نمی دانمِ علامه

بارها مى‌شد ما سؤالى را از ایشان مى‌پرسیدیم و ایشان با صراحت مى‌گفتند: نمى‌دانم. گاهى اوقات نیز تأملى مى‌کردند و مى‌گفتند: ببینید، این‌گونه مى‌توان پاسخ گفت. ایشان تعمّد داشتند که کلمه «نمى‌دانم» را بگویند.
دیوانه ...
۱۳ آذر ۲۳:۱۶
میگفتند وقتی از ایشان سوالی را میپرسیدند و بلد بود با طمانینه و آرامش و باصدای آرام جوابش را میدادند 
ولی وقتی سوالی جوابش را نمیدانستند بلند میگفتند نمیدانم

از ما بپرسن میگیم به نظر من ....
پاسخ :
به مقام نمیدانم رسیدن هم خودش خیلیه :)

بقول آقای دینانی:‌

http://fiish.blog.ir/post/128
هلما ...
۱۴ آذر ۰۰:۱۴
علامه چقدر شبیه منه :))
پاسخ :

چشم های علامه :)


حجت‌الاسلام جاودان استاد اخلاق در خاطره‌ای از مرحوم علامه طباطبایی درباره معالجه چشم‌های ایشان در لندن این گونه نقل می‌کنند:

پس از انجام عمل قلب ، وقتی می‌خواهند چشم را عمل کنند باید بیهوش کنند. حداقلش این است.


ایشان گفتند که نه لازم نیست بیهوش کنید، نمی‌شود.


علامه فرمودند؛ نه، پلک‌های من در اختیار من است. چشم را باز نگاه داشتند. مثلاً نیم ساعت تمام تا آن‌ها چشم را عمل کردند.


پلک بی‌اختیار است. دست که نزدیک می‌شود این پلک بی‌اختیار بسته می‌شود

معصـومــــــه پــورابـراهیـــم
۱۴ آذر ۰۰:۵۴
منم ازش استفاده میکنم:)
واقعا خلاص میکنه آدمو از جواب دادن به بعضی از سوالهای بیخود.نمیدونم چرا نمیدونمو خیلی دوست دارم!
پاسخ :
احتمالا بخاطر خلاص کردن خویش از جواب دادن نیست؟ :)
ایمان
۱۴ آذر ۰۵:۱۱
خدا همه ی درگذشتگان رو رحمت کناد!
کاش 2-3مورد از این جاهایی که میگفت"نمی دانم!"رو هم ذکر کنین.نقل شهید مطهری این بود که شیخ انصاری(ره) یا صاحب جواهر(ره)-یکی از این دو بود،تشکیک از حافظه ی داغون ماس- اینطوری بودن تا شاگردا ازشون نفهمیدن و از مردم نادانستن رو‌ بخاطر عیب بودن مخفی نکنن.
پاسخ :
باشه اگر مواردی به چشمم خورد الصاق میکنم
ایمان
۱۴ آذر ۰۵:۱۳
شیخ انصاری(ره)بود.
پاسخ :
حافظه :)
ستاره جان
۱۴ آذر ۰۶:۰۳

بله بله بله

.

.

.


فقط یه سوال

ساعت 23!

پاسخ :
همون نمی دانم :)
محمد روشنیان
۱۴ آذر ۰۸:۱۷
هشتک صداقت
پاسخ :

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد

رخ  شطرنج  نبرد  آنچه رخ  زیبا برد

آقاگل ‌‌
۱۴ آذر ۰۸:۴۲
یعنی شما برو تو خیابون جلو چند نفر رو تصادفاً بگیر بگو کوچه آقاگل‌نژاد کجاست؟ با اینکه این کوچه اصلاً وجود خارجی و حتی داخلی نداره ولی 98 تا آدرس متفاوت بهت می‌دن  :|
.
الحمدلله در یکی از رفتارها شبیه آیت‌الله هستیم. اون 99.99 درصد باقی مانده هم خدا بزرگه.
پاسخ :
الان منظورت شهری بود که توش بسر میبری؟ :)
ن. .ا
۱۴ آذر ۰۹:۱۲
نظرات رو خوندم و جالب بود که خیلی ها حمل بر صداقت علامه کردن... البته که درسته
اما من بیشتر حمل بر حسن تدبیر علامه کردم...

گاهی این نمی دانم ها به معنای ندانستن اون موضوع نیست...
بلکه نسبت به سوال شخص و پاسخش علم دارن منتها نمیدونه بگه یا نه...

یا نمیدونه الان وقت پاسخش هست یا نیست...
اون نمیدانم ها ممکنه در مراتب خیلی بالاتری از خود پاسخ باشه...

مثلا اگه شما توفیق پیدا کنید و از امام زمان بپرسید : آقا شما دقیقا در چه تاریخی ظهور میفرمایید؟
ممکنه آقا به شما بفرمایند: نمیدانم
یقینا این نمیدانم به معنای عدم علم امام نسبت به سوال شما نیست...
چون دانستن معلول توجه انسان به اون مجهول یا سوال هست...
امام برای دانستن این پاسخ باید بخواهد که بداند ،تا بداند (اذا شاء ان علموا ، علموا)
اگر به هر دلیلی امام نخواد نسبت به سوال شما اون توجه رو برای دانستن داشته باشه نتیجه این میشه که امامی که عالم کل هست میفرمایند: نمیدانم

پس نمیدانم در کلام بزرگان الزاما به معنای جهل نیست... گاهی تدبیر بر این هست
پاسخ :
الان برام سوال شد که پیامبر (ص) در زمان حیات چه رفتاری با منافقین داشت؟ حتا مثلا رفتارشان با کسانی که بعدها خلیفه شدند و حضرت فاطمه سلام الله از دست آنها ناراحت بود
ستاره جان
۱۴ آذر ۰۹:۳۷
جوابتون به آقای روشنیان یه شعر خیلی زیبا و پرمحتواست که نفهمیدم چرا اونجا گذاشتیدش میشه توضیح بدید؟ 
سلام 
پاسخ :
سلام چون شاعر اون شعر زیبا علامه طبطبایی هستند.

مهر خوبان

 

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد

رخ  شطرنج  نبرد  آنچه رخ  زیبا برد


تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

از سَمَک تا به سمایش  کشش لیلا برد


من به سرچشمۀ خورشید نه خود بردم راه

ذرّه ای بودم و مهر تو مرا بالا برد


من خَسی بی سروپایم که به سیل افتادم

او که می رفت مرا هم به دل دریا برد


جام صَهبا زکجا بود مگر دست که بود

که درین بزم بگردید و دل شیدا برد


خَم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود

که به یک جلوه ، زمن نام ونشان یک جا برد


خودت آموختیم مهر و خودت سوختیم

با افروخته رویی که قرار از ما برد


همه یاران به سر راه تو بودیم ولی

خم ابرویت مرا دید و زمن یغما برد


همه دل باخته بودیم و هراسان که غمت

همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد 

لوسی می
۱۴ آذر ۰۹:۵۳
پرستش به مستی است در کیش مهر،
برونند زین جرگه هوشیارها
:)


خواستم بگم منم از شعرهای علامه بلدم ستاره جان:)
پاسخ :
ایشونم بلدن ستاره خانم :)
ستاره جان
۱۴ آذر ۰۹:۵۹
چه قشنگ
پاسخ :
این شعر رو وقتی آدم میخونه حس میکنه روی یه بلندی نشسته که میتونه جاهای دور دور رو تماشا کنه ...

😌
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۰:۰۱
اونو همه بلدیم لوسی می نه؟ 
چون نه تنها تو ادبیات پیش دانشگاهی 
که قبل اون تو ذهنامون نقش بسته :) حداقل خودم 
از کودکیم که تو رادیو پخش می کرد چقدرم قشنگ می خوند خواننده اش :) 
پاسخ :
بله :)
ن. .ا
۱۴ آذر ۱۰:۱۰
ارتباط سوالت با نظر خودم رو نفهمیدم
پاسخ :
درمورد تدبیر نمیدانم از سوی بزرگان گفتی گفتم شاید پیامبر هم علی رغم علمی که درمورد هر کدام از دورو بری ها داشتن باز به گونه ی نمیدانم با آنها برخورد میکردند!
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۰:۱۹
یه چیز بی ربط بنویسم 
در راستای کلیپی که در وب لوسی می لینک دادید رفتم ببینمش زیرش یه لینک رژیم غذایی زده! اونو دارم نصب می کنم ! :))) تا ببینم کی لینک‌باز میشه کلیپو بتونم ببینم 
پاسخ :
اینکه میگن از هر دستی بدی از همون دست میگیری واقعا درست میگن :)

اینکه کامنت بی ربط واسه بقیه بذاری حقته بقیه هم بیان برای تو این کارو بکنن ! :)
لوسی می
۱۴ آذر ۱۰:۲۶
اونو همه بلدیم لوسی می نه؟


اگه بلدی همین الان بدون سرچ اضافه بقیه شو بنویس!
دو نمره!

@ستاره جان!
پاسخ :
خخخخ راست میگه بنویس :)
ن. .ا
۱۴ آذر ۱۰:۲۹
راستش یه مقدار در مورد تدبیر انبیا و اولیا صحبت کردن سخته...

تدبیر از کلمه دبر میاد... دبر یعنی پشت...
مدبر کسی هست که پشت قضایا رو می بینه و بر اساس اون  تصمیم میگیره...

تدبیر اولیای خدا خیلی متفاوت تر و متعالی تر از ماهاست...
شاید تا در جایگاه اونها نباشیم نتونیم درست تحلیل کنیم...

مثالش در تاریخ بسیار فراوانه...
یکی اش قضیه عاشوراست... گاهی وقتی رفتار بزرگان شیعه مثل ابن عباس و جابر بن عبدلله و عبدلله بن جعفر و دیگران رو در مقابل حرکت امام حسین میبینیم مشخص میشه بزرگانی مثل جابر هم در تحلیل و تدبیر اون هماهنگی لازم رو با امام نداشتن...

جالبه تحلیل همه اینهااین بود که کوفیان خیانت میکنن لذا نباید به دعوتشون لبیک گفت...
و تحلیلشون هم درست از آب در اومد...
تدبیر اونها بر خیانت کوفیان درست بود.... اما... دیگه عمیق تر از این نمی تونستن ببینن...
و امام غالبا جواب آخرشون به این زعما در بحث این بود: من از سوی جدم پیغمبر مامورم...
یعنی اگر نمی تونی درک کنی حداقل اطاعت کن...
پاسخ :
اگر نمیتونی درک کنی حداقل اطاعت کن :)) قشنگ بود این حرفتون
ام شهرآشوب
۱۴ آذر ۱۰:۳۸
آقای قرائتی چندروز پیش میگفت قرآن فرموده شما آدما، همتون باهم، علمتون قلیله

خیلی این حرفش به فکر فروبرد منو. گفتم ببین همه ی دانشمندا و مخترعا و فیلسوفا و ال و بل، همه باهم که جمع بشیم علممون قلیله. بعد چقدر از علم به ما میرسه عایا؟؟؟؟
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۰:۳۸
Error loading media 
چجوری دیدینش؟ بعد سه بار رفرش این پیغام رو داد :|
پاسخ :
قسمت نیست :)
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۰:۴۳
هر چیش یادم بیاد من شبکار :) نمدونم چرا گیج نمیشم بخوابم 
همی گویم و گفته ام بارها 
همییی گویم و گفته ام بارها:) 
بود کیش من مهر دلدارها 
بد کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در دین مهر 
برونند زین جرگه برونند زین جرگه هوشیارها هوش یارها 
از بر نکرده بودم در عالم کودکی دوست میداشتم الانم همین قسمت ریتمش را شلیه ریتمش نوشتم :) 
پاسخ :
@ لوسی می

خوبه؟ :)
هلما ...
۱۴ آذر ۱۱:۰۷
اختیار چشم های من واقعا دست خودم نیست، عضو نابکاریه. :)
ولی خب خیلی وقته تو آواتار ثابت مونده چندین ماه...
اصلا اند شباهت :)
پاسخ :
از صبح دارم تمرین میکنم ببینم چند دیقه میتونم پلک نزنم :)
+شما هم تمرین کنید
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۲:۰۵
تو بودم کردی از نابودی و مرا با عشق پروردی 
فدای نام تو بود و نبودم 
اینم می دونم همون خواننده خونده دیگه شاعر کیه رو نمی دونم 
.
.
.
خوابمم نبرد:| به جاهای باریک رسیدم و برگشتم :| الانم نشستم دارم چای میخورم :) 
پاسخ :
آقاگل یه پستی گذاشته درمورد خوابش و انشای نوه اش صحبت کرده :)
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۲:۱۰
هی! دچار
شما که همش پای سیستمی این کار را نکن کلا این سیستما واسه چشم مضرند اونوقت چند دقیقه پلک هم نزنی (حتی رو به سیستم هم نباشی) خشکی چشم می گیری 
بعد نگی سرم درد می کنه هااااا
خانم پرستار :) 
پاسخ :
ممنون بابت توضیحات خانم پرستار :) ولی باید ببینم میتونم یا نه
معصـومــــــه پــورابـراهیـــم
۱۴ آذر ۱۳:۰۱
نمیدونم:))

ولی جدا ازشوخی،باید نمیدونم هامون صداقت داشته باشه ها!من اگه بدونم،نمیگم نمیدونم:)نیایم یه نمیدونم بگذاریم پشت دانسته ها خلاص!
پاسخ :
یک بعد از قضیه نمی دانم گفتن هم برمیگرده به تنبلی یا حس پیچوندن طرف که بقول شما نباید اینکار رو بکنیم :)
ستاره جان
۱۴ آذر ۱۳:۰۲
باشه پس کور شو اصلا  😂😂😂😂
پاسخ :
نشدم
هویجوری:)
۱۴ آذر ۱۴:۱۴
دکتر حسابی میگفت،اونی که بیشتر میگه نمیدونم،بیشتر میدونه!


من هروقت میخوام داداشم و بپیچونم میگم بیا مسابقه ی پلک نزدن:/ همیشه هم اون برنده میشه:))
پاسخ :
اون وقت چجوری گولش می زنید؟ :)
هویجوری:)
۱۴ آذر ۱۵:۵۵
هیچی حواسش پرت میشد،دیگه گیر نمیداد:)
پاسخ :
آقا از توی پنل نظر بذارید تا بتونم نظرهای قبلیتون رو پیدا کنم و بفهمم چی به چیه :))
+ الان من چجوری جواب بدم؟
هویجوری:)
۱۴ آذر ۱۷:۱۷
واا!خب زحمت بکشید یه نگاه به داخل وب بندازید:/
هعیی پنل کجاایییییی😢

پاسخ :
آهان داداشتون بچه کوچیکه بهونه میگیره؟ :)
هویجوری:)
۱۴ آذر ۲۱:۳۸
کوچیکم نیست،7 8 سالشه:)
این ترفند قبلنا بیشتر کاربرد داشت
پاسخ :
ترفند جدید پیدا کنید :)
آرتمیس ‌‌
۱۵ آذر ۰۹:۴۵
بندگان خدا اومدن گفتن "ما هم میگیم نمی‌دونم!"
الان نمی‌دانمِ علامه با نمی‌دانمِ ما یکیه؟ قیاس درستی نیست بنظرم :)
پاسخ :
من یاد سوال درس فلسفه دبیرستان افتادم که میگفت: تفاوت نمیدانم سقراط با نمیدانم سوفیست ها چیست؟ :)
آبان ...
۱۸ آذر ۱۶:۴۰
یه جایی رفته بودم مصاحبه اولش سهی کردم سوال پرسش گر و تجزیه تحلیل کنم و جواب بدم ..اخرش گفتم نمی دونم .پرسشگر هم گفت افرین از اول بگو نمی دونم ...
جالبی اش اینه که سوال اصلا جواب نداشت :(
پاسخ :
خب این پست به درد مصاحبه و گزینش هم میخوره پس :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین