پژوهشکده ی غیرانتفاعی

در اثر این پیشامد مفروض حال شما چگونه خواهد بود؟

فرض کنید با دلی آسوده و حواسی جمع در فضایی آرام نشسته و این جهان پر جنب و جوش را در برابر خود گذاشته و به تماشای فضایی بیکران، کهکشانهای دهشت انگیز، انبوه منظومه ها، خورشیدهای درخشان، ستارگان و اقمار فروزان چشم چرانی می کنید؛


نزدیک تر بیاییم: زمین و افقهای نیلگون وی، جنگلهای انبوه و دریاهای خروشان، بیابانهای پهناور، جانوران زنده و سازمانهای درونی آنها، روابط زندگی و افکار و اندیشه های دامنه دار آنها، فعالیتهای فردی و جمعی و خلاصه این نظام بدیع را با همه ی بند و بارش که از مشاهده ی آن پای خِرد در گِل حیرت فرو می رود تماشا می کنید و هر چه می یابید به دل می سپارید.


در این بین یکباره به خود آمده و متوجه می شوید که اینهمه را که می بینید، دارید در آیینه می بینید نه به نحوی که می پنداشتید مستقیماً می‌‏بینید.


اکنون در اثر این پیشامد مفروض حال شما چگونه خواهد بود؟

•✿ آرورا ✿•
۰۵ آذر ۰۶:۰۵
به خود می گویم : انقد فکر و خیال کردی که زد به سرت :)
پاسخ :
نه آقا مشکل از خیالات شما نیست :) یکم دقیق تر نگاه کنید :))
سه ‌شنبه
۰۵ آذر ۰۶:۰۶
nothing! 

از یکی از رهبران مذهبی دنیا وقتی داشت بعد از سالهای تبعید با هواپیما به کشورش برمیگشت پرسیدند احساست چیست؟ گفت هیچ! و راست هم میگفت!
پاسخ :
اتفاقا مثالت میتونه به پست ربط داشته باشه :)
سلام
محبوبه شب
۰۵ آذر ۰۷:۱۸
پوکر فیس میشم ← :|
پاسخ :
بار دوم بخونی چی؟
آب‌گینه موسوی
۰۵ آذر ۰۸:۱۸

ازین بابت که جامِ جهان‌بین دارم و امکانِ مشاهده، باز هم بسی خوشحالم!

چنین سیطره‌ای بر عالَمِ مُلک، آرزوی بسیاران است! گرچه بنده، رشکِ کسانی را می‌برم که بر عوالمِ ملکوت نظاره می‌کنند!

این تماشای جهانِ مادّی و فانی، در حدِّ جوک‌های هندی‌ست و نه جانِ مؤمن!     

پاسخ :
سلام. فکر کنم منظور مولف رو درست برداشت نکردید :)
محبوبه شب
۰۵ آذر ۰۸:۳۶
متوجه نشدم!
مگر اینکه تو آینه به "چشام" خیره شده باشم!!!!!
پاسخ :
جواب قشنگی بود ولی به ذهنت خیره شو :)
مریــــ ـــــم
۰۵ آذر ۰۸:۳۷
دستمو ببین
موهاش سیخ شد
:دی
پاسخ :
خخخخ :) شاید چون از ارتفاع میترسی
مریــــ ـــــم
۰۵ آذر ۰۸:۴۱
ادای حبیبُ دراوردم
:/


منم احتمالا ادمم
://

پاسخ :
حبیبو کیه؟ :) سلام
مریــــ ـــــم
۰۵ آذر ۰۸:۴۷
لیسانسه ها
نمیبینی؟
تنهافیلم طنزی که بعد از پژمان هزاربارم بذاره میبینم
حبیبو نه حبیبُ
:/

پاسخ :
یکم بیشتر توضیح بده ببینم حبیب کدوم بود؟ :)
ن. .ا
۰۵ آذر ۰۸:۵۰
حتما حقیقت این آیه در جانم القا میشه :

فتبارک الله احسن الخالقین...

همه عالم به ذات تو جمع است
تو نئی از جهان خود آگاه


پاسخ :
برو بالاتر :)
ن. .ا
۰۵ آذر ۰۸:۵۳
راستی بهت تبریک میگم بابت اینکه دنبال کننده هات از مرز 300 گذشته
احساست چیه؟

بالاتر از حقیقت انسانی در عالم خلقت نمی شناسم جانا...
بالاتر از اون ذات احدیت است
پاسخ :
احساس خوبی دارم :) ولی رقیبم آمارش +600 شده الان :))

+ کلا مولف در عالم خلقت حقیقتی جز آیه نمیشناسد/
ن. .ا
۰۵ آذر ۰۹:۰۲
تعجب کردم وقتی الان اسمم رو توی پیوندهات دیدم...
واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیارزه که توی لیست یه وب قرار بگیره
الان مشخصه خوشحال شدم؟
تشکر...

این مطلبت رو که خوندم از همون ابتدا ذهنم رفت به سمت اینکه : گویا عارفی در حال توجه عرفانی وقتی در خود سیر میکنه این تصاویر براش مجسم میشه...
طبق فرمایش حکما انسان عالَم کبیر هست و کل عالم خلقت ، عالَم صغیر
برداشتم این بود انسان به فعلیت رسیده ای داره در آینه وجود خودش مشاهده میکنه
پاسخ :
نه مطلب آخری ت قشنگ بود :) به دردم خورد :)) قبلا مطالب خوبی ازت خوندم
مریــــ ـــــم
۰۵ آذر ۰۹:۰۳
همون که راه به راه دم به دم عاشق میشد
همون که خوشتیپ بود
:دی
پاسخ :
قد بلنده؟ که کتش ضایع بود
مریــــ ـــــم
۰۵ آذر ۰۹:۲۱
:|
هوتن شکیبا
سرچ کن
پاسخ :
میدونم. احتمالا کرد یا لک هم هست
mitra .mo
۰۵ آذر ۰۹:۲۸
جانان حالمان دگرگون گشت😊

پاسخ :
سرکاری نبودها :)
خودمم وقتی داشتم میخوندم این متن رو از توی یه کتاب برگشتم دوباره از اول  خوندم! باز سه باره!! غرق در مثال شده بودم اصلا :))) در حدی که نتیجه گیری رو نخوندم دیگه
محبوبه شب
۰۵ آذر ۰۹:۳۰
محبوب شب؟ نه واقعا محبوب شب؟؟؟ ----__----
پاسخ :
بجای ـهـ کسره گذاشتم :))
پسر انسان
۰۵ آذر ۰۹:۴۰
حالم می شود حال آن معتادی که 
درست سر بزنگاه از عرش به فرش می آید و می گوید:
لعنت به جنس بد!!
کریم شیره ای نور به قبرت بباره !
پاسخ :
خیلی خیلی خیلی جوابت درست بود :) دقیقا نظر علامه ی مولف هم همینه :))
+ شما چیکار کردی به حکمت رسیدی داداش؟
پسر انسان
۰۵ آذر ۰۹:۵۴
جنس خوب و مرغوب
در پارک خوب و دنج :))))
پاسخ :
شما که یادمه بیشتر اطراف امامزاده می چرخیدی تا پارک :))
ن. .ا
۰۵ آذر ۰۹:۵۵
+ کلا مولف در عالم خلقت حقیقتی جز آیه نمیشناسد

خب انسان آیة الله العظمی هست دیگه
:)

ولی رقیبم آمارش +600 شده الان :))
دمت گرم عامو... تو خیلی کارت درسته توی فاز رقابت هم هستی؟
ماذا فازا؟
پاسخ :
حالا پست بعدی رو ببینی فازم رو هم میدرکی استاد :))
___ سلوچ
۰۵ آذر ۱۰:۰۴
میرم میخوابم :/
پاسخ :
قبلش برو حموم اینقدر مامانه رو اذیت نکن پسر :))
نیــ روانا
۰۵ آذر ۱۰:۱۹
هیچی
به این فکر میکنم که چقدر آینه ش بزرگه
خخخخ
پاسخ :
آینه خاوره :))))
نیــ روانا
۰۵ آذر ۱۰:۲۰
آینه هه که دیگه ایشالا واقعیه که؟؟؟ :دی
پاسخ :
سوال قشنگی پرسیدین :))
خیلی فلسفی بود سوال

+ فلاسفه طبق نظریه اتحاد علم و عالم میگن آینه و تصاویر توش دو چیز جدای از هم نیستن :))
آقای دیوار نویس
۰۵ آذر ۱۰:۳۷
همچنان خیره... 
پاسخ :
باز خیره میمونی توی آینه یا برمیگردی ببینی آینه داره چی رو نشون میده؟
دیوانه ...
۰۵ آذر ۱۰:۴۰
حال ما همچنان مفروض خواهد بود :)
پاسخ :
خخخخ دیوانه ی عاشق کی بودی تو ؟ :))
ناشناس
۰۵ آذر ۱۰:۴۵
خود شکن آیینه شکستن خطاست!!! ( هه هه هه! این شوخی بود!)
از شوخی گذشته، اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی عالم الاکبر.(این لباس گشادی بود که به تنش زار می زد، احتمالا خواهید گفت عالم اکبر منطوی(؟) شده در انسان با چشم سر و در آینه دیده نمیشود )

با توجه به جوابی که به پسر انسان دادی، حالا طرف چه موادی زده که عاااالم را در آینه دیده؟

متن، کلمات زیبایی دارد اما تصویری که میسازد اگر میشد دید، می توانست خیلی خیلی ترسناک باشد.  این جمله قبلی اصل کامنتم بود. 
پاسخ :
سلام به ناشناس عزیز :)

+ اینکه یه جایگاهی وایسی که هر چی توی جهان هست رو ببینی ترسناکه!؟ :) نه نیست
ناشناس
۰۵ آذر ۱۱:۱۱
بله به نظر من ترسناکه. از بالای برج بلند یا هواپیما به شهر نگاه کنی دلت میریزه پایین. بعد دیدن کهکشاااانهااا ترس نداره؟ تازه اضافه کردی زمین و اقیانوسها و موجودات زنده و سازمان درونی آنها و اجتماع آنها و...!!! اینا ترسناک نیست؟ هست.

این متن از کدوم کتاب؟ کدوم نویسنده؟
پاسخ :
سوال خوبی پرسیدید :)

منبع

واران ...
۰۵ آذر ۱۱:۴۵
مثال کامنت دوم که از جناب سه شنبه 
این که سخن امام خمینی (ره ) بود وقتی که از تبعید برگشتن اینو گفتند :)


+من دو بار خوندمش هنوز  هضم اش نکردم :)))
بزارین هضم اش کنم بعد میام میگم‌ حالم چگونه بود :)
پاسخ :
می ترسم سرگیجه بگیرید از هضمش :))
هنوز... هنوز...
۰۵ آذر ۱۱:۴۶
منو هراس بر میداره...
اگر اینا تصویرن، اصل چیه؟...

داشتم فکر میکردم به اینکه کسی که درکی از فضای سه بعدی نداره و فقط مفهوم فضای دوبعدی رو تجربه کرده، هیچ تصوری از فضای سه بعدی نداره...مثلا تصویر یک مکعب سه بعدی در فضای دوبعدی یک مربعه...حالا هرچی به کسی که سه بعدی رو نمیشناسه بگیم این شکل، مربع نیست یک بعد دیگه هم داره درکی نداره، اون فقط مربع رو درک میکنه...


پاسخ :
اگه اینا تصویری از اصل باشن چی؟ :)
ام شهرآشوب
۰۵ آذر ۱۱:۵۱
هیچ حسی!
بر میگردم پشت سرم رو نگاه میکنم. احتمالا کهکشان ها و نظامی که گفتین پشت سرمه که عکسش افتاده تو آینه!
پاسخ :
قبول نیست از بقیه کامنت ها تقلب کردین شما :))
هنوز... هنوز...
۰۵ آذر ۱۱:۵۴
اصل در فضایی متفاوت قرار داره که از درک من خارجه...
پاسخ :
تعبیر دقیقیه ، اصل مطلب ، دچار محدودیت های فضا و زمان و مکان و غیره نیست
ام شهرآشوب
۰۵ آذر ۱۱:۵۴
دقیقا از کدوم کامنت؟؟؟ 
کسی به نظام پشت سر و در آینه افتاده اشاره نکرده بود!
پاسخ :
خودم توی جواب یکی از کامنت گفته بودم :)
هنوز... هنوز...
۰۵ آذر ۱۱:۵۵
نظر ام شهرآشوب چقد جالب بود
پاسخ :
آقا من قبلا همین مطلب رو گفته بودم ولی چرا هیچکی بهش توجه نکرد ! :))
لوسی می
۰۵ آذر ۱۱:۵۶
احساس میکنم جوگیر شده ام!

بعد همون لحظه یادم میاد که فرمود:
و سَخَّرَ لَکم ما فی السَّماواتِ و ما فِی الأَرضِ جَمِیعاً مِنه إِنَّ فی ذلکَ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکرون
بعد شاید خوشم بیاید، و شاید احساس مسئولیت سنگین داشته باشم. بستگی داره قبلش اوضاع روانیم چطوری بوده باشه که به یکی از این دو گزاره فکر کنم.
پاسخ :
اشاره بجایی بود :) فکر کنم مولف هم از همین آیه الهام گرفته باشن فرض شون رو :)
واران ...
۰۵ آذر ۱۲:۰۰
آقا من با تمام وجودم تو آینه رو که نگاه میکنم از ذوق میخندمممم و از ذوقش قطعا خوب خوب که خندیدم بعدا داداشمو صدا میزنم و میگممم 
بیاااااا من یه تصویر فوق العاده جالب دیدم :))) بیا ببین :))))

و اگر داداشمم نبودش میام از آینه عکس میگیریم :)))
که به همه نشون بدم فردا نگن دختره توهم زده و دیوانه شده :)))))😄😄
(دیشبی  زلزله که اومد خیال کردم توهم است از جام تکون نخوردم بعد

فهمیدم ۴ ریشتری بود ولی عمقش زیاد بوده :|:))
قطعا واکنش من به اون تصویر فقط خنده است :))))
پاسخ :
حواستون باشه که توی این تمثیل میگه شما دارید نگاه میکنید و لذت می برید بعد یهویی متوجه میشید عه! ههش توی آینه بوده!! نه واقعی :))
لوسی می
۰۵ آذر ۱۲:۰۸
من الان رفتم اون صفحه ی کتاب رو خوندم از آدرسی که دادین.
میگه یه واجب الوجودی باید باشه. و ممکن الوجود از واجب الوجود وجود میگیره.

یه جا خوندم که کسی میگفت برهان علیت خودش ناقض خودشه.
یعنی ما میگیم هر معلولی را علتی است. خب کی گفته که این علت باید خدا باشه؟ یعنی علت خداپس چی میشه؟ عوض اینکه این سیکل رو تا خدا ببریم و متوقف کنیم، تا سلول ببریم و متوقف کنیم. یا تا کهکشان ببریم و متوقف کنیم.
حد توقف این سیکل کجاست که ناقض خودش نباشد که گویا در هر حال هست؟؟!

شما که فلسفه خوندین بفرمایین.
البته فکر میکنم الزام تصور وجود لایتناهی میتونه جواب این شبهه باشه.ولی بهنظرم خیلی متقن نیست.
پاسخ :
این تمثیل ربطی به برهان علیت نداشت :)

در واقع میشه اینجور توضیح داد که: اینکه خدا به صورت موجودی که نقشش این بوده که جهان را در لحظه‏ای آغاز کرده است و کناری نشسته نباید تصور نمود،

 اساساً وجود اشیاء با مقایسه به وجود خداوند از قبیل «نمود» و «ظهور» است که پیش از آنکه خود را نشان بدهد «او» را نشان می‏دهد.

بقول باباطاعر لخت:
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم :)
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۲:۱۰
سلام
خب همین الانشم داره همین اتفاق برا ما میوفته
جهان مادی نشئه ای از عالم مثال هست که اصل و حقیقت در اون عالم هست و هرچه در پایین هست در بالا هم هست....
یه شعر معروف جناب مولوی دارن در باره...همون
پاسخ :
درمورد شکار سایه ی کبک؟ :)
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۲:۱۲
@لوسی می

من فلسفه نخوندم ولی جواب این سوال واضحه و قبل از جناب دچار پاسخ میدم
سلول خودشم نیاز به یه خالق داره
کهکشانم همینطور
فقط خداست که علت العلل هست و نیاز به خالق نداره
...
شما هرچی رو در نظر بگیرید لاجرم میرسید به علت العلل
پاسخ :
@لوسی می
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۲:۲۱
+کاش دور همی یه دوره سیر مطالعاتی استاد شهید رو میگذروندیم...
پاسخ :
من پایه م :)
ام شهرآشوب
۰۵ آذر ۱۲:۲۳
البته الان به نظرم اومد شاید اون جهانی که تو آینه دیدم خودم باشم!!
آدم تو آینه غیر از خودشو که نمیبینه!
یاد این روایت امیرالمومنین افتادم که فرمود:
«شما فکر می‌کنید یک موجود کوچک هستید، در حالی که کل جهان در درونتان احاطه شده است»
پاسخ :
نمی دونم این موضوع - که انسان جهان کبیر است- به بحث ربط داره یا نه :)
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۲:۲۷
ادامه جواب به @لوسی می
ما قبول داریم که سیکل معیوب سلسه نامتناهی و دور و ... وجود نداره
اون بنده خدایی هم که گفته برهان علیت نقضه خودشه اشتباه زده بوده!!
خودشم بشینه بررسی کنه لاجرم به خدا میرسه
پاسخ :
@لوسی می
قانع شدین خبر بدین :)
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۲:۳۰
یه جمله جالب توجه هم از یه بنده خدایی که مسلط بودن به کتب شهید این بود که شنیدم
زمان و مکان حد ندارن
و ابدی و ازلی هستن
درک این مفهوم خیلی برا من سنگین بود راستش

خدا "فقط یک خلق" داشته....

پاسخ :
مکان حد نداره؟
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۱۱
@ناشناس4
شما دوباره سوال اون شخص رو تکرار کردین اصلا این چیزی که گفتید جوابش نیست!
کی گفته سلول به خالق نیاز داره اما خدا به خالق نیاز نداره.
سوال اون شخص اینه!
شما به صورت قراردادی و تفکر خودتون اینو میگید که سلول به خالق نیاز داره.
اما چه کسی جز دین مداران اینو به شما گفته؟!
عالم از ابتدا چی بوده؟ همون چیزی که بوده، کی گفته که کسی خلقش کرده؟! جز دین مداران؟

سوال کننده کسی است که خدا را قبول ندارد و استدلالش هم اینه. این چیزی که شما گفتید همون چیزیه که سوال ایشونه! که چرا؟
پاسخ :
ازش بپرس منظور از عالم کره زمینه یا منظومه شمسی ؟ یا هرچی

+ وقتی میگیم عالم از ابتدا چی بوده یعنی چی بوده بعد به عالم تبدیل شده؟
واران ...
۰۵ آذر ۱۳:۱۹
بله حواسم هست من در هر شرایطی باشم چه بترسم چه ناراحت باشم چه حتی تو جنگل گیر بیافتم اولش میخندم :|:)
من کلا نسبت به محیط اطرافم در حالت عادی و غیر عادی اولین واکنشم خنده است

ناخودآگاه هم میاد حالا درسته عکس نمیگیرم و اونو برای شوخی گفتم ولی انصافا اول میخندم بعد احتمالا داد بزنم.

من زلزله اومد (اولیه اون ۷ ریشتریه ) فکر کنین من اون لحظه یهو فقط از ته دل خندیدم در حالت ترس و فرار بود ها ولی خندیدم :|:)))
بعد تازه وقتی خواهرم رو دیدم گریه م گرفت :|:)
کلا سیستم بدنم بسمت خنده میره اینو شک نکنین اون لحظه هم اگر وجود خارجی داشته باشه از حس غافلگیر کننده اش هم شده میخندم :))))
پاسخ :
غافلگیر نشید خدایی هست :)
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۲۵
@ واران

خب خنده لزوما به معنی شادی نیست. مادرشوهر منم در هر شرایطی اول میخنده. اما کاملا مشخصه که خنده ش از ترس، از نگرانی، از شادی یا از هرچیز دیگه ایه. اما خودش فکر میکنه ما نمی فهمیم که مثلا از ترس داره میخنده! یا از نگرانی. در حالی که واضحه!  هههه ههه!

بعد هی همین حرف شما رو میزنه که من از چیزی نگران نمیشم و نمی ترسم و فقط  میخندم بس که زندگی رو آسون میگیرم! :| و من هم لجم میگیره! خخخخخ!
پاسخ :
شیطنت توی این هههه ههه! موج میزنه ها :)) عصبانیت حتا
هویجوری :)
۰۵ آذر ۱۳:۲۷
بر میگردم پشت سرم و نگاه میکنم و دوباره لذت میبرم:))
وقتی تصویرش تو آینست حتما خودشم جلوی آینست دیگه...
پاسخ :
چند روز نبودی ها! با ولی محترم برو دفتر، غیبتت رو موجه کن :)
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۲۷
یعنی چی عالم از ابتدا چی بوده؟
آقا یه چیزی بوده که الان اسمش عالمه دیگه.

شریعت مداران و خدا باوران میگن خدا بوده که تصمیم گرفته دست به خلق بزنه! خب سوال اینه که این خدا تا قبلش چه کار میکرد؟

حالا اون بنده خدا میگه اولِ اولش خدا نبوده یه چیز ماده ای بوده که بعد بیگ بنگ شده و اینا حالا شده این کهکشان و این جهان و این عالم و این سلول.

یا اینکه اول اولش یه سلولکی بوده که هی بزرگ شده شده اینجا! چه میدونم منظورش اینه که اون چیزی که اول بوده لزوما خدا و خالق نبوده.
پاسخ :
آفرین: یه چیز ماده ای بوده که بعد بیگ بنگ شده
با این حساب پس اون چیز ماده توی چی بوده؟ توی زمین بوده یا آسمون؟
بعدش اگه یه چیز بوده بیگگ بنگ هم یه چیز مجزا بوده ؟ یا همون ماده که میگی اولین چیز بوده خودش دچار انفجار بزرگ شده؟


جالبه!! خط اول سوال شما در کامنت قبلی بود  که عالم از ابتدا چی بوده؟
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۳:۳۴
نه مکان هم حد نداره
ما وقتی متوجه شده بودیم اولش که انکار کردیم حرف استاد رو بعدشم خیلی گنگ و منگ بودیم تا یه مدت....
بعدشم پدیرش صورت گرفت...

پاسخ :
بالاخره حد داره یا نداره؟ :))
هویجوری :)
۰۵ آذر ۱۳:۳۶
 غیبتمون موجه آقا:)..ما هر سری میایم وب شما فشارمون میوفته،کمرمونم رگ به رگ میشه از سنگینی مطالب..واسه همون یه دو سه روزی آف میشیم:)
پاسخ :
دلیل نمیشه! هرجاشو متوجه نمیشی باید سوال بپرسی :)
+ حالا برو بشین سر صندلی ت :)
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۴۰
بله فهمیدم تو کامنت خودم بود! گیر دادن شما به اون برام جالب بود. چون اون سوال نبود! به این معنی بود که یه چیزی بودده! همون اول خلقت است و نه خدا.

چطور ممکنه که یه خالقی باشه که اینهمه خلاق باشه و خودش خالقی نداشته باشه و دست به خلق بزنه، (در شرایطی که معلوم نیست قبل از خلق چه می کرده!) ولی ممکن نیست که یه سلولکی از ابتدا رشد در پیش بگیره و بشه عالم. چرا؟ چرا ممکن نیست؟

مگه یه زمانی نمیگفتن بکر زایی ممکن نیست؟ الان فهمیدن که ممکنه!
خب اینم مثل همون.

کلا سوال اینه که چرا علت و معلول رو به خدا برسونیم. به خالقی که علتی ندارد. اما به سلول نرسونیم. موجود کوچکی که علتی ندارد و تکثیر میشود و فلان میشود و بهمان!
پاسخ :
شما چرا سوال منو جواب نمیدین؟ :) ممنون میشم اگه آروم آروم جلو برید
واران ...
۰۵ آذر ۱۳:۴۱
@لوسی می
این حرفتو قبول دارم ولی اون شب زلزله ایی آخر اصلا غافلگیر شدم انصافا چون خونه ی ما طبقه همکف بود و تابحال زمین لرزه های بزرگی اومده بود ولی حس نکرده بودیم اون شب واقعا غافلگیر کننده بود برام مثلا لوسترها بلرزن عین تاب :))
دقیقا عین تاب تاب بود :))
بعد زیر پام هم میلرزید خب انصافا اون لحظه خنده من کمی از  ترس بود البته نه زیاد :))
چون از حس غافلگیر کننده اش بود چون واقعا خنده دار و جالب بود چون برای اولی بود که این زلزله رو از نزدیک داشتم درک میکردم :))
ولی قبول دارم حرفتون رو :)
خاطره زیاد دارم از خنده هام اگر استاد دچار اجازه بدن همین جا میگم یکبار از ترس خندیدم :) یکبار از غم از دست دادن عزیزم خنده ام گرفت :|:)
ولی واقعا اینبار زلزله از ترس شدیدش نخندیدم بلکه برام جالب بود بیشتر چون بار اول تجربه این چنینی داشتم :))
 تازه فکرشم نمیکردم اینقدر آمار کشته ها زیاد بشه :|
پاسخ :
قطعا اعترافات شما خیلی به درد لوسی می میخوره  :))
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۴۵
جواب دادم دیگه! گفتین خودش دچار انفجار شده؟ گفتم بله ممکنه!
من که نمیدونم! از اونی که اینو میگه بپرسید. ولی میدونم شما میخواید به چی برسید.
هههه هه!
مشکل اینه که احساس میکنم عمق سوال از جانب مخاطبین درک نشده.
پاسخ :
ممنون میشم اگه برای مخاطبا توضیح بدین که به کجا میخوام  برسم؟ :))
واران ...
۰۵ آذر ۱۳:۴۷
یعنی بگم ؟!:))
استاد اجازه هست بگم یعنی ؟:))
پاسخ :
آره  بگید :)
مسـ ـتور
۰۵ آذر ۱۳:۴۷
دقیقا همین حالو دارم الان...
اصلا قابل وصف نیست
پاسخ :
واسه کنکوریا و معتادا طبیعیه این حال  :)

+سلام
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۵۰
@واران
اشکالی نداره عزیزم به نظرمن این طبیعیه. آدمها گاهی واکنشهای طبیعیِ عجیبی دارن که برای بقیه شاید قابل درک نباشه که البته مهم هم نیست که کسی درک نکنه.
و البته اینه که گاهی باعث قضاوتهای نابجا میشه. مثلا یکی شما رو ببینه میگه اینو نگا تو غم عزیزش می خنده!
این از اون مدل قضاوتهای نابجاست.
مثلا من روزی از دخترخاله م شنیدم که دختر جوانی رو کنار پیرمردی که تصور میشد پدرشه دیده بود که روی صندلی انتظار برای اتوبوس نشسته بوده، و اشک میریخته و تکون نمیخورده از جاش! بعد دخترخاله ی من می بینه که دختره کلا غیرطبیعیه! پا میشه میره ببینه چه خبره میره پشت صندلی می بینه که این دختر توسط پیرمردی که کنارش نشسته بوده مورد تجاوز قرار گرفته. یعنی پیرمرده کلا در حال انجام اقدامات غیر متعارف بوده. اما دختره عوض اینکه پاشه بزنه تو صورت مرده و خودشو نجات بده قفل شده بوده و فقط گریه میکرده بدون واکنش خاصی! و این باعث شده بوده که پیرمرده ریلکس باشه، و مردم هم فکر کنن پدر و دخترن! و بدتر از بد! :|

+بعدم زنگ میزنن پلیس میاد و یارو فرار میکنه و این حرفا! ولی دختره همینو میگفته که من اصلا نمیتونستم از جام تکون بخورم! این یک نوع واکنش روانی و جسمیِ انسان به چیزیه که برای عموم مردم قابل تصور هم نیست.

یا یک نوع از ناشنوایی یا نابینایی وجود داره که اسماشو نمیدونم اما فقط جنبه ی روانی داره برای کسانی که تحت فشارهای صوتی یا بصری بودن! مثلا طرف مداااام تو خونه ش سرزنش میشه، بدنش به طور واکنشی، شنواییش رو از دست میده برای اینکه نشنوه! فک کن! اینو چند وقت پیش تو تی وی شنیدم که داشت میگفت. یا طرف انقدر صحنه های وحشتناک می بینه که قابل هضم برای قوای روانیش نیست، بدن به صورت واکنشی بیناییش رو کاهش میده! :|
چون بدن تلاشش رو برای بقا انجام میده.
اینجا باید گفت جل الخالق!
پاسخ :
@ واران :)
لوسی می
۰۵ آذر ۱۳:۵۱
منظورم از مخاطبین شما و ناشناس 4 بودین دیگه! ای بابا!
پاسختون به وواران واقعا منو به خنده واداشت :)
همچنین پاسختون به غیبتی که کردم :))
پاسخ :
با توجه به اینکه شنیدن غیبت هم حرامه حالا میفهمم که من چرا دیشب با اینکه قبل از نماز بیدار شدم اما توفیق نماز شب رو از دست دادم! :))

+ معلومه داری حاشیه میگیری از بحث :))
هویجوری :)
۰۵ آذر ۱۴:۰۷
اجازه آقا
چشم آقا..دیگه تکرار نمیشع:))
پاسخ :
قشنگ بود 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ناشناس۴
۰۵ آذر ۱۴:۱۳
عاغا من الان بیرون بسته نت ندارم دارم از داده همراه اول استفاده میکنم.پول خطم زیاد بیاد تقصیر شماست. سریع بگم و برم.

لوسی می عزیز به اصطلاح شما دین باوران و شریعت مداران و.. خیلیاشون بیگ بنگ رو رد نمیکنن اتفاقا... بله با بیگ بنگ جهان به وجود اومده اما از هیچ و پوچ که نمیشه بوجود اومده باشه پس قبلش چی بوده؟ اتفاقا خیلی از کسایی هم که خدا رو قبول ندارن با کمی فکر به این میرسند که خالقی وجود داشته و داره.

ماده ابتدا و انتها نداره اما خلق شده... و نمیشه قبول کرد که چیزی خودبخود بوجود اومده....
سلول که خود به خود بوجود نیومده قطعا. کدوم سلول رو میتونید مثال بزنید که بدون علت خلق شده؟ مثال بزنید

استاد ما میفرمودن خدا در کل فقط یک خلق داشته همین. یه کم فکر کنید روی این جمله که خدا فقط یک خلق داشته. اون خلق هم انسان کامل بوده و بقیه هرچی هست از وجود انسان کامل خلق شده...
مباحث فلسفی حقیقتا سنگینه و در اینجا امکان بحث درموردش بنطرم وجود نداره....

در انتها خودم و شما رو به مطالعه کتب شهید توصیه میکنم که جواب تمام ابهامات و شبهات این افرادی که دین ندارن به قول شما درش هست....

+جناب دچار من از اول گفتم مکان حد نداره در دوتا کامنتم گفتم اونوقت اون چه سوالیه که از من پرسیدین که بالاخره مکان حد داره یا نه؟!!🤔
متاسفانه تا شب نت ندارم که توی بحث شرکت کنم
پاسخ :
مگه میشه مکان حد نداشته باشه؟ شاید منظورتون اینه که عالم «قدیم زمانی» هست؟

+ مسئله ی آفرینش چه ربطی به مباحث سنگین فلسفی و عرفانی داره؟ این سوالم خیلی مهمتره :)
شاخه سیب
۰۵ آذر ۱۴:۳۲
نمیشه دوتا احساس متضاد داشت؟
پاسخ :
چی و چی؟ :)
مسـ ـتور
۰۵ آذر ۱۴:۳۴
سلام

یعنی کنکوریا و معتادا به یک حال دچارن؟! |:
پاسخ :
یه شباهتایی دارن :))
واران ...
۰۵ آذر ۱۴:۳۶
با اجازه استاد دچار :))
و مرسی که تریبون رو در اختیارم قرار دادین :))):دی 
یه خاطره میگم‌ لوسی بانو خوب توجه کنین این واکنش خنده منو داشته باشین :))
چند سال پیش یه ماموریت کاری داشتیم شناسایی بود شناسایی یه خانواده نیازمند (ریا محسوبش نکنین لطفا )
که پدرشون متاسفانه قاچاق چی مواد مخدر و مصرف کننده و بشدت متاسفانه هر خلافی که بگی پدر خانواده داشت و چندین بار به جرم فساد اخلاقی بازدداشت شده بود.
ولی مادر خانواده بشدت مظلوم و مهربون و با دو بچه تو یه زیر زمین زندگی میکردند.
قرار بود بریم شناسایی خانواده ببینیم وضعیت بچه ها و مادر خانواده چطوره و اگر تایید شدند اگر کمکی بود به مادر و بچه هاش انجام بدیم .
بهمون گزارش دادند اون ساعت از صبح پدر خانواده نیستن پس با خیال راحت برین شناسایی.

من و همکارم که دوست صمیمیم هم الان است بدون حضور هیچ کدوم از آقایون همکار رفتیم دم در خونه و وقتی که فهمیدیم مرد خونه خوشبختانه خونه نیست رفتیم داخل شروع به صحبت با اون خانم کردیم خانوم یه جا عینکی نشون مون داد که پر مواد شیشه و سرنگ و ... بود .
دست و صورت خودش و بچه ها رو نشون داد که آثار کبودی و کتک و اینا بود کلی از شوهرش و بدی هاش گفت و گفت ازش میترسه عین چی .
بماند فضای خونه بوی مواد هم میداد .

دوست من هی گوش میکرد هی استرس بهش وارد شده بود .ولی من طبیعی عمل کردم و خیلی هم احساس ناراحتی برای خانواده و بچه ها داشتم
خلاصه اینکه ده دقیقه قبل رفتن صدای قفل در اومد :|||
یهو دوستم عینهو اسپند رو آتش از جاش بلند شد :|
زنش یهو به آرومی بهمون فهموند که شوهرش اومد زود اونجا رو ترک کنیم !
اون لحظه قیافه من و دوستم واقعا دیدنی بود قیافه دوستم عین گچ سفید شده بود و از ترس داشت میلرزید :|یعنی واقعا میلرزید

قیافه من فقط دعا میکردم نخندم :|
یعنی عکس العمل در اون لحظه فقط خنده بود :|:)
هی صلوات فرستادم و از خدا خواستم فقط خنده ام اونم که بدون ترمز بود نگیره :|
یعنی خدا بهم رحم کرد نخندیدم به زور خنده مو نگه داشتم :|
و یهو از اون خونه با بهانه ای در رفتیم .
مرده گفت اینا کی بودند ؟زنش گفت آدرس همسایه میخواستند دارن میرن
رسیدیم به سر کوچه دوستم رنگ پریده میلرزید من چی داشتم میخندیدم :)))))
دوستم بهم با چهره ی عصبی گفت به چی میخندی تو ؟! داشتیم می مردیم بعد میخندی ؟ خنده داره ؟
من گفتم نه خب خنده که نداره ولی خب گریه هم نداره :|:))
گفت پس چرا میخندی ؟
گفتم خب خیلی شانس آوردی همونجا نخندیدم :)))  تو عکس العملت این شکلیه من این شکلیه چکار کنم دست خودم که نیست:|:)
دوستم گفت ای خوش به حالت !اینجوری که تو هستی هیچوقت پیر نمیشی (بزنین به تخته) 
استرس منو کشت ولی تو رو خندوند :))
منم گفتم من ترسیدم ولی با خنده واکنش نشون دادم نه با گریه و لرزیدن :))
بعدش برای دوستم یه  آب میوه  گرفتم و بهش دادم تا حالش خوب شد و رنگ و روی به سر و صورتش :))
کاملا اون خنده ام از ترس بود :)) و هیچوقت یادم نمیره :)
این بود انشای من :))
+
ببخشید استاد دچار :)
فکر کنم اولین انشای طولانی از من بود که تو این وبلاگتون نوشتم بازم ببخشید :))
و مرسی :)
پاسخ :
استرس منو کشت ولی تو رو خندوند :))
جالب بود ماجراتون ☻
ناشناس
۰۵ آذر ۱۴:۳۸
@ ام شهرآشوب

آدم تو آینه فقط خودشو نمی بینه، غیر از خودش هم می بینه. مثال :آینهء ماشین. آینهء سرپیچ جاده ها. لزوما پشت سرش رو هم نمی بینه. مثال: آینهء دندانپزشک.
اینکه تو آینه چی ببینید بستگی داره به کاربردش و زاویهء دید نسبت به آینه.
+ انگار فقط روبه رو را نمیشود در آینه دید. روبه رو را باید مستقیم ببینی. جالبه.
پاسخ :
@ ام شهرآشوب
شاخه سیب
۰۵ آذر ۱۴:۴۵
هم کوچیک هم بزرگ هم کم هم زیاد..هم همه هم هیچ...



دو تا کاملا متضاد!
هم این که واوووووو چه قدر بزرگم و چه قدر عظیممممم هم این که از این عظمت در طول تاریخ خلقت میلیارد ها میلیارد ( بیشترشو بلد نیستم وگرنه همونو میگفتم...شما بخونید بیشماااار) ساخته شده...چیز خاصی نیست...

راستش بیشتر به تیکه دوم فکر میکنم اکثر اوقات.

این که چرا ماها خودمونو مرکز خلقت میدونیم؟ چرا فکر میکنیم و باور داریم که همه چیز باید بر مدار خواسته های ما بچرخه؟ مگه ما کی هیستیم؟ چرا وقتی یه نفر خلاف رای ما حرکت میکنه حتما باید بهش بفهمونیم که نباید،؟! چهقدر جنگ هایی که به خاطر همین مرکزیت دادن به خودمون اتفاق افتاده! یه نفر یه تفکری کرده به اون تفکر قداست و اصالت داده و همه کسایی دیگه رو که اونها هم همون قدر ارزش داره وجودشون از بین برده...

به این که در عین حال که من عالم بزرگی هستم هرکس دیگه ای هم همین قدر بررگه....

راستش بعد از تموم شدن این افکار معمولا گریه م میگیره...نه از غصه...لطیف میشم. 
آخرش به این فکر میکنم که اگر قلب هر کسی بلرزه عالمی لرزیده! و اگر....

بذارید تا آخر نگم...به اندازه عمق وجود انسان حرف میشه... اعمالمونن که این عوالم بزرگ رو تغییر میدن.نمیتونم همه چیز رو به کلام بیارم!
پاسخ :
خیلی خوبه که نمی تونید همه چی رو به کلام بیارید :)) شوخی نمی کنم! چون این نشون میده دستکم یه تجربه ی فراحسی داشتین
شاخه سیب
۰۵ آذر ۱۴:۵۲
فراحسی یعنی چی؟
میدونید که من با الفاظ کمتر از مفاهیم آشنام.
برام باید توضیح بدید. ممنون
پاسخ :
نمی دونم :)
فراحسی یعنی چیزی که با حواس چندگانه نمیشه انتقالش داد :)
مسـ ـتور
۰۵ آذر ۱۴:۵۶
چه شباهتایی؟!
پاسخ :
همین که دوس دارن آینده نباشه :)
شاخه سیب
۰۵ آذر ۱۸:۲۴
نمیدونید چرا از اون کلمه استفاده میکنید؟!!!!
پاسخ :
از باید؟ :)
ایمان
۰۶ آذر ۰۱:۳۷
من غیرخودآگاه یاد سیر آفاق و انفس و این چیزا افتادم و خصوصا"سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق اولم یکف بربک انه علی کل شی شهید" که نمیدونم چه شد که یادش افتادم.
پاسخ :
یاد غار افلاطونی نیفتادی؟ :)
سا قی
۰۶ آذر ۱۷:۱۲

از سحرخیزی رسد شبنم به وصل آفتاب

چشم بگشا، غافل از بیداری شبها مشو

هر چه در آفاق باشد هست در انفس تمام

سیر کن در خویشتن صائب جهان پیما مشو



بسیار عالی بود

پاسخ :
بله خیلی عالی بود :)
شاخه سیب
۰۷ آذر ۰۹:۳۴
 اشتباه متوجه منظورتون شدم. فکر کردم منظورتون از "نمیدونم" معنی کلمه فراحسیه...برامم خیلی عجیب بود که اگه نمیدونید چرا خط بعد توضیح دادید. واقعا یه لحظه تعجب کردم.
بعدا فهمیدم نمیدونم برای اون "میدونید که" بوده.
پاسخ :
نه اتفاقا :) نمی دونم یعنی نمی دونم . اون توضیح بعدش هم یعنی چیزی که به ذهنم میرسه اینه :)
شاخه سیب
۰۷ آذر ۰۹:۴۱
بالاخره توی ذهن شما اون کلمه یه معنی ای داشته دیگه...برای رسوندن یه مفهومی ازش استفاده کردید دیگه. توی صحبتای من و شما همون مفهوم مهمه. این که کس دیگه چه مفهومی برای کلمه فراحسی قائله مهم نیست چون طرف صحبت من اون آدم نیست.
درسته؟
پاسخ :
اینو نمی تونم قبول کنم که : این که کس دیگه چه مفهومی برای کلمه فراحسی قائله مهم نیست
+ چون من باید به زبان و اعتبارات زبانی متعهد باشم . اینکه هر کدوم از ما یه معنایی برای هر واژه ای درنظر بگیره عاقبتش به بی ارزشی زبان و واژه و گفتگو میرسیم. نه؟ :)
شاخه سیب
۰۷ آذر ۰۹:۵۶
حالا در اون حد نمیخواد عاقب اندیش باشید....
منظورم صرفا توی دیتلوگ من و شما بود نه کلا!!
پاسخ :
فرقی نداره :)
چون دیدم یکی از دوستان برای جاودانگی!! فیشنگار دعا کرده بود پس باید رعایت کنم از الان :)
ایمان-1
۰۷ آذر ۱۶:۴۷
@لوسی می

نکته بر سر یک مغالطه س.
نویسنده توجه نکرد که ما نگفتیم"هر وجودی را علتی است!"بله گفتیم هر معلولی را علتی است.این مطلب رو هاوکینگ به پاپ گفت که پس علت خدا چیست؟!

دلیل این اشکالش هم همین مغالطه س. نکته هم دقیقا همین جاس که تا این سلسله ی علل رو به یک cause نرسونین که effect بودن رو نتونین بهش نسبت بدین،این سلسله نخواهد ایستاد و بطلان تسلسل رو که وارد کنیم همه شون روی هوا خواهند رفت. آیا تک سلولی،یا چیز مشکلتر مثل هیگز یا چیز بسیار مشکل تر مثل زمان،علت هایی هستن که نتونیم معلول بودن رو بهشون نسبت بدیم؟!پس این ایراد وارد نیس.
...
اما کلا برهان علیت و تقریرش چی ن؟!
برهان علیت:(عقلا)هر معلولی علت دارد،(عطف به تجربه(قانون دوم ترمودینامیک)یا عقل(بینهایت در ریاضیات و نفی ریاضی بینهایت بالفعل که هیلبرت ثابت کرد.*عدد،زمان و این دست مفاهیم از انتزاع یا وهم و...مورد نظر نیس.)عالم معلول است(و با عطف به بطلان تسلسل علل)نتیجتا عالم علتی دارد.

این برهان علیت برای اثبات الله بدرد خوردنی نیس و فقط باهاش میتونیم در بهترین شرایط علت العلل رو ثابت کنیم،

البته صاحب المیزان و شهید مطهری(ره) و کلا اینا اومدن و در مورد موهومی مثل سنخیت،الواحد و اینا گفتن و نهایتا یه خدایی(خدای سنخیت و الواحد)رو باهاش ثابت کردن. اما اگر مقصود شما برهان وجوب و امکان بود که با برهان علیت خلط شد باید عرض کنم هرچند بهش و به تقریراتش ایرادات جدی(از نظر عقیده)وارد میتونیم بکنیم منتها اساسا چیزی که اون نوشته بدستتون داد وارد نیس.

پورسینا نخست همه چیز رو دسته بندی از دید وجود داشتن کرد(پیدایش چیستی چیز)همه رو در وجوب،امکان و امتناع دید بعد هم باقی ماجرا که خودتون جست و جو کنین. در تقریر پورسینا تفاوتی بین تک سلولی زیست شناسی،نور رسول الله(ص) که ما میگیم و هیگز فیزیک نیس و تماما ممکنن و واجب نیستن. بنابراین تفاوتی ندارن و ایراد نویسنده وارد نیس. مشکلاتی در خصوص زمان و مکان در این برهان هم میتونن طرح بشن.
پاسخ :
فرق تک سلولی با نور رسول در وجود چیه؟
ایمان-2
۰۷ آذر ۱۷:۱۸
@لوسی می

طرف از شما پرسید که خدا پیش از خلق چه میکرد؟!
جواب ما این خواهد بود که مهمل نگین!

پیش و پس،پیشین و پسین در اینجا ینی مستشکل از زمان میپرسید. در مورد زمان دو نظر میتونیم داشته باشیم.

نخست اینکه زمان رو زروان ازلی بدونیم.
دیگر اینکه زمان رو حادث بدونیم.

عقیده ی نخست از اون جهت که نافی قدرتمندی چون فیزیک خواهد داشت، باطل خواهد بود. (رجوع کنین به معادله ی دوایت و ویلر و دست آوردهای کارلو روولی که اساسا چیستی زمان رو به اوهام رسوند.

البته شیخ مفید(ره) نظرات بسیار شگفت انگیزی در خصوص زمان دارن ولی چون طرف ما کافری بیش نیس من باب الزام به فیزیک ارجاعش میدیم.)

اما اگر دیدگاه دوم رو داشته باشیم،اونوقت در واقع پرسیدیم"پیش از خلقت(من جمله خلق زمان)خدا چه میکرد؟!"سوال کنندگان ما اینجا از اون جهت که زمان رو ثابت گرفتن و سپس در مورد خلقت-از جمله خلقت زمان-در ظرف زمان سوال کردن مهمل میگن. در واقع این سوال با عقیده ی دوم قابل جمع نیس. عقیده ی نخست هم که فیزیک(که سوال کنندگان ما مثل ناموس میپرستن و اساسا با این نوامیس بستیز خدا میخوان برن!)رد کرد. پس سوال کلا منتفی خواهد بود.
پس بطور کلی اینکه الله پیش از خلقت کجا بود یا چه میکرد،از اونجهت که زمان و مکان خود مخلوق خدان،مهملی بیش نیس.
پاسخ :
ممنون از توضیح قضیه زمان :)
ایمان
۰۷ آذر ۱۷:۲۱
در تقریر سینوی فرقی در امکان یا وجوبشون نیس.
پاسخ :
در نگاه شما از منظر وجوب یا امکان تفاوتی دارن؟
ایمان
۰۷ آذر ۱۸:۳۷
@ناشناس۴

استاد شما یک شارلاتان مشرک بیش نیس.

1-گروهی از شیعه بر سر تفویض خلق و رزق به معصوم(ع)با گروه دیگری نزاع شدیدی میکردن. نهایتا نزد حضرت ابی جعفر محمد بن عثمان عمری(رض) رفتن تا از نایب آقا(ع)بخوان مساله رو به عرض حضرت(ع)برسونن. پاسخ اومد:

إن الله تعالى هو الذی خلق الأجسام وقسم الأرزاق، لأنه لیس بجسم ولا حال فی جسم، لیس کمثله شئ وهو السمیع العلیم، وأما الأئمة علیهم السلام فإنهم یسألون الله تعالى فیخلق ویسألونه فیرزق، إیجابا لمسألتهم وإعظاما لحقهم.

(الغیبة،الشیخ الطوسی(ره)،ج1، 316 و روایت در الاحتجاج،اثبات الهداة و غیرهم هم اومد.)

2-عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله الصادق (علیه السلام)، قال: إن الله تبارک وتعالى لا یوصف بزمان، ولا مکان، ولا حرکة، ولا انتقال، ولا سکون، بل هو خالق الزمان والمکان والحرکة والسکون والانتقال، تعالى عما یقول الظالمون علوا کبیرا!(الأمالی،الشیخ الصدوق(ره)،ص353)

3-الرضا(ع)فی مجلس المامون: ألا تعلم أن ما لم یزل لا یکون مفعولا وحدیثا وقدیما فی حالة واحدة؟(التوحید،الشیخ الصدوق،ص450)

4-أن أمیر المؤمنین علیه السلام استنهض الناس فی حرب معاویة فی حرب معاویة فی المرة الثانیة فلما حشد الناس قام خطیبا فقال: الحمد لله الواحد الأحد الصمد المتفرد، الذی لا من شئ کان، ولا من شئ خلق ما کان(التوحید،الشیخ الصدوق،ص41)

5-عن أبی عبد الله علیه السلام قال: جاء حبر من الأحبار إلى أمیر المؤمنین علیه السلام فقال: یا أمیر المؤمنین متى کان ربک؟ فقال له: ثکلتک أمک و متى لم یکن؟ حتى یقال: متى کان، کان ربی قبل القبل بلا قبل وبعد البعد بلا بعد، ولا غایة ولا منتهى لغایته، انقطعت الغایات عنده فهو منتهى کل غایة، فقال: یا أمیر المؤمنین! أفنبی أنت؟ فقال: ویلک إنما أنا عبد من عبید محمد صلى الله علیه وآله. وروی أنه سئل علیه السلام: أین کان ربنا قبل أن یخلق سماء وأرضا؟ فقال علیه السلام: أین سؤال عن مکان؟! وکان الله ولا مکان.

پس خداوند فقط یک چیز نیافرید،مکان و زمان از مخلوقاتن،ماده رو از عدم آفرید و شما گمراهین و استاد شما منحرف تر از شماس!

ما هر چه بیشتر فکر میکنیم بیشتر به شرک استاد شما میرسیم.

یه روایتی در احتجاج و جلد 9ام از بحار دیدم،استاد شما و حرفای شما من رو یاد اون دهری ای که در اون روایت رسول الله(ص)با عقل(همون نفی ازلیت با نفی بینهایت بالفعل در ریاضیات که هیلبرت انجامش داد.)زدن پکوندنش،انداخت!
پاسخ :
سلام خیلی خوب بود خوندن این روایات*
اینو میشه ترجمه و توضیحش رو بگید: أن ما لم یزل لا یکون مفعولا
ایمان
۱۱ آذر ۰۳:۳۵
ینی اونچه پیوسته باشنده س(ازلی)مفعول(مورد اراده یا هر فعل دیگر مثل خلق و...)نیس.ینی ازلی مفعول نیس.ینی ازلی بودن و مفعول بودن قابل جمع نیستن. خوب خواهد بود اگر اون مجلس رو مطالعه بفرمایین.

بنظرم میاد تقریر سینوی چیزی از حقیقت محمدی(ص) که میگن به دست نخواهد داد اگر مقصودتون این چیزاس.

خارج از برهان و تقریر پورسینا هم محصول روایات خلق نخستین و درایت در نص چیزی غیر از ادعای صوفیانه س‌.
پاسخ :
پس فرق قدیم ذاتی و قدیم زمانی اون موقع مشخص نشده بوده؟
خانم الفــــ
۱۵ بهمن ۱۳:۰۷
از کامنت های متنوع  و متعدد دوستان استفاده کردم.
چه گرد و خاکی به پا کردید جناب دچار 
پاسخ :
کار من نبوده که !
من فقط کپی پیست کردم متن رو :)

دوستان زحمت کشیدن و با متن وارد بحث شدن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین