و مرد رسیدن. روسو تفضیل مرد نسبت زن رو اساسا در عقل و قوه و اختیار براومده از این امور میدونس(که حرفی غلط نیس!)و نه نگاه کاپیتالیستی و این ادعای شما دقیقا دیدگاه چپ فرانسوی امثال دوبوار و غیرهاس.

اون موقع چون چپ گرایی مد منورالفکرا و برابری خواهی تز زنان بود از این تقریر برای پیوند و پیشبرد جفتشون بهره بردن.الان البته لیبرالیسم پیراسته مد منورالفکراس و برابری طلبی همچنان تز زنان و از همین رو دیگر اکنون این دو رو با هم پیوند میزنن  و همون چیزی که روزی چپ و برابری خواهان باهاش بستیز راست میرفتن،در برابر خط اسلام-شیعتا و سنتا-علم جنگ کردن.اینجاها هم همین دیدگاه های شما اتفاقا اگر دنبال بشن،کفر بسیطی که در تونس در تغییر قوانین زواج و ارث رخ داد،در همین مملکت ج.ا.ایران هم قابل تصویب و اجراس!این حرفا اتفاقا بن بنای غرب زدگی جوامع ماس.

البته شما از مدل های غربی بشدت خطرناکترین،اونا ادعای تفسیر و تفقه ندارن ولی شماها با تمسک به این چیزا و تشبث به متشابهات-سهوا یا عمدا-درصدد اعمال خرافاتی مثل برابری و اینایین!علی ای حال تفضیل مرد بر زن از این جهتی که شما به غرب نسبت دادین یکی از دو"بما"س!:"الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض..."

با توجه به اینکه از دنباله روهای جوادی آملی بنظر میرسین باید نظرات صاحب المیزان،مرحوم آقای طباطبایی،براتون مورد پذیرش و قبول باشن:

قوله تعالى الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض وبما أنفقوا من أموالهم القیم هو الذی یقوم بأمر غیره والقوام والقیام مبالغة منه.

والمراد بما فضل الله بعضهم على بعض هو ما یفضل ویزید فیه الرجال بحسب الطبع على النساء وهو زیادة قوة التعقل فیهم وما یتفرع علیه من شدة البأس والقوة والطاقة على الشدائد من الأعمال ونحوها فإن حیاة النساء حیاة إحساسیة عاطفیة مبنیة على الرقة واللطافة والمراد بما أنفقوا من أموالهم ما أنفقوه فی مهورهن ونفقاتهن.

وعموم هذه العلة یعطی أن الحکم المبنی علیها أعنی قوله الرجال قوامون على النساء غیر مقصور على الأزواج بأن یختص القوامیة بالرجل على زوجته بل الحکم مجعول لقبیل الرجال على قبیل النساء فی الجهات العامة التی ترتبط بها حیاة القبیلین جمیعا فالجهات العامة الاجتماعیة التی ترتبط بفضل الرجال کجهتی الحکومة والقضاء مثلا الذین یتوقف علیهما حیاة المجتمع وإنما یقومان بالتعقل الذی هو فی الرجال بالطبع أزید منه فی النساء وکذا الدفاع الحربی الذی یرتبط بالشدة وقود التعقل کل ذلک مما یقوم به الرجال على النساء.

وعلى هذا فقوله الرجال قوامون على النساء ذو إطلاق تام وأما قوله بعد فالصالحات قانتات الخ الظاهر فی الاختصاص بما بین الرجل و زوجته على ما سیأتی فهو فرع من فروع هذا الحکم المطلق وجزئی من جزئیاته مستخرج منه من غیر أن یتقید به إطلاقه.(المیزان،ج4،آیات35-32،ص344-343)

این جملات صنف مرد رو مطلقا قوام بر زن میدونن(نه فقط در رابطه ی زن و شوهری بلکه هرجا هر دو صنف در تعریفش داخل باشن مردان قوامن.)زیادت تعقل در مرد رو هم بیان میکنن.(تفضیل مرد بر زن رو از جمله در زیادت تعقل مردان میبینن.)از اون طرف زندگی زنانه رو هم احساساتی و اینا میدونن.(البته حتی اینکه عواطف در زن بیش از مرد باشن رو ازش نمیتونیم در بیاریم.درواقع مردان بخاطر"زیادت قوت تعقل"شون نسبت بزنان عواطف رو با عقاله ی عقل افسار میزنن.ینی بنظر میاد حتی عواطف در مردان هم برخلاف مشهور کمتر از عواطف در زنان نباشن منتها عواطف بیجا رو با زیادتشون در تعقل کنترل میکنن.)

اینم بگم اکرم ما عندالله بتقوامون بسته س و قضاوت حضرت رب نسبت بما برحسب درجات ما در تقواس. تقوا در انجام تکلیف(واجب و محرم و مستحب و مکروه)و تکلیف ما بر اساس وسع ماس. وسع زن برابر با وسع مرد در عقل،ایمان و بهره نیس پس تکالیف زنان(پرده نشینی،زایش و اطفای غریزه و...)بنابر وسعشون فرق میکنن.اونور هم بنابر عقل ناقص زنان بکارشون بر میرسن و بدرکات جهنم یا درجات جنت میبرن.
پاسخ :
پس علامه طباطبایی معتقدن: فقوله الرجال قوامون على النساء ذو إطلاق تام +
وهو زیادة قوة التعقل فیهم

بحث طلبگی شده :) فکر کنم باید طلاب محترم رو خطاب کرد @@@
ایمان
۱۵ آبان ۱۶:۵۷
@رهرو
در مورد فهم شما از عبارات تفسیر تسنیم آیه ی شریفه ی نخست سوره ی مبارکه ی نساء عرض میکنم.

تنها راه اثبات شرافت در تکوین آدم(ع)نسبت به حوا(س)خلقت حوا(س)از ضلع آدم(ع)نیس.

تموم اونچه در این عبارات موجود بود،همون وحدت در پدر نخست و مادر نخست(آدم(ع)و حوا(س))بود.اینجا دست کم و لااقل در اسلام همه در اینکه زنان هم بشرن متفقن.نزاع اونجاس که بگیم آیا همه ای که بهشون بشر اطلاق میکنیم از جهت فضل و درجه یکین یا مراتب دارن؟!(شما اسمش رو شرافت بذارین.) ما میگیم همه بشرن ولی تفاوت هایی از جهات سعه،نقص،کمال،خصال و...دارن.

شکی در اینکه رسول الله(ص)و اهل بیت(ع)بشر بودن و اینکه حضرات(ع)دقیقا در شمول آیات شریفه ی سور مبارکه ی کتاب الله واقعن،نیس ولی آیا حضرات(ع)در موارد مورد اشاره شبیه مان؟!فتامل!(حتی فراتر میریم آیا شما ‌رتبه رو در بین خود حضرات(ع)بلاموضوع میدونین؟!آیا امیر(ع)مرتبه شون با رسول الله(ص) یکی و آیا سیدالشهدا(ع)مرتبه شون برابر با معزالمومنین(ع)بود؟!)

بهره از آیه ی شریفه ی"بل احیاء ولکن لا تشعرون"هم اینجا بسیار بد و غلط و بی جا بود چون اساسا این حیاتی رو که اینجا جوادی آملی درموردش حرف زد و این آیه ی شریفه رو شاهد براش آورد تخصیص از روی شرافتی که حضرت رب منظور داشتن بشمول بجمیع درگذشتگان(شهید وغیر شهید)خواهد رسوند.

ینی با توجه به این بیان جوادی آملی،حیات مورد اشاره در آیه ی شریفه از اون جهت که مختص شهید نیس(چون حتی کفار هم این حیات برزخی و اخروی رو دارن!)شرافتی برای شهید نیس!(هم ابوجهل و معاویه و عبدالملک و هم سیدالشهدا حمزه(ع)و حجر(رض)و زید(رض)این حیات برزخی و حیات اخروی رو دارن!)اینکه ایراد استشهاد جوادی آملی کجاس موجب اطاله ی مسوده س.

ضمنا برای درک مقصود جوادی آملی باید حتما "نفس"و"روح"و"تنزل"و"بدن"و...رو در چارچوب ذهنی خودش دنبال کرد.اون موقع حتی میتونیم با تساهل در پذیرش فرضیات جوادی آملی باز هم حرفمون رو در فضل و درجه ی مردان نسبت بزنان بیان کنیم.(مختصرا وقتی بدن نزد فلاسفه تنزل روح بیان شد اون موقع در تفاوت بدن(منظور از این بدن همین بدن در زیست شناسی و جسد بیولوژیک نیس.)در صنفین جنسی صحبت میکنیم.)



ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین