فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

یک فرد عادی، ولی با هدف
می تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۸:۳۳ غذا
آخرین نظرات

بیان؛ نقدها و امضاها

شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۲۹ ق.ظ

بیان در ادامه ی راهی که پرشن بلاگ و بلاگفا و بلاگ اسکای و .. رفته اند، کوشش بی ثمری بود برای تقلید از سرویس های معتبرتر بین المللی. اما قدری شکیل تر، «غیربلاگی»تر و صد البته مهندسی شده تر و کنترل شده تر از حیث محتوا. بیان برای آنکه تقلبی بودنش را پنهان کند، با سرویس های اساسا غیربلاگی، به کاربرانش باج داد، و با پول های بی زبانی که به شرکت های کذایی و بی مصرف دانش بنیان حقنه میکنند، کوشید خودش را سراپا نگاه دارد.


بیان بلاگ نیست، «شبکه ی اجتماعی»ست که نه عرضه ی ارایه سرویس های با کیفیت محتوا نظیر فیس بوک را دارد، نه اصالت ابزار بلاگ نویسی کلاسیک را. جهت گیری های تقریبا یکدست شده میان کاربران -چه سیاسی، چه ادبی، چه فکری-، فقدان ذوق آزمایی های ادبی، اشتباه گرفتن بلاگ نویسی با خاطرات نویسی، کامنت های سطحی و کوتاه و تعارف زده، قاطی کردن جو دنیای حقیقی با جو مجازی و نوشتاری و هزاران عامل دیگر... منبع


حالا یه سوالی برام پیش اومد: وبلاگ نویسی دقیقا چی باید باشه؟

2- شما چه انتقاداتی به بیان دارید؟


نظرات  (۵۶)

شبکه اجتماعی
جهت گیری های تقریبا یکسان
کامنت های تعارف زده
رو موافقم ولی نمیدونم چرا هرکسی میخواد ادعایی کنه در مورد وبلاگنویسی اول از همه گیر میده به خاطرات نویسی! عاقا ما اصلا میخوایم همه روزمونو خالی کنیم تو وبلاگ، جای شما رو تنگ کردیم؟ نخونین! همین..‌
هر کسی میتونه روشی رو برای نوشتن انتخاب کنه و قاعده ای براش نیست
پاسخ:
همین منم میگم اگه وبلاگ نویسی قاعده ای داره خب به ما هم بدن :)
۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۱۹ وحید عبدی پور
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
این نقد را نپسندیم.
این نقد دور از انصاف بود
پاسخ:
سلام بر تو :)
چطور میگید بیان بلاگ نیست ؟یعنی یه چیزی رو بلاگ فرض کردید دیگه ، اون چیزی که بلاگ فرض میکنید چیه ؟
سنگ بیان رو به سینه نمی زنم ، ولی به نظرم غیر واقعی اومد این تعریف !
مثلا خاطره نویسی ، هر کسی هر چی دوست داره تو بلاگش می نویسه ، یعنی میگید بیان نباید بذاره کسی خاطره بنویسه ؟ 
پاسخ:
فکر کنم ایشون توقعش از وبلاگ یه جور «تِد تاک» مکتوبه
اصلا ویکی پدیا میگه بلاگ یعنی ثبت اتفاقات روزانه web + log
یعنی همون خاطره نویسی :/
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF

پاسخ:
نوعی وب سایت است که حاوی اطلاعاتی مانند: گزارش روزانه، اخبار، یادداشت‌های شخصی یا مقالات علمی مورد نظر طراح آن است.

وبلاگ ترکیبی از دو کلمهٔ «web» و «log» به معنای ثبت وقایع روزانه است.
خب به نظر من ایشون زیادی حرفه ای بود و حرفهاشون خفن تر از سطح ما!

من هیچ وقت به ماهیت کلی یک سیستم گیر نمیدم و بیش از گیر دادن به سایرین سعی میکنم خودم رو مدیریت کنم.
مگر اینکه اون سیستم امور و ارزشهایی که برام مهم هستند رو زیر پا بذاره.

مثلا برام مهم نیست که تلگرام و وایبر از حرفهای ما و مطالب ما چه استفاده یا سواستفاده ای میکنن! چون همیشه حواسم هست که هرچیزی رو ننویسم.(البته کسی نمیتونه ادعا کنه که خیلی حواسش جمعه و گول نمیخوره! من نیز هم! اما در مجموع حساب شده می نویسم)
دلیل ترک وایبر برای من ادعای اسرائیلی بودنش بود وگرنه اگر تلگرام فیلتر نمیشد می موندم! اگرم به پیام رسان ایرانی میرم به خاطر حمایته!(همون ارزشهای مهم!) وگرنه کلا گیر نیستم سر اینکه کی پشت این سیستمها و قضایا نشسته. در نتیجه نظر خاصی ندارم.

اما اینکه وبلاگ نویسی چیه، وبلاگ نویسی به نظر من به اشتراک گذاری عقاید، سلیقه ها، فرهنگها و مطالعات در امور مختلفه که هرکسی یه سبکی روبراش انتخاب میکنه و توسط عده ای هم دنبال میشه.
پاسخ:
ممنون برای توضیحات :)
مخصوصا قسمت آخرش
هرچیزی میتونه باشه 
.
.
@ارکیده  :) والا
پاسخ:
شاید حق با شما و خانم ارکیده باشه

سلام

حالا با اغماض شاید بشه کمی این نقد رو پذیرفت!
چون حرف اول رو در فضای مجازی «امکانات ارائه شده یا همون خدمات» میزنه و به نظرم حتی اگر بیان کپی پیست باشه، اما تا حدی این موارد رو برعکس سایر سرویس ها ارائه داده!

اما به شخصه معتقدم اعتبار فضای مجازی «کلیک» هستش...
یعنی شما با یک کلیک کردن، خروار خروار اطلاعات رو بدست میارید بدون هیچ سند و اعتباری...
و حجیت در فضای مجازی و اینترنت کلیک هستش...
و به فضای مجازی (حتی وبلاگ) به شدت آدمیزاد رو بی سواد کرده!

اما در مورد وبلاگ نویسی، چون خودم روزانه نویس، نبودم و نیستم، حرفتون رو قبول میکنم!
و به نظرم نه تنها بیان که بیشتر سرویس ها، تبدیل به روزانه نویسی و خاطرات شدن، و برای منی که اهل خاطرات نویسی نیستم، باعث شده، چندین ماه نتونم بنویسم...!!

در حالی که دلم تنگ شده برای نوشتن...
اما خیلی ها دیگه نه حوصله متن خوندن رو دارن نه کامنت های درگیر کننده ذهنی... مخصوصا که متن هم از 10 خط بیشتر شده باشه!!

یعنی وبلاگ نویسی که می تونست جزء تبادل آرا و اطلاعات بشه، شده جایی برای خاطرات شخصی و تبلیغات و تشکیل کمپین های بیهوده و ... قس علی هذا!!

در کل جذابیتش رو برام از دست داده، مخصوصا که خیلی از دوستان مجازی رو هم بعد از فوت بلاگفا از دست دادم...
و باید کلی بچرخم تا یه وبی رو پیدا کنم تا با سلیقه م جور در بیاد...

از همه مهم تر (حداقل برای من)!!!
چرا تو کامنت ها دیگه هیچکس «سلام » نمیکنه یا هیچکس حال نداره جواب بده؟! :)
پاسخ:
سلام وقت شما بخیر
خوبین؟ :) چه خبرا؟
+ هنوزم بعضی بچه ها هر روز اول صبح کامنتاشون رو با سلام شرو میکنن :)


این از این
نقد رو هم من ننوشتم ولی دیدم یکم نیازه نقد و بررسی بشه
شاید یه چیزی از تویش در اومد
فکر کردم منبع دوباره لذت فلسفه ویل‌دورانته:))
.
من نفهمیدم یعنی چی که بیان بلاگ نیست؟ یک بلاگ چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه؟
پاسخ:
خب استاد چرا سوال خودمو تکرار میکنی؟
سوال منم همینه :)
موافق نیستم/ بیان خوبه

پاسخ:
وقتش چی؟ :)
با ارکیده خیلی موافقم!
در مورد جهت گیری های یکسان هم مثلا خود این مطلب دقیقا جزء اون مطالبیه که به تازگی مد شده و نویسنده هاشون ادعا دارن فقط خودشون می دونن وبلاگ چیه.
پاسخ:
بلندی های بادگیر هم باشما موافقه :)
تا تعریف از بلاگ چی باشه که بیان را بلاگ ندانیم!
پاسخ:
تعریف خود شما چیه از بلاگ؟
مشکل از بیان نیست مشکل از اینه که هنوز گیر گذشته ایم و فکر می کنیم که هنوز دوران، دوران وبلاگه، دوران وبلاگ تمام شد، رفت...
پاسخ:
این حرف مسخره رو سال 91 هم من شنیدم
ولی نمیدونم معنی ش چیه؟ :))
اول‌ش دوس‌ش نداشتم
ولی الان دوس‌ش دارم
: )))
پاسخ:
کیو؟ :)
بیانو
پاسخ:
عاهان :)
بیانم شما رو دوست دارن
😂😂😂😂

وبلاگ یک فضای عمومیه، پس کسی که توفضای عمومی حرفی میزنه، طبعا یا میخواد بازخوردهای نسبت به تفکراتش و نگاه هاش از دیگران بگیره و با نظرات دیگران آشنا باشه و به قولی در تضارب آرا قرار بگیره، یا میخواد که دیگران رو تحت تاثیر تفکرات خودش قرار بده و تفکراتش رو منطقی جلوه بده. البته یک دسته ی هم هستن که ویار تکلم به عنوان سبزی پاکنی بیان مطرحشون کرد، به دسته آخر کاری ندارم، چون احتمالا مورد توجه نویسنده فیش بالا نیستن.

خب حالا دست اول و دوم، زمانی به هدفشون میرسن که مخاطب قابل توجه ی داشته باشن، اونم مخاطب صاحب نظر و اهل مطالعه،
خب با این شرایطی که وبلاگ ها دارن، آیا دوران وبلاگ تمام نشده؟

بیان هم احتمالا با توجه به افول دوران وبلاگ نویسی و برای حفظ مخاطبش، ابزارهای بیشتری در اختیار مخاطبش قرار داده تا کاربرانش تمایل به ادامه حضور در وبلاگ رو داشته باشن و از طرفی با ایجاد بستری برای ایجاد سایت های رسمی، شرایط رو برای ماندگاری خودش بیشتر کرده.

الان برتریرن وبلاگ بیان، فقط +900 نفر دنبال کننده داره که بخشی از این هم طبعا کاذبه، چرا که تعدادیشون احتمالا تعطیل شدن و تعدادی برای فالوبک اومدن و... پس دنبال کننده های حقیقی برترین وبلاگ، آمارش از اونچه که نشون میده هم کمتره. حالا چند نفر نظر میذارن؟ یک تعداد مشخص و معین که افکار و نظراتشون برای مدیر وبلاگ مشخص شده.

فیشنگار رو یکی از بهترین مدل های که میشه در وبلاگ اجرا کرد میدونم، منتهی همین هم مثل طوفانیه که در لیوانی حبس شده، یعنی با توجه به فضای بیان تا حدودی قابلیت افزایش مخاطب داره و از یک جای به بعد، تقریبا دیگه مخاطب جدید خاصی در کار نیست و یک عده که نظراتشون دیگه نخ نما شده، دور هم نظرات نخ نما شده خودشون رو هعی تکرار می کنن 😂😂😂😂 (یک مقدار تکه پاراگراف آخر رو کاریکاتوری کردم)
پاسخ:
یعنی پس نفس نوشتن مطرح نیست توی وبلاگ؟
عووضش محدود بودن مخاطب یه جورایی فضا رو دوستانه میکنه [ مشخصه ای که باعث شده خیلیا وبلاگشون رو به سایر شبکه های اجتماعی دیگه شون ترجیح بدن]

حالا مثلا طوفانشو چیکار باید بکنم؟ :)
واقعا به این چیزاش هم فکر میکنید؟؟!
همین که یه جایی هست بنویسیم بیایید باهم شکرگذار باشیم. :))
اصلا بیان نبود منو پیدا نمیکردین که!! :)
پاسخ:
وای وای وای :)

قدر نمی دونن که این چیزا رو میگن :|
اگر قراره جایی همه یه شکل با یه قاعده ی خاص بنویسن دیگع وبلاگ نمیشه 
مثلا میشع انجمنِ با کلاس نویسانِ خفنِ فرهیخته ی روزمره ننویسِ فقط سیاسی اجتماعی بنویسِ کامنت تعارف زده نگذارندگان :))))) 
تو وبلاگ ها از خانم و اقای متاهل سن بالا تا بچه های دبیرستانی و راهنمایی مینویسن و قطعا هرکس سبک و امضای خودش رو با نوشتع هاش دارع.... نمیشه از همه یک انتظار واحد داشت !!! 
پاسخ:
الان سن بالا منظورت من بودم!؟ :||
من با اون قسمتی که میگه "فضای سلبریتی‌ساز بیان" موافقم.
اعلام وبلاگ‌های برتر چیزیه که هرچقدر به دلیلش فکر می‌کنم به جوابی نمی‌رسم. این کار فقط باعث میشه گنده‌ترها و نه الزاما بهترها، هر سال بیشتر از پارسال شناخته بشن و گنده‌ترتر بشن. شاید حتی (شاید و حتی) باعث ایجاد یه رقابت مسخره برای فتح قله‌های بالاتر هم بشه، چیزی شبیه اینستا و اینا، چند لول پایین‌تر.

سؤال اول: وبلاگ‌نویسی دقیقا چی باید باشه؟ وبلاگ‌نویسی نباید دقیقا چیزی باشه. می‌تونه هرچیزی باشه. می‌خواستم بگم چیزی شبیه به تعریف لوسی‌می، بعد دیدم الزاما نباید به اشتراک‌گذاری باشه. میشه من برای الان خودم، آینده‌ی خودم، فرزند خودم و ... بنویسم. می‌تونم حتی ازش به عنوان sd card مجازی برای سرجمع کردن مطالبم استفاده کنم، مثل شما نت‌هامو توش بنویسم. اساسا کسی نمی‌تونه منو از این کار منع کنه، حتی صاحاب وبلاگ. حالا اگه کسی خواست (که اکثریت می‌خوان) با بقیه مطالبشونو شریک بشن، این مطالب می‌تونه هرچیزی باشه.

سؤال دوم: انتقاد به بیان؟
۱. همون که اول گفتم، اعلام وبلاگ‌های برتر.
۲. جعبه‌ی دنبال‌کننده که به قول ایشون حس کانال تلگرام و اینا به آدم میده و حتی منو بدعادت کرده که وبلاگ‌های خارج از بیان رو کمتر می‌خونم.
۳. و اون ستاره‌ی لعنتی که اجبار داری برای خاموش کردنش.


حالا شما لینک این پست رو برای مدیران بیان می‌فرستین که بیان بخونن؟

پاسخ:
از آخر: نه بابا اینا اینقده بی جنبه بودن که به محض انتشار پست، بیان رو خاموش کردن!! :))

اس دی کارد رو خوب اومدینا
نقددومی قسمت دومش خوب بود. توی بلاگفا هم یه آپشن جدید اضافه کرده بودن اواخر ... برای باخبر شدن از وبلاگهای بروز شده
۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۰۹ هانیه شالباف
سلام عرض شد! :)
خب حقیقتش این‌که بلاگفا یا پرشین‌بلاگ، به فراخور کاربرا و فضایی که ایجاد شده بود، انگار که بهتر شبیه «وبلاگ» بودن! البته اون‌موقع هم تعریف وبلاگ‌نویسی، تعریف دیگه‌ای بود و بعدها، باتوجه به کارکرد شبکه‌های اجتماعی، شیوه‌ی وبلاگ‌نویسی تغییر کرد. 

و در مجموع: برای وبلاگ‌نویسی نمی‌شه تعریف واحدی در نظر گرفت. 
یکی روزمره‌نگاری می‌کنه؛ یکی سیاسی‌نگاری؛ یکی مطالب اجتماعی می‌نویسه و یکی هم فیش! :))

وای چه‌قدر حرف زدم!
پاسخ:
سلام و خداقوت که اینقدرحرف زدی! :)

پس فیش آره؟
اجازه بدید این وبلاگ برای مردم بمونه. وبلاگ رو جناحی نکنید.:)
.
چندوقت پیش یه وبلاگ دیگه هم دیدم که همین بحث داخلش بود. ولی داستان اینه که منِ نوعی نمی‌تونم برای دیگران تصمیم‌گیری کنم.
هرکسی ممکنه به دلیلی رو به وبلاگ‌نویسی آورده باشه.
یکی دوست داره روزانه‌نویسی کنه.
یکی دوست داره فیش‌نگاری کنه:d
یکی دوست داره درس‌نامه‌های فرهنگستانش رو داخل وبلاگ بنویسیه، یکی دوست داره معرفی کتاب بنویسه. یکی دوست داره مطالب مذهبی کار کنه.
یکی دوست داره از سیاست بگه. اصلاً همین تعدد موضوعاته که وبلاگ‌نویسی رو زنده نگه داشته. حالا اینکه دیگران دوست داشته باشن چه وبلاگ‌هایی رو بخونن! تصمیم‌گیری با خودشونه.
نهایتاً منِ نوعی بخوام انتقادی داشته باشم اینه که بیام بگم آقا یا خانم بلاگر، اگه روزانه هم می‌نویسی طوری بنویس که یه سری قواعد رو رعایت کرده باشی. مثلاً ننویس "من با سمن بستنی خوردم. جون جونیا!" خب من چیکارش کنم که تو با سمن بستنی خوردی؟ روزانه‌نویس‌های خوب کم نیستن. جولیک، شباهنگ، حریر و ... از جمله دوستانی هستن که من می‌شناسم و به‌نوعی روزانه‌نویسی هم می‌کنن. ولی با چهارچوب مشخص و صحیح.
نمی‌گم همه باید اون شکلی باشن. میگم چهارچوب داشته باشین برا نوشته‌هاتون. :)
رفتم منبر!
پاسخ:
حاج آقا استفاده کردیم از منبر

پس گفتی شباهنگ با کی رفته بستنی خورده؟ :)
نظر به این که منبع فیش مذکور نوشته ی این حقیر سرتاپا تقصیر و فقیر بوده، لازم دیدم اظهار لحیه ای بکنم:

1) بلاگ نویسی تعریف خیلی پیچیده ای ندارد، من هم از آن یک تصویر خیلی پیچیده مثل کتاب، رساله و نظایرش ندارم. بلاگ نویسی قبل از محتوا، یک فرم است. فرمی برای اشتراک دیدگاه و تضارب آرا و نقد و البته رفاقتی که از خلال این ها بیاید. امکانات بی ربطی که بیان ارایه میدهد، اولا و اساسا در فرم اولیه و ساده ی آن، «تصرف بی جا» میکند. به خیال شما، طراحان و مهندسان گوگل، سواد برنامه نویسی بیانی ها را ندارند تا این امکانات کذایی را به بلاگ اسپات و ... اضافه کنند؟ به منوی مدیریت محتوای سرویس دهنده های حرفه ای دیگر مثل وردپرس رجوع کردید؟ متوجه سادگی بیش از حد آنها شده اید؟ مساله خیلی پیچیده نیست. اگر فرم ساده و اولیه بلاگ نویسی حفظ نشود، هویت و به تبع آن، محتوای کارها نیز رفته رفته «ساب می روند» تا هم حد و قواره ی این فرم جدید شوند. مثالی ساده بزنم: آیا در یک کاغذ آ چهار و سفید میتوان راحت تر و آزاد تر نوشت یا در کاغذی که با انواع و اقسام نقوش و نوشته ها آذین شده؟ حالا اگر برخی ها این آذین ها را بیشتر می پسندند یا اصلا تعداد کسانی که این آذین ها را می پسندند بیشتر از کسانی ست که آزاد و خلاق نوشتن برایشان در اولویت است، بحث دیگری ست.

2) برای اینکه قدری از سطح انتزاعی دور شویم، بد نیست مروری بر تاریخ بلاگ نویسی و بلاگ های قدیمی و استخوان دار بکنیم. سبک، جو، هویت و خروجی آن ها را با بلاگ های به سبک بیان -از جمله پرشن بلاگ جدید- بسنجیم، اگر بخواهیم منصف باشیم به هر دو و به یک میزان نمی توان اطلاق عنوان «بلاگ» نویسی کرد.

3) هویت بلاگری متکی بر «نوشتن» بود. وقتی یک بلاگر وارد محیط ساده ی نگارش میشد، در صدد بود تا لباس واقعیت زمخت روزمره را از تن بدر کند و قدری با فاصله، تخیل و ذوق ادبی یا ذهنیت نقادی به آن نگاه کند. هویت شبکه های اجتماعی اساسا نوشته محور نیست، متکی بر همان هویت واقعی ست و آنها اصلا آمده اند تا «همان آدم ها» بتوانند راحت تر با هم ارتباط برقرار کنند، کارهاشان را مدیریت کنند و ... . نویسندگان بلاگ ها حتا اگر ارتباطی واقعی هم در دنیای بیرونی داشتند، در بلاگ می کوشیدند تا آن آشنایی را در پرانتز بگذارند و آزادی خیال خویش را بسط دهند. شبکه های اجتماعی اصلا آمده اند تا لحظات بیرونی را شکار و ثبت کنند، بهانه ای برای آشنایی آدم ها در دنیای حقیقی شوند، و خب تکرار پدیده های مشابه در مورد بیان هم شاهد دیگری بر این ادعای من است که بیان اصلا یک شبکه اجتماعی ست تا بلاگ یا «ابزار اهل قلم»!

4) خاطرات نویسی که در متنم متذکرش شدم، اتفاقا خود بخشی از ژانر ادبی بلاگرهاست، منتها تفاوت ظریف و مهمی میان صرفا خاطره نویسی و خاطره نویسی در بلاگ وجود دارد، تفاوتی که در بند پیش، در قالب تفاوت بلاگ و شبکه ی اجتماعی گفتم: خاطرات بلاگی یک تجربه ی نویسندگی هستند تا نویسنده بتواند تجربه ای که زیسته را برای مخاطبانی بازآفرینی کند که هیچ شناخت خاصی با زندگی واقعی نویسنده ندارند. اما ثبت و گزارش وقایع، آن طور که یک نفر آنها را برای دوستان محدود و نزدیکش روایت میکند و یا برای خودش در دفترچه خاطرات مینویسد، بی آنکه فرم و خلاقیت ادبی وِیژه یا سبکی خاص پشت آن باشد، دیگر نمی تواند بلاگ نویسی باشد. باز هم ارجاع میدهم به بلاگ های استخوان دار قدیمی.

5) این را هم بد ندیدم که اضافه کنم: وقتی میگویم چیزی شبکه ی اجتماعی ست و نه بلاگ، لزوما یک قضاوت ارزشی نمی کنم، قضاوت ارزشی من زمانی ست که آن شبکه ی اجتماعی ادعای دروغ بلاگ بودن می کند. اساسا این دو یک مفهوم ندارند، رواج پدیده ای مثل کانال نویسی در تلگرام مرحوم، به دلیل جای خالی ژانری مانند بلاگ نویسی بود، که البته آن هم نتوانست آن جای خالی را پر کند.

6) حرف آخرم هم نقل یک تجربه ی شخصی ست: من از سال 87 بلاگ نویسی کرده ام. تقریبا مهم ترین تحولات زندگی ام به نوعی با بلاگ نویسی و اتفاقاتی که ضمن آن رخ داد مرتبط است. بلاگ نویسی بی آنکه مانند امروز «ادا»ی شبکه های اجتماعی را در بیاورد، به دوستی های «بلاگی» و پایداری برایم منتج شد، و باز بی آن که ادای «کتاب» یا «تد تاک» را در بیاورد، چیزهای زیادی به من آموخت. همان دو ابزار ساده ی پست و کامنت و دست بالا لینک ها، کافی بود تا جهانی جاندار و فراخ برایمان درست شود. به این معناست که از بلاگ حرفه ای سخن میگویم. بلاگ نویسی حرفه ای، یک جور حرفه بود، یک ژآنر ادبی. قادر بود جهانی مستقل از جهان واقعی بیافریند و مانند روزنامه نگاری صرفا وصله ای بر وقایع روز نباشد. این ژانر اگرچه رو به زوال است، اما هیچ گاه به تمامی نابود نمی شود، همانطور که هنوز وبلاگ های خوب قدیمی زنده اند..
پاسخ:
ممنون برای توضیحات و پاسخ به کامنت دوستان
@ تسنیم @دلژین @هلما    لایک:دی

چه فیشی شد:)))

جدا چرا همیشه میخوایم همه چیو مال خودمون یا قشر خاصی بدونیم و مختصش کنیم به عده ی خاصی !!! 
اینجا باشه برای اهل قلم ونویسند هایی که خاصصص مینویسن!! اونجا برای فلان و بهمان !!اینجا یه فضای عمومیه وهمه میتونن با هر سبکی بنویسن و بخونن 
عاقا من بی سواد! من عامی نویس! کسی رو کتک نزدم دنبالم کنه یا بخونه 
وبلاگای خاص وباقلم ناااب کم شدن ینی ما جای اونارو تنگ کرده بودیم !!!! 

داریم واقعا؟؟؟!!داریـم؟؟  :))))
پاسخ:
@ تسنیم @دلژین @هلما

هلما رو دیگه برا چی گفتی؟

+ شما هم دانشگاه قبول بشی دیگه نوشتنت افول میکنه... مثل حریر :)
نقد شما نقد نیست دوست من ، سلیقه است
از سال 85 که با نوشتن شروع کردم بلاگم رو سرویس های متنوعی چون بلاگ فا ، بلاگر ، وردپرس ، دروپال و ... تجربه کردم ام 
وردپرسی که میگید ساده است ، چطور میتونه یه سیستم با میلیون ها افزونه رنگ و وارنگ یه سرویس ساده باشه ؟
پاسخ:
@آوخ پاسخگو باش :)
کامنت دلژین‌ :)))
پاسخ:
:)
@ یک آشنا:
+ دوست عزیز، نقد به عنوان یک کنش خودآگاه، هماره سلیقه ای یا به اصطلاح اهل فن، واجد موضعی «سوبژکتیو» است. مساله بر سر این است که این سلیقه تا چه حدی یک ذوق شخصی و تا چه حدی یک گرایش حرفه ای ست. معیار این موضوع هم روشن است: رجوع به نظر اهل فن، درباره ی کیفیت بلاگستان در دو دهه ی اخیر.

+ در بلاگم هم درباره ی وردپرس گفتید و من هم نوشتم که معیار وردپرس نیست، آن هم به نسبتی که از هویت بلاگری دور شود، قابل نفی است. و باز آنجا هم آوردم که همان وردپرس، اینها را به عنوان امکانات افزودنی (plug-in) و قاعدتا برای پول به جیب زدن و کسب مخاطب درج کرده و صد البته، در پنل اصلی خود کماکان حالت ساده و چابک خود را حفظ کرده. 
پاسخ:
@ یک آشنا
توضحیات قانع کننده بود؟
به نظر من که توضیحاتشم سلیقه ای بود باز! :))
اوه چه قلمبه سلمبه است بعضی کامنتها :) 
پاسخ:
بله بله
چندان قانع نشدم ، ببنید وقتی داریم در مورد نقد سیستم بیان حرف میزنیم ، باید با دلیل و قرائن باشد، اگر نه بله هر چیزی فکرش را بکنید در نهایت سلیقه است.

بلاگفا خوب نیست چون تبلیغ گوشه بلاگ می ذاره هیچ آپشنی هم نداره که پول بدم این تبلیغ رو برداره، این میشه نقد منطقی و فارغ از سلیقه شخصی !

بیان خوب نیست چون جووش خوب نیست ، این میشه سلیقه ، جوو رو آدم های دور و بر ما ایجاد می کنند (انگار مثلا بیان جلوی عضویت جوو خوب کن ها رو گرفته )

پس چیزی که امکان ایجادش هست نمیشه بهش گفت مشکل
بله من اگه بخوام از بیان انتقاد کنم، میگم چرا تعداد فایل مجاز رو بسته ؟ ، میگم چرا محدودیت حجم فایل گذاشته، چرا تعداد مطلب رو محدود کرده  اینها باید رایگان باشه نه پولی 

+ من اگر وردپرس رو مثال میزنم، چون شما گفتید وردپرس :| ، میگید پول به جیب زدن، خوب سرویس های دیگه هم با قرار دادن تبلیغ توی صفحه شما پول به جیب میزنند این خوبه ؟
پاسخ:
@جناب رند رسوا

+ کلا فکر کنم ایشون با این توضیحات به جای وبلاگ این پست آخرشون رو حذف کنن :)
@ دچار 
@ یه جورایی my life 

حالا یکی ازم تعریف کرداا.
منم زمان دانشگاه کم کار بودم تو دنیای مجازی، قبل و بعدش هم ولو تو وبلاگ؛ )
پاسخ:
:))) ببخشید اصلا همگی شما رو لایک میکنیم :)
+ جمله ات یه جوری نبود؟ آدم احساس میکنه باید ادامه داشته باشه مثلن
@ یک آشنا:

+ دوست من، صریحا به بینه ام اشاره کردم. نظر صاحب نظران و باتجربه ها را درباره ی «تفاوت کیفی» دو محیط جویا شوید.

+ این نقد شما بر بلاگفا، نقد صرفا فنی سرویس هاست، چندان دخلی به کیفیت و محتوا و اتمسفر ندارد. با این معیار شما، هر چه یک سیتسم سرویس بیشتر دهد، لابد باید فضای بلاگ نویسی بهتر یا حرفه ای تری داشته باشد که در عمل اینطور نیست.

+ بیان جلو کس خاصی را نگرفته. بیان شرایطی برای نگارش فراهم کرده که و در این شرایط محتواهای مشخصی تولید شده. نسبت میان شرایط بلاگ نویسی و محتوا، نسبت علت و معلولی و خطی نیست که به سادگی بگوییم بیان جلوی خوب ها را گرفته یا نه. بیان در یک فرآیند انحصاری ناشی از فیلترینگ سرویس های بین المللی، دریافت بودجه های مفت، حملات مشکوک به سرور رقبا و ... به محیطی رسیده است درست مشابه شرایطی که برای پیام رسان های داخلی در نسبت با تلگرام فراهم کرده اند. میتوانیم بگوییم مسئولیت کیفیت محتوای این پیامرسان ها و نیز بیان، با تیم اجرایی آن نیست و آنها فقط مسئول چند سرویس فنی اند. اما نمیتوانیم بگوییم که اتمسفر حاکم بر این فضاهای مجازی قابل نقد و قضاوت نیست. من گناه کیفیت پایین محتوا را مستقیما گردن برنامه نویس های بیان نگذاشتم، اما آنها را بی تاثیر نیز نمی بینم. دلیل و چگونگی این تاثیر را هم در کامنت اولم مفصلا توضیح دادم.

+ من کماکان از وردپرس به عنوان یک سیستم مدریت محتوا و ارایه دهنده ی خدمات بلاگ دفاع میکنم و آن را صدمرتبه بهتر از بیان میدانم. این البته نظر شخصی منه و شما میتونید نپذیریدش. خوب یا بد بودن وردپرس، دخلی به خوب یا بد بودن بیان نداره، به تعبیر قدما اثبات شی نفی ماعدا نمیکند.

+این را هم اضافه کنم که من ترجیح میدهم سرویس ارایه دهنده ی خدماتم پول خود را با تبلیغات صادقانه دربیاورد تا آنکه بودجه ی مفت از مالیات و حق نفت مردم -در این وضع بحرانی مملکت- بردارند و پز «عدم درج تبلیغ» بدهند.
پاسخ:
میگما واقعا پولش رو از بودجه میگیره؟
یعنی بیان مال نهادهای پول دهنده است؟

@ یک آشنا
قصد طرفداری از جناب رند رسوا ندارم، منتهی در برابر نقد جناب یک آشنا بگم که به نظرم، نظر جناب رند رسوا اینه که امکانات بیان، این جو رو درسته کرده، یعنی اگه بیان یک سری از امکانات رو نمیداشت، این جوی که بهش اشاره کردن ایجاد نمیشد.

"یعنی پس نفس نوشتن مطرح نیست توی وبلاگ؟"
خب نوشتن در خوانده شدنه، اگه هدف خوانده شدن نباشه، دلیلی بر عمومی بودنش نیست، لذا اینای که میان وبلاگ میزنن و ابزارهای تعاملی مخاطب رو میبندن، به نظرم کلا در تناقض قرار دارن.

"عووضش محدود بودن مخاطب یه جورایی فضا رو دوستانه میکنه"
این رو قبول دارم که سطح ارتباطات در وبلاگ عمیقتر از ارتباطات در شبکه های اجتماعیه، چرا که در شبکه های اجتماعی، دسترسی به مطالب افراد، راحتتره و همین دسترسی راحتتر، عمق ارتباطات رو کمتر میکنه، ساختار نشرمطلب هم اثرگذاره، اینکه مثل کانال ها یک طرفه نیست و همچنین خلوت بودنش باعث میشه مدیر بتونه به نظرات مخاطبها، واکنش نشون بده و همین واکنش ها هم میتونه ارتباطات رو مستحکتر کنه.

با این حال مسئله خوانده شدنه، شما با تعداد خاصی که تفکراتشون نخ نما شده، دیگه تا کجا میخوای پیش بری؟ اینی که شما میگی، ببشتر به درد کسانی میخوره که، ارتباطات صمیمانه به نسبت تضارب آرا، اولویت بیشتری براشون داره، پس وبلاگ فعلی برای این افراد خوبه، نه کسانی که تضارب آرا اولویت بالاتری براشون داره.

"حالا مثلا طوفانشو چیکار باید بکنم؟"
اینجاس که باید گریز از مرکز کرد :)
به نظرم میشه با افزودن قابلیت اشتراک گذاری مطالب، تا حدودی دست مخاطباها رو برای نشر مطالب فیشنگار بازتر کرد... هرچند که زیاد این قابلیت هم کارآمد نیست... یعنی اینکه بر فرض مثال یکی اشتراک گذاری کنه، بعد اون طرف ببینه، حالا میاد تو مرورگر حرفی بزنه یا واکنشی نشون بوده؟ البته تو نشر مطلب طبعا اثرگذاره
پاسخ:
به لحاظ تئوری طبق بند سوم اصول دچار که بازنشر این مطالب ایرادی نداره
چشم اون کد اشتراک گذاری رو هم میذاریم
اگه زحمتشو بکشی :)
+ لطفا شخصی رو معرفی کنید ، من کسی رو نمی شناسم که این مورد رو ازش جویا بشم 

+ من بهش میگم نقدر خارج از سلیقه ! نقد باید اینگونه باشد ، یعنی وقتی مطرح میشه ، مخاطب بدونه راجب چی دارید صحبت میکنید نه فقط یک سری پارامتر های کیفی که مشخص نمیشه دقیقا چی هست 
مداما تکرار می کنید اتمسفر و محتوا ، خوب میشه کمی جزیی تر باز کنید این دو مقوله رو ؟ ، من متوجه منظور شما در این خصوص نمیشم ، اگر با مثال باشه که دیگه چه بهتر

+ فکر میکنم فیلترینگ سرویس های بین المللی خیلی وقت پیشتر از حتی پیدایش بیان اتفاق افتاده باشه
حتی اگر فرض کنم حملات از طرف شرکت بیان بوده ، باز از بی عرضگی سرویس دهنده بوده که سرویسش به فنا رفته چون هر کسی می تونست این حمله رو ترتیب بده پس فکر نمی کنم جای بحث داشته باشه
احساس میکنم تفکر شما مثل این میمونه که بگیم ، تقصیر ماکروسافته که برنامه نویس بی سواد زیاد شده چون هر ننه قمری رفته سی شارپ یاد گرفته و شده برنامه نویس ، باید همون روی سی پلاس پلاس می موند ! 
بله امکانات آدم های جدید رو جذب میکنه ، بعد کم کم آدم ها پخته تر میشن و بهتر می نویسند ، آیا فکر میکنید خود شما در شروع نوشتن ، به خوبی اکنونتون بودید ؟ خوب هر تازه واردی ، اول می لنگه بعد خوب میشه 
+ طبق چه مدرک و عدله ای میگید بیان پول گرفته ، منظورم پول برای راه اندازی سرویس بلاگ است ؟ خبری - لینکی - تصویری ؟ چه چیزی  ؟

اصلا مطلبی که اونقدر ارزش نداره که توسط مخاطب کپی پیس بشه، همون بهتر که قابلیت اشتراک گذاری نداشته باشه 😎 :)




اگه جای متوجه کدش شدم و این بحث هم یادم بود، ان شاء الله کدش رو ارائه می کنم :)
پاسخ:
حالا اونایی که ارزشش رو داره
طرف خودش تشخیص میده :|

+ممنون :)
سلام علیکم
بیان از لحاظ دیده شدن یک وبلاگ توسط وبلاگ نویس های دیگر بسیار خوبه و تقریبا میشه گفت نقطه ضعفی نداره!
این متن انتقادی هم که نوشته شده معلومه از روی دشمنی بوده تا انتقاد.
پاسخ:
آره این خدمانی هم که ارائه داد
باخبر شدن از جواب کامنت و اینها
برای راحتی کاربرا بوده
+ شما بلاگرهای قدیمی رو نمیشناسید؟ عجب. خب لطف کنید چند بلاگر قدیمی معرفی کنند که معتقد باشند الان اوضاع بلاگ ها بهتر شده.

+ نقد خارج از سلیقه بی معناست. هر منتقد موضعی دارد و اساسا نقد موضع گیری نسبت به یک پدیده است تا حدود و امکانات آن نسبت به آن موضع روشن شود. ارجاع به شواهد عینی به خودی خود نقد نیست، گزارش کردن مشتی عدد و سند و مدرک است. زمانی که منتقد بر اساس موضعش این شواهد را «ارزیابی» کند، نقد رخ میدهد. هر ارزیابی بر حسب سلیقه یا یک موضع گیری رخ میدهد، اما هر ابراز سلیقه ای لزوما نقد نیست. (نقد باید بتواند وجوه ناپیدا و حدود پدیده ی مورد نظرش را مشخص کند)

+ محتوا و اتمسفر، ابدا مقولات مبهمی نیستند و من هم از آنها به هیچ وجه تعریف پیچیده ای مدنظر ندارم. اینها الفبای نویسندگی هستند که هر نویسنده و قطعا شما هم معنای آن ها را میدانید. محتوا بر نوشته های بلاگرها و اتمسفر هم بر مراودات و ارتباطات آنها دلالت میکند. به همین سادگی! تمام مساله این است که شما از کلیت نوشتارها و فضای بلاگی، به ویژه نسبت به وضعیت گذشته ی آن، ارزیابی مثبتی دارید یا نه؟

+ لازم نیست فیلترینگ برای بیان انجام شده باشد یا مشکلات بلاگفا از ناحیه ی آنها رخ داده باشد. اساسا آنچه مهم است، خروجی این ماجراست؛ این کارها را هر کس و به هر نیتی انجام داده باشد، هبه و انحصاری را به آنها عرضه کرده. لفظ مشکوک هم دال بر همین «تمام شدن بازی به نفع بیان» دارد.

+ بیان بنابر تصریح خودش در لینک زیر، شرکت دانش بنیان است. اگر اندکی در جریان فضای دانشگاهی یا اقتصادی کشور باشید، ریخت و پاش بی حساب شرکت های دانش بنیان از محل بودجه ی عمومی، برایتان خبری ناآشنا نیست. اساسا اگر بیان از بودجه ی عمومی ارتزاق نمیکند، چگونه سرویس های رایگان و گسترده بدون تبلیغات و ... ارایه میدهد؟ نکند بنیانگذار آن خیری ست که دلش به حال «اهالی  قلم» سوخته؟!
http://bayan.co.ir/page/about

+ لینک خبری درباره ی ابهامات شرکت های دانش بنیان:

http://www.icana.ir/Fa/News/367390/75%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-91%D8%AA%D8%A795-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F

https://www.isna.ir/news/97011202378/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%B8%DB%B5-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84
وبلاگ یعنی تولید محتوای ارزشمند و با استراتژی

یک عیب بزرگ بیان، عدم بهره گیری از وب نویس های فرهیخته و بخصوص متخصص

با هویت واقعی هست

و البته ندادن امتیاز در امکانات به کاربران فعال
پاسخ:
مگه قرارگاه چیزه؟ :)
۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۰۷ هانیه شالباف
یکی هم مثل آقاگل می‌نویسه اصلن :)) 
پاسخ:
آفرین یکی هم مثل آقاگل خاطرات وقتی پدربزرگ بود رو مینویسه :)
+ یه مشت چیز از شاهنامه :)
چیزی که من از بحث برداشت کردم جناب رند عقیده داره وبلاگ‌نویسی مرده چون به قوت و قدرت اون دورۀ ابتداییش نیست. بله، قطعاً هر چیزی دوره اوجی داره و پس از یک مدت دچار نزول میشه. وبلاگ‌نویسی هم از این قاعده استثناء نبوده؛ و مرور زمان باعث پایین آمدن محبوبیت اون شده.

حالا اینکه چرا افول کرده؟ و به گفتۀ ایشون از لحاظ محتوایی ضعیف شده؟ این بحث دیگه‌ای هست و ربطی به قدرت و ضعف بیان نداره. من فکر می‌کنم مهم‌ترین دلیلش ایجاد برنامه‌های مبتنی بر تولیدمحتوا و شبکه‌های اجتماعی دیگر باشه. از فیسبوک و گوگل‌پلاس و وردپرس گرفته تا همین کانال‌های تلگرامی و تویینر، تا حتی اینستاگرام و دیگر موارد مشابه.

در صورتی که اوایل تنها گزینۀ دردسترس و ساده وبلاگ‌نویسی بود. و طبیعتاً هرکسی می‌خواست حرفش رو با دیگران به اشتراک بگذاره رو به وبلاگ‌نویس می‌آورد. و خب حالا که رقیبان زیادی برای وبلاگ پیدا شده نمی‌شه انتظار داشت سرویس‌های وبلاگی به سمت شکیل‌تر شدن و کاربرپسند شدن حرکت نکنن! و همون ظاهر قدیمی و سادۀ 15-20 سال پیش رو حفظ کنن.
.
جدا از بحث به شخصه معتقدم فضایی بهتر از وبلاگ‌نویسی برای "تولید محتوای فکر شده" وجود نداره.
.
پست خوبی بود!
پاسخ:
دست شما درد نکنه الان از من تشکر کردی بابت پست یا رند؟ :)
+ حکایت این نقطه های آخر خط چیه مهندس؟
از همۀ کامنت‌دهندگان دست‌اندرکاران و سایر فامیل‌های وابسته!
.
نقطه‌ها جهت جداکردن و چندبخش کردن کامنتم بود.:)
پاسخ:
عاهان فکر کردم از دستت در رفته
+ سرویس ایاب و ذهاب به بهشت زهرا هم مهیاست؟
موافق بودم با کامنتش همین که یه جایی هست برا نوشتن خیلی هم خوبه 
ب نظرم  بیان امکانات خوبی هم داره که کار کاربران رو راحت کرده:)

+من قبول بشششم ...تمام سعیمو میکنم اینطور نشه:)) 
پاسخ:
حتما قبول میشی
یه رشته خوب هم میاری
امروز ب سال بعد فکر کردم:دی
پاسخ:
عه چرا!
خجالت بکش دختر ! :|
نمیدونم واقعا... :|  ببینم رتبه م چی میگه :/ 
پاسخ:
حله :)
بیشتر امکانات بیان به پیشنهاد خود کاربران گذاشته شده. یادمه وقتی بلاگفا ترکید ما اومدیم بیان اون موقع ها اصلا از دنبال کننده و فلان و فلان خبری نبود و حتی اون موقع بلاگفا قابلیت دنبال کردن داشت اما بیان نداشت !  . شنیده بودم اون موقع ها برای اینکه عضو بیان می‌شدیم یعنی تا قبل از نابود شدن وبلاگ ها توسط بلاگفا برای اینکه عضو بیان بشیم باید متنی  رو تنظیم میکردیم به پست الکترونیکی بیان می‌فرستادیم و اگر اون متن از لحاظ ادبی و نویسندگی و اینا تایید میشد بعد میشد تو بیان وبلاگ نویسی کرد و که خب خداروشکر به خاطر هجوم سنگین و سیل سای کاربران بلاگفا به بیان همون موقع ها این محدودیت برداشته شد و ما به خوبی و خوشی وارد بیان شدیم-_- 

در کل یاد این خاطره افتادم گفتم بگم و گرنه که این نقد خیلی تند بود آقا خدا رو خوش میاد دل ما خاطره نویسا رو بشکنید؟ هرکس تو خوندن و نوشتن یه سلیقه ای داره . بیاید به سلیقه های هم احترام بذاریم  -_-
پاسخ:
شما که مصداق ادبی نویس خاطره نویسی هستید :)
ما رو بگو که کلی وقت گذاشتیم با میثم توی نمایشگاه رسانه های دیجی تال مخ این غرفه دار بیان رو زدیم تا یه دونه از این کارت ها بهمون بده که مثل کارت شارژ کد چند رقمی داشت :))

بعد هر کس میتونست 2 نفر رو دعوت کنه! :| یادمه چند ماه بعد از این قضیه تازه یادم اومد همچین کارتی دارم من :|
اون موقع ها یه شهروند فعال بودیم. کارمند نبودیم که :)
۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۵۶ مهدی صالح پور
من انتقادی به بیان ندارم. چیکار باید بکنه؟ چی کم گذاشته؟ بقیه سرویس‌دهنده‌ها چه گلی به سر ما زدن که بیان نزده؟! از بیان چی میخوایم؟
کاملا با این پست دوست عزیزمون مخالفم. بیان یکی از بهترین و منعطف‌ترین سرویس‌های وبلاگی ایرانه که هر امکانی که یه وبلاگ میخواد بهمون داده. کافیه با بقیه سرویس‌دهنده‌های ایرانی مقایسه‌ش کنیم... خیلی بی‌انصافی‌ه این نوشته... خیلی. شما بلاگر رو ببین، چه سرویسی به مخاطب میده؟ چی داره که بیان نداره؟!
پاسخ:
منم همینو دارم میگم از صبح!

@مدیران بیان
درصورت صلاحدید امکانات اختیاری رو برای این دو کاربر فعال کنید.
@رند رسوا

عجب ! ، نه واقعا عجب 
الان این دو تا لینکی که زحمت کشیدید چه ربطی به شرکت بیان داره ؟
بذارید روشن کنم ، ما شرکت دانش بنیان هستیم، که ابدا ریالی نه پول و نه وامی بهمون ندادن (بیان رو نمیگم ، شرکت خودمون رو میگم) تنها کاری که کردن محصول دانش بنیانمون رو معاف از مالیات کرده بودند که لطف دوستان ، اونم برداشتن، پس بدونید و اگاه باشید دوستان دانش بنیان فقط یعنی اسم ! حداقل برای ما اینطور بوده تا الان !

در ضمن آیا برای استفاده از لینوکس پولی پرداخت می کنید ؟ ، آیا هزاران نرم افزار متن باز پولی دریافت کرده اند، البته قیاس نمی کنم بیان رو با این دو ، ولی میخوام بگم  هر چیزی که در مخیله ما نگنجد که لذوما نادرست نیست ، حتما منابع دیگری دارند، حتما سیاست دیگری دارند، همین تلگرام، مگر از شما پولی دریافت کرده برای فعالیت ؟

+ من میشناسم ، شما شخصی رو بگید که قبول دارید که احیانا دوباره کاری نشه! 
+ الان مطالب منتشر شده در بیان دقیقا چه مشکلی داره، یا شما چه مشکلی دارین باش، اگر به جای دات بیان دات بلاگفا بود، حل میشد مساله آیا ؟ 
مراودات چه مشکلی داره، چون شکلک نمی تونیم بذاریم بد شده ؟ یا نه منظورتون چیز دیگه ای 
+ الان نقد من در مورد بلاگفا - چگونه نقد سلیقه ای است ؟ هی بر میگیردید به ناکجا آباد دوست من ! 
منم با سرویس بیان مشکلاتی دارم و در حال مکاتبه و تلفن به شرکتشون هستم، ولی واقعا نمی آم همه چیز رو زیر سوال ببرم ، چون واقعا اینطور نیست
پاسخ:
دیگه اینقدم خوب نیست این سرویس دهنده ها رو جدی گرفت بنظرم :)
چون تا اینا بخوان به محصول و بازدهی از محصولات و اطلاعات ما برسن عمرشون سرمیاد
چون یا حمایت دولتی شون رو از دست میدن یا با جدا شدن شرکا منحل میشن و غیره
@یک آشنا
صحبت خاصی با شما ندارم، به نظر نمی رسه چندان تعریف همسانی از بلاگ نویسی داشته باشیم. اگر شما بلاگ نویسی رو فقط بحثی فنی میدونید که با «سرویس های فنی» میتوان سنجید، محقید تصور کنید بیان از بلاگ اسپات حرفه ای تره. اما متوجه باشید که بلاگرهای دیگری هم میتوانند وجود داشته باشند که احیانا در زندگی چیزهایی مهم تر از کد php و پایتون و سی شارپ نوشته اند و برحسب آن تجربه از نویسندگی میتوانند معیارهای متفاوتی داشته باشند. مابقی بحث ها هم بماند برای کسی که دانش ارتباطات و علوم اجتماعی داشته باشد ;)

+ شرکت شما خوب کار کند، نه دخلی به بیان دارد -مگر آنکه ربطی به بیان داشته باشید- و نه ابهامات مالی معنادار دانش بنیان ها را برطرف میکند. شما که در بلاگت پست ها درباره ی فیلترکردن تلگرام نوشتی، درک این نکته نباید برات سخت باشه که حذف کردن سرویس دهنده های معتبر بین المللی، دادن انحصار تبعیض آمیز به شرکت های داخلیه. فقط هم بیان نیست، با فیلتر کردن یوتیوب، آپارات و فیلیمو و .. رو علم کردن، سایت هایی که محتوای چندرسانه ای شان در قیاس با یوتیوب به مراتب زردتر، مزخرف تر و صدتا یه غازتر بود! امیدوارم باز دلتان برای برنامه نویسان و هم پالکی هایتان نسوزد و تصور نکنید که دارم گناه را گردن پیشرفته بودن یا پیچیدگی فنی سایت ها می اندازم. از کسی که «دانش ارتباطات» دارد و علوم انسانی خوانده ارتباط میان این دو را بپرسید تا چند خطی هم مطلب جدید یاد بگیرید.


@مابقی دوستان و فیش نگار
اولا اگر مطلب رو بی انصافانه یا مزخرف یافتید گناهش به گردن فیش نگار است. این پست بخشی از پست شخصی خداحافظی من بود، دلیلی نداشتم در پست خداحافظی مقاله ای تحلیلی درباره ی بیان بنویسم. همچنین این حق هر کاربر است که نظر کلی خود را درباره ی سیستم داشته باشد. شما بیان را «بی عیب ترین» سیستم موجود میدونید، خب بدانید! این به تعریف و تجربه و معیارهای شما درباره ی بلاگ نویسی برمیگرده. قاعدتا من هم تعریف و تجربه و معیارهایی دارم که در کامنتی جداگانه توضیح دادم، و بر حسب آن ها، هر چه قدر هم غیرمنصفانه باشد، حق اظهار نظر دارم. تعجبی هم ندارد عمده ی دوستان موافق نباشند یا برنجند. حرف من، غیرمستقیم نقد بلاگ های خودشان -و حتا بلاگ خودم- هم هست. اما بدیهی ست که من یه لاقبا، امکان خاصی ندارم که دوستان را هرچند هم چرندنویس باشند از بلاگ نویسی ساقط کنم، پس نیازی نیست به من تذکر بدهند «ما افراد کذا هم حق داریم بنویسیم». اگرچه افراد «هم نظر و مدافع شما در قدرت سیاسی»، همیشه و عمدتا در حال سرکوب و سانسور صداهای متفاوت با صدای شما هستند و احیانا آنکس که باید این جمله را بگوید، آنها هستند و نه شما!
حرف های مدافعین بیان مهرتاییدی بود بر ادعاهایم و نه تنها مرا در آنها دچار تردید نکرد، بلکه مصمم تر ساخت. وقتی دوستان تعریف شان از یک محیط بلاگ نویسی خوب، «داشتن سرویس های متنوع تر» هست، عملا دارند تاکید میکنند که یک بلاگ هر چه «شبکه اجتماعی» تر باشد، بهتر است. بیان اگر از نظر امثال من خوب نیست، دلیل مهمش همین کاربرانی ست که از بلاگ نویسی، «شبکه اجتماعی»بودن را مراد میکنند. دوستان بیانی هم که قطعا این بحث را دنبال کرده اند، خوب است منبع درآمدشان برای گرداندن اینجا را به طور شفاف بیان کنند تا حرف و حدیثی پشت شان نباشد.
با مهر! 

پاسخ:
ممنون برای توضیحات .
کپی کردن متن مذکور توسط فیشنگار صرفا با هدف آگاهی و خودآگاهی دوستان بلاگر بوده است. نقد های شما هم بطور کامل توسط بچه ها رد نشده. فقط به اونجاهایی ش که تند رفتید گیر داشتن :) الان این شبکه وبلاگی Medium daily digest رو هم که من معمولا لیست روزانه اش رو چک میکنم مطالبش بیشتر شبیه سایت های زرد خودمون در حد همین بیتوته و تبیان و اینهاست.
اونها فضای وبلاگی خاصی ندارن
پست تو بیشتر یه جور دلتنگی بود که من هم خوب درکش میکنم. مخصوصارفقای  وبلاگ اولم
@رند رسوا
نه واقعا انتظار جواب منطقی نداشتم از شما ، همونطور که این جواب شما هیچ بویی از منطق نمی بره ! بله من کاسی دارم و به قول شما ممکنه چیزی از دانش ارتباطات و علوم اجتماعی ندانم ! ولی فرق بین توصیفات کیفی یا سلیقه ای رو با نقد منطقی و سازنده رو خوب متوجه میشم
+ به بیان هیچ ربطی ندارم ، در ابعادی هم ازشون شاکی هستم ، سعی میکنید با ارتباط دادن من به بیان چه منفعتی رو دنبال کنید؟، لازم میدونم شمام مقداری در خصوص شرکت های دانش بنیان واقعی و فیک تحقیق کنید و همه رو به یک چوب نرانید خخخ
+ خیلی جالبه بدونم بعد از بیان به کدوم سرویس نقل مکان خواهید کرد که با توصیفات شما هم خوانی داره ، و صد البته دوست دارم به چالش بکشم انتخابتون رو با معیارهایی که معرفی کردید هرچند هیچ ملاک دقیقی رو عنوان نکردید چر این که تا آخر تکرار کردید جو و اتمسفر و محتوا ...
+ براتون آرزوی نیک بختی میکنم
+ برای خودمم آرزوی فهم و دانش بیشتر :)
پاسخ:
شما فعلا برو یکی رو پیدا کن که ارتباطات خونده باشه :)
+اند آو دیسکاشن
اها یاد رفت بگم که ارستو میگه "دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهیهای قابل اتکا می‌داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند." وقتی میگید علوم اجتماعی و نمیتونید منظورتون رو در قالب یک گذاره علمی که منطقی هم باشد عرضه کنید ! باید باور کنم که علم واقعا منظورتون بوده یا اشتباها با باورهاتون جابجا نشده ؟
پاسخ:
بعد از اینکه یه دانش آموخته ارتباطات پیدا کردی
خواهشا یه معلم دیکته هم برا خودت پیدا کن خانم مهندس :|
هر سرویس دهنده مجازی ای با توجه به شرایط زمان نیاز دارد خود را به روزرسانی کند و نیازهای متنوع مخاطب را پاسخگو باشد.

تفاوت بیان با سایر وبلاگ ها شبیه تفاوت ویندوز 98، ویندوز xp، سون
با ویندوز 8 به بعد هست، تفاوتی که ابتدا نامانوس بود اما حکایت از خدمات بهتر داشت. و البته کاربران به محیط جدید نیز عادت کردند.

وقتی حرف از مرگ وبلاگ نویسی می زنیم یعنی عدم تناسب وبلاگ نویسی با تعریف گذشته اش در نسبت با زمان و عدم مشتری مداری

مثل بلاگفا که این همه محتوای کاربرانش از دست رفتند و پاسخگو نبود.
ارتقاء خاصی هم نداشته.

بیان یک ابزار است که بماهو ابزار نه واجد ارزش منفی هست نه مثبت. هرکس بنا به ظرفیتی که دارد می تواند از آن استفاده کند.
مانند یک لپ تاپ که یک کاربر کودک هم می تواند از آن استفاده کند، یک گرافیست و برنامه نویس هم از آن استفاده می کند.
تنوع محتوا بستگی به گاربران دارد نه خود سیستم.

فلسفه محیط مجازی که می تواند ظرف برای محتوای جهت دار باشد (مانند اینستاگرام) هم بماند.
در حال حاضر محیط وبلاگ نویسی (در هر سرویس دهنده ای) و ظرفی که برای ارائه محتوا ارائه می دهند فاقد جهت هست. 
در بیان هم این اصل هست، علاوه بر خدمات بیشتر.

به بیان هم نقد دارم اما نه این که سرویس های دیگر را به آن ترجیح بدهم.
مثلا آمارگیر بیان با این جزئیات نیاز یک وبلاگ نویس نیست و این نقض حریم مخاطب هست.
پاسخ:
آقای آقاگل هم به نکته خوبی اشاره کرد که گفت :
قبلا وبلاگ نویسی این همه رقیب نداشت. الان خیلی از وبلاگ نویس های قوی توییتر نشین یا اینستایی  شدن یا مثلا رفتن کانال زدن و از این حرفا


این آمارگیره اینقدر پیچیده است که ما آخرش کار کردن باهاش رو یاد نگرفتیم! :)
سلام
منبع رو نخوندم. اما این متن بالا رو تأیید میکنم.
هزار سال هم از عمر خونه م توی "بیان" بگذره، باز هم خونه ی "بلاگفا" نمیشه...
حیف اون ایام خوشی که با او سپری شد و دود شد و رفت هوا...
:((
پاسخ:
میگم که ماها بیشتر دلمون برای جو تنگ میشه
تا اینکه ربطی به سرویس دهنده ها داشته باشه

سلام :)
lk \dnh ld;kl
,gd ;sd ;i kldj,ki pvt fcki il,k fijvi ;i kcki
fgi il,k fijv ;i pvt kcki 
fgi T ili hc d; rlhadn 
t;v ld;vnl Hnl ihd ydv lkxtd lkxrd ldak ;i ulvh fak
o,nj,k v, lkxrd tvq ;kdn fgi n,sj lk 
v,cd o,hidn vsdn ;i k,fj nd'vhk il fa,n.
پاسخ:
الان داری لجبازی میکنی ؟ :)
نمیطونم بگم اذ شما انطزار نداشطم چون وقعا اینتور نیسط
آدم حا رو راهط طر اذ اون چیظی که فکر میکنید میشه شناخط
پاسخ:
خخخخ :)
lrnhvd vk[dnl 
,hrudh hdk hsj
پاسخ:
از دست من؟

خط دوم رو نفهمیدم
://
پاسخ:
🤒
دنیای کامپیوتر:
(...)
شاید به این دلیله که بیان شبکه اجتماعی و بلاگ رو با هم جمع کرده میگن وبلاگ نیست. مثلا فقط افرادی که توی بیان ثبت نام کرده باشن میتونن پست ها رو لایک کنن.
پاسخ:
بله اینم از ابتکاراته بیانه که شاید بشه گفت سیستم وبلاگ نویسی رو ارتقا داده
۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۰ علیرضا آهنی
یه چیز نسبتا بی ربط :
قدر بیانو بدونید ، یکسری رفتم به وردپرس ، اصلا آدم گیج میشه .
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین