فیشــــــنگار

دانشمندان منکر خدا

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۷ ق.ظ

گاهی اوقات به صرف اینکه مثلا یک دانشمند از وجود خدا سخن بگوید، می‌گویند که او علم و دین را باهم جمع کرده است، و اگر او وجود الهی را منکر شود، ادعا می‌کنند که علم مخالف دین است.(ص: 105)

دکتر رضا داوری اردکانی علم و دین

هههه ههه! واقعا.
گاهی هم برای اثبات حقانیت دینیمون می گردیم تو آثار بزرگان دنبال نشانه های دین، که بگیم در هر حال علم به دین و خدا منتج می شود.
سلام. از گاهی به بعد رو درست متوجه نشدم ! :)
همونه دیگه. همون جمله ی پست.
میگم میگردیم دنبال نشانه های ایمان در بین بزرگان که بگیم اینا مومن بودن بروز نمیدادن. کسی که عالمه به دین میرسه. و از این حرفها.

مثل انیشتن که یه زمانی میگفتن مسلمان شده بوده بروز نمیداده.
جور دیگری نمیتونم توضیح بدم.
آهان فکر کردم منظورتون از بزرگان، بزرگان دینه ! شما منظورتون دانشمندان بزرگه
باید تو آثار بزرگان دین، دنبال دین گشت؟
پس چی؟
دینی که بخوای دنبالش بگردی دین هست اصلا؟
یعنی دین باید دنبال ما بگرده؟
یاد اون پیرمرده تو bus افتادم که با اشاره به گوشی من میگفت: اینارو قم می سازه!

به نظرم دین خوب و بد رو مشخص میکنه، یه اساس نامه است،یه برنامه برای زندگی انسانانه دانشمند و غیر دانشمند! نمیفهمم‌چرا اینقدر میذارنش در مقابل پیشرفت و تکنولوژی 

آفرین آفرین به جمله آخرت اونجا که میگی: نمیفهمم‌چرا دین رو میذارنش در مقابل پیشرفت و تکنولوژی
حساب کنید اگر بخوان طبق حرف انسانها ولو دانشمندا نظر بدن که علم مخالف یا موافق دینه 
چقدرتعدد آرا میشه 
اصلا میگم دو تا رای هم بیشتر نشه یه عده بگن آره موافقه یه عده بگن نه مخالفه 
واقعا چجوری میخوان نتیجه گیری کنن؟ 
این هم نکته مهمیه!
دانشمندی که توی زیست شناسی به تخصص رسیده، ممکنه از فیزیک هسته ای هیچی سردرنیاره
بعد ما انتظار داریم هر دانشمندی از هر رشته ای، بیاد دین خدا رو برای ما تایید کنه؟!

خب اون تخصصش در چیز دیگه ایه. حتی اگه به درستی دین هم نرسیده باشه حق نداره در حوزه ی غیرتخصصیش اظهار نظر کنه
اصلا سوال من اینه یه نفر خدای نجوم باشه! این آدم میتونه بگه خدا هست یا نه؟ بریم بالاتر یه نفر باشه همه ی علوم رو بلد باشه! باز میتونه بر اساس یافته های خودش بگه خدا هست یا نه ؟


+ بحث درباب وجود خدا چه نوع بحثی است؟
فکر کنم یک نفر هر دوی این جمله ها رو نمیگه! وقتی یک نفر با دیدن یک دانشمند مومن به این نتیجه میرسه که علم و دین تونستن ترکیب خوبی بشن این فرد نمیتونه با دیدن یک دانشمند بی دین به این نتیجه برسه که علم و دین در تناقضن، بجاش به این نتیجه میرسه که دانشمنده خوب تحقیق نکرده و آگاه نیست!

و برعکس اگر کسی دانشمندی بی دین را ببینه و بگه علم و دین در تناقضن ، وقتی دانشمند دینداری رو میبینه با خودش میگه این یه دانشمنده که هنوز در جهل و افکار موهومش مونده و تفکر علمی نداره!!

این چیزی رو که شما در پستتون گفتید رو نمیشه در یک نفر جمع کرد.
شما از یه جنبه ی دیگه به قضیه نگاه کردین و این قضیه هم خیلی مهمه . یعنی ما بیشتر از اینکه در بحث های علمی دنبال حقیقت باشیم دنبال اثبات کردن خودمون هستیم و چیزی که بر خلاف نظر ما باشه رو معمولا نادیده میگیریم یا
من احساس میکنم وجود خدا بیشتر به علوم عقلی و فلسفی مربوط بشه. تا علوم حسی و بشری. چون خدا ماده نیست که حس بشه. زیر تلسکوپ و میکروسکوپ بیاد
یعنی منطق ما و عقل ما میگه باید یه خدایی باشه؟

شهیدمطهری توی اصول فلسفه راه های خداشناسی رو گفته (حس/فطرت/ برهان عقلی و ...)
دین از ازل دنبال ما نگشت؟
خب ما یه سری پرسش هایی داریم که همه جا دنبالشون میگردیم ...

تهش میرسیم به دین
به دین یا به نوشته ها ی علمای دین؟
اگه باهم تعارض نداشته باشن. جفتش
هر عالمی از منابع دین یعنی وحی و سنت(قرآن و احادیث و روایات) اقتباس میکنه و با عقلش درستی و نادرستیش رو میسنجه. ما هم واسه تشخیص وجود یا عدم تعارض از عقل استفاده میکنیم؟
خب اون عالم برای شناخت و فهم منابع دین سال های زیادی وقت صرف میکنه. و به یه روش شناسی خاصی در فهم دین میرسه.

ولی من و شما میتونیم مثلا با فهم خودمون قضاوت کنیم که به عنوان مثال برداشت عالم شیعه از دین معقول تر است یا عالم اهل سنت یا صوفیه و غیره... در میان آثار هر یک از علمای شیعه هم باز میشه این مقایسه رو انجام داد و ...
(با عقلش درستی و نادرستیش رو میسنجه) 
منظورم از این درستی یا نادرستی اون منابعه. اعتبار و صحت یا بی اعتباری. یعنی عقل مستقلا حکم دینی صادر نمیکنه.
عقل مستقلا حکم دینی صادر نمیکنه. ولی میتونه در پیداکردن و انتخاب حکم دینی کمک کنه :)

دیروز توی رادیو داشت میگفت آقای آیت ا... جوادی آملی که عقل در برابر شرع تیست. عقل در برابر نقل است. و عقل سراج است و دین صراط

سراج یعنی چراغ
خب مقایسه رو که انجام دادیم. یه جاهایی بین دوتا عالم شیعه ی هم عصر به تناقض میرسیم. حالا این تناقض تو چه حوزه ایه؟ ایمانی، اخلاقی، احکام عبادی یا احکام شرعی غیر عبادی؟
من بشخصه باید ببینم کدومش معقول تره


بله عقل دربرابر شرع نیست. من هم نوشتم عقل مسقلا حکم نمیکنه، درستی یا نادرستی منابع رو تشریح میکنه که این معناش همون چراغه. صحت و عدم صحت رو با عقل میسنجن. با هر روشی. 
معقول تر ؟ نه ببین  آموزه های چهار قسم هستن. امور ایمانی و اعتقادی، امور اخلاقی، امور عبادی و امور شرعی غیر عبادی. من میخوام بدونم شما تناقض بین علما رو تو کروم میبینی؟ آیا همه ی علمای شیعه به اصول دین اعتقاد ندارن؟ (اموز ایمانی) آیا همه معتقد نیستن دروغ گفتن غیراخلاقیه؟(امور اخلاقی) آیا همه به یک شکل نماز و روزه معتقد نیستن؟(امور عبادی) تناقض کجاست؟ جز مورد آخر که امور شرعی غیر عبادیه؟
بعضیا هم میگن تفاوت موضگیری عالم در یکی از مسائل جدیده یا جزئی به فهم آن عالم از مقوله های مبنایی دین مانند توحید، امامت و غیره برمیگرده!
خب برگرده. مشخصا میتونه تفاوت باشه بین برداشت یک عالم از اصل عدالت با برداشت یکی دیگه از همون اصل. میتونه یکی معتزله و امامیه باشه و یکی اشاعره و اخباری. نهایتا تمام این تناقضاتی که ما امروز بهشون بر میخوریم چه بین علما و چه بین سنت و مدرنیته برمیگرده به احکام شرعی غیر عبادی. اینطور نیست؟
فرض میگیریم که اینطور باشه. چه نتیجه ای میخای بگیری
سکـــــوت!
میکنم که این سکوت منطقی تره؟ :))
کل این احکام دو درصد از کل منابع دینن. اختلاف سر این دو درصده و هر اختلافی تو اون ٩٨ درصد باشه اینجا نمود داره. این محل اختلاف ، جاییه که سنت و مدرنیته باهم تقابل میکنن.

مثلا تو حقوق بشر، محور منع برده داری و تساوی برده و آزاده یا محور تساوی حقوق پیروان ادیان، حقوق زن و مرد، حقوق فقها و عوام، منع مجازات های خشن و ارتداد هست.

علمای اسلام سنتی یا تاریخی از حوزه ی قم و نجف یا الازهر فتاواشون غالبا مغایر با این محورهای حقوق بشره. این مغایرت نه از روی عناد و یا عمد که به این خاطره که علمای ما منابعشون مال هزار و خرده ای سال پیشه که از قضا از همون هم دو درصدش مربوط به این قضایاست که از اون دو درصد مشخص نیست چقدرش صحت داشته باشه و جزو جعل احادیث اموی و عباسی نباشه. خیلی هاش با شرایط فردی اجتماعی حال حاضر مطابقت نداره. مثل همین محورهایی که عرض کردم.

علمای دین سنتیمون رفتن به سمت اشاعره و اصولا عقل رو به رسمیت نمیشناسن تو نوشته هاشون. 
به نظر من راه حل این تناقض روشن فکری دینی ه. یعنی اعتقاد و پایبندی به پایه های درست دین سنتی  و موافقت با مدرنیته ای که پشتوانه ی عقلی داره. استفاده عقل و غنی کردن رودخانه ی دین طبق مسائل روز.
چیزی که نوشتم میتونه پاسخ اون سوالم باشه که پرسیدن چرا دین رو میذارن مقابل پیشرفت و تکنولوژی. این تعبیر به کل اشتباهه. دین رو میذارن مقابل مدرنیته و به واقع همینطور هم هست. دین خیلی جاها مقابل مدرنیته ست و محورهاش رو عرض هم کردم.
با این حساب یعنی انقلاب اسلامی که یه انقلاب دینی بوده ضد مدرن محسوب میشه؟!
انقلاب اسلامی منتهی به جمهوریِ اسلامی ایران میشه. جمهوری یک مفهوم مدرنه که تو دین نیست و اسلامی هم یک مفهوم اسلامیه که واضحه.

یک انقلاب اسلامی در عصر مدرن. به همین دلیل قانون اساسی هم سنتی و هم مدرنه که نیازمند اصلاح هست بعضی جاهاش که الان موضوع بحث نیست. برای همین فکر میکنم به روشن فکری دینی نیاز بیشتر داریم تا خودش و شکل های متفاوت برداشت علماش از دین رو نشون بده تا اینکه به علمای دین سنتی رجوع کنیم و نهایتا پاسخی نگیریم.

به نظرم دین سنتی کشش حل این تناقضات رو تو این چهارچوبی که سفت و سخت چسبیده بهش، نداره.
برای نوشتن مقاله ایده ی خوبیه :)
برای نوشتن کتاب های متعدد هم میتونه ایده ی خوبی باشه :)
اینجاست که باید گفت
هشت حرفی جوان است و جویای نام آمده است ...
یاعلی بگو و شروع کن به نوشتن
آره آرههـ همییین :)))
شما فعلا واسه بهبود روابط پدر و شوهر تلاش کنید مهمتره :))
وایی خخخخخ :))) الهی بگم چی نشــــے :)) خخخ
نمی‌دونی که چقدر سخته.. هردوشونو باید راضی نگه داری :))
اصلا یکی از مراحل مهم زندگی هر دختری همین کاره :)
یه راهنمایی: فرمون قلب باباهه دستت ننه هه می باشد :) این مدت باهاش خوب باشی کارت حله
خخخخ خیلی ممنونم از راهنماییت ^_^
مثلا شام امشب رو شما درست کن :)
باید دید از نظر خودشون به چی،علم،علمی و عالم میگن!خوبی مساله اونجاس که با این چیزایی که اینا میگن اساسا علم و نتیجتا علمی و عالمی نیس.

صدراییا میگن تحویل مجرد به مجرد رو علم صدا میکنن. نتایج این تعریف عطف به تعاریف صورت،ماده،جوهر و بقیه ی حرفاشون تعریف خودشون رو از اساس دچار اضطراب خواهد کرد و سرآخر بنظرم جلو رفتن با این تعریف با صدرایی بودن قابل جمع نیس.(اگر جلو برن باید تجدید نظرای اساسی بکنن.)
درمورد کامنت هشت حرفی داری صحبت میکنی؟
اگه بیرون رفتنم کنسل بشه همین کارو می‌کنم :)
مرسیی^_^
خواهش میکنم 👰
یعنی یه چیزی تو مایه های اینکه میگن وقتی کتاب میخونید تفکر کردن رو یاد بگیرید نه اینکه اجازه بدید کتاب ها جای شما فکر کنن؟!

دقیقا توی همین مایه ها :)
سلام به شما
عرض میکنم منتها الان چیذرم.
شما هم که از شهوت کلام من آگاهین!
عه سلام از ماست:)
ما انسان ها همیشه دوست داشتیم دلیل و هدف این دنیا و آفریده شدنمون رو بدونیم و فقط زمانی در آرامش بودیم که دلیلی برای خودمون پبدا کردبم . 
اینکه علم و دین رو با هم تلفیق کنیم واقعا قشنگه و یه دلیلی برای بودن و زندگی کردن پیدا یهمون میده ولی زمانی علم به تنهایی پبش میره و منکر وجود الهی میشه، برای ما خیلی قابل قبول نیست .
برای همینه که میگن مخالف دینه ...
آیا چه چیزی میتواند به ما آرامش بدهد؟

فلسفه؟ علم یا دین؟ عرفان؟
دین یه روش و برنامه ی زندگیه که تو برهه های مختلف زمانی کامل تر شده!
دین از جانب خدا اومده
به نظرم باید اول خدا رو شناخت که لازمه ی اون هم در درجه  اول خود شناسی و جهان شناسیه
اول باید خدا رو درک کنیم بعد ببینیم دین یا همون برنامه ای که برامون فرستاده چیه!
مثلا ممکنه یه حرف رو دو نفر بزنن اما بسته به نوع تفکرشون معانی مختلف بدن در آنِ واحد!
دین هم همینه؛ چون ما هنوز خدا رو نشناختیم نمی تونیم نظر کاملی راجع به دین بدیم واسه همینم هست که عالمامون با هم به تناقض میرسن...
نکته ی جالبی گفتین:

لازمه فهم دین شناخت خدا است
محسن کدیور قبل من یه کتاب خیلی خوب نوشته در این رابطه :))
خب دیگه :) شما راحت شدی
کل حرفای ایشون یک سره بافته ی توهمات مشوششون بود. با معرفت شیعی،عطف به خرد بشر و تاریخ ایرانشهر،از اول و تقسیم الکن و جهلشون نسبت بنابع تا آخر و تلقی مغشوششون از روند علمی و توهم مخدوششون از روند سیاسی یک سره نقش بر نه آب که بر باد خواهد بود.

گمونم یه بار پاسخی به یکی از مهملاتشون درخصوص دموکراسی،جمهوریت و مشروطیت دادم که پِیِش رو نگرفتن.
علی ای حال شما که عبدالرحمنین طبق آیه ی شریفه ی کتاب الله،هنگام مخاطب قرار گرفتن از جانب ایشون طبق ورود"...اذا خاطبهم الجاهلون..." بهشون سلام کنین و البته بشدت باید بهشون جلد نخست کتاب اسلام و مقتضیات زمان شهید مطهری رو توصیه کرد.
خطابت با داوری اردکانی بود؟
خطابم با شماس و نظرم درمورد کامنتای هشت حرفی رو که جویا شدین،عرض کردم.
چه خوب گفته!
گاهی این خلط مبحث توی جامعه رخ میده
حتی توی خواص
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی