فیشــــــنگار

برگردان دین به زبان علم

علم و دین نه یک زبان دارند و نه از یک سنخند. برگرداندن زبان دین به زبان علم با هر نیتی که انجام شود به خرابی دین می‌انجامد. معمولا کسانی که دین را با ملاک علم می‌سنجند، تحت تاثیر و نفوذ مذهب «اصالت علم» قرار دارند و پذیرفته اند که همه چیز را علم باید مشخص کند. (داوری اردکانی. ص: 108)

هلما ...
۲۰ آذر ۰۸:۴۵
یعنی جدا از هم هستن؟؟
پاسخ :
یعنی چی جدا از هم؟ از چه نظر؟
هلما ...
۲۰ آذر ۰۸:۴۹
قبلا یه جایی خوندم منبعش یادم نیست: علم رو میشه با دقیق شدن تو دین هم کسب کرد، یا علم در دین نهفته شده است یه همچین چیزایی.
پاسخ :
علم ابزار زندگی بشر توی دنیای طبیعته
دین ابزار زندگی بشر توی دنیای اخلاق و اجتماعه

یعنی هدف هاشون و حتی روش های دین و علم فرق میکنه
هلما ...
۲۰ آذر ۰۸:۵۷
ولی تلاش میشه به هم تعمیمشون بدن.
پاسخ :
و آیا این کار خوبیه؟
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۰۹:۰۴
بخشی از روشنفکران دینی  که معتقد به اسلام غایتگرا هستن، میگن دین برای راحتی دندگی بشر اومده. اون ها مطلقا این رو میگن ولی خب اگر مطلق ندونیمش، بیراهم نمیگن.

این اعتقاد تو اسلام هست که دین برای تمام ابعاد زندگی انسان از حکومت که اجتماعی ترینشه تا امور شخصی مثل ناخن گرفتن و استحمام حکم داره و به عبارتی زندگی رو راحت و پاک و متناسب با سرشت انسان میکنه.
هدف علم هم که از ابتدا راحتی زندگی بشر بوده، حتی اون جایی که به بشر لطمه زده هم در ابتدا قصدش این نبوده. با این حساب چجوری میگید هدفشون متفاوته؟

اشتراک عمده دارن.
پاسخ :
آفرین هدف علم راحتی بشره. هدف دین هم راحتی بشره؟ پس فرقشون چیه؟

قبول دارم که اشتراکاتی هم ممکنه باشه بین علم و دین
هلما ...
۲۰ آذر ۰۹:۰۶
راستش نه برا یکی مثل من که مخم کلید کنه رد یه موضوع ول کنه نیست باعث میشه به کلی تضاد و تناقض بربخورم.

پاسخ :
مثلا اینکه بیاییم بگیم دین همون چیزی رو گفته که فلان مکتب روانشناسی گفته بنظر شما ایرادش چیه؟
پـــــر ی
۲۰ آذر ۰۹:۱۱
خب برای اینکه تمام توجهات رو از فیش و پست جنابعالی به سمت کامنت پرمحتوای خودم نکشونم چیزی نمی گم و صحنه وبلاگ شما رو ترک می کنم :))))))))))))))))
پاسخ :
سلام :)
باتوجه به رشتتون شما اتفاقا فکر کنم بتونید چیزای خوبی بگید در این خصوص :)
هلما ...
۲۰ آذر ۰۹:۱۲
مکتب روانشناسی یا هر چیز دیگه ای نتیجه گیری های "شخصه" مسلمه که امکان اختلاف نظر درش وجود داره.
پاسخ :
یعنی تهش چیز جالبی نمیشه که هر نظریه ی جدیدی که میاد و فراگیر میشه ما بخواییم یه قرینه ها و اشتراکاتی از توی دین با اون نظریه پیدا کنیم و بگیم عه! علم و دین چقدر یکی هستن! :)
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۰۹:۱۶
خب یه ساعت توضیح دادم دیگه :) میگم اصلا جمعی از دین داران معتقدن هدف دین کلا همین راحتی بشره و جز این نیست. فرقشون تو منبع میشه اونوقت. منبع دین سنتی میشه وحی و سنت و نقش عقل تایید منابعه، منبع علم میشه تجربه و عقل انسان که فلسفه این بخش رو به عهده گرفته تو علم.
پاسخ :
خب حالا توضیحات قبلی رو واضح تر کردی :) ممنون

آیا چنین رویکردی به دین یک رویکرد اومانیستی محسوب نمیشه؟ رویکردی که دین را در خدمت بشر معرفی میکند
پـــــر ی
۲۰ آذر ۰۹:۱۹
لازم به ذکره من فلسفه علم نخوندم هاااااااااااااا تاریخ خوندم 
بعله
پاسخ :
اره راست میگید :)
فلسفه تاریخ هم نخوندید؟
هلما ...
۲۰ آذر ۰۹:۲۰
هیییم شاید اون شخص اندازه درک خودش از دین رو تو علمش جاری کرده. 
پاسخ :
هییییم چیه دیگه! :)))
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۰۹:۲۱
اومانیستی نیست به نظرم ولی آیا دین در خدمت بشر نیست؟ 
پاسخ :
بذار یه سرچی بکنم
پـــــر ی
۲۰ آذر ۰۹:۲۲
اتفاقا فلسفه تاریخ خوندم اساسی 
ولی این موضوع هیچ ربطی به فلسفه تاریخ نداره. کاملا در حوزه فلسفه علمه و لذا خود شما باید بهش جواب بدی. چون فک کنم در زمینه فلسفه علم مطالعه کردی 
پاسخ :
من اگه جوابش رو بلد بودم که در ملاء عام مطرح نمیکردم دیگه :)
+ حالا با جمع یاران و دوستان تلاش خودمون رو میکنیم
هلما ...
۲۰ آذر ۰۹:۲۳
چون یهویی جواب میدم و کامل با فکر نیست احتمال اینکه یکم بعد نظرمو کمی تغییر بدم هست. "هیییم" نشونه همونه :)
پاسخ :
هیییچ اشکالی نداره پس :)
آقاگل ‌‌
۲۰ آذر ۰۹:۲۴
الان تکلیف اینایی که هر روز وسرشون تو کتاب و قرآنه که بعضی آیات قرآن رو با بعضی حوادث طبیعی همسان کنن چیه؟ چطوریه و چه اشکالی پیش میاد؟
.
توی ادبیات یه اصلی داریم ما بهش می‌گیم شبه علم و می‌گیم که ما نباید اکنونی خوانی کنیم. مثلاً اینکه مولوی توی شعرش گفته: 
در هر فلکى مردمکى مى‌بینم
 هر مردمکش را فلکى مى‌بینم

این شعر هیچ ربطی به علم و اینکه شکل مردمک چشم الان ثابت شده که شبیه سحابی‌هاست نداره. و ما حق نداریم این شعر رو اکنونی خوانی کنیم.
پاسخ :
یکی از ایرادات هم همینه :) مثلا کلی بحث هست که نطفه ی جوجه توی تخم مرغ هم شمایل جوجه رو داره به شکل یک هسته ی سلولی ملکولی می باشد :))

در تاریخ علم نمونه‌های متعددی وجود دارد که دانشمندان بر خلاف داوکینز از طریق یافته‌های علمی خود به تایید نظریه‌هایی که متعلق به حوزه دینداری پنداشته می‌شد پرداخته‌اند. از جمله دانشمندانی که مشاهدات علمی خود را به عنوان شواهدی برای نظریه (تشکیل قبلی[a1] ) حیات ارائه کرده‌اند، می‌توان به چهره های مشهوری چون ویلیام هاروی[a2]  (1651)، رگنینه هلندی (1672)، دوگراس (1689)، اسوامردام، هارل، شارل بونه، کوویه و ... اشاره کرد. نظریه تشکیل قبلی ادعا می‌کرد که انواع مختلف موجودات به همین صورتی که وجود دارند، از ابتدای خلقت نیز در تخمک یا در اسپرماتوزوئید وجود داشته‌اند تا حدی که برخی از این دانشمندان ادعا کرده‌اند «من شکل جوجه را در تخم مرغی که هنوز مرغ روی آن ننشسته است، دیده‌ام» و یا اینکه فرانسوا دوپلانتاد منشی آکادمی علوم مون پلیه اظهار داشت که «من در زیر میکروسکوپ اسپرماتوزوئیدی[a3]  را آزمایش کرده و دیدم که چگونه آدمی کوچک و کامل از داخل آن بیرون می‌آید » (مطهری, 1384, ص. 51-52). نگاهی به تاریخ علوم این نتیجه گیری‌های گاهاً متناقض دانشمندان از تحقیقات علمی خود را به قدر کافی انعکاس داده است.


هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۰۹:۲۸
چطور تو حوزه ی فلسفه تاریخ نیست؟ اصلا دینی که داریم درباره ش میگیم اسم دیگه ش دین تاریخیه و انسان ها و وقایع در دوره های متفاوت روش اثر گذار بودن. اتفاقا ریشه های عمیقی تو فلسفه ی تاریخ داره.
پاسخ :
@پری
ن. .ا
۲۰ آذر ۰۹:۳۲
اول باید علم تعریف بشه...

اگر منظور آق اردکانی علم مبتنی بر تجربه هست... خب تجربه خطا پذیره و اساسا قطعیت بردار نیست...
اما اگر علم به معنای بیان واقعیت پدیده ها هست... این علم عین دین و دین عین علم هست...
حالا این علم به هر زبانی که میخواد بیان بشه،.... بیان فیزیک باشه... عین دینه...
بیان شیمی باشه عین دینه...
علمی که روش کسبش صرفا همین شیوه متعارف دانشگاهی باشه... خب البته صددرصد عینیت با دین نداره... یه جاهای که مطابق واقع هست با دین عینیت داره... یه جاهایی که تطبیق نداره عیننیت نداره...

منتها علم به معنای بیان واقعیت پدیده ها عین دین هست...
علامه حسن زاده کل مباحث هیئتش رو از روی آیه 21 سوره انبیا استخراج کرد...
خب روش علامه چه تفاوتی با بقیه اندیشمندان تجربی داره که ایشون میتونن از یک آیه قرآن یک کتاب در باب علم هیئت بنویسن که صد در صد تخصصی هست و اونها نمی تونن؟....

جالبه بدونید دو تا از اساتید عالی رتبه فرانسه در علم نجوم اومده بودن پیش علامه و در مورد برخی مسائل نجوم بحث میکردن... علامه مطالبی از مسائل نجوم براشون ارائه کرد که اونها متحیر شدن و گفتن شما چطور به این مسائل رسیدید؟ و چرا جهان اینقدر بی خبر هست از این حرفای شما؟
ایشون فرمودن من اینها رو از قرآن گرفتم...

اگه از قرآن میشه علم هیئت و نجوم و طب استخراج کرد چه تناقضی با علم داره؟
عرض کردم... روش کسب علم باید روش بحث بشه... اون روش ها هستن که یافته های اندیشمندان رو گاها در مقابل دین قرار میدن...
پاسخ :
منظورداوری اردکانی همین نگاه ابژکتیو به دینه.

+ علامه یا شاگردان ابشون چرا در سایر رشته ها چنین اقدامی را نمیکنند
پـــــر ی
۲۰ آذر ۰۹:۳۳
خب پس به تلاشتون ادامه بدید :)
پاسخ :
:)
پـــــر ی
۲۰ آذر ۰۹:۳۶
@هشت حرفی 
در حوزه فلسفه تاریخ نیست اساسا. چون فلسفه تاریخ در این موارد بحث نمی کنه. احتمالا منظور شما «تاریخ فلسفه» است.
پاسخ :
@هشت حرفی
ستاره جان
۲۰ آذر ۰۹:۳۹
دین برای راحتی زندگی بشر؟ 
زندگی دنیوی را میگید؟ :/ 
پاسخ :
دین به نظر میرسه یه الگوی سبک زندگی باشه
که اگه اینجوری باشه میتونیم بگیم درخدمت بشره/ یا هدفش سعادت بشره
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۰۹:۴۱
@پری
خیر منظور من همون فلسفه ی تاریخه. اگر همچین مباحثی رو توش جا ندن اصولا در مورد چی دارن بحث میکنن تو فلسفه تاریخ؟ اصلا ریشه ی این شاخه از فلسفه تو مذهب و دینه، چطور اساسا وجود نداره؟
پاسخ :
تاریخ رشته خاصی نیست ها :)
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۰۹:۴۳
کامنت ن. .ا خیلی خوب بود. چیزای جالبی رو روشن کرد که شماهم بلد نمودید دچار بزرگوار. اینارو کنار کامنتای بنده بذارید میبینید بینشون ربطایی هست.
پاسخ :
طبق نظر ایشون از هر آیه ای میشه یه رشته ی علمی رو توسعه داد.
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۰:۰۱
یعنی چی رشته ی خاص نیست؟ :/
پاسخ :
یعنی همش داستان میخونن و تحلیل میکنن
ام شهرآشوب
۲۰ آذر ۱۰:۰۷
اصولا اینجور آدمها آدمهای روشنفکرنمایی هستند !!!  (عرض نمودم اصولا)
پاسخ :
شاید خطاب داوری هم غیرمستقیم به همیناییه که شما میگید :)
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۰:۰۸
طبق نظر ایشون از هر آیه ای میشه یه رشته ی علمی رو توسعه داد.

گفتم یه ربطایی هست فقط. روشن کندگیش همین جا بود با اینکه فکر نمیکنم اینطور باشه که طبق نشرشون بشه از آیه های قرآن رشته های علمی رو توسعه داد. اشاره م به قسمت اول کامنت بود. من اعتقاد خودم رو نگفتم هنوز، فقط میگم که تو بحث دین انقدر آرا زیاده که تهش مرتد اعلاممون میکنن.
پاسخ :
ذره ذره بگی نظرت رو کاریت ندارن :))
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۰:۱۰
@ طبق نظر ایشون از هر آیه ای میشه یه رشته ی علمی رو توسعه داد. 

گفتم یه ربطایی هست فقط. روشن کتندگیش همین جا بود با اینکه فکر نمیکنم اینطور باشه که طبق نظرشون بشه از آیه های قرآن رشته های علمی رو توسعه داد. اشاره م به قسمت اول کامنت بود. من اعتقاد خودم رو نگفتم هنوز، فقط میگم که تو بحث دین انقدر آرا زیاده که تهش مرتد اعلاممون میکنن.

+ آقا شرمنده، من پشت فرمونم نمیشه درست تایپ کنم :/
پاسخ :
خو بزن بغل عامو!
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۰:۱۲
خوب این حرفتون را قبول دارم یه جور سبک زندگی با هدف سعادت بشر
اما نه در خدمت بشر رو میتونم بفهمم نه راحتی زندگیش 
باور هم نمتونم بکنم 
پاسخ :
یعنی میگید در خدمت بشر بودن دین میتونه به منعطف شدن دین در برابر خواسته های بشر منجر بشه؟
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۰:۱۳
@هشت حرفی 
این مبحث تو حوزه فسلفه دین یا فلسفه علمه. ربطی به فلسفه تاریخ نداره. من نمی دونم شما چطور چنین مبحثی رو در این حوزه جا میدین؟؟!! شما خودت داری میگی «فلسفه ی تاریخ» یعنی قراره درباره تاریخ، چرایی و چگونگی اون، مسائل مربوط به تاریخ 1 و تاریخ 2 حرف بزنه.

چه ربطی داره به ارتباط بین دین و علم و بحث اصالت علم که تو این پست ازش صحبت شده. خیلی واضحه این قضیه.
پاسخ :
بحث رابطه ی علم و دین از بعد از رنسانس توی غرب اوج گرفت. و بخاطر معروف شدن نظریه تکامل در جهان در بستر مکتب سیاسی کمونیسم وارد جهان اسلام شد.

بعد از انقلاب نیز روشنفکرانی که درصدد نفی نظری حکومت دینی برآمدند به بحث علم و دین پرداختند
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۰:۱۴
دچار بگو که شوخی کردی درمورد اینکه تاریخیا فقط داستان می خونن
خداییش اگه قشر تحصیلکرده ما هم همین نظر عوامانه رو در مورد رشته مهمی مثل تاریخ داشته باشه دیگه وای به حالمون
پاسخ :
توی جواب یکی از کامنتها در مورد اهمیت تاریخ گفتم اتفاقا :)
ن. .ا
۲۰ آذر ۱۰:۱۹
 علامه یا شاگردان ابشون چرا در سایر رشته ها چنین اقدامی را نمیکنند 

اونها به قدر وسع و وقت خودشون مشغول هستن...
یکی از شاگردان ایشون تا همین چهار پنج سال پیش در طهران مشغول تدریس هیئت و برخی از شعب علم ریاضی... نجوم و طب بودن...
الحمدلله این نهضت در کشور راه افتاده...(استخراج علم از قرآن)
توی حوزه اقتصاد دارن کار میکنن...
توی حوزه سلامت داره کار میشه...
ان شا الله به مرور خروجی هاش نمایان میشه...

و شما چون با مباحث فلسفی آشنایی دارید خدمتتون عرض میکنم که اساسا اشتباه روش کسب علم در دانشگاه اینه که تلاش برای رسیدن به "کل" رو از راه "تحلیل اجزاء" دارن...
این روش هرگز از آزمون خطا خارج نخواهد شد... 
روش درست کسب علم حرکت از کل به سمت جزء هست...
اونوقت سوال پیش میاد چگونه به کل برسیم که بعد از اون منظر به جزء بپردازیم...
خب این یه بحث مفصلی میطلبه که اینجا جاش نیست...
اما بدونید علم به معنای "بیان واقعیت پدیده ها" صرفا از روش "حرکت از کل به جزء " ممکنه....

در غیر اینصورت با روش دانشگاهیان همواره در آزمون و خطا خواهیم ماند و علوم همواره عوارض خود را خواهند داشت:
مثلا بهداشت و درمان پیشرفت میکنه اما بیماری ها هم بیشتر میشه و طول عمر مردم کمتر میشه...
جالب نیست؟
پاسخ :
اتفاقا خیلی جالبه
قبلا هم یه کتابی دیده بودم که روش دکارتی علم یعنی همون جزء جزء کردن علوم رو نقد کرده بود

من خبر دارم که توی یه مسجد بحث نجوم رو میگفتن ایشون!! :) بهتره مدون بشه این مباحث و به گوش اهلش برسه تا کسایی که با هدف سلوک اخلاقی میرن پای منابرشون
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۰:۱۹
یعنی داشتم کم کم میومدم که قانون کلت رو اجرا کردم واست :)
شانس آوردی
پاسخ :
قانون کلت روی دوستان کار نمیکنه!
ام شهرآشوب
۲۰ آذر ۱۰:۲۱
@ آقای هشت حرفی

والا ما راضی نیستیم شما پشت فرمون تایپ کنید یه وقت یه بلایی سرتون میاد! در راه علم شهید میشید :|
پاسخ :
آدمو نگران میکنه این بشر! :))
ایمان
۲۰ آذر ۱۰:۲۵
آقای رییس فرهنگستان علوم لطف کنن منظورشون از علم رو توضیح بدن. اگر ریاضیات و فیزیک نظری مقصودشون بود که حرفشون قطعا خطاس! اگر علوم مصطلحا انسانی رو میگن که خب اینم خطاس(نمونه ش ادبیات عرب،اصول و غیره س که اصلا دین شناسی متوقف بر اوناس یا روان شناسی،علوم اجتماعی،ارتباطات و غیره س که اصلا علم بودنش شاهد میخواد.)!

اگر آزمایشگاهی ها و زیست شناسی و اینا رو هم میگن که بنظرم وقتی مثلا فرگشت با خلقت آدم(ع) و همسرش(س)طلاقی کرد،نشون داد که این حرف درمورد اینام خطاس!فقط فلسفه موند که اون رو اصلا اینا ورای علم میدونن. اصلا اینا رو ولش میکنیم و میگیم:
درود بر هایدگر،مرگ بر پوپر
بالاخره باید قدردان کافرکوبی ایشون باشیم.
:)
استاد منصوری،استاد گلشنی عزیز و استاد یثربی بمراتب از ایشون در این مورد جلوترن. تفکیک ریاضیات و توابع منطقیش شروع راه صوفی گری خواهد بود و بر صوفی لعنت خداس!
پاسخ :
بابا این که واضحه منظورش روش علوم تجربیه که در بحث علم و دین مطرحه و نگاه پوزیتویستی به دین

+ علم و دین و معویت در قرن بیستم آقای گلشنی هم همین مدعا رو اثبات میکنه که زبان علم و زبان دین یکی نیست :) حیف که کتابش دم دستم نیست الان

Unknown 96
۲۰ آذر ۱۰:۲۶
نظرات زیاد بود نشد بخونم نظرم تکراری نشه ولی حالا میگم

کتاب ما قرآن که خدا خودش اونو برای راهنمایی ما فرستاده منبع همه ی انسان ها برای هرمشکلی شون ... عملا نمیشه گفت جدا هستن و یا اینکه نباید بگیم به هم ربط دارن ...
خدا هرکاری که گفته انجام بدیم برای سعادت و خوشامد خودمونه و علم هم الان داره اثبات میکنه که چرا باید یه کارایی رو بکنیم فکرنمیکنم بد باشه اگه دلیل کارای دین رو هم که انجام میدیم بدونیم
پاسخ :
یعنی شما میگید اگه علم دستورات دینی رو تایید کنه این خیلی هم خوبه درسته؟
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۰:۲۸
بله 
پاسخ :
احتمالش خیلی بالاست
ایمان
۲۰ آذر ۱۰:۳۱
حرفای حسن زاده ی آملی اون میزان قابل توجهش که خوردن از سفره ی صوفیه س هم کمتر از این حرفای دکتر داوری اشتباه نیس.
اساسا حسن زاده تا اونجایی که دیدیم صدرایی بود و صدراییا در تعریف علم هم عاجزن.تبلیغ حسن زاده هم به نفع انقلاب نیس.
پاسخ :
اتفاقا ایشون خیلی انقلاب رو قبول دارن
+ اساس این انقلاب صداریی است
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۰:۳۲
شاید برداشت از فلسفه ی تاریخ اشتباهه تو فضای آکادمیک که این قضیه رو که اصلا ریشه ش رو میشه تو فلسفه تاریخ پی گرفت رو خارج از شاخه میدونن(که فکر هم نمیکنم همچین چیزی باشه). گفتم که ریشه ی فلسفه تاریخ، دین و مذهبه. نمیتونه بی ربط به موضوع بحث باشه.
پاسخ :
ریشه ی فلسفه تاریخ، دین و مذهبه!؟ :)
ن. .ا
۲۰ آذر ۱۰:۳۹
یه سرچی بکنی متوجه میشی کتب برخی از این علوم هم چاپ شده...
برخی هم خود علامه اجازه چاپ نمیدن بنا بر برخی ملاحظات... یه نمونه اش دشمنی های مفرطی هست که نسبت به ایشون در بین متکلمین وجود داره...
در حالی که ایشون اصلا اهل حضور در رسانه ها نیستن و هر ده سال ممکنه یه خبری از ایشون بشنوید...
اما شدت دشمنی و کینه توزی ای که نسبت به ایشون وجود داره واقعا عجیبه... در حالی که یکی مثل آقای جوادی هم در مباحثش اهل فلسفه و عرفان هست و از طرفی بیشتر رسانه ای هست اما حجم دشمنی ها نسبت به علامه فوق العاده هست... 
خدا کمک کنه

کلاس های درسی این مباحث غالبا عمومی نیست اما اوناییش که عمومی میشه بیشتر برای جذب استعدادهای بیشتر هست... 
پاسخ :
بله ممنون سرچ میکنم

قبول دارم که بد صحبت کردم توی کامنت قبلی :)
هنوز... هنوز...
۲۰ آذر ۱۰:۴۳
به نظر من دین رو باید به هر زبونی که برای آدما قابل درکه ارائه داد و اشاعه داد...
یکی ممکنه از طریق جنبه های علمی، دین براش قابل پذیرش بشه، خوب برای جذبش، نکات علمی که در کتابهای دینی و ... وجود داره، باید ارائه بشه...

و به نظرم جای بحث نداره...

البته این نظر منه که رشته م فنیه و  فلسفه و ... نیست و صرفا به جنبه حل موضوع نگاه میکنم...

و از بعد ساده تر:

هیچ آدابی و ترتیبی مجوی...
هرچه میخواهد دل تنگت بگوی...

خواستی با علم ثابت کن...
خواستی با فلسفه ثابت کن...
خواستی قربون صدقه برو...
در نهایت برس به اینکه:
یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو....
پاسخ :
حل قضیه رو خوب اومدین خانوم مهندس :))

حتا ساده سازی تون هم قشنگ بود :))
+ ولی اساس موجودیت ما انسانی ها بحث کردن سر همین چیزای بیخودی و نظری محضه :)
Unknown 96
۲۰ آذر ۱۰:۴۸
بله خیلی خوبه ... چون یه سری از افراد فکرمیکنن از سر اجبار بهشون تحمیل شده یا قبول ندارن یه سری چیزارو ... چه طور وقتی میگن فلان ماده برای سلامتی خوبه همه میرن سمتش اون خوبه ! اگه همه دلایل علمی اعمال دینی رو بدونن بده !
 
نگاه کنید درک نمیکنم چرا میگید بده
لزوما ما نباید برای انجام یه کار حتما دلیل علمیش رو بدونیم تا انجامش بدیم ولی میتونیم بریم دنبالش پیداش کنیم فقط واسه اینکه دلیلشو بدونیم
پاسخ :
ما نمیگیم بده که! :)
هنوز... هنوز...
۲۰ آذر ۱۰:۵۱
اساس موجودیت ما، بحث کردن سر چیزای بیخودی و نظریه؟!؟!؟!
پاسخ :
منظور از ما، دانشجویان رشته های علوم انسانی می باشد
Unknown 96
۲۰ آذر ۱۰:۵۳
وقتی میگید باعث خرابی دین میشه یعنی بده دیگه
پاسخ :
ایشون معتقدن اصالت علمی ها وقتی سراغ چیزی می روند همه چیز را روی تخت علم می خوابانند و هر چقدر از آن که بلندتر از تخت علم باشد را مثلا پایش را جدا میکنند تا اندازه تخت علم شود.

خب با این نگاه میشه سراغ دین رفت؟
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۰:۵۴
آری آری. شروع و ریشه ش از مذهبه.
پاسخ :
نشنیده بودم این نظریه رو
دیوانه ...
۲۰ آذر ۱۰:۵۶
تو کتاب استاد مطهری که اینطور بیان نکرده عصن 
تو فلسفه هم جدایی علم و دین معنی نداره
پاسخ :
آهان باریکلا نیاز داشتیم یکی بیاد نظر شهیدمطهری رو بگه

+ چی گفته ایشون؟
Unknown 96
۲۰ آذر ۱۰:۵۷
خب نگاه ایشون اشتباهه 
😐
پاسخ :
چی ش اشتباهه؟
+ درمورد پوزیتیویسم [اصالت علم] چیزی خوندی؟
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۰:۵۹
قطعی نیست؛ ولی، از بقیه محتمل تره. 
پاسخ :
@ پری :)

جوابش با شما
Unknown 96
۲۰ آذر ۱۱:۰۱
نه نخوندم 😥 
شما با خونده هاش بحث کنید به نتیجه برسید 
یاعلی
پاسخ :
نه نرو اون هم با شعار یاعلی! :)

این کوتاهه ببینیدش :))
لینک
دیوانه ...
۲۰ آذر ۱۱:۰۴
برا درک هر دوتاشون به هم نیاز هست و از هم جدا و منفک نیستن
یکی از راهای اثبات برهان هست که به جز علم ممکن نیست این قضیه محقق بشه
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۱:۴۷
@هشت حرفی 
کی گفته ریشه فلسفه تاریخ دین و مذهبه؟؟؟؟؟!!!!!! فلسفه تاریخ با بحثایی که پیش میکشه خود دین و مذهب رو زیر سوال می بره به صورت اساسی. 
لطفا با ذکرمنبع و ارجاع بفرمایید کی گفته ریشته فلسفه تاریخ دین و مذهبه
پاسخ :
خط آخر خوب منطقی بود :))
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۱:۵۰
میدونید شما با جمله اولتون که برداشت از فلسفه تاریخ در فضای آکادمی اشتباهه یعنی چیییی؟؟؟؟؟ یعنی کل نظام دانشگاهی رو نه تنها در ایران که بلکه در جهان و عقاید بزرگترین فلاسفه و مورخان و نظریه پردازان حوزه فلسفه تاریخ رو زیر سوال بردین!!!!!!!!
پاسخ :
هنوز با هشت حرفی هست خطابتون؟
ایمان
۲۰ آذر ۱۱:۵۵
الان بیشترین پرسش های بچه ها(لااقل پیرامون من)در خصوص ریاضیات و توابعش با دین مطرح میشن.این چیزا هم اساسا تجربی بمعنای آزمون،مشاهده و استقرا نیس.(ریاضیات اونجا کارا رو میکنن.)البته که این مساله ی زیست شناسی با دین هنوز پاسخ درخوری لااقل از طرف دانشگاهیا بهش داده نشد ولی لااقل پیرامون من بچه ها-شاید چون ریاضی فیزیک میخونن-درمورد زیست شناسی و دین نمیپرسن.

(یه چیزی بنام میمون برهنه گمونم سیدنالشهید(ره)تو مبانی توسعه و تمدن غرب نوشتن که اون هم چندان از نظر سویه ی زیست شناسانه قوی نبود.)

در خصوص استاد گلشنی، بزرگوار، ما این بحث رو سر کلاس ایشون کردیم و ایشون فرمودن که مبنای علم و دین در نظرشون یک حقیقت بیش نیس و وقتی ازشون پرسیدیم پس چرا حوزه در حال پس زدن بنظرمون میاد فرمودن شما برین کار کنین و خاطره ای از توصیه شون به رهبری معظم انقلاب(زیده العزة)درمورد لزوم طرح منطق و فیزیک مدرن در حوزه تعریف کردن.این ماجرا مال بیش از دوسال پیش نیس.

چسبوندن حسن زاده ی آملی به انقلاب کار صحیحی نیس. ضمن اینکه محرک انقلاب،تئوریش و عملش کاملا فقاهتی(اکبر و اصغر)و شیعی بود و هنوزم چیزی جز این نیس.

مومن،این هشت حرفی هم تمام زورشون رو میزنن که نظر کدیور در اصول سازگاری اسلام و مدرنیته رو بهتون بگن پس بنظرم بهتر میاد بجای خوندن برداشت های سطحی و کودکانه ی ایشون اصل مطلب رو گیر بیارین و بخونین البته با خوندنش چرایی،چقدری و چگونگی ضد انقلاب بودن کدیور رو متوجه میشین(شاید اونجا بضی حرفای عرفانی(صوفیانه)رو هم اگر دقت کنین،ببینین.).

اسلام غایتگرا اونجا به معنای اسلام در خدمت راحتی بشر نیس و در رابطه به کرامت بشری قرار خواهد گرفت. تلقی هشت حرفی از سیر در علوم و علم هم صحیح نیس. عقلا و نزد عُقَلا اساسا علم به مساله الزاما منتج به راحتی شخص عالم نخواهد شد.

درمورد فلسفه تاریخ ایشون هم بگم که اینا میگن یه سری ثابتات دارن که هدف شارع بود اون ثابتات عقل بهشون حکم میکرد منتها شریعت که پوسته ش بود بر مبنای سیره ی عقلا بود.

با مثال عرض کنم ینی اگر قصاص تشریع شد این مساله سیره ی عقلا در زمان رسول الله(ص)بود و این مساله مستقیما حکم عقل نبود.(ینی الان اگر سیره ی عقلا قصاص، قتل مرتد و رجم زناکار محصن رو نفی کرد، کلا شریعت همین خواهد بود.) اینطورین که دینشون رو تاریخی میدونن و از نقش انسان توش حرف میزنن.(گمراهن!)
پاسخ :
دوستانی که بحث را دنبال کرده اند این کامنت رو هم بخونند
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۲:۰۴
آره دیگه. با هشت حرفی ام.
جمله کلی و منهدم کننده ای بود.
پاسخ :
جواب علمی بدهید :)
Nelii 💉📚
۲۰ آذر ۱۲:۰۷
از کامنتا فقط اینو فهمیدم که هشت حرفی اصرار داره این موضوع مربوط به فلسفه ی تاریخه، پری هم هی انکار میکنه😄
حالا جدی فلسفه ی تاریخ چی هست دقیقا؟
پاسخ :
این هم مدخل فلسفه تاریخ در دایره المعارف استنفورد:

http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&view=article&id=90:1389-05-10-13-25-46

بعدشم این لینک
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۲:۰۹
من جواب علمی هام رو دادم. حالا نوبت شما و هشت حرفیه 
پاسخ :
من با نظر شما مخالفم :)
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۲:۱۴
با چی؟ اینکه این بحث در حوزه فلسفه تاریخ قرار نمی گیره؟
پاسخ :
نه با اینکه زود جواب میدی :)
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۲:۳۲
http://kachooyan.ir/wp/1390/07/18/revelation-and-philosophy-of-history/
+ وحی از منابع دینه. گُردن گراهام هم اعتقادش بر همینه  فکر کنم. 
هَشْتْ حَرْفى
۲۰ آذر ۱۲:۴۴
١. اینکه من یه جا اسم کدیور رو آوردم دلیل اینکه بخوام تفکر اون رو غالب کنم نمیشه. 
٢. ادب رو رعایت کنید تا جواب بگیرید. میزان تشویش و توهم رو از جمله های شما بیشتر میشه استخراج کرد فکر میکنم.

٣. برداشتی که من داشتم برداشت منِ سطحی و کودک تنها نبوده. این برداشت شاگرداشون بوده و من صرفا تو اون پست خواستم یک نظریه رو مطرح کنم و ابدا نگفتم خودم بهش پایبندم.

٤. اینکه شما تفکرات محیرالعقول(والبته تزئین شده با واژه های ثقیل) خودتون رو انقلابی گری میدونید و هرآنچه کمی مخالف شما باشه رو ضد انقلاب، توهم، کودکانه، مشوش، سطحی و گمراهی میدونید، دلیلش چیه؟ تو حوزه ی علمی علوم انسانی همچین اتهاماتی مطرح نمیشه. یا تازه کارید یا بیش از حد خودتون رو جدی گرفتید.

٥.در رابطه با علم، من فقط تلقی عمومی رو گفتم و اگر کمی دقت میکردید مثل یک سوال مطرح کردم. میتونید پاسخگو باشید، متمدنانه برخورد کنید لطفا.
پاسخ :
انصافا شما به درد مناظره ی مکتوب  میخوری :)
جواب هات مرتب  بود :))
خرگوشک :)
۲۰ آذر ۱۲:۵۰
وااای من ازون آدمایی که دینُ با علم قاتی می‌کنن خوشم نمیاد!
اصلا رو اعصابن >_<

پاسخ :
بیشتر توضیح بده :)
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۳:۱۸
@هشت حرفی

یعنی واقعا شما از یه جامعه شناس نقل قول میاری برای مصادیق فلسفه ی تاریخ؟؟!!
اونم از یه استاد داخلی؟؟؟ پس دانشمندان و اندیشمندان حوزه «تاریخ» و «فلسفه» کجا هستن در این ارجاع؟؟؟ آیا دانشمندان این دو حوزه برای ابرازنظر درباره این موضوع در اولویت نیستند؟؟؟

وقتی از مصادیق و حوزه های فلسفه تاریخ صحبت می کنیم باید به خاستگاه این رشته و دانشمندانی که از ابتدا به اون پرداختن اشاره کنیم.

کچوئیان اصلا در این سخنرانی به این مسئله دقت نکرده که اساسا در فلسفه تاریخ بحث از واقعیت و سپس عینیت به شدت مورد انتقاد قرار گرفته، لذا بحثش خیلی دچار ابهامه. قطعا نمیشه چنین ارجاعی رو پذیرفت.
پاسخ :
کچوئیان توی فلسفه علم هم کار کرده به نظرم
@هشت حرفی
خرگوشک :)
۲۰ آذر ۱۳:۳۵
مثلا یبار داشتن چن نفر صحبت می‌کردن.. یه نفرشون گفت که امروز همسایه ها ی ما آش بارون دادن!
بعد اون ینفر دیگه خندید. گفت: ینی شما واقعا اعتقاد دارین به اینکه آش درست کنن و بارون بیاد؟ واسه بارون باید یه سری اتفاقاتی بیفته، باید ابر تشکیل بشه و دلایل علمی و.. اینا!

و در همین زمینه ها و زمینه های دیگه!
خب مثلا آش بارون که می‌گن، یجور مثل نذری و ایناست دیگه...
پاسخ :
خب برای شکل گیری همون یه سری اتفاقاتی که باید بیفته اراده ی خدا لازمه
Unknown 96
۲۰ آذر ۱۳:۴۵
خرگوشک جانم اینکه نمیشه دلیل علمی این مثالی که زدی برای افرادیه که هنوز عقاید دوران جاهلیت خودشون رو دارن تو زمان قدیم وقتی هنوز هیچی پیشرفت نکرده بود همه واسه یه اتفاق یه چیزی میساختن براساس حوادث و رویداد ها ولی همشون نه ریشه علمی داره نه ریشه دینی

نگاه کنید من یه مثال میزنم از ریشه علمی مثلا خواندن  نماز صبح و یا اینکه میگن موقع وضو نباید آب دست و صورتو خشک کرد دلیل علمیش رو جستوجو کنید پیدا میکنید که به خاطر برخورد آب و خاک مهر که خیلیم مفیده
اما خب من زیاد اطلاعات ندارم دیگه نظری ندارم 😓😓 
پاسخ :
توضیح خوبی بود و جواب من به کامنت رابیتیک رو هم بخونید
واران ...
۲۰ آذر ۱۳:۵۹
سلام :)
تخصصی است خیلی :)
سکوت میکنم و میرم اون گوشه ی کلاس به آرامی  میشینم و به حرفای دوستان و استاد حاضر در کلاس گوش میکنم باشد که رستگار شوم :))
ممنونم استاد :)

پاسخ :
سلام...
آقاگل ‌‌
۲۰ آذر ۱۴:۰۰
چقدر مباحث وبلاگت پیچیده است. حس می‌کنم اول ابتدائیم و بابام من رو برده تو جمعی که همه مدرک دکترا دارن و وسط بحث و گفتگو هستن. منم فقط یه سری واژه ناآشنا می‌شنوم. : | فکر کنم باید قطع دنبال بزنم خودم رو راحت کنم. به هرحال راحت‌ترین راه همیشه حذف صورت مسئله است.
پاسخ :
خوبه که خودت هم سوال رو میگی هم جواب رو :))

+ این بحثا واسه شما تکراریه آقاگل ملت
آبان ...
۲۰ آذر ۱۴:۱۴
مقوله دین مقوله عجیبی است و. دین دار بودن واقعا سخت است 
ادم تو بوته ازمایش کم می اره ...
ادم دنبال اثبات دین می گرده ..تو غلم اما خب نمیشه ...دین یه چیز تعبدی است در حالی که علم اثباتی است ...
پاسخ :
بله هم سخته هم آزامایش هاش پیچیده است...
خرگوشک :)
۲۰ آذر ۱۴:۲۵
بله دیگه همین!
ولی باید ینفر مثل شما باشه که بتونه به اینطور شخصا حالی کنه :))
پاسخ :
اتفاقا من به اینجور آدما جواب نمیدم :)
[بجاش براش یه سوال جدید مطرح میکنم]
خرگوشک :)
۲۰ آذر ۱۴:۳۰
خب به ما هم یاد بدین :))
پاسخ :
:))
http://fiish.blog.ir/post/333
پـــــر ی
۲۰ آذر ۱۴:۳۵
خب تو فلسفه علم هم کار کرده باشه. اول اینکه ماهیت بحث منو نفی نمی کنه. ثانیا الان بحث سر حوزه و مصادیق فلسفه تاریخه و نه فلسفه علم. 
به هر حال نمیشه به این ارجاع هشت حرفی استناد کرد. مث این می مونه که تو تاریخ اسلام در سلسله رواه به جای استناد به نفر اول بریم به آخرین نفر و یا حتی شرحی که بر روی اون نوشته شده استناد کنیم. خود ارجاع دادن هم متد داره. 
پاسخ :
اینم نکته ایه :)
خرگوشک :)
۲۰ آذر ۱۴:۳۸
مرسییی :)
حتما گوش می‌دم ^^
پاسخ :
گوش بده نظرت رو بگو
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۴:۴۲
همون که واران و آقاگل گفتند 
البته در عمل کردن مثل واران عمل می کنم 
پاسخ :
:/
خرگوشک :)
۲۰ آذر ۱۴:۴۶
باشه گوش که دادم میام نظرمو میگم :)
پاسخ :
ممنون☺
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۴:۴۷
چرا:/؟ 
گوش میکنیم یه چیزی یاد بگیریم خوب :) 
این پست داره آدمو یاد اون پست بر بحثهای قدیم میندازه 
۶۸ نظر :) 
پاسخ :
آخر کلاس همیشه مشکوکه :)
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۴:۵۷
کی گفته آخر کلاس نشستم؟!
 اتفاقا من‌ در بیشتر مواقع ردیف دوم می شینم ^___^
کلاس جذابه 
من محو بحثهام اصلا :)
لینکها رو هم دارم میخونم همزمان 

پاسخ :
آهان خوب پس ادامه بدین :) ممنونم از نظر لطف شما به وب فیشنگار
واران ...
۲۰ آذر ۱۴:۵۹
دستت درد نکنه جناب دچار :|
ما کوجامون مشکوکه ؟:|:)
بده به چیزی که هیچی ازش نمیدونیم هیچ گونه  اظهار نظری  نمیکنیم  و بجاش گوش میکنیم ؟:|)
ولی واقعا من برای اولین بار تو این پستتون کم آوردم :|:)
یعنی هیچ هیچی نمیدونم :|
درضمن چه در طول دانشگاه چه مدرسه تو ردیف آخر نبودم.

@ستاره مرسی 
بیا پیش خودم بشین آروم :))

پاسخ :
@ستاره
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۵:۰۶
سلام واران جان 
بذار یه چیزی بگم 
من تو کلاسها زیاد با دوستان حرف میزدم البته مکتوب 
بعد پسرها میومدن جزوه هامو می گرفتن برا کپی :/  :)))) 
حالام بدون گوشه جزوه ات ممکنه دست خطم بیفته 
پاسخ :
@ واران
واران ...
۲۰ آذر ۱۵:۱۵
@ستاره بعد از زنگ (مدرسه:دی) بیا  تو حیاط حرف بزنیم :))
تا جناب دچار از کلاس بیرون مون نکرده :)))
ولی جدا من تو دانشگاه اینقدر ساکت بودم فقط تو کلاس یکی از اساتیدم (بهترین استاد زبان شناسیم هر جا هست ایشالا سالم و سلامت باشه) مشارکت میکردم بقیه کلاس ها هیچوقت حرف نمیزدم.
حالا هم بعد از زنگ بیا تو حیاط حرف بزنیم:)

+@جناب دچار میشه خواهش کنم به زبان خیلی ساده در مورد این پست یه کوچولو توضیح بدین 🙈
جدا سرچ هم کردم رسیدم به پست خودتون .
ممنونم 
پاسخ :
نه!
واران ...
۲۰ آذر ۱۵:۱۶
اوکی 
مطالب رو میخونم 
سپاس 🙏
پاسخ :
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۵:۱۷
دچار 
میدونی داشتم فکر می کردم مگه تو قرآن نیومده که اینکه تو بگی به دین پدرانت بودی درست نیست؟ 
خوب پس اینهایی که ولو با چنگ زدن به علم و اصالت علم دین رو بررسی می کنن را نباید تخطئه کرد 
از اون طرف میگیم که اینا میان دین رو بر اساس علم می سنجند یا بر اساس عقل بشر می سنجند بعد یه جاهایی از دین رو خط می کشند روش چون نمی تونند توجیه کنند یا اثبات یا هرچی...
مرزش کجاست؟ 
پاسخ :
مرزش همینه که توی متن گفته! زبان دین و علم متفاوتن
ایمان
۲۰ آذر ۱۵:۱۹
آقای کچوئیان حرفای عجیبی نزدن هرچند ایشون در آخرش خراب کردن. فلسفه ی تاریخ ویکو که همرسی زیادی با حرفای هگل و مارکس داشت مال قرن 18ام بود.
قبل از ویکو و در قرن 17 ام اما بوسوئه،پیر و مراد لویی پونزدهم بود که در مورد فلسفه ی تاریخ نوشت. شهید مطهری(ره)توی جامعه و تاریخش هم غیرمستقیم ویکو(ضمن رد هگل و مارکس)رو زدن و هم بوسوئه رو رد صریح کردن ینی بنظر شهید مطهری(ره)این دو(که بنظر مخالف همن و اولی(بوسوئه)طبق تلقی مسیحی ها الهی و دومی(ویکو)طبق تلقی مسیحی ها غیرالهی/الحادی بود.)

هر دو با هم مهمل میگفتن.اساسا تفاوتی بین مسیحیت(حماقت)با الحاد(حماقت)در بطلان نیس و هر دو باطلن.

اما مساله اینجاس که این لینک اصلا به درد بحث نمیخورد. در دانشگاه های دنیا(اون درست و درموناش)اساسا فلسفه ی تاریخ مرتبط با وحی موجود نیس. درواقع آقای کچوئیان دارن مدح غایب میکنن (بقول جماعت از "باید" میگن و اینجا بین پری و هشت حرفی نزاع و نقاش بر سر "هست"مساله س.) و هشت حرفی هم با استشهاد به مدح غایب کچوئیان میخوان حرفشون رو به پری ثابت کنن.

@هشت حرف
با اسمش کاری نداشتم. حرفاتون اینجا،در چند کامنت ابتدایی،برداشت سطحی با اشتراکات فراوون حتی در انتخاب واژه از سیاهه ی این رذل وبش ضدانقلاب بود. اونایی که بخوان میتونن اصل مطلب کدیور رو بخونن و ببینن شما در حال ارائه ی برداشت سطحی و کودکانه تون از مسودات متعفن این ضدانقلاب بودین یا من دچار توهم و تشویشم.

درمورد فهمتون بگم که بر شما و باقی شاگرداش حرجی نیس. وقتی استادش، مرحوم آیةالله منتظری(ره)شد، شاگرداش هم شماها باشین عجیب نیس. البته شخصا کدیور رو برخلاف مرحوم استادش(ره) مصداق"مستعملا آلة الدین للدنیاء"و بدترش میدونم.
من هم تازه کارم و هم خودم رو جدی میگیرم.شما که کهنه کارین آیا خودتون رو شوخی میدونین؟!
:)


پاسخ :
الان از کجا میگی آقای هشت حرفی شاگرده کدیوره! :)

+ @ هشت حرفی و پری
یک دختر شیعه
۲۰ آذر ۱۵:۲۰
ما تو فلسفه میگیم: علم با دین منافات نداره، منتهی تا حدی که این علم منجر به اسیب در دین نشه،.

بعضی ها معتقدند که امروزه استفاده کردن ما از علم باید تا یک حدی باشه  مثل کسی‌ که تو بیابونی‌گیر کرده و هیچ چیز نداره، وفقط یک لیوان شراب داره، بنابراین باید به مقدار  احتیاجش از اون استفاده کنه، نه بیشتر چون اگر بیشتر استفاده کنه، اشکال داره ...

توی حیطه ی علم هم همین موضوع مطرح هستش، یعنی تا جایی که میتونیم به قدر نیاز باید از علم استفاده کرد....
البته این نظر بعضی ها هستش
پاسخ :
سلام:)

یعنی چی علم منجر به آسیب در دین نشه؟
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۵:۲۲
یعنی زبان دین قلبه؟ چیه؟
خدایا یه چی میخوام بنویسم می ترسم 

پاسخ :
اینجور که فهمیدم
زبان دین بیشتر اخلاقی و تشریعیه
زبان علم کشف طبیعت و محدود به گستره ی دنیای مادی است.
یک دختر شیعه
۲۰ آذر ۱۵:۲۹
یعنی تا حد نیاز استفاده بشه، مثلا اگر ادم میدونه که وقتی از فضای مجازی بدون هدف استفاده کنه، در حالی که نه احتیاج بهش داره، نه براش فایده ای داره، بلکه خیلی از اوقات مفیدشو بگیره این میشه منجر به اسیب...یا مثلا وقتی میدونه اگر دسترسی به اینترنت داشته باشه میره سراغ سایت های مستهجن و امثالهم...این میشه اسیب علم به دین...
پاسخ :
شما فکر کنم بیشتر منظورتون مدرنیته است تا علم؟
یک دختر شیعه
۲۰ آذر ۱۵:۳۱
نه منطورم علمه 
پاسخ :
خب فضای مجازی که علم نیست که :)

بعدشم کدوم کتاب توی فلسفه میگه علم منافات نداره تا حدی که الخ؟ :)
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۵:۳۳
تشریع یعنی چی؟ قوانین دین؟ 
چی باعث میشه ما دین رو باور کنیم؟ وحی را باور کنیم؟ 
چی باعث میشه نگیم طرف مجنونه یا از خودش میگه؟

هر جا اصول اخلاق مدون باشه اونجا دین هست؟ اخلاق بدون دین میشه، نمیشه؟ 
اصول اخلاقی رو خود آدمها میتونن بذارن اما دین از بالا میاد 
چطوری آدمها قبول می کنن این از بالا اومدن رو؟ 
و اینکه برای یک نفر خاص اومده برای اون یکی نه؟ 
پاسخ :
سه تا سوال بالا خیلی مهم و جالبن...
یک دختر شیعه
۲۰ آذر ۱۵:۴۰
فضای مجازی مثال بود... علم به فضای مجازی هستش منظور...
مگه همه چی باید توی کتاب ها باشه؟...: )

مگر خداوند به ما قدرت تعقل و تفکر نداده که خودمون به بعضی از نتایج برسیم؟...ما همش دنبال این هستیم که توی فلان کتاب فلان کتاب پیدا کنیم ...گاهی وقت ها باید خودمون برسیم به نتیجه ی خیلی از چیز ها...

در هر صورت بررسی این موضوعو  ما سر کلاس با یکی از اساتیدمون انجام دادیم، ولی من از ایشون میپرسم ان‌شالله راجع به کتاب اگر یادم بود: )
پاسخ :
آخه شما گفتی ما توی فلسفه میگیم! :)
ایمان
۲۰ آذر ۱۵:۴۱
مومن،گیر ندین.من از هر کس یاد بگیرم شاگردشم.درمورد بقیه هم اینطوری فکر میکنم.گیر ندین.گیر ندین.
پاسخ :
بذار گیر بدم که اینقدر کوبنده حرف نزنین استاد :)
ایمان
۲۰ آذر ۱۶:۰۰
من استاد نیستم،معلمم و الان که دارم دقت میکنم دیشب بسکتبال یا بلاگ شما احتمالا باعث شدن که دوتا سوال طرح کنم که جوابش تو گزینه ها نیس!!!خدا بخیر کناد بچه ها فردا منتظر نتایجشونن!پس گیر ندین!
پاسخ :
بسکتبال بوده بمن چه!؟ :))
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۶:۰۷
سه تا سوالم را جواب نمیدی، دچار؟ 
یادمه رفته بودیم بیمارستان ابن سینای مشهد 
اونجا خانمی بود که فکر می کرد همسر امام زمان هست 
بیمارستان ابن سینای مشهد بیمارستان روان هست 
متوجه منظورم که هستید؟ 
آیه ان یکاد هم اشاره می کنه 
پاسخ :
جوابش رو بلد نیستم
آب‌گینه موسوی
۲۰ آذر ۱۶:۲۲
خب پس چرا جنابِ اردکانی و مابقیِ فلاسفه خواستند و می‌خواهند دین را با فلسفه تشریح کنند؟!
پاسخ :
اینم حرفیه :)

البته که روش علم با روش فلسفه فرق داره
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۶:۲۲
خوب واسه همین گفتم می ترسم سوالمو بپرسم...
پاسخ :
ترس نداره
ستاره جان
۲۰ آذر ۱۶:۳۸
این نظر شماست 
اما به نظر من ترس داره که یه همچی نسبتی رو به طور فرضی...
واران ...
۲۰ آذر ۱۷:۲۲
عه خدایی الان گرفتم پستتون یعنی چی :))
ممنونم از دوستانی که ما رو روشن کردند بخصوص سخنان یلدا بانو و پست خودتون :)
ولی همینکه فهمیدم خودش خیلی چیزه ولی اظهار نظری نخواهم کرد.
مرسی از همگی 
پاسخ :
باتشکر از یلدا خانوم :)
آب‌گینه موسوی
۲۰ آذر ۱۸:۳۵
روش فرق دارد امّا هدف یکی‌ست! 

پاسخ :
هدف علم مدیریت طبیعته
هدف فلسفه شناخت ماوراء طبیعت
هویجوری:)
۲۰ آذر ۲۰:۲۰
الانم از بس دانشجو و تحصیل کرده داریم تو جامعه،واسه همون آدم بی دین زیاد شده!!
مثلا پریروز یه بنده خدایی گیر داده بود به اینکه ما میتونیم با علم ژنتیک سلول انسان و کلون کنیم و انسان درست کنیم (کاملا حقیقت داره البته)،منم به خاطر مشکل اطلاعات کمی که داشتم عاجزانه نگاه کردم،البته میتونستم بگم که اون انسان روح نداره ولی چون مدرک نداشتم، هی میگفتم استغفرالله،استغفرالله :)))
پاسخ :
خب اشکالی داره انسان درست کردن؟
پسر انسان
۲۰ آذر ۲۰:۵۲
عالی بود
عین کسانیکه برای دین دنبال ارائه ایدوئولوژی اند
دین خالص است
خودش اصالت دارد
و مبین و ترجمانش معصوم است
که همان صراط مستقیم است و دین قائم به اوست
عدم درک این حقیقت خطای فاحش بسیاری است که البته ادم های کوچکی هم نبودند و نیستند
پاسخ :
تکبیر :)
ام اسی خوشبخت
۲۰ آذر ۲۳:۲۹
اثبات علمی هر چیزی از طریق دین یا بالعکس کار عاقلانه ای نیست اما مثلا تشریح مراحل تشکیل جنین در دوران جاهلیت، برای همه شگفت انگیز بوده و هست.
پاسخ :
یه انگاره ی جاهلانه ای وجود داشته که هر چیزی که علم علتش رو نمیدانسته رو کار خدا و از نشانه های اثبات خدا می دانستند مثلا در قدیم غربی ها میگفتن زلزله نشانه عصبانیت خداست!
آب‌گینه موسوی
۲۱ آذر ۱۰:۱۸
نخیر؛ 
هدفِ علم شناختِ همه‌چیز است. چنان‌که واردِ متافیزیک هم شده. فلاسفه هم در پی عقلانی کردنِ دین هستند‌...
پاسخ :
علم موجودیت متافیریک را قبول ندارد که بخواهد واردش شود
آب‌گینه موسوی
۲۱ آذر ۱۰:۲۳
از دنیای علم خبر ندارید‌. :) 
این روزها بهشت و جهنّم را هم فیزیک‌دان‌ها اثبات کردند!
حالا سخن بر سرِ تناقضِ حرفِ استاد بود.
پاسخ :
اینکه دین رو با فلسفه اثبات کنند تناقضه؟
پس باید با چی دین رو اثبات کرد یا لااقل توضیح داد؟
آب‌گینه موسوی
۲۱ آذر ۱۲:۱۴

ای بابا!

توجّه نمی‌کنید!

پاسخ :
اینو فهمیدم از فرمایش تون :)
هویجوری:)
۲۱ آذر ۱۳:۲۱
بله مشکل اخلاقی داره،مخصوصا تو ایران مجوز تحقیقاتشم داده نمیشه،مجازات داره:)))
پاسخ :
مشکل اخلاقی ش چیه؟
یه مشت آدم کارخونه ای درست میکنن برای امورات و مشاغل مختلف
هویجوری:)
۲۱ آذر ۱۳:۵۴
آدم کارخونه ای؟؟حرفای میزنیاا فیلسوف خان!!خب چه کاریه ای میان ربات درست میکنن دیگه،

این چیزی که من میگم همه چیز و میبره زیر سوال...حتی میشه از یه سلول انسانی که مرده یه انسان دیگه جفت خودش و درست کرد انسانی که خون و عقل و قلب داره،مگه از همه ی ما فقط یدونه تو جهان نیست؟ نظم بهم نمیخوره؟ البته در مورد اینکه این انسان روح داره یا نه من اطلاعات زیادی ندارم،این مسئله تو کتاب درسیمون هستش..
پاسخ :
حتما روح داره که زنده است.
اگه علم بتونه همچین چیزی بسازه بیشک دین باهاش مخالف نیست :)

+ مثلا از سلول یه نفر یه چیز جدید درست میکنن ولی آیا این دلیل میشه که کل قیافه و شخصیتش شبیه صاحب سلول بشه! نمیدونم اینجوری میشه؟
هویجوری:)
۲۲ آذر ۱۰:۰۷
منم میگم نباید مخالف باشه،
دقیقا کل قیافش شبیه اون طرف میشه،آخه از سلول جنسی و هسته ش استفاده می کنن که کل ژنای اون جاندار و داره،البته این فقط واسه پستانداران امکان پذیره، رو گوسفند و موش و اینام امتحان شده،تو همین ایران خودمون چند پیش یه بره درست کردن اسمش رویان بود.
پاسخ :
عه یهویی نظرت عوض شد و شدی موافق؟ :)
هویجوری:)
۲۲ آذر ۱۳:۱۸
من عالم دینی نیستم که
من از اولشم میگفتم از لحاظ اخلاقی نباید مشکلی بوجود بیاد،چون قدرت خدا فراتر از این حرفاست ولی تقصیر من چیه،مجوز واسه اینجور فعالیتا نمیدن

بیخیال حاجی،یه کامنت گذاشتماا:))))
پاسخ :
یعنی میگی قدرت اینها کمتر از قدرت خداست؟

وبت رو تعطیل کردی شما؟ :)
هویجوری:)
۲۲ آذر ۱۳:۵۳
قدرت مخلوق میتونه بیشتر از قدرت خالق باشه؟؟؟

با اجازه:)
پاسخ :
میتونه کمتر باشه در برابر قدرت خالق؟
هویجوری:)
۲۲ آذر ۱۴:۲۴
آره میتونه:)مگه بالاتر از خدا هم هست؟
سوال منو با سوال جواب ندید:| من خودم علامت سوالم،حالا هی بپرس هی بپرس
پاسخ :
آخه من میگم در مقابل خدا هیچ قدرتی نیست
هویجوری:)
۲۲ آذر ۱۷:۲۵
منم همینو میگم
:))
پاسخ :
خوبه :)
مهدی صالح پور
۲۳ آذر ۱۸:۱۱
و مشکل امروزِ وزارت بهداشت، طبِ خرافی و جعلیِ اسلامی ست.
پاسخ :
اینجا که برخلاف خارج
طب سنتی رو که راه نمیدن توی وزارت بهداشت :)
مهدی صالح پور
۲۵ آذر ۱۶:۴۳
اتفاقا طب سنتی اوکیه، این طب اسلامی خیلی معضل شده.
هم معاونت و هم دانشکدده طب سنتی داریم
توی تلویزیون هم فقط طب سنتی میان
پاسخ :
به نظرت افراط نمیکنی توی نفی اسلام؟
مهدی صالح پور
۲۵ آذر ۱۹:۳۵
بحثم مطلقا اسلام نیست؛
خرافاتی ه که الان به نام طب اسلامی داره رواج پیدا میکنه رو مشکل دارم
پاسخ :
یعنی میگی دکان بازی شده توی بحث طب اسلامی؟
ایمان
۲۵ آذر ۱۹:۴۹
طب سنتی اگر مقصود شما روایات و اینا باشن بطور کلی خیلی بیش از تعداد انگشتان 2دست روایات دارای سند درست توش نیس!(خیلیاش اصلا اسناد براشون نیس!)

ضمنا غالب مباحث طب سنتی(به طور عام)تو قالب طب الصحة س ینی بیشتر ناظر به بهداشت، پیشگیری و ایناس!
پاسخ :
قسمت دوم کامنت انگار درست تره :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین