فیشــــــنگار

دینانی و شیمیست

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

شیمیست: هر چیزی اگر وجود دارد پس جرم است.

دینانی: پاسخ در فیلم (58 ثانیه)

سرباز عقل غلامحسین ابراهیمی دینانی فلسفه

آقای دینانی رو بسیار دوست میدارم
منتها نمیتونم فیلم ببینم. چون اسپیکر ندارم
شخصیت جالبی دارن :)
دینانی آخرش چی میگه؟ واضح نیست...
میگه «اگر وجود داره جرمه» بعد چی؟
واضح نیست
فکر میکنم میگه اگر هر چیزی که وجود دارد جرم است پس باید  تا بی نهایت قابل تقسیم شدن باشد
اعصاب نداره ها

چه نکته جالبی گفت ... سوال شد تو ذهنم...
کدوم نکته اش ؟ :)
فک کنم میگه هست...
تقسیم بی نهایت انگار اثبات شده نیست از نظر شیمی...
اخرش که میگه اگه خدا جرم باشه پس قابل تقسیمه 
واقعا ... البته تو قانون نسبیت جرم میتونه تبدیل به انرژی بشه ولی بازم انرژی هم قابل تقسیمه
اگه نور باشه هم، نور هم به فوتون هاش تقسیم میشه... پس خدا چیه؟؟؟
خدا چیه؟ 
یعنی منظورتون اینه که خدا چه جور جرمیه ؟ 
(فکر نکنم چنین چیزی گفتا!)
خدا جرم نیست . و ما نمیدونم که ذات خدا چیه ...
چون نامحدود در محدود نمیگنجه

این لینک رو هم ببینید ...


http://www.hadithlib.com/rolls/view/2400144/%D9%86%D9%87%D9%89-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%8A%D8%B4%D9%8A%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B0%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7
لینک مربوط به کتابخانه احادیث شیعه است

+این حرفی که آقای شیمیست میزد فقط درباره خدا نبود
فرشتگان و روح و هر چی که وجود داره ولی جرم نداره رو شامل میشه
بالاخره باید یجوری تعیین تکلیفشون کنیم/ بفهمیمشون
روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید : من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.


یک اینکه می گوید خدا دیده نمی شود . پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.

دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد.

سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.

بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد.

اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.

خلیفه گفت : ماجرا چیست؟ استاد گفت : داشتم به  دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.

بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟

گفت : نه

بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد. ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.

ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟ پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.

استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت
تمثیل بهلول بد گرفت و شیخ برفت :)
منتظر بودم برگه هاشو بکوبه تو سراون یکی اعصاب نداشن آخه:))
نهایت چیزی که فهمیدم همین بود:|
شما محوریت پستاتون چه موضوعی هستن؟!چون فهمیدم تو این زمینه به شدت پرتم و استعداد فهمشو ندارم:))
ولی این یکی رو فهمیدم انصافا:دی
یه کامنت داده بودید راجع به عدالت و ازادی رفته بود رزنامه حرف دارم راجع بهش حتما میگم به زودی:)
خیلی کار خوبی می کنید اگر بنویسید:)
مشتاقم بخونم 
بزرگوار شما شبهه میندازی جوابشم بذار که من نصف روز از درس و مشق نیفتم :| :)
ما ساکنان کوی پرسشیم :)

+ شبهه شما دقیقا چیه الان؟!/ بعدشم جوابش رو خود آقای دینانی داد :)

دکتر دینانی شخصیت جالبیه و صحبتهاش لذت بخشه :) (فقط یکم اعصاب نداره :دی)


فکر میکنم بخش اول حرفهاشونم جالب بود. اینکه استاد شیمی گفتن "(خدا)وقتی نمی بینه، پس چجوری بگه؟"
و استاد دینانی گفتن که "پس تو هم نباید بگی خدا جرمه، چون تو که خدا رو نمی بینی"

اون قسمت آخر رو من هم درست متوجه نشدم، چون فیلم رو بریدن و نصفه گذاشتنش(اگر میگی جرمه، پس ؟؟؟؟ قابل تقسیمه؟)...
ولی طبق جستجویی که کردم فکر میکنم منظورشون همون اثبات غیرقابل تقسیم بودن خداوند بود: اینجا

منبع اصلی و باکفیت فیلمم اینجاست»

منو از دنیای آی تی و نرم افزار به کجاها کشیدینا :))

خوبه که علاقه دارید:)

+ولی دوست دارم  در مورد این سوالات و مسائل بجای سرچ، بیشتر فکر کنیم بهشون

+شاید بهتر فهمیدیم
+بحثشون درمورد خدا نیست:)
یعنی به نظر شما در مورد خدا نیست؟ شاید...
یعنی با پیش فرضایی که از استاد دینانی داریم و نوع بحث، به نظرم رسید بحث در مورد خداست...

فکر که میکنیم، ولی به هرحال باید پیش زمینه هایی وجود داشته باشه، ماهم که اهل فلسفه و شیمی نیستیم، باید یاد بگیریم که گمراه نشیم...

درضمن گفتم که فیلم هم بریده شده و قسمتهاییش حذف شده و بخش دوم گنگ به نظر میرسه، مگه اینکه اون بخش نامفهوم حرفهای استاد دینانی و قسمتهای بریده شده و حذف شده مشخص شوند :)
یه روزی توفیق شد دوست دارم ازش بپرسم قضیه چی بوده :)
قشنگ بود
ممنونم
خواهش میکنم:)
چقدر بی اعصاب بودن :دی
بنده به شخصه همیشه سعی میکنم درمورد ذات خداوند فکر نکنم.چون هربار که فکر میکنم مغزم خیلی یهو و ناگهانی ارور میده و کلا سیستمم بهم میخوره :)))
ولی در مورد چیزای دیگه خوبه فکر هم بکنیم :) مثل ذات و روح خودمون، 
آقای شیمیستش کی بود؟
جواب جالبی بهش داد. بعنوان یک شیمیست کلی خندیدم! و البته بعدش به فکر فرو رفتم. :)
.
در مورد پیامتون هم فعلا نظری ندارم.(نظری که قابل عرض و مکتوب شدن باشه!) فکر کنم جواب میدم.

بعنوان یه اصفهانی هم کلی می خندیدی خب :)

+دکتر بلورچیان
جالب بود... 
خاص بود :)
چه عصبانی بودند اقای دینانی

نهی شده ایم درباره تفکر درباره ذات خدا
بعضی چیزها به ما مربوط نیست
مثل ذات خدا
مثل ظرفی که بخواد اقیانوس را درونش بریزد

من اصلا نمی فهمم ربط این گفتگو به ذات خدا رو :)) !
انصافن فکر نمیکردم اینقدر عصبانی بشه یه وقت دینانی
من دوسش دارم
ولی خب خوشم نیومد از این حرکتش
البته شیمیست ها و کلن ماده گراها که تو هپروتن به نظرم :/
اخلاق استاد تا حدی تحت تاثیر محیط محل تولد آقای دینانی (درچه، منطقه ای در استان اصفهان) میتونه باشه:) 
اساس مباحث فلسفی گفتم
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی