فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

یک فرد عادی، ولی با هدف
می تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد

آخرین مطالب
  • ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۰۷:۳۲ مرمر
آخرین نظرات

جایگاه ما در دنیا (2)

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ق.ظ

مرد عزب می‌بیند که چگونه دوستان متاهل او پیوسته رنج می‌برند و کار می‌کنند تا زنانشان در راحت و تفنن مناسب مقامشان فرو روند و تعجب می‌کند که چه امری موجب می‌شود تا مردان چنین بردگی و رنجی را تحمل کنند؟(93)



پست مرتبط: جایگاه ما در دنیا (1)

نظرات  (۶۹)

زن عزب می‌بیند که چگونه دوستان متاهل او پیوسته رنج می‌برند و کار می‌کنند تا مردانشان در راحت و تفنن مناسب مقامشان فرو روند و تعجب می‌کند که چه امری موجب می‌شود تا زنان چنین بردگی و رنجی را تحمل کنند؟
پاسخ:
الان این حرف حرف شما هم هست به عنوان یه عزب؟ :)
یعنی من میبینم که تو پیوسته رنج می بری و کار می کنی تا ... :)))
پاسخ:
یعنی تو هم عزبی؟! :)

+ برو زن بگیر و مگو چیست کار
اگه وبلاگمو میخوندی این همه علامت سوال از من نداشتی و اینقد تیرت خطا نمیرفت :))
پاسخ:
دنبال میکنم
ولی حتما جالب نبوده مطالبت :)
+مثل خودت :))
همه چیز رو تکذیب می کنم
پاسخ:
تا کی میخوای سکوت کنی ؟ :)
عوضش مطالب شما خیلی جالبه
+ خودت خیلی جالب تر از مطالبتی :)
پاسخ:
دلم سوخت :))
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۱ هَشْتْ حَرْفى
شما الان همین حس بردگی رو داری؟! :))
پاسخ:
فردا معلوم میشه :)

من با پست مرتبط همراه تر بودم
با دل سوخته ت واسه مون دعا کن :)
پاسخ:
خخخخ کم نمیاری نه؟ :)

+ اگه میدونستم کی هستی بهتر باهات شوخی مینمودم
+ اگه بلاگمو خونده بودی میدونستی کی ام :)
[برگشتیم سر خونه اولمون :))) ]
پاسخ:
کدوم وبت رو؟
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۶ هَشْتْ حَرْفى
متوجه نشدم :/
پاسخ:

پست مرتبط: جایگاه ما در دنیا (1)

۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۲ هَشْتْ حَرْفى
عجب! مجذوب کتاب منبع شدیم. چه روان بیان کرده مسئله رو استاد مطهری.
پاسخ:
آره یکی از گفتارهای بیست گفتار بود:
جبر و اختیار
مگه قلعه ی ویل دورانت اینا اینجوری بوده باشه :)))
اینجا تا زمانی که زن شاغل نبود که عده ای از مردها تمام فرهنگشون نسبت به زن ضعیفه بودنش بود

متاسفانه الان هم هستند حتی اونهایی که اینو در ظاهر نشون نمیدن 
با مجوز آیه قرآن که الرجال قوامون... در ته ذهنشون اینو دارن که زن «مالِ» مرد هست

و واقعا ویل دورانت کور بوده و نمی دیده رنج های زنان رو؟
من الان خواهرم زایمان کرده برای حرکت یک سانتی کردن کلی درد می کشه بعد با همون وضع دل درد و کمر درد باید بچه هم نگه داره (کار ندارم کمک مامانم هست ولی هم شیر دادنش که هست) یا عادت ماهیانه شون که به والله و ماادراک داره برای آقایون چه جسمیش چه روحیش 
یا اینکه خانم چشم امید همه تو خونه است کسی مریض میشه ------>مامان 
کسی خسته است  ------>مامان 
دلش گرفته است ------> مامان  
در حالی که مامان دلش بگیره میره پیش کی؟
خیلی شوهرش خوب باشه و خودش قوز بالا قوز نباشه میره پیش شوهر
پاسخ:
مرحوم درمورد شاغل بودن زن ها هم صحبت کرده :)
حالا که زنها هم میرن سرکار و رنج می برن که
پاسخ:
زنان این رو آزادی و برابری میدونن نه رنج
 :)
ولی از دیدگاه زن عزب شاید کار کردن مرد یعنی عشقش به خونواده... 
پاسخ:
آفرین به این دیدگاه :)
یه سرکار رفتن این حرفا رو نداره وجدانا :))
پاسخ:
قشنگ بود :))

سرکار رفتن و توی خونه هم کار کردن چی؟ :)
آزادی و برابری همیشه با رنج همراهه
پاسخ:
رنج دوتا معنی داره:

آیا در راه رسیدن به برابری رنج می برند؟
یا این رنج حاصل رسیدن به برابری با مرد حمال است؟

و دور شدن از طبیعت خودش؟
اونم این حرفا رو نداره :)
ولی خب من به شخصه به سلیقه تو خونه کار کردن آقایون اعتماد ندارم. :| باید رو این اعتماده کار کنم وگرنه در آینده کار دست خودم میدم.
پاسخ:
دیشب توی فروشگاه یه مرده بچه بغل هی به زنش اصرار میکرد که برام  این پیشبنده رو بخر
زنه میگفت نه! :))))

مرده هی میگفت آقا من ظرفا رو میشورم پس پیشبند می خوام :)))
زنه هم میگفت نه تو کثیف میشوری :))
چه با حال :))

ولی بچه بغل کردن تو بیرون از خونه از وظایف صددرصدی آقاست :)
پاسخ:
بله خب
منم گفتم این خانومه برات دو تا بچه بزرگ کرده
میخای ظرفم نشوری؟ :)

توو دلم گفتما :))
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۳۸ هَشْتْ حَرْفى
یعنی جدا ما قبلا تو آخوندها همچین سخنران هایی مثل مطهری و بهشتی داشتیم و امروز رسیدیم به این تبلیغات چی ها؟
شاغل بودن انگار یه جور جفا در حق زن شده 
آخه مردها می خورن و دو قورت و نیمشون هم باقیه 
ببین مورد داشتم اومده دم در خونمون که پسرمون کار نداره قیافه داره! از زن قبلیشم جدا شده بچه هم داره 
کار نداره و خرجشو ما داریم میدیم 
ولی قیافه داره! خوشگله! :|
متخصص قلبمون می گفت یه خواستگار داشتم (متخصص قلب مملکت!) که گفتن کار نداره شکلش مثل سامی یوسفه!

دختر مردم رفته شوهر کرده تو عقد نصف بیشتر پول ماشین را داده اون وقت جوری رفتار کرده که وقتی رفته مسافرت کاری زنه ماشین را برنمیداشت چون شوهر راضی نبود!
منظورم این نیست همه بدند 
اتفاقا این آقای مورد آخر هم نماینده شورا بودن در رزومه داشته همم کارمند بوده یعنی ظاهر هاشون خیلی هم موجهه اتفاقا و همیشه از سطح پایین جامعه نیستند که بگم بی فرهنگند

ولی از اون طرف نمیشه بگی زن از اساس شاغل نباشه من یک مدت با خودم می گفتم زن بره تو خونه بشینه و خانه داری کنه و شاغل نباشه (همون که رهبر میگه تحصیلات داشته باش ولی تو خونه باش) اما با خودم گفتم تو این دنیای فانی زد و شوهرت مرد یا جدا شدی (مخصوصا مردن خیلی مهمتره) اونوقت میخوای بری کارگری خونه مردم را بکنی؟ یا صیغه شی؟؟؟ نمیشه که  
سن سر کار رفتن استخدام که سریع پر میشه 
پس نمیشه گفت زن اصلا شاغل نشه 
پاسخ:
بنظر میرسه باید یه تعادلی برقرار بشه
یعنی بقول شما  نمیشه بگیم هیچ زنی سرکار نره
اولا که به نظر من سیاه نمایی کرده، یعنی زنها راحت پا دراز کردن و به دستهاشون کرم میزنن مردها هم‌ در حال بردگی هستن دیگه؟!! چه حرفها:))

البته فکر کنم ادامه‌ی متن این باشه که به علت ضیق وقت نویسنده فرصت نکرده بنویسه: و باز مرد عزب با دیدن‌ چنین بردگی و سختی هایی چند وقت بعد خودش هم به جمع همان بردگان می‌پیوندد و گویی این قدرت زنان و وجود نازنین آنهاست که تمام سختی ها و مشکلات را آسان میکند و به زندگی شیرینی می‌بخشد، آری این است قدرت زنان:))
پاسخ:
دقیقا همین رو گفته
دقیقا توی همون صفحه

+تو واقعا یه پدیده ای فرشته!! :)
"تعجب می‌کند که چه امری موجب می‌شود تا مردان چنین بردگی و رنجی را تحمل کنند؟" از متن پست.
تعجب می‌کنند؟ نمی‌دانند چرا؟؟ چه نادان شده‌اند این مردان! می‌دانید که صفتِ مصدرِ ندانستن، نادان است و این توهینی نیست! :)
پاسخ:
درست متوجه منظور شما نشدم :)
خدایی راست میگین یا دستم انداختین؟! 
ممنونم ممنونم، بالاخره یکی منو کشف کرد:)) 
پاسخ:
باور نمیکنی برو مراجعه کن به همین صفحه :)
ای بابا! میگم اگه مردهای مجرد ندونن که مردهای متأهل چرا واسه زندگیشون زحمت میکشن، خیلی نادونن! :)
پاسخ:
طبق این نظر  مردهای متاهل هم نمیدونن چرا!؟ :)))
ما زن ها هم زحمات اون مردی رو که خودش رو در سختی مضاعف میندازه تا زنها دغدغه مسایل معیشتی خودشون رو نداشته باشن و برای این دغدغه با مرد های زمخت کم درک درگیر نشن رو، ارج مینهیم.

کاملا جدی گفتم!
پاسخ:
قابل توجه اون مرد عزب :)
چطوری مراجعه کنم؟ لینکش رو نذاشتید، صفحه اش رو هم‌ نگفتید، تازه صفحه‌اش رو هم میگفتید کتابش رو از کجا بیارم؟!
پاسخ:
صفحه 93
کتاب لذات فلسفه رو هم دانلود میشه کرد
راستش حالا که فرصت شد باید بگم به نظرم الان توی شرایط حاضر اگر مردی غیرتمند باشه حتما ازدواج میکنه. اصلا نمیتونم بفهمم چه طور میشه مردی غیرت داشته باشه و مسیولیت رفاه یک زن رو متقبل نشه. چه طور میتونه راحت بشینه ببینه که زنی به خاطر معیشتش داره با مردای نامحرم نشست و برخلست میکنه؟(حالا تازه من مثبتشو گفتم)
مسئولیت مردا برای حفظ جامعه خیلی سنگینه. 
پاسخ:
مسئولیت مردها برای حفظ جامعه با چه انگیزه ای؟ :)
غیرت؟
انگیزه؟!!
رضای خدا یا تعالی بشر یا هر آرمان بلند دیگه ای یا حتی همون غیرت کم انگیزه ایه؟ برای حفظ هر ارزشی نیاز به حفظ جامعه ست. انسان در بستر اجتماع شکل میگیره... جامعه نباشه و رشد نکنه، چی میمونه برامون؟!!
پاسخ:
نظر شما به نظر ویل دورانت نزدیکه :)
ایشون هم میگن همه ی این بردگی ها
سیاست طبیعت برای حفظ و بقای نسل  بشره

و حفظ ارزشها هم به تداوم این چرخه کمک میکنه
طبیعت خودش؟؟؟؟؟!!!!!!!
پاسخ:
بله طبیعت زن
یا چیزی که طبیعت برای زن در نظر گرفته :)
بردگی؟! به نظر من اینجاشو اشتباه کرده آقای دورانت! اینا از نظر من خود آزادیه.  
در ضمن اونجایی که فردی برای حفظ ارزش ها خودشو قربانی میکنه چه طور توجیه میکنه؟ اونجا که غریزه بقا زیر پا گذاشته شده. همه چیز فقط سیاست طبیعت نیست. اختیار انسان تعیین میکنه کدوم سیاست کجا استفاده بشه.
نظر منه. آقای دورانت چی گفته؟
پاسخ:
اختیار انسان نتیجه اش این سبک زندگی و تمدنیه که بر جهان حاکم شده
«توی برخی قبایل افریقا تا قرن 18 زنان و دختران مثل خرو گاو به فروش میرسیدند :) »
این از تو همون کتابه بود؟ یا خودت نوشتی؟
پاسخ:
همون کتابه :)
خب اشتباه انتخاب کرده انسان. اابته شاهنامه آخرش خوشه.
پاسخ:
بقول شاعری که اسمش را نمیدانم

ببین منظومه های آفرینش رو به پایان است
سراپاشور گل کن نوبت حسن ختام توست :)
عاغا من الان دلم میخواد ششصد خط بنویسم در مورد اینکه با ازدواج زن به بردگی گرفته میشه نه مرد :دی
در این مورد کمی و بیشتر از کمی نگاهم بدبینانه ست متاسفانه لذا سکوت اختیار کرده تا آمار ازدواج جوان ها بیش از این پایین نیاد :دی
پاسخ:
کاملا حرفت رو قبول ندارم :)
ولی از دیدگاه زن عزب شاید کار کردن مرد یعنی عشقش به خونواده... 
پاسخ : 
آفرین به این دیدگاه :)



جناب دچار این دیدگاه اصلا درست نیست 
چون اون وقت تکلیف طلاق ها رو چجوری مشخص میشه کرد؟
پاسخ:
ربطش کار کردن به طلاق چیه؟
لفظ خر و گاو؟ 
لبخند آخرش چی بود؟ 
پاسخ:
دستم عادت کرده
ببخشید :)
چیزی به نام طبیعت وجود نداره همش جامعه پذیریه. چه ربطی داره
پاسخ:
این افکار پست مدرن رو بذار کنار بعد بیندیش :)
جامعه روبناست!
این عزبا و همینطور متاهلین میتونن متعه کنن تا هم این رنجا نبرن و تعباش رو تحمل نکنن و هم از اون حالاش رو ببرن و سنتی رو هم زنده کنن.
پاسخ:
جوابت در پست فردا :)
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۰۵ ام شهرآشوب
مرد عزب وقتی یه سن و سالی ازش میگذره و میبینه این همه کاری که برای تنهایی خودش انجام داده هیچ ثمره ای نداشته، موقعی که نیاز به همدم داره دور خودشو خالی میبینه، احساس پوچی میکنه و از گذشته ی خودش نادم و پشیمان میشه...

خدا ازدواج رو گذاشته برای آرامش آدمها. مگه آدم چی میخاد دیگه ازین دنیا؟؟!!

++لتسکنوا الیها...
پاسخ:
جواب شما جوابی است که به فرشته داده ایم پیش از این :)
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۷ مهدی صالح پور
به قول بچه های توییتر چه حرف سکسیستی‌ای!
پاسخ:
به قول هلما
هییییم :)
همه ی این (به قولِ شما) رنج کشیدنا ناشی از علاقه وعشق به خونوادس! D:
پاسخ:
وای وای :)
عشق چیست؟ و چرا آدم باید عاشق بشه؟
نگاهای زن پرستانه ی مبتنی بر عشق،کشک و سایر لبنیات،زنان رو که از ادوات آرامش آدم بودن و باید مستور میموندن به اسباب تشویش آدم و جماعتی قابل توجه ازشون رو به ولنگاری کشیدن.

راه حل این مشکل اصلاح رویه ی جاری-اصلاح نظری-در برخورد با صنف جنسی ضعیف بابهره از نقد و انتقاد رادیکال،تخریب،تحقیر و توهین به برابری خواهی زن پرستانه،عشق و کشک مدرن و نظرات مشابه و همچنین اتفاقا بهره از همون ابزارا به اضافه ی ابزارای دیگری مثل حذف فیزیکی،قراردادن فرد در تنگنای شدید مالی و اینا،در برابر افراد منادی این نظریات و آراس"...حتى لاتکون فتنة..."!

پاسخ:
-اصلاح نظری-در برخورد با صنف جنسی ضعیف
رو بعینه توی رفتار شما اینجا داریم می بینیم ما:)
واضح نیست؟

پاسخ:
یعنی میگی پس چرا طلاق میگیرن؟
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۳۶ ام شهرآشوب
به نظرم این پست از اون پستهای بی مزه ای بود که فقط برای جلب کامنت منتشر می شوند و اصلا ارزش کامنت گذاشتن ندارند!


++تیکه ام کاملا متوجه خودِ خودِ جناب شما بود جناب دچار!
پاسخ:
تیکه شما به سپر :) اصابت کرد :)))
نه اونجور 
شایدم یه جورایی همونه
دارم میگم نشانه عشق نیست چون مرد مجرد هم میتونه بره سر کار 
مردی هم که زنش را طلاق میده می بینی خونه زندگیش را هم کامل و جامع کرده
حتی بعد سی سال 
پاسخ:
پس نشانه چیه اگه عشق نیست؟
سوال،سوالِ سختی بود!😅
پاسخ:
در کنار این خنده یکم هم به سوال بیندیش خب:)
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۴۶ ام شهرآشوب
همچنین نظریات زن ستیزانه و نابخردانه ی جناب ایمان رو در راستای همون کشک و دوغ و لبنیات محلی میگیریم و نیازی به پاسخ دادن به خزعبلات نفسانی ایشون نمیبینیم!

اینجور که بر میاد ایشون حرفهای خودشونو از قرآن و کلام وحی هم بالاتر می دونن!
پاسخ:
باید منتظر باشیم ببینیم ته نظریات ایمان چی میشه! :))
ایمان 
لعنت خدا بر تو و امثال تو 
اینو واقعا از ته دلم گفتم 

و امیدوارم بدتر از خودت نصیبت بشه 
پاسخ:
چرا؟
چون همچین نظریاتی به اسم دین ارائه میدن؟

@ایمان
عشق وعلاقه به خونواده که دیگه توضیح نمیخواد. :)))
پاسخ:
پس کامنت های ستاره رو بخون
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۵۲ ام شهرآشوب
البته شاید هم ویل دورانت یه رگ شیرازی داشته!!!
آخه شما مردا تا کی میخاید خونه ننه هاتون بخورید و بخوابید؟؟ یه روزی دیگه ننه هم خسته میشه و با تیپا میندازدتون بیرون
اون موقع دیگه مجبورید کار کنید

یعنی اگه زن نگیرید کار نمیکنید؟ چرخ اجتماع رو فلج میکنید؟

این چه وعضشه آخه؟؟؟
پاسخ:
عامو ویل دورانت توصیف کرده فقط :)
گفته عزبا اینجوری فکر میکنن و ...
دوسه تا ازکامنتاشونُ خوندم! نمیدونم این نظرِ منِ،نمیشه که همه یِ نظرات یکی باشن! :)
پاسخ:
نکته خوبی گفتی :)
@ستاره جان
سلام
من بر عکس شما از خدا برای آدمای نفی کننده عشق، عشق میخوام. ان شاءالله خدا به همه ما از این لبنیات از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر و از آتش جانسوزتر بده...هر روز بیشتر از دیروز.

برای کسی که یک حقیقت رو نفی میکنه بدترین نفرین دچار شدن به همون حقیقته! ⁦:-)⁩
برای این جور آدما و برای خودت و برای من دعا کن.
پاسخ:
خدایا وی را از حجب علم که حجاب اکبر هست بازرهان :))))
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۰۰ ام شهرآشوب
خیلی توصیف نابجا و بیخودی کرده!

خب زن عزب هم میتونه فک کنه چرا برم واسه یه مرد ِ ..... (دور از جون آقایون حاضر) غذا بپزم و بچه بیارم؟؟ تو خونه ی ننه م میخورم و میخوابم ، نازکش هم دارم !
پاسخ:
بله
میتونه بگه :)
:)))
پاسخ:
میخندی؟
چند روز دیگه تا کنکور مونده؟
لبخندِ ملیح بود جنابِ دچار! D:
157 روز تاکنکورِ تجربی باقیست! :)))
پاسخ:
پس بخند
فعلا وقت هست :)
این خنده س، D: ... این لبخنده، :) 

D: 

وقتِ زیادی هم نیست! :)
پاسخ:
تو که خوب میخندی!
گویا آماده ای؟ :)
نه! :||| 
-_-
پاسخ:
:)
نه شاخه سیب جان امیدوارم در حسرتش بسوزه 
جناب دچار به اسم دین چیه؟ به اسم آدم داره میگه به اسم مرد 
و من نمی تونم باور کنم امثال این دو پا صفر نفر هست :/ 
پاسخ:
:)))
منم ندیده بودم
اگه به این افکار انسانی میگی پست مدرن وای به حال پست مدرن :(
پاسخ:
انسانِ مخالف طبیعت>؟!
توضیح بیشتری درباره خودت میدی با این کامنتت یا اینکه دچار دورباطل شدی؟؟؟
پاسخ:
همچین انسانی که دشمن طبیعت باشه ره به جایی نمیبره
طبیعت اصالتش بیشتر از جامعه است.
حتی از عقل بشر هم
کار کردن نشانه ی تلاش هست 
نشانه سعی آدم برای بیهوده نبودن 
همین و فقط همین 
پاسخ:
کار کردن نشانه ی تلاش هست
بله کار نشانه تلاش هست و نه عشق 
نشانه عشق اون کاری هست که علیرغم میل خودت برای معشوق می کنی دچار (این صحبت یک مشاور متخصص هست)
نشانه عشق اون احترامی هست که برای خودت و معشوقت قائل میشی 
نشانه عشق اون حرمتی هست که براش در نظر می گیری 
نشانه عشق اون محبتی هست که نثارش می کنی 


پاسخ:
عشق ریشه در خودخواهی دارد؟
آره فکر کنم یه جورایی 
مگر در موارد خیلی عمیق 
پاسخ:
چم...
اولش دلت میخواد یکی را داشته باشی 
پیداش که می کنی اگه از دوپامینی (هیجان) گذر کردی به عشق دیگه خودخواهی نیست 
اگر گذر کردی و دوپامینت تموم شد که میشه همین زندگی هایی که زن را مال می دونند یا شوهر را صرفا برای صاحاب!! داشتن می دونن 
اگرم دور از جون از دوپامین به سمت پایین گذر کردی که یه دفترچه سفید مقوایی بهت میدن به اسم دفترچه طلاق


پاسخ:
درود بر عشق :)
کاری با طبیعت به این معنای اخیری که به کار می بری ندارم. ضمن اینکه الان تو داری طبیعت رو در دو معنای مختلف به کار می بری. در اولین کامنت اینجا یک معنا و در همین آخرین یک معنای دیگه. 
ضمن اینکه من با طبیعت دشمنی نکردم.
پاسخ:
قبول دارم که شما دشمنی نکردی
سلام.خوبی؟ در مورد کار که حرف زدی اولا زنان بازار کار مردان رو گرفتند
ولی اینقدر بیکاری و تعطیلی کارخانه ها چشمگیره که این معضل هیچه:/

مشکل مملکت خراب شده ی ما اینه که استثمار کاری موج میزنه.
به خدای احد و واحد موج میزنه مثالی عرض کنم که دیشب گفتم:

در وبلاگ دیگه ای این مطالب رو گفتم ....


و هستند افرادی هم که مثل من کم کار.
اونم بخاطر اینکه زیر بار زوری و اجبار استثمار کاری نرفتن یا پارتی ندارن حتی برای کارگری!

اولا کارگری هم (با قرارداد سفید امضا و یک ماه تمدید و بدون سرویس و با دیر کرد پولی)
هم نیاز به پارتی داره یا پول شیرینی به مراکزی که چند سالی برای اخاذی بیکارا باز کردن
به اسم دفاتر خصوصی کار و کاریابی...

دوما که گفتم بعضی ها مثل من زیر بار استثمار کاری نرفتن براتون مثال می زنم: ماه قبلی من در شرکت پاکشوما با پارتی شدن یک آشنای جدید که مادرم با مادرش به تازگی دوست شدن توی اون شرکت که داشت ده تا نیرو برای سال جدید از همین یک ماه پیش جذب می کرد وارد شدم.

ما رو بردن قسمت بار بری و گفتن حقوق شما تا عید همه روزه دوازده ساعتی و یا بیشتر 1,200 یعنی اضافه کار حساب نمیشد روز های تعطیل هم همینطور تا عید و بعد از عید تازه حقوق میداد!

گقتیم باشه پول هشت ساعت در روز بدون روز های تعطیل و ساعات اضافه کاری مون قبوله رفتم.

چی شد ؟ 
قضیه به همین ظلم ختم نشد...
توی قسمت باربری کارگرا خودکشی می کردن تا هر بیست دقیقه یک کامیون بنز ده تن رو پر کنن!

بهشون میگفتم مگه کسی دنبالتون کرده خب آروم تر.. :(

اینجا که دیگه ریل خط تولید نیست تا کمی آروم می کردم

آقای راننده لیفتراک انگار که ببخشید عذر میخوام شبیه کسایی که سگ دنبالشون کرده می آمد:)
هنوز پالت رو خالی نکرده زرت هل میداد جلو با نوک شاخ
و جا باز می کرد اون پشت کامیون و پالت بعدیو میذاشت!
دیگه نگاه نمی کرد و گوش نمی کرد ما خالی کردیم یا نه
بلا نسبت مثل گاو میموند با اون لیفتراکش
جا پیدا نمی کرد می گذاشت روی سکوی پشت کامیون و می رفت و ما باید از فاصله دور مثل آجر مینداختیم به هم اون کارتن های بزرگ مایع دسشویی 4 لیتری که توی هر کارتن شش تا بود... :(

باز کارگرا خودشانه پاره می کردن یعنی پدرشان در میامد.
که چی بشه؟ که پالت یا باکس بعدی رو لیفتراک که میاره
جا باشه که بزاره توی باربند پشت کامیون و راحت ببریم...!

به خدا که من بنیه و توانش رو داشتم مثل آدم کار کنم اما

به این میگن استثمار کارگر که هم ساعت کار آزاد باشه و تعیین نکنند الان ساعت 7 که استارت زدید کی دقیقا کار تموم میشه و هم اجبار کنند که هر بیست دقیقه باید یه بنز ده تن یا کامیونت بره و بعضا اسکانیا میومد هر 50 دقیقه باید نهایتا جمعش می کردیم دو تا کارگر روی هر ماشین

اینا درده من دارم میگم توی همه کارخونه ها هست ناچارا
من توی شرکتی شش ماه دوام آوردم قبل از پاکشو؛ :(
شرکت بافت و تکمیل پارچه ی گلپوش بود حیف شد. :(
با اینکه یه لحظه آروم و قرار نداشتم و حتی سر ناهار ( که تایم ما 30 دقیقه بود) میومدن میگفتن زود بخور کار داریم و سر ده دیقه جمع می کردم و حتی ماه رمضون بود و من دوست داشتم نماز بخونمولی یادمه سرپرست یکی از قسمت ها وقتی که دیر رفتم رفت روی مخم که همون یه ذره اعتقادی هم که دارم بذرام کنار و برم بهش کمک کنم...!

چون در اصل من توی فرم بیمه  سِمَت بسته بند داشتم.


کار من این نبود که برم همه ی قسمت ها ولی در واقع من کارگر بین قسمتی بودم یعنی همه کارای بسته بندی شرکت هر چی تولید میشد تکی یه تنه انجام میدادم و خودم جا به جا و به انبار منتقل می کردم با جفت دستای خودم:|
یعنی تو حساب کن: 1-توی خط تولید هفت نفر دم دستگاه ها بودن 2-توی کنترل کیفیت طفلک مثل من تک و تنها بود اما اون کارش ثابت بود.
3-تولیدات میرفت برای شستشو و رنگرزی و در اونجا هم چهار پنج نفری بودن با خوده سرپرستش.
و 4- پارچه خشک کن(استنسر) دستگاهی به دارزی و عظمت یک کوچه ی سی متری و حرارتی.
که اون هم دو سه تا نیرو بود.

میخوام اینو بگم که پارچه ها بعد از خشک شدن می رسید دست من به تنهایی باید حاصل دست این همه کارگر رو با این انبوه تولید من تکی مشمبا و بسته بنید و جا به جا می کردم که هیچ.... .

در کنارش نخ آوردن(خوده مدیر شرکت یا انبار میگه) احمدی برو از کامیون پیاده کن می گفتم باشه
برو پارچه های تولید شده دستگاه ها رو از خط تولید بیار ببر انبار خام، میگفتم باشه.یعنی هر روز ها
هر روز دیگه اون اواخر خودکار کار من این بود و چهار تا انبار 1-پارچه خام و 2-نخ 3-ضایعات 4-تکمیل همش ریمو دست من بود و انبار دار کشک بود این وسط هر روز شکمش میومد جلو تر و حتی توی باشگاه بدنسازی میرفت بعد از ظهر ها تا چربی هاشو آب کنه و کمک به ندرت می کرد تو انبارها.

به جان خودم یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی وقتی بار میخواست بره برای بازار مدیر شرکت چنان دست و پا میزد انگار بچه هاشو دارن سوار ماشین می کن و من بدو این ور بدو اون ور هی سریع تر آروم تر فلان بهمان اصلا یه وضعی.پدر ما رو در میاوردن... .

یعنی وسط بار گاهی پیش میومد یه سری کم داشتیم تا بار تمیل بشه چقدر سرکوفت میزد که اینا روی زمین مونده من بهت پول نمیدم که بار روز زمین بمونه بسته بندی نمیکنی چه غلطی می کنی؟

خدا رو شکر اون موقع ها تازه از خدمت اومده بودم و این حرفا رو تحمل می کردم و برام عادی بود..

هر چند سر همین چرت و پرت گفتنای میدر باهاش حرفم شد در اومدم و دو بار بعدش منت کشی کردم برگردم ولی گفت آب رفته به جوی بر نمیگرده.

آخه اون روز که من رفتم بار داشت و میگقت بمون:(
چون حرفمون شده بود نموندم و کارگرا رفته بودن...
نمیدونم خلاصه چی شد و فکر کنم بار با تاخیر رفت
به درَک اصلا شررکتش بخوابه به من چه.خدانگهدار
پاسخ:
قابل توجه فعالان حقوق کاگر :)

پس خدمت یکی از فوایدش اینه که تحمل آدم رو بالا میبره؟ :)
:))))))))))
پاسخ:
:)
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۲۴ هانیه شالباف
حالا که داره برعکس می‌شه کم‌کم :))
پاسخ:
برعکسشم بده خب :)
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۳۴ هانیه شالباف
خود به خود توی زندگی تعادل ایجاد می‌شه ... 
اون زندگی‌ای که نامتعادل بمونه،  عجیبه...
پاسخ:
اینم حرف خوبیه

خود به خود توی زندگی تعادل ایجاد می‌شه ...
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۳۷ هانیه شالباف
:)
پاسخ:
حرفتون یادتون نره فقط :)
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۴۱ هانیه شالباف
چشم :))
پاسخ:
سلامت و پرنورباد :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین