فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

«ولایت» تکلیف است نه مقام

پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۲۶ ق.ظ

«ولایت»یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانینِ شرع مقدس، یک وظیفه ی سنگین و مهم است؛ نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد.51  #ولایت فقیه



نکته مهم: خدمت بعضی دوستان در مورد ولایت فقیه سوال دارن و توضیح میخوان. من معتقدم هر توضیحی هر کس درمورد ولایت فقیه بده برای شما معتبر نیست جز اینکه بروید و این کتاب 100 صفحه ای ولایت فقیه امام خمینی رو بخونید و جواب همه سوالاتتون رو در این کتاب پیدا کنید. واقعا بعضی از شناخت ها از نظریه ولایت فقیه با اون چیزی که من در کتاب خوندم متفاوته.

نظرات (۲۲)

۳۱ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۲ آقای مُرَّدَد
بار ولایت بنه از کتف خویش
نیز بدین بار میاز و مدن
پاسخ:
ولایت به معنی سرپرستی و مدیریت هست
که خیلی انصافا کار سختیه
مگه اینکه خدا کمک کنه به ادم
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۸ آقای مُرَّدَد
بلی بلی
حق با شماست.
محمد"ص" وقتی عل"ع" را ولیِ خودش اعلام کرد، در واقع بار مسوئولیتی که به گردنش بود را به ایشون واگذار کرد. اما هرگز نگفت علی از امروز محمد است و یا نعوذوبالله، خداست. 
ولایت به معنی سرپرستی و مدیریت است. 

پاسخ:
در ضمن یه حقوقی هم هست که ولی داره و
مردم باید رعایت کنن
مثلا مردم نباید علی ابن ابیطالب رو تنها میگذاشتن

هم در ماجرای سقیفه
هم در زمان حکومت 5 ساله ایشان [که برعکس وی را درگیر جنگ های داخلی کردند]
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۳ آقای مُرَّدَد
البته در ماجرای سقیفه مردم علی ابن ابیطالب را تنها نگذاشتند. چون مردمی در کار نبودند. اتفاقا مردم اون زمان که تازه داغدار وفات پیامبرشون بودن بیشتر به علی وابستگی داشتن. هم به خاطر نسبت خونی و هم قبیلگی با بنی هاشم. اینکه پدر نوه های پیامبر بودن{اشاره به مواردی که فضلا و علما تاکید دارند} و سیره و اخلاق و رفتار و رزم آوری ها غیره باعث شده بود مردم وابستگی داشتند به ایشون.

سقیفه یک مکر از پیش برنامه ریزی شده ای بود که توسط ابوبکر و پشتیبانیِ عُمر صورت گرفت. سقیفه در ابتدا با این طرز فکر آغاز شد که بعد از فوت پیامبر تصمیم بگیرند چطور شهر مدینه رو اداره کنند و نحوه ی اداره ی اونو بررسی کنند. ابوبکر نظرات رو دست بندی میکرد و بنا شد مثلا فلان کار رو بکنند. عمر گفت من کمکت میکنم دست در دستش گذاشت و بیعت کرد و یهو شد خلیفه.

مردم چه میدونستند اون تو چه گذشته؟
اما در مورد 5 سال حکومتشون حق با شماست. 
{حرف میکشین از آدم ها}
پاسخ:
پس درمورد 5 ساله ی حکومت درسته حرفم؟

این که میگی تصمیم میخواستن بگیرن برای مدیریت شهر مدینه واسه چند روز رو جایی خوندین؟ حالا حرف بزن:)
این قاب پر از رنگ و زیبای دیوار خونه تا چه زمان قراره خالی بمونه ...؟
پاسخ:
میخوام آرم وسط پرچم ایران رو بزنم توش
خوبه؟ :)
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۷ آقای مُرَّدَد
بله مگه نمیایم هر هفته شعار نمیدیم که ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند.؟

کتابی هست به نام" جانشینی حضرت محمد" نوشته ی {اسمشو درست یادم نیست} ویلفرد مادلانگ فکر میکنم. آلمانیه و اسلام شناس. من مرورگر و نت خوبی ندارم شاید سرچ کنید بتونید در موردش مطالعه بفرمایید.

جالبه در مورد افکار محمد"ص" صحبت میکنه و اینکه با شرایط و طرز تفکری که ایشون داشتند اصلا ابوبکر نمیتونست جانشینش باشه. و یا یه جاییش یادمه درمورد قرآن و آیاتش و علی و ... اگه تونستید بخرید بخونید. یه جلد بد سلیقه داره که از دور ببینیش میشناسیش. چهار بخشه و هر بخش در مورد یک خلیفه حرف میزنه. 
حرف زدم.
پاسخ:
اونجا این مطلب رو گفته پس؟

ببینمش میخونم
ممنون بابت معرفی کتاب :)


۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۸ آقای مُرَّدَد
جلد کتاب من مشکیه و خیلی بدخط روش نوشته محمد. .چقدر این طرح جلدش خوبه. اگه خریدی طاق میزنیم. :)
پاینده باشی.
پاسخ:
مابه التفاوتش رو بدی حله :)
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۹ بهرنگ قدوسی
مرسی 🤗🤗🤗
پاسخ:
هن؟
 *
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۴۰ آقای مُرَّدَد
نُموخام. :|
پاسخ:
پس هیچی :)
کتابت واسه خودت
ولایت فقیه ؛ یعنی اطاعت از امامت بعد از رسالت و تمکین غیر معصوم (واجدشرایط) در زمان غیبت معصوم ع ... کاری که خیلی ها؟ در انجامش مردود! شدند...
پ ن:
- من اطاع الخمینی؛ فقداطاع الله (شهیددستغیب ره)
 فَأمّا مَن کانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدینِهِ ... (امام حسن عسکری ع )
پاسخ:
از نظر اطاعت و شرح وظایف
ولی فقیه هییچ فرقی با امام معصوم نداره.

+ همون کتاب
بله و البته .... اما ! مردودین از صدر اسلام تاکنون ؛ در تمکین هم لنگنیدند ؛ چه رسد به اطاعت ... 
پ ن :
- اسمعوا و اطعیعوا ( شعارمنصوب به پرچم ظهور امام عصر عج)
وفقکم
پاسخ:
اسمعوا و اطعیعوا ؟
لابد دیگه پیر میشیم تا به مرحله اطیعوا طوعا برسیم ..
انصافاً مردم در ماجرای سقیفه امام رو تنها گذاشتند!

اینکه مردم نمیدونستند تو جلسه چه خبره چیزی رو عوض نمیکنه. مهم اینه که میدونستند که تو غدیر چه خبر بود! نمیدونستند؟
بعدم اون گرایش و علاقه و وابستگی و هم خونی و هم قبیلگیشون به چه کاری میاد وقتی بی اثره؟
من از بیگانگان هرگز ننالم و اینها! :|


+ولایت نوعی مقام هم هست خدایی! مقامی است که تکلیف می آورد.
این جمله ی تیتر عین جمله ی امام از کتابشونه؟
پاسخ:
بله هم تیتر و هم متن از «کتاب ولایت فقیه هست صفحه 51 » ذیل عنوان ولایت اعتباری
با هم بخوانیم

کتابولایت فقیه؛ حکومت اسلامی: تقریر بیانات امام خمینی (س)صفحه 51

ولایت اعتباری

‏وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه‏‎ ‎‏عادل دارد، برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه(ع) و‏‎ ‎‏رسول اکرم(ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است.‏‎ ‎«ولایت»، یعنی حکومت و ادارۀ کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفۀ سنگین و‏‎ ‎‏مهم است؛ نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان‏‎ ‎‏عادی بالاتر ببرد.


به عبارت دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنی حکومت و اجرا و اداره،‏‎ ‎‏برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه ای خطیر است.‏



‏«‏ولایت فقیه‏» از امور اعتباری عقلایی‏‎[1]‎‏ است و واقعیتی جز جعل ندارد؛ مانند جعل‏‎ ‎‏(قرار دادن و تعیین) قیّم برای صغار. قیّم ملت با قیّم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ‏‎ ‎‏فرقی ندارد. مثل این است که امام(ع) کسی را برای حضانت‏‎[2]‎‏، حکومت، یا منصبی از مناصب،‏‎ ‎‏تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم(ص) و امام با فقیه فرق‏‎ ‎‏داشته باشد.‏


‏   


مثلاً یکی از اموری که فقیه متصدی ولایت آن است اجرای «حدود» (یعنی قانون‏‎ ‎ جزای اسلام) است.

آیا در اجرای حدود بین رسول اکرم(ص) و امام و فقیه امتیازی است؟‏‎ ‎‏ یا چون رتبۀ فقیه پایین تر است باید کمتر بزند؟ حد زانی که صدتازیانه است اگر رسول‏‎ ‎‏اکرم(ص) جاری کند، 150 تازیانه می زند، و حضرت امیرالمؤمنین(ع) صد تازیانه، و‏‎ ‎‏فقیه پنجاه تازیانه؟


یا اینکه حاکمْ متصدی قوۀ اجراییه است و باید حد خدا را جاری کند؛‏‎ ‎‏چه رسول الله (ص) باشد، و چه حضرت امیرالمؤمنین(ع)، یا نماینده و قاضی آن حضرت‏‎ ‎‏در بصره و کوفه، یا فقیه عصر.‏

عذر خواهی بابت غلط املایی :))
همانطور که تصحیح کردید "اطیعوا" درست است.
بله ظاهرا" حالا حالا ها معطلیم :)

پاسخ:
البته آدمای خوب امثال شما و بقیه خواننده های فیشنگار کم نیستن...
خب لینک دانلود کتاب رو هم میذاشتید.
پاسخ:
اون لینکی که در پاسخ لوسی می گذاشتم متن کتاب هست.

سلام
حالا راحت تر میشه با شما در این باره صحبت کرد...
ولی فقیه ی که در قانون اساسی ما اومده مقام نیست بلکه یک سِمَت و وظیفه هست و تا وقتی هم در اون جایگاه هست که اون شرایط ذیل ولی فقیه رو داشته باشه (عادل و آگاه به اموز زمان و ...)... طبق نظر خبرگان رهبری...

من برام سوال بزرگی وجود داشت... سالها...
اینکه چرا صرفا ولایت تشریعی مد نظر هست و ولایت تکوینی منظور نیست...
با اینکه کسی که تکوینا به ولایت برسه اقرب به امام زمان هست... آقای مصباح هم در کتابشون فرمودن که با اینکه ولایت تکوینی تقرب بیشتری به امام زمان داره اما از شرایط ولی فقیه نیست...
و این برام واقعا سوال بود... که چرا؟
چون ولایت تکوینی در مقابل ولایت تشریعی نیست... بلکه کسی که به ولایت تکوینی میرسه یقینا بدون ولایت تشریعی (در تعریف ولی فقیه) نیست... اما اینکه از شروط نبود خیلی حس ناامنی به من میداد...

اما الان برام حل شد...
بله ولایت فقیه ی که در قانون تعریف میکنیم یک مقام انسانی (در سیر صعود) نیست... بلکه یک وظیفه هست...

پاسخ:
سلام حالا چی شده مگه که قبلا نمیشد؟ :)

+ شما هم اعتقاد دارین که امام زمان اجازه نمیده کسی که گزینه ی مناسبی نیست ولی فقیه بشه؟ اگر دارین دلیل عقلی یا نقلی هم دارین براش؟

+طبق کتاب امام خمینی؛ ولایت فقیه یک نظریه ی سیاسی است.


نه من همچین اعتقادی ندارم...
این که حالا چی شده خیلی تفصیل داره...

من تا یه زمانی واقعا برام ولی فقیه صرفا سیاسی حضرت امام قابل اعتماد نبود... الان هم اگه بخوام با همون افق نگاه کنم ولی فقیه با این شرایط برام قابل اعتماد نیست...

وقتی تمام نخبگان سیاسی کشور پذیرفته بودن منتظری شخص شایسته ای هست برای رهبری و حتی برخی از متنفذین نظام سعی میکردن جلوی اون بیانیه امام علیه منتظری رو بگیرن چه تضمینی هست که دوباره اون اشتباه رو تکرار نکنن...
اگر خود حضرت امام ورود پیدا نمیکرد تا حالا منتظری رهبر شده بود و کل مملکت رو هم به باد داده بود و الان معلوم نبود ما در چه وضعی بودیم...

با همه احتمالات اشتباهی که ممکنه رخ بده در تعیین رهبری... الان چالش های گذشته رو ندارم و خیالم راحت تره...
پاسخ:
پس چون کشف ولایت تکوینی یک امر قلبی هست.  [حداقل فهم عمومی اش راحت نیست] منطقی اینه که طبق قانون اساسی جلو بریم. نظرته؟
نه همین اندازه که تشخیص اینکه کی ولی الله هست کار سختیه و کار هر کسی نیست (که درسته) رفع تکلیف نمیکنه از ما..

من جوابی که به خودم دادم این بود:
ما در اعتقادات خودمون به وسایل و ابزارها اصالت نمیدیم... اما با فرض عدم اصالت میتونیم بهترین استفاده رو از ابزارها بکنیم
خبرگان هم در تعیین رهبری جامع الشرایط و حقیقتا صالح و عبدالله، ابزاری بیش نیست...
اما اصالت ها رو کجا باید جست؟
اصل استحقاق ملت هست...
به نظرم بیش از اینکه مجلس خبرگان سال 68 رو تحسین کنیم باید شهدا رو تحسین کنیم که این استحقاق رو ایجاد کردن که باز شخصی زعامت ما رو بر عهده بگیره که به تصریح علمای بزرگ ما ایشون ولی الله هستن (ولایت تکوینی)... یعنی ولی فقیه ی فراتر از قانون اساسی (در شایستگی)

اگر مردم اون استحقاق رو نداشته باشن... ولی فقیه که سهله امام معصوم هم ازشون گرفته میشه... خدا تضمین نکرده تحت هر شرایطی عبد صالحش رو صرف اجتماع کنه...

پاسخ:
خلاصه اینکه بزرگان قوم شیعه یعنی علمای بزرگ وظیفه دارن ولی فقیه / که همچنین ولایت تکوینی هم داشته باشه رو کشف کنن؟ من درست متوجه شدم؟
خلاصه اینه که مردم مستحق بشن خدا بهشون عبد صالح میده برای زعامت...
مستحق نشن امکان اینکه امثال منتظری انتخاب بشن توسط خبرگان امکان ضعیفی نیست... البته امکان قوی ای هم نیست اما محتمله واقعا...

استحقاق مردم تعیین کننده هست تکوینا...
خبرگان ابزاری بیش نیستن...
پاسخ:
این نگاهی که شما به مردم داری یه جور منت گذاشتنه
که گویا با وطیفه بودن جایگاه «ولایت فقیه» در اندیشه امام خمینی کمی منافات داره.
منتش، منت الهی هست، منت الهی هم به معنای سرکوفت زدن خدا نیست... به معنای موهبت الهی هست...

عرض کردم قانون وظیفه داره شخصی با شرایطی که ذکر شد رو انتخاب کنه...
و ولی فقیه وظیفه هست در قانون و طبق اختیارات قانونی اش هم عمل میکنه...
اما بصیرت رو که قانون نمیتونه بهش بده... متصدیان قانون به اندازه فهم خودشون شخص بصیر انتخاب میکنن... ممکنه فهم اونها هم جامع نباشه...

قانون ضمانت صد در صد نمیکنه که شخصی که انتخاب میشه در تمام زمانها اون شرایط رو دارا باشه... ممکنه اوایل خوب باشه بعدش منحرف بشه... اونوقت قانون باید از سر انتخاب کنه...
و این سیکل هی تکرار بشه...
چیزی که موجب میشه شخصی انتخاب بشه که بشه بهش اعتماد کرد و بهتر از همه بتونه کشور رو از بحرانها عبور بده یک حقیقتی هست که نیاز به استحقاق ملت داره... نه صرفا دقت قانون...

سخن من از اثرات تکوینی و سنن الهی هست... ممنافاتی با فرمایش حضرت امام نداره
پاسخ:
ببخشید من هی سوال می پرسم.
Hanging
چون هم خودم میخوام بفهمم هم بقیه از مطالعات شما استفاده کنن.

استحقاق ملت منظور همون انتخابات یا مردم سالاری دینیه؟
استحقاق مردم در عملکرد مردم در تمام شئون تجلی میکنه...
ولایت تکوینی نعمتی هست بزرگ... به هر اجتماعی داده نمیشه...
برای اینکه اجتماعی به نعمت ولایت برسن باید مستحق این نعمت باشن... و قدرت حمل این نعمت رو هم داشته باشن...

در ده سال اول انقلاب عده زیادی از مردم نشون دادن میتونن پای یک ولی خدا بایستن...
خدا این نعمت رو دوباره بهشون داد...
اینا که میگم حساب کتاب های سنت الهی هست... که باز تاکید میکنم در طول قانون ما هست نه در مقابل قانون ما...

ما در قانون ابزار و وسایل رو تامین میکنیم... نتیجه دست ما نیست...
این قاعده که عرض کردم(استحقاق مردم) قاعده ای هست که نتیجه توسط اون حاصل میشه...
استحقاق مردم یعنی کفران نکردن اکثریت (حداقل مدعیان دینداری و مذهبیها که حجت هایی بر اونها تمام شد) مردم نعمت ولایت و زعامت عبدی صالح رو...

پاسخ:
ممنون برای توضیحات
رفتارهای امثال شهید شهریاری... شهید حججی... شهید حدادیان... و بسیاری از اشخاص مخلصی که بین ما دارن کار میکنن استحقاق ایجاد میکنه...
پاسخ:
خدا زیادشون کنه آدمهایی چهارچوب و سنگ بناهای حفظ اخلاق و معنویات توی این جامعه هستند.
وگرنه من که ...
سلام
قبل اینکه مطلب رو بخونم با توجه به درون مایه ی ذهنم یه تلنگری به خودم زدم
ولی الان قصد دارم موضوع دیگه ای رو بیان کنم.

بعد از اولین سوالی که از ن.ا پرسیدید که آیا شما فلان اعتقاد رو داری
به درونم رجوع کردم دیدم چنین اعتقادی رو دارم و حتی بارها در دل بحث‌ها به خودم ثابتش کردم
اما با سوال شما پشتش علامت سوال گذاشتم که فکر کنم...

بعدتر این جمله رو دیدم
جستجو کردم دیدم بله چنین جمله ای واقعا گفته شده و صحت داره
شهید چمران گفتند: من نمیگویم ولی فقیه معصوم است،اما ملتی که به امر خدا به ولی فقیه اعتماد میکنند،خدا اجازه ی اشتباه به آن رهبر نمیدهد و به نوعی به او معصومیت می بخشد.
منطقی هم هست بنظرم
یعنی از عدالت خدا چنین انتظاری میره...

به اعتقاد من،اینکه ولی فقیه مورد اعتماد مردم هیچ اشتباهی نمیکنه رو نمیگیم ما
شاید تو خلوت خودش خطایی داره
اما وقتی بحث حکومت و ملت هست
خدا نمیذاره اشتباه کنه
خدا نمیذاره رهبری جامعه از مسیر خودش منحرف بشه...
این نظر منه...
*
بحث جالبیه اینکه ولایت مقام نیست،تکلیفه...
بعدا ان شاالله تلنگر خودم و یه برداشت دیگه ام از این جمله ی امام خمینی رو مینویسم. ان شاالله که یادم بمونه
پاسخ:
خدا رو شکر که یادتون خوند و بقیه اش رو گفتید و باعث شدین من این نظرتون رو هم ببینم :)) [نادمم]

ای رویکردتون به سوال موردنظر خوشم اومد
سلام
چیزی که به ذهنم رسید و گفتم بعدا میگم:
ولایت مقام نیست تکلیفه
با این حساب
ولایت مرد بر زن هم مقام نیست،تکلیفه
برخی مقام بودنش رو تصور میکنن و از تکلیفش میمونن واقعا...

و فکر میکنم اینکه نقش ها بره سر جای واقعی خودش،یه انصاف دوطرفه رو میطلبه...
پاسخ:
سلام اینم مقایسه ی راهگشایی بود.
اصلا حِدیث داریم که رئیس القوم خادمهم...

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین