فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

گوش دادن

شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ق.ظ

جامعه ای که مردمش نتوانند با هم صحبت کنند و هم دیگر را محترمانه بفهمند ستون فقرات ندارد. گوش دادن ستون فقرات یک گفتگوست؛ همانطور که گفتگو ستون فقرات یک جامعه است.

۹۷/۰۶/۲۴ موافقین ۲۶

نظرات (۴۵)

به به 
لینک نداره خودت گفتی؟ 
بنظرم یکی از ملکه های ایمانته نه؟
پاسخ:
آره خودم گفتم :)
هرمشکلی باگفت وگو حل میشه
هرمشکلی که بین آدم باشه
پاسخ:
...
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۵۷ کرگدنِ بنفش
خداروشکر جامعه ما جزو نرم تنانه کلهم 😂
پاسخ:
نگاه خوبی بود :))

کم کم دارم به آینده تون امیدوارم میشم:)
پاسخ:
مرسی :)
در تکیمل گفته ی آرفه:
هر مشکلی با گفتگو حل میشه، اگه حل نشد یعنی دارین بد حرف میزنین :)
پاسخ:
یا طرف عادت به حرف زدن داره فقط
و شنیدن بلد نیست
به نظرم چنین جامعه ای سرطان داره
پاسخ:
سرطان هم داره
خب الان مردم ما در چه شرایطی هستن؟
گوش میدن یا نمیدن؟

به نظرم خوبه که این گزاره که هر مشکلی با گفت و گو حل میشه هم باز بشه، منظور از حل شدن در اینجا چیه؟ اینکه دو طرف به یک نظر واحد برسن یا اینکه بروند و با وجود اختلاف نظر، با هم بسازند؟
اگه منظور اینه که میخوان به یک نظر واحد برسن، این که نشدنیه، چرا که اختلاف نظر ریشه در اختلاف مبنای فکری، رفتاری و ... داره و خب به نظر میرسه که به نظر واحد نمیرسن
اگه میخوان با وجود اختلاف نظر با هم بسازند، دیگه چرا گفت و گو کنن؟

یا اینکه منظور از حل مشکل با گفت و گو، چیز دیگه ی هستش
پاسخ:
سازش هم بی پرسش و گفتگو شدنی نیست .

هنر گوش دادن :) رو باید ترویج داد
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۵۲ مردی بنام شقایق ...
ستون فُقَرا :)

حتی به خانواده هم میشه تعمیمش داد
پاسخ:
اصلا از خانواده شرو میشه :)
منم موافقم همه ی اختلافات و میشه با گفت و گوی آرام حل کرد. نه دعوا و جروبحث :))
پاسخ:
گفت و گو حوصله میخاد آخه
نتیجه اش هم تضمینی نیست که به نفع من باشه

پس صدامو می برم بالا ؛ میخوام ثابت کنم... :)
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۳۷ قاسم صفایی نژاد
در پست مدرنیسم میگن همین دیالوگ و مفاهمه بعدش میتونه خیلی کارها بکنه. حتی پست مدرن‌ها معتقدند که تنها ابزار مدیریت برای سازمان‌های آینده همین مفاهمه است
پاسخ:
بله ما هم منظورمون مفاهمه است
نه اینکه دو نفر کنار هم حرف بزنن فقط

گفتگوی واقعی حرف زدن و حرف شنیدنه
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

ایام بر شما تسلیت....


عرض کنم که گفت و گو خالی معنی نمیده ...این یک...
دوم ...محترمانه بفهمند، مفهوم نبود...یعنی جامعه بشه شهر هرت و کسی به کسی کاری نداشته باشه؟...در کل دو زاری ما در این زمینه کجه(لبخند)



عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

گفتگو مدارش پرسش و پاسخه
چجوری نتیجه گرفتی که جامعه میشه شهر هرت و و کسی به کسی کاری نداشته باشه؟
سلام
منظورتون از ستون فقرات چیه؟چرا ستون فقرات؟

از کیه؟
پاسخ:
عصرتون به خیر :)
جمله منبع نداره گذاشتیم وسط برای چکش کاری

ستون فقرات یعنی اون چیزی که اجزای بدن رو به هم وصل نگه میداره
اگه جامعه یه بدن باشه
مجددا سلام عرض شد...


عارضم خدمت شما که "محترمانه بفهمند" مفهوم نیست برادر....
یه مثال بزنم...

طرف کلی بدهی بالا میاره...بعد صاحبخونه ش هم عذرش را می خواد...صاحب خونه هم انتظار داره مستاجره بفهمتش دیگه...مستاجر هم صاحبخونه را می فهمه اما اعصابش هم خورده که باید از این خونه بره و جائی را نداره...پس می زنه صاحبخونه را ناکار می کنه...
حالا این صاحبخونه باید مستاجر را محترمانه بفهمه؟

رسوندم مطلبو؟


پاسخ:
نه این الگو مال وقتیه که کسی دست به ماشه نشده باشه
آهان ...باریکلا...پس باید شرط و شروط گذاشت برای اون محترمانه فهمیدن...درست میگم؟
وگرنه میشه شهر هرت دیگه...


ضمن اینکه صرفا دست به ماشه بردن نیست...
یکی مثلا میگه آقا من فلان عقیده و مذهب را دارم و طبق اون با این تیپ و ظاهر-ولو خلاف- میام تو اجتماع...
در اون صورت هم شرط می خواهیم دیگه...درسته؟


پاسخ:
اون که بگه من اینی هستم که هستم که دیگه نمیخواد باهاش حرف بزنن و سوالی ازش بشه
آقا دو زاری ما کجه....رفقا می دونن(لبخند)

این "محترمانه بفهمند" را نمی فهمم(لبخند)

ببین برادر...بنده الان میام میگم آقا به مذهب فلان تمایل پیدا کردم...مثلا...
شما میگی چی هست؟
خلاصه هی گفت و گو می کنیم و شما را قانع می کنم که بله این مذهبی یا بهتر بگم این مسلکی که انتخاب کرده ام داره درست میگه...
تا اینجا قبول؟
حالا یه تیپی هم ابداع می کنم از نوع صحبت کردن و به کار بردن کلمات بگیر تا نوع پوشش و همه چی خلاصه...
بعد شمائی که قانع شدی، با احترام این مرام را می پذیری دیگه...
قانع هم نشده باشی، میگی آقا تو سی خودت، منم سی خودم...اما کاری هم به کارم نداری...
در حالی که این مسلک ابداعی خلافه...


پاسخ:
بله ما میتونیم کنار هم و هم اتاقی هم باشیم حتا اگه در اصولی فکری و باورهامون کلی مشکل [تفاوت] داشته باشیم باهم.
گوش جان می سپاریم به این قسمت از فیشِ آقای دِ ((:
چقدر خوب گفتین (((:
پاسخ:
تازه متوجه شدم که اشتباه گفتم!

https://fiish.blog.ir/post/566
یعنی اگه شخص، شیطان پرست بود یا مثلا بهائی هم بود، برای شما تفاوتی نداره؟
پس کمال همنشینی داستانش چی میشه؟

پاسخ:
من درمورد شخص خودم میگم
کمال همنشین دو طرفه است

انسان ممکن الخطاست! (:
پاسخ:
آری
ما الان شخصی که مد نظرمون نیست...هست؟
شما فرمودید در جامعه اینطوریه...پس کل جامعه را در نظر باید گرفت...درسته؟


حالا می رسیم به کمال همنشینی...
باید دید این کمال همنشینی به چه قیمتیه؟
همنشینی با کسی که شما را از صراط مستقیم انحراف میده کار درستیه؟..نمیگم خارج می کنه ها...میگم انحراف میده و چه بسا این انحراف به خروج هم بکشه....

مثلا در قضیه توابین، همنشینی با اشقیا سبب شد از کربلا بمونند...حالا درسته که بعدش به خونخواهی شهدا، دست به قیام زدند اما این کجا و اون کجا؟


پاسخ:
اگه همنشینی با کسی که همفکر ما نیست کار درستی نباشه
سلمان و ابودذر هم نباید با هم همنشین باشند.

چون طبق نقل هم فکرشون هم مرتبه ایمانشون باهم متفاوت است
و چیزی که برای یکی ثواب است ممکن است برای دیگری سیئه باشد
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۵۳ باران زعیمی
جمله ناپخته ای بود

وقتی میکید ستون فقرات یعنی در هرزمان و مکانی اگر گفتگو نباشه جامعه فلج میشه درحالیکه:
- خیلی وقتها باید راه هایی غیر از گفتگ. طی بشه تا جامعه از فلجی دربیاد!
- خیلی وقتها این موضوع تعمیم داده میشه به گفتگوی بین جوامع که اونهم همیشه درست درنماید
- خیلی وقتها راه درست همان گفتگو نکردن است!
و قس علیهذا...

این جمله مثل قوانین فیزیک کلاسیک بود که برای فضا و زمان های خاص مفیده
:[
پاسخ:
جمله آخرتون کاملا درسته
من اعتقاد ندارم که جامعه یعنی فقط گفتگو

در یک جامعه پست مدرن، قوانین هم به قول اون دوست مون از دل همین گفتگو و مفاهمه ها درمیاد پس پشتوانه اجرایی دارن و همه چی با گفتگو حل نمیشه، مثل مشکل ناپختگی سهراب :) که چاره اش  گفتگو نبود
عقیده با سلیقه فکری فرق داره...
سلمان و ابوذر هر دو از صحابی پیغمبر بودند....
عقیده شون یکی بود ولی سلیقه شون متفاوت....


سوال بنده اینه آیا میشه با کسی که عقیده درستی نداره مثلا شیطان پرسته یا بهائیه همنشین شد؟ و تازه عقیده هم را محترم شمرد؟
پاسخ:
همنشینی هم با گفتگو  فرق داره
گفتگو پرسش و پاسخ منطقیه
لازمه ی گفت و گو و شنیدن حرف دیگران رسیدن به سطحی از رشد هست که اساسا کسی جز خودت رو هم ببینی و بتونی بپذیری
پاسخ:
اون اساسا به بعد حرف اساسی منه :)
احسنت اما همنشینی بی گفتگو هم نداریم...درسته؟


ضمن اینکه گاهی طرف گفتگو هم نمی کنه اما تاثیر می پذیره...
پاسخ:
این طرفی که توی ذهن توئه زیادی تاثیرپذیر نیست به نظرت؟
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۱۵ باران زعیمی
جناب رزمنده 
گیر الکی دادیدها!

اگه اینقدر موضوع حساس بود که باید همه میرفتن توی غار زندگی میکردن
قبل از همه هم پیامبران و قدیسین و غیره

هر همنشینی و حرف زدنی که عامل اثرگذاری نیست 

پاسخ:
منم همینو دارم بهش میگم

@جناب رزمنده
شاید(لبخند)

عموم جامعه را باید در نظر گرفت دیگه....

همه که آیت الله نیستند که...چه بسا با یه غوره سردیشون بشه با یه مویز گرمیشون...
پاسخ:
خودت جزو عموم هستی یا آیت الله؟

@باران زعیمی هم خطاب به شما کامنتی نگاشته اند در بالا
سلام مومن- باران زعمیی

مباحثه است دیگه....وگرنه ما مخلص این برادر و فیشنگاری هاشم هستیم....


ضمن اینکه قرار شد گفتگو، ستون فقرات بشه...درسته؟


خلاصه که اینکه عرایض بنده را اساعه ادب تلقی نکنید...
از قدیم الایام!! گفتند هر وقت خواستی موضوعی برای خودت جا بیفته برای رزمنده جاش بنداز(لبخند)



آقا مرتضی ...داداش خداوکیلی اگه اذیتی ما همین جا ختم جلسه را اعلام می کنیم...

پاسخ:
وجود شما برا ما برکته رزمنده :)

@باران زعمیی
متاسفانه خیلی آدم های کمی هستن که به اون سطح رشد برسن
اونم آدم هایی با چه سن و سالی :(

پاسخ:
گریه نکن حالا!
پروپوزال چی شد؟
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰ باران زعیمی
و السلام علی المومنین 

گفتگو رو ستون فقرات نمی دونم
فوقش دستی، پایی یا قلبی .... 

به هرحال ما هم گفتگو کردیم و نظر رو عرض کردیم و حرف شما رو اسائه ادب فرض نکردیم
 موفق باشید

پاسخ:
@رزمنده

+ من خودم قبلش نظرم عوض شده بود.
هیچی بابا تازه امروز تونستم استادمو انتخاب کنم حالا باید برم باهاش حرف بزنم ببینم اصلا قبول میکنه
می خواستم با یه استادی که بیشتر اهل ادبیاته بردارم اما نشد...
پاسخ:
پایان نامه لذت خاصی داره
جوری که تهش میگی نبود این 4 روز مونده به دفاع :|

دقیقا مثل سربازی
ما مخلصیم برادر....محبت داری...رزمنده، عددی نیست...


و اما ادامه جنگ و دعوا!!!
خودم عوام که هیچ، زیر خط عوامم....والا...


تازه خودت که نظرت عوض شده، سیچه آدمو معطل می کنی؟ گوشت ببُرُم بذارم کف دستت خین بیاد؟(لبخند)



خواهر- باران زعیمی
شما به بزرگی خودتون ببخشید...
چپق صلح را کشیدیم...


یا علی







پاسخ:
درسته نظرم عوض شد ولی به ان قلت هایی که بهت کردم بیندیش :)
چپق چجوری کار میکنه؟
البته من دفاع ندارم دیگه
کارشناسی ام :)
پاسخ:
:) خب راحت تر
ببین من می خوام ساکت بشینما!! اگه گذاشتی(لبخند)


اگه روی فرمایشات شما فکر نکنم که مباحثه سودی نداره...اصولا هی فکر می کنم هی سوال پیش میاد خب...والا...

ولی با این حال چشم...گر چه سوال آخر بی جواب موند...اما خب چپق صلح را کشیدیم رفت...

چپق هم برادر یه چیزیه ...وای وای وای وای....سیگار نیست ها(لبخند)
لا اله الا الله ...امان از رفیق بد!!


پاسخ:
ما ارادت داریم
دعا مون کن عزیز
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۲۵ خورشید ‌‌‌‌
من، یکی از اونایی هستم که چندین برابرِ گوش دادن، حرف میزنم!
در سعی و تلاشهایی که برای حل این مشکل داشتم فهمیدم ریشه در شدت هیجاناتم داره!!
وقتی عصبانی، غمگین، شاد و یا ذوق زده باشم اصلاً متوجه نیستم که چند دقیقه است دارم یه ریز حرف میزنم!!

از دوستان تقاضا دارم بین بحث هاشون ما رو هم دعا بفرمایند :)
پاسخ:
خخخخ :)
این مطلب یه جوریه... اهمیت شنیدن یعنی چی؟ خود شنیدن یک امر طبیعیه و تاکید بر اهمیتش برام سواله

مسلما کسی که حرفهای دیگران رو گوش نمیکنه، یا میترسه از این بابت که جهان بینیش دچار مشکل بشه و یا اینکه داره به خودش دروغ میگه برای رسیدن به یک هدف خاصی، خب در غیراینصورت، مگه میشه طرف اهل شنیدن نباشه؟

گفت و شنود که همواره وجود داره، حتی همون داعشی ها هم یک چیزای شنیدن که دارن اینگونه عمل می کنن، خب دیگه اهمیت شنیدن در اینجا به چه معناست؟
پاسخ:
گفت و گو گفت و شنود نیست :)

راحت باش
بگو مطلب ناپخته ای یه
احسنت...
دو قشر اصلا نمی شنوند
فقط حرف میزنند
قشر ضد مذهب
و
 قشر حزب الله جماعت:))
پاسخ:
مصداق تعیین نکن :)
بگم ناپخته هستش که بعدش بگی علامه... این حرف رو زده؟ :))
میخوای ما رو با بزرگان درگیر کنی؟ :)
پاسخ:
:))))
جواب کامنت اول رو بخون
نترس
از کجا معلوم که شما علامه نباشی؟ :)
پاسخ:
فرقی به حال بحث داره؟
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۰۷ علی ابن الرضا

عمیق بود اری همینطوره واقعا

پاسخ:
:) ممنون
http://a-1.blogfa.com/post/237
التماس دعا
پاسخ:
ادعا رو با ادعا رد کردی :)

الان توی اون متن دلیل خاصی آوردی به نظرت؟
اونایی که به همچین چیزایی مثل شماها باورمندن باید ثابت کنن،خطاب و سیاهه ی من صرفا برای روشن تر شدن ادعاهای اوناس.در کل اون سیاهه هم تنها ادعایی که کردم این بود که قرعه در بسیاری مواقع راه حل مشاکل و ایناس که خب قبلا از اهل بیت(ع)،قرآن و عقل اثبات شدنش رو میدونیم.
پاسخ:
اینجا بیشتر بحث فهم مسئله مطرحه تا حلش :)
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۰۰ مجهول الحال :)
واقعا.خیلی قبول دارم.
پاسخ:
آره باید به این دقت کنیم توی صحبت هامون
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۱۰ آب‌گینه موسوی
یادِ «گفتن» به معنای هایدگری افتادم. 
پاسخ:
در مورد هایدگر چیزی نخوندم هنوز
مع الاسف / یکم اطلاعات عمومی دارم ازش فقط

میخواید یکم توضیح بدین گفتن شون رو
مصداقم کلی بود
البته تو هر قشری استثناء هم هست
اما خب...
پاسخ:
شوخی کرده بودم من
همه گفتگوها لزوما" به مفاهمه نمی رسه! نمونه اش موسی-هارون و فرعون ...
" اذْهَبا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى " ، " فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی "آیات 43 و 44 از سوره طه
ن ش
استفاده کردیم / وفقکم
پاسخ:
بله نکته ی مفیدی بود ممنون
۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۲۳ مهدی صالح پور
احسنت
پاسخ:
هوم :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین