پژوهشکده ی غیرانتفاعی

سفر به زمان

(توصیه میشود کامل خوانده شود)

الف) زمان و قوانین نسبیت

مفهوم زمان یکی از اسرارآمیزترین مفاهیم در تاریخ فیزیک بوده است و در حال حاضر نیز از مسائل دشوار فیزیک معاصر به‌شمار می‌رود.  ما می‌گوییم زمان را با ساعت اندازه می‌گیریم، اما تنها عقربه‌های ساعت را می‌بینیم نه خود زمان را و عقربه‌های ساعت درست مانند موارد مشابه دیگر تنها متغیرهای فیزیکی هستند. بنابراین به یک معنا ما تقلب می‌کنیم، زیرا آنچه واقعا مشاهده می‌کنیم متغیرهایی فیزیکی هستند به عنوان توابعی از متغیرهای فیزیکی دیگر، اما ما آن را طوری نمایش می‌دهیم که انگار همه چیز در زمان تغییر می‌کند.

 

نسبیت خاص:

یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را می‌خوانید، زمان در حول و حوش و به پیش می‌رود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل می‌شود. نشانه‌اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ می‌شویم و می‌میریم. پس زمان در جریان است. آلبرت انیشتن با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته تر صورت می گیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمی‌گردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بینهایت میل می‌کند؛ لذا نمی‌شود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود.

 

نسبیت عام:

نسبیت عام به بررسی دستگاه های شتاب دار می پردازد. میدان گرانشی نیز یک دستگاه شتابدار است. در دستگاه های شتابدار فضا خمیده است، زیرا مسیر نور هنگام عبور از یک میدان گرانشی منحنی است که تحت عنوان فضا - زمان مطرح می شود. لذا فضا-زمان خمیده است و هرچه خمیدگی بیشتر باشد، ساعت کندتر کار می کند. یعنی در میدان گرانشی قوی تر، ساعت کندتر است. در شکل زیر برای ساعتی که در ارتفاع قرار دارد و طبیعتا نیروی  گرانشی در آنجا  کمتر است زمان تندتر می گذرد. ولی برای ساعتی که در نیروی گرانشی بیشتر قرار دارد زمان کندتر می گذرد. طبق نظریه نسبیت عام، ساعتی که در یک میدان گرانشی قوی تر قرار دارد، کندتر از ساعتی کار می کند که در میدان گرانشی ضعیف تر قرار دارد.

 

http://s8.picofile.com/file/8279034826/ph81_7.JPG

 

 

خمیدگی نور در عبور از کنار یک میدن گرانشی: نیوتن معتقد بود که نور در یک مسیر مستقیم حرکت می کند اما اینشتین نشان داد که اگر جسمی دارای یک میدان جاذبه بزرگ باشد و نور از کنار آن عبور کند دچار انحراف از مسیر مستقیم خود می شود. آلبرت انیشتین می‌گفت که میدان گرانشی شعاعهای نور را منحرف می‌کند، چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد. اگر ستاره‌ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف ، خورشید قابل رؤیت باشد، اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است.  دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره‌ها بجای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می‌شوند و بصورت منحنی در می‌آیند. یعنی ما وضع ستاره‌ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم. ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود، ولی دانشمندان حسرت می‌کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند. البته اخیرا چندین آزمایش عملی برای آزمون این نظریه به توسط دانشمندان فیزیک و کیهان شناسی ساخته شده است.

 یکی از پیش بینیهای این نظریه آن بود که ساعتها در میدان گرانشی بسیار قوی ، کندتر کار می‌کنند و همچنین نور در میدان گرانشی بسیا قوی ، در مسیر مستقیم خود منحرف می‌شوند.این نظریه توانست به بسیاری از معماهای کیهان شناسی در مورد سیاهچاله ، عمر کرات و سیارات ، انرژی ستاره‌ها و کهکشانها، چگالی جهان و ... پاسخ دهد.

 

ب) سفر به آینده:

در عصر حاضر سفر به آینده از دید بسیاری از دانشمندان امری امکان پذیر است. بسیاری از دانشمندان معتقد هستند:

"اینشتین صد سال پیش با ارائه نظریه نسبیت ثابت کرد که سفر به آینده امکان پذیر است .براى این کار باید موشک هایى ساخت که به سرعتى نزدیک سرعت نور برسند که در حال حاضر از نظر علمى امکان پذیر نیست. ولى جاى شکى نیست که این مشکل فقط مشکل فناورى است و در آینده توانایى سفر به آینده امکان پذیر خواهد بود."

" زمان مانند یک رود در جریان است و اینگونه به نظر می رسد هر کدام از ما در میان این جریان در حرکتیم، اما از دیدگاهی دیگر می توان گفت زمان در مکانهای مختلف سرعت جریان متفاوتی دارد و این کلید اصلی سفر به آینده است. اینشتین برای اولین بار این ایده را که مکانهایی وجود دارند که در آنها سرعت زمان کاهش یا افزایش پیدا می کند، در حدود صد سال پیش مطرح کرد، وی کاملا درست فکر می کرده است. اثبات آن نیز در سیستم ردیابی ماهواره ای زمین یا gps است که آشکار می کند زمان در فضا از سرعت بالاتری برخوردار است و می توان از این اصل برای سفر به آینده استفاده کرد."

 

پارادوکس دو قلوها:

یکی از آسانترین راه هایی که نسلهای آینده می توانند از آن طریق به آینده سفر کنند حرکت با موشک های سریع است. اگر نوادگان ما بتوانند موتورهایی طراحی کنند که بتوانند سرعت را تا کسر قابل توجهی از سرعت نور برسانند باتوجه به پیش بینی های نظریه نسبیت هرکسی که سرنشین این موشک تندرو باشد دیرتر از کسانی که برروی زمین اند پیر میشود. البته لازم به ذکر است که با قرار دادن ساعت های اتمی در هوا پیما های جت این نتایج اثبات شده است و در حد تئوری و نظریه نیست و از نظر تجربی نیز به تائید رسیده است.

 درحقیقت اگر دو انسان دوقلو جدا از هم یکی روی زمین و دیگری در یک فضاپیما که با سرعت نور بین ستارگان حرکت می کند، زندگی کنند، وقتی پس از ۲۰ سال نجومی همدیگر را پیدا کنند، این زمان به سالهای زمینی برابر با  ۲۰۰سال می شود. یعنی اگر این دوقلوها هنگام جدا شدن یکسال داشته باشند، پس از این مدت زمان برادر زمینی ۲۰۱ ساله و برادری که در فضا با سرعت نور سفر می کرد، ۲۱ سال خواهد داشت. درواقع می توان گفت که برادری که با سرعت نور سفر کرده است، به آینده برادر ساکن زمین پرش کرده است.

 

بیشتر دانشمندان بر این عقیده هستند که سفر به آینده به کمک یک پدیده طبیعی صورت می‌گیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله های دوار، کرمچاله‌ها و ریسمانهای کیهانی.

 

۱- سیاهچاله، ماشینی برای سفر به زمان


 

سیاهچاله‌ها اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفید چاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.

 

 

 

 

 

 ۲-کرم چاله، ماشینی برای سفر به زمان

کرم چاله: یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود.


 این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در  فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.

 

 

۳-ریسمان های کیهانی، ماشینی برای گذر به زمان

آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش می‌دهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت می‌دهند و چون مرزهای فضا - زمان را مغشوش می‌کند، لذا می‌شود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.

سوالی که به ذهن می رسد این است که آیا موارد ذکر شده تنها راههای سفر به  آینده هستند و یا ممکن است راههای دیگری نیز وجود داشته باشد که بشر در آینده به آنها پی ببرد؟

 

یک جمع بندی مهندسی سفر یه زمان در مورد نسبیت عام (قسمت حرکت شتابدار و نیروی گرانشی) و اصخاب کهف:

 بدیهی است که  قرآن به عنوان معجزه جاوید آخرین پیامبر(ص)،  دارای جنبه های اعجاز زیادی می باشد نکته ای که دانشمندان به تازگی متوجه آن شده اند اعجازی است که در داستان اصحاب کهف بیان شده است. همانگونه که در بخش نسبیت عام گفنه شد بر جسمی که در محیطی با یک گرانش بالاتر قرار دارد زمان کندتر می گذرد. و همچنین نور در میدان گرانشی بسیا قوی ، در مسیر مستقیم خود منحرف می‌شوند. لازم به ذکر است که  ایجاد تغییر در گرانش  یک محیط، موضوعی کاملا شدنی است و دانشمندان اقدام به شبیه سازی نیروی گرانش کره ماه جهت فضا نوردان نموده اند  و یا حتی بعضی از فضانوردان بودن در نیروی گرانش صفر را در کره زمین تجربه کرده اند.



داستان اصحاب کهف دارای نکات بسیار زیبا و عجیبی می باشد. افرادی با بودن در مکانی خاص، زمان برای آنها به گونه دیگر گذشته است.  برای افرادی که خارج از این محیط قرار داشته اند 309 سال قمری و برای افرادی که در درون غار بوده اند تنها یک روز گذشته است و یک چنین چیزی  از نظر علمی با در نظر گرفتن امکان تغییر گرانش آن محیط به دلایلی خاص و در نتیجه تغییر گذر زمان برای کسانی که در درون غار بوده اند، کاملا قابل قبول می باشد.



همانطور که در بخش نسبیت عام مطرح شد نور به هنگام عبوراز کنار یک میدان گرانشی بالا منحرف و خمیده می شود به این معنی که مسیرش تغییر می کند. اما نکته بسیار جالب آن است که در آیه هفدهم از سوره کهف، به زیبایی تغییر مسیر حرکت نور خورشید به هنگام عبور از کنار غار اصحاب کهف، بیان شده است.

و (نور) خورشید را هنگامی که طلوع کند می بینی که از مقابل غارشان به سمت راست میل می کند و هنگامی که غروب می کند (نورش را) از سمت چب آنان می برد و متمایل می شود و آنها در فضای وسیعی از آن غارند. این از نشانه ها و معجزات خداوند است. (کهف/17) 

به جمله:" این از نشانه ها و معجزات خداوند است"  دقت کنید. که بلافاصله بعد از بیان تغییر مسیر نور خورشید بیان شده است. و به روشنی مشخص است که موقعیت (نور) خورشید به هنگام عبور از کنار غار، در آن مقطع خاص(به علت تغییر گرانش در محیط غار، و یا هر عامل دیگر) دارای شرایط خاصی بوده است. و به هیچ وجه بیان موقعیت خورشید برای مشخص کردن موقعیت غار نمی باشد زیرا این روشی مناسب برای تعیین موقعیت غار نمی باشد و از طرف دیگر تابش نور خورشید در شرایط خاص باعث ایجاد تغییر خاصی برای افرادی که در درون غار بوده اند، نمی شود. 


لازم به ذکر است این میدان گرانشی بالا در غار، تنها در کسری از ثانیه وجود داشته  است که به همین دلیل تنها بر پرتو نور که دارای سرعت بسیار زیاد می باشد تاثیر گذاشته است. و لحظه اعمال این نیروی گرانشی بالا در زمان طلوع خورشید و در طی زمان بسیار ناچیز(لحظه رفتن به آینده) بوده است و همچنین بعد از گذشت 309 سال برای سایر افراد دقیقا در غروب چنان روزی ،  زمان حضور دوباره آنها در غار بوده است. و تغییر در شرایط غار به هنگام غروب خورشید، باعث تغییر مسیر نور شده است.


در آیه هفدهم به نکته جالب دیگری نیز اشاره شده است. " آنها در فضای وسیعی از آن غارند" اما بودن در یک میدان گرانش بالا باعث کشیدگی می گردد و در میدان گرانشی بالا، ماده به کلی تجزیه و جزئی از آن میدان گرانشی می گردد،که به نوعی در این آیه به آن اشاره شده است. در مورد اینکه غاری که اصحاب کهف در آن برهه از زمان در آن قرار داشته اند دارای شرایطی خاص بوده است در آیه زیر مشخص شده است:


... اگر بر آنها اطلاع یابی (و از نزدیک ببینی) مسلما گریزان به آنها پشت می کنی و همه وجودت از آنان پر از ترس می شود. (کهف/18)

لازم به ذکر است که: سرعت گریز، حداقل سرعت ممکن برای یک جسم می‌باشد تا بتواند از میدان گرانشی جسمی دیگر فرار کند. آنچه از آیه مشخص است این است که غار در آن مقطع زمانی خاص دارای شرایط خاصی بوده است. همچنین از آیات زیر مشخص می شود که گذر زمان برای اصحاب کهف با افرادی که خارج از غار بوده اند متفاوت بوده است. و این به خوبی نشان می دهد که اینگونه نبوده که آنها هم مانند سایر افراد 309 سال بر آنها گذشته و در طی این زمان آنها در خواب بوده اند، (مشکل تعذیه در این مدت) بلکه واقعا آنها تنها یک روز در آن غار به خواب رفته بودند  و به علت قرار گرفتن در یک میدان گرانشی بالا، گذر زمان بر آنها کندتر گذشته و بعد از یک روز (معادل 309 سال برای افرادی که خارج از غار بوده اند) که از خواب بیدار می شوند، احساس گرسنگی کرده و از میان خودشان، فردی را برای تهیه غذا انتخاب می کنند.


... گوینده ای از آنها گفت: چقدر (در اینجا) مانده اید؟ گفتند: یک روز یا مقداری از روز مانده ایم. (و گروهی دیگر) گفتند: پروردگارتان به مقداری که مانده اید داناتر است. حالا یکی از خودتان را با این پول نقره به سوی شهر بفرستید، و باید درست بنگرید که کدام یک از اهالی آن جا طعامش پاکیزه تر است پس از آن برای شما روزیی بیاورد. (کهف/19)


توضیح داده شد که بودن در یک میدان گرانشی بالا، باعث می شود که ماده به کلی  تجزیه شود. در آیه زیر اشاره شده است که این معجزه به نوعی نشان دهنده قیامت و برنگیخته شدن پس از مرگ است. یعنی پس از اینکه اجزاء بدنمان متلاشی و تجزیه شد خداوند دوباره آنها را جمع می کند. البته ممکن است این افزایش میدان گرانش به میزانی که باعث متلاشی شدن اجزاء بدن آنها شده باشد نبوده و تنها باعث ایجاد تغغیراتی در بدن آنها شده باشد که اگر کسی به آنها در آن مقطع زمانی نگاه می کرده دچار رعب و ترس زیادی می شده اشت.


و اینگونه (مردم آن دیار را) از (وضع) آنها آگاه ساختیم آن گاه که در میان خودشان در کار بعث خود نزاع داشتند، تا بدانند که وعده خدا حق است و در (آمدن) روز قیامت تردیدی نیست.(کهف/20)

 

البته لازم به ذکر است که بیان تغییر میدان گرانشی در غار، تنها یک مثال می باشد و ممکن است این تغییر در محیط غار، ناشی از عامل دیگری باشد که هم باعث تغییر در گذر زمان و هم  تغییر مسیر نور خورشید در هنگام عبور از کنار غار گردد.

در پست های بعدی به صورت دقیق در مورد نسبیت توضیح میدم فقط اینو بدونید که آلبرت یه دونس...


نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ساعت 22:19 توسط مهدی نجفی لینک

 

همدم ماه
۲۷ ارديبهشت ۲۳:۱۱
حالا نمیشه وویسش رو بذارین ؟این به اون در:)))
پاسخ :
:)))
حالا خوندی؟ :)
الهه ...
۲۷ ارديبهشت ۲۳:۴۰
خیلی هم عالی!
با وجود طولانی بودن اون قدر جذاب بود که کلمه به کلمه ش رو خوندم.

یکی از چیزایی که خیلی بهش فکر می کنم اینه که چرا بعد از این که علم در مورد یه چیزی به یه جاهای خوبی می رسه، از تو آیات قرآن پیدا می کنن که به این موضوع اشاره شده؟ مثلا اگه این اتفاق برعکس می افتاد، فوق العاده نبود؟
 یه معلم داشتیم، می گفت یه دانشمندی از داستان حضرت یوسف و این که پیراهنش چشم های حضرت یعقوب رو شفا داده، به این نتیجه رسیده بود که توی عرق آدم باید یه ترکیبی باشه که برا چشم مفیده و در نهایت یه دارو برای آب مروارید چشم پیدا کرده بود. البته اینو نمی دونم از کدوم منبع آورده بود و جای دیگه هم ندیدم یا نشنیدم.
پاسخ :
اونجوری که میگی هم فوق العاده بود هم قابل اعتماد تر

+ باید بگردی معلمه رو پیدا کنی بگی منبعش کجاست:) :)
یک مسلمان
۲۷ ارديبهشت ۲۳:۵۹
خدا رو شکر که توصیه بود، دستور نبود!‌ :)
پاسخ :
خخخ :)
بخون برو سر کلاستون پز بده خب !
آقای هیچ‍ ‌‌
۲۸ ارديبهشت ۰۰:۰۰
اون نرم افزاره که میگفتین قراره پست های طویل رو بخونه ، کجاست؟
پاسخ :
فعلا بشین بخون
در دست احداثه :)
پیله سرخ
۲۸ ارديبهشت ۰۰:۳۷
سلام
این فیش نبود، موبی دیک بود!

حالا میخونمش.
پاسخ :
سلام باید بگم که موبی دیک رو سرچ کردم تا بدونم چیه؟ :))

موبی‌دیک یا وال سفید (به انگلیسی: Moby-Dick) رمان مشهوری[۱] از هرمان ملویل نویسنده آمریکایی است که در سال ۱۸۵۱، در دوران رنسانس آمریکایی، منتشر شد.

+ این فیش اون فیش نیست :|
Va hid
۲۸ ارديبهشت ۰۰:۳۹
سپاس جناب عارف عالم عامل!!!
پاسخ :
وحید مایی :)
رئوف ..
۲۸ ارديبهشت ۰۰:۵۸
عجیبه که زمان خوندن این پست برام خیلی سریع گذشت!!

هذا شیءُّ عجاب.
پاسخ :
چه جالب!
دقت نکردم :)
شاید برا منم همینجوری گذشته

آرزو ﴿ッ﴾
۲۸ ارديبهشت ۰۲:۴۴
سلام
پیشاپیش و پساپس قبول باشه عبادت‌هاتون در این ماه.
جالب بود. ممنون از بازنشرش.
راستش خوشحال شدم که از یه وبلاگ خارج از بیانه! این‌جوری راحت‌تر می‌تونم لینکش رو به اطرافیان بدم!
پاسخ :
سلام به قاصدک بیان :)

+ ممنون شما هم مارو دعا کنید
سربازِ روزِ نهم
۲۸ ارديبهشت ۰۲:۵۰
سفر توی زمان که قدیمی شده
الان هر بچه ای بلیت این سفر دستشه


حرف جدید ؟ :)
پاسخ :
یاد بحث حرکت قطعیه و حرکت توسطیه افتادم :)
مهدی رنجبر
۲۸ ارديبهشت ۰۳:۱۴
اگر بحث متلاشی شدن و دوباره برگشتنه خودمون رو اذیت نکنیم و با این چیزا توجیح نکنیم بگیم 300 سالمردن و بعدش خدا جمع و جورشون کرد.

مقدمه پستتونم یکم اشکال علمی داشت. ولی سخت نگیریم
اگه قرار به یه میدان گرانشی به هر دلیلی تو یه غار بوجود بیاد،، با ایت ابعاد که تونسته زمان رو برای این دوستان 300 سالبگذرونه،

1. اون کوه رو سرشونو رو چیزی ازش باقی نمیزاشت
2. چه چیز فیزیکی ای بوده که انقدر کوتاه برد تونسته میدان جاذبه درست کنه
پس بیخیال ربط دادن اینا
پاسخ :
سوالای خوبی پرسیدی
ولی زود بحث رو جمع نکن :)
ام شهرآشوب
۲۸ ارديبهشت ۰۳:۵۸
شاید بشه گفت این بهترین پست تاریخ فیشنگار بود، به طوری که ساعت سه نیمه شب مرا به خواندن آن واداشت!
پاسخ :
پس بهترین پست تاریخ فیشنگار!
خداروشکر :)
ام شهرآشوب
۲۸ ارديبهشت ۰۴:۰۷
جناب رنجبر

البته که خدا برهرکاری قادره و فقط کافیه بگه باش تا موجود بشه
اما همه کارهای خدا با اسباب ظاهری صورت میگیره، حتی معجزه
این قضیه و اون پیامبری که مرد و صدسال بعد زنده شد هم قطعا با علل مادی و ظاهری صورت گرفته که ممکنه حالا حالاها به عقل ما قد نده
پاسخ :
پس قطعا با علل مادی و ظاهری صورت گرفته؟
morealess ..
۲۸ ارديبهشت ۰۶:۱۱
جسارتا مطلب یه مقدار اشکال داشت:
مثلا اینکه برگشت به گذشته ( یا به عبارت علمی‌تر: منفی شدن زمان) نه تنها از لحاظ تکنولوژیک، بلکه از لحاظ تئوریک هم ”درحال حاضر“ توجیه‌ناپذیر و ناممکنه و به یه سری نظریات دیگه پیوند می‌خوره.
ثانیا، ”پارادوکس“ دوقلوها همونطور که قاعدتا از اسمش باید شک کنید، اینی نیست که گفتن، بلکه مسئله‌ایه که ذهن مخاطب رو به نسبیت خاص درگیر می‌کنه، بعد یه نتیجه‌ی غیرممکن ازش میگیره. و میپرسه چطور ممکنه؟
درحالیکه واقعیت اینه که حواس مخاطب رو از شروط اولیه‌ی نسبیت‌خاص پرت کرده و اینا. بیشتر یه‌جور شیطنته.  [ببخشید دیگه، بیشتر از این بخوام درموردش توضیح بدم کامنتم خیلی طولانی میشه]

اما مسئله‌ی اصحاب کهف، اینی که کفتن ”ممکنه“ صحیح باشه، و ممکن هم هست که نباشه و اونا واقعا ۳۰۰ سال خوابیده باشن، و همون خدایی که این‌کارو باهاشون کرده، یه کاری کرده باشه که از گرسنگی نمیرن. کمااینکه گفته تو خواب تغییرحالت میدادن (پهلو به پهلو)، و حرکت مانع فساد بدنشون شده باشه. و هزاران دلیل دیگر (:

ولی جالب بود . چون تا حالا از این زاویه‌‌ی تفاوت گذر زمانی بهش نگاه نکرده بودم و همیشه کنجکاو بودم بدونم چی باعث ترسناک بودنشون بوده؟! البته فکرنمی‌کنم این چیزی باشه که اوشون مهندس اچ‌اس‌ای گفتن بوده باشه، ( مثلا شاید بدنشون فقط کش اومده بوده) به علاوه سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که هرکس دیگه‌ای هم که وارد غار می‌شده باید همون حالت براش ایجاد میشده و  نمیتونسته از اون گرانش گریز پیدا کنه‌ یا اصلا شاید دلیل ترسشون همون حالتی بوده که تحت تاثیر گرانش براشون ایجاد می‌شده. چون فقط پرتو نور نیست که تاثیر میگیره ( و توضیح این مورد هم اشکال دیگه‌ایه که به متن وارده)

درکل نظراساتید اینه که مقایسه‌ی تئوری‌های علمی با آیات قرآن، درست نیست! هرچند که جالبه‌. اما دلایل منطقی‌ای برای این حرف وجود داره. مثلا اونکه -نمیدونم ازکجا- میگن ایده‌ی نسبیت، از معراج پیامبر، به ذهن انشتین رسید. که خب این دو‌مسئله فقط به نظر میرسه که در راستای هم هستن، ولی درواقع نیستن!

البته قطعا قدر مسلم اینه که تمام معجزات، بر اساس علت و معلول‌های معقول  و توضیح‌پذیر، اتفاق می‌افتن و قابل اثبات و بررسی علمی هستن‌.
پاسخ :
اندازه ی متن از این کامنتت بهره گرفتم و با جدیت خوندمش
ممنون

یکی همین بحث ترس یکی هم الان بحث ربط معراج به نسبیت رو برام سوال کردی! :)
برگ سبز
۲۸ ارديبهشت ۰۹:۱۷
وسطای متن داشتم با خودم می گفتم الان دارم یه متن رو میخونم و چون تخصصیه گزاره هاشو قبول می کنم حتی بدون اینکه خوب خوب خوب درکشون کنم 
فکرشم نمی کردم بخواد معجزه ی اصحاب کهف رو بگه 
آخرشم بگم تعریف زمان رو نفهمیدم 
پاسخ :
:))
میم . الف
۲۸ ارديبهشت ۱۴:۵۲
چه جالب ^_^
پاسخ :
آره نقطه نظر جالبی داشت :)
serek Khatoon
۲۸ ارديبهشت ۱۶:۴۱
اوووووف مخم هنگ کرد 😐
نصف بیشترش انقدر ریاضی بود که سواد نخ نمای من به خوندنشم نمی‌رسید چه برسه به فهمیدنش ولی در کل خیلی مطلب جالبی بود مخصوصا قسمت اصحاب کهفش😊 دستتون درد نکنه 
پاسخ :
مجبوری ساعت 16و41 همچین متنی رو بخونی آخه؟ :)
میذاشتی بعد از افطار
بنده خدا
۲۸ ارديبهشت ۱۷:۱۸
به نظر خیلی جالب میاد. سر فرصت، حتما میخونمش. :)
فعلا مطالعه درسهام بیشتر اوقات روزم رو گرفته. :(
پاسخ :
گفتم حضورتون کم رنگ شد یهویی :)
موفق باشید و شاگرد اول تا سوم :)
faram ...
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۱۵
جالب بود.. آدرس دقیق یه مکان رو بذارید که زمان کند حرکت می‌کنه  مهاجرت کنیم ⁦^_^⁩
پاسخ :
پیدا میکنم خواستم برم خبرت میکنم :)
وحید عبدی پور
۲۸ ارديبهشت ۲۱:۰۶
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
همش باطله
سفر به آینده و گذشته غیر ممکن است.

پاسخ :
کلا اجازه فکر کردن به خودت نمیدی دیگه؟
خسته نباشید برادران اخباری :)
میرزا مهدی
۲۹ ارديبهشت ۱۰:۰۲
سلام برای آدمهایی مثل "من" که از علم چیزی نمیدونن و تا یه مسئله ای براشون نوشته یا خونده میشه، با حیرت گوش میدن و بعد میپذیرنش، عالی بود.....
بارها تو قرآن خوندیم که "کُن فَیَکون"  
پس نباید شک کرد به اینکه هر پدیده ای به اراده ی خداست و خدا هم برای هر پدیده ای دلیل علمی ای قرار داده باشه. 
مثلا قیامت. خداوند درمورد قیامت حرف زده . قرآن سند خوبیه برای سخنان خداوند درمورد قیامت. انجیل یوحنا رو خوندم. اون هم درمورد قیامت حرف زده. کِی؟ بین هزار و چهارصد تا دو هزار و اندی سال پیش. به چه زبانی با زبان آدمهای همان روز.
اگر مثلا قرار بود خداوند درمورد قیامت و حتی اصحاب کهف سخنی به میان بیاره در سال 1397 خورشیدی، قطعا به یه شکل و رنگ و فرم دیگه ای بیان میکردند در حد و اندازه ی دانش امروز. "حالا:" من هم مثل نگارنده ی این مطلب(با تشکر از ناشر این مطلب دچار عزیزم!) موافق این علم هستم. معتقدم که قیامتی که از اون حرف زده میشه یه زمانیه که همه منتظرش هستند. مثلا در عصری اتفاق میافته که دانشمندان مدتهاست متوجه ی متلاشی شدن زمین شدن(این فرضیه است ها) 
اینکه یه سیارک، ستاره ، یه گاز جدا شده از خورشید تو فاصله ی فلان سال نوریه و تا چند دهه دیگه با زمین برخورد میکنه، میشه علم آدمهای آن روز از وقوع پدیده ی قیامتی که در قرآن ذکر شده. میخوام بگم قیامت هم برای خودش یه دلیل علمی داره. و اون علم به اذن خداونده که میفرماید "کُن"
و اما پارادوکوس دو قلو ها. بابامو که گفته بودم از هر دری و کتابی و.... یه کتابی داره خیلی قدیمی.... درموردش نوشته. و حتی عکس اون دو برادر هم چاپ شده. ببینم میتونم برات پیداش کنم. یه آزمایشی که ناسا  انجام داده برا اثبات همین پدیده ی زمان که شما فرمودی.......یکیشون مثل یه آدم هفتاد هشتاد ساله که رو ویلچر نشسته و اون یکی سر حال و غبراق از فضا برگشته....
سربازِ روزِ نهم
۲۹ ارديبهشت ۱۱:۰۳
اینی که گفتی فحش بود؟!
پاسخ :
نه :))
مهدی صالح پور
۲۹ ارديبهشت ۱۲:۱۹
خیلی خوب بود و من که با بخش کهف‌ش کامل قانع شدم.
پاسخ :
اره چفت و بست مطلبش جالب انگیز ناک بود
هو مورو
۳۰ ارديبهشت ۱۳:۲۹
عاشق نجوم و اینطور قوانینم؛
اما بعد افطار حوصله کنم میام میخونم :|
پاسخ :
حتما بذار بعد افطار :)
چون الان بخونی هنگ مینمایی
morealess ..
۳۰ ارديبهشت ۲۰:۲۴
در حد تحصیلات و شعورم در خدمتم اگر سوالی داشتید (:
پاسخ :
دست شما درد نکنه
مرسی تواضع! :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین