پژوهشکده ی غیرانتفاعی

مِثلِ عِشق

یکى از ویژگى‌هاى کلى حالات روانى این است که با هیچ تعریف خاصى نمى‌توان آنها را به کسى که فاقد آنها است، شناساند. یعنى تا انسان مزه آن را نچشیده باشد، نمى‌تواند حقیقت آن را درک کند.
*یه خانوم گل*
۰۹ آذر ۱۰:۱۵
اره واقعا..
مثل بعضی از تجربه ها ...
هرچی هم بگی نباید این کارو بکنی تا انجام نده و تجربه نشه براش دست بردار نیست
پاسخ :
حلوای تن تنانی :)
ام شهرآشوب
۰۹ آذر ۱۰:۲۶
ما آدما حتی نمیتونیم گاهی وقتا، احساسات و حالات روانی گذشته ی خودمون رو درک کنیم. (بخاطر همینه که گاهی میگیم واقعا من چه فکری کردم که اون کار رو انجام دادم!) 
پس چطور انتظار داریم حالات روانی بقیه رو درک کنیم یا بقیه حالات روانی ما رو درک کنن؟
پاسخ :
الان با آمادگی کامل کامنت دادین؟ :)
هلما ...
۰۹ آذر ۱۰:۳۰
مثل نود درصد حسای من از عشق تا دوست نداشتنی شبیه نفرت، حتی دلسوزی ها و سنگدلی ها.
همه این پست رو میفهممن حتما :)
پاسخ :
روی نقطه ی مشترک ملت دست گذاشتم :) واسه همین قابل فهمه
مریــــ ـــــم
۰۹ آذر ۱۰:۳۲
امان از عشق
:|
پاسخ :
امان از درد هجران :)
ام شهرآشوب
۰۹ آذر ۱۰:۴۷
فک کنم!
پاسخ :
یعنی اون لینک رو مطالعه فرمودین؟
هویجوری :)
۰۹ آذر ۱۰:۴۸
این در مورد همه صدق نمیکنه،شاید حقیقتش درک نشه ولی خیلی چیزاش درک میشه
پاسخ :
منظورت به شخص خاصی بود؟ :))
هویجوری :)
۰۹ آذر ۱۰:۵۹
نه والا،شاید هم خودم بودم:))

من عاشق نشدم ولی درکشون میکنم چون با عشاق زیاد سرو کله زدم..حالا این فقط در مورد عشق صدق نمیکنه..

بزار یه مثال ساده بزنم،مثلا یکی دور از جون یه بیماری ویروسی میگیره،و ما تا حالا این بیماری و نگرفتیم، ولی وقتی میگه،حالت تهوع دارم،بدنم درد میکنه، سرگیجه دارم، میتونیم درکش کنیم.
پاسخ :
خب مثال نقض این فیش هم پیدا شد :)
پرهـ امـ
۰۹ آذر ۱۱:۰۲
عجب ! خوب بود .. یعنی یه جورایی به فکر هم البته فرو نرفتیم دهانمان بسته شد ..
+ بیهوده تلاش کردیم این همه پس !
پاسخ :
بله  سعی کن عاشقش کنی تا اینکه هالی اش کنی :)
منتظر المهدی (عج)
۰۹ آذر ۱۱:۰۷
قشنگ بود...
پاسخ :
چشم‌هایت
قشنگ دید :)
محبوبه شب
۰۹ آذر ۱۱:۰۸
صحیح!
پاسخ :
آقاگل ! چرا با پنل دختر مردم نظر میذاری!! :)
پرهـ امـ
۰۹ آذر ۱۱:۰۹
هممم .. این هم خیلی همم !

+ البته فکر و بحث درون فکریم عشق و عاشقی نبود :)
پاسخ :
یه جوری بهش نگاه کن که عشق و عتشقی محسوب شه
پرهـ امـ
۰۹ آذر ۱۱:۱۷
بله :)
پاسخ :
شاعر میگه: اونی که رفته :) گور باباش :)) به فکر یکی دیگه باش :)))
آرتمیس ‌‌
۰۹ آذر ۱۱:۱۸
اول اینکه جوابتون به کامنت هشتم یک غلط املایی داشت! بگردید و پیدا کنید.
دوم اینکه جوابتون به کامنت هشتم خیلی خیلی قشنگ بود!
پاسخ :
باشه! فقط بگو اون کلمه درستش چی میشه؟ :))
آرتمیس ‌‌
۰۹ آذر ۱۱:۲۳
:|
پاسخ :
مردم! آزار :/
پرهـ امـ
۰۹ آذر ۱۱:۲۳
شاعرِ احتمالا این فیش رو نخونده و درنیافته .. :| گرچه که خیلی خوب میگه :)
پاسخ :
آره شاعرش مال زمان قبل از انقلاب بوده فکر کنم! :)
OVe هستم
۰۹ آذر ۱۱:۳۹
جگرِ شیر نداری
سفرِ عشق مرو

همیجوری حال کردم اینو اینجا بگم :/ دوشواری که نداری؟!
پاسخ :
نه اتفاقا :) خیلی هم خوبه
+ اوضاع شکمی‌ت خوب شد؟!
عین الف
۰۹ آذر ۱۱:۴۸
مثال نقض نیست، خیلی دقیق نوشته: «تا انسان مزه آن را نچشیده باشد، نمى‌تواند حقیقت آن را درک کند».
پاسخ :
یعنی همه باید درکش کنن یه چیزو؟
OVe هستم
۰۹ آذر ۱۱:۵۰
اوضاع شکمیم مگر بد بود؟ :))
پاسخ :
گفته بودم یاد یکی از دوستام میندازیم؟
+ اون حالش خوب نبود! :))
هویجوری :)
۰۹ آذر ۱۲:۰۸
من قصد نقض نداشتم والا..جسات نکردم:))
پاسخ :
شایدم داری حقیقت رو سانسور میکنی وقتی میگی عاشق نشدی! :))
هویجوری :)
۰۹ آذر ۱۳:۴۷
ازین احتمالا ندید:|من الان سانسور و فیلتر نیستم:)
پاسخ :
حله :)
هویجوری :)
۰۹ آذر ۱۳:۵۸
الان=اهل 
اشتباه شد
پاسخ :
توی خودش هم میشه درستش کردها ! :)
yasna sadat
۰۹ آذر ۱۴:۱۰
همینطوره..

کلا ادم تا تجربه نکنه انگار نمی تونه قبول کنه چیزی رو
پاسخ :
اینجاست که شاعر میگه: عشق استخری کرانه ناپدید // سکه رو زده هر کی فقط از دور دید ! :)
عین الف
۰۹ آذر ۱۴:۵۸
نخیر
پاسخ :
متوجه شدم :)
خرگوشک :)
۰۹ آذر ۱۵:۲۵
آره..
هرچقدرم میگی از تجربه ی منِ بدبخت که تجربه کردم استفاده کن؛ باز میگه نهــ خودم میخوام تجربه کنم :/
هنوز... هنوز...
۰۹ آذر ۱۹:۵۹
مثل عشق:)
پاسخ :
بله دقیقا مثل خودِ عشق :)
لوسی می
۰۹ آذر ۲۳:۰۱
نمیدونم چی بنویسم!
پاسخ :
بنویسید از آغوش خدا امده بود...
هیچکس هیچ نفهمید چرا امده بود...

بنویسید نفهمید کسی دردش را....
هیچ کس درک نمیکرد رخ زردش را....

بنویسیدکه یک عمر کسی را کم داشت ...
در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت...

بنویسید هوای دل او ابری بود....
بنویسید که اسطوره بی صبری بود....

بنویسید پرش لحظه پرواز شکست...
بنویسید دلش را ب دل پیچک بست...

روی قبرم بنویسید دلی عاشق داشت...
دور تا دور دلش یاس و اقاقی میکاشت...

رج ب رج فرش دلش را گره با خون میزد...
شهرتش طعنه به رسوایی مجنون میزد...


شعر جانسوزی اگر گفت همه از دل بود...
بنویسید که او پای دلش در گل بود....

بنویسید که پروانه صفت سوخت پرش...
بنویسید غمی بود به چشمان ترش....

بنویسید که همواره غمی پنهان داشت...
بنویسید به تقدیر و قضا ایمان داشت...

بنویسید جوان بود کهنسال نبود....
بنویسید اگر حرف نزد لال نبود....
ویرا بانو
۰۹ آذر ۲۳:۱۴
درسته می فرمایند جناب دچار:))
پاسخ :
درسته می فرمایند؟ :))
I am the dark face
۰۹ آذر ۲۳:۴۱
عشق؟ هیچ آدمی در حد من نیست و برای عشق من باید سطح خودمو پایین بیارم و هرگز این کار رو نمی کنم 
پاسخ :
چقدر در حد خودت تنهایی پس!؟ :)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۰ آذر ۰۳:۰۶
می‌خواستم برم دنبال یه شعرِ تناسب‌دارِ قشنگ بگردم ولی خب خلاصه‌ش اینه دیگه چکاریه؟ :)
حال پخته در نیابد هیچ خام
پس سخن کوتاه باید، والسلام!
پاسخ :
والسلام :)
اتفاقا متناسب بود شعر
mitra .mo
۱۰ آذر ۱۴:۳۸
دقیقا درسته
منم با کاربرi am the dark face کمی موافقم
البته یکم نشانه غرور و خودپسندی هست
ولی از طرفی هم بی اعتمادی تو این دوره و زمونه باعث شده به هر کسی اعتماد نکنی
پاسخ :
البته که دل را باید به دلدار سپرد که قدرش رو بدونه :)
امید چِرَوی
۱۰ آذر ۱۹:۵۸

پدر و مادرا میگن تا مادر یا پدر نشی نمی فهمی ما چی میگیم .

منم گاهی اوقات این جمله رو میگم : تا سوار بنز نشی نمیتونی بفهمی چه حس و حالی داره :)

پاسخ :
خخخخ هم اونا درست میگن هم تو :))
ایمان
۱۰ آذر ۲۲:۱۴
بنظرم روانشناسی(لااقل این چیزی که انقد جدا از مغز و فرآیندای بدن و ایناس!)مثل خیلی رشته های دانشکده های علوم انسانی شبیه خودارضایی طرف با ادبیات و گذشته ی خودش و غیره س. ترجمه و معنای این روان شناسی واقعا واضح نیس.اصلا روان ینی چی؟!روانشناسی رو اصلا علم به کدوم معلوم حساب میکنن؟موضوعاش برای مطالعه چین؟چیا رو مطالعه میکنن؟!قلب و نفس ناطقه س یا روح و ایناس یا همه شون یا هیچکدوم اینا نیس یا اصلا علم نیس؟

تو شاهنامه حضرت حکیم فردوسی(رض)میفرمان"روانت پر از شرم و آزرم باد!".
خدا همه ی مسلمین رو از نکبت و رذیله ای به نام عشق حفظ کناد!

حالا واقعا اگر کسی عاشق شد،حقیقت عشق رو درک خواهد کرد؟! عشق رو بخاطر رذیله بودنش کلا کنار بذاریم در مورد حالات دیگه چشیدن برای درک کافی خواهد بود؟ (عشق،بی عقلی از سر شهوت زدگی و این چیزاس و شناخت عشق توسط عاشق مثل شناختن نور توسط شخصی خواهد بود که انقد به خورشید زل زد،کور شد.)

مومن،ماجرا آسونتر و شکلی تر از این حرفا و چیزاس.
پاسخ :
با عشق درست صحبت کن استاد! :)

روانت پر از شرم و آزرم باد!
ستاره جان
۱۰ آذر ۲۳:۲۸
سلام 
لینک را تا همون آیه ی پست قبل خوندم 
فکر کنم جواب سوالی که در کامنت قبلیم نوشته بودید تو متن لینک هستاااا
پاسخ :
خب خدا  رو شکر :)
دریافتتون رو برای ما هم بگید
محمد روشنیان
۱۱ آذر ۰۹:۰۸
دقیقا باید اصالت قضیه درک شه و الا قابل لمس نیست برای شخص
حتی تو آثار هنری که هنرمند از اختلال روانی میگه خودش درگیرشه
اگه درگیر نباشه اثر یه پاش میلنگه
پاسخ :
اینم نکته ایه / و شاید ضعف کارهای هنری در جذب مخاطب از طبقه متوسط و پایین جامعه ریشه اش همین باشه که هنرمندا از دغدغه های خودشون فیلم میسازن تا مردم!
محمد روشنیان
۱۱ آذر ۰۹:۲۶
البته اصلی‌ترین مساله در خلق اثر هنری باید اصالت باشه برای خالق اولیه که خودش تجربه کرده باشه قضیه رو و با خلاقیت و نکته سنجی و مخاطب شناسی و ... بتونه مسائل دیگه رو ترکیب کنه باهاش و اثر شکل بگیره
البته هدف هنرمند برای خلق اثر هم مهمه و اینکه اثر باید خلق بشه که تغییر ایجاد کنه نه که مردم خوششون بیاد صرفا
پاسخ :
شهید مرتضی آوینی معتقد بود:

به خاطرِ ذاتیاتِ رمان‌نویسی و داستان‌نویسی سبک غربی است که ما مجبوریم برای داشتنِ داستانِ‌ مذهبی کسی را داشته باشیم که خودش در عین شناخت تکنیک، با اندیشة مذهبی عجین شده باشد. چه در این صورت، هر گاه او در پیِ حدیثِ نفس و القای نفسانیت و ارائه‌ی تفکر سوبژکتیو به مخاطب بیرون باشد، آن چه از او بیرون می‌تراود دقیقا همان خواهد بود که در اوست.
محمد روشنیان
۱۱ آذر ۰۹:۲۷
در ادامه جملات بالا باید بگم که البته هیچ چیز قطعی نیست و نسبیه نظرات و اهداف پس نمیشه ان‌چنان نقد قاطعی داشت
پاسخ :
ممنون بابت نظرات :)
ستاره جان
۱۱ آذر ۰۹:۲۸
واه! مگه خودت نخوندی؟ 
بعدشم اون چیه در جواب لوسی می نوشتی؟ o___O
پاسخ :
خودش متوجه منظورم میشه ! :)

+ ممکنه اونجایی که شما میگی رو درست متوجه نشده باشم
ستاره جان
۱۱ آذر ۱۰:۲۸
امروز عنوان این مطلب خیلی رو مخمه 
مثل عشق 
چیزی که فکر کنم هنوز تجربه ش نکرده ام 
امان از کمال گرایی ای که بی حرکت هم باشه! :|
پاسخ :
کمال گرایی همون مشکل پسندیه؟ :)
شنیده ای آن ضرب‌المثل را که گفت : مشکل پسند .. بوق پسند؟ :))
ستاره جان
۱۱ آذر ۱۱:۰۲
نه والا نشنیدم 

کمال گرا از خودش هم راضی نیست 
چه برسه به بقیه 
حالا حساب کن از اون ور براش مسائل و کاستی هاش عادی هم شده باشند 
یه جور جمع نقیضین نیست؟
چجوری من اینجوریم ؟ :/
پاسخ :
من نمی دونم شما اینجوری هستید یانه! :)
ستاره جان
۱۱ آذر ۱۱:۰۸
هستم برادر 
خودم موندم چجوری هستم! :|
پاسخ :
چم :)
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۱ آذر ۱۱:۲۶
و خدا نکنه یه روز بهتون بگن ان شاالله گرفتار بشی بفهمی چی میگم!!
پاسخ :
خخخخ :) همش همینو میگن اتفاقا :/
مردی بنام شقایق ...
۱۱ آذر ۱۶:۵۹
سلام

حتی بجای "حالات روانی"
می شود "حالات روانی ها"
گذاشت...
پاسخ :
سلام :)

خخخ :) علف باید به دهن بزی خوش بیاد :)
I am the dark face
۱۲ آذر ۲۱:۰۷
تنها؟ خب چون بقیه می خوان بیان در حد من تنهایی وجود نداره. 
پاسخ :
اینم حرفیه :)
بقیه! برید در حد ایشون قرار بگیرید :/
واران ...
۱۳ آذر ۰۹:۴۱
مارک تواین میگه :
عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه می‌بیند. 

چون جمله ی  قشنگی بود گفتم منم بیام اینجا زیر پستتون بگم :)
چون این پست تون،  این جمله ی مارک تواین رو کم داشت گفتم :))))

پاسخ :
یونجه نوعی علف شبیه شبدر می باشد :)
آنجا که سهراب می گوید: گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین