فیشــــــنگار

ما رو‌ از بچه نترسون

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۱۵ ق.ظ

هر بچه ای به جای سبک کردن باری از دوش پدر خود باری نو و مسئولیتی نو می‌شود. آنها بایستی تا شانزده و بلکه 26 سالگی تحت تعلیم  و تربیت باشند. هر بچه ای بر اجاره خانه و قیمت نقل و انتقال می افزاید. هر یک از آنها می‌خواهد مرتبا به تئاتر و کاباره برود. هر یک از آنها میخواهد لباسی از آخرین مد داشته باشد تا بتواند پا به پای همسالان خود راه برود و سربلند باشد و همینکه توانست عایداتی به دست آورد از خانه پدری گریزان خواهد شد. 92

فرزند لذات فلسفه

ویل دورانت، بچه هم داشته؟
داشته :)
لینک
اون جمله امام به شوروی رو باید به ویل دورانت هم گفت :)
همون که پست کرده بودم؟
حالا میفهمم چرا داداشای من مث کش تنبون به خونه بابام وصلن

چرا؟ :)
حقیقته دیگه 
ولی انگار تمام حقیقت نیست :)
+ میخای این متن رو برا اتاق فرمان بفرست بگو چرا منو درست کردین با این حال؟ ببین جوابش چیه :)
همینکه توانست عایداتی به دست آورد از خانه پدری گریزان خواهد شد. 92


:|

خب داداش تو که سرکار میرفت! :)
اخریه اخراج شد
:|
ولی خب دوتااولیه که کار دارن

اونا هم ول نمیکنن خونه ی مادری رو؟ :)
بلی :) همون جمله

مشکل اصلی کشور

مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.
نه متاسفانه
:|
البته اولیه فکرکنم داره دیگه ول میکنه 
شما عمه ی خوبی میشی فک کنم :)
+عمه ی بد هم مگه داریم؟
این ویل دورانت خیلی چرت میگه،یا شاید در مورد پسربچه ها صدق کنه،من اصلا اینطوری نیستم:/ فکرم نکنم ایرانیا اینجوری باشن،در مورد بعضی صدق میکنه
والا ما که چیزی ازشون نمیخوایم،فقط خودشون و سلامتیشون
شما مگه بچه داری؟؟؟؟ :)

دلِ پری داشته بنده ی خدا
دقت نمی کنیدا :)
ایشون در مقام آسیب شناسی هستن
نه خیر،خودم بچم:))
خب ینی من نه کاباره میرم،نه تاتر میرم فعلا،نه لباس آخرین مد میخوام..از خانه ی پدر هم گریزان نمیشیم:/
خطاب من پدر و مادر م بودن:/
یه لحظه بسی تعجب کردم از برداشت خودم ! :))
+ خب این رو از زبون پدرا گفته نه ما :)
دورانت یادش رفته خودش زمانی بچه بوده 
یکی بره بهش یادآوری کنه! 
هر وقت کتابش رو نشستی خوندی
بعد اگه پشیمون نشدی از حرفت

خودت برو بهش بگو :)
نگاه دنیوی به ادامه ی نسل همین نتیجه گیری رو داره.
حالا بگین ببینم بچه های شما چند سالشونه؟
بچه های ما؟

هنو 26 سالشون نشده :)
بچه با عایدات بی عایدات باره رو دوش بابا مامانش والا خونواده ما همه عایدات هم دارن باز مثل کنه چسبیدن به بابامامان :)
خانواده شما که چون داداشا و زن داداشا شاغلن
خونه ی بابا عملا مهدکودکه براشون + عمه ای که خاله است برا اون مهد :))

+ الان که شما رفتی سرکار چی میشه راستی؟
بچه دار شدن بزرگترین اشتباه انسانه ! امیدوارم هیچوقت همچین اشتباهی (غلطی)نکنم !!!
شنیدم این روزها امتحان سختی در پیش داری؟ :)
نکنه!
توی این هفته اینقدر که پیشنهاد کتاب برای خوندن داشتم نمیدونم کدومو بعد کنکور بخونم! 
بعد از کنکور ؟ در هر صورت باید بری باهاش رودررو گفتگو کنی ببینی چرا این حرفو زده :)
و تو چرا اون حرف رو بهش زدی
آره مهدکودک رو خوب گفتین :)

+ والا من یه ماه حقوق گرفتم، صد تومنش رو یه جایی نذر داشتم اونو ادا کردم بقیه اش تو کارتمه. پول تو جیبیمم بابا میده. شیرینی اولین حقوقمم بابا گرفت. قراره رفتم تبریز خودمم بعنوان شیرینی یه چیزایی بخرم. ولی واقعیتش بابام کارش بیشتر شده مجبور صبح زود بیدار میشه تا اگه همکارم نبود برسونتم اگه باشه هم تا سرخیابون خودش میبره. کلا ما ذاتا باریم بر دوش :)
قابل توجه پدرومادرای جمع :)
آره لامصب ! 
نکنه چی؟ ؛)
هیچی گفتم نکنه از فشار اون آزمونه اینو میگید :)
ما رو‌ از بچه نترسون :))
قشنگ بود :)
اینو میذارم تیتر اصلا :))
من که از سال دوم دانشگاه رفتم سرکار و از اون موقع دیگه مستقل شدم...
الان شما به عنوان یه مادر ساحل :) مادر یه ساحل همچین تصوری داری درمورد ساحل؟ :)

چرا زندگی تون رو وقف بزرگ کردن ساحل کردین؟
نخیرم .
این باور راسخ منه :)) 
سیگار بدم؟ :))
ساحل عشقه...
زندگیه...
دلیله بودنه...
پول و انرژی و ...که سهله...
جونم رو هم بخواد فداش میکنم...
الهی همیشه سلامت و سرحال و راضی باشه تو زندگیش...
خب چرا آخه؟

چرا راحتی اون رو به راحتی خودت ترجیح میدی؟ :)
این حس فداکاری مقدس مادری شما از کجا تغذیه میشه؟
فکر کنم غریزیه...ذاتیه...
ممنون بحث خوبی شد تا اینجا :)
و حالا چند سوال ...

  • آیا غریزه طراح ندارد؟
  • غایت خاصی را دنبال میکند یا خیر؟
  • غریزه مسخر است یا مستقل؟
  • غریزه به سمت تکامل می رود؟
  • هدف تکامل چیست؟
  • تکامل هوشمند است؟ و...
سلام داداچ
اشتباه زدی
(یا هر کی ک این مطلب گفته! ک یحتمل کار ویل بوده :|)
ما کجا ب فکر رفتن ب تئاتر و کاباره بودیم!؟
ماها ک آزاری نداشتیم!
یی تیکه نخ بهمون می دادن خودمون باهاش سرگرم می کردیم!
فوق فوقش ی توپ پلاستیکی!
اجاره خونه در جریان نیستم
اما در مورد نقل و انتقال و این چیزا
ماها ک همش رو پای این و اون می شستیم! 
:((

انصافانه نیست! :(

:دی
سلام انصافا انصافانه نبود :))

+ دانشگاه آزاد نمیری تو یعنی؟
مگه میشه طراح نداشته باشه...

ولی کلا سوالاتون سخته...دانش فلسفی میخواد...
نه آقا فلاسفه هم توش موندن :)

اینا سوالاتیه که خیلی وقته مطرحه
و بیشتر متفکران هم بهشون فکر کردن
گفتید غریزه ...
هر چی میکشیم از این غریزه ست ... عقل رو تعطیل میکنه
عقل یعنی درتضاد با غریزه است!؟
به افتخار تیر دخت...👌
پرچم تیر ماهیا بالاست...
@تیردخت
نمیشه گفت در تضاده ! کنترلش میکنه !تعدیلش میکنه ! فرق انسان با حیوان همین بود دیگه ! داشتن عقل ! 
آدمایی که بدون فکر و از روی غریزه بچه دار میشن رو کم ندیدیم ...همینایی که همش مینالن !
فکر میکنم اشتباه لفظی شده
منظور خانم یلدا از غریزه همون فطرت انسانی بوده :)

ولی آره قبول دارم حرف شما رو
بنده هم کلی عرض کردم (ربطی به صحبت خانم یلدا نداشت) درواقع دغدغه ی خودم بود ...
واقعا مسئله و دغدغه ی ارزشمندیه و ارزششو داره آدم بهش فکر کنه
هر چند به جوابش نرسیم ...
آره میرم میزنم رو دوشش میگم یه گوشتو در کن اون یکی رو دروازه (: 
بعدم چون از بچگی حرف گوش کن بوده خود به خود همه چی حل میشه ((: 
سلام برسون بهش :)
"جادوی کار پاره وقت" از "جیم ران"

+یکم از فاز ویل در بیایم :))
خب الان کتاب مثلا داری میخونی؟ :)
خب بچه هم که همینجوری پا به هستی نمیذاره دیگه ://
توضیح بیشتر لطفا!
جذابیت زن بیشتر به زیبایی است
زیرا زیبایی زمانی علامت داشتن نسلی قوی محسوب می شده است.

ولی مدت ازدواج طولانی است و زیبایی فرار است و همیشه مایه ی برقراری ازدواج نتواند بود.
جذابیت مرد به شخصیت و نیرومندی اوست ولی حتی قوی ترین شخصیت ها و نیرومند ترین مردان در طول مدت مصاحبت جذابیت خود را از دست می دهند.
به همین جهت مرد می خواد گاهی از خانه در برود و زن برای حفظ جمال خود باروری را به تاخیر می اندازد و پوست خود را چنان با مواد شیمیایی ورز می دهد که کشاورزی علمی در برابر آن ناچی می نماید. ولی حقیقت مطلب به زودی ظاهر می گردد.

جذابیت جنسی زن باید برای حفظ ازدواج تبدیل به جذابیت مادری گردد و به همین جهت پس از بچه دار شدن چنان لطف و جاذبه ای پیدا می کند که مرد آن را تصور نکرده بود.

زن تغییر می یابد و ظهور جدیدی پیدا می کند.اعجاز کودک او را با دل انگیزی مقاومت ناپذیر جدیدی می پوشاند.

اگر فرزندی به وجود نیاید خانه به دیوار هایی می ماند که جسم زن و مرد را محصور کرده است و آنجا که بایستی خانواده ای باشد فقط قطعاتی از موجود زنده دیده می شود.

منبع: همان!
همان یعنی لذات فلسفه؟
کدوم فصل؟ :)
البته یه چیز دیگه که متوجه شدم هم اینه که این بخشی که شما نوشتید در مقایسه با زندگی کشاورزیه که خب تعداد فرزند ها خیلی خیلی زیاد بوده. اون تعداد زیاد خب به همین دلایل قابل قبول نیست. 
من دیگه نشد اشاره کنم به این مقایسه
که قبلا ها فرزندها یاری گر پدر بودند و حالا هر کدام باری دیگر بر دوش پدر  :)

+ممنون بخاطر توضیحاتتون که پست را تکمیل کرد
رزق رو اعم از پول بدونین و از اونجایی که رزاق خداست پس ما از تولید مثل نمیترسیم.

هر آن کس که دندان دهد نان دهد؟
بله، لذات فلسفه، فصل ۵.
ممنون :)
خوش میگذره با کتاب؟
خواهش می کنم!
بلی! کتاب جذابیه واقعا.
قبول دارم :)
یه چیزی تو همون مایه ها منظورم بود.
شکر نعمت نعمتت افزوووون کند :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی