فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

ماجرای حضور امام حسن عسکری در گرگان

سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ب.ظ

جعفر بن شریف جرجانى می‌گوید: سالى عازم حجّ شدم و در سامرّا نزد امام عسکرى(ع) رسیدم. ایشان فرمود: «آیا بعد از پایان‌یافتن حج به جرجان برمی‌گردى؟»، گفتم: آرى.


فرمود: «تو بعد از صد و هفتاد روز، در اوّل روز جمعه سوم ماه ربیع الآخر به جرجان وارد می‌شوى. به آنها بگو که من هم آخر همان روز، آن‌جا می‌آیم.


از نزد آن‌حضرت رفتم و مناسک حج را انجام دادم. و خدا مرا سالم نگه‌داشت تا این‌که روز جمعه، اول ماه ربیع الآخر، در ابتداى روز همچنان که امام فرموده بود به جرجان رسیدم، و دوستان و آشنایان براى دیدارم آمدند. به آنها گفتم که امام حسن عسکرى(ع) وعده داده است که تا آخر همین روز، این‌جا بیاید، پس آماده شوید تا پرسش‌ها و خواسته‌های خود را از او بخواهید. زمانی که نماز ظهر و عصر را خواندند، در خانه من جمع شدند. به خدا قسم! چیزى نفهمیدیم مگر این‌که امام(ع) آمد و وارد خانه شد. و اوّل او بر ما سلام کرد، سپس ما به استقبالش رفتیم و دستش را بوسیدیم.


سپس فرمود: «من به جعفر بن شریف وعده داده بودم که آخر همین روز به این‌جا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خوانده‌ام و به سوى شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اکنون در خدمت شما هستم و حاضرم تمام پرسش‌ها و خواسته‌های شما را برآورده سازم».


نخستین کسى که پرسش نمود نضر بن جابر بود. او گفت: یا ابن رسول الله! چند ماه است که چشمان پسرم آسیب دیده است، از خدا بخواه تا بینایى را به او برگرداند. امام(ع) فرمود: «او را بیاور». پس دست مبارکش را به چشمانش کشید، بینایى او به حالت اوّل برگشت آن‌گاه مردم یک به یک می‌آمدند و نیازهاى خود را مطرح می‌کردند. و حضرت نیز براى آنها دعا می‌نمود و حوایجشان را بر آورده می‌ساخت. سپس حضرت، همان روز به سامرّا برگشت‏. منبع

۹۶/۱۰/۰۵ موافقین ۱

نظرات (۱۲)

۰۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۸ خونه مادری
میلاد امام حسن مبارک
پاسخ:
هفته ی فرهنگی گرگان هم مبارک باد :)
۰۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۵۴ سه ‌شنبه
بالاخره جمعه اول ماه یا سوم ماه بوده؟! اگه به سالش هم اشاره میکردند با یه حساب کتاب ساده میشد صحتش رو فهمید! 
پاسخ:
توی لینک فکر کنم اطلاعات بیشتری بباشه :)
خوشبحالمون که چنین امامهایی داریم :)
پاسخ:
بله حس خوبی داشت این ماجرا ...
چقد قشنگ بود دوسداشتم ادامه میداشت کم‌بود
پاسخ:
شاید باورت نشه ولی منم دوست داشتم ادامه اش هم بخونم :)
از اینکه در همچین منطقه ای به دنیا اومدم واقعا خوشحالم هر چند قدمگاه حضرت آقا الحسن الخالص(ع)نه خاک ما که سر بزرگان ماس.

خدا چشمای ما رو به ظهور پور رشید پیروزشون(عج)روشن کناد و باشیم تا انتقام منتقم(عج)رو از مخالفین بددین و اغیار ببینیم و در اون روز انتقام به یاری و امید خدا و عنایت آقا امام الحسن الخالص(ع)در لشکر ولی عصر(عج)باشیم.
پاسخ:
سلام چطوری برادر افراطی؟ :)
۰۶ دی ۹۶ ، ۰۵:۵۵ ستاره جان
امام اومده بودن برای تجدید عهد 
ملت همیشه حاضر در صحنه هم رفته بودن برای حاجت گیری :) یعنی دور ضریح امام رضا اومد جلو چشمم 

خوش به حالشون که همچون دیدار غیرمترقبه ی یهویی شیرین ِ...
به قول اون جمله معروف: چه سعادتی دارید که چشم های شما به آن بارگاه نورانی 
... باید بگیم به آن وجود نورانی روشن می شود...
میلادشون مبارک
پاسخ:
به نکته جالبی توجه کردین :)
+ نیازهای مسخره ی ما ...
۰۶ دی ۹۶ ، ۰۷:۲۸ محبوبه شب
@سه شنبه
منظور از " اوّل روز جمعه سوم ماه " یعنی ابتدای صبح (یا همون صبحگاه).
پاسخ:
ممنون دقت :)
۰۶ دی ۹۶ ، ۰۷:۲۹ محبوبه شب
میلاد آقاجانِ آقاجانمون مبارڪ ^_^
پاسخ:
مبارڪ ^_^
۰۶ دی ۹۶ ، ۱۲:۵۱ سه ‌شنبه
@night mahboobe

اونو که بله، مقایسه خط سوم (جمعخ،سوم ماه ربیع الاخر) و خط پنجم (جمعه،اول ماه ربیع الاخر)


+گفته سالی! نگفته کدوم سال، ولی ساعت و روزشو دقیق دقیق گفته...جل الخالق
پاسخ:
@night mahboobe

سلام و رحمت
مومن،من افراطیم؟!فرمود با برچسب افراطی جوونا رو نکوبین!
پاسخ:
خخخخ
پ ن پ تو جوونی؟ :)))
مومن،آدم25ساله جوون نیس؟!حس پیری کردم!    :))))))))
پاسخ:
خب پس مجردی :)
دو سالی شد که نیستم.
پاسخ:
واقعا تو زن داری؟؟؟

+ زنده است؟ :)))
++ البته آدما ضرورتا اون چیزی که میگن نیستن :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تصاویر زیباسازی نایت اسکین