فیشــــــنگار

چرا صدام دست شاه را بوسید؟

جمعه, ۸ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۷ ق.ظ

بحث آزاد تاریخ انقلاب

چرا تو توی وبلاگ من کامنت نمیزاری  حتما دختر نیستم نمیای 😬😬😬😬😬
نه به خاطر عکس پروفایلته :))
@بهرنگ قدوسی
چرا شما روی نرو همه راه میرین؟!
نمی دونم که گوشی داده دست این!
چون ایران اون زمان خیلی در دنیا عزیز بود و جبروت داشت و از ترس و ارادت و تواضع چنین کرد. :دی
زنگ انشا که نیست
گفتم برید سرچ کنید :)
چون رفیق هم مدرسه ایش بود و مقادیری پول قرض گرفته بوده نداشته بده به دستبوسی افتاده
جدی میگی رامبد!؟
Hanging
شاید چون شاه یه انگشتری داشته که چشم صدامو گرفته بوده صدام هم خواسته از نزدیک انگشتره رو ببینه:¶
خخخخخخخ


ایضا پاسخ به لوسی می ♦
مگه بوسیده یود؟ :|
نمی دونم برا خودمم هم سوال بود گفتم از شماها بپرسم
سلام

شاید پولش افتاده بود رو زمین خواست برداره شاه هم زرنگی کرد و دست خود را در مقابل دهان اون قرار داد
و توفیق اجباری شد
:دی

بغیر موز میوه دیگه ای هم دارین!؟ :دی
سلام شاید :)

ممممم
هندونه خوبه؟
🍉
نمیدونستم 
مطمئنن چون قدرتمند بودیم!
الان دونستی؟
من فقط سوال پرسیدم
نگفتم که این اتفاق افتاده یا نه که! :)
نمیدونم، تا وقتی من اونجا بودم که دستش رو نبوسید :))

چطوری
ایرانی؟ :)

دلم نیومد بگم چطوری کنکوری :|
طبعا این اتفاق اگه رخ داده، قبل از انقلاب اسلامی بوده، وگرنه بعد از انقلاب اسلامی که معنی و مفهومی نداشته
انقلاب اسلامی در سال 1357 رخ داده
صدام ظاهرا در سال 1358 رئیس جمهور شده

تو یکی از سایت ها، یکی نظر داده بود که این اتفاق تو الجزایر رخ داده، حالا مطلب در مورد الجزایر در سایت دیپلماسی ایرانی:

پنجاه و یکمین بخش از کتاب "صدام از این جا عبور کرد":
نظرت درباره امضای توافق نامه الجزایر با شاه ایران، محمد رضا پهلوی در 1975 چیست؟
می توان آن را در سایه تحولات داخلی و منطقه ای ارزیابی کرد که شایع بود. رسیدن به آن توافق ساده نبود، اما صدام قادر به اتخاذ تصمیم های سخت بود. می خواست که از قدرت داخلی اش حمایت شود و تسلط خود را بر تمامی ارکان داخلی کشور تکمیل کند برای همین انتظار وضعیتی را می کشید تا بتواند موقعیت اول را در کشور به دست آورد.
در آن موقع ارتش عراق درگیر جنگ فرسایشی با کردها بود و مشکلات تسلیحاتی و کمبود مهمات داشت.
کردها مورد حمایت ایران بودند و قدرت های بسیاری از آنها حمایت می کردند، مناطقشان هم صعب العبور بود و صاحب تجربه در مبارزه بودند. جنگ چریکی برای ارتش نظامی سخت است.

وقتی فرصت الجزایر پیش آمد آن را فرصتی بسیار گرانبها تصور کرد برای این که بتواند با شاه به حساب کردها معامله کند. محمد رضا پهلوی هم نیاز به این توافق داشت برای این که عراق از مخالفان ایرانی حمایت می کرد.

لذا میشه گفت که در صورت صحت این موضوع، کرنش صدام در برابر طاغوت، به خاطر این بوده که طاغوت در اموری از مسائل عراق، باهاش همکاری کنه تا قدرت صدام در عراق بیشتر بشه...
گویا در این دیدار صدام که خودش رو به ریاست بر عراق نزدیک تر از هر زمانی می دیده است احساساتی شده و دست محمدرضا شاه پهلوی را می بوسد که او را از شر کردهای عراق نجات داد.


پنجاه و یکمین بخش از کتاب "صدام از این جا عبور کرد"

خیلی سرچت خوبه پسر
دوستت دارم
لابد منفعتی توش بوده!
بله منفعت که بوده تویش :)
سلام.... 
پیش از ورود به بحث ! لطفا" عکس یا سندش را ارائه دهید. 
سلام من دسترسی ندارم
فقط برام سوال شده بود
این لینک هم بد نیست

http://yon.ir/38MbC
سوال بعدی لطفا! :|
خخخخ :) نمره منفی هم نداره
راحت باش
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

عرض کنم که این موضوع را نشنیده بودم و با بررسی ای که انجام دادم همین نتایج این برادر- حسن قاسمس- حاصل شد...
در جائی هم تصویری از بوسیدن دست شاه توسط صدام، پیدا نکردم گرچه عناوین در این زمینه زیاد بود اما تصویری یافت نشد...

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
ممنون و مچکر که وقت گذاشتید.
ارادت :)
سلام 

من جواب سوال رو بصورت خیلی کامل و مفید میدونم ولی الان چون خیلی خسته هستم 
و البته  واقعا حس  تایپ ندارم (چون خیلی طولانی است) ایشالا بعدا میام و میگم :)
ایشالا تا عصر یا نهایتش تا امشب شده جواب  این سوال رو با ذکر جزییات کاملش با اجازه تون  همینجا خواهم گفت !

+در ضمن با خط آخر کامنت جناب آقای قاسمی اصلا به هیچ عنوان موافق نیستم !!
چون چنین  چیزی که ایشون فرمودند ،  نبوده و نیست !!
( خط های قبلی کامنتشون رو بدلیل خستگی نخوندم فقط تونستم خط آخرشون رو بخونم )
سلام ممنون میشیم در صورت صلاحدید به اشتراک بذارید مطالب رو :)
سلام همینطوری سر انگشتی بخوام بگم: صدام دست شاهُ نبوسید. دست آمریکا رو بوسید. صدام این پتانسیل رو داشت دست خمینی هم ببوسه. صدام حتی میتونست دست پادشاه کویت هم ببوسه. صدام کلا دست بوس بود.

دست بوسِ آمریکا. شما از مُدِل به سلطنت رسیدن صدام و پشتیبانیِ آمریکا در خیانت و کودتای صدام و تشمیل حزب بعث بخونید میبینید که آمریکا سکان‌دار این هدایت بوده.  صدام و حزب بعث یک نمونه ی شکست خورده از مدلِ پیش ساخته ای چون صهیونیست بود. در کل.  اون صدام نبود که دستِ شاهُ بوسید. آمریکا بود. 

خوب میدونم که به قول خودت صبح ها گیراییت ضعیفه :)) واسه همین انتظاری ازت ندارم :D
اینقدر ایدوئولوژیک و شعاری حرف نزن :)
تاریخی دلیل بیار
دلیل برای ذهن ماندگاری بیشتری داره تا شعار و سخنرانی و شعار :)
همه جا انشا؛انشا همه جا:|:)
تیکه کلام یکی از اساتید بود این
وقتی سوال رو بلد نبودی و از خودت می بافتی :))
اها اون ایراد به خودتون وارده باید مینوشتید ایاصدام دست شاه را بوسیده بود؟؟نه چرا:دییی
آفرین آفرین
درست میگی :)
البته من فک کنم همچین عکسی دیدم که صدام دست شاهو میبوسه! ولی قبل تر ها یادم نیست کجا بود
جدی ؟
بچه ها سرچ کردن چیزی پیدا نشد
آقا ما سرچ کردیم لینک وبلاگ شما رو آورد!
جالبتر اینکه کامنت اول رو هم به نمایش گذاشته بود :|||
خب تا اینجاشو درست اومدی
برو کامنت دکتر حسن رو بخون :)
اره 
شما هم از اونایی که هی عکس پروفایل گوشه وبشون رو عوض میکنن؟
ایده ی باحالیه :)
اره شدیدا دوس دارم هی عوض ش کنم:دی تنوعه:)

اصلا بیان میتونه اونجا رو به عنوان استاتوس بلاگرا معرفی کنه :))
:)) یا حتی استوری😁
همون :)
تحقیق موجز من هم چیزی بیشتر از کامنت کاربر ( رزمنده ) نشد.... مطلب خیلی معتبر نیست و در حد (گویا و شاید) است ... وفقکم 
ن ش:
-اگر صدام به  بعنوان یک رجل سیاسی عرب دست یک پادشاه عجم را بوسیده بود ؛ قطعا" واکنش سایر کشورهای عربی و حتی خود عراق بسیار شدید و متعصبانه می یود که تاکنون چنین چیزی روایت نشده ...
اون موقع - هنگام نوشتن قرارداد الجزایر- رئیس جمهور نبوده خب

سلام 
اما الوعده وفا:)

اختلاف مرزی ایران و عراق سر اروند روند با دخالت ارتش و هوشمندی شخص شاه  برطرف میشود . 
این اختلاف دیرین به نقطه حساس میرسد و دولت عراق (شخص صدام )  با تهدید و قاطعیت اعلام می کند به کشتی های ایران اجازه عبور از اروند رود را نمی دهد .
در مقابل شاه دستور می دهد کشتی ابن سینا با حمایت ناوگان دریایی ارتش از بندر خرمشهر وارد اروند رود شود .

کشتی ابن سینا با عبور از اروند رود در حالی حرکت خود را آغاز می کند که نیروهای عراقی در سراسر مسیر سنگر گرفته اند اما عراقی ها هیچ عکس العملی نشان نمی دهند !
کشتی ابن سینا در حالیکه پرچم ایران برافراشته را دارد با گذر  از اروند رود وارد خلیج فارس می شوند .

بعد این قدرت نمایی( که در جهان دو قطبی آن  زمان قدرتی مشابه قدرت الان آمریکا  محسوب میشد ) عراق  پای میز مذاکره  می آید و در توافقی تاریخی مشهور به قرار داد الجزایر حق حاکمیت ایران بر اروند رود آنگونه که شاه می خواهد از سوی عراق پذیرفته می شود.

عراق خط میانی اروند را مرز دو کشور می دانست اما ایران عمیق ترین بخش رودخانه را به عنوان خط مرز قبول داشت .
با امضای قرارداد الجزایر خط تانوگ که به معنی تعیین مرز بر اساس عمق رودخانه است به رسمیت شناخته می شود .
و علامت گذاری  مرزی جدید طبق آن  انجام می شود.

علاوه بر آن  دو کشور در این قرار داد متعهد به عدم دخالت سیاسی در امور داخلی یکدیگر می شوند .
و در نتیجه آن ایران حمایت خود را از کردهای عراقی که مخالف حکومت عراق بودند قطع می کند .
از آن پس کردهای عراق که با ایران روابط دوستانه داشتند به جمع مخالفان شاه می پیوندند.

در طی ۵ سال توان نظامی ایران به قدری زیاد می شود که مشکلات امنیتی سایر کشورهای منطقه را هم تامین میکند .
( حتی گفته شده از انگلیس آن زمان قدرتمندتر بوده)
شاه ایران تنها در ۵ سال ارتش ایران را جزء ۵ ارتش برتر دنیا کرد.

نتیجه اینکه و طبق بررسی های من صدام از شاه و ارتش شاه بشدت میترسید ! همین ترس از شاه و ترس از ارتش برتر ایران 
باعث میشد که صدام روابطش با ایران بهتر شود و دست بوس شاه .


(این متن خیلی طولانی تر از این بود ولی خب خلاصه متن رو گرفتم و سانسور کردم )
با تشکر 
ممنون برای توضیحات :)
استفاده کردیم. کاش لینک یا منبع ها رو برای ما هم میگذاشتید
اصلاح میکنم اروند رود :)
+منبع رو نمیتونم اعلام کنم :) ولی این‌گفته سندیت داره در بین تاریخ نگاران.
با عرض پوزش :)
درضمن قسمتی از این متن یکی از اقوام مون در اختیارم قرار دادند.
ایشون استاد دانشگاه هستند.

لینک ؟
شوخی میکنید مگه لینکی من باب این موضوع  تو گوگل در میاد ؟
در هرصورت منبع بدین قابل قبول تره حرفتون
حتا اگه استاد دانشگاه باشید :)
بله میخواین این رو قبول کنید یا نکنید ! 
استاد دانشگاه مون بر طبق مطالعاتی که داشته به من گفتند بعضی از مطالب این قسمت رو :)
بنظرم برای قبول یا رد این داستان میتونین از  دوست بزرگوارم  پری خانم (زاویه زیست ) برای این داستان بپرسین !
ایشون تاریخ خوندند و احتمالا خبر دارند از این داستان :) و شاید بتونن کمک بیشتری کنند !

از لحاظ روانشناسی بخواهیم به این مساله توجه کنیم آدم های اون زمان  از ترس دست بوس شاه بودند!
و اکثرا از شاه میترسیدند ! وگرنه از روی رفاقت و اینا که یک نفر خودش رو جلوی دوربین های خبرنگار و ... خودش کوچک نمیکنه که ؟!.

+درضمن خواهش میکنم.
پس از پری بپرسیم؟
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی