فیشــــــنگار

ما خود عملی نداریم، ولی امید ما اوست. وقتی که به نفس خود نظر می‌کنیم، جز ظلمت و ظلمتکده چیزی نیست، ولی طرف ما خداست که همه عطوفت و رحمت و خیر است.


بَلِ الْإِنْسانُ عَلی‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ 14 وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذیرَهُ: بلکه انسان بر نفس خویشتن بیناست، هر چند دست به عذرتراشی بزند.

در محضر علامه طباطبایی علامه طباطبایی

فقط شنیدن حرف ها کافی نیست!
باید با جان و دل حقیقت اون حرف رو بفهمیم و اگه نفسمون پذیرفتش و تنبلی هم در کار نبود اونوقت به عمل منجر میشه...
دور باد تنبلی ...
با خوندن این پست ، دچار آن رگ پنهان رنگ ها شدم :|
دچار یعنی عاشق؟!
ینی واقعا نفس ما ظلمت و ظلمتکدست؟؟!
بی شک، اگه نوری بهش نتابه
شما جور دیگری فکر میکنی؟
احساس می‌کنم پارادوکس داره این حرف! 
شاید هم من خیلی به خودم مطمئنم...مطمئنی کاذب! 
نه نمی تونه ظلمت و ظلمتکده باشه. روح خدا تو وجوده انسانه. پس درون پاک و بی آلایشی داریم.
وقتی که به نفس خود نظر می‌کنیم، جز ظلمت و ظلمتکده چیزی نیست

خدایی که خیلی وقتها (99 درصد فکر کنم) همینه
اینم خواستم خوشبینانه گفته باشم !

وَ لَوْ أَلْقی‏ مَعاذیرَهُ اینم که وسط سیبله! وسطِ وسطِ وسط
خوبه همون یه درصدش نور خدا تابیده که ظلمت نیست :)
علم لزوما به عمل منتج نمیشه. برای اینکه علم به عمل منتج بشه به ضمانت اجرایی نیاز داره که ایمان، عزم و اراده از زیرساختهای ضمانت اجرایی هستند.
می فرماید ارزش انسان به اندازه همت و عزم اوست.
و گناه عامل اساسی در از بین بردن و تدفینِ رسمی قدرت عزم انسان است.
هرچه گناه بیشتر، ضمانت اجرایی کمتر.

البته این خیلی ساده ش بود دیگه.
ممنون از توضیحات مثل همیشه روشنگر شما ☺
ما خود عملی نداریم، ولی طرف ما خداست :)
اینجاست که میشه گفت بهشت را به بهانه دهند نه بها :))
چرا ما با اینکه حرف زیاد شنیده ایم،عمل نمی‌کنیم؟

این به ایمان برمیگرده، اون انگیزه ابتدایی بعد از شنیدن حرفها هم ریشه در بُعد هیجانی و احساسی قضیه داره...

اگه اشتباه نکنم، قرآن هم میفرماید که کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، فکر نکنم جای گفته باشه که کسانی که میدانند و عمل صالح انجام میدهند...
خلاصه حرفتون اینه ؟
نه عمل بدون بصیرت ارزش داره نه بصیرت با تنبلی ...
سلام. شاعر می فرماید ای دو صد گفتار
چون نیم کردار نیست؟
سلام

شنیدن حرفها صرفا منجر به دانستن میشه و دانستن از جنس فضل هست نه علم!
علم اون فضل یا دانستنیه که به عمل منجر بشه

واس همین یه فاصله ای این وسط هست :) 
سلام ممنون برای توضیح دقیق شما :)
یعنی فقیر مطلق
و همین فقر زیباست...
بابا وجود فقری! :)
میشه بیشتر بازش کنید مطلب رو؟
درد همینه !!
واقعا واقعا ..
ایشون با توجه به نفسِ خودش گفته ;)
نفس شما هم از خودش نور نداره :) اگه روشنه احتمالا از نوری هست که بهش میتابه :)
اگه قرار بود عمل کنیم که این همه پیامبر چرا بیان؟ خودِ خدا هم خوب می دونه چی آفریده هی پشت سر هم بلندگو می آفرینه 
یعنی میگید ما فراموشکاریم؟
شنیدن همراه فهمیدن و درک کردنه که به عمل کردن ختم میشه .
شنیدنِ کامل :)
ذیل یکی از احادیث اربعین امام(ره) خوندم که پورسینا معتقد بود اولین مرتبه ی ورود به سلک عارفان و دایره ی مریدان مرتبه ی اراده س که اعتصام بحبل الله المتین و ایناس که به فرد دست خواهد داد.

امام(ره)عزم رو مقدم میدونن و بحث انسان مطلوب شرع رو مطرح کردن.اونجا یکی از اساسی ترین موانع رو هم تغنی و موسیقی میدونن.(میفرمان حرف استاد این بود.)جمع بین این دو ساده س.اول عزم برای ترک معاصی و اتیان واجبات(انسان شرعی بشویم!)بعد اراده ی مورد نظر پورسینا دست خواهد داد.(بنظرم حرفای درستی میان هرچند شخصا از معصوم دونستن پورسینا و این چیزا خوشم نمیاد و توی بحث دقیق نشدم.)
یعنی ما خوشمون میاد؟
نمیدونم
شاید چون زود همه چیو فراموش میکنیم.
یادم نیست اون موقع به چی فکر کردم که اون نظر و گذاشتم و چجوری فکر میکردم..ولی الان میگم نفس اماره ظلمه،نفس لوامه که خوبه:)
البته اینجا به احتمال قوی منظورش اماره بود..
یه لحظه تصور کن که خدا خالقت نیست!
+ منظورش از ظلمت اینه :)
آهان. .از اون لحاظ:)
کدوم لحاظ؟ :)
باز نمی خواد بازه بازه
من از خودم چیزی ندارم
دستم خالیه

همین که گفتی خودش توضیح بود :)
 همین لحاظ که گفتید دیگه:/ 
خلقت و خدا و اینا..:)
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی