فیشــــــنگار

مشکل ما اشتغال است

يكشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۵ ق.ظ

حقیقت بندگی این است که عَبد


جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ تَعَالَى بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ

تمام مشغولیت خود را بر انجام آنچه خداوند دستور داده مصروف کند

وَ إِذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ

چرا که وقتی عبد مشغول شد

بِمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ نَهَاهُ

به این ها

لَا یَتَفَرَّغُ مِنْهُمَا إِلَى الْمِرَاءِ وَ الْمُبَاهَاةِ مَعَ النَّاسِ

 

دیگر وقت خالی پیدا نمی‌کند که بیاید در فضای مجازی «کَل کَل: بحث بیهوده» کند یا برود دنبال فخرفروشی و مسابقه تجمل. |link|

 

فَهَذَا أَوَّلُ دَرَجَةِ التُّقَی‌.

و این است پله ای از پله های تقوا... (میگفتم اولین پله براتون سنگین میشد)

 

 

تقوا یعنی تلاش برای انجام وظیفه حدیث عنوان بصری

بسیااار زیبا.
ولی ره دراز است برای رسیدن به اون نقطه.
این اولین درجه از تقواست. آخ آخ آخ!
سلام

این حدیث خیلی قشنگه
از اون متن هاست که به یه بار خوندنش می ارزد .
این پله آخر نیست؟

به روز رسانی:
یاد صحبت های آقای پناهیان تو محرم افتادم
نه آقا این پله اوله، یا شایدم دوم (اگه ایمان رو پله اول بدونیم) :)
نمی دونم
کامنت مرتبط رو خوندی؟
دوباره رفتم خوندم و دیدم بحث پیچیده تر شد

در حال حاضر، به نظرم این که فرد خطا کنه و به وسیله ی خطای که کرده رشد کنه، بیشتر مربوط به زمانی هست که فرد نسبت به خطای که کرده، یک جهلی داشته و نمیدونسته که کار خطای هست.

شاید استفاده از کلمه "شیطونی" زیاد مناسب نباشه، چرا که تو باطنش شرارت خوابیده، یعنی دیگه نمیشه گفت ریشه ش جهله، بلکه ریشه ش کُخه :)))
بسیار تحلیل جانانه ای بود :)))
واقعا میگم
شاید بار بشه گفت که خود شیطونی کردن (نه به معنی شرارت ورزیدن)، در راستای رشده
یعنی کسی که جاهل هست، اگه محافظه کاری بکنه و درگیر مسائل نشه، شاید رشدی براش اتفاق نیفته، در واقع میشه گفت که درگیر شدن با مسائل در حالت جهل، نیازمند روحیه شیطونی کردن (نه به معنی شرارت ورزیدین)  :)
همین که میگن: املای نانوشته غلط نداره؟
از فریب و مکر دنیا اهل ترک آسوده ند...
اهل ترک اصلا ترجمه درستی از تقوا نیست :)
تقوا جمع ترک و فعل است به تعبیر آخوندها
همه ی احادیث به یک بار خوندن که چه عرض کنم به بارها خوندن می ارزند. اما این یکی به هر روز خوندن هم می ارزه ^_^
سلام بر حضرت آقای سیدعلی آقای قاضی ^_^
یه عالمه نوشتم پاک شد!عجالتا(اجالتاً؟) همینو بگم که تقوا دقیقا یعنی هیچ وقت شیطنت نکنی.
حتی غفلت هم نکنی.
خب با توجه به این ادعا
باید همون یه عالمه رو بنویسید تا شااااید :) قبول کنیم
من مجبورم به شما چیزی رو بقبولونم؟ 
قبول شما برای شما بیشتر ثمر داره یا من؟
مجبور؟ بستگی داره

به اینکه آیا اومدین یه ادعا رو مطرح کنید
یا اینکه اومدین یه مطلب رو به من و دیگران منتقل کنید جهت هم افزایی و اینا؟
من ادعایی ندارم. هم افزایی هم نمیدونم چیه. 
گزینه بعدی؟ 
سوال اصلیم اینه: قبول شما برای من بیشتر ثمر داره یا برای شما؟
الان چیزی نگفتی شما که من قبول کنم یا رد کنم !
مطلب حداقل شما کبری صغری و نتیجه است.

شما اینجا فقط نتیجه رو گفتید درسته؟
ببینید منظور من اینه: این که شما (به قول خودتون) ادعای من رو قبول کنید برای من بیشتر ثمر داره یا شما؟ اونی که گوش میکنه بیشتر سود میبره یا اونی که حرف میزنه؟
من ادعای هیچ کس رو قبول نمی کنم.
یا معجزه میخواد
یا دلیل

البته که درخیرخواهی شما شکی نیست :)
میخوام بدونید بدون زحمت کشیدن و قدم قدم جلو رفتن هیچ مطلبی منتقل نمیشه |مگر به بُز اخفش|
قبول دارید حرفم رو؟
خب مسئله اینجاست که من برای انتقال مطلب به شما و قدم قدم جلو رفتن نیاز به انگیزه دارم. در شروع مطلب انگیزه داشتم ولی اون شاااایددد کشدارتون انگیزه مو ازم گرفت. :)
خب اگه احتمال میدین که مطلب منتقل نمیشه پس خودتون رو اذیت نکنید :)
:)
هرکس جوینده باشه، طلب میکنه. 
پس گوش دادن انتخاب اولمه.
با همین فرمون ادامه بدید هر روز از «طبیب دوار بطبه» صد و هشتاد درجه دور میشید.


پیامبر بر خلاف عرف طبیبان در مطب خود نمی نشینند، تا بیماران به او مراجعه کنند، این پیامبر است که به سراغ بیماران می رود. |لینک|

"همین که میگن: املای نانوشته غلط نداره؟"
نمیدونم تو این مسئله هم شامل حال میشه یا نه، ولی کل رشد یا بخش قابل توجه ی از  رشد، در عمل کردنه

یعنی محافظه کاری کردن از این بابت که خطای انجام ندیم، شاید فرصت رشد رو از ما بگیره
شاید یک مثال این باشه، مثلا تو امر به معروف کردن، خب احتمال داره که فرد با نحوه امر به معروفی که انجام میده، بیشتر دافعه ایجاد کنه تا جاذبه، و بر اساس همین احتمال، تصمیم میگیره که اقدامی انجام نده، در صورتی که تقریبا میشه گفت تا امر به معروف نکنه، نمیتونه به اون حالت مطلوب برسه، یعنی ضمن اینکه قبلش مسائل رو بالا و پایین میکنه تا اشتباهی انجام نده، یکسری از مسائل رو در حین عمل کردن درک میکنه و متوجه میشه که اینجا رو بد عمل کرده و دور بعد باید اصلاح کنه

بدی گفت و گو اینه که خودت اهل عمل نباشی

احتمالا نکیر و منکر بگن تو فیشنگار گفتی و عملی نکردی.... شق (صدای شلاق :) )
آقا اگه مُردم و فهمیدی، نظراتم رو تو فیشنگار حذف کن :)
(اگه مرگ ما رو فهمیدی، نظرات رو حذف نکنیا (به جز یک موردش، (میگم تو خصوصی)، یعنی نمیخوام برای شما تکلیفی ایجاد بشه و صرف شوخی و طنز بود) :)
میدونی نادر ابراهیمی چی میگه؟

انسان راستین تن به تردید طولانی و ویرانگر  نمی دهد.

انسان عطف به انتخاب‌های متفکرانه، بدون سوزاندن زمان، انسان است.

ماندن به این بهانه که از همه سو راهها پرمخاطره و ناهموار و خوف انگیز است، بدترین راه را انتخاب کردن است. منبع



امام چی؟
اساتید حوزه و دانشگاه چی؟
یادتونه استادتون چی میگفت: دیگه من بیشتر نمیتونم توضیح بدم.خودتون رو بکشید بالا.


این یه تفکر مسخره عرفانی نیست. یه مسئله کاملا منطقیه که کسی به من یاد نداده. وقتی یاد گرفتم قرینه ش رو توی رفتار علما دیدم....
و اما امام :)))


امام که خیلی خفن تر از این را هم گفته است.


کتاب اخلاق، باید خود معالجه کند دردها و عیبها را، نه آن که راه علاج نشان دهد. کتاب اخلاق آن است که به مطالعه آن، نفس قاسی نرم، و غیر مهذب مهذب، و ظلمانی، نورانی شود، و آن، به آن است که عالِم در ضمن راهنمایی، راهبر و در ضمن ارائه علاج، معالج باشد و کتاب، خود، دوای درد باشد نه نسخه دوانما. منبع

http://fiish.blog.ir/post/98

امام معصوم منظورمه.
امام خمینی منظورم نیست.
:)
من دیگه حرفی ندارم :))
دیگه خیلی آدم باید خالص شده باشه که به این درجه برسه.
وگرنه ما که حتی نمازمون هم فکر بدهیامون میفتیم و نمیدونیم نمازمون چی شد
بقول آقای همسایه
راهیه که باید رفت دیگه
سلام:)
هی ما توی هر وبلاگمون گفتیم اگر نفس رو مشغول نکنیم نفس مشغولمون میکنه
گفتن این فاز عرفانی داره و سیستمش مرید و مراد بازیه و ....

این هم کلام معصوم
:)

سلام
اتفاقا نوشته های شما خیلی برا شخص من مفیده
فقط متن پست/ توی کامنت ها دیگه خراب میکنی :)
این متن ازونایی بود که باید چند بار بخونم و چقدرچقدر خودم ازین بابت عدم اشتغال ضربه خوردم.
یه جا ذخیره کنید هی بخونید
هر دو سه روز یه بار

آدم یادش میره :)
آخه توی متن عموم رو در نظر میگیرم... و عامتر مینویسم
اما توی پاسخ به نظرات به شخص پاسخ میدم...
گاهی تحلیلم اینه که بعضی سوالات رو در مقام پاسخ نباید خیلی باز کرد و علتش اینه که مثلا میگم مرتضی که این سوال رو پرسید اگر کمی توجه و تمرکز کنه به جوابش میرسه...
برای همین همه چیز رو نمی ریزم روی دایره...
گاهی هم مطابق تشخصی که از مخاطبم میشناسم جواب میدم... لذا ممکنه به روحیات دیگران خوش نیاد...

هوم هر چی هست که من متن رو بهتر میفهمم
شاید تصورت از فهم من زیادی بالاست :))
نه...
تصورم نه از فهم تو خیلی بیش از عرف نه از خوم... (سطح درک عموم مد نظرمه)
اما فکر میکنم یه مقدار تنبلی... از خودت کار نمی کشی...
دیگه تصورم رو از تو گفتم اگر خلاف واقع بود حلال کن
همینه
با توجه به کامنتا
و بر خلاف اونا
منظورش کلا این بوده که شما اگه هزار تا کار و بار داشته باشی و الاف نباشی دیگه وقتی نداری که هدرش بدی همش وقت استفاده شده و بهینه اس
منم همین برداشت شما رو کردم ازش
خیلی هم بی مزه بود ;d
هاهاها

حدیث عنوان بصری اونجاش که امام صادق میگه داداچ پاشو برو بزار به کارمون برسیم :D
الان منم باید به تو همینو بگم برو دنبال نقد فیلم بازیات :)))
یه جا بین کامنتها بحث رشد بود خواستم در تایید و ادامه اش بگم:
اصلاً مواجهه است که باعث شناخت و رشد میشه

یه سوال هم دارم:
چه تضمینی وجود داره که هر درگیر شدنی به رشد برسوندمون؟


+ فکر کنم کسی نگفت ولی من عنوان رو قبول دارم :)
باید مشغول خدا باشیم
درباره سوال: یا باید درگیر بشیم یا نشیم
راه دیگه ای نداره که
میشه درگیر نشد و به رشد رسید؟
پس تنها راهش درگیر شدنه است

+ چه عجب یکی توجه کرد به سوال !
وای خدای من!
چقدر حالم خوب شد!
اصلا انگار یه انرژی مضاعف گرفتم از خوندن این پست!خدایا!چقدر به موقع بود برای حال این روزهای من!
خیلی ممنونم ازت خیلی
پس اولین پله ست!میدونستم وقتی آدم مشغول میشه وقت هدر دادنش کم میشه،اما نشنیده بودم روایت و حدیثی!اونم با این مضمون که اولین پله ست!

فک کنم به موقع بود دعوتم ! :)
بسیاااااااار زیاد
ممنونم از این دعوت به جا
خیلی ممنونم:)
آره بیان یه سیستمی داره به نام دنبال کردن
که شما میتونی در جریان اخرین پست وب های مورد نظرت قرار بگیری
تیکه انداختی؟:))آره اتفاقا من خیلی نامحسوس سر میزنم ولی اعتراف میکنم مدت زیادی بود نیومده بودم اینجا،نه که اینجا،کلا کم شده حضورم در دنیای مجازی:))پیرو همین پست؛)))
ولی عنوان پست رو قبول دارم 90% نظر منم همینه
خدا بهتون موفقیت روز افزون بده

+ 10 درصد دیگه اش هم درست میشه انشالله
من یه پست نقد فیلم مینویسم 4 روز بکوب براش وقت میزارم
نه که مثل بعضیا یک متن 2 خطی کاپی کنم
آره داداچ پایۀ کل کلی باشه 

تو را به مبارزه دعوت میکنم 
بیا این پشم بز رستم را بگیر هر گاه خواستی با من روئین تن مبارزه کنی
سرشو فلفی کن بکن تو دماغت عطسه بزن
اون موقع شوهر سیمرغ میاد کمکت میکنه :|

تا حالا کامنت ازین تحقیر آمیزتر دیده بودی؟
آقا من توی بحث های جدی هم کل کل حال ندارم بکنم
فقط کل کل فوتبالی 😂✌✌✌
آخه بحث جدی که به قول شما و استاد ابراهیم دینانی میشه گفت و گو
نه کل کل داداچ

نچ
فایده نداره
کل کل فقط با داغانِ بیان نئو میچسبه
یه بار یه کامنتی شبیه این بهش بده ببین چه انسان فرهیخته‌ای در مکتب باحالیسم است


تد رو اصلا برا همین ساختن 👍 
البته این که چرا این قدر نماد خرس در هالیوود وجود داره باید تحقیق بشه
تد هم یک خرسه
مثل پدینگتون و خرس های مهربون
شاید خرس حاوی این پیام باشه که کشورها مثل زنبور عسل تولید میکنن و ما مثل خرس عسل آنها را میدزدیم
البته این معنایی که فرمودید بیشتر ذوقی است و  به وضع واضع نیست 
نقد هرمنوتیکال شناخته میشه
باید ببینیم منظور سازندگان چیه و چی میخوان بگن
بله باید ببینیم وضع واضع چیست :)
معمولا منطقیون میخوان قربون همدیگه برن میگن:
قربون واضع ات که تو رو وضع کرد :D
خب الان باید چی بگیم؟!
معنی تقوا؟خب ینی چشم گفتن به حرفای خدا،نه فقط در خلوت بلکه در اجتماع هم...(خیلی فکر کردم ینی!)
نه جدی...چرا فکر میکنیم تقوا یه معنی عجیباً غریبایی داره؟
بارها اینور و اونور خوندم که از علما میان میپرسن آقا چیکار کنیم باتقوا شیم؟گفتن نمیخواد کار عجیب و فضایی بکنی فقط ترک محرمات انجام واجبات
+به اینکه پله اول و دوم چی چیه کار ندارم
چه حرفای خوبی زدین... ممنون

پله ای نیست :)

صد در صد!

پیشنهاد میکنم این مطلبو یه جا ذخیره کنی برا خودت
گاهی صرف خوندنشم خوبه برا آدم :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی