پژوهشکده ی غیرانتفاعی

موسیقی در مدینه فاضله افلاطون

تولستوی به گورکی گفت: «هر جا که میخواهی بنده و فرمانبردار داشته باشی هر چه میتوانی از موسیقی مدد بگیر زیرا موسیقی مایه ی کندی ذهن است» این پیرمرد مقدس روسی گویا با افلاطون هم عقیده است که میگفت در مدینه ی فاضله ی او، اشخاص بالاتر از شانزده سال اجازه زدن آلات موسیقی را ندارند. 225
بانوی دی ماه
۲۱ اسفند ۰۸:۰۵
دورازجون ولی انگاری همه کند ذهن شدن 
پاسخ :
بعیدم نیست :)
البته الان موسیقی شامل رسانه های سرگرم کننده ی زیادی میشه،
مثل [رادیو، تلویزیون، و حتا فضای سایبری ]
چون یک وجه از وجوه موسیقی همین دلبری و مشغول نمودن هوش و حواس بشر بوده است.

شاید به همین دلیل است که بشر در مناسبت هایی که میخواسته شاد باشه از موزیک استفاده میکرده
تا ذهنش روی شادی تمرکز کنه و یادش از سایر مسائل و غم ها برود.


ایمان
۲۱ اسفند ۰۸:۰۹
حرام است!
پاسخ :
سلام :)
حسن قاسمی
۲۱ اسفند ۰۸:۱۰
تا حدودی قبول دارم! قبلا هم بحث موسیقی شده بود... کلا هر ماده و مولفه ی که در عملکرد مغز اختلال ایجاد کنه، به نظرم باید ازش دوری جست... طبعا اون مولفه هم میتونه مورد سوء استفاده قدرت طلبا هم قرار بگیره

شما فیلم لاتاری رو نگاه کردی؟ قضدم اینکه ان شاء الله ایام عید برم و ببینیم، میخوام ببینم که آیا حالت خانوادگی داره تا اطرافیانم رو هم ببرم یا نه؟
پاسخ :
ممنون از توضیحات


+من امسال فقط فیلم مصادره رو نگاه کردم که اگر تیکه های فوشی رضاعطاران را حمل بر استکبارستیزی و وطن پرستی بنماییم فیلم سرگرم کننده ای بود :))

تنگه ابوقریب هم برا خانوادگی و نوروز قشنگ نیست/ بقیشو نمیدونم
فرشته ...
۲۱ اسفند ۰۸:۲۳
اینجوری به جای اینکه تو ۱۸ سالگی باقی بمونم تو ۱۶ سالگی می‌موندم:))
پاسخ :
خودتو با افلاطون تنظیم کن
فرشته ...
۲۱ اسفند ۰۸:۳۲
افلاطون مربوط به سال درشکه است، اون باید الان خودشو با ما تنظیم کنه نه من با اون:) 
پاسخ :
سال درشکه ! :))
یاقوت ...
۲۱ اسفند ۰۸:۴۶
وقتی هدفون رو گوشم هست و کتاب دستم این کتاب بیچاره است که بهش توجه نمیکنم ...احتمالن ناشی از همین کندی ذهن میشه ...ولی عجیب موسیقی خوب  حال آدم رو خوب میکنه ..بازم نمیدونم ..
پاسخ :
بلی خوب کردن حال رو شاید
با زنده کردن یک خاطره
یا برافروختن شعله ی یک امید مرده در دل

برای ما بوجود بیاره :)
هلما ...
۲۱ اسفند ۰۸:۵۴
بعضی وقتا لازمه کند ذهن شیم، بعدش کنجد بخوریم جبران شه :)
پاسخ :
همه چیو به شوخی میگیری ها!


+ مثل خودم :)
علی ابن الرضا
۲۱ اسفند ۰۹:۱۶
ما که اهل مدینه فاضله پیامبریم
پاسخ :
عه جدی!؟
راسته که میگن پیامبر توی عروسی حضرت فاطمه
سپرده دف بزنن؟
هلما ...
۲۱ اسفند ۰۹:۳۷
وقتی دیر به موضوع میرسم اینطوریم :))
پاسخ :
خب اگه سوال داری چرا نمی پرسی؟
ایمان
۲۱ اسفند ۰۹:۴۲
سلام و رحمت
احوال شما چطوریاس؟
پاسخ :
حال من مثل گلای قالیه


چای نگاهت بدجوووری تویش خالیه :)))

ایمان
۲۱ اسفند ۰۹:۵۵
ریختن چایی روی گل قالی بی شباهت به ریختن قیمه ها تو ماستا نیس.
پاسخ :
خبریه؟
استرس داری؟
میرزا مهدی
۲۱ اسفند ۱۰:۰۵
سلام اول کامنت دوستمون که نوشت حرام است، و پاسخ قشنگت که منو دیوونه کرد:))))

دوم: اگر ذهنو با عقل و دانش و درایت اشتباه نگیریم، متوجه میشیم که به طرز عجیبی با روح و جان آدم گره خورده. (این نظر منه غلطو درستش پای تو :)) )

روح لطیف آدمی  با یه تلنگری وسوسه میشه پرواز کنه.

اما پروازی میسر نیست مگر اینکه از ذهن آدمی کمک بگیره.

درست موقعی که روح و ذهن آدمی مثل اون دوستی که حین کتاب خوندن موزیک گوش میده نیاز به پردازش و وسعت دادن به مطالب و درونیاته اون کتابه، دارن برای خودشون بندری میزنن و یا دیسکو راه انداختن و به عبارتی در عالم دیگری سیر میکنن و شاید به روایت امروزی ها در فضا باشن.

اینکه تولستوی یه بحث چند دقیقه ای یا چند ساعته و یا یه مکاتبه ی کوتاهی با حضرت ماکسیم داشته، من نمیدونم اما قطعا این یک جمله چکیده که نه، بلکه بخشی از صحبتهای اونهاست که ممکنه دیگرانی چون منو به غلط بندازه. خوب میدونیم که هنر زاده ی بازی و پرواز ذهنه.

ذهنی که رنگ و جلای خودشو از وسوسه های گاه به گاه روح!!!! پیرامون هر زیبایی ای کسب میکنه....پس اگر موسیقی که خود یک هنره و چه به دست بشر نواخته بشه و چه در عالم طبیعت به طور طبیعی به گوش برسه باعث کند شدن ذهن بشه، اگر این کندیه ذهن باعث خلق یک اثر هنری بشه، باید این کند بودن را ستود. (میرزا :))) )

البته این هم بگم تولستوی یک فیلسوفه و من یک آدم الکی پلکیه من درآوردی.
پاسخ :
اگر موسیقی یک علم باشد که قوانین خودش را داشته باشد
پس میتواند به شکلهای مختلف [شاد، ملایم، غمگین، روح انگیز و هرچی] ساخته بشه

فلذا میشه نتیجه گرفت از موسیقی میتوان برای اهداف مختلف استفاده کرد
  • مثلا مارش نظامی حماسی
  • مداحی
  • و هر چی
مستر صفری
۲۱ اسفند ۱۰:۳۹
یه چیزایی درباره ضرراش خونده بودم
ولی کم تر میشه که رعایت نکنم گوش دادن موسیقی را.
پاسخ :
بله
ضرر هم داره موسیقی
آیـ ـدا
۲۱ اسفند ۱۰:۴۷
ببخشید جناب اما فیش شما دیگه زیادی فیشِ

منم  قبول دارم ک موسیقی رو اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک و بالا پایین شدن فشار خون تاثیر داره و تاثیرش میتونه مثل داروهای آرامبخش باشه یا به بدن آسیب برنه
ببینید گفتم دارو
دارو همیشه هم بد نیست، بسنگی به نوع مصرف,مقدار و بازم طبعِ افراد داره
پس نمیشه یه نسخه کلی براش پیچید و به یقین با یه فیش متهمش کرد!
ایکاش وقتی فیشی ارائه میشه یه دلیل علمی یا منطقی هم با لینک ضمیمه بشه چون فقط به یه جمله نمیشه اکتفا کرد و کل قوانین رو توش جا داد
پاسخ :
پس میگی : موسیقی رو اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک و بالا پایین شدن فشار خون تاثیر داره

+ جوابم در کامنت میرزا را ببین
مستر صفری
۲۱ اسفند ۱۱:۰۳
و هر چیزی تو جهان یه ضررها و فوایدی داره، هم اینکه موسیقی ضرر داره، نفع بیشتر از ضرر هم داره همین گوشی موبایل کلی ضرر داره ولی چندین برابر ضرراش نفع داره.
پاسخ :
همینطوره
میرزا مهدی
۲۱ اسفند ۱۱:۰۹
بله البته. دوست من! موسیقی داری قوانین عامیانه ست. و چون دارای قانونه، چه عامیانه و چه به قول دیگران خاصه، یک علمه.

موسیقی هنر-علمی نیست که داری قانون باشه موسیقی یک پدیده ایست طبیعی که به دست بشر گزینش شده و طی یک ترکیباتی، قانونمند شده و تبدیل به یک علم-هنر و یا هنر- علم شده.

حال اینکه آن فیلسوف گرانقدر"تولستوی" منظورش از کند شدن ذهن چه بوده، را نمیشه به همین سادگی بررسی کرد. شاید بشه به مستی تشبیهش کرد. موسیقی آدم و ذهن آدمو مست میکنه . هان؟ این بهتره. مستی که بد نیست. نعوذوبالله یه وقت انگ نزنن به من.
:))
مارش نظامی هم نظامی ها رو مست میکنه. خدمت سربازی رو یادته؟ موقعی که سان میدین و ما پا میکوبیدیم چه به وجد میومدیم. این به وجد اومدن مثل همون حس مستیه. که بعید میدونم با کند بودن ذهنی که حضرت تولستوی فرمودند عجین باشه. باز هم میگم. ماتکه ای از صحبت های ایشونو اینجا میبینم و از قبل و بعدش بیخبریم. 
مداحی هم همینطور آوایی ست در دستگاه موسیقیایی شور و دشتی که البته این روزا رپ و متال و غیره هم دستی درش بردند:)) اما باز به وجد میارن و روحو به پرواز وادار میکنن. که مغایرت دارن با کند ذهنی. .... گوش این تولستویو باید کشید. عهه
پاسخ :
در مارش نظامی یا برخی موسیقی ها شما اراد خود را به نظم موسیقایی محول میکنی و آن مستی که احساس میکنی به خاطر اینه که از اراده [یا هوش]خودت فارغ شده ای و مقهور صدای مارش یا طبل بزرگ زیر پای چپ هستی ... در برخی محافل مداحی نیز چنین مستی [که حاصل دلدادگی به نظم موسیقایی شعر است] رخ می دهد.

+فهم حیرت می کند از دست موسیقی و قلم طرب انگیزش بر جان عطشناک خیال ما !!
میرزا مهدی
۲۱ اسفند ۱۱:۲۴
و هم الان این مطلبو دیدم : سایتش اجازه کپی پیست نمیده. نوشته: ....کافیست همه  آن اپرا ها اپرت ها تصنیف ها و آوازه های عاشقانه ی شهوانی و هرزه ای را که جهان ما از آنها مشحون است، به خاطر بیاوریم تا بی اختیار به این فکر بیفتیم که هنر موجود تنها یم هدف مشخص دارد و آن اشاعه فسق و هرزگی  تا آخرین حد امکان است. (تولستوی "هنرچیست" ترجمه کاوه دهگان)

میخونیم در جاهای دیگه که در زمان خودش دولت و مردم به چشم یک متحجر و بعضا کلیساهای ارتودکس مرتد خطابش میکردند. یه کتابی هم داره با عنوان دوم موسیقی و مرگ. نمیدونم در زمان این والا مقام، موسیقی در کشور تزار ها به چه سمت و سویی بوده اما با نشر این مطلبت و سرچ هایی که الان کردم بر این باور رسیدم که نظرشون درمورد موسیقی غلط اندر غلط اندر غلط است مگر اینکه بتونیم بخش قبلی و بعدی این مطلبی که گذاشتید هم بخونیم. (پرچونگی کردم ببخش)
پاسخ :
اتفاقا منم میخواستم بگم که بیشک منظور تولستوی، موسیقی عصر خودش بوده است.
همانطور که برخی فتواهای شرعی درمورد موسیقی ، منظور استفاده های معمول از موسیقی در عصر آن فقیه بوده است.
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۱:۳۷
سلام.
تولستوی هم فقیه شد!!

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها اجازه تغنی به همسرانشون ندادن.اجزه شعرخونی دادن.

همه مون میدونیم چی موسیقی حرامه ولی میخوایم سختش کنیم توی این شلوغ کاریا ادای گیج شدن در بیاریم. موسیقی مطرب حرامه. همین. 
پاسخ :
سلام
احوال شما؟

خلاصه اش میشه : حرام است؟ :)
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۱:۴۲
اگه قرار بود خلاصه ها کار رو جلو ببرن که ۶۳۲۶ تا آیه فرستاده نمیشد.
"حرام است" خالی گویا نیست و ایجاد مقاومت میکنه.

پاسخ :
پس صفرو صدی نیست؟
ولی میگید مرزهاش مشخصه
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۱:۴۳
ما خوبیم. الحمدلله در بند زندگی.
پاسخ :
خدا رو شکر
ما رو هم دعا کنید :)
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۲:۰۳
بعد از تبیین مرز مشخص میشه و تبیین هم شده ولی ما بعد از اون هم میگیم نفهمیدیم چی شد چون میخوایم از اون وسطه یه چیزی در بیاریم که خودمون تغییر نکنیم و ما رو و عملکرد ما رو تایید کنه.

گوینده تا یه جایی میتونه مطلب رو هضم شده و نرم تحویلمون بده که پس نزنیم، ولی بعد از اون دیگه کار خودمونه قبول مطلب. اونجا دیگه کاری از گوینده برنمیاد و ما باید مقاومتمون رو بشکنیم.

به اونجا که میرسه میخوایم باز هم گوینده مسئولیت ما رو(هضم و قبول و عمل کردن به امر خدا)  قبول کنه و باز هم حرف منطبق با حال ما باشه.

پس ما کجا باید رشد کنیم و تغییر بدیم خودمونو.
چه بخوایم چه نخوایم یه سری از دستورات دین با نفس ما همخونی نداره. اونجا ما باید تغییر کنیم یا نه؟
پاسخ :
خیلی توضیحات شما خوب بود

+ولی به نظر میرسه بحث ها هنوز بر سر تبیین و تقسیم موسیقی مجاز و غیرمجازه
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۲:۰۹
منظورتون از مجاز و غیر مجاز وزارت فرهنگه؟
پاسخ :
مثلا

اگر موسیقی غنایی فقط حرامه
بگیم غنا کدوماس
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۲:۱۶
بعضی غنا رو به معنی موسیقی گرفتن و میگن:
حرام است.

بعضی هم غنا رو به معنی موسیقی مطرب گرفتن و میگن:
در صورت ایجاد طرب حرام است.

حالت طرب رو هم تعریف کردن.
نظر غالب امروز جامعه حرمت موسیقی مطربه.
نمیشه به نظر فقهای صد سال قبل که الان زنده نیستن استناد کرد چون زنده نیستن. 
پاسخ :
پس مشکل بعضی از دوستان اینه که به فقهای قرن های دور استناد میکنن!

+ تعریف غنا:

http://fiish.blog.ir/post/418
ایمان
۲۱ اسفند ۱۲:۲۵
استرس برای چی؟
پاسخ :
دم عیده دیگه :)
باران ...
۲۱ اسفند ۱۲:۳۹
صفحه چندمین الان ؟:))
کتاب لذات فلسفه ویل دورانت رو میگم :))
درسته این ۲۵۵ هستش ولی منظورم اینکه آیا به این نزدیکی ها میشه امیدوار بود این کتاب تموم بشه ؟:)

ما هم از دست ویل دورانت راحت بشیم :))))

#شوخی 


پاسخ :
تازه با این فیشها
بعضی از دوستان محترم
شروع کردن به خوندنش :)

شاید فیشای اونا رو هم گذاشتم حالا ☺
لوسی می
۲۱ اسفند ۱۲:۴۸
ریختن چایی روی گل قالی بی شباهت به ریختن قیمه ها تو ماستا نیس.


واااااای من به این کامنت خیلی خندیدم :)))


+من خیلی ممنون میشم اگر فیشهای موسیقی نگاریتون رو افزایش بدید. واقعا دوست دارم به یک منطق علمی در مورد این موضوع برسم چرا که اکثر علما از مذهبیون و غیرمذهبیون با موسیقی مشکل داشتن انگار! :|
پاسخ :
+ جالبه!! اتفاقا من این کامنت خاص رو متوجه نشدم!!



فعلا میخام یه مشت پست درمورد بی توجهی مردها به حجاب همسرانشون توی محیط های عمومی بذارم!
الف سین
۲۱ اسفند ۱۳:۲۴
سلام :)

"فیش نگاری بسته به پرسش ها، مسئله ها و فرضیه هایی که توی کله ی دچار هست متفاوت میشن"
این جمله از جناب دچاره. جملاتی با این مضمون رو زیاد ازش خوندیم و معمولاً هر کسی از طرز کار دچار سؤال می کنه یا گاهی انتقادی داره با این جمله مواجه میشه.

اما حالا که داریم به پایان سال نزدیک میشیم و اغلبمون این ایام رو به چشم یه فرصت برای حساب و کتاب می بینیم، بنده از خودِ جناب دچار دعوت می کنم که به این سؤال جواب بدن:

بخشی از پختگی یک انسان رو از جنس سؤالاتی که در ذهنش به وجود میاد میشه فهمید. به نظرت دغدغه ها و سؤالات (و به تبعش شخصیت) دچار توی این یک سال و چند ماه چه قدر رشد کرده؟ فارغ از نحوه جستجو برای پاسخ و فارغ از خودِ پاسخ ها، آیا دچار در سؤالاتش پیشرفتی داشته یا نه؟ :)
پاسخ :
سلام بر دکتر عزیز و منطقیِ مامان

+ باید بهش فکر کنم که این یه سال دنبال چیا بودم؟ و سطح دغدغه هام چه روندی داشته.
[خودتم میتونی کمک کنی :)]
یلدا ...
۲۱ اسفند ۱۴:۳۴
تولستوی از چشمم افتاد :))
پاسخ :
البته بعضیا هم هستن من در اطرافم میشناسم که صرفا با زبان موسیقی میتونن احساسات و حرفای خودشون رو منتقل کنن! توی بیان هم هست ازشون :)

هیچ ایرادی هم نداره به نظرم
ایمان
۲۱ اسفند ۱۴:۴۵
مثل این برادرمون که گمون کردن شما من رو با سلامتون تجهیل فرمودین من هم همین گمون رو داشتم.
حالا من هم ولو قصدتون این بود تجاهل کردم.
از اینا بگذریم که حرف زنونه س میرسیم به اینکه فرقی بین حروم با حروم نیس.
همونطور وقتی که تغنی رو از ابراهیم حامدی و هایده حروم  دونستیم ینی تغنی حامد زمانی و جولیا بطروس هم حرام است!حالا سلام کنین!     :\
پاسخ :
سلام من برای ورود نکردن به بحث بود.
شما هم از اندیشه و حتا اخلاق من بی اطلاع نیستی که ...

+ درمورد موسیقی هم تصریح میکنم که همچنان درمقام گردآوری هستم صرفا.
باران ...
۲۱ اسفند ۱۵:۵۴
نههههه :|:)
رحم کنید گناه داریم خو :)
حداقل بذارین برای بعد عید استاد :|:))


لطفا استاد 🙈🙏
پاسخ :
آشتی کنید با مرحوم ویلیام
باران ...
۲۱ اسفند ۱۶:۱۶
نه نه اصلا قبرم از قبرش  دور باشه :دی 

به یه شرط آشتی میکنم فقط هم به یه شرط :))
از پست هاش نذارین :))

انصافا این همه فیلسوف چرا ویلیام ؟:|:)
اصلا از مطالب چاپ شده خودتون  بذارین استاد :))

پاسخ :
من استاد نیستم چاپی هم ندارم!
+ فقط ویل دورانت :) تمام!
شاخه سیب
۲۱ اسفند ۱۶:۳۸
ببینید فقط در مورد غنا هم نیست خیلی مستئل بحث بر انگیز دیگه هم هست. مثلا قمه زنی.
چند روز پیش در مورد قمه زنی کسی مطلبی گذاشته بود که اونو وهن مذهب دونسته بود. بر مبنای استفتاء از یه مرجع زنده. بعد یه نفر دیگه اومده بود گفته بود اگه قمه زنی وهن وود میرزای نایینی انجام نمیداد یا آقای وحید...
آخه یکی نبود بگه میرزای نایینی مال کیه؟ یا شما هیچ کلیپ یا تصویری دارید که آقای وحید توش جلوی دوربین قمه زنی کرده باشه؟!

یه ذره استدلالهامون خشک و انعطاف ناپذیره. عیبی هم نداره قرار نیست عقل ما اون انعطاف لازم درک تمام مطالب دین رو داشته باشه اما بهمون کد دادن برای تقلید و انتخاب مرجع تقلید. 

زمستان ‌‌..
۲۱ اسفند ۱۷:۰۰
قرآن رو هم که میخونیم برای تاثیر گذاریش با صوت میخونیم ... تا جایی که متن  و محتوا رو یادمون میره. 
پاسخ :
یعنی مست میشیم با شنیدن قرآن!؟ :)

زمستان ‌‌..
۲۱ اسفند ۱۷:۱۷
خدا وکیلی از کجای اون دو جمله من اینو استنباط کردی؟!! 
علما هم همینکارا رو میکنن  دیگه تفسیر میسازن 30 جلدی 
پاسخ :
خب اون استنباط من سوالی بود!!

یعنی درست فهمیدم منظورت رو یا نه؟ :)
حالا که نه! پس بگو درستش چیه :)
ایمان
۲۱ اسفند ۱۷:۱۷
تا شما گرآوری میکنین میخواین چنتا لینک از موسیقی زننده ی غربی و مبتذل ایرونی براتون بذارم؟!پلی لیستم-حرومش-رو براتون آپلود کنم؟!
پاسخ :
خخخخ نه عامو
من فطرتا زود موسیقی برام کهنه میشه!

حتا آدامس رو هم فطرتا بیش از 5 دیقه نگه نمیدارم! :))
ایمان
۲۱ اسفند ۱۷:۱۸
خلاصه من رفیق بد خوبیم!
پاسخ :
شما زیباکلام مایی استاد :)

زمستان ‌‌..
۲۱ اسفند ۱۷:۲۱
منظورم "موسیقی مایه کندی ذهن است"
 این مسلمه و همه جا برای تاثیر گذاری از موسیقی استفاده میشه ... :)
پاسخ :
مثلا کجاها برای تاثیر گذاری و کند شدن ذهن از موسیقی استفاده میشه؟
ایمان
۲۱ اسفند ۱۷:۲۳
پس با نام و یاد حضرت حق 
تعارف نکنین من خدمتم!

پاسخ :
ترق ترق
اینو دیدین؟ :))))

http://dirindirin.com/taragh-taragh/
ایمان
۲۱ اسفند ۱۷:۳۱
:)))))))))
شهرام شب پره بود!!!
بح بح،این آهنگ رو تو ایتالیا یه بنده خدایی روش ترانه ی ایتالیایی گذاشت الان کلی با اون ما تهاجم فرهنگی کردیم!!!

خیلی خوب بود!
پاسخ :
آقا الکی نگو اسم این خواننده های اونور آبی رو !
شاید یکی روی حساب حرف شما نره لینک رو ببینه !! :))))
زمستان ‌‌..
۲۱ اسفند ۱۷:۳۴
مثلا در اندرون فیلمها، وقتی میخوان یه مفهوم مزخرف(در معنای واقعیش) رو به ببینده القا کنن.. مثال موردی یادم نیست. اما دیدم.. 
پاسخ :
مثال خوبی زدی :) آفرین
من خودم چند وقت پیش یه فیلم خارجی جدید! 2017 دیدم از بس کیفیتش و کارهای سمعی بصری ش بالا بود هر چی فیلم بعد از اون می بینم که اون فیلمه از ذهنم خارج بشه نمیشه لامصب! :)
زمستان ‌‌..
۲۱ اسفند ۱۷:۴۱
مثال موردی یادم اومد !
نمیدونم "مستند ظهور" یا د ارایول رو دیدی  یا نه ؟ از اول تا اخر موسیقیه... منم همون بار اول صداشو بستم و زیر نویسش  رو دیدم فقط!  
پاسخ :
یعنی الان مقاصد مورد نظر سازندگان مستند مذکور
وارد ذهن تو نشده؟ ایول :)
زمستان ‌‌..
۲۱ اسفند ۱۷:۵۴
بازم تفسیر کردی یا سوال پرسیدی؟!
 
منظورم اینه که تا حدی گذاشتم عقلم قضاوت کنه درباره محتوایی که تولید کردن، و صرفا توسط موسیقیشون تبدیل نشم به یک بله قربان گوی بی چون و چرا! و بگم درسته هرچی میگید ..اینجوری شد که با خیلی از قسمتهای اون مستند برام قابل قبول نبود ولی خیلی جاهاش رو پذیرفتم ..  

پاسخ :
سوال بود سوال :)

پس نتیجه می گیریم یکی از راههای جلوگیری از کندذهنی؛ خوداگاهی نسبت به تاثیر موسیقیه
حسن قاسمی
۲۱ اسفند ۱۸:۴۴
این بحث @زمستان .. خیلی خوب بود.... متاسفانه موسیقی گذاشتن رو کلیپ ها، تبدیل به یک رویه شده!

خوشمان آمد.

اینم معرکه بود:
قال الدچار:" البته الان موسیقی شامل رسانه های سرگرم کننده ی زیادی میشه"
پاسخ :
آره گاهی یهویی حرفای جالبی میزنم!
الف سین
۲۱ اسفند ۱۸:۵۸
خب حالا که نظر منو میخوای اینجوری جواب میدم:

با دغدغه ها و سؤال هات کاری ندارم. با جوابایی که برای سؤالات پیدا می کنی هم کاری ندارم. ولی با کامنتات کار دارم. با جواب دادن به کامنتایی که برات گذاشته میشه هم کار دارم عزیز دلم :)

مثلاً می خوام بگم که لازم نیست خیلی غیرمتعارف باشی. یه کم غیرمتعارف باشی کافیه :) 
یه کوچولو اگه بیشتر مراعات کنی و با کامنتای خودت و جوابایی که به کامنتای دیگران میدی، خودآگاه و ناخودآگاه باعث آزار آدما نشی، اون موقع میگم که خیلی رشد کردی تو این مدت :) و باعث افتخارمه که مخاطبت بودم عزیزم :)

+ درِ گوشت میگم: آزار دادن آدما - و لو یه آدم - از نورت کم میکنه. خدا میدونه ما چقدر به نور محتاجیم :)
پاسخ :
من گاهی ممکنه با کامنتی برخورد خوبی نداشته باشم
که اغلب به خاطر اینه که اون کامنت رو درست نفهمیدم یا منظور نویسنده اش رو بد متوجه شدم.
+ مخصوصا برهه هایی که تحت تاثیر اتفاقات تلخ دنیای واقعی بودم که موجب میشدم به صورت ناخواسته عصبانی باشم.. خوب شد که مشاور محترمم کمک های خیلی خوبی بهم کرد.

علی ای حال سعی میکنم با بی آزاری به مسیر رشد خودم و دلبردن از شما ادامه بدم :)
خونه مادری
۲۱ اسفند ۱۹:۲۱
سلام
اون پُسته رو که گذاشتی یه پست هم درباره بی توجه خانم ها به حریم مردها بگذار 
پاسخ :
بی توجهی خانمها به حریم مردا؟ چیه؟
رزمنده ..
۲۲ اسفند ۰۲:۲۵
سلام مومن. جزاکم الله خیرا


عرض کنم که هم اون فیش رو و هم همه مطالب را خوندم...خدا قوت(لبخند)

به نظرم چندتا مورد این وسط مطرحه...
1. خود موسیقی
2. موسیقی، کندی ذهن میاره
3. کدوم موسیقی خوبه؟

خب بسم الله...
عارضم خدمت شما که موسیقی، همونطور که فرمودید و فرمودند، صرفا اون تعریفی نیست که در ذهن داریم و ناشی از صدای ساز و آوازه...بلکه هر نغمه خوشی میشه موسیقی...

شما در یه سوره قرآن هم این موسیقی را حس می کنید...دیگه بالاتر از این؟
ریتم آیات با هم موسیقی تولید کرده...
یا مثلا در طبیعت، صدای آب، صدای پرنده ها، حتی صدای باد، موسیقیائیه...

بنابراین اگه قرار باشه کلا بگی موسیقی، تعطیل، به نظرم در حقش اجحاف کردیم...چون تعریف درستی ازش نداریم...این یک...

دوم...بزرگان می فرمایند که حس شنوائی انسان، مهمترین حس اوست..

چون به کمک این حسه که یاد می گیره و ادب میشه...
حواس دیگه هم اهمیت دارند اما نه به اندازه این حس...
چون مثلا اگه کسی حس بویایی ش کار نکرد، زندگی ش اونقدر مختل نمیشه که نشنوه...
بعد از شنوائی، حس بینائی اهمیت داره...
خب پس این دو تا حس را داشته باشید...

طرف، یه صدائی می شنوه، ذهنش روی صدا متمرکز میشه...حالا وقتی این صدا، موسیقیائی باشه، تمرکز ذهن او، همراه با این موسیقی، خاطرات حول و حوش همون را بررسی می کنه...و یا حتی رویاسازی می کنه...

مثلا فرض کنید که یه نفر با شما صحبت می کنه..خیلی عادی...شما هم دارید گوش میدید..حواستون به اونه...
بعد حالا این شخص، به یه زبانی که شما بلد نیستید، حرف می زنه...شما دیگه نمی تونید متمرکز بشید روی حرف او....چون زبانش را بلد نیستید...لاجرم فکرتون میره روی ریتم حرف زدنش...

"کند ذهنی" بابت اینه که در آن واحد نمی تونی به هزار جا فکر کنی و یا حتی به اون مطلبی که خودت دوست داری فکر کنی...موضوع را اون موسیقی- با اون تعریفی که عرض شد- داره برات انتخاب می کنه نه خودت...


سوم...حالا کدوم موسیقی خوبه؟
طرف موسیقی به معنای ساز و آهنگ و اینها را یا می شنوه یا نمی شنوه...
اگه نشنید اما حرکات موزون طرف را دید، یعنی انگار شنیده دیگه حالا با یه درصد کم...چون از دومین حس مهم که بینائی باشه، استفاده کرده...پس خیلی فرقی نداره که بشنوه و به خطا بره یا فقط ببینه و باز به خطا بره...

ولی اگه شنید...یا به غنا میفته یا نمیفته...

اگه به غنا افتاد که تکلیف معلومه...اما اگه به غنا نیفتاد، چی؟...مثلا میگه من اگه آهنگ فلان خواننده زن را هم بشنوم، به غنا نمیفتم...خب اصلا شنیدن صدای خواننده زن، خودش مشکل داره چون کلی بند و تبصره داره که بهتره کلا دورشو خط بکشی...

یه موقع هم طرف آهنگ را می شنوه، اما آهنگ، آهنگ بدی نیست...مثلا فرض کنید چه می دونم یه آهنگ معمولیه...خب این نه غنا توشه نه اون تفاسیر را داره، پس دیگه چوب لای چرخش کردن، درست نیست...

یه زمانی برخی از مسئولین جاهل، گفتند نقاشی، مجسمه سازی و امثالهم حرام...
برای همین افراد چون نمی تونستند این هنر را پیاده کنند، در شعرها، نمود پیدا کرد...مثلا شما شاهنامه فردوسی را که حاصل همون دورانه می خونید، احساس می کنید داستان عین یه فیلم از جلوی چشمتون داره عبور می کنه...

منظورم اینه که نمیشه مطلق بگی موسیقی حرام، یا موسیقی حلال...البته موسیقی با تعریف ساز و آهنگ...


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ :
سلام ممنون بابت توضیحات خوبتون
فهمیدیم که زمان فردوسی هم از این مسئولین جاهل وجود داشته! :)

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین