فیشــــــنگار

یک روز در یک‌سالگی خیلی طولانی‌تر از یک روز در سی‌سالگی است و شاید شش برابر بیشتر حواث فیزیولوژیکی و روانی را در بر دارد. بنایراین نباید چنین دوران پرمایه کودکی را بدون کِشت گذاشت. فقط کسانی که از کودکی به اطاعت از قوانین زندگی عادت کرده‌اند می‌توانند سبک زندگی کاملا صحیحی در پیش بگیرند. (کارل 1354, 146)

الکسیس کارل راه و رسم زندگی

همینه که ما الان هرچی میدویم نمیرسیم و میگن بعد از سی وپنج چهل سالگی زندگی میفته رو سراشیبی. به خاطر حس گذرزمانه!
میگن اصلا بلوغ آدم ها رو میشه بااین حسشون سنجید!
چجوری یعنی ؟
جمله اول رو میشه توضیح بدین؟
فکر میکنم منظور نویسنده این باشد
که روزهای دوران کودکی از نظر کیفیت ، تربیت و اثرپذیری  و چیز جدید یاد گرفتن (همون رشد) نسبت به دوره های بعدی ظرفیت و گسترش بیشتری داره / درسته ؟
فوق العاده بود...
تشکر فوق العاده :)
چه جالب بود:)
ممنون از حسن نظر شما :)
نوجوونی هم تنش زیاد داره..ماجراهم فراوون:)))
خب باید استفاده بشه از این همه انرژی دوره نوجوانی :)
+از دستش ندین:)
یعنی هرچی آدم بالغتر باشه گذر زمان و سرعتش رو بیشتر درک میکنه.



+لازم نیست بگین! چرا خودتونو اذیت میکنین؟!
اوکی متوجه شدم (هر دو را :)
بله یحتمل درسته ...
ما فهممون همینقدر بود از متن و فرامتن :)
برام جالبه بدونم ایشون چجوری به عدد شش رسیدن.
راستی شما زیاد از ایشون نقل قول میکنین، لطفا یه کتاب روان و ابتدایی از ایشون معرفی کنین، میخوام با تفکراتش کمی آشنا بشم. کتاب قابل داونلود باشه!
من یه کتاب ازش پیدا کردم دارم میخونم نکته های جالبش رو میذارم برای دوستان لذت ببرن :) 
همین کتاب «راه و رسم زندگی» احتمالا قابل دانلود باشه... ترجمه پرویز دبیری را بخوانید.
درست متوجه نشدم
منظورش اینه که از دوران کودکی برای تربیت راه و رسم زندگی بیشتر تر استفاده بشه
ای وای من این دکتر کارل رو با کارل مارکس اشتباه گرفتم!!!
بخاطر همون از اظهار نظرش در مورد فیزیولوژی متعحب شدم. حالا در مورد اون شش توجیه شدم.
شما که استقلالی نیستید نسبت به 6 حساسیت داشته باشید :) !
هومممم...
ممنون بابت این پست :)
خواهش میکنم 
تا زندگیِ صحیح را چه بدانیم؟! 
اتّفاقاً بسیاری رشدها در عدمِ تسلیم در برابرِ قواعدِ مرسوم است! 
علاوه بر آن که به‌نظرم، اتّفاقیِ که برای ما در یک‌ساله‌گی می‌افتد، آگاهانه نیست و یا بدان واقف نیستیم ولی در سی ساله‌گی، اگر  فرد در برابرِ رخ‌دادها منفعل هم باشد، می‌داند که چه می‌کند و چرا. 

امّا از این جهت که دورانِ خردسالی، دورانِ تعیین‌کننده‌ای است و باید از آن نهایتِ استفاده را کرد، بله همراهم ولی نه در این حد که بر دورانِ تعقّل و اختیار و انتخابِ بزرگسالی  بچربد.


ایشان احتمالا بیشتر طرفدار اجتماع هستن تا فرد :)
وگرنه الان لیبرال ها دارن تلاش میکنن که تا 18 سالگی افراد تا حد امکان آموزش های عقیدتی/دینی نبینند.
میگم چرا زمان برای من خیلی طولانی تر هست تا برای شما :)))
:) (:
در صورتی که کسی در کودکی باشه و به زندگی آدم جهت بده و به آدم یاد بده که چطور کودکی کنه و بزرگ بشه
شما الان می تونید نقش اون شخص رو برای فرزندانتون ایفا کنید :)
خیلی خوب بود. در پیوندهای پیشنهادی وبلاگم قرار گرفت
تشکر میکنم ازتون 
:|
قابل توجه مادرانی که فرزند 1 تا 4 ساله دارند :)
یه جایی خوندم سی سالگی مثل سه شنبه است ..زود است برای خیلی از کارها ..و دیگه دیره برای خیلی از کارها ..
ناامید شدم :)
چون خیلی دیر به وبلاگ برگشتم هر از گاهی میام فیشای قدیمی رو میخونم این فیش حالم رو خراب کرد کمتر از دوازده روز دیگه دارم تا سی سالگی 
اگه میخوای بازپروری بشی بزن روی هشتگ اسم نویسنده ی فیش
بقیه مطالبش حالت رو خوب میکنه قطعا.

عالی بود

باید برای بچه ها بیشتر وقت گذاشت

مرسی :) پس در واقع اینم میشه گفت که دلتنگی بچه ها هم طبق این فرمول تحملش سختتره نسبت به بزرگسالها. مثلا اینکه بچه یه روز مامانش رو نبینه برای مامانش فقط یه روزه ولی برای بچه بیشتره :)

خیلی یک سالگی سخته درک می کنم ...

سلام بر میم ش.خوش آمدید

عجب...

امیدوارم بموقع این مطلب رو خونده باشین :)

برای من که روز ها خیلـــــی زود میگذره...

چرا ؟!
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی