فیشــــــنگار

به به

چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۱۹ ب.ظ

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد

صلحی کُن و بازآ که خرابم ز عتابت

حافظ شیرازی شعر

این برای آشتی بعد دعوای زن و شوهری جون میده :) 
برا توبه هم خوبه :)
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــح بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــح
🤛 🤜
:)
به به خیلی هم عالی:)
عالی و متعالی :)
تابازچه اندیشه کندرای صوابش!؟
چه جرم کرده ام ای جان و دل به حضرت تو
که عبادت من بیدل نمیشود مقبول؟
حافظ منت میکشد
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری :)

از این کامنت خوشم اومد 🗨
به‌بـه :)


دختری شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست
گر بیابیدش به سوی خانهٔ حافظ برید
دختر حافظ بوده یعنی؟! :)
اینم به به:

خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است
که خرابات دلم در پی او آباد است
بله اینم به به :)
چی شد که به این بیت برخوردید؟
خیلی کاملا تصادفی بود :))
توی جلسه ای نشسته بودم و سررسیدم را ورق میزدم :)
اصن یه وضعی
سلام :)
به به....
 دلم یک بار بویش را زیارت کرد این یعنی
نمیخواهد گدایی را براند از درش شاهی
مصرع اول بیتی که خرگوشک نوشته را نمی تونم بخونم‌ 
میشه کمک کنید؟ اون بیتی هم که در جواب بلاگر کبیر نوشتید به به :) 
اون شعر قزوه رو در جواب شما هم میخاستم بنویسم که بدونید معنی بیت حافظ بالاتر از این برداشت های ماست :)
جواب سوالم :/ را ندادید :/ جواب جمله ی خبری ام را دادید :| 
از خودش بپرسید خب!
خیر دخترش نیست :))
پس شعر از کیه؟ و معنیشم بگید :) ممنون
شعر که از حافظِ.. درست؛ ولیز من فکر می‌کنم دخترش نیست! :))

معنیش هم میشه :
دختری که؛ شب‌ها از خونه بیرون میاد، دیوانهـ ست، لباس سرخ می‌پوشه و تلخ و تیزه ؛ اگر چنین دختری رو پیدا کردین، به خونه ی من بیارید :)
نه از حافظ نیست :)
چرااا.. این شعر از حافظه!
یاد سریالای کره ای افتادم با این شعر دختره حافظ :)
عـه! یجا نوشته از حافظ! باز جای دیگه نوشته دکتر عبدالحسین جلالیان
آها! فکر کنم دکتر عبدالحسین رو میگفتن حافظ جلالی!
اونجایی هم که اول این بیت رو دیدم پایینش نوشته بود حافظ! واسه همین فکر کردم از ایشونه! :))
خانم شبهه در ذهن ما اینجاد نکنید :) مشخص کنید این دختره .... مال کیه :))
:))
بنظر شما پس دخترِ حافظِ؟ اگه دخترشه، چرا اجازه می‌ده شبها از خونه بره بیرون؟ :))
سوال اصلی منم همینه! :)
این شعر، از حافظ جلالیِ
و دختر هم... دخترش نیستا ولی فکر میکنم مال خودش باشه :))
ممنون رابیت :)
خواهش؛ کاری نکردیم که :)
من ممنونم که چیز جدیدی یاد گرفتم ^_^
با هم یاد گرفتیم :)
من که همیشه فکر می‌کنم شما خودتون بلدین! هِـی می‌پرسین تا ما یاد بگیریم :))
اینم باشه خوبه :)
یارب آن نو گل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
شین بده^_^

+ترکها رو دوست داریم
شبی پرسیدم از یارو زجان من چه میخاهی!
میان دود خود گفتا غمت را میخورم گاهی :)

+ لابد بخاطر نون بربری دوسشون دارین :))
یارب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
وان سهی سرو خرامان به چمن باز رسان^_^
نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
که بلکه رام غزل گردی ای غزال رمیده

شهریار
+نغز رو درست نوشتم ؟ :))
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم....

*بله بله
میروی، باید که آهنگی سرود
من نمی گویم نرو، ... برگرد زود
دردم از یارست و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم^_^
من مست می عشقم هشیار نخاهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد :)
دل میرود  ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا^_^
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را 
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا 
کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز
شاید(باشد) که باز بینیم آن یار آشنا را 
آیینه سکندر جام می است بنگر 
تا بر تو عرضه دارد اموال ملک دارا 
آسایش دو گیتی نفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
... 
خیلی این غزل حافظ رو دوست دارم :) 

قشنگه
ما دهه شصتیا فقط شهرهای مش حافظ رو بلدیم :)‌
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها^_^
آنروز که آمدی به دنیا عریان
جمعی به تو خندان و تو بودی گریان

کاری بکن ای دوست که وقت رفتن
جمعی به تو گریان و تو باشی خن‌دان :)
دوره نوجوونی(۱۳ سالگی) و از روی یک کتاب غزلیات حافظ اینو از حفظ کردم 
آفرین :)
سلام و فراوان سلام :)
شما کجایی خانم دکتر! :)
زاویه زیستون غبار گرفته ها :/
اولا بهم نگو خانم دکتر چون نیستم
دوما غبار گرفته چون واقعا زاویه زیستم غبار گرفته خب :(
شاید چند شغله کار میکنید و بیت کوین پارو :)
ای بابا. دلت خوشه ها دچار اول صبحی روز شنبه :(
:)
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل! این زودتر میخواستی حالا چرا؟؟ ^_^

@ستاره جان : کشتی شکستگانیم عزیزم :)
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا... حالا که من افتاده ام از پا چَرا!

:)
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ^_^
آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو
می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم


مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست،مشکل نشیند...^_^
در لباس آبی از من بیشتر دل میبری
آسمان وقتی که می پوشی، کبوتر میشوم :)
مرا که با تو شادم،پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن...^_^
نمیشه بری! شوخیه مگه؟ :)))

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم.
منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن....
آقا من میتونم از بقیه دوستام هم کمک بگیرم؟
هر چند خودمم میتونم ها :)

نیست در شهر نگار ی که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرم؟ :)
منم دیگه دارم زور میزنم.کم مونده برم دیوان حافظ بیارم بغل دستم بذارم^_^

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت^_^
کامنت بعدی جوابتون رو دادن :)

+نیروهای کمکی رسیدن خداروشکر :))
تا اگر روزی بر شاهم برند
از رسوم خدمت آگاهم برند
ممنون :)
دل در بر و می در کف و معشوق به کامست
سلطان جهانم به چنین روز غلام است...

:) چند نفر به یه نفر 
شما هم میخای برو نیرو جم کن :)

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب  از هوجوم! خیالت نمی برد خوابم؟

هوجوم؟؟ خوشم میاد خودتونم تعجب کردید:))  آقا انقدر میم ندید به من دیگه خخخ
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد...^_^
این من گفته بودم قبلا :)
Well played

:)
عه وا :/ 
مبارک باشه پس^_^ 
ایشالا بار بعدی شما ببری :))

البته مهم اینه که شما تنهایی بازی کردی و بدون تقلب :))
ما فات مضى و ما سیاتیک فاین؟!/قم فاغتنم الفرصة بین العدمین
دیگه دیر اومدی مگه اینکه از اول شروع کنیم :)
آن یار کزو خانه ما جای پری بود              سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش        بیچاره ندانست که یارش سفری بود
دیشب به خواب دیدم وصف خیال رویش
دیدم که میکشیدم، مستانه سو به سویش

+سلام خوش اومدید :)
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل      کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
آنجا که تویی ، رهگذری نیست مرا
جز دوری تو غم دیگری نیست مرا
انکه میگفت منم بهر تو غمخوارترین        چه دل ازار ترین شد چه دل ازارترین
ناموس عشق و رونق عشاق میبرند/عیب جوان و سرزنش پیر میکنند
در کوی نیکنامان
ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی
تغییر ده قضا را :)
آب حیات است پدرسوخته/حب نبات است پدر سوخته
همچو چنگم
سر تسلیم و ارادت در پیش

تو به هر ضرب که خواهی
بزن و بنوازم
می نرسد جز به فرومایگان/خمس و زکات است پدر سوخته
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی