فیشــــــنگار

کودک عظیم الجثه

سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ

چو نُه ماه بگذشت بر دخت شاه

 یکی پورش آمد چو تابنده ماه

 

چو یک ماه شد همچو یک سال بود

برش چون بر رستم زال بود

 

 چو ده ساله شد زان زمین کس نبود

که یارست یا او نبرد آزمود

 

سهراب 9 ماه پس از اینکه رستم سمنگان را ترک کرد زاده شد و به زودی «پیل تن» شد. در همین ده سالگی است که سهراب نزد تهمینه می رود و از او جویای نام پدر می شود.لحن خشن این پرسش به ظاهر ساده آغاز فرایند فردیت در سهراب است. سهراب می پرسد من چرا با فاصله زیادی از بقیه ی همسالان برتر و قوی تر هستم؟

 

 

 

بر مادر آمد بپرسید زوی

بدو گفت گستاخ بامن بگوی

 

که من چون ز همشیرگان برترم

همی به آسمان اندر آید سرم

 

ز تخم کیَم وز کدامین گهر

چه گویم چو پرسد کسی از پدر

 

بدو گفت مادر که بشنو سخن

بدین شادمان باش و تندی مکن

 

تو پور گو پیلتن رستمی

ز دستان سامی و از نیرمی

 

جهان آفرین تا جهان آفرید

سواری چو رستم نیامد پدید

 

تهمینه هم  با تمجید و ستایش از رستم بر فردیت سهراب افزود ولی به اون گفت شاه توران دوست ندارد که تو بدانی فرزند رستم هستی. |link|

 

 

بدو گفت افراسیاب این سخن

 نبایدکه داند ز سر تا به بن

 

ادامه: تصمیم کبرای سهراب

تراژدی سهراب شاهنامه فردوسی

این تو کتاب ادبیات دبیرستان بود
اونوموقع که ما زیاد سر در نمیاوردیم
همش به این فکر میکردیم که فردوسی چجوری اینهمه ادم خیالی ساخته؟
و خب جسارت میکردیم که احتمالا چیزی نیمزده:)))
البته بعدها نادم شدیم و شعر دوست
باید به اون بچگی تون گفت: کافر همه را به کیش خود پندارد :)
ینی ما چیزی میزدیم؟ :/
اگه فردوسی آره شما هم آره
مبارکه :)
قدم نورسیده؟
قدم سهراب:)
سلامت باشید
ایشالله قسمت خودتون
اگه الان اون سال ها بود میگفتم خب آخه ادم سالم اینهمه شخصیت رو خلق میکنه که اساسا وجود خارجی ندارن و بعد در مورد اون همه ادم اینهمه شعر و داستان مینویسه؟
ولی الان دیگه خودمم برام شخصیت فردوسی جذابه
میدونید تقصیر سیستم اموزشی بود که دانش اموز ریاضی رو مجبور میکردن فردوسی بخونه و معنی کنه و حفظ کنه و تست بزنه :/
بله قبول دارم اینو
و اینم قبول دارم که سیستم آموزشی خیلی بهتر میتونه ما رو با این مفاخر فرهنگی آشنا بکنه
تراژدی قشنگیه
هوم
داستان خیلی رفت جلو که!
ما منتظر بودیم مراسم خواستگاری رو بشنویم!!! :)
پدر عروس رضایت داد؟
آره بابا داستان درباره سهرابه
رفتید توکار شاهنامه...
تفریحیه یا جناب دچار ترجیح میدن نسبت به مسائل دیگه سکوت کنن:))

یعنی قبل از این درباره مسائل موردنظر اشاره شما صحبت میکردم؟
:) سهراب زیاد داریم این روزها
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
گفت «بازآی» که دیرینه‌ی این درگاهی...

به به :)
یادش بخیر زیر کلمات مشکل نوشتن و معنی کردن های دبیرستان :)
کلمه پیشنهاد بدین :)
چو یک ماهه شد همچو یک سال بود :))
اینو تو خاطرات هی تعریف میکنن که وقتی من یک ماهه بودم برام میخوندن بس که تپل بودم :))
بله خب
سهراب کم نداریم این روزها 😉😎
چقدر این‌ بیت رو همیشه دوست داشتم:
" تو پور گو پیلتن رستمی
ز دستان سامی و از‌ نیرمی"
گو یعنی چی؟
سلام مومن. جزاکم الله خیرا


ایام بر شما تسلیت باد

همیشه داستان رستم و سهراب را که می خونم با خودم میگم شاید اینبار سهراب زنده بمونه!! و این از زیبائی های شاهنامه است....


و به آخرش که می رسه از رستم بدم میاد!!



عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
این بار حالا شاید سرانجام متفاوتی پیدا کرد 
سلام :)
این جور که از شواهد و فکتز اند فیگرز داستان پیداس اون زمان هم تراریخته بوده

یحتمل این بنده خدا سهراب هم تراریخته بوده
پس بگو چرا پوتین هر وقت میره خارج خوابگاهش رو با خودش میبره
هیچ وقت نشد بشینم پای شاهنامه و مرتب بخونمش. ولی هر جا داستانی ازش دیدم برام جذاب بود!
منم اینجوری نخوندم تا حالا
گو پیلتن یعنی پهلوان بزرگ، قوی جثه.
گو یعنی پهلوان
گو پیلتن یعنی پهلوان بزرگ، قوی جثه.
گو یعنی پهلوان
متشکرم 
کلمه چی؟
کلمه سختاشو بگید تا معنی کنیم :)
الان دیگه سخت نیس، معنی کردن قبلا برامون :)
قشنگ یادمه 
مثلا نوشته بود
سرو : نام درختی است
کاج : نام درختی است

همچنین جوری معنی میکردن 😏😐
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی