فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

فیشــــــنگار

یک فرد عادی، ولی با هدف
می تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد

آخرین مطالب
  • ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۰۷:۳۲ مرمر
آخرین نظرات

نامه داری

چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۶ ب.ظ

همراه گرامی سلام! آیا لحظه‌ای دست از کارتان می‌کشید و با من وارد بازی فلسفه می‌شوید؟

 

من تلاش می‌کنم با پرسشی روبرو شوم که نسل ما، شاید بیش از هر نسل دیگر، گویی همیشه آماده‌ی مطرح کردن آن بود و هیچ وقت نتوانست به آن جواب بدهد، این پرسش که معنی یا ارزش زندگی انسان چیست؟

 

بنابراین، با این پرسش، بیشتر، نظریه‌پرداز‌ها، از اخناتون و لائوتسه گرفته تا برگشون و اسپنسر، سر و کار داشته‌اند.

 

نتیجه هم نوعی خودکشی عقلی بود:

 

    اندیشه، با نفسِ شرح و بسطش، گویی اهمیت زندگی را از بین برده است.

 

رشد و گسترش معرفت، که برای آن این همه آرمان‌گرا و اصلاح‌طلب دست به دعا می‌شدند، به سرخوردگی‌ای ختم شد که روح نسل ما را تقریباً درهم شکسته است.

 

ستاره‌شناسان به ما گفته‌اند که کار و بار آدمی فقط لحظه‌ای ناچیز در خط سیر یک ستاره است؛

 

جغرافیدان‌ها به ما گفته‌اند که تمدن چیزی نیست مگر دوره‌ای کوتاه و ناپایدار میان عصر یخبندان و زمان حال؛

 

 زیست‌شناسان به ما گفته‌اند که همه‌ی زندگی جنگ و جدال است و تنازع بقایی میان افراد، گروه‌ها، ملت‌ها، هم‌پیمان‌ها، و انواع؛

 

مورخان به ما گفته‌اند که پیشرفت، پنداری است که شکوه و افتخار آن به انحطاطی گریزناپذیر ختم می‌شود؛

 

و روان‌شناسان به ما گفته‌اند که اراده و خویشتن، ابزاری ناتوان برآمده از وراثت و محیط هستند؛ و روحِ فساد‌ناپذیر هم چیزی نیست مگر التهاب گذرای مغز.

 

انقلاب صنعتی خانه را نابود کرد،

 

و کشف دارو‌های ضد آبستنی، خانواده، کهنسالان، اخلاق و شاید – به‌واسطه‌ی بی‌ثمریِ هوش – نسل‌ها را نابود می‌کند.

 

عشق، به تراکم جسمانی تجزیه و تحلیل می‌شود،

 

و ازدواج هم به یک آسایش روانی موقت تبدیل می‌شود که فقط کمی بالاتر از بی‌قید‌و ‌بندی جنسی است.

 

دموکراسی به چنان فسادی دچار شده که فقط خدا می‌داند؛

 

و رویاهای جوانی‌مان در مورد آرمانشهر سوسیالیستی، با این حرص و سیری‌ناپذیری که در آدم‌ها می‌بینیم، هر روز بیشتر رنگ می‌بازد.

 

هر اختراعی قدرتمندان را قوی‌تر می‌کند و ضعیفان را ضعیف‌تر؛

 

هر روال ماشینی، جای انسان‌ها را می‌گیرد و به ترس و وحشت از جنگ دامن می‌زند.

 

خدا، که روزگاری تسلی خاطر زندگی‌های مختصرمان بود و پناهگاه ما در رنج‌ها و مصائبمان، ظاهرا از صحنه ناپدید شده است؛

 

هیچ تلسکوپی، هیچ میکروسکوپی، او را کشف نمی‌کند.

 

زندگی، در آن چشم‌انداز فراگیری که فلسفه است، تکثیر نامنظم حشرات انسانی بر روی زمین است، سودایی سیاره‌ای که باید زود چاره‌ای برایش اندیشید؛

 

هیچ چیز جز شکست و مرگ، یقینی نیست — خوابی که انگار بیداری‌ای در پی ندارد.

 

ناگزیر به این نتیجه می‌رسیم که بزرگ‌ترین اشتباه در تاریخ بشر، کشف حقیقت بود.

 

کشف حقیقت، ما را آزاد نکرد مگر از پندارهایی که تسلی‌مان می‌دانند و از قید‌هایی که ما را حفظ می‌کردند.

 

کشف حقیقت ما را خوشبخت نکرد، چون حقیقت زیبا نیست،

 

و شایستگی آن را ندارد که با این‌همه شور و اشتیاق دنبال شود.

 

حالا که به آن نگاه می‌کنیم حیرت می‌کنیم که چرا این‌قدر برای یافتنش بی‌تاب بوده‌ایم چون هردلیلی برای وجود داشتن را از ما گرفته است به جز لذت‌های لحظه‌ای و امید ناچیز فردا را.

 

    این، وضعیتی است که علم و فسفه برای ما به وجود آورده‌اند.

 

من، که سال‌های بسیار عاشق فلسفه بودم، حالا به خودِ زندگی برمی‌گردم و از شما، به عنوان کسی که هم زندگی کرده و هم‌اندیشیده، می‌خواهم کمکم کنید بفهمم.

 

شاید نظر کسانی که زندگی کرده‌اند با نظر کسانی که فقط اندیشیده‌اند فرق داشته باشد.

 

خواهش می‌کنم لحظاتی از وقتتان را به من اختصاص دهید و

 

به من بگویید زندگی برای شما چه معنایی دارد؟

 

چه چیزی باعث می‌شود نا‌امید نشوید و همچنان ادامه دهید؟

 

دین چه کمکی — اگر هست — به شما می‌کند؟

 

سرچشمه‌های الهام و انرژی شما چیست؟

 

هدف یا انگیزه‌ی کار و تلاشتان چیست؟

 

تسلی‌ها و خوشی‌هایتان را از کجا پیدا می‌کنید؟

 

و دست آخر، گنجتان در کجا نهفته است؟

 

به اختصار بنویسید اگر الزامی در کار است؛

 

طولانی بنویسید اگر میسر است؛

 

 چون هر کلمه‌ای از شما برای من گرانبهاست.

 

    

 

    ارادتمند شما

    ویل دورانت

۹۷/۰۳/۰۲ موافقین ۲ مخالفین ۰

نظرات  (۴۵)

۰۲ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۰ گیوم اِوار
سلام. حقیقت گمشده همه ماست. 
پاسخ:
حقیقت پیدا بشه فک میکنی زندگی بهتر میشه؟
۰۲ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۱ گیوم اِوار
همه دوست داریم که پایان فیلم ها و سریال ها نیک و بخیر باشد و حق به حق دار برسد و حقوق همه داده شود. این همان کمال گرایی ذاتی ما انسان هاست. 
پاسخ:
بله خب این حس کمال گرایی رو چجوری باید ارضا کرد؟
۰۲ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۱ گیوم اِوار
آنجه ما را به هم نزدیک می کند، قاعده زرین و نقره ای اخلاق است
پاسخ:
فک میکنم مد نظر ویل دورانت هم همین بوده
چقدر زیاد!!!!!!!
پاسخ:
:)) نامه است دیگه
هر چی خاطر گیرنده عزیز تر باشه نامه باید طولانی تر باشه
من هر وقت با بزرگان راه و با رفیق رفقام میخوام بحث فلسفی کنم; همیشه خدا زیر دیپلم بوده...

پاسخ:
بحث ها زیر دیپلم بوده یا طرف مقابل ؟
چه سوالات خوب و چالش بر انگیزی
حتما به پاسخشون  فکر میکنم .
پاسخ:
امیدوارم به چیزای خوبی برسی :)
این سوالات هرکدوم کلی جوابشونه!
به شخصه واسه خودم براشون جواب دادم.
اما خب قطعا هم طولانیه و هم به تحریر درآوردنش دشوار.
پاسخ:
بله خب ولی قبول دارید سوالاییه که ذهن آدم رو مرتب میکنه؟
سلام ویل دورانت
نمیدونم الان کجای و دقیقا داری چه کار میکنی، اما اسم بامسمای داری، از اسمت فهمیدم که ظاهرا تو دورانِت، فقط دو رانت انجام دادی و بارت رو بستی، حیات دنیوی یعنی همین، یعنی بارت رو ببندی، حالا ظاهرا شما با دو رانت بستی، یکی هم با یه چیز دیگه میبنده و یکی دیگه هم با یه چیز دیگه و...

ان شاء الله اگه حسی و حالی و کلامی بود، خواهیم گفت.
یعنی بالاخره حیات غیراندیشیدنیمان به درد جای خواهد خورد؟ :)
پاسخ:
سلام ویل دورانت
به دل نگیر
این دوستمون زیادی اخبار روز کشور ما رو دنبال میکنه
به همین خاطر شما رو اشتباه گرفته :)

+ وقتی دانش آن کرد که شد، جناب شان گفته اند شاید اشتباه رفته ایم راه را
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۰ وحیده پوربافرانی
سلام
الان دیگه به نظرم دنبال جواب این سؤال ها نباید گشت
مخصوصا اگر دهه شصتی هستین
به شخصه از هرگونه اندیشه انصراف دادم
نباید اندیشید. باید زندگی کرد تا به اتمام رسید

پاسخ:
سلام بله منم دهه شصتی ام :)
شصت رو درست نوشتم دیگه؟

قبول دارم حرفتون رو
در حد پنج شیش درصد :)
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۹ ام شهرآشوب
وقتی گفتید فلسفه بازی باید میفهمیدن پای ویل دورانت وسطه!
پاسخ:
ولی فک نکنم کسی تا اون انتهاش متوجه شده باشه که صدا صدای جناب ویله :)
من بعد کنکور جواب مبدم ان شاءالله (:
پاسخ:
انشالله بهترین  رتبه رو بیاری توی کنکور
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۴ •✿ آرورا ✿•
سلام
راستش خیلی به این سوالا فکر میکنم 
ترسناکن
حقیقت واقعا ترسناکه چون جدی گرفتیم دنیا رو 
ترسناکه که تصور کنیم هر آنچه که داریم به مویی بنده ....
این سوالا اولین بار زمانی به ذهن من خطور کرد که توی حدود بیست سالگی تصمیم گرفتم اهداف زندگیم رو مشخص کنم و دیدم هیچ جایگاهی بهم شوق و انگیزه لازم رو نمیده. هر هدفی یه "خب که چی" بعدش میومد... اون موقع بود که با خودم فکر کردم حتما باید دلیل دیگه ای برای زندگی کردن دست و پا کرد

پاسخ:
سلام طاعات قبول
شما الان [یعنی 20 سالگی]دقیقا به همون حسی رسیدید که ویل دورانت رسیده.

  • سرچشمه‌های الهام و انرژی شما چیست؟
  • هدف یا انگیزه‌ی کار و تلاشتان چیست؟
  • تسلی‌ها و خوشی‌هایتان را از کجا پیدا می‌کنید؟
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۲ علی زیرایی
عالی بود ممنون
پاسخ:
:)
اتفاقا حدود یکساله زیر بارِ فکر کردن به این نوع سوالات لِه شدم...
دریغ از یک جواب قانع کننده . در آخر هم به نتایجی میرسم که نباید برسم :)
پاسخ:
خودکشی نکنی نصف شبی!!
الان همه جا تعطیله ها
آمبولانس ها هم رفتن مردم گرفتار سیل رو نجات بدن :)
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۱۱ کنت مونت کریستو
الان بهتره روی این تمرکز کنیم که صبحانه چی بخوریم ! (عه.روزه ایم که)

پاسخ:
الان دقیقا سه دیقه مونده
باید مسواک بزنی :)
به نظرم، گیراست...
البته ویل دورانت کلا گیراست...
پاسخ:
ما رو که بدجور گرفته بود این مدت!
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۸:۰۳ آقـای چـشــمـ بـه‌راه
جناب ویل دورانت نمی‌شناسمت یعنی نظرات فلسفی‌ات را نخوانده ام ولی از این متن بالا متوجه شدم که مشکل تو مانند دیگر غربیان به این دلیل است که تنها فلسفه جدید را که در قرن ۱۷ با دکارت شروع شد و با هیوم و کانت ادامه پیدا کرد قبول داری ... وگرنه ما که در فرهنگ دینی‌مان هیچ‌گاه به این مشکل بر نمی‌خوریم که هیچ ... فلسفه ابن سینا و حکمت الاشراق شیخ شهید ما ، عالم ما را با شما جدا کرد ... و فصل الخطاب تمام آن ها و اوج کمال آن حکت متعایه جناب صدرا است ... 

ونمی‌دانم تو را چه شد که حکمت صدرا نخواندی ... و شاید هم خواندی و من نمی‌دانم. 
پاسخ:
پارسیان، جز هنر زندگی، هیچ هنری به فرزندان خود نمی‌آموخته‌اند.
ادبیات در نظر ایشان همچون تجملی بود که به آن کمتر نیازمند بودند،

و علوم را همچون کالاهایی می‌دانستند که وارد کردن آن‌ها از بابل امکان‌پذیر بود؛


و لذت سخن گفتن و نکته‌پردازی و لطیفه‌گویی در گفت و شنود را برتر از لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه و خواندن کتاب می‌شمردند.
شعر را، بیش از آن که از روی نوشته بخوانند، از راه آوازخوانی می‌شنیدند


«ویل دورانت» ایرانیان را چگونه می‌دید؟

اوه! ویل! 
آی لاو یو تو! :)
ثنکیو. ثنکیو. آی ویل ریپلای یور لتر از سون از پاسیبل.
ویت ریسپکت.
لوسی می. :)
پاسخ:
واکنش جالبی بود :))
معنای زندگی رو در رابطه با غایتش باید دید.
غایت خداست یا به تعبیر شهید مطهری(ره)ایمان به خداس.
همون ایمان به خدای رحمن موجب رجای ماس و دین و انبیا(ع)راه و راهبر در مسیر دستیابی به رضایت رحمن برای مان.
سرچشمه ی الهام‌ نمیدونم ینی چی ولی انرژی از غذا خوردن به دست میاد.انگیزه ی کار و تلاش هم جز رشد،سعادت عقبی و سعه ی دنیاس که مورد نظر خداس،نیس.
آرامش و خوشی هم از آثار ایمان به خداس. گنج هم ندارم،تازه اگر داشتم هم به تو نمیگفتم کجاس که برس درش بیاری‌ با خودت ببری! ویلی آتیش پاره،زرنگ کی بودی؟
پاسخ:
:))))))))))))))))
:)))))))))
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۷ میرزا مهدی
سلام دچار عزیز! واقعا باید فکر کرد....
فکر میکردم آخرش باید بخوانم اردتمند شما: دچار...
دستم لرزید یک آن"عه چرا دچار اینجا و الان و اینطوری این سوالو میپرسه؟ اگه جواب ندیم چی؟ چی جواب بدیم.. و..."

واقعا باید فکر بشه... مطمئن باش اگر به پاسخ جامعی بشود رسید، (با توجه به اشاره آقای دورانت به نظریه ی روانشناسان و زیست شناسان و مورخان و ....)  نشر میدیم همینجا...

چقدر این خوب بود: ناگزیر به این نتیجه می‌رسیم که بزرگ‌ترین اشتباه در تاریخ بشر، کشف حقیقت بود.
ارادتمند شما: من
پاسخ:
سلام من :)

حقیقت چشه مگه؟
کاش قد ما آدما به اندازه ای بشه که همه مون به یه اندازه حقیقت رو بفهمیم

نگار جون،میخند؟!
پاسخ:
ویلی گولت نزنه عامو! :)
از این به بعد هرکس نامه آورد،امضا کنین ببرن دبیرخونه ثبت کنن برن هفته بعد بیان!(ناشی از گرفتاری در ادارات2لتی و اینا.)
پاسخ:
کار شما از گرفتاری گذشته
فک کنم گروگانت گرفتن!

نکنه رفتی کل کل کردی باهاشون!؟
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۶ میرزا مهدی
نه.حقیقت چش نیست.
سخته. چون شامل ذات! هرچیزیه و نمیشه تغییرش داد.
بسیاری از علما و فرزانگان و فضلا و بزرگان  میان میگن: در بسیاری از موارد حقیقت  به نوع نگرش هر فرد، {حالا گفتند فرد من میگم مکتب، حزب، جناح و یا هرچیز دیگه ای} بستگی داره... (چه از نظر فکری و عقلی و پیشینه ی آبا اجدادی و ذهنیت و دیدگاهش به دنیا و ......)
سختش اینجاست که ما بنی بشر، چون دلبسته ی یه سری موارد خام و مادی تو این دنیا و زندگی هستیم، نمیتونیم به حقیقت و ذات و ماهیت اصلیه زندگی، تکیه کنیم و برامون سخت میشه.
اینکه حضرت دورانت فرمودند: بزرگترین اشتباه بشر، و من تکرارش کردمو شما سوال پرسیدید، از نظر بنده به این شکل شد که : میشه ربطش داد به بزرگترین اشتباه تاریخ بشریت{جنگ}، که یادم نیست کدوم فرزانه ای به زبون آورده بود، وقتی مثلا یک قشر، مکتب و یا حزب با حقیقت زندگی به دیدگاه خودش مینگرد، و در مقابل حزب و مذهب و مکتب دیگه ای به یه شکل دیگه، نتیجه ش میشه جنگ.
حالا اون جنگ میتونه هر جنگی با هر نوع ماهیتی باشه و یا حتی هرنوع حقیقتی... بین منو شما یا من و من. شما و من یا شما و شما....و این دامنه میتونه اونقدر بزرگ بشه که دامنِ همه رو بگیره. تا اینجا که نوشتم رفتم باز سوال ها رو مرور کردم.
ببینید اگر دوستانو مجاب کنید که پاسخ بدن، متوجه اختلاف نظر ها در مورد حقیقت زندگی میشید. در حالی که زندگی به تنهایی یک حقیقت داره که ذات زندگی و ماهیت اونه... این اختلاف نظر ها رو اگه باز بذاری تا هرکس درمورد دیدگاه خودش نظری بده و در مقابل دیگران دفاع کنه، اگه توپ و تانک هم دم دستشون بذاری و فرمان آتش بدی، فیش نگار و میکنن یه چیزی شبیه خرمشهر فتح شده در روز سوم خرداد سال هزار و سیصد شصت و یک خورشیدی. من از جمله ی بزرگترین اشتباه در تاریخ بشر این برداشتو کردم. 
پاسخ:
آقا ما انتظار نداشتیم اینقد دیگه برید توو حس :)
گروگان که نه ولی دادستانی صدام کرد و وقت داد!!!
پاسخ:
عجب :|
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۰ میرزا مهدی
:) حسم اومد... :))) 
مطالبت یا به قول خودت قیش هات، برام خوشاینده چون گاهی باعث مرور بعضی از موارد و مطالب میشه تو ذهنم و اغلب اوقات منو وادار میکنه که برم بگردمو یه سرنخی پیدا کنم..... اینا رو نمیگم که مسئولیتتو زیاد کنم. تو راحت باش.. :))
پاسخ:
خوبه که پس فیشا به درد شما یکی میخوره حداقل :)
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۳ میرزا مهدی
میدونم....
پاسخ:
میخام پاسخم رو ویرایش کنم :)
انسانی که از نظر فکری تحت تاثیر فرهنگ معرفتی مدرنیته است،  یک حقیقت واحد در برابر خود احساس نمیکند که او را در همه چیز بیابد و با او همواره در انس باشد به عبارت دیگر نه کثرت را در وحدت می‌بیند و نه وحدت را در کثرت.

این تکثیر از ویژگی‌های مدرنیته‌ است که در مقابل توحید است و تکثیر یعنی جعل خدایان بسیار، دنیای متجدد  بسیار را بندگی می‌کند.
جمله آخر از پروفسور ویلیام چیتک بود.

آیا ویل دورانت هم تحت تاثیر این فکر بوده است یا نه؟ من نمی‌دانم ولی از این نوشته چنین برمی‌آید که تاحدودی اثر پذیرفته است.
پاسخ:
بیشتر به آقای طاهرزاده میخورد تا ویلیام چیتک :)
بله قطعا.
پاسخ:
اوهوم
فکر نمیکردم یه روزی بیاد که ویل دورانت ارادتمند من بشه :))
پاسخ:
شده دیگه :)
کمپوت گیلاس بیارین!   D:
گفت آماده ی بازداشتی؟
گفتم درخدمتم.
گفت‌ چون خودت اومدی بهت وقت میدم.
:|
پاسخ:
فساد اقتصادی داشتی احتمالا
تکذیب میکنم.با یه شرکت2لتی اختلاف حساب داریم.2آ بفرمایین!
پاسخ:
خیر است انشالله
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۰ هَشْتْ حَرْفى
اینکه ما هر دو به خوندن ویل دورانت علاقه داریم به خاطر سبک نوشتارشه یا عقایدش؟
پاسخ:
جفتش
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۵ خورشید ‌‌‌‌
سلام :))

این نامه رو واقعا ویل دورانت نوشته؟ کجا نوشته؟ کی نوشته؟

اول فکر کردم خودتون نوشتید!
پاسخ:
سوال خوبی پرسیدی :)
من از توی یه وب خارج از بیان خوندم ولی حال نداشتم برم تهش رو دربیارم

+ اول هدف من همین بود :|
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۴ خورشید ‌‌‌‌
پیوندهای روزانه ای که میذارید هم بسی جالب توجه است

تشکر
پاسخ:
ممنون که شما بهشون توجه میکنید :)
کم دیده میشن
هنوز راه داره برای اینکه جا بیفته
یه کتابی بنام On the meaning of LIFE داشت که این از اونجاس.
پاسخ:
با تشکر از استاد ایمان بابت معرفی منبع مذکور.

خونه پی دی افش رو دارم.براتون بفرستم؟
پاسخ:
بفرست الصاق کنیم به پست
yon.ir/Tosh
پاسخ:
مچکرم :)
طرف مقابل شاید زیاد از من سن و سال بالایی هم نداشته ولی شاید درحد یک روحانی که تو قُم فلسفه خونده اطلاعات داشت...
پاسخ:
عاهان
پس اون قضیه زیر دیپلم چیه؟
در واقع من شاید فلسفه ام بیش از حد زیر دیپلم بوده بخاطر همین وقتی بحث میکردیم طرف مقابل رعایت حال منو میکرد و زیر دیپلم حرف میزد...
سلام
روح حضرت دورانت قرین رحمت الهی باد
امیدوارم که فراموشی علت ذکر نکردن منبع این پست باشد :(

پاسخ:
خدا رو شکر صاحبش پیدا شد :)
دقیقا از وب شما خوندم مطلب رو
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۵ وحیده پوربافرانی
مجدد سلام
بله. شصت رو درست نوشتین یا شاید هم...نوشتیم!
هرکسی برای خودش نظری داره مثل جناب ویل دورانت...
هرچند با فیلسوف جماعت نباید درافتاد
باید بیشتر گوش بود تا زبان...

همون 5-6 درصد هم نبودین مشکلی نیست :) ما یادد گرفتیم نه نشنیدن را... :))

موفق تر باشید

پاسخ:
بله نه شنیدن و خوردن به درهای بسته :)
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۶ وحیده پوربافرانی
منظورم نه شنیدن بود. ...کیبورد هوشمند احمق!
معذرت
پاسخ:
:)
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۹ سربازِ روزِ نهم
سه خط آخر قانون فیش‌نگار رپ زیر پا گذاشته :))
پاسخ:
میخواستم سورپرایزت کنم :))
بهت گفته بودم یه روز فیشش میکنم شعرت رو
فقط یادم نمی اومد اسمت سلام چند بود؟
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۰۹ سربازِ روزِ نهم
حالا سورپرایز به کنار
چرا نظر آدم رو خوب نمی خونی
درباره همین پست حرف زدم ؛)
پاسخ:
آره بعدش متوجه شدم ولی دیگه اصلاحش نکردم :)
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۷ سربازِ روزِ نهم
برو خودتو اصلاح کن قبل از اینکه بیان اصلاحت کنن
پاسخ:
باشه میرم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین