فیشــــــنگار

زندانم آرزوست!

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ق.ظ

چپ مائوئیست بودم. آخر سال ۱۳۶۰ به اوین رفتیم. یک بازجو داشتم که دانشجوی فوق‌لیسانس علوم سیاسی بود. او مرا تغییر داد بلکه نشستم و مثل خر خواندم. ۴۰۰ جلد کتاب (در زندان) خواندم. از فلسفه هم شروع کردم. بعد تاریخ و سپس همه چیز. هر آن چه را جدی بود، خواندم. المیزان را با دقت خواندم... از سال 69 با مرتضی آوینی آشنا شدم.  (فراستی 1395)

چپ در ایران

فکنم فهمیده باشم :))
خیلی هم عالی
شما همیشه لطف دارید:)
زندان هم فرصت خوبیه ها برای کتاب خواندن :D
شایدم بهترین فرصت :)
درباره فراستی نظری ندارم...

ولی کتاب خوندن رو خیلی دوس دارم!
منم همینطور :)
همین فراستی منتقد  خودمون ؟ 
بله :)
کتابای تاریخی خوندن یکی از معضلات فکری منه. به هیچ کتابی نمیتونم اعتماد کنم
تاریخ معاصر
یا قبل ترش؟
کلا ... انتشارات زمان هر حکومتی، طبق یه معادله کاملا عقلانی، یه سری انحرافات داره ... و همچنین تاریخ کلا چیزیه که سلیقه ایه نقل میشه در اکثر موارد....
برای اینکار خوبه (هر وقت فرصت داشتید) به صورت موضوعی بخونید
مثلا انقلاب مشروطه رو برید آثار موجود رو بخونید
مخالف و منتقد 
+ این شکلی تقریبا میشه متوجه شد کدوم نویسنده منطقی و علمی نوشته کدوم احساسی
چقدر خوب که کسی اینقدر اراده اش قوی باشه
اللهم ارزقنا
من بیشتر به حال اون دانشجوی علوم سیاسی و شهید آوینی قبطه میخورم :)
قبطه یا غبطه؟؟

من به هر کس که به راه درستی که میره ایمان داشته باشه و در راه ایمانش مجاهده کنه غبطه میخورم!
شک داشتم :) 
فکر کنم غبطه باشه 
فراستی استاد من و عشق منه :)
شما هم عشق اونی میرزا :)
از این ۴۰۰ جلد خوندن و المیزان خوندن و آشنایی با آوینی، تقریبا "هیچ" دستگیرش شده.
من قضاوت نمی کنم :)
زندانم آرزوست!
سلام 
خییلی قشنگ بود کامنت :)))
این فراستی موحود عجیبیه! یکی دوباری که دعوتش کردیم دانشگاه فهمیدم! 
از چه نظر :)
آفرین بهش
و احسنت به شما بابت این متن
ممنونم :)
خوندم کل مقاله و مصاحبه رو.
به نظرم حرف هاش اکثرا درست بودن.
ولی به نظرم کلا یه جوریه. با این موضوع که میگه: «من میفهمم و هیچکس نمیفهمه» مخالفم.
برعکس من فقط همین جمله رو که میخواستم خونیدم :)
من اصلا نسبت به این فراستی حس خوبی ندارم :))) رو مخمه کلا... حس میکنم خیلی درونی با خودش درگیره... 
هرچند از یه طرفم از یه دندگیش خوشم میاد ! 
چقدر درونی دقیقا :))
اول من این کامنت رو گذاشتم و شما تیتر رو عوض کردین یا تیتر مطلب از اول همین بود؟؟!
این یک سوال واقعی است!
بله تیتر از کامنت یکی از دوستان الهام گرفته شد!
این روزا یه عده روشنفکر!! می گن باید تغییر کرد و سنت ها رو کنار گذاشت من بحثی ندارم ولی می گم اگه قراره تغییر کنیم بهتره بهتر بشیم نه اینکه برگردیم عقب
آقای فراستی تغییر کردن و جلو رفتن
احسنت به ایشون و همینطور به شما
قابل توجه اون عده روشنفکر مرتجع :)
جوری بود که دلم خواست برم زندان:))) 
اونم از نوع اوینش:)) بلکه درس بخونم و بعد اگه تونستم زنده در بیام کنکور بدم :))))
یاعلی
اینم خوب فکریه ها :)
یه جا نوشته بود :
ترکیب عبدولی وفراستی باهم ترکیب کاملی میشه (((((((((: 
:)
فلسفی بود فک کنم!
چون معزم یهویی سوت کشید!
یهویی :)
خدایی کپ کردم دیدم عنوان پست رو تو کا منت گذاشتم!
پس اول تیتر این نبوده.
خیالم راحت شد.
:)
دمش گرم 

چه اطلاعات دقیقی هم از بازجوش داشته 
زیر چشمی نگاه میکرده گویا :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی