پژوهشکده ی غیرانتفاعی

مهارت شیطانی یا چگونه بچه دار میشویم

ببین که طبیعت با چه مهارت شیطانی درد مادر را با نشئه مخدری تسکین می‌بخشد و پدر چگونه کورکورانه مخارج عظیمی را متقبل می‌شود! مخارجی که بر گردن کسانی است که جرئت می‌کنند به ادامه حیات نوع ما که شاید هم بیحاصل است کمک کنند! 130
معمار ..
۱۴ بهمن ۰۹:۳۹
مشکل اصلی ویل دورانت اینه که برنمیتابه چرا باید لذت ها با رنج همراه باشن!
پاسخ :
البته منظورتان همین یه دونه جمله شه دیگه؟ :)
چون ویلیام حرفای خوبی زده توی این فصل کتابش که اتفاقا نظرش به نظر شما نزدیک هم هست
خرگوشک :)
۱۴ بهمن ۱۰:۱۳
حوصله ی هضم حرفاشو ندارم:/
توضیح بدید!
پاسخ :
یعنی میگه با این همه سختی ما چرا باز بچه دوست داریم و بچه دار میشیم؟ :

  • هر بچه ای به جای سبک کردن باری از دوش پدر خود باری نو و مسئولیتی نو میشود. آنها بایستی تا شانزده و بلکه بیست و شش سالگی تحت تعلیم  و تربیت باشند. هر بچه ای بر اجاره خانه و قیمت نقل و انتقال می افزاید. هر یک از آنها میخواهد مرتبا به تئاتر و کاباره برود. هر یک از آنها میخواهد لباسی از آخرین مد داشته باشد تا بتواند پا به پای همسالان خود راه برود و سربلند باشد و همینکه توانست عایداتی به دست آورد از خانه پدری گریزان خواهد شد. 92
تسنیم ‌‌
۱۴ بهمن ۱۰:۲۹
هر بچه‌ای با تولدش و ادامه‌ی حیاتش پدر و مادرش را رشد خواهد داد. طبق قانون سوم نیوتون بچه‌ها به همان نسبت که تربیت می‌شوند، تربیت نیز می‌کنند!
پاسخ :
رشد خرمایی لابد؟ :)

هلما هم در مورد قانون نیوتون حرف زده بود که من منظورش رو نفهمیدم
لوسی می
۱۴ بهمن ۱۰:۳۸
ای طبیعتِ فلان فلان شده!
پاسخ :
نه !
دست نگهدارید!

طبیعت به خودی خودش که کاری نمیکنه :)
اون هم تحت تسخیر یکی دیگه است بنده خدا :))
خرگوشک :)
۱۴ بهمن ۱۱:۱۱
خب شما که این فیش رو گذاشتین، جواب هم بدین دیگه :)
نظرتون درمورد حرفش چیه؟
پاسخ :
دیگه اون رو باید صبر کنید
تا بقیه کامنت بذارن و توضیح یا جواب بدن تا ما بخونیم
تسنیم ‌‌
۱۴ بهمن ۱۱:۱۸
چرا خرمایی؟
پاسخ :
خرمایی که بچه ها برای رشد پدراشون میدن جمعه ها دیگه :)

+راستی بعد از ماهی، چنتا دونه خرما هم خوبه بخورید :)
آلاء ...
۱۴ بهمن ۱۱:۳۶
من عاشق نامه 31نهج البلاغه ام فقط
نامه پدری مهربان به فرزندش:)
من که 4تا بچه میارم ان شاالله
خیلی هم بچه خوبه
ویل دورانت خودش چندتا بچه داشت؟
پاسخ :
یه دونه دختر
با بازوان گوشتی :) که درموردش  گفته است:

با دیدنش... رنجها و نگرانی های جهان در نظرم ناچیز می آید
نشاط این دختر هر راز بسته ای را برمن می گشاید
و زنگ هر غمی را از دلم می برد. [ص: 180]
تسنیم ‌‌
۱۴ بهمن ۱۱:۳۸
رشد پدر و مادر به وسیله‌ی فرزند حتی قبل از تولد شروع میشه؛ به نظر من البته!
پاسخ :
نظر خوبیه :)
فاطمه ...
۱۴ بهمن ۱۱:۴۲
چون از ونگ ونگ و زر زر و خنده یه موجود کوچولوی بی زبون خوششون میاد
همین که بزرگ شد تونست حرف بزنه فکر کنه نظر بده دیگه به درد نمیخوره و همه چی یادشون میره که این بدبخت خودش که نیومده
شما خواستید که بیاد

پاسخ :
اینم نکته ایه ها :)
یک آشنا
۱۴ بهمن ۱۲:۵۹
تنها تکامل مقصر است!
پاسخ :
مرگ بر تکامل>؟ :)

+ تکامل هم مهره ی اصلی نیست :) پشت پرده نشین ها رو باید شناسایی کرد و ازشون پرسید چرا با امیال ما رو دستتون گرفتید؟ و به ما یک آزادی مسخره و یا یک لذت مسخره می دهید؟ :) به چه قیمتی؟ :) [شما تا حالا مورچه بازی کردین؟ مسیر یه مورچه رو عوض کردین؟] یَک حالی میده ها :))
آقای سین
۱۴ بهمن ۱۳:۴۲
فک کنم طبیعت همه تمرکزش رو گذاشته رو من چند وقته :)
پاسخ :
یعنی احساس میکنی ناخواسته داری پدر میشی؟ :)
ایمان
۱۴ بهمن ۱۴:۱۸
چگونه ش رو نمیگم ولی چراش به نظرم مربوط به وسایل پیشگیری و ایناس.    D:
زن و بچه فتنه ن.

پاسخ :
اتفاقا جالبیش اینه که با این همه وسایل پیشگیری
باز زن و شوهرها رو یه جور خاصی می فریبد :)
مسـ ـتور
۱۴ بهمن ۱۴:۳۹
مثل این میمونه که به اونایی که سیگار میکشن بگن چرا بااین که عکس شش ها روی پاکت سیگار هست و میدونین چه بلایی به سرتون میاد ولی باز می کشین؟ 
پاسخ :
مثال خووبی زدین آفرین :)
+ ما عادت کردیم به طبیعت هامون [: خوردن، خوابیدن، حرف زدن، شکار و سرگرمی، ازدواج، تحصیل و ...]


حسین ژوان
۱۴ بهمن ۱۴:۴۶
یبار یکی از بچها در این مورد گفت که مادر برای این این همه درد و خستگی رو تحمل میکنه چون دریایی از عشق و احساسه و باید این احساسو خرج کنه و چه چیز بهتر از بچه.(میمیره براش)
پاسخ :
جالب بود :)
ایمان
۱۴ بهمن ۱۴:۵۱
شاید هم عکس این ماجراس.ینی دستگاه های شیطنت میخوان با پیش گرفتن ضربه بزنن اگر هم نتونستن باهاش نسل ما رو ور بندازن لااقل با اشاعه ی بی مسوولیتی نسل ما رو آلوده کنن.دو سره بازی میکنن.
پاسخ :
فک کنم دچار سوء تفاهم شدی نسبت به متن :) نه؟
ایمان
۱۴ بهمن ۱۵:۳۸
نمیدونم.
پاسخ :
آخه مهارت شیطانی رو به ذات طبیعت نسبت داده ایشون :[
مهدی صالح پور
۱۴ بهمن ۱۵:۵۹
و چقدر نظر من به نظرش نزدیک تره :))
پاسخ :
یه بار داشتم به یکی از بچه ها مشورت میدادم درمورد حقوق همسر طبق چکیده ی روایات:)
+ اینکه زن گل است
+ امانته دستت
+ لباس و غذا و خونه باید به سلیقه ی اون باشه
+ اگه شاغله استقلال مالی داره
+ مهریه واجب نفقه واجب
+ حتی اگه شیر خودش رو به بچه خودش بده میتونه پولش رو بگیره!
+ ووو

تهش گفت پس برا چی دیگه زن باید بگیریم؟ :)
منظورش این بود که در مقابل چی باید این همه امتیاز بدیم؟ منم برا اینکه دلش نشکنه گفتم برا اینکه نسلت ادامه پیدا کنه!! :))

حالا که دقت میکنم می بینم ویل دورانتی ام برا خودما :))
ن. .ا
۱۴ بهمن ۱۶:۲۲
دچار من یک نقد جدی دارم به تو:
اگر کسی لذات فلسفه رو بخواد با فیش های تو بشناسه فکر میکنه ویل دورانت توی این کتاب در سه محور اصلی سخن گفته : زن و مرد  , ازدواج , عشق
خودت یه بار دیگه  فیش هات رو بخون...
نکن اینکارا رو...
حرف در میارن هم برا خودت هم برا مخاطبات
از ما گفتن...
پاسخ :
آخه من همین چند فصل مربوط به ازدواج رو فقط خوندم :)
تا اینجاش که برا بعضی از سوالام جواب پیدا کردم تویش

بقیشم بخونم میذارم :)
نقدها را پذیراییم.
ن. .ا
۱۴ بهمن ۱۶:۲۵
:)
بخون
پاسخ :
چشم آقا معلم :)
مهدی صالح پور
۱۴ بهمن ۱۷:۲۵
به نظرم که چرخه ی باطلی ست بچه دار شدن!
پاسخ :
همون اضافه کردن یه گناهکار به جمعیت بشر؟ :)
آذری قیز
۱۴ بهمن ۱۸:۵۵
چند روز پیش برای یه بنده خدایی داستان بیژن و منیژه رو ویس کردم اونم قرار شده کل تاریخ ویل دورانت رو ویس کنه بفرسته برام:)

فعلا که کوتاهی کرده در کارش....
پاسخ :
شما هم نامردی کن هدیه ای که براش درست کردی رو بذار توی وبت
علی
۱۴ بهمن ۲۱:۰۹
حالا که تو این اوضاع احوال اگرم ازدواجی صورت گرفته باشه ازدواج ثوری ای بود که توی کرمانشاه زلزله زدگان برای مصلحت اندیشی و امید دادن به مردم برگزار کردن.
معلوم نیست حالا اون بنده خداها که ازدواج کردن تو این وضع و اوضاع گرون یو مصیبتشون چه جوری میخوان یه زندگی رو شروع کنند، خدا میدونه.و الله اعلم.

یعنی من تخمین زدم این مدلی که کار گیر میارم؛ هر سال چند ماه مختصر... !

یعنی با این اوضاع بنده یه جوان بیست و هشت ساله که از دار دنیا یه ماشین پرایدی داره که توی قسطش مونده (بیشتر از نصف) و امیدواره تا ده سال دیگه خداکمک کنه یه واحد فیسقیلی بخره.

یعنی بعدش باید به فکر این باشم که تا سن شصت ده بیست سالی خونه رو بدم اجاره که بتونم بیمه رو پیوسته ادامه بدم تا بازنشستگی یعنی شصت سالگی.
که چی بشه که دم پیری بتونم حقوق بازنشستی بگیرم.اگرم تا پیری زن بگیرم، بایست زنم شاغل باشه چون این شغلای نصفه نیمه من به تنهایی کفاف خرج زندگی نمیده و از طرفی سن که بره بالا تر چهل پنجاه رو رد کنم مطلقا بیکارم.

باید یه آدمی باشه برای ازدواج که توی مخارج زندگی شریک بشه نه اینکه فقط حقوقش رعایت بشه به عنوان یه گل که دستمون امنته و فلان بهمان که میگی

زن و مرد نداره البته با هم فرق دارن اما اگر قرار بر شریک زندگی شدنشون بود بهترست که واقعا شریک باشند هم توی مشکلاتش هم توی سود و منافعش.

من عقلم قد نمیداد نسخه کلی بپیچم برای همه از منظر خودم نظر دادم فقط:)
پاسخ :
مثلا شخص شما با این وضعیت که شرح دادی
اگر زن گرفتی حتما دوست خواهی داشت که بچه دار شوی :)!
آذری قیز
۱۵ بهمن ۱۷:۲۶
نه دیگه در اون حد ):
پاسخ :
دقیقا در این حد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین