فیشــــــنگار

وقتی خدا را قبول نداریم چیو قبول نداریم؟

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ق.ظ

وقتی کسی می پرسد خدا هست؟ یعنی می گوید می دانم خدا چیست ولی نمی دانم هست یا نه؟ واقعا آیا ما می دانیم خدا چیست یا کیست یا چه تعریفی از خدا داریم یا شنیده ایم؟



پی نوشت: به نظر می رسد وقتی دو نفر می خواهند بحث کنند باید کلمه به کلمه در بحث جلو بروند.

همین که یه چیزایی تو دلمون احساس میکنیم...اون رُ خدا مینامیم!
بله اون که توی دلمون احساس میکنیم، جزو احساسات ذاتی همه ی آدم هاست...
  • دوست داشتن افراد کامل و قوی
  • نیاز به تکیه گاه

تو انیمیشن فمیلی گای یک لحظه دختر خانواده اعصابش خراب میشه و میگه: خدایا منو بکش!
بعد یک نقطه قرمز لیزر میافته روی پیشونیش و صحنه میره بالای ابرها و خدا رو نشون میده که با اسنایپر نشونه گرته رو پیشونیش که یک دفعه تلفن زنگ میخوره :)
یعنی اینا رو ساختن برا تقریب به ذهن؟
شاید میگه این چیزی که بهش میگن خدا، واقعا هست یا نه 
خب بحثمون دقیقا سر اینجای جمله ی شماست:
این چیزی که بهش میگن خدا


+به چی میگن خدا؟
من درگیر اینم که آیا اون تصوری که دارم و بهش میگم خدا، واقعا خداست؟
بیا عقب تر
چرا به اون تصورت میگی خدا؟
من هم به همین فکر میکردم. اصلا خدا یعنی چه؟
خدا یعنی این چیزی که می بینیم همه چیز نیست.
همه چیز باید بیشتر و بزرگتر از اون چیزی باشه که ما داریم می بینیم

حالا سوال: این باید که گفتم از کجا میاد؟
سلام

نه اتفاقا

حتی اونی هم که میگه خدا هست؟ برای خودش یه چیزی تو ذهنش داره که به اون میگه خدا
بعد خدایی که اون تو ذهنش ترسیم کرده با اونی که اون یکی تو ذهنش ترسیم کرده کلا متفاوته 


سلام :)
چرا اون چیزو توی ذهنش ترسیم میکنه؟
اصلا خودش ترسیم میکنه یا از بدو تولد همراهش هست این تصور؟
خوبه. کلمه به کلمه جلو بریم.
به نظرم کلمه "وقتی" یک معنای عام داره و مشخص نیست منظور نویسنده ازش چه زمان و مکانی هست. نظر تو چیه؟
شاید باورت نشه ولی خودم هم حین نوشتن پست درمورد اینکه وقتی رو به کار ببرم یا نه شک داشتم :) اینجا میتونیم بجاش از اگر یا هر گاه استفاده کنیم:

مثلا بگیم هرگاه کسی می پرسد خدا هست؟ ...
می دونه خدا چیست جدا؟!
یه خداناباور در تعریف خدا میگه:

نام خدا پوشه ای بوده است که ذهن مردم در طی اعصار و قرون متمادی آن را ساخته است و تمام مسائلی که جوابی برای توجیه و تبیین آن نمی یافت را در آن جا می داد . ولی با پیشرفت علوم بشری، تعداد زیادی از این مسائل تبیین گردید و به همان میزان پوشه ی ذهنی بشر که نام خدا را بر آن گذارده بود، به مرور خالی تر می شد|link|
خب خدا ناباور خیلی تفکر نمیکرده انصافا. از قضا بسیاری از انسان ها با پیشرفت علوم و فهمیدن علت ها و تبیین مسائل به خدا رسیدن. اونچه که ایشون مد نظرش بوده فکر میکنم تو قسمت هایی از اون نامه ی ویل دورانت بود. همون جا که میگفت ما باور داشتیم که بالای ابرها فرشته ها زندگی میکنن(هرچند من هنوز هم همچین باوری رو دارم با توجه به خاطراتی که از شیمیایی ها و مردن و زنده شدن هاشون شنیدم). خب این جور چیزها خرافه بوده و ربطی نداره. 
اما سوال من جوابش این نبود. فکر نمیکنم کسی اول به این برسه که خدا چیه، بعد به این برسه که خدا هست یا نه. مقدمه ش درست نیست. 

+یعنی میگی بدون اینکه بداند خدا چیه رد یا قبولش میکنه؟

خدا رو قدرت برتر و خالق هستی تعریف میکنم. 
قدرت برتری که نقص و عیب نداشته باشد و منزه از ایراد باشد.
نه موجود سرخوش و بیکاری که از روی بیکاری جهانی رو خلق کرده باشه و ایرادات جهان هم ناشی از کج فهمی او باشه که ما انسانها تشخیص میدیم ایرادها رو ولی او تشخیص نداده.
یعنی میخوایید بگید خدا چیزی هست که آفریینده ی جهانه؟
ببخشید دونه دونه می پرسم
خدا هم در ذات همه هس
بله خوبی های ما به خدا رفته دیگه
در همه چیز تفکر کنید
اما در ذات خدا تفکر نکنید...!
پامبراکرم(ص)
تذکر به جایی دادی
الان ما داریم توی ذهن خودمون کنج کاوی میکنیم که ببینیم شناختمون از خدا چیه؟ تصور مون ازش چیه؟ چرا به اون تصور میگیم خدا؟ چرا بچه های کوچیک اینقده درباره خدا سوال می پرسن؟

این سوال ها تفکر در ذات خدا نیست که. هست؟
هیچ وقت ذهن و تصورات محدودما نمیتونه موفق ب درک ذات نامحدود خدا بشه!
همونطوری ک نمیتونیم بفهمیم تَهِ آسمون ب کجا میرسه...!
اوهوم :)
یعنی میگم اساسا فهم چیستی خدا ممکن نیست.
اگه اینجوری باشه که خدا همون ترم تئوریکه که اون خداناباور میگه

یعنی فقط باید بدونیم که هست یا نه؟!؟
میدونی...توو محدوده ی خطرناکی قدم گذاشتی!
اینایی ک میگی ینی تفکر در باره ی چیستیِ خداوند!
اون چیزی ک ما اجازه داریم راجبش فکر کنیم چگونگی و ویژگی های خداونده...
کی به ما اجازه میده؟یا نمیده؟
علم بحثش رو ندارم اصلا.
خب پس بگو تصورت از خدایی که رد میکنی یا قبول میکنی چیه؟
مثلا اگه مبلغ خداباوری باشی به یه سرخپوست میگی خدا چیه؟
همه چیز باید بیشتر و بزرگتر از این باشه که به چشم میاد؟
بایدش از اینجا میاد که "هر چیزی" که می بینیم، بیشتر از اون چیزیه که به چشم میاد. 
ما یه استادیوم می بینیم که توش مسابقه هست. پشت صحنهء مسابقه، رختکن و مربی و بازیکن و بدنساز و پزشک تغذیه و داور و کمکهاش و توپ جمع کن و قرارداد و کمیته انضباطی و کلاس داوری و اردوی تیمی و فدراسیون و بلیت فروشی و... تا زمین خاکی که بازیکن از اونجا فوتبال رو شروع کرد ادامه داره.
یه کاسه آش رشته، یه کلاس درس، یه ویزیت دکتر، یه ساختمان ، یه نمایش تئاتر همه شون بیشتر از اون چیزی هستن که به چشم میاد.
دنیا هم می تونه همینطور باشه.
خوب بود. میشه بازم بیشتر توضیح بدین؟
بستگی داره ک ما ، من و تو باشیم...یا خدانشناس!
خب من و تو مگه خداشناس نیستیم؟
اصول دین ما هم مگه نباید با عقل اثبات بشه؟ [حداقل توی شیعه ها]

یگانگی خدا هم مگه اصول دین نیست؟
خب خدا چیه که یگانه است؟

اینه سوال امروز ذهن من ...
بله. 
البته قدرت برتر بودنش هم مهمه.

خب این ادعای شما منطق پشتتشه
به این معنی که هر موجودی که قدرت مندترین موجود در جهان باشه اون خداست؟
خب یگانگی خدا با عقل ثابت میشه...چون یگانگی خدا رو (ک یکی ازویژگیهاس) مشیه از چیزایی ک درطول روز میبینیم اثبات کنیم...
دو جور سوا وجود داره...
خدا چیست...ک جوابی نداریم براش...حتی اگ اجازه ی فکر کردن دربارش ب ما داده بشه!
خدا چگونه است...ک جوابشو تا حدودی میدونیم و دونسته هامونو اشتباها ربط میدیم ب سوال اول! واس همین گیج میشیم!
.
حلاجو یادته؟؟؟
منصور حلاج؟ آره آره یادمه
از بدو تولید شاید هست

بعد هی بمرور تغییر میکنه شایدم تکامل پیدا میکنه

تو بچگیام خدا یه خانوم خوشگل بود ازینا بلوندا که تلویزیزون نشون میداد که رو یه تخت عجیب غریب نشسته بود و دور و برش پر بود از تپه های شکلات و پسته بادوم و این چیزا که ما دوست داشتیم!!!

کم کم که بزرگ شدیم تغییر کرد تا رسید به اینجا :)
الان هم احمالا خدا یه مرخصی دهنده ی با معرفته؟ :))
آقای شقایق...
الان جناب دچار ازتون میپرسه ب کجا؟
دیدی نپرسیدم!
مبلغ نیستم خب! نمیتونم چیزی بگم.
خیلی خوبه که میگی مبلغ نیستی
عاره همون...روحش شاد و یادش گرامی باد!
ب وضوح بت گفته خدا چیه!!!
احتمالا در جریان مُهر خاموشی و سکوت و اینام هستی دیه؟!
نه مهر چی بود یادم نمیاد :)
سلام 
علامه مظفر برای تبدیل یک‌ مجهول که از حتی معنیش را نمیدانیم تا حلش ۵ مرحله میشماره که یک مرحلش مای شارحه است که قبل از سوال از وجود از چیستی میپرسه که بعد ببینه اون سی در خارج هست یا نه

البته به نظرم این در مواقعی برعکسه مثلا در کشف یک موجود جدید که قبلا بشر دربارش اطلاعی نداشته

اما در مورد خدا به نظرم بیشتر مترادف خالق ماورایی قرارش میدن و دنبال اثباتش میرن
خب قبل از سوال از وجود خدا از چیستی خدا بپرسیم



آقا توی ذهن ما علامه فقط یه دونه است اونم سید محمد  حسینه :)
همونه ولی با یه فرم دیگه! :دی
اذیت میکنی
خب انسان معاصر به صورت عقلی به این نتیجه میرسه که باید پس پرده دنیا یک مغز متفکر باشه، حالا برای شناخت اون متفکر پس پرده، نگاه میکنه ببینه که آیا کسی تا حالا در موردش صحبت کرده یا نه؟ بعد میفهمه که اولین نفر نبود که پی به متفکر پس پرده برده و میره ببینه که قبلی ها در مورد متفکر پس پرده چی میگن و اونجاست که بر اساس شواهد تاریخی متوجه یک سیر ارتباط متفکر پس پرده با بشریت، از طریق پیامبران میشه و در ادامه به آثار باقی مانده از پیامبران رجوع میکنه و یک شناختی پیدا میکنه

حالا بستگی داره که تو چه مسیری قرار گرفته باشه، یهودیت، مسیحیت، اهل تسنن، اهل تشیع یا هرچیز دیگه ی و نهایتا بر اساسا اطلاعات ورودی، به شناختی از خدا میرسه و هر لحظه امکان دراه که تو شناختش تغییری ایجاد بشه. البته اطلاعات ورودی، لزوما منباع دینی نیست و حالات و احوالات و تجربیات انسان هم هست و احتمالا همینا باعث میشه که خدا مقداری شخصی سازی بشه.

همینا رو میخواستی بودنی یا کلا بد متوجه شدم پست رو؟
اوهوم اگه منم می نشستم فک میکردم شاید همینا رو می نوشتم
آره. کسی که هیچ بخشیش نقص نداشته باشه که کسی او رو تکمیل کنه و هیچ قدرتی ماورای او نباشه. ماورای هیچ بخشی از او.

چون هر چی ما می بینیم ناقصه پس خدایی هست.
میشه اینو گفت؟
باشه فلن اذیتت نمیکنم دیه... ^_^
.
همون ک شاعر میفرماید:
 این مدعیان در خبرش بی خبرانند
کان را ک خبر شد خبری باز نیامد...
درود بر یاس العرفا ♣
سلام
فکر کنم نمیتونیم بگیم خدا چیست؟ باید بگیم خدا چی نیست؟
هرچیزی که خدا نیست رو میتونیم بگیم ولی اون چیزی که هست رو نمیشه گفت. خدا منزهه از این که تصور بشه.
سلام به شما
اونی که میگه من خدا رو قبول ندارم هم نمیتونه بگه خدا چیست؟
بعدشم ممکنه اونی که اون شخص رد میکنه تصوری نادرست باشه از خدا. درسته؟
علمه محمد حسین میگه خدا قابل اثبات نیست حتی با قوی ترین برهان ها بلکه اون ها فقط تذکر هست برای رفع شبهه
یعنی خدا فطری است . شبهات رو جواب بدی باز فطرتت قوت میگیره

علم به خدا حضوری است 
بی شک اگه خدا باشه فطریه
نه.
من نگفتم خدایی هست.
گفتم اگر باشه باید این مدلی باشه که من گفتم. بی نقص و قدرتمند در تمام ابعاد.
اگرم نباشه که هیچی دیگه. نیست.
تصور کردم حرفتون رو
جالب بود برام
سلام و رحمت :) 
سلام امیر سین
خوبی؟ :)

جای تو توی بیان و مخصوصا فیش نگار هنوز خالیه
اگه امکانش هست برگرد
من خودم خیلی ضعیف شدم تو اعتقادات
شاید تقصیر معلمای دینی مون باشه که اجازه ندادن خودمون بعضی چیزا رو بفهمیم
و هر وقت نتونستن جواب سوالای سختمونو بدن گفتن تو ذات خدا خیلی فکر نکنید که به کفر میفتید
من میگم خدا یه حس قلبیه یه باوره و هر کس تا وقتی بهش نرسه نمیتونه درکش کنه.
اتفاقا با حرفای امروز یاس من هم یاد توضیحات معلم های دینی افتادم :)

هوم خدا از جنس قلبمونه...
بوری که عده ای دارند و عده ای ندارند و برای همین اون عده ای که ندارند از عده ای که دارند می پرسن وجود داره واقعا؟ یا توهم و باور و ادعای شماست ؟ 
متوجه عرضتون نشدم
به نظرم ما از وسط شروع می کنیم همیشه...
ابتدایی که به ذهنم می رسه برای شروع این حرکت که منتهی میشه به خداباوری یا خداناباوری اینه که: اصلا چرا باید به دنبالت بگردیم؟! چه نیازی به خدا؟
به مدد فرهنگ و تاریخی که بر بشر گذشته خدا فعلا در ذهنش هست.
اینکه نیاز به خدا بوده حرف مهمیه :) البته یکم فضا رو انسان محور میکنه ولی خب
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کمال توحید نفی صفات عنه
به به چه باور شورمندانه ای ...
سلام استاد :)
انسان محور نبود طرح سوالم...
با دیدن این همه و هر چه هست در جهان باید اول به این سوال برسیم که چه نیازی به خدا؟

چه نیازی به وجود خدایی برای خلق این همه
و اگر به نتیجه رسیدم بعد
چه نیازی به حضور مستمر خدا بعد از خلق
اصلا درمورد خلق هم کلی بحث هست

که آیا خلق آغازی داره که بگیم کار خدا بوده؟
چه سوال خوبی!

شاید از اون جا که آغاز داشتن و پایان داشتن پدیده ها رو می بینیم می تونیم به این باور برسیم...هوم؟!
نمی دانم
اینجاست که باید ببینیم ذهن ما چجوری کار میکنه و چجوری منطق رو درست میکنه
مرتضی مگه حتما باید خلق آغازی داشته باشه که خالق داشته باشه؟
آفرین سوال دقیقی پرسیدین
ما با دیدن چیزهای آغاز دار نیتجه می گیرم که کل جهان هم احتمالا آغاز دار هست.
چطوری برسیم به آغاز داشتن مخلوقات؟
آیا ابدی نبودن الزاما ازلی نبودن رو هم در بر داره تو علم منطق؟

میشه توضیح بدی برای این تشنه؟
نمیشه با منطق درمورد گذشته ی عالم طبیعت تصمیم گرفت که!
نیاز به تحقیقات علوم طبیعی هست
جهان یا خلقت؟
اگه خلقت آغاز داشته باشه خدا ناقص میشه
فعلا خدا رو در جهان در نظر نگرفتیم
کلا خلق و خالق باید توامان باهم باشند وگرنه خدا ناقص میشه . اگر خدایی باشد و خالق باشد از ازل مخلوق داشته تا ابد وگرنه بالقوه بودن خالقیت مطرح میشه که نقصه برای خدا
وقتی شما کلمه ی خلق و خالق رو به کار میبری یعنی از قبل به خدای خالق معتقدی خب!
این نیست بحث ما
اگه دقت کنی من با کل بحثکار نداشتم تو یک جمله ای گفتی که آیا خلق آازی داره که بگیم خالقی داره من ازت پرسیدم یعنی باید برای خالق داشتن آغازی داشته باشه همین 
و بعد گفتم اتفاقا اگر بنا بر خالقی باشه خلق نباید آغاز داشته باشه
خب جواب اون سوالت رو که داده ام
اصن حرفای منو پرانتز در نظر بگیر . نخواستم در چارچب بحثتون بحث کنم

در کل خلقت و خدا باهم توامان باید باشند
باشه میذاریم توی پرانتز :)
واژه اول جمله "باور" هست دوباره بخون ببینید مفهوم میشه یا هنوز مبهمه.
در ضمن تو آداب گفتاری به حرف خودمون میگیم عرض به طرف مقابل میگیم فرمایش مگه اینکه قصد خوار کردن داشته باشیم. 
اهان درمورد باور خدا
خب ما یه پله پایین تر رفتیم توی عمق ذهنمون
اینکه چی شد باور کردیم خدا رو
و اینکه بقول شما چجوری برا کسی میخواهیم بگیم خدا چیه که هست یا نیست؟
جای همه مون روز عرفه تو کربلا خالیه...
کاش می شد اونجا بودیم... 
آره واقعا
خوش به حال اونایی که اون روز اونجا مورد رحمتن
داری میری؟
فلسفه یه جاهایی دچار بازی با کلمات میشه...
قبول دارم ولی سعی کردیم اینجا تا جایی که میشه کتابی صحبت نکنیم
اصلا فکر نکنید وجود خدا:/
من چند هفته به این موضوع فکر کردم،به همه چی شک میکردم،به نماز،به ائمه،به معجزات،به احادیث[البته دلیلش آشنایی با یه دوست آتئیست بود،که اطلاعات خیلی زیادی داشت از همه جهات،منم همش جلوش کم میوردم]آخرشم به نتیجه نرسیدم،چون عقلم نمیکشید :/ 
اون خدای اسپیرانوزا(اگه اشتباه نکنم)رو قبول داشت،خدای اون فقط یکی از ویژگی های خدای ما بود...یه سری احادیث و آیه هایی هم برام فرستاد که بیشتر باعث شکم میشد 
تازه به آفرینش هم اعتقاد نداشت، به ایجا تصادفی جهان اعتقاد داشت..اتفاقا من میخواستم بیام از شما بپرسم جریان و:))
خدا هست رفیق
من دیدمش

به اونا باید گفت بله خدایی که شما میشناسی وجود نداره ولی من خدای خودمو دیدم . 
اولش فکر کردم این پست راجع به اثبات خداست و قراره هیچ نتیجه گیری ای نشه ازش کرد و صرفا هرکی یه نظری در این آشفته بازار بندازه وسط . ولی بعد دیدم پست درباره پاسخ به این سواله : واقعا آیا ما می دانیم خدا چیست یا کیست یا چه تعریفی از خدا داریم یا شنیده ایم؟ 

پس پاسخ من: صرفا یک چیزهایی شنیدیم از موجودی بزرگ و برتر به عنوان خالق خودمون، اما قطعا خدا رو نمیشناسم و نمیدانم کیست. بلکه خدارو برای خودم "تعریف" کردم. تعریفی که ابدا بر اون موجود منطبق نیست. 


هوم ما غیر خداها مجبوریم یه جوری خدا رو برا خودمون تصور کنیم


اگه مورچه‌ها هم تصوری از خدا داشته باشند اون موجود چیزی شبیه «ابر مورچه» است
منم یک سوال بندازم وسط؟!

اگر از زمان تولد تا حالا، هیچ کسی در هیچ جایی از هیچ طریقی درباره وجود موجود برتری به نام خداوند با من هیچ حرفی نزده بود، آیا خودم به شخصه وجود خدارو کشف میکردم ؟ یعنی حس میکردم چیزی کمه در زندگیم؟ 
@خودش جواب بده 
ابرمورچه خالی نه، یک ابر مورچه که مورچه و جهان اطرافش رو خلق کرده ... 
دقیقا
توضیح بیشتری به ذهنم نمیرسه. از این چیزهایی که گفتم میشه نتیجه گرفت عالم غیب باید وجود داشته باشه. اما چیزی رو دربارهء وجود خداوند نشون نمیده. 
اصلا چرا شما در جواب من اون جمله ها رو نوشتید:
خدا یعنی این چیزی که می بینیم همه چیز نیست. 
همه چیز باید بیشتر و بزرگتر از اون چیزی باشه که ما داریم می بینیم 
اینها معنی نبود. مقدمه بود برای یه نتیجه گیری.
بقول معروف خوشم به هوشت
درسته مقدمه بود ولی نمیدونم برا نتیجه گرفتن کافیه همین که متوجه بشیم ما فقط بخش کوچکی از واقعیت را شناخته ایم و چیزایی هم هست که هنوز نشناخته ایم 
این ضرورتا پیامدش اثبات عالم غیب نیست :)هوم ؟
اصلا میشه تعریف واحدی برای این کانسپت داشت؟ فکر نکنم
صحبت ما در مورد همین کانسپت یا مفهوم خدا هست
هنوز کار با تعریف نداریم
به نظرم بله. چون اون چیزی که درسته قابل رد شدن نیست. مگه نمیگیم الظاهره؟ پس از همه چیز و همه کس دیدنی تره. نمیشه ندیدش. اونی که میگه قبول ندارم خدا رو نشناخته که میگه قبولش ندارم.
با توجه به حرف آخر شما اونی هم که خدا رو میپرسته ولی امام حسین علیه السلام را میکشد هم در واقع خدا را نشناخته است.

بحث دقیقا اینه که خدا چیست؟ و چه جایگاهی در زندگی ما دارد
من با کامنت دوم اینترنال آدر کاملا موافقم, در اینباره که سؤال مشکل داره و کسی که می‌پرسه هست نمیتونه از قبل بدونه خدا چیه. بالاخره یا در ذهن خودش تعریفی هست یا داره ارجاع میده به تعریفی که از دیگران شنیده یا عرف بهش‌ معتقدن. 

اما گذشته ازین، داستان داستان چوپان و موسی است به‌نظر من، یعنی اینکه تصمیم بگیری چوپان خدا داشت یا نه و بخواهی چیستی خدای چوپان رو‌پیدا کنی چون خدای موسی خیلی واضح گفت که بذار هرجور که میخواد من رو پرستش کنه، پس هردوخدا  یک خدا بودند. چیزی که در این داستان خیلی بارزه عنصر عشقه، چوپان عاشق خدایش بود و با او زندگی میکرد. و از همه اینها گذشته ممکنه ما نتوانیم به زبون بیاریم خدا چیه ولی بهش فکر کنیم و طوری رفتار کنیم انگار که هست و معلومه چیه. صحبت با کلمات فایده ندارد چون مثل اینه که بخواهی از در فلسفه و شریعت با چوپان صحبت‌کنی، هیچ کمکی نکردیم و خدا و دنیایش هم خراب شده. فقط مهم اینه که ما در مسیر شناخت خدائیم و این خدا از زندگی صادقانه و پا خودمون هست تا خیلی چیزهای دیگه. 

مطمئن نیستم همسو با هدف بحث باشه ولی خب به ذهن من اینها اومد.
اینکه. اینکه رابطه میانه انسان ها با خدا را به رسمیت بشناسیم خیلی خوب است اتفاقاً یک مبلغ باهوش باید بتواند مراحل تربیت دینی را بر اساس همین احساسات موجود در زندگی هر کس نسبت به خداوند پیگیری کند
خیلی کقت‌ها فکر می‌کنم چی شد که قبول کردم خدا هست! از کجا شروع شد؟! یعنی از وقتی یادم میاد خدا بود و همه جا باهاش حرف زدم! قبل از اون یادم نمیاد.
دارم میخندم به این حرف قشنگ تون
جا داره یه ربع بهش فکر کنم 👍😳

نه که حرفت خنده دار باشه ها
به رندی  گفتم خودت خندیدم
خب آره دیگه...برای همین بهشون گفتن خدا نشناساا...

منم دقیقا دارم جواب شما رو میدم. ما میگیم الله اکبر. یعنی خدا از هرچیزی که بشه تصورکرد بالاتره. پس نمیشه گفت خدا چیست. میشه گفت خدا چی نیست. ما میگیم سبحان الله یعنی خدا منزهه...از چی منزهه؟ از محدود شدن در ذهن ما منزهه.

جایگاهش در زندگیمون رو خودمون باید بسنجیم. توی قدم به قدممون چه قدر خدا هست؟ خواستش..تن دادن به اراده ش...رضایتش...چه قدر؟
اگر درست فکر کنیم شاید احساس گناه سنگینی رو حس کنیم.
هر چی بیشتر بهش فکر کنیم جایگاه بیشتری توی ذهنمون اشغال میکنه
و حتا توی زندگی مون
درباره مبلغ نظری ندارم.
منظور اینه که اگر کسی خودش رو جزئی از کل بدونه و زائر باشه و بدنبال معرفت و شناخت خودش و دنیا باشه در راه شناخت خدا هم قرار داره. اینطوریه که هم خدا رو میشناسیم و هم نمیشناسیم، چون ما بخشی از اون کمال هستیم یا میتونیم باشیم.

من هیچ تخصصی ندارم و این زاویه‌ی دید رو از ادبیات گرفتم، ولی فکر میکنم چنین شناختی تدریجیه و ما نیاز نداریم کامل ماهیت رو درک کرده باشیم یا اصلا دچار شک‌نشویم. اگر کسی خدا رو قبول نداشته باشه از کارهایش مشخصه. از ظلم، ستم، و غیره. از بی‌احترامی و بی‌تفاوتی‌ و ناسپاسی‌اش نسبت به نشانه‌های حضور خدا معلومه. درحالیکه ممکنه کسی به زبان بگه قبول ندارم (چون از دید خودش هنوز درک کاملی نداره) اما اگر در زندگیش دقت کنیم هیچوقت‌ نفهمیم این اعتقاد رو داره.
دقیقا اینطوریه که هم خدا رو میشناسیم و هم نمیشناسیم ...
اینکه ما بشناسیم یا نشناسیم، ببینیم یا نبینیم فرق نمیکنه. همهء دنیا با همهء چیزهای توش، شناخته و ناشناخته، می تونه یه پشت پرده داشته باشه. پشت پردهء غیرمادی.  منم نتیجه حداکثریش رو گفتم، اینکه بتونیم بگیم اون پشت پرده همون عالم غیبه. 
به هر حال از جمله های شما معنای خاصی دربارهء خدا دستگیرم نشد. اصلا موضوع بحث خدا بود نه عالم غیب.
قشنگ بود این حرف ...
اینکه ما بشناسیم یا نشناسیم، ببینیم یا نبینیم فرق نمیکنه. همهء دنیا با همهء چیزهای توش، شناخته و ناشناخته، می تونه یه پشت پرده داشته باشه.
نه دچار جانم. خیلی دلم می خواد برم. ممنوع الخروجم ولی. عین اینایی که اختلاس کردن و حق مردمو خوردن...
خوبی خودت؟ روبراهی؟
کسی جای منو گرفته اذیتت کنه یا جای خالیمو داری حس می کنی؟ :))) 
یعنی شدید جات خالیه اینجا پسر 😂😐 شدید ها

خدا همونی هست که اگه روتو برگردونی میتونی بغلشو لمس کنی، میتونی لبخندشو حس کنی، خیلی لطیفه، خیلی مهربونه، میشه خدا رو دید :)

وقتی ببینی دیگه نمیتونی توصیفش کنی، دیگه حرفی باقی نمیمونه، فقط در جواب اونایی که ردش می کنند و برات دلیل میارن، سکوت میکنی :) 

حرفت شبیه این شعر حافظ شیرازیه :

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

بله همینطوره :) 

چجوری اومدی این فیش؟ :)

از روی کنجکاوی داشتم وبلاگتون رو زیر و رو میکردم، اینجا رو یافتم :) 

این کنجکاوی تو خودش یه دلفین داره :)

دلفین؟ ینی چی؟ 

دلفین دیگه :) یه جور فیش گنده
http://fiish.blog.ir/page/DOLFIN

چقدر بامزه! 10 تا دلفین لطفا!

😁😂

باشه
کم کم :)

عه اینجوریاس! باشه😁

هوم
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی