فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

مرد در کشاکش زندگی

سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۴۲ ق.ظ

مرد در کشاکش زندگی مردانه خود، احتیاج به یک لحظه‌ آرامشی دارد تا بتواند راه را ادامه بدهد. آن لحظه‌ آرامش کِی است؟ همان وقتی است که او در محیط سرشار از محبت و عطوفت خانوادگی خودش قرار می‌گیرد. با همسر خودش که به او عشق می‌ورزد، با اوست، در کنار اوست و با او احساس یگانگی می‌کند. وقتی با همسر خود مواجه می‌شود، این همان لحظه آسایش و آرامش است.

۹۷/۰۷/۱۰ موافقین ۲۱

نظرات (۱۶۵)

۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۸:۲۲ کرگدنِ بنفش
اگر زن آرامش دهنده باشد نه مخل آسایش :)))

پاسخ:
خنده داره ؟
خوشم میاد حداقل صداقت دارین خودتون :))
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۸:۲۸ کرگدنِ بنفش
اولین کامنت هر دو پست اخیرتون گویای همه چیزه :))
پاسخ:
دقیقا
دقیقا
کلن بیا پایان ازدواج رو
بعد از این دو تا پست اعلام کنیم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۸:۳۳ مردی بنام شقایق ...
سلام

پیرو کامنت های پست قبلی :)

آقا چرا مرد رو خر باربر در نظر گرفتین و کلا فقط مرد باید کار کنه؟
اصن حالم بد شد :)))))))))))))))
پاسخ:
من نمی دونم واقعا فلسفه آفرینش مرد چی بوده :|

خر باربر؟
ناجی بابای دختر؟
چی بوده واقعا ؟ خودت بگو :)

سلام
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۸:۳۴ حسن قاسمی
خب حالا نوبت مایه :))

آقای پناهیان:
رسول خدا(ص) به خانمی که در مورد حقوق زن بر شوهر سوال کرد، فرمود: «حقوق شوهرت از تو بیشتر است» (قَالَتْ: فَمَا لِی عَلَیْهِ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ مَا لَهُ عَلَیَّ؟ قَالَ: لَا وَ لَا مِنْ کُلِّ مِائَة)(کافی/5/507)

اینکه حقوق مرد بیشتر از زن است، به این معناست که نیازهای مرد بیشتر از زن است، لذا اگر زنی در مورد حقوق شوهرش غفلت کند، لطمۀ بیشتری به او وارد کرده است. اینکه مرد، حق بیشتری دارد به این خاطر است که نیازهای او در خانواده بیشتر از زن است

در مورد ارتباط بین زن و مرد، زن‌ها به لحاظ روحی قوی‌تر هستند و ابتکار عمل به دست خانم‌ها است، لذا مدیریت این ارتباط نیز به خانم‌ها داده شده است و به همین دلیل، حجاب برای زن واجب شده است. حجاب مظهر قدرت زن است و معنایش این است که خانم‌ها باید روابط بین زن و مرد را مدیریت کنند.

مسئولیت‌های بیشتری که در خانه به زن‌ها داده شده‌ است مربوط به برتری‌ها و برجستگی‌های روحی زن است. چون خداوند به هرکس در هر زمینه‌ای که توانایی بیشتری داده، مسئولیت بیشتری نیز بر عهدۀ او گذاشته است.

اگر بخواهیم امتحان‌های الهی مرد و زن را تقسیم‌بندی کنیم، می‌توانیم بگوییم؛ بخش عمده‌ای از امتحان‌های زن در مورد شوهر و فرزندانش است ولی بخش عمدۀ امتحان‌های مرد در بیرون از محیط خانواده است.

بچه‌ای از لحاظ روحی متعادل خواهد بود که ببیند، پدرش به مادرش محبت می‌کند و دل او را نمی‌شکند و مادر هم به پدر احترام می‌گذارد و غرور او را جریحه‌دار نمی‌کند. اگر غیر از این باشد، بچه به لحاظ روحی متعادل نخواهد شد و لذا برای دینداری و ولایت‌مداری آمادگی پیدا نخواهد کرد.

farsnews.com/news/13901003001531

البته فارس این مطلب رو سال 90 گذاشته، از اون موقع تا حالا، شاید آقای پناهیان تجدید نظرهای کرده باشن
پاسخ:
سلام ممنون برای ضمیمه خوبت

پس من نتیجه گرفتم که حجاب فتیله ی رابطه است. هوم؟ :)
یعنی وقتی با یه پسر داری حرف میزنی میتونی با جلو یا عقب کشیدن روسری اون پسر رو مدیریت کنی؟ چقدر موجودات چندشی ان این پسرا! :|

مردها این پسر کوچولوهای ریش دار هیچ قت موجودات پیچیده ای نبوده اند. پیچیده ترینشان نهایتاً سیگار می کشند و می نویسند یا رئیس جمهور می شوند اما زن که نمی شوند.!
مردها موجودات قدرتمندی هستند هرچند محکم در آغوش بگیریشان اذیت یا تمام نمی شوند
زورشان به در کنسروها، وزنه های سنگین و غرغرهای زنانه خوب می رسد
تازه پارک دوبلشان هم از ما خیلی بهتر اس...
مردها پسر بچه های قوی اند اما نه آنقدر قوی که بی توجهی را تاب بیاورند
نه آنقدر قوی که بدون دوستت دارم های زنی شبی راحت بخوابند
نه آنقدر قوی که خیال فردای بچه ها از پای درشان نیاورد
نه آنقدر قوی که زحمت نان پیرشان نکند
مردها پسر بچه های قوی اند که اگر در آغوششان نگیری و ساعت ها پای پرحرفی های پسر کوچولوهای درونشان ننشینی تـَرک می خورند
و آنقدر مغرورند که گر این ترک هزار بار هم باشد ، آخ نگویند ... فقط بمیرند...
آن هم طوری که آب از آب تکان نخورد و مثل همیشه از سر کار برگردند و شام بخورند...
فقط پسر کوچولوی سر به هوای درونشان را می برند گوشه ای از وجودشان دفن می کنند و باقی عمر را جلوی تلویزیون، پشت میز اداره یا داخل مغازه در حسرتش می نشینند...
هوای " پسربچه های ریش دار" زندگیمان را داشته باشیم
آنها راه زیادی را از پسر بچگیشان آمده اند تا مرد رویاهای ما باشند...
دنیا بدون دوستت دارم "با صدایی بم مردانه" جای ناامن و ترسناکی ست...
دنیا بدون صاحبان کفش های 42 و بزرگتر ردپای خوشبختی را کم دارد...

حسنا میرصنم ...
 
پاسخ:
چه قشنگ بود این مطلب ! :)

زن هم زنهای قدیم :)))
درود بر شما
این "خب حالا نوبتِ مایه" خیلی بامزه بود.:)
منم میتونم یه کتاب در مورد ازدواج رویایی بنویسم‌. مستر میگه بنویس. شاید نوشتم ^_^
پاسخ:
معلومه از دیروز هی حرص خورده
خوب شد امروز اینو گذاشتما :)

یاد این جمله افتادم:
یه دختره نوشته بود خوبی دیر ازدواج کردن اینه که رویاهات بیشتر عمر میکنن هارهارهار :))
کامنت یاقوت رو دوست داشتم

آقای پناهیان هم نظرشون هنوز همونه :))
پاسخ:
خیلی کامنت قشنگی بود

+ تثبیت مواضع :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۹:۱۹ حسن قاسمی
سلام
آقا تو این مسائل مربوط به فیتله، فکر کنم صلاح نباشه که در مکان عمومی که سیگار هم نمیشه کشید، اظهار نظر کنم :))
پاسخ:
:|
یه نکته بگم در مورد خانمهایی که با تحقیر آقایون سعی در اثبات برتری خود دارن و آقایونی که با تحقیر خانمها سعی در اثبات برتری خودشون دارن:

فقط یه آدم ضعیف و سرخورده و محقر با تخریب جنس دیگه سعی در اثبات خود داره... اینها سرخوردگی هایی در زندگیشون دارن که اینطوری بروز پیدا کرده... با نهایت ادب عرض میکنم که بیشترین سرخوردگیشون هم سرخوردگی جنسی و عاطفیه... درکشون کنید...
به نظرم ، نظر برادرزاده ام " حسن قاسمی" واقع بینانه تر بود (فرمایشات استاد پناهیان"... البته باید بسطش داد تا برداشت اشتباه نشه...
پاسخ:
خخخخ برادر زاده رو خوب اومدی :)


۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۹:۳۶ پیـــچـ ـک
سلام
عطف به کامنت آقای قاسمی سوال دارم:
معنی این که نیازشون بیشتره یعنی ضعیفترن؟!
اگه جواب سوال قبلیم مثبته، چرا مسئولیتهای مرد متعددتره و بیشتره(در همون خانواده)؟
اگه نیاز زن به مرد کمتره چرا تعدد زوجات وجود داره؟ وقتی دسترسی به چیزی رو تسهیل میکنیم یعنی نیاز به اون چیز بیشتره. واضحه که دستور تعدد زوجات تسهیل دسترسی زن به شوهره.
همون طور که احکام رضاع برای تسهیل دسترسی طفل به مادره. ما توی شرع یه جور پدر داریم. پدر خونی. ولی دو جور مادر داریم. یه مادر خونی، یکی هم مادر رضاعی. چون وجود مادر در شروع مسیر رشد انسانی خیلیییی لازمه.

 وقتی کسی میگه نیاز مرد به زن بیشتره، من همیشه این سوالا توی ذهنم میاد.
پاسخ:
دستور تعدد زوجات تسهیل دسترسی زن به شوهره؟
سلام

@حسن قاسمی پاسخ بدهند :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۱ مردی بنام شقایق ...
والا من خودمم در دلیل آفرینشمون موندم :))))

این سری باید مفصل بشینیم با خدا حرفاشو بزنیم ببینیم چی بوده نیتش واقعا!

شاید واقعا نیتش خیر بوده :))))))

+
آقا این کامنت پسر بچه ریش دار جالب بود. به پهنای صورت لبخند زدم :)


++
حالا یه نکته بگم درباره خودم که تقریبا یکی از دردناک ترین چیزاییه که این روزا بهش فکر میکنم

من تو سن مناسبی ازدواج کردم. دقیقا بعد از لیسانس
و ازون روز به بعد تقریبا هیچی از خودم نفهمیدم الا تلاش شدید برای تامین نیازهای خانواده (روحی و جسمی)
بعضی وقتا میشینم به خودم نیگا میکنم میبینم از اون پسر جوون شاد و پر جنب و جوش و شوخ و سوپراکتیو که تو همه زمینه ها فعالیت داشت الان فقط یه نقش پدری و همسری مونده که اونم به نظر خودم بخوبی ایفا نمیشه!

لذا حس میکنم اون بعد شخصیه تقریبا نابود شده تا جائیکه این هفته که خانوم و بچه ها تهران بودن و من تنها بودم تو خونه تقریبا هیچ کاری برا انجام دادن نداشتم خصوصا نبود بچه ها خیلی تو ذوق میزد.
این درحالیه که تو دوران مجردی ثانیه ای هم وقت برای اتلاف نداشتم و همه جوره مطالعه میکردم و مینوشتم و بالاخره مشغول بودم.

دیشب در کمال ناباوری رفتم برا خودم تنهایی غذا گرفتم و اومدم خونه نشستم پای تلویزیون و یه قسمت هم شهرزاد دیدم و هیشکی هم نبود که ثانیه به ثانیه بپرسه بابا این چی شد بابا اون چی شد! و خلاصه اینقدر حوصلم سر رفت که ساعت ده دوش گرفتم و رفتم برا خواب و حتی کسی نبود التماس کنه بابا تروخدا امشب بیا تو اتاق من بخواب و من برم نیم ساعت رو زمین کنار تختش بخوابم تا خوابش سنگین بشه و بعد بیام سر جای خودم و تازه جفتگ لگدای دختر کوچیکه تو پک و پهلو شروع بشه و نصفه شب خانومم صدام کنه که فلانی بی زحمت شیرخشک درست کن برا زهرا گشنشه و...

با همین فکرا تا 2 بیدار بودم!!!


میخوام بگم از یه جا به بعد مردا تقریبا تو تایم لاین زندگی پاک میشن و فقط یه اثراتی ازشون در قالب اعضای خانواده میمونه

تقریبا خودشون فراموش میشن که این خیلی بده

شاید همچین چیزی برا خانومها هم بعد ازدواج و بچه دار شدن اتفاق بیفته ولی کمرنگ تره بنظرم
پاسخ:


یا مَن هو اختفی لفرط نوره
الظّاهرُ اَلباطنُ فی ظُهوره [3]

ای که از بس نورت زیاد است دیده نمی شوی :)
یه حسی بهم دست داده که همیجوری دارم هی سرمو می چرخونم نمی دونم این حرکتم چه معنی ای میده حتا! :|

۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۲ کرگدنِ بنفش
اره حتما تعطیل کنی 
تا همه ما رو مزدوج نکنی ول نمیکنی که :))
پاسخ:
ما فیشنگاری بیش نیستیم
تاثیرپذیری با خودهاتونه :))
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۴ پیـــچـ ـک
خب بله.دقت کنید که با تعدد زوجات مسئولیت فقهی زن کمتر میشه اما مسئولیت مرد سرجاشه.
پس این حکم در واقع تسهیل دسترسی زن به شوهره.
وظیفه فقهی(دارم تاکید میکنم فقهی چون اخلاقیات رو جدا کردم) زن صرفا تمکین در مسائل زناشوییه. بقیه وظایف اخلاقیه. این وظیفه زن هم منوط به حضور مرده. وقتی مرد نیست پس زن وظیفه ش کمتر میشه.ولی وظاایف فقهی مرد تامین زن(نیاز های جسمی و آموزشی) هست که ربطی به حضورش نداره. بلکه منوط به تمکین زنه. وقتی زن داخل خونه ست و عدم تمکینش رو ابراز نکرده، مرد چه خونه باشه چه نباشه باید زن رو تامین کنه. با این نگاه تعدد زوجات وظیفه مرد رو کم نکرده وظیفه زن رو کم کرده.
این نکته رو هم اضافه کنم که لایه دین باید در هماهنگی با هم باشن  اگر نباشن، دین تعادل نخواهد داشت. 
فقه لایه بیرونی دینه و اخلاق و عرفان لایه های درونی تر. به نظرم باید با هم هماهنگ باشن.

نمیگم حرفام درسته ها. ولی اینا چیزاییه که هنوز نتونستم حلشون کنم.
پاسخ:
لایه دین باید در هماهنگی با هم باشن  اگر نباشن، دین تعادل نخواهد داشت. فقه لایه بیرونی دینه و اخلاق و عرفان لایه های درونی تر.

این حرفتون هم برام جالب بود
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۰۱ پیـــچـ ـک
@مردی به نام شقایق
خیلی حالتونو درک میکنم. 


پاسخ:
:)) بنده خدا
در پاسخ به "مردی از جنس شقایق"
احساس همدردی کردم با شما :(
جمله آخرتون که فرمودید خودمون رو فراموش کردیم و بده... موافقم...
اون هشیاری ای که ما باید به خرج بدیم همینه که با این گرفتاری ها خودمون رو فراموش نکنیم...
اما اینکه با افتادن در جریان خانواده یه شخصیت جمعی پیدا میکنیم دقیقا هدف خدا از خلقت ما هست...
دقیقا ما رو آورده توی عالم طبیعت و گفته خانواده تشکیل بدید که قابلیت جامع شدن در ما پیاده بشه...
من از این حرفا زیاد گفتم اما چون یه حس همزاد پنداری با شما داشتم و خواستم ابراز وجودی بکنم
پاسخ:
سلام به ابراز وجود :)

+ من هم هنوز همون حالتم که زیر کامنتش گفتم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۱۰ کرگدنِ بنفش
ولی حس میکنم برای خانم هام در رابطه با این مساله ای که آقای شقایق گفتن ، به همین پررنگیه ...
من ازدواج نکردم هنوز و دقیقا از همین مساله اش میترسم :))
میخوام اول کارهای واجبم رو سر و سامون بدم !
وگرنه بعدا وقت نمیشه 
پاسخ:
میخای درستو ادامه بدی؟
در پاسخ به خانم پیچک:
نه به معنای ضعیف تر بودن مردها نیست...
الان یه حکومت نیازمندیش بیش از یه خانواده هست... آیا یه حکومت از یه خانواده (هر دو اجتماع هستن) الزاما ضعیفتره به خاطر نیازمندیهاش؟

یعنی نیازمندی بیشتر به معنای ضعیفتر بودن نیست...
اما به نظرم زنها هم سریع الهدایت تر هستن هم قابلیت انحرافشون بیشتره...
اون هم به خاطر لطافت وجودیشون نسبت به مرد...


پاسخ:
@خانم پیچک

خیلی ریز گفتی زنا ثبات ندارنا :))
@مردی بنام شقایق

به نظرم برای خانوما بدتره... چون گرفتاریشون در رابطه با مسائل خونه و بچه ها خیلی بیشتره... خصوصا اونایی که خانه دارن، اگه به خودشون بیان میبینن که فقط یه بشور،  بساب و بپز مونده براشون از زندگی! :(

من همیشه نگران این مسئله ام... هم برای خودم و هم همسرم و دلیل اصلی این که مشوقش بودم یه فعالیت هنری کنار کارش داشته باشه همین بود. برای این که حس نکنه حل شده توی روزمرگیش... و هنری داره که میتونه خودش رو توش پیدا کنه...
پاسخ:
@مردی بنام شقایق

+ کلا وقتی این همه همه گیره ایم معضل چرا باید آدما ازدواج کنن؟ آیا همباشی بهتر نیست؟ :))

۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۲۵ پیـــچـ ـک
@ن. .ا
چرا میگید یه حکومت نیازمندیش بیشتر از خانواده ست؟
و چرا میگید حکومت قویتره؟
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۲۹ پیـــچـ ـک
آقای دچار درسته زن ها ثبات ندارن ولی چیزی که ثبات نداره قدرت حرکت میده.
قدرت رشد میده...منتها باید جهت داد بهش از پخش شدن و چند سو شدنش جلو گیری کرد. همون ثبات مرد بهش جهت میده و از چند سویی زن جلوگیری میکنه.
پاسخ:
دقیقا چون اونایی که شوهر ندارن ثبات و جهت خودشون رو توی شخصیت های محبوبشون جستجو میکنم
مثلا توی اون کلیپی که برای اِبی |خاننده| درست کرده بودن و شما احتمالا ندیدین یه خانمه هست میگه من رفتم رشته حقوق به خاطر اینکی دختر ابی جون وکیل بود.
@ پیچک
نمیگم حکومت قویتره... میگم آیا بخاطر نیازمندی های بیشترش الزاما ضعیف تره؟
خب بله نیازمندی های حکومت بیشتره... مثلا یه خانواده فقط میره نون میخره... اما حکومت باید هم گندم کار رو حمایت کنه و هم آسیابان رو... هم آب کشاورز رو تامین کنه... هم بیمه کنه و ....
وقتی این همه حمایت باید داشته باشه نیاز به هماهنگی های خیلی بیشتری داره... نیاز به عوامل زیادی داره...
در راستای این تامین... خیلی نیازها برای حکومت ایجاد میشه...
اما یه خانواده برای تامین نان منزل فقط به شغل نیازمنده... 
البته اینها به هم وصل هستن... اما حکومت به صورت مستقیم درگیره... لذا نیازهای مستقیمش بیشتره...
اما آیا بیشتر بودن نیاز مستقیم در حکومت به معنای ضعیفتر بودن حکومت از خانواده هست؟
نه مسلما!
هر امری آسیب هایی داره... اگه بلد باشیم از آسیب ها جلوگیری کنیم، چرا باید خودشو بد بدونیم؟
پاسخ:
پس اصل اینه که بلد باشیم.
نه... نگفتم خانمها بی ثباتن
برای تو هم مثال میزنم
ساق پای ما هم حس لامسه داره... مردمک چشم هم لامسه داره...
لامسه ساق پا گاهی وزنی 70 کیلویی رو روی یه کلوخ تحمل میکنه و لطمه نمیبینه... از طرفی به لامسه ساق پا بگی درکی از نسیم هم داری؟ میگه نه

اما لامسه مردمک چشم هم نسیم ملایم رو درک میکنه... هم بسیار زود در برابر فشارها هشدار میده... اگر تدبیر نکنیم لطمه میبینه...
آیا مردمک چشم بی ثباته؟
پاسخ:
پس لطیف با بی ثبات فرق میکنه


بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم

بنشست ز دوریت به خون مردم چشم

افتادی اگر ز چشم مردم چون اشک

در چشم منی عزیز چون مردم چشم




۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۳۸ پیـــچـ ـک
@ن. .ا
راستش من دقیقا این طور فکر نمیکنم وگرنه الان به جای خانواده م به حکومت میرسیدم.
من فکر میکنم اگر نان آور خانواده رو ازش بگیریم کسی نمیتونه اون وظیفه رو با همون کیفیت انجام بده، پس خانواده ضرر غیرقابل جبران میکنه. اما حکومت این طور نیست. اون کشاورز نشد یکی دیگه...
دقیقا به همین دلیل خانواده رو محکمتر از حکومت میدونم. چون به خاطر وابستگی بیشتر پیوندا قویتر میشه. اما این معنیش قویتر بودن خانواده نیست.
پاسخ:
مغالطه شد
وقتی نان آور خانواده یک مرد است
نان آور حکومت همه کشاورزان هستند نه یک کشاورز
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۳۹ حسن قاسمی
آقا ما که مسئولیتی نداریم، فقط گفتم که آقای پناهیان چی گفته، نظر خودم رو بگم که قلم ها خواهند شکست از شگفتی حقیقت 😂😂😂

فکر کنم @عمومی نازنینم ❤️ بتونن بحث رو باز کنن :)

در عین حال مطرح کنم که:
به نظرم بحث تعدد زوجات، ریشه در توانایی افراد داره، مثلا از بعد نسلی، اگه یک زن با چند مرد ازدواج کنه، بحث نام خانوادگی نسل بعدی خدشه دار میشه و وقتی نام خانوادگی مشخص نباشه، دیگه بحث انجام وظیفه پدرانه برای انسان تازه وارد، در حاشیه قرار میگیره.
در صورتی که اگه یک مرد با چند زن ازدواج کنه، دیگه مشکلی از اینکه پدر و مادر انسان تازه وارد کین، پیش نمیاد
یعنی نمیشه گفت که تعدد زوجات مرد، حتما برای بشیریت مشکل ساز میشه اما میشه گفت که تعدد زوجات زن، حتما برای بشریت مشکل سازه

بنابراین به نظرم میرسه که پرداختن به موضوع نیاز، از طریق بحث چندهمسری، بدون توجه به مسائل دیگه، همانند نام خانوادگی که گفته شد، ممکنه که انسان رو دچار خطای محاسباتی کنه


البته در نظری که گذاشتم، ندیدم که آقای پناهیان گفته باشن که نیاز مرد به زن بیشتره، گفتن نیازهای مرد در خانواده بیشتر از نیازهای زنه، یعنی بحث خانواده مطرحه، در خانه نیاز مرد بیشتره، شاید یک دلیلش این باشه که مرد کل نگره و برای همین نمیتونه در خانه که مسائل جزئی هستن، به آرامش برسه، پس یک فرد جزء نگر باید باشه تا بتونه از این بابت، برای مرد آرامش ایجاد کنه.
بازتر کنم، مرد هم باید در خانه باشه و هم در اجتماع، اما زن میتونه فقط در خانه باشه.
مرد در اجتماع مشکلی نداره، زن هم در خانه مشکلی نداره، اما چون مرد باید حتما در خانه باشه، باید یکی باشه که کاملش کنه و برای همین به زن نیاز داره، اما زن حتما بیرون از خانه نیست که نیاز داشته باشه که یکی کاملش کنه

اگه بزرگان بحث نیاز رو باز کنن، میشه باز بهتره نتیجه گیری کرد
پاسخ:
کلا به نظرم هر مردی باید یه حکومتی داشته باشه
مثلا یه قلعه
با خدم و حشم
و زنان از اقوام مختلف
و رعایا از اصناف و حِرَف

میکروفون رو بین شما و عموی محترم دست به دست می کنیم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۱ حسن قاسمی
نظر بالا رو بدون اینکه نظرات بعدی مخاطبان رو ببینم، ارسال کردم.
یعنی وقتی ارسال کردم، اونا رو دیدم، فکر کنم زمان ارسال، آخرین نظر، نظر @ن. .ا بود در مورد نظر @مردی به نام شقایق
پاسخ:
هم پوشانی داشت
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۱ پیـــچـ ـک
اونی که شوهر نداره بابا که داره...
اون دختره احتمالا پیوندای عاطفی و روانی درستی با پدرش نداشته دنبال پدر دلخواهش توی ابی میگشته( چه کسی هم...) وگرنه چرا نرفته ببینه زن(های) ابی چی خوندن؟
پاسخ:
مصداقی بررسی نکردم
@ خانم پیچک
نه...
مثال من رو تفسیر نکنید... مثال نباید تفسیر بشه... بلکه باید وجه مثل دیده بشه...
میگم نیازمندی بیشتر الزاما به معنای ضعیفتر بودن نیست...

اگر نیازمندی مرد بیشتر باشه معناش ضعیفتر بودن جنس مرد نیست... مثالم برای اثبات این حرف بود...
اینکه شما میگید خانواده نان آورش رو از دست بده آسیب جدیتری میبینه با کلیت مسیر بحث کمی فاصله داره... یعنی زاویه نگاه شما کمی از مسیر بحث خارج شده به نظرم
پاسخ:
آقا از اینا @ استفاده کنید که من بدونم باید چی بگم :)
بله. قراره که مرد و زن با هم، احساس یگانگی داشته باشند؛ ولی احساسی که زن در مقابل مرد خیانت پیشه، داره ' احساس چندگانگیه ' و همین اضطراب و تنش ایجاد می کنه و اون مرد خوش خیال دیگه نمی تونه در کنار زنش، همون احساس آرامش اولیه رو داشته باشه.

زنی هم که دیگه امکان اعتماد به همسرش رو نداشته باشه سعی می کنه به پاهای خودش تکیه کنه و این می شه که زنهای شاغل تعدادشون زیاد می شه.
بعد هم، آقایونی میان و غر پشت غر که: ' چرا زنها به دنبال استقلال و کسب درآمد هستند؟ '
پاسخ:
به نظرتون بهتر نیست دیگه اسم زن و شوهری رو بذاریم شرکای جنسی مالی؟
این ایده الان به ذهنم رسیده
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۰ وحید عبدی پور
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

این حدیث رو با این حدیث، کنار هم بزارید.

اگر بر کسی غیر خدا سجده روا بود، زنان را بر شوهرانشان امر می کردم سجده کنند.

حقوق زن و مرد چگونه است یا نبی؟

مرد صد حق و زن یک حق دارد.


اهلش گفتند سمعا و طاعتا


مابقی ماله کشا ببینم چه می کنند با این دو حدیث
بسم الله
پاسخ:
:)))))
ماله ات را بر زمین بگذار
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۵ کرگدنِ بنفش
خدایی خیلی با ازدواج آدم از یه سری چیزهایی که میخواد عقب میفته... 
بعد حسرتش میمونه به دلش... 
نه اینکه بگم نه ازدواج بده ، ازدواج نکنین ! نه اتفاقا ازدواج خوبه زودم ازدواج کنین...
پاسخ:
ازدواج رو یا باید قبل از 16سالگی کرد یا بعد از 36 سالگی

+اینم نظریه

۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۶ پیـــچـ ـک
@اقای قاسمی
بحث خدشه نسل درسته ولی تنها دلیل خدشه نسل نیست وگرنه با یه آزمایش ژنتیک مسئله حل میشه. تداخل حقوق وظایف پیش میاد در تعدد همسران مذکر(تعدد زوجات فقط در مورد زن درسته). تمکین زن در مقابل مرد بدون قید زمانیه. یعنی میشه گفت صد در صد. اگه هر دو مرد در یک زمان خواسته از زن داشته باشن، حق تقدم با کدومه؟ تازه خصوصیات روحی مرد که شامل غیرت میشه رو لحاظ نکردم.

دچار خطای محاسباتی نمیشیم. شما دقیقا به همون هماهنگی ای اشاره کردید که من عرض کردم. اینقدر احکام خانواده منسجم و دقیق ریخته شده که اگر دقیقا اونها رو اجرا کنیم واقعا از هر طرف بریم به همون چیزی میرسیم که گفته شده. 

مشکل من تفاسیریه که میشه. گاهی آدما تفسیری از احکام و اخلاق میکنن که وقتی توش دقت میکنم یه رگه هایی از عرف زدگی میبینم. وقتی دین عرف زده بشه، از تعادل خارج میشه.

من توی رساله حقوق امام سجاد علیه السلام دیدم که حقوق مرد به زنش بیشتره. با تاکید هم حضرت این موضوع رو مطرح کردن. ولی اینو به نیاز بیشتر ربط ندادم. مگه بچه که نیازش به پدر و مادر بیشتره حقش بیشتره؟
پاسخ:
@اقای قاسمی

تا حالا بهت گفته بودم: آقای قاسمی؟ :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۰ کرگدنِ بنفش
مثلا برای خودم مثال بزنم ؟ 
فرضا من با یکی ازدواج کنم 
هم رشته و هم مقطع خودم 
بخوایم تخصص بخونیم ، امتحان بدیم ، اون یه جا قبول شه ، من یه جا دیگه ...انتقالیم نمیدن چون میگن چشمت کور میخواستی قبل از تخصص قبول شدن ازدواج نکنی... :)) 
بعد اینجا یکی یا دو نفر باید کوتاه بیان 
خب نامردیه 
هر دو این همه سال زحمت و تلاش و ... 
دود میشه میره هوا... 
پاسخ:
واقعیته
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۷ پیـــچـ ـک
@ن. .ا
پس من وجه مثال شما رو درک نکردم.
من واقعا اینو نمیفهمم که یعنی چی؟ حتی با شوهرم هم وقتی صحبت میکنم بهش میگم من نیازم به تو بیشتره، قبول نمیکنه. میگه این طور نیست من به تو بیشتر نیاز دارم تا تو به من. اشتباه فکر میکنی.
ولی من نمیفهمم چه طوریه؟
همه چیز زن رو مرد تامین میکنه، چه طوری نیاز مرد به زن بیشتره؟

وقتی میگن حق مرد بیشتره برام قابل درکه، چون نیاز زن به مرد بیشتره. مسئولیت مرد بیشتره پس حقش هم یشتر میشه.
ولی نه دقیقا میدونم این حق بیشتر چی هست و نه دقیقا میدونم این نیاز بیشتر چیه؟
پاسخ:
حرف شوهرتون درسته

واقعا اگه زن مایه و حافظ آرامش مرد نباشه مرد دچار هنگی میشه :)
همون افسردگی زود هم مریض میشه آن هم طوری که آب از آب تکان نخورد و مثل همیشه از سر کار برگردند و شام بخورند...
@ خانم پیچک
در پاسخی که به آقای قاسمی دادید
بحث حق و نیاز مطرح شده
باید یه شفاف سازی در مورد ربط نیاز مرد به نیاز زن و بالعکس هم بشه
نیاز مرد به زن در خانواده الزاما نیاز ذاتی مرد نیست... بلکه در راستای اعتلای خانواده هست
من اسمش رو میذارم "مستقیم و غیر مستقیم" نیاز مستقیم مرد به زن همان نیاز غیر مستقیم زن هست
و نیاز مستقیم زن به مرد همان نیاز غیر مستقیم مرد هست
مثال بزنم از امام و امت

امام برای حکومت کردن نیاز به اقبال امت دارن... و امت برای تعالی نیاز به حکومتی با سردمداری امام
امام برای تشکیل حکومت نیاز مستقیم به امت داره... اما آیا نیاز امام به معنای ضعف امام هست؟
آیا حق امام نیست که حکومت کنه؟ هست
آیا امام برای حکومت نیازمند امت نیست؟ هست
آیا نیاز مستقیم امام ، همان نیاز امت نیست؟
آیا اینها از هم جدا هستن؟

پاسخ:
اینم هست

خدا هم برای رازق بودن نیاز به وجود ماها داره :))
@ خانم پیچک
پس سوال شما  اینه که نیاز مرد چرا بیشتر از زنه؟
و آیا اصلا بیشتر هست؟ اگر هست چیه دقیقا؟
پاسخ:
@ خانم پیچک
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۸ پیـــچـ ـک
@ن. .ا 
هم این 
هم این که اون حق دقیقا چیه؟ اینقدر بزرگ...فقط تمکین و اطاعت توی هر لایه ای از دین هم که قرارش بدیم، اینقدر بزرگه واقعا؟! به نظر من صرف اطاعت زن از شوهر اینقددددررر بزرگ نیست.
این چه حقیه که اینقدر بزرگه؟ چه وظیفه ای رو متوجه من زن میکنه؟
روایت سجده زن رو وقتی کنار این روایت میذارم که مرد حتی حق انتخاب غذا و لباسش رو هم نداره و اگه اگه این کار رو بکنه منافقه، میگم خب این چه جور حقی شد؟

از طرفی هم هرچی مرد مومن و منطقی دیدم اینقدددررر جایگاه زن رو بالا میبرن که گیج میشم! اینقدررر از نیازشون به زنشون میگن و اینقدر خودشونو برای حقوق زنشون به سختی میندازن تعجب میکنم!
اگر روایت پیامبر در مورد این که تکریم زن خصلت مرد مومنه، نبود؛ هیچ توجیهی برای این رفتارای این مردا نداشتم.
یه جور تواضع خاصی میکنن نسبت به جنس زن. در عین حال که شدیدا به حریم زن اهمیت میدن و اقتدار خودشون رو هم حفظ میکنن.

این ابراز نیازشون و این سختی ای که به خودشون میدن برای تامین و مدارااا با زنشون رو نمیتونم درک کنم. بدم نمیاد. ولی درک نمیکنم.
وقتی یه مردی از حق خودش حرف میزنه میفهمم هیچی نفهمیده نلی وقتی یه مردی هم از نیازش میگه و زن رو تکریم میکنه نمیفهمم چی دیده.
زن به مرد چی میده و چی باید بده که فقط مرد با ایمان ارزشش رو میدونه؟!

توضیحم دقیق بود؟ خواستم با این توضیح حجم دغدغه م رو هم برسونم. 
پاسخ:
نمی دونم چرا ولی یاد مثلث فرگتال افتادم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۳ حسن قاسمی
دیگه سطح گفت‌وگوها فراتر از سطح ما شد :))

یادم نمیاد که تا حالا گفته باشی "آقا قاسمی" استاد مرتضا د 😄

رفتم تو فاز انتخاباتی که یاد رئیس جمهور افتادم که وسط مناظره به آقای رئیسی گفت "تو"
😡😡😡
پاسخ:
آره یه چند وقتی بود از انتخابات حرف نزده بودی :)

حالا ارادت داریم آقای قاسمی 😡
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۷ پیـــچـ ـک
@آقای دچار
واقعا اگه زن مایه و حافظ آرامش مرد نباشه مرد دچار هنگی میشه :)
همون افسردگی زود هم مریض میشه آن هم طوری که آب از آب تکان نخورد و مثل همیشه از سر کار برگردند و شام بخورند...

زن خیلیییی بیشتر این جوره. اگر رابطه زن با مردش ذره ای خدشه دار بشه زن دچار شسکت روانی و عاطفی میشه. انگار یه نفرش مرده باشه.
شدیدترین افسردگی ها رو زنا وقتی میگیرن که همسرشون رو از دست میدن ولی مردا وقتی کارشون رو از دست بدن دچار همچین سطحی از افسردگی میشن.
پاسخ:
هوم توضیح خوبی بود ممنون
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۴۶ حسن قاسمی
در تکمیل صحبتهای خانوم @پیچک

این قرص را به همسرت بده! - علیرضا پناهیان
پاسخ:
ممنون
می بینمش :)
زنی که برای مردش آرامش باشه البته....اینم اضافه کنید....همونطور که هر مردی تکیه گاه نیست هر زنی هم آرامش دهنده نیست متاسفانه.....
پاسخ:
بله زن وشوهری که به شادابی و بالندگی و طراوت هم کمک کنن
بحث های خوبی بود ممنون از دوستان ;-)
پاسخ:
مرسی از نگاه شما مدیر :)
@ خانم پیچک
پاسخ مورد نیاز شما صرفا با چارچوب فقهی کفایت نمیکنه... یعنی نیاز هست که یه مقدار در مورد همون احکام و احادیثی که اشاره کردید عمیق تر حرف زده بشه
مثل عدم انتخاب غذا لباس برای مرد
و سجده کردن مرد توسط زن..
اتفاقا خیلی روایات خوبی رو در کنار هم قرار دادید...
من روش فکر میکنم تا با بیان درست تری جواب بدم

پاسخ:
@ خانم پیچک
من که حاضر نیستم به قیمت کثیف کردن خودم - از طریق ازدواج با موجودی که نمی دونم تهش چی از آب، درمیاد یا چه بچه ای ازش، به وجود میاد - مردها و پسرها رو امتحان کنم که ببینم آیا قابل اعتماد هستند یا نه.
من به ' قدرت و تکیه گاه بودن خداوند '، اون قدر ایمان دارم که به خاطر پیدا کردن تکیه گاهی به غیر خداوند، به وجودم گند نزنم.

چون دوست ندارم وارد بازی ای بشم که از اول تا آخرش، باید مدام غسل کنی که بتونی وارد درگاه خداوند شده و عبادتش کنی.
من دوست دارم به قول معروف، ' دائم الوضو ' باشم.



درست می گید جناب دچار. زن و مرد شریک جنسی، مالی و شریک خیلی چیزهای دیگه هم هستند. ' یگانه شدن ' یعنی همین. باید خیلی مواظب باشیم با چه کسی پیمان یگانگی می بندیم؛ وگرنه اگر شوهر آدم چشم چرون و زناکار از آب دربیاد و ایضاً فرزندان به وجود آمده از ایشان نیز، زن در تک تک گناهان اونها، شریکه. اعوذ بالله من 😈
پاسخ:
به نظرم تصمیم کاملا درستی گرفتین شما
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۲:۲۲ پیـــچـ ـک
@ن. .ا 
فقط مسئله فقه نیست. مسلما خانواده جایگاه فقه خالی نیست. خانواده جایگاه برکته، جایگاه ایمانه. اینا با فقط فقه ایجاد نمیشه. اما میگم همه چیز باید باهم در هماهنگی باشن. 
تازه اینو بذارید کنار این مطلب که زن امانت خدا دست مرده ولی مرد امانت خدا دست زن نیست. یعنی ایمان مرد و درجه قربش پیش خدا الزاما با زنداریش سجیده میشه. 
حالا شاید بگید خب برای زن هم گفتم جهادش خوب شوهرداریه. ولی دقت کنید این جهاده. همه کس قرارنیست جهاد کنن. مگه همه مردا توی عمرشون جهاد میکنن؟ پس زن بدون خوب شوهرداری هم ممکنه وارد بهشت بشه. اینم دقت کنید که قید حسن داره. یعنی صرف شوهرداری(شاید همون رعایت حقوق قفهی مرد) برای ادای وظیفه کافیه. 
نمیتونم بفهمم این حق مرد رو از کجا باید کشید بیرون؟ 

پاسخ:
@ن. .ا
  • جهاد زن خوب شوهرداریه.
  • همه کس قرارنیست جهاد کنن. مگه همه مردا توی عمرشون جهاد میکنن؟
  • پس زن بدون خوب شوهرداری هم ممکنه وارد بهشت بشه.

مجبور نیستی استدلال کنی خانم جوان!

@ جناب عبدی پور
این دو حدیث رو بگذارید کنار این آیه و وقتی در پرتو این آیات، ذوب شدند، آبش رو بخورید:
الحمدلله رب العالمین ( ستایش مخصوص خدائیست که پروردگار جهانیان است. ' بعد شما می فرمایید: ' پیامبر گفته زنها باید نسبت به مردان، ' شرک خفی ' داشته باشند و حالا که مجاز به ' شرک جلی '، نیستند، در دل، این حس شرک رو پرورش بدن. '؟
می خواید من هم باغچه خونه ام رو بیل بزنم و چند تا حدیث ازش، اکتشاف کنم که بگه:' زن صد حق دارد و مرد یکی. '؟
پاسخ:
خونه تون ویلاییه؟
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۲:۳۷ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
با این نگاهی شما دارید برای دائم الوضو بودن فقط ترک ازدواج لازم نیست. نیاز به دو عدد چوب کبریت و چند عدد چوب پنبه هم دارید. اگر نیاز به توضیح دقیقتر بود به وبلاگم تشریف بیارید خصوصی عرض کنم.
😂😂😂
پاسخ:
@بنده خدا
@پیچک عزیز
به وبلاگتون اومدم و باغچه قشنگتون رو دیدم. ولی اون جا هم اگه صحبتهاتون رو بفرمائید، باید عمومی بگید؛ چون آدرس وبلاگ من یا ایمیلم رو ندارید.
متوجه منظورتون دقیقا نشدم‌؛ ولی یه حدسهائی می شه زد. دقیقش رو از زبون خودتون بشنویم بهتره‌. با دو تا چوب کبریت و چوب پنبه باید چی کار کرد؟ 😮
پاسخ:
@پیچک
@ بنده خدا
آیا نگرش شما اینه که یا با یک مومن واقعی باید ازدواج کرد یا ازدواج نکرد کلا؟
پاسخ:
@ بنده خدا
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۳:۴۴ پیـــچـ ـک
یعنی چی؟!
همین استدلال نکردن و اینا...

پاسخ:
به نظرتون استدلال درستیه؟ :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۳:۴۵ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
خب من در این شرایط نمیتونم بیشتر کمکتون کنم.😁
پاسخ:
:|
آیا دست انداختن مردم کار خوبی است!
من واقعا موندم چرا بحث بر سر حق و حقوق زن و مرد هیچ وقت تمومی نداره؟ نه در اینجا نه در اون سر کره ی خاکی!
پاسخ:
اون سری ها نظرشون چیه ؟ :)
بیان تشابه حقوق زنان و مردان با هدف استثمار زن و بهره بری مرد.
اینجوری به ما گفتن!
پاسخ:
ما هم گویا تازه داریم به این میرسیم
کلن سبک زندگی مون که غربی ست
خب اینم رُوش :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۳:۵۴ پیـــچـ ـک
گفتم که نمیگم همه حرفام درسته...
ولی فقط اینو بگم که شوهرداری با خوب شوهردای فرق داره. من منظورم این بود که با شوهرداری صرف هم ممکنه زن به بهشت بره، ولی خوب شوهرداری درجات بهشتی زن رو اضافه میکنه. مثل جهاد که به درجات مرد توی بهشت اضافه میکنه.

پاسخ:
94 درصد قانع شدم
ولی هنوز حس میکنم یه مغالطه ای توی این استدلال تون هست
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۰۰ پیـــچـ ـک
@لوسی می
من واقعا دلم میخواد این حق مرد رو بشناسم و اونو ادا کنم. چون توی این پروسه هم صاحب حق رشد میکنه و تقرب پیدا میکنه و هم ادا کننده حق.

پاسخ:
@لوسی می
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۰۴ پیـــچـ ـک
خب من آدم کثیفی ام. آدم کثیف دستم میندازه دیگه...
بچه م هم بی لیاقته، شوهرمم که خائنه!
دیگه چه انتظاری از من دارید؟!
پاسخ:
@بنده خدا
شما منظورتون اینه که این خانم که ازدواج کردن شایسته ی اون صفاتی هستن که شما بالا گفتین؟
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۱۶ پیـــچـ ـک
نمیدونم حق دارید برای حستون یا همون نگاه عرف زده باعث میشه همچین حسی داشته باشید.

پاسخ:
خدایا لطفا منو هدایت کن
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۳ پیـــچـ ـک
همچنین بنده رو
منظورم خودمه.
پاسخ:
لطفا توی صف وایسید
@پیچک
احسنت به شما چون به دنبال وظایف هستید و من به دنبال حقوق! من همیشه به دنبال زن و هویت زن هستم. و از بس قانع نمیشم که کلا ترجیح میدم وارد بحث نشم. چون هرچی خیرات و مبراته مال آقایونه و زنان هم خیلی از تعالیهاشون در رابطه شون با آقایون تعریف شده.

یعنی استدلالِ بنده خدا کشت مارا! :/
پاسخ:
@پیچک

+ نکته جالبی گفتین درباب حقوق و وظایف

بنده خدا صلیب خودش رو آماده کرده اصلا :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۳۶ حسن قاسمی
صف یک دونه ی اگه هست بیام، وگرنه اگه بیام پشت شما (مرتضا د) تا هدایت بشی، همچون دایناسورا تبدیل به نفت شدم :)))

صوتی در کانال رادیومون:
+ پیش بینی عجیب حاج حسین یکتا در مورد بین‌المللی شدن #تورقوزآباد :)
https://t.me/radiomoon/2635
پاسخ:
به نکته جالبی اشاره کردی

مطلب باز نشد :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۵۳ پیـــچـ ـک
@لوسی می
ببین واقعیت اینه که اصلش اینه که زن و شوهری برای رفع نیازای ما نیست. مگه اگه شوهر نباشه ما نمیتونیم خرج خودمونو در بیاریم؟ یا هیچ کس نیست بهمون محبت کنه؟ شوهر هم وقتی باشه هرچه قدرم خوب باشه، بازم یکی از آدمای دور و بر ماست. بودنش برای رشد کردن خودمونه. برعکسشم وجود زن برای مرده.
با نگاه کردن به نیازهامون و بیشتر دیدن توقعات و نیازهامون که نمیتونیم رشد کنیم. با تلاش برای ادای وظایفمون رشد میکنیم. بعدشم روزی رسون خداست. حق ما اینجا هم داده نشه اون ور جبران میشه. چیزی که سر جاشه و در نمیره چرا براش جزع و فزع کنیم؟ اونی که سرجاش نمیمونه فرصت ما برای ادای وظیفه ست. 
چرا چیزی که از دستمون میره رو رها کنیم و به چیزی بچسبیم که هست؟ 
اینم دقت داشته باش خواهر من، که تا زمانی نیاز موضوعیت داره که به انجام وظیفه کمک کنه. 
نیازی هم که قراره شوهر رفع کنه، میشه حق ما به گردن شوهر.و بر عکس
احسنت به خودت. من که نه هنوز حق رو شناختم و نه وظیفه رو.ههه

پاسخ:
@لوسی می

احسنت به شما :)
دوستان یه کم آهسته تر پیش برین منم میخوام برسم.
@پیچک
گفتید که تعدد زوجات تسهیل دسترسی زن به شوهره که به نظر من برعکسه و تسهیل دسترسیِ مرد به زنه. مرد چهار تا زن داشته باشه و صیغه هم مجاز باشه که چه کار کنه؟ که در لحظه که نیازی ایجاد شد اگر زن اول حضور نداشت گره گشای کار وجود داشته باشه و هر رابطه ای در ذیل تعهد و اخلاق اتفاق بیفته. نه اینکه ناچار باشه ده روز تو سفر تنها و غریب بمونه که برگرده خونه.(فقط نگاه فقهی رو مطرح میکنیم و نه اخلاقی)
در نتیجه تسهیل دسترسیِ مرد به زن رو سبب میشه.
دوما اینکه به همون لحاظ فقهی وظیفه ی مرد صرفا تامین مالی خانواده است که بدون حضورش هم اتفاق میفته. نتیجه تون از این بحث برام قابل هضم نیست. چون اینکه وظیفه ی مرد ثابت می مونه به معنای بیشتر بودن وظیفه ش نیست. اتفاقا به معنای راحت تر بودن وظیفه شه. دورکاری راحت تره یا فعالیت حضوری؟ فقط راحتی رو عرض میکنم و نه حجم مسئولیت.
کلا به نظرم از حرفهای شما نتیجه ی کمتر بودنِ وظیفه ی زن به دست نمیاد.
پاسخ:
خانم پیچک پاسخگو باشند
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۵۳ حسن قاسمی
https://t.me/plus_news/37734
این رو بزن :)

حالا ببین اونای که میان پشت من، چی میکشن
اونا فکر کنم میرن تو چرخه بعدی که خدا رقم خواهد زد
یعنی قیامت بر پا میشه و ما میرم سر رود خانه عسل آتیش بازی می کنیم
اونا باید صبر کنن دوباره یک خورشید خدا بذاره و شیطان بیاد حضرت آدم اونا رو فریب بده و ......
پاسخ:
اینم باز میشه ولی پلی نمیشه :)
@پیچک
درست میگی ولی خداوکیلی وجود زن و شوهری یه بخش مهمش به خاطر نیازه.
یه بخش خیلی مهمش.
حرفهات خیلی متعالی بود. ولی مسئله فقط خرج نیست. نیاز جنسی یک نیاز کاملا واقعی و غیرقابل سرکوبه. خلق لکم... لتسکنوا الیها.
آرامش و سکنه در کنار همسر نیاز بسیااار مهمیه.
رشد کردنی که شما گفتید هم هست:
نسائکم حرث لکم.... و تقدموا لانفسکم
یعنی از حضور زن برای آخرتتان کار نیک بفرستید ورشد بیابید و اینها.
ولی هردوش هست. هم نیاز، هم تعالی.
@پیچک
زن به مرد چی میده که فقط مرد با ایمان ارزشش رو میفهمه؟
من نمیخوام مغالطه کنم یا تو ذوق کسی بزنم. میخوام این حدیث رو بگم که میفرماید از خداوند در مورد زنان پروا پیشه کنید که زنان شما مانند اسیران نزد شمایند. آنان را به عنوان امانت های خداوند گرفته اید. بر شما حقی واجب دارند زیرا از تنشان بهره می بری. فرزندان شما را درون خود حمل می کنند تا با زایمان از این رنج طاقت فرسا رها شوند. پس به انها مهر بورزید و دلشان را شاد کنید تا نزد شما بمانند‌. بهترین شما کسی است که با خانواده اش مهربان ترین باشد و من مهربانترین شما با خانواده ام هستم.

خب اگر اینها رو بذارید کنار توصیه های اسلام و پیامبر در مورد اسیران، کاملا می بینید نگاه مرد مومن به زن و ارزش زن از بابت چیزی که دریافت میکنه نیست. از بابت روح عظیمیه که داره. معامله نمیکنه. به زن ترحم میکنه همون طور که پیامبر خواسته اند. این مرد اگر اسیر هم ببینه بهش ترحم میکنه به خاطر روح عظیمش.

حالا نمیخوام بگم زن عین اسیر هست. نه. بین مرد و اسیر هیچ مودت و رحمتی نیست. خواستم بگم قرار نیست برای با اخلاق بودن چیزی دریافت کرده باشند.
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۱ پیـــچـ ـک
@لوسی می
درسته تسهیل دسترسی مرد به زن هم این وسط هست. مسلما هر مسئولیتی به کسی بدن امتیازی هم دنبالش هست. ولی دقت داشته باش اونقدر این تسهیل پررنگ جلوه داده شده که اصلا فراموش شده زن هم این وسط منتفع میشه. تو دقت داشته باش که یعنی چی زن اول نباشه؟ یا میتونه سفر باشه؛ میتونه مشغول امور شخصی خودش باشه، میتونه در حال استراحت حتی به خاطر مریضی باشه. یعنی یه آسایشی هم برای زن اول داره. از طرفی هم انتفاع مرد از زن چهار برابر نمیشه که. مرد همون مرده. زمان برای مرد چهار برابر نمیشه که. اما مسئولیتش چهار برابر میشه، تحت هر شرایطی.
یعنی مثلا درسته که چهار تا زن داره ولی از دو زن همزمان نمیتونه استفاده ببره که! حد لذتش هم که بیشتر نمیشه! توان لذت بردنش هم که بیشتر نمیشه. ولی مسئولیتش چهار برابر میشه. یعنی اگه مردی دو تا زن داشته باشه این نیست که بگن خب شما فقط مسئول نصف نفقه هر کدوم از زنا هستی. نه با دو قید شانیت و عدالت باید همه نیازهاشون رو بده.
گرفتی منظورم چیه؟ تازه حق همخوابگی زن کسر نمیشه. همونی که هست هست. رساله رو نگاه کن. هر چهار شب یه شب. مگر با رضایت زن و چهار ماه هم اصلا اجازه نداره نوری کنه.
یعنی همون ده شب رو هم زن رسمیش باید بهش اجازه داده باشه که از خونه دور باشه که حالا آقا یاد صیغه بیفته. تازه بگیر اگه دو تا باشن رضایت دو تاشون شرطه برای یه سفر. 
اینا همه توی رساله هستا از خودم نمیگم.

همه چیز رو کنار هم بذاری میبینی که درسته مرد دسترسیش به زن راحتتر میشه ولی به نسبت تصاعدی مسئولیتش بیشتر میشه ولی زن زنها ضرری که میکنه، تحمل یه زن دیگه کنار شوهرشه. کم نیستااا این سختی استرسش خیییلییییی بالاست. اصلا توصیه نمیکنم ولی داده آورده این رابطه(چند همسری) اون طوری که نشون دادن نیست. 
پاسخ:
ببخشید وسط بحثتون میام ولی این که میگن مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود هم ربطی به بحث شما داره؟
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۶ پیـــچـ ـک
@لوسی می
من که گفتم نیاز ها موضوعیت دارن. ولی تا جایی که به ادای وظیفه کمک کنن. اصل انجام وظیفه ست. 
نتیجه نیازمحور بودن و وظیفه محور بودن شاید در ظاهر یکی باشه ولی نیاز محور بودن روابط همسری، به لتسکنوا الیها نمی رسه. 
پاسخ:
@لوسی می
خب اومدیم پست بعدی، بنظرم بهتره منتظر پست بعدی تر بمونم. :)
پاسخ:
یعنی این حله؟ :)
@حرفت درسته شما داری حجم مسئولیت رو تقسیم بر چها میکنی و میگی آ (وظایف زن) تقسیم بر ۴ شده، و ب (وظایف مرد) ضربدر چهار شده. پس لزوماً اولی از دومی کمتره.
خب این نتیجه گیری اصلا منطقی نیست چون معلوم نیست آ و ب چقدر بوده اند.
عرض من این بود.
پاسخ:
@ خانم پیچک
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۴۵ پیـــچـ ـک
@لوسی می
واقعا اون چیزی که من توی نگاه مردای با ایمان نسبت به زنشون میبینم هرچی هست ترحم نیست. تکریمه! 
درسته که اختیار زندگی و بدن زن دست مرده و واقعا آرامش زن خیییلییی وابسته به رفتار مرده. منم همین نگاه رو دارم که میگم نیاز من به شوهرم بیشتر از نیاز شوهرم به منه. دقیقا دلیلی هم که برای شوهرم میارم همینه. نداشتن اختیار. همین شبه اسارته.
ولی شوهر من میگه این ظاهرشه. در واقع مرد اسیر زن میشه. اون اولشه که مرد زن رو در اختیار داره. بعدش برعکس میشه. من الان درگیر شدم. من الان نمیتونم از چنگت فرار کنم. من حاضرم هرکاری بکنم تا تو خوب باشی با من.
اینا حرفای شوهرمه که وقتی میزنه من دو تا شاخ دارم صدتا دیگه هم در میارم! اینا اصلا حرفای عاشقانه نیست ها! کاملا جو منطقی و علمیه وقتی این حرفا رو میزنه. 
ببین برای همین قاتی کردم. یعنی چییی؟!!
واقعا حق مرد غلیظ تر و شدیدتره! چون هیچ وقت من این حسی که شوهرم به من داره نسبت به شوهرم نداشتم حتی توی اوج نیازم. 
تکریم میدونی یعنی چی؟ یعنی یه کرامتی توی طرف مقابل دیده که باید بالا ببرتش. نمیتونه پایین نگهش داره. 
اون حس دقیقا تکریمه! ناخودآگاه نسبت به آفریده ای به اسم زن متواضع میشن. نه که با زنا متواضع برخورد کنن. به جنس زن یه نگاه عجیب، عظیمی دارن. همین حرفایی که رهبری توی فقط همین کتاب مطلع عشق گفتن، دقت کن...
چی میبینه مرد مومن در  جنس زن؟ چه قدرتی داره یه زن که میتونه همچین حق غلیظ و شدید و عظیمی رو ادا کنه؟ خدا که بیشتر از توانمون مسئولیت روی دوشمون نمیذاره. این حق عظیم رو حتما میتونستیم ادا کنیم که ازمون خواستن دیگه...صرف آرامش رو که دو تا دوست هم میتونن بهم بدن. این چه جنس آرامش، چه جنس تعالی، چه جنس حقیه که فقطط زن میتونسته به مرد بده؟

گرفتی دغدغه منو؟ احساس میکنم یه بخشی از وجودمو نمیشناسم. از طرفی هم تا مصداقی و مشخص این حق روشن نشه نمیشه فقط گفت حق مرد زیاده، چون اون وقت نامردا هر ظلمی رو به زن میکنن به اسم حق زیادشون. این حق عظیمه غلیظه اما متعدد نیست. و ظریفه و فقط نگاه لطیف میتونه اونو ببینه. 
پاسخ:
با حرف های شوهر شما موافقم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۴۷ پیـــچـ ـک
@لوسی می
چرا معلوم نیست؟ وظایف زن و مرد که معلومه. بعدشم من وظایف مرد رو با وظایف زن مقایسه نمیکنم. من شرایط مرد قبل و بعد از تعدد زوجات رو با شرایط زن قبل و بعد از تعدد زوجات مقایسه میکنم.
پاسخ:
وظایف زن و مرد که معلومه

+ شما بالا گفتین دنبال همینید که پیداش کنید خب!
@ خانم پیچک
یکی از علت هایی که زن رو بزرگ میکنن حرث بودن زن هست
من چند روزیه به خانمم میگم فلان ضعف شخصیتی رو دارم... میدونی ریشه اش کجاست؟ ریشه اش توی فلان اخلاق مادرمه...

مادرم هم خیلی مقصر نیست چون موشکافی کردم فهمیدم این ضعف مادرم به خاطر این بود که توی سه سالگی مادرش رو از دست داد و نامادریش خیلی رفتار خوبی باهاش نداشت...

الان که متوجه شدم و ریشه یکی از ضعف هام رو فهمیدم میدونم چه جانی باید به لب بیارم تا این نقیصه رو جبران کنم... چون ژنتیکه... پدر در میاد تا خصلت های ژنتیکی عوض بشه... واقعا پدر در میاد...

مادر و زن محل تربیت نسله... چون از عهده مرد خارجه... نمیتونه مثل زن این کار رو انجام بده... مرد فقط باید حمایت های لازم رو برای زن انجام بده...

پدر هر دو فرزند حضرت علی هستن (محمد حنفیه و حضرت ابوالفضل)
اما این کجا و آن کجا...
امام علی در جنگ صفین به محمد حنفیه که یکی از فرماندهان سپاهش بود در واقعه ای گفت چرا به جای حمله کمین کردی؟
حنفیه گفت: خواستم حجم تیرها کم بشه بعد ما حمله کنیم...
امام با بغل شمشیر زد روی گردن پسر و گفت: به مادرت رفتی... این ترس را از مادرت گرفتی...
مقایسه کنید با حضرت ابوالفضل... مادرشون کی بود؟
علت اصلی تکریم زن به خاطر اینه که قابلیت حرث شدن داره...
پدیده شگفتی هست در نظام هستی...
این قابلیته مهمه... حقیقتی هست در آفرینش که در اصطلاح فلسفی میگن مظهریت نفس ...
در ادبیات قرانی میشه مظهریت رب...
اونقدر مهم و عظیم هست که یک نفر که تونست به تمامه این قابلیت رو بالفل کنه شد حضرت فاطمه سلام الله ، حجت خدا بر حجج الهیه (حجت خدا بر 13 معصوم دیگر)... شد ام ابیها...
این قابلیت در زنها هست... هر چقدر توان دارن میتونن بالفعلش کنن
 
پاسخ:
اون جایی که بولد کردم نظر ویل دورانت هم همینه
@پیچک
می فهمم چی میگی اما قبول ندارم که چیز خاصی هست! 😁
یعنی باید اثبات بشه برام. اینکه همسر شما اینو میگه و شما این حس رو نداری باعث نمیشه نتیجه ی خاصی بگیریم. چون حرفهای همسر شما به شما دقیقا حرفهای منه به مستر 😅😅
شما همینو تعمیم بده به ولایت مداریِ مطلق زنان مومن نسبت به همسرانشون. خب پس اونها هم گویا چیز خاصی در مرد می بینن؟ یا صرفا از عظمت روحشونه که تمکین و پذیرش دربستِ ولایت همسرشون رو می پذیرن؟
من فکر میکنم این نوع از تکریم همسران از جانب هرکدام که باشه عظمت روحیِ خودِ اون تکریم کننده رو نشون میده نه اینکه لزوماً در جنسِ مقابل چیزِ خاصی مشاهده شده.

من در مورد لغت تکریم و ترحم قبول دارم که تکریم لفظ شایسته تری است. ولی بازم نظرم همونه. که عظمت روح مرد باعث این تکریم میشه نه اینکه چیز خاصی در زن ببینه.

البته در اینکه زن قابلیت اسیرکردنِ دل مرد رو داره هم شکی ندارم. من هم دنبال اون بخشِ ناشناخته ی وجودم هستم. اما از نگاه دیگری.
پاسخ:
خوشبختانه مستر از آدمای صبور و با جنبه ی روزگاره فک کنم
کامنت جناب ن. ا. هم جالب بود. اثر ژنتیکی‌.
بعد من همین امروز در یک پیج خیلی لاکچریِ خارجکی که عکس دو مرد رو گذاشته بود که همجنسگرا بودن و دو نوزاد پسر دوقلو داشتن همین رو کامنت کردم که ظلم آشکاری است به اون کودکان که اونها رو مجبور می کنید به خاطر علایق شما و خواسته های شما، نیمی از هویت ژنتیکی خودشون رو که از آنِ مادرشون هست، به اجبار فراموش کنند. در سه سوت بلاک شدم!

#آزادی_بیان_در_غرب
پاسخ:
آره نکته ی بس دقیق و اخلاقی بود

:))) منم باید بلاکت کنم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۶:۲۳ پیـــچـ ـک
@لوسی می
فقط همسر من اینو نمیگه. از بیشتر مردایی که بیشتر از ده سال با همسرشون بودن بپرسی اگر توی فاز غرور نباشن همینو میگن. در ضمن فقط حرف شوهرمو نگفتم. حرف شوهرمو اوردم که بگم توی زندگی شخصیم هم این حق رو دیدم. این ابراز نیاز رو دیدم. ولی دقیقا نمیدونم در مقابلش چی باید انجام بدم. 

خیلی چیز خاصیه! خیلییی خیلی چیز خاصیه! برو رساله حقوق رو بخون(احتمالا قبلا خوندی) تاکید امام معصوم به حق مرد واقعا زیاده!
درسته ولایت مداری اونها نشونه عظمت روحشون هست ولی اینو دقت داشته باش با رشد روحی عقل و ایمان اون زن ها هم رشد کرده پس حق مرد و جایگاه شوهری رو بهتر میشناسن. یعنی حق اون جایگاه اینه که بهش این عظمت و اهمیت رو بدی. لیاقتش اینه. پس مرد مومن هم عقلش تکامل پیدا کرده و فهمیده حق زن اینه که تکریم بشه. چیز پوچی رو تکریم نمیکنن. یه چیزی رو تکریم میکنن که لیاقتش تکریمه.
حق داره ادا میشه. عدالت داره با این تکریم ادا میشه. چون عقل و ایمان جایگاه اجرای عدالته.
الان میخوای بگی کلی واسه خودت ناتانائیلی؟ 
بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه آن چیزی که به آن مینگری! بیچاره مستر!😀



@ن. . ا 
حرث دقیقا یعنی چی؟

این مظهر ربوبیت رو میدونم. ولی این که نمیشه حق مرد. این میشه حق مادر به گردن بچه ها. این توی رابطه مادر و فرزندیه. نه توی رابطه همسری. 
هرچند فکر میکنم این هست و همه چیز نیست. این که من مادر بچه های مردم هستم باعث میشه اون به باور عظمت روح زنانه برسه؟!

پاسخ:
حرث یعنی گلدون نمیشه؟
@پیچک 
ببین اینها حق مرد نیست. حق شوهره.
اسلام به خانواده اهمیت داده نه به مرد. نه به زن.
مهم وحدتی است که در خانواده ایجاد می شود. نه اینکه جنس زن چیزی دارد شایسته ی تکریم‌. جنسیت مهم نیست. مردی که زنش رو تکریم میکنه به این خاطره که عظمت روحانیش به وحدت خانواده و اهمیت حفظ خانواده و همسرش حکم میده یعنی عظمت در نگاهش به خانواده و جایگاه همسریِ اون زن و نه خودِ صرفِ اون زن و کارهای خاصی که کرده یا نکرده.
برای زن هم همینطور. جایگاه ولایت مرد رو به خاطر عظمت روح و نگاهش به وحدت و اهمیت خانواده می پذیره وگرنه جنس مرد چیز خاصی نداره و اگر به خاطر جنسیت بود که همه ی مردها و زنان بیرون رو هم شامل می شد. این وحدت خانواده است که باعث میشه حدیث داشته باشیم کسی که بر بداخلاقی همسرش صبر کند فلان و بهمان می شود. چون خانواده بنیان اجتماعه و مهمترین چیزه. اصلا زن و مرد هم در همین چارچوب ارزش تکریم یا ولایت پذیری پیدا می کنند و هرچه هست برای اینه که شرایط جوری تامین بشه که فرزندان و نسل آتی آدمیزادانه و به دور از عقده و حقارت و کمبود رشد کنند. چون مهمترین وظیفه ی بشر که تربیت باشه در خانواده اتفاق میفته.
برای همینه که همین اسیر کردن دل مرد یا دلبسته بودنِ زن به همسرش ارزش تلقی میشه چون همه ش به وحدت و مودت و رحمتِ خانوادگی منجر خواهد شد. 
یعنی کلا به نظرم خانواده به عنوان بستر تربیت نسل مهم است و لاغیر.
اینطوری نگاه کنیم می بینیم که جایگاهِ مادری و همسری زن کاملا قابل تکریمه و جایگاه پدری و همسریِ مرد هم کاملا قابل اطاعت و پذیرش. و یک زن وقتی همسرِ خوبتر و مادرِ بهتری باشه رشد بیشتری کرده چون به جایگاه والای خودش نزدیک تر شده. و برای مرد هم همینطور.
البته این نظر شخصیمه و قابل بحث.
پاسخ:
البته که خانواده موضوع قابل بحث تریه تا حق زن و مرد به قول شما
پست های تاکیدی خوبی برا متاهل ها هستن و برا جوونترا که برن ازدواج کنن. :)
پاسخ:
ممنون
برید :)
چشم حتما :)

پاسخ:
سلامت باشی
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۸:۰۷ حسن قاسمی
آقا براساس تعداد نظرات میشه گفت که مردان بیشتر از زنان در کشاکشِ زندگی هستن؟ :))
پاسخ:
هوم :)
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۸:۰۹ پیـــچـ ـک
@لوسی می.درسته. منظورم از مرد، مرد در رابطه همسریه. یعنی همون شوهر. وگرنه جنس مرد حقی نسبت به زن نداره.

پاسخ:
همچنین زن نسبت به مرد
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۸:۱۵ پـــــر ی
زن کی آروم بگیره؟
پاسخ:
دیروز
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۹:۱۷ وحید عبدی پور
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در میان این بحوث، ارتباط بیشتری با سخنان خانم پیچک گرفتم، نه کامل ولی خوب بود.


فقط بگم که مرد بهشت زنه

و زن بهشت مرد نیست

زن از دنده مرده...
مشایخ ما میگن، منظور از دنده چپ، همان نفس است
مرد مقام عقل و زن مقام نفس هست.
مرد و زن یکی هستند، اما مرد فرمانروا است

بهشت هر مردی با نفس خود و هر زنی با عقل واقعی خود می پیوندد.

مرد خلق اول و زن از او خلق شد.
و زن از مرد جدا نیست .
زن برای عقلانیت کاملش باید به اصل خود بازگردد تا شود عقل کامل
ومرد برای نفسانیت کاملش باید به زن که بخشی از خود است برگردد تا نفسانیت کاملش شود.


اساسا مرد آنقدر حق بر گردن زن دارد که شمار نمی آید.
جهاد مگر فقط جنگ است، جهاد اکبر که جهاد با نفس است چیست؟

جهاد زن نیکو شوهر داری است
یعنی بالاترین درجه کسب فیض زن ، از طریق شوهر است
اصلا حدیث است که، بهترین محوز بهشت رفتن برای زنان ، بهترین شفیع، برای زن، شوهرانشان هستند.

الله اکبر از مطالب مشایخ ما.
بگویم سخنم حق است و غیر این حقی آشکار تر نیست.
هرکس انقلط دارد، یا اشکالی، خلاصه نکند و نگیرد که حق بیان شد.

۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۹:۲۶ وحید عبدی پور
و اضافه کنم که

خانم بنده خدا به شدت، مبتذل، متعفن و مشمئز کننده، قلم می زند

و نمی دانم چرا یک زن می تواند انقدر نچسب باشد

شما خیلی نچسبید
با احترام به دیدگاه حاج آقا پناهیان، کاش در متن دلیل، قرآنی روایی گفته میشد، و البته ایشون در این بحث حضور ندارند که دیدگاهشون رو تکمیل کنند.

بنده می تونم اثبات کنم نیاز زن به ازدواج بیش از مرد هست.
هیچ روایت یا آیه ای ندیدم که دلالت داشته باشه بر این که عدم ازدواج برای مرد. فساد به همراه داره (شاید هم وجود داره اما من اطلاع ندارم)
اما در صریح روایات داریم عدم ازدواج زن رو فاسد میکنه. نه خود زن رو، بلکه جامعه رو
دلیل جواز تعدد زوجات هم اینه که هیچ زنی در هیچ سنی بدون همسر نمونه
بنابر این، نیاز زن به ازدواج بیش از مردان هست
در مطالعات اجتماعی و آمارگیری های انجام شده هم تمایل زنان برای ازدواج بیش از مردان هست. این به دلیل همین تمایل و نیاز درونی بیشتر زنان به ازدواج هست
و بنده ندیدم مطالعه ای انجام شده  باشه مبنی بر افسردگی فراگیر پسران مجرد، اما مطالعات زیادی موجود هست مبنی بر فراگیری افسردگی در زنان و دختران مجرد که در سنین بالا ازدواج نکردن.
این حکایت از نیاز بیشتر جنس مؤنث به ازدواج هست.

اما دلیل این که مرد در خانواده حق بیشتری نسبت به زن داره، به دلیل تناسب حق و تکلیف هست.
وظائف و مسئولیت یک مرد در خانواده بیش از زن هست، بنابراین حق بیشتری هم داره.
و کسی حق بیشتری داره که نیازمندی های بیشتری رو برای طرف مقابل برطرف کرده باشه.
این موضوع به راحتی از جهت عقلانی قابل اثبات هست و لزوما در خانواده مصداق نداره. بلکه هر جامعه ای واجد مناسبات تفاوت حقوق در رده های مختلف در تناسب با مسئولیت ها هست.
@عبدی پور
برای من چسب بودن مهم نیست. حقیقت رو گفتن مهمه؟ شما مثلا خیلی زیبا قلم می زنید؟
این حرفهای شماست: ۱- زن پر از نفسانیات است و گوش کردن به نظرات و تفاسیر یک زن، درست نیست.
۲- زن رو باید کتک زد و من خیلی خوب این کار رو بلدم.
۳- مرد بر زن برتری دارد.
الان هم که می فرمائید: ۱- زن باید مرد را در دل، خدا بنامد.
۲- حق مرد صد برابر زن است.
بعدش هم که فرمودید ماله هامون رو آماده کنیم.
تفسیر و نظر و ایرادی هم که صحبتهای من درآوردی قرون وسطائیتون می گیریم، بلافاصله متهم به ' تفسیر به رای ' می شیم.
نمی دونم وقتی چشم من به سطل زباله، می افته، باید از چی حرف بزنم جز زباله؟
بهتر نیست به جای اتهام وارد کردن به اشخاص، کمی منطق به کار ببرید؟
آقای عبدی پور
ضمنا ننگ ' زن شدن ' به پیشانی من نخورده و ان شاءالله نخواهد خورد. با وجود مردان گناهکار، زن شدن ' و ' بچه دار شدن ' مایه افتخار نیست. پس به من نگید' زن '.
با عرض شرمندگی خدمت خانمهائی که همسر و فرزنددار شده اند و زندگی بسیار شایسته ای دارند. منظور من دقیقا، زنی هست که با مردان کثیف ازدواج می کنند و پسرهای گناهکار دنیا میارن. لطفا بد برداشت نشه و احساس مورد بی احترامی قرار گرفتن بهتون دست نده.
@پیچک عزیز
اصلا حرفهای منو به خودتون، نگیرید. من‌منظورم کل آدمهای ازدواج کرده نیست. منظورم اینه که موقع ازدواج، خیلی بیشتر از اینکه ' فقط نگران خطبه خوندن باشیم '، باید حساب و کتاب کنیم.
اگه من به شما، جسارت کنم و بگم ' کثیف '، مطمئنا از خود شما باید ' کثیفتر ' باشم. اهانت به دیگران، تحقیر، عیبجوئی و ... خودشون از گناهان بزرگ هستند و برای کثیف و آلوده و کردن یک فرد، کفایت می کنند.
اگه حرفهام باعث سوءبرداشت می شه عذرخواهی می کنم. 😶
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۰:۰۷ وحید عبدی پور
گزینه یک و دو کاملا جعل است و کذب

گزینه سه
بله دارد
گزینه چهار، بله صد در صد


اما مابقی حرفاتون

...نیازی به جواب دادن نمی بینم


@ن. .ا عزیز
از کجا میشه مطمئن بود یه نفری که الان، نماز اول وقت می خونه، سر به زیره و حرفهای عارفانه و زیبا می زنه ناگهان، تغییر رویه نده؟
من هیچوقت چنین ریسکی نمی کنم. چون آبی که رفت دوباره به جوی باز نمی گردد.
خیلی چیزها رو نمی شه به عقب برگردوند: باکرگی، مطلقه شدن، فرزند ناصالح، اوقاتی رو که با همنشینی با همسری گناهکار گذراندیم و ... .
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۰:۱۳ وحید عبدی پور
دستش به گوشت نمی رسد و می گوید بو می دهد...

حکایت بعضی هاست
بعضیها عادت دارند راحت دهان به تهمت باز کنند. گوشت بدبو ارزونی صاحبش.
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۰:۲۷ بانوچـ ـه
کاش همه ی مردم اعم از زن و مرد آرامش رو تو خونه ی خودشون پیدا کنن نه بیرون
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۰:۲۸ پیـــچـ ـک
@رهرو جان عزیز

منم همین نگاه شما رو دارم ولی واقعا مردای با ایمان نگاه و باوری غیر از این دارن. توی صحبتام هم گفتم. یه عظمتی برای روح زن و جنس زن قائلن که اصلا باعث تعجب من میشه. اما میدونم به پشتوانه همون روایاتی که گفتم اون نگاه اشتباه نیست. زنانگی زن چیزی داره که مرد رو به تکریم وادار میکنه.
همین امروز عصر هم همین صحبتا رو به همسرم گفتم، جوابی شبیه جواب آقای ن. .ا دادن. گفتن نسل مرد به دست زن پرورش پیدا میکنه. این کار کاریه که از مرد بر نمیاد. این قدرت پرورش به زن عظمت میده.
اما در مورد حق سکوت کرد!! :)

البته این خلاصه حر فامون بود.



@آقای عبدی پور
اتفاقا من اصلا با صحبتای جناب عالی احساس نزدیکی نمیکنم. وسط حق ناحق رو رد میکنید به مخاطب. یه جورایی قالب کردن. اما واقعا احساس نمیکنم که وظیفه ای برای بحث و مجاب کردن شما داشته باشم.


@بنده خدا
منظور من دقیقا حتی زن هاییه که شوهر خوب ندارن. شما همین الان هم جایگاه من رو ننگ میدونید. همین الان هم ادبیاتتون تحقیر قشر های مختلفی از زن هست. شما با مردای بی ایمان سست عقل چه فرقی دارید؟ اونا هم زن رو ننگ میدونن شما هم ننگ.

ادبیات سخیف از دهان های مختلف با جایگاه های مختلف اما سست عقل. 
باکرگی پوسیده تون ارزونی خودتون. باهاش یه قل دو قل بازی کن عسلم!😁

ادعای برتری جنس مرد بر زنان مغالطه است.
چون مبنای این برتری مبهم است.
اگر مبنا قوت جسمی است، بسیاری از حیوانات از این جهت از جنس انسان برترند.
اگر قوه تعقل است. باز باید دید عقل چیست و کدام عقل؟
عقل ما عبد به الرحمن ‌و اکتسب به الجنان؟
درکنار روایاتی که تبعیت از هوای نفس رو موجب نفصان عقل می دونند و آیات اکثرهم لا یعقلون، بسیاری از مردان پیرو هوای نفس از گروه ذوی العقول و آن ها که اهل تعقلند خارجند...

مردبودن امتیاز نیست
همان گونه که زن بودن
امتیاز، نحوه مواجهه ما با شرایط و نقش‌ها ووظایفی است که به ما اعطا شده.
که در این قالب بشری ظالم نباشیم
عبد باشیم
و عبودیت حاصل نمی شود جز از راه تقوا

و در نگاه قرآن آن کسی واجد کرامت و برتری و قرب به خداست که با تقواتر باشد. چه زن چه مرد

وخوبه مردان در این تفکرکنند که چرا در تمام قرآن تنها پادشاهی که به دعوت پیامبر زمانش لبیک گفت یک زن بود.
و آن مردانی که پیامبران را تکذیب کردند چه چیزی موجب تکذیبشان شد.

و واضح هست که بلقیس به عنوان یک زن بر تمام مردانی که به دعوت ولی زمان خودشون پشت کردند برتری داره.
چون معیار برتری جنسیت نیست.
یکی از مهمترین معیارهای برتری افراد نسبت به یکدیگر میزان "حق پذیری" است.

و نه دگماتیسم در اندیشه هایی که بطلانش اثبات شدند.


پاسخ:
درود بر شما
حضورتان در این پست را دوست داشتم
@پیچک عزیز
لطفا ناراحت نشید. من ' زن بودن ' رو ننگ نمی دونم. ' زن مرد آلوده بودن ' و ' مادر پسر گناهکار بودن ' رو ننگ می دونم. باز هم اگه سوءتفاهمی مونده بفرمایید تا کدورت رو برطرف کنم.
باکرگی پوسیده یعنی چی پیچک جان؟ من از کودکی، همیشه همین بوده ام و خواهم ماند. یک باکرگی خودخواسته است و در آینده، هم اطرافیانم که منو می شناسند و هم نوشته هام نشون می ده من از چند سالگی نگران و مراقب باکرگیم بوده ام.
@پیچک بزرگوار

اتفاقا من هم با شما هم نظرم و اینهایی که گفتم دلایل علمی بود که می تونستم اثبات کنم.

حرف همسر شماهم درسته

حضرت آقا هم با همون بیانی که گفتید حرفی شبیه همین دارن: آن جنس قوی تر زن است.

من همیشه به دوستان و خویشاوندان و زنان میگویم، میگویم برخلاف آنچه که معروف است، در بین این دو جنس، آن جنس قویتر زن است. زنها قویتر از مردهایند. زنها میتوانند با تدبیر و با ظرافت، مرد را در دست خودشان بچرخانند؛ انسان، هم در تجربه این را مشاهده میکند، هم با قیاسهای فکری و عقلی این را میتواند اثبات بکند. این واقعیّتی است. بله، زنهایی هستند که بیتدبیری میکنند، لذا این کار را نمیتوانند انجام بدهند؛ امّا زنی که اهل تدبیر باشد، مرد را میکند رام خودش. این مثل این است که یک نفری بتواند یک شیر درنده را افسار بزند، سوارش بشود؛ این معنایش این نیست که او از لحاظ جسمی از این شیر قویتر است، معنایش این است که توانسته این اقتدار معنوی را به کار ببرد؛ زنها این توانایی را دارند، منتها با ظرافت؛ یعنی ظرافتی که میگوییم، تنها ظرافت در ترکیب جسمانی و ساختمان جسمانی نیست، بلکه ظرافت در فکر و اندیشه و تدبیر و دستگاه تصمیم‌گیری است که خدای متعال در زن قرار داده.
۱۳۹۲/۰۲/۲۱ بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیخته‌ی حوزوی و دانشگاهی



اسلام طرفدار تکامل بشر است. برای اسلام، زن و مرد هیچ فرقی ندارد. برای اسلام، جنس زن یا جنس مرد مطرح نیست؛ تکامل انسانی مطرح است. یک جا سخن از مرد گفته می‌شود، یک جا سخن از زن. به یک مناسبت از زن تجلیل می‌شود، به یک مناسبت از مرد؛ چون دو حصّه‌ی پیکره‌ی بشرند، دو بخش وجود بشری هستند. از لحاظ جنبه‌ی بشری و جنبه الهی، هیچ تقاوتی با همدیگر ندارند. لذا در قرآن آن وقتی که می‌خواهد راجع به انسانهای خوب یا انسانهای بد مثل بزند، از زن مثل می‌آورد: «و ضرب اللَّه مثلاً للذین کفروا امرأة نوح و امرأة لوط»(۱). در مورد کسانی هم که مؤمن هستند، مثال می‌زند؛ «امرأة فرعون»(۲). در هر دو جا، مثال و نمونه‌ی کامل راه خطا و راه صواب را از زن ذکر می‌کند؛ یک جا هم راجع به مردان سخن می‌گوید.
۱۳۷۶/۰۷/۳۰ بیانات در دیدار جمعی از زنان
@پیچک عزیز
امیدوارم فرزندان شایسته ای که از خودتون به جا می گذارید مایه آرامش اون دنیاتون باشه.
@پیچک عزیز
امیدوارم فرزندان شایسته ای که از خودتون به جا می گذارید مایه آرامش اون دنیاتون باشه.
برای اسلام، جنس زن بودن و مرد بودن مطرح نیست؛ تعالی بشری مطرح است، اخلاق بشری مطرح است، بروز استعدادها مطرح است، انجام وظایفی که به هرکسی یا هر جنسی از جنسهای بشری متوجّه است، مطرح است، که برای این باید طبعاً طبیعتها را شناخت. اسلام، طبیعت زن و طبیعت مرد را هم به‏خوبی می‏شناسد. در اسلام آنچه که مطرح است، عبارت است از تعادل؛ یعنی رعایت عدالت محض میان افراد بشر، از جمله میان جنس زن و جنس مرد. برابری در حقوق مطرح است، اما در جایی ممکن است احکام زن با احکام مرد متفاوت باشد؛ همچنان که طبیعت زن با طبیعت مرد در بعضی از خصوصیات متفاوت است. بنابراین، بیشترین حقایق و بیشترین واقعیتهای فطرت و طینت بشری در مورد زن و مرد، در معارف اسلامی است.
۱۳۷۶/۰۷/۳۰ بیانات در دیدار جمعی از زنان

۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۰:۵۷ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
اینم ننگ نیست! چرا باید کسی بار گناه کس دیگه رو به دوش بکشه؟ توی حرفای شما یه زن ستیزی ای مستتره!  به زن چه ربطی داره شوهر یا پسرش چه غلطی میکنن؟
هرکه نان از عمل خویش خورد.
اگر زنی خودش گناه کرد اون مجازات میشه و نه پسر بد داشتن یا شوهر بد داشتن برای زنی ننگه و نه مادر بد داشتن برای پسر یا دختری ننگ. هرکس ننگ گناه خودش به دوششه.

این حرفای شما هم قرون وسطاییه! منو یاد اون اقوامی میندازه که به گناه یه مرد همسر و بچه هاش هو هم اعدام میکردن.
 اصلا وسواسیه. نگاهتون به خطای احتمالی مرد در آینده ای با احتمال کم، نشونه وسواس شماست. خودتون رو درمان کنید.

۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۱:۰۴ پیـــچـ ـک
بحث من اینجا هیچ کدوم از اینها نبود. من فقط میخوام بدونم اون حقی که شوهرم به گردن من داره که این قدر بهش تاکید شده دقیقا چیه؟ من میخوام یه بخش از وجود خودم رو بشناسم. برتری مرد...برتری زن...یه حتی برتری یه آدم با ایمان دیگه نسبت به اطرافیانش واقعا برام مهم نیست. منم و خدا و دستوراتش. هیچ چیزی جز این وجود نداره از نظر من. شاید باید بگم خداست و دستوراتش...
این بحثای مهمل فقط باعث میشه حق گم بشه...
درد آوره!
@پیچک عزیز
سوره نور آیه ۳۱ : 'مرد زناکار و مشدک‌جز زن زناکار و مشرک نمی گیرد و زن زناکار و مشرک جز با مرد زناکار و مشرک ازدواج نمی کند و این بر مومنان حرام است. '
باور کنید زمان قرون وسطی هیچ وقت از این حرفها نمی زدند تا زنها بدون احساس مسئولیت نسبت به آخرتشون، با هر مرد کثیفی ازدواج کنه و هر بچه کثیفی رو دنیا بیاره. اتفافا این حرفهای ساختگی در مورد سبز شدن بهشت زیر پای مادران هم، از دهان‌ همون مردان قرون وسطائی بیرون آمده و تا الان باقی مونده.
برای به سنت پاکی رفتن، هیچ وقت دید نیست. مگر آسیه (س) - همسر فرعون - بعد از ایمان به خداوند یکتای معرفی شده توسط موسی (ع) به خاطر برائت جستن از آن موجود سرکش، جاتش رو از دست نداد؟ خداوند در توبه رو همیشه باز نگاه داشته و زمان برای جبران اشتباهات رو به ما داده عزیزم.
@پیچک عزیز
ببخشید عزیزم. آیه ۳ سوره نور بود که اشتباه نوشتم آیه ۳۱.
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۱:۱۸ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
سوره نور آیه ۳۱ اینه:
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

اون یه آیه دیگه ایه. تازه بدم دارید ترجمه ش میکنید.
تازه تر شما به قرآن چه کار دارید؟ خب آیه های قرآنم از دهن یه مرد قرون وسطایی بیرون اومده. ولش کن قرآنو. 
 @پیچک عزیز

کدوم بحثای مهمل؟
بحثای بنده؟!
دانستن چیستی هویت و شناخت خودمون منافاتی با فهم وظایف جایگاهی که داریم نداره

@بنده خدا
بد بودن فرزند حضرت نوح خللی در شأن و جایگاه ایشون ایجاد نمیکنه
همون طور که بد بودن همسر آسیه شأن  او رو پایین نمیاره

در مورد روایت که فرمودید، باید بستر مفهومی روایت رو برای درک معناش در نظرگرفت.
زیر پای کدام مادران بهشته؟

 قطعا این روایت در شأن زنانی که سوء تربیت فرزند دارند و شأن خودشون رو حفظ نمی کنند نیست.
این جور روایات به نحوی، بیان کننده هدف هست و بستری که مارو می تونه درمسیر رسیدن به اون هدف قرار بده.
هدف رسیدن به بهشت هست و مادری با رعایت شأن اون، می تونه بستر تسهیل کننده رسیدن به اون هدف باشه.

@نویسنده وبلاگ
شما لطف دارید و بزرگوارید


@ پبچک عزیز
توی کامنت بعدیم، اصلاحش کردم. ولی متاسفانه دیده نشد. شرمنده. آیه ۳ سوره نور درسته.
@رهروی عزیز
اگر آسیه (س) به همسریش با فرعون ادامه می داد و علیهش به پا نمی خاست و اگر نوح (ع) به فرمان خدا عمل نمی کرد و فرزندش رو با گناهکاران، رها نمی کرد و سوار بر کشتیش با دیگر مومنان نمی رفت، در خوب بودنشان و جایگاه فعلیشون، خلل وارد می شد.
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۱:۳۲ پیـــچـ ـک
@رهرو
نه بحثای شما رو نمیگم.
بحثای دیگه که من مردم تو زنی...من حقم اینه تو حق نداری...من بهترم چون دم دارم و تاج...من بهترم چون گیس طلام....بچگانه ست.
حکمت بر این بوده که از هر چیزی دو جنس بیافرینه. باز حکمتش بر این بود که انسان مستثنا نشه. باز هم حکمتش بر این بود که مسیر رشد و تعالی این دو جنس انسانی در هم تنیده باشه نه جدا از هم. هرکس در جایگاهی.
یه روزی باید عقلمون کامل بشه و فقط دنبال جایگاه خودمون در محضر خدا باشیم و نه در مقایسه با خلق خدا. باید دنبال اون مسیر در هم تنیده بریم و آروم آروم جداش کنیم تا مسیر خودمون رو پیدا کنیم.
به خدا یوم الحسرة دور نیست! اون زمان حاضریم از همه برتری ها بگذریم تا رضایت خدا رو جلب کنیم. اون زمان هیچ افتخاری برامون نمیمونه. فقط نگاهمون به هر سمت میگرده تا پناهگاه پیدا کنیم. 
شما دارید حرفایی رو میزنید که منشأش حکمته و جواب مهملات رو میدید. 
تا زمانی که حرف برتری هست مجبوریم حرفایی که شما میزنید رو بزنیم تا دین رو از تهمتایی که بهش زده میشه تبرئه کنیم. اما اگر عقل بشر رشد کرده بود، سوال جدی تر و جدیدتری میپرسید.
البته اینا معنیش این نیست که عقل خودم رو برتر میدونم. جایگاه اجتماعی من(مادر بودن و همسر بودنم) مجبورم میکنه که خودمو رشد بدم. این به معنی برتری عقلی من نیست الزاماً.
@بنده خدا عزیز
آیات قرآن صحبت شمارو تأیید نمیکنن و این دیدگاه شخصی شماست

در مورد پسر نوح در آیه ۴۳ سوره هود گفته شده "کان من المغرقین"
استفاده از کان در زبان عرب دلالت بر ثبوت وضع و حالت در فرد داره

یعنی پسر نوح غرق شده بود و این وضع تدریجی براش ایجاد شده بود و نه دفعی

و یک عمر پسر نوح بود نه در زمان خاص، اگر بنا بر تغییر ایشون بود باید در نهصد سال پیامبری که داشتن منحرف میشدن

حضرت آسیه هم همین طور
ایمان ایشون در باطنش بود اما ظهورش در زمان اعجاز حضرت موسی بود
اگر بنا بر انحراف بود باید در طول زمان همسر نوح بودن منحرف میشدن

@پیچک عزیز
کاملا با شما موافقم
یک بار جایی نوشتم: جنگ برای برابری، حیله شیطان است تا انسان از عبودیت، یعنی هدف خلقت باز بماند...

@رهروی عزیز
ایمانی که متجلی نشه به چه دردی می خوره؟ خداوند ایمان آسیه (س) رو وقتی برای مومنان مثال می زنه که ایمانش آشکار شده. به آیه ۱۱ سوره تحریم، دقت کنید: ' باز خداوند برای مومنان، زن فرعون را مثل آورد هنگامی که عرض کرد: ' بار الها! تو خانه ای نزد خود، در بهشت، بنا کن و مرا از شر فرعون و قوم ستمکار، نجات بده. ' می بینید؟ خداوند فرموده: ' آسیه (س) را مثال می زنم آن هنگام که ... ' نه قبل آن.
ضمنا اگر زنی ایمان داشته باشه با مرد مشرک، ادامه زندگی نمی ده( طبق آیه ۳ سوره نور )
هم اکنون هم، پسران بسیاری همچون پسر ' نوح (ع) ' در حال غرق شدن هستند؛ اما غوطه ور شدن مادران و پدرانشان در گناهان، باعث شده نه تنها، اهمیتی به اوضاع فرزندانشان نمی دهند؛ بلکه این وضع رو عادی می بینند و حتی به گناهکار شدن هر چه بیشتر فرزندانشان هم، دامن می زنند. آسیه (س) و نوح (ع) اگر همانند پدران و مادران فعلی زندگی می کردند که دیگر خداوند آنها رو به عنوان مثال و الگو، به غفلت زده ها معرفی نمی کرد.
یعنی چه که ' پسر نوح (ع) چون از غرق شدگان، بود پس رها شدنش توسط پدر، تاثیری در غرق شدنش نداشت؟ نوح (ع) برای پاکسازی محیط از گناهکاران، از گناهان فرزندش، اغماض نکرد و عشق پدری رو کنار گذاشت.
@جناب دچار
درست قبل از این کامنتی که دارم می نویسم، دو تا نظر یک شکل فرستادم که دومی ویرایش شده اولیست. لطفا دومی رو نگه دارید و قبلی رو پاک کنید.
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۳:۲۶ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
توی فرقه شما تقیه هم سنگ شرکه؟ آسیه تا اون زمان تقیه میکرد. 
به درد خوری ایمانشو شما باید تایید کنید؟!

فرقه شما چیه؟ یه جور فرقه التقاطیه؟ مثل ایوانجلیس ها؟ مثلااا
مثلا مسیحی مسلمون؟!
پاسخ:
@بنده خدا
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۳:۳۵ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
این استفاده های نابجای شما از آیات قرآن براتون جز خسران و ضرر و فرو رفتن هرچه بیشتر در ظلم و ظلالت هیچی نخواهد داشت.


پاسخ:
@بنده خدا

اتفاقا منم یه چند وقتیه دوست دارم برم تفسیر موضوعی آیه های قرآن رو بخونم
فکر کنم راه خوبیه
@پیچک عزیز
استفاده نابجا نیست. این آیات مواردی هستند که بی استفاده مانده اند و من دوست دارم ازشون استفاده کنم، به جای اینکه بایگانیشون کنم.
خوندن آیات قرآن این قدر اذیتتون می کنه؟ من وظیفه دارم بگم. حالا کسی دوست نداره گوش کنه گناه من نیست. من که انگشت روی شخص خاصی نگذاشته ام و بگم: ' فلان شخص آدم بدیه. ' من صرفا آیات فراموش شده قرآن رو بازگو می کنم.
سکوت در برابر ظلمهای بزرگ - مثل زنا و شرک - چیزی جز خسران برای فرد به همراه نداره. آسیه (س) و مریم (س) اگر مثال و الگو هستند، بابت همین صبرهاشون در برابر ظلم و آلودگیهاست؛ وگرنه اگر مثل بقیه زنان و دختران عمل می کردند که کار شاقی نکرده بودند.
وقت برای اصلاح همیشه، وجود داره.
پاسخ:
الان شما مبارزه منفی رو شروع کردی یعنی؟
راهکارت ازدواج نکردنه؟ یا رهبانیت؟


@پیچک عزیز
تقیه اندازه داره. اولا فردی که تقیه می کنه تقیه کردنش مشخص نیست. اگر معلوم بود که دیگر تقیه نمی شد. ثانیا در هیچ جای قرآن صحبت از تقیه آسیه (س) نیامده و در مورد وضعیت آسیه (س) قبل از اعلام ایمانش، سکوت کرده.  ثالثا اگر کسی پرهیزگار و باایمان باشه، طبق آیه ۳ سوره نور نباید با مشرک زناکار ازدواج کنه و آسیه (س) بعد از اعلام ایمانش به خدا، از فرعون بیزاری جست تا جائی که جانش رو از دست داد. چهارم اینکه آسیه (س) به خاطر همین آشکارسازی ایمان و شهادتش رستگار شد. آیه ۱۱ تحریم به صراحت بیان می کنه.
 خدا رو شکر آسیه (س) رستگار از دنیا رفت.
اگر تا ابد تقیه کنیم و همراه گناهکاران به گناه ادامه بدیم و باعث ادامه گناه در نسلهای بعد بشیم، باایمان از دنیا می ریم یا گناهکار؟
پاسخ:
آسیه (س) به خاطر همین آشکارسازی ایمان و شهادتش رستگار شد.

  • این رو از آیه برداشت کردین؟

@ خانم پیچک
حرث یه بستره... بستر رشد هست... حرث در لغت همون کشتزاره.... در زمین ما کشتزار ، خاک هست
خاک هم مطهَر هست هم مطهِر... هم پاک هست هم پاک کننده... و استعداد هر بذری رو شکوفا میکنه و به غایت میرسونه...
زن در کل نظام هستی تنها بستر رویش انسان هست... و برای اینکه همچین مقامی به او داده بشه صرفا این ساختار جسمی به او داده نشده بلکه اون حقیقت پروراندن و رویاندن در وجودش نهادینه شده... هر کسی به اندازه همتش اون رو بالفعل میکنه
به حرث بودن به این خاطر اشاره کردم که دنبال علت تکریم زن میگشتید...
من هنوز حق مرد رو نگفتم... اما هر چی فکر میکنم میبینم حق مرد چیز پنهانی نیست...
منتها ادای حق مرد یا حق زن وقتی دشوار میشه که یک طرفه باشه یا یکی از طرفین اهتمام جدی یا شرایط مناشب در ادای حق نداشته باشه که غالبا زوجین به این امتحان دچار میشن... شاید بیش از 95 درصد...

به نظر من بزرگترین حقی که مرد بر گردن زن داره سکینت گرفتن از زن هست
چرا سکینت مهمه؟
مقابل سکینت چیه؟... نزاع ، تشویش و اضطراب
یقین داشته باشید اگر سکینت در جمعی نباشه حق آشکار نمیشه...
لذا مرد اگر در محیط خاواده از زن سکینت دریافت نکنه اولین آسیبش اینه که خلوتش رو از دست میده... خودش رو نداره... خودش رو فراموش میکنه
یه چیز شبیه همون چیزی که آقای شقایق فرمودن...
چیزی که اغلب ماها بهش دچاریم... همسران ما خانمهای بدی نیستنا... منتها مراجعه کنید به اون طنز آقای عبید که در نظرات اول گفتم... علم کافی نداریم برای ادای حق... شاید هم طرفینی هست... چون حقش رو نگرفته اعتدال کافی برای ادای حق همسرش رو نداره لذا نمی تونه...
نصفه نیمه ادا میکنه...
برای همین عرض کردم ادای حق وقتی دو سویه نباشه بسیار مشکل میشه... نه اینکه طرفی که حقش رو نمیگیره عمدا نخواد حق همسرش رو بده بلکه توانایی اش در دادن حق کم میشه... جهد بسیار زیادی لازمه...

مرد سکینت دریافت نکنه باید خییلی خودساخته باشه تا اون سکینت رو با تدابیر مختلف تامین کنه...
روی نیازمندی بیشتر یا کمترمرد بحث رو ادامه ندید کلا مدل بحثی آقای پناهیان طوری هست که باید دید در اون جلسه دنبال تبیین چه موضوعی بودن... یعنی نمیشه خیلی یه جمله اش رو گرفت و روش بحث کرد...احتمالا در ال بیان مطلبی بودن و اون سخن که بنظرم هم میاد درست باشه در راستتای تبیین اون غابت بحثشون بوده
پاسخ:
بنظر میرسه یکی از سخت ترین مدیریت ها
مدیریت کردن حق و تکلیف در کانون خانواده است.
۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۶:۲۳ سوته دلان
سلام

تو میراث آلبرتا ۲، یه خانم هلندی گفت همسرم پادشاه خونه‌س... :)

اگه ندیدین، ببینید جالبه

پاسخ:
ندیدیم :)
@ بنده خدا
فرمودید: ز کجا میشه مطمئن بود یه نفری که الان، نماز اول وقت می خونه، سر به زیره و حرفهای عارفانه و زیبا می زنه ناگهان، تغییر رویه نده؟

اگر منطق شما درست باشه و همه انسانها بخوان با منطق شما با ازدواج مواجه بشن جز کسانی که علم غیب دارن هیچ کس ازدواج نمیکرد...
لذا اونوقت دیگر شما هم در کار نبودید که بخواید با دائم الوضو بودن هی به خدا تقرب پیدا کنید...
فقط کاش بتول هم میبودید که اون یه هفته رو هم از دست نمیدادید... البته برای بتول شدن هم راه بازه... به ولایت برسید اون یه هفته هم در کار نخواهد بود...
پاسخ:
@ بنده خدا
@ن. .ا عزیز
*' ندیدن عادت ماهانه ' آیا حسن است یا نقص جسمانی؟ در طول این مدت، صرفا نماز و روزه از دختران و زنان، قبول نمی شه. ولی آیا از درگاه خدا رانده شده اند و اجازه دعا کردن و ذکر گفتن ندارند. اتفاقا ذکر نام خدا در این مدت، در پاکسازی بدن و محیط از انرژیهای منفی ناشی از این دوران، کمک می کنه. '
*به علاوه، ' بتول ' معانی متفاوتی داره که یکیش ' نداشتن عادت ماهیانه ' است. معنی دیگرش ' پاکدامنی 'ست. اهمیتی نداره که مریم (س) حائض می شدند یا نه؛ مهم پاکدامنی ایشان از گناهان و پاک نگاه داشتن رحمشون از ازدواجهای ناپاک، بوده. ( آیه ۱۲ سوره تحریم ) ضمنا خداوند در رابطه با اشخاص مختلف، برنامه های متفاوتی داره.
*منظورتون رو متوجه نشدم که ' ولایت 'چطور می تونه این یک هفته رو جبران کنه. اگر منظورتون ' تحت ولایت و سرپرستی خدا بودن ' باشه، باهاتون موافقم.
*ضمنا، خداوند برای آفرینش انسانها که عبادتش کنند و سعی در تقرب بهش داشته باشند، نیازی به ازدواج زن و مرد نداره‌. خداوند اون قدر قدرت داره که از هیچ، ' آدم و حوا ' رو بیافرینه و بدون پدر هم، ' عیسی (ع) ' رو متولد کنه‌. اگر خدا می خواست می تونست در مورد آفرینش من و شما هم، به این سبک یا هر سبکی که خودش از اونها، آگاهه، عمل کنه.
پاسخ:
به نظرم بزرگ ترین ایراد طبق نظرات شما به خود خداست که این آلت های منحرف کننده و همچنین هواهای نفسانی را در نهاد بشر حریص قرار داده است. هوم؟
خب خوبه بدونید زنانی که اون یک هفته رو ندارن مثل حضرت مریم از اولیا الله هستن و در عین نداشتن این هفته هیچ نقص جسمانی هم ندارن مثلا خانهای معمولی اگر اون هفته رو نداشته باشن یه نقصی در سیر جسمی شون هست مثلا باردار نمیشن یا عوارض دیگه,,, اما زنان اولیا الله اون هفته رو ندارن و هیچ نقصی هم بهشون وارد نمیشه , اصلا این بتول بودنه خودش یه نشانه هست

اما در کل من با نگاه شما به ازدواج و تقرب مخالفم , شما می فرمایید دوست ندارید وضوی شما بهم بخوره (زناشویی)و همیشه در محضر باشید من به این فکر میکنم هر انسانی روزی چند بار اجابت مزاج میکنه و خدودا جمع کنیم یه ربع بیست دقیقه ای در روز بدون وضو هست
زناشویی هم میخواد هر چند روز یه همچین زمانی رو اضافه کنه به بی وضویی که البته به نظر من این بیوضویی از هزاران وضوی خیلیها قرب بیشتری میاره...
صلاح ملک خویش خسروان دانند
عقیده ما اینه که اون چیزی که شما به ظاهر ازش فرار میکنید از تمام وضوهای عزب ها قرب بیشتری میاره
لکم دینکم ولی دین
پاسخ:
اون چیزی که شما به ظاهر ازش فرار میکنید از تمام وضوهای عزب ها قرب بیشتری میاره :)))
@ بنده خدا
در مورد اینکه خدا میتونست به هر شکلی ما رو خلق کنه که شکی نیست
اما دلیل نمیشه ما اسباب و عللی که خود خدا قرار داده و قاعده مندش کرده رو از خدا جدا کنیم
اگر حضرت مریم بدون هیچ مرد زمینی تونست حضرت عیسی رو باردار بشه بحث علمی خودش رو داره... اون هم بدون علتی به نام مرد نبوده...
منتها حضرت اون قدرت روحی رو داشتن که اون ملک رو بر خودشون ظاهر کنن... 
در مورد خلقت حضرت آدم و حوا هم هم بحث های قرآنیش سر جاش درسته و هم بحث های مادی طبیعی اش شده که خلقت انسان بدون پدر و مادر (حضرت آدم و حوا) به لحاظ طبیعی (درعالم طبیعت) چگونه هست... اینجا باید مباحث مزاج شناسی و مخصوصا مباحث هیوی خونده بشه...
به قول میرفندرسکی صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی...
همین خلقت بدون پدر و مادر هم اسباب و علل مادی داشته در عالم طبیعت...
بعد نمیشه قاعده اسباب و علل رو هیچ علمی نداشت و گفت خدا بخواد درستش میکنه...
مثل جک اون بنده خدا میشه که سالها میرفت حرم امام رضا و نذر میکرد در بانک فلان جایزه اش رو برنده بشه اما نمی شد روزی امام به خواب مادرشون رفت و فرمودن به پسرت بگو بره توی اون بانکه یه حساب باز کنه تا ما بتونیم کاری بکنیم
حالا این جک بود ولی کسانی که در خدا شناسیشون قاعده اسباب و علل رو برنمیتابن خدا ذهنی خودشون که مخلوق اونهاست رو می پرستن...

یه نظر هم قبل این دادم که چون بدون نام کاربری بوده باید آقا مرتضی تایید کنن تا شما ببینید
پاسخ:
منتها حضرت اون قدرت روحی رو داشتن که اون ملک رو بر خودشون ظاهر کنن...
پس چرا با دیدن ملک حیرت زده شد و ازش پرسید شما کی هستید؟

@بنده خدا
مثلا خدا به شما مکانیزمی مثل دهان و معده و روده و هضم و جذب داده تا از این طریق غذا بخورید و جسمتون رو حفظ کنید تا سالم بمونید... بعد شما بگید چون کفار هم از دهان غذا میخورن و وانگهی ممکنه لقمه ای که دست من میرسه صد در صد طیب نباشه لذا من کلا غذا نمی خورم خدا خودش بهم غذا برسونه و سیرم کنه...
این رفتار معقوله؟

سوال دیگه ای هم پرسیدید که "عادت ماهیانه نداشتن" حسن هست یا نقص
من اول ماهیت سوال شما رو آشکار میکنم
میگن کرم ابریشم پیله میتنه دور خودش... بعد یه مدتی پروانه میشه...
بعد ما سوال بپرسیم اینکه کرم ابریشم بال نداره حسن هست یا نقص؟

این سوال از اساس غلطه
سوال درست اینه که اگر کرم ابریشمی پروانه نشه حسن هست یا نقص؟
خب جواب مشخصه ... یه کوتاهی و نقصانی صورت گرفته والا به صورت طبیعی ابریشم باید پروانه میشد
منتها تا زمانی که ابریشمه نباید بال داشته باشه و وقتی رشد کرد و پروانه شد باید بال داشته باشه
پاسخ:
@بنده خدا
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۸ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
من از این که آیات قرآن رو بشنوم ناراحت نمیشم. منتها از این که قرآن از هر دهنی دربیاد ملول میشم! 
به قول خود خدای بزرگ لا یمسه الا المطهرون.
این مس فیزیکی نیست. کسی که طهارت نداره و عقلش کامل نیست نمیتونه بفهمه قرآن چی میگه. مجبوره به کلام الراسخون العلم چنگ بزنه برای نجات خودش از حیرانی. منتها شما به خاطر ضعف عقل و نداشتن تواضع در مقابل علما و معصومین، اون حضرات رو قرون وسطایی میدونید. همین نگاهی که به روایات دارید نشونه نداشتن طهارت و پاکی در شماست. 
امثال دائم الوضو هایی مثل شما زیادن که فردای قیامت از کنار حوض کوثر طرد میشن. با این که چهره شون از وضو نورانیه!
این آیاتی هم که شما میگید اصلاا فراموش شده نیست. دقیقا دست میذارید روی آیاتی که خیلی شنیده شده. اما آیات و عبارات قرآنی ای که من به شما گفتم فراموش شما شده!
اندازه تقیه رو هم شما مشخص نمیکنید. بانو آسیه در مقابل حجت ظاهر زمانشون متوجه شدن که زمان تقیه تموم شده. شما حجت زمان ما نیستید! 

گفتم فرقه ت رو مشخص کن! صادق باش و هرچی هستی رو رو کن. قرآن رو رها کن که هر بار آیه قرآن میاری من یاد صفین میفتم. 
تو فرقه ت رو مشخص کن، من خودم میفهمم چه نگاهی به حرفات داشته باشم.

درد تو هم نه آسیه ست و نه مریم. داری برای وسواس و بشر ستیزی خودت دنبال دلیل میگردی.


پاسخ:
داری برای وسواس خودت دنبال دلیل میگردی.

اینم حرفیه :)
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۰ پیـــچـ ـک
@ن. .ا
یعنی حق مرد برای آرامش بیشتر از حق زن هست؟
حرث بودن رو فهمیدم.
میشه گفت این سکینت باعث رشد مرد میشه. یعنی حرث بودن زن برای همسرش به وسیله آرامش دادنه؟
یعنی منظورم اینه که حرث فقط منظور مادر بچه مرد بودن نیست بلکه محل رشد و تعالی خود مرد هم هست. 
خود زن هم با بروز همین حرث بودن رشد میکنه. مثل کشتزار بایر که وقتی محصول میده در واقع رشد پیدا کرده.سرسبز شده. برکت داده. 
یعنی زن با زنانگی خود به خود به آرامش می رسه ولی مرد با زنانگی زن به آرامش میرسه.
میشه این طوری گفت؟
پاسخ:
میشه
@ خانم پیچک
یقینا عنصر اصلی در آرامش خانه زن هست... اما مرد باید فضا رو فراهم کنه تا زن بتونه اون آرامش رو ایجاد کنه...
برای همین گفتم اگر یک طرفه باشه کار سخت میشه...
حرث بودن بیشتر همون فرزند پروری معنای میشه اما هیچ منافاتی نداره که در مورد شوهر هم اطلاق بشه... 

اصلا اینکه به خانه، مسکن میگیم فقط به معنای ساکن شدن نیست بلکه به معنای جایی هست که در اونجا سکینت وجود داشته باشه...
سکینت همون قرار هست...
انسان تا قرار نگیره نمی تونه با خدا ارتباط بگیره
اصلا اینکه در دین اسلام فرمودن زن با مرد ازدواج کنه زیر سر اینه که یک اسم جلال فقط وقتی به سکینت و قرار میرسه که با یک اسم جمال زوج بشه... اسم جمال هم همینه... تا با اسم جلال زوج نشه سکینت نمیگیره... منتها به خاطر اقتضای ذاتی اسما الله سکینت از دل جمال (زن) نشر پیدا میکنه برای همین زن مظهر سکینت شده...
اسماء جمال و جلال در ذات حق متعال از هم جدا نیستن برای همین خدا عین سکینت و قرار هست اما وقتی در خلایق تجلی میکنه باید جدا شده ها به هم برگردن تا الیه راجعون اتفاق بیفته...
مثلا حضرت موسی تشخصی بسیار جلالی داشت و فرعون هم خیلی جلالی بود... با اینکه حضرت موسی پیغمبر بزرگ خدا بود باز برای مواجهه با فرعون از خدا خواست تا هارون هم باهاش باشه... هارون تشخصی جمالی تر داشت...
حضرت موسی میدید اگر خودش به دیدار فرعون بره محاله نتیجه بگیره... لذا از طریق هارون وارد شد تا در مقابل جلال فرعون جمالی رو رو کنه که یک قرار و آرامشی شکل بگیره تا فرعون حداقل حرف حق رو بشنوه... تا حق برای فرعون تجلی کنه بعد از اون اگر نپذیرفت دیگه حجت بر اون تمام شده...

لذا میبینید برای تجلی حق ما نیاز به قرار و سکینت داریم... این قرار سکینت از راه زوج شدن جمال و جلال تجلی میکنه و از کانال وجودی اسم جمال (زن) در منزل منتشر میشه...

راستی حق هر دو برای آرامش به یک اندازه هست اما بروز و تجلی و یا محل نشر این آرامش در زندگی زن هست
زن مثل چشم ظاهری میمونه برای دیدن... چشم محل بروز قوه باصره هست... خود چشم و عضلات چشم به خودی خود... نمی بینن... قوه باصره از این کانال تجلی میکنه... که دیدن اتفاق می افته... اصلا عالم خلقت عالم تجلیات هست
لذا کور مادرزاد  قوه باصره اش رو از دست نداد فقط ابزار بروزش رو نداره... برای همین خواب میبینه و در خواب تصویر میبینه... اما چون ابزار مادی برای تجلی قوه باصره رو نداره از دیدن طبیعی محرومه...


پاسخ:
من که فهمیدم چی گفتی
امیدوارم بقیه هم متوجه بشن :)
@ ن. .ا عزیز
شما درست می فرمایید که اگر کسی از خداوند، فرزند می خواد، باید از طریقش وارد بشه و ازدواج کنه و نه اینکه مثل اون بنده خدا که بدون باز کردن حساب توی بانک، از خداوند تقاضای برنده شدن توی بانک رو داشت.
اما سخن من اینجا این است که فردی که پاکیزگی و طهارت رو جستجو می کنه نمی تونه هم لقمه حرام بخوره، هم همنشین بد انتخاب کنه، هم فرزند ناصالح دنیا بیاره و تا ابد پرورشش بده، هم با فرد زناکار مشرک ازدواج کنه و هم، پاک بمونه. شما می تونید دستتون رو توی سطل زباله پر از آلودگی، وارد کنید؛ اما ادعا کنید دستتون همچنان پاکه؟
فرزند داشتن و بقای توی این دنیا، اون قدرها مهم نیست که آدم آخرتش رو نابود کنه. همین حسابهای جزئیات رو کردن هست که آدمها رو متفاوت می کنه: از یکی ' موجودی جهنمی و پست ' می سازه و از دیگری، ' پیامبر و عارف '
آدمها مختارند زندگی دنیا رو ترجیح بدن یا آخرت رو.
اولویت آسیه (س) و مریم (س) پاک‌زیستن بود؛ نه فرزندآوری و کارهائی که زنهای دیگه انجام می دن.
من عاشقانه مردن در راه خدای پاک رو ترجیح می دم. مریم (س) هم اولاً به خاطر لطف خداوند و بعد، به دلیل سالها عبادت و تلاش در قرب به خداوند به اون مقام رسید.
من از موعظه های روحانیون خیلی استفاده کرده و می کنم. در این شکی نیست. ولی نباید به خاطر مصالح سیاسی یا شخصی، یک سری واقعیات رو نگفت.
پاسخ:
@ ن. .ا
@پیچک عزیز
من امامان و پیامبران رو قرون وسطائی نمی دونم. بلکه عرض من اینه که یک سری قرون وسطائی حرف توی دهان معصومین می گذارند و منتشر می کنند. نباید هر حدیثی رو باور کرد.
پاسخ:
کدوم حدیث ها رو باید باور کرد؟
معیار خاصی داره؟


@پیچک
@ بنده خدا
من با اون بخش از فرمایشات شما مشکل دارم که یک بی اعتمادی و بدبینی مفرطی بهش غالبه...
اینکه حتی به هیچ مومنی هم نمی تونید اعتماد کنید...
اینکه ممکنه انسانی مومن باشه اما در آینده خراب بشه...
این اسمش احتیاط و مراقبت نیست... اسمش وسواسه...

شما یه جاهایی بر اساس تکلیف حرف میزنید یه جاهایی بر اساس تکوین... این منطق درست نیست...
با با این وسواس شما مشکل دارم... 
پاسخ:
@ بنده خدا
@پیچک عزیز
این حرفها از گذشته های دور اومده و به‌نام انبیاء به ما قالب شده اند. ضعف عقل برخی یا ضعف نفسشون باعث می شه این چرندیات رو بدون فکر یا به چالش کشیدن قبول و پیروی کنند.
@ن. .ا عزیز
می دونم فکر می کنید گرفتار وسواس شدم. مثل خیلیهای دیگه که همین نظرشونه. ولی به سوره ' زلزال ' توجه کنید که می فرماید: ' هر کس به وزن ذره ای نیکی، کرده باشد آن را می بیند و هر کس هموزن ذره ای کار بد کرده باشد آن را می بیند. '
پاسخ:
@ن. .ا
@ بنده خدا
ببینید هدف از زندگی ما چیه؟
تقرب؟
تقرب تا کجا؟
آیا با رهبانیت اون مقام جمعی حاصل میشه؟
شما اگر با فردی مومن و طاهر هم ازدواج کنید بلاخره در ورطه ای از پیچیدگی های زندگی مشترک و خانواده قرار میگیرید...
هدف خدا از این تنشها چیه؟
هیچ پیغمبری حتی نبوده درگیر این تنش ها نشه در زندگی مشترکش... یا از طریق خود همسر یا از طریق فرزند یا از طریق اقوام یا اجتماع...

اگر هستی شناسانه نگاه کنید میبینید از خود حضرت آدم تا به امروز در زندگی مشترک تنشها و تضادهایی وجود داشته...
چرا خدا این همه تضاد و تزاحم و تنش در عالم طبیعت قرار داد؟
واقعیت اینه که عبد واقعی باید ملبس به اسمای الهی بشه و از مهمترین این اسما که فقط در عالم طبیعت امکان تخلق بهش وجود داره اسم جامع هست...

یعنی در بین تمام این تزاحمها باشید و رشد هم بکنید... جامع یعنی جمع اضداد
همونطور که خدا مزاج جسم انسان رو از اجتماع عناصر متضاد شکل داد روح انسان هم همینه... روح مستعد دریافت اسم جامع خداست...

در رهبانیت (به شکل صحیحش) خیلی که رشد کنیم در حد طبقات پایین بهشته... شما وقتی با یک انسان مومن و موحد هم که ازدواج کنید بسیاری از مشکلات و تزاحم ها براتون پیش میاد... باید بیاد...
اما این رو بدونید اگر در وجودتون مستعد رشدی باشید در هر گوشه ای خزیده باشید حوادث و تزاحمات به سراغتون میاد
نظام هستی شوخی و تعارف نداره با کسی

پاسخ:
@ بنده خدا
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۳ پیـــچـ ـک
@ن. .ا
وقتی گفتید آرامش و سکینت همون قرار هست یاد این آیه افتادم:

وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ
وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی‏
وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّکاةَ
وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ
وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً

جالبه که برپا داشتن نماز و پرداخت زکاة و حتی اطاعت از خدا و رسول برا زن بعد از وقرن فی بیوتکن و ولاتبرجن اومده! یعنی اگه این کارارو نکنه زن نمیتونه اطاعت کنه!
(همین الان این به ذهنم رسید. نمیدونم چه قدر درسته!) 
پاسخ:
خب در اینجا دستور به اقامه نماز و پرداخت زکات  داده شده :)

منظور از اقامه خواندن نماز است در خانه یا برگزاری نماز ؟ حتا اگر فرض بگیریم که منظور اول ملاک است اما درباره زکات چه باید گفت؟ شما می دانید که محصولات و تولیدات خاصی هستند که مشمول قانون پرداخت زکات می شوند. //  با توجه به این آیا اقامه نماز و پرداخت زکات با ماندن در خانه تناسب ندارد.


** حالا در ترجمه آقای مصطفوی که از المیزان استخراج شده آمده «و در خانه های خویش بمانید و آن گونه که زنان در روزگار جاهلیتِ نخست نمایان می شدند ، در میان مردم نمایان نشوید » شاید بتوان گفت برای کارهایی که در ادامه می آید از خانه خارج شوید نه کارهایی که زنان در زمان طاغوت به خاطر آن می آمدند بیرون :)


برابر قول فقیهان زکات در نُه چیز واجب است:


1- گندم، 2- جو، 3- خرما، 4- کشمش، 5- طلا، 6- نقره، 7- شتر، 8- گاو، 9- گوسفند.

۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۱۱ پیـــچـ ـک
@بنده خدا
حوصله بحث باهات رو دیگه ندارم. تو فوبیای ازدواج و مادر شدن داری. که باعث وسواس توی وجودت شده.
 هرچی هم دلیل میاری بعد که برات واکاوی میشه، میگی نه، حرفم یه چیز دیگه ست. بخوایم برای آدمی که مقاومت میکنه ردیه بدیم تا خود قیامت دلیلای مهمل جدید میاره.
 من حوصله خوندن کتاب خونده شده رو ندارم.برام مثل کتاب خونده شده ای.
 اگه واقعا میخوای خودتو درست کنی برو پیش یه روانشناس خبره. یه آدم سالم. البته مقاومتت بالاست. پیش یه زن برو. تو نباید نزدیک مردا بشی. برات ضرر داره.
دارم برات خواهری میکنم که این حرف رو میزنم. چون یه زنی بهت رحمم اومد و گفتم مشکلت چیه. در مورد منشأ مشکلت هم یه حدسایی میزنم که لزومی نمیبینم بگم. فقط همین قدر بگم که از نظر من تو یه قربانی هستی! نفرین من متوجه اون کسیه که تو رو به این وضع در آورده!

فقط آخرش نگفتی فرقه اسمش چیه؟خخخخخخ
پاسخ:
خدا رو شکر حوصله هاشون تموم شد :|
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۷ پیـــچـ ـک
نمیگه توی خونه بمونید. میگه در خانه آرامش بگیرید. قرار بگیرید.

بعد من حرفم اینه که این آرامش دادن و گرفتن اولویت داره.
یه جوری توی آیه حرف زده که انگار زن حتی دین خودش رو هم بعد از آرامش گرفتن و دوری از تبرج میتونه حفظ کنه.
منظورم اینه.
پاسخ:
اوهوم حرف درستی به نظر میرسه
سلام و رحمت


به به...
چه پستی...
چه بحثی...
چه کامنتایی...
چقدر ما همیشه خوش موقع سر می زنیم و چه چیزای خوبی رزقمون می شه. الحمدلله.

خدا برکت بده به کارتون فیش نگار جان :)
خوبی شما؟ میزونی؟ روبراهی؟
پاسخ:
سلام به به
چه دعای خوبی

ببین کی اینجاست :)
ما ارادت داریم . دعا کنید

چن روز پیش خدا قسمت کرد یکی از رفقای حاج اسماعیل آقای دولابی رو دیدیم. ایشون اومدن نصیحتمون کنن. از رفیقشون حاج اسماعیل آقا نقل کردن که توی آخرالزمان، زمین شبیه یه زن باردار می شه که می خواد زایمان کنه. حجت خدا می خواد ازش بیرون بیاد. 
اینه که شروع می کنه دست و پا بزنه. یه درد زایمان شدید می گیره و خلاصه برای خودش و اهلش زحمت درست می کنه.


خلاصه سخت نگیریم :) 
قلبمون تنگ نشه از چیزایی که می خونیم و می شنویم. یه کم خُلقمون بسیط بشه. یه کم تحمل کنیم. یه کم بیشتر مدارا کنیم. اینقدر زود از روی شواهد به همدیگه برچسب نزنیم. اینقدر راحت تکفیر نکنیم. آروم باشیم... آرومِ آروم...
 
اینا درد زایمانه... بشر داره عقلش کامل می شه. ظرفیتش هی داره جا باز می کنه. اینه که الان داره تقلا می کنه. 
اینا همه ش خیلی زود تموم می شه انشالا :) فرصت بدیم به خودمون و دیگران. همه مون بزرگ می شیم به فضل خدا. قلوب و عقولمون انشالا هر روز و هر روز صدقه سر حجت خدا کامل و کاملتر می شه. :)
پاسخ:
چه تعبیر جالبی...


پس بگو چرا آب های اقیانوس ها گرم شده :|
بچه ها قرآن خیلی بزرگه. انقدر بزرگه که یه آیه ش برای اول تا آخر یه آدم کافیه. قرآن عدل و عطف به عترت شده.

دیدین تهِ قلبمون به امام زمان می گیم آقا یه نگاهتون ما رو بس... یه دعاتون ما رو بس...
دیدین یه کوچولو تربت امام حسین چقدر پیش چشممون شریفه؟ دونه های برنج غذا حضرتی امام رضا رو دیدین با دلمون چیکار می کنه؟ یه قطره اشک اباعبدالله رو دیدین که انگار زورش به دنیا و آخرت می رسه؟

قرآنم عطف شده به همین خانواده...
یادمه خیلی بچه تر از الان که بودم، (اگه اشتباه نکنم) حاج آقا مجتبی به این مضمون می گفتن که بچه ها هر وقت خواستین ببینین چقدر به امام زمان تمایل دارین، نگاه بندازین به حالاتتون و ببینین تمایلتون به قرآن چقدره... این قدر این دو تا به هم نزدیکن.

قرآن خیلی بزرگه... از اینی که من گفتم هم خیلیییییی بزرگتره... فقط خدا می دونه که چقدر بزرگه...
این آقای جوادی آملی که می گن بزرگترین مفسر معاصر قرآن هستن، جوری قرآن رو شناختن که توی اتاقی که قرآن باشه، پاشونو دراز نمی کنن. خدا می دونه چقدر بزرگه و چقدر باید بهش ادب کنیم :)
پاسخ:
اینکه میگن هر روز قرآن بخونید
حتا یه صفحه منظورش همینه پس؟
حالا اینکه ماها میایم یه آیه از قرآن رو می خونیم و بعدش از همه جا بی خبر، با همون یه آیه آسمون ریسمون می بافیم، خیلی بی انصافیه به این مقام عظیمی که توی خونه هامون لب طاقچه هاست. نمی دونما... ولی انگار که داریم به این وجود بزرگ بی ادبی می کنیم رفقا... :)

می دونم این بحثا و حرفامون از سر صدق و صفاست. از سر دغدغه ست. به خاطر اینه که دوست داریم به ملاقات خدا بریم. 
ماها زیر این پست حرفایی می زنیم که همدیگه رو نقض می کنیم. برداشت های کاملا متضاد و گاهی متناقض داریم به هم ارائه می دیم. ولی همه ی این حرفا برای اینه که همه مون می خوایم عبد باشیم. همه مون یه درد مشترک داریم. انشالا با تمام این پراکندگی ها، همه مونم به فضل خدا به اونچه که دغدغه و مراد اصلیمونه می رسیم.

اما مراقب باشیم توی این مسیر یه موقع بی ادبی نکنیم. زشته که منِ الف سین که هنوز توی عمرم یه بار هم قرآن رو کامل نخوندم، بیام بگم که قرآن گفته "فویل للمصلین"! وای به حال نمازگزاران! بعدشم بگم من که دیگه نماز نمی خونم...
یا با این عقل کوچیکم که می خواد زیر نور این قرآن رشد کنه، بیام بی ادبانه بگم که قرآن گفته "و انکحوا الایامی"... پس زود باشین... همه تون باید زوووود ازدواج کنین!
یا یه عده از رفقای قرآن خونِ مذهبیِ نمازشب خونِ ما بودن که اومدن گفتن قرآن گفته "فقاتلوا ائمة الکفر" و زدن آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی رو شهید کردن.

همین الان شما یه داعشی بیاری هم برات عین بلبل از روی قرآن اثبات می کنه که باید سر تو رو ببره، بچه ی چارساله رو جلوی چشم مادرش دار بزنه، به خواهر و مادرت تجاوز کنه و بعدم ببره توی بازار بفروشدشون. خدا می دونه داعش واسه همه ی این کارا هم از قرآن آیه و سند داره.

ولی آیا این نگاه جزئی نگر به قرآن درسته؟ این کار بی حرمتی به این وجود بزرگی که به لطف و منت خدا توی دستمونه نیست؟ :)
رفقا این قرآن محکمات داره، متشابهات داره. ما می دونیم متشابه آیه ای که به کار می بریم کجاست؟
هر کلمه ی این قرآن هزار بطن داره و هر بطنش باز هم هزار بطن دیگه... آیات این قرآن رو نباید به صورت مفرد نگاه کرد. باید هر آیه رو عرضه کرد به کل آیات قرآن و بعد درباره ش حرف زد. باید تک تک این آیات رو برد درِ خونه ی اهلبیت و مطابق تفسیری که اون ها می کنن بهش اقتدا کرد. نه اینکه بشینیم دور هم یه آیه بگیم و بعد شروع کنیم حول اون به بحث بپردازیم :)


آیات این قرآن مثل گُل های رنگارنگ یک گلستان بزرگه. امام معصوم مثل زنبور عسل بر تمام گل های این گلستان اِشراف دارن. تشریف میارن از روی علم کاملشون که بر این گلستان احاطه داره، متناسب با حال هر کس، چند تا گل مختلف رو انتخاب می کنن. شهد و شیره ی اون چند تا گل رو پرورش می دن و بعد عسل خالص تحویل می دن به بشریت. این همون عسله که شفابخشه...

خدا توی سوره ی نحل به زنبور عسل امر کرده "کلی من کل الثمرات". گفته "ثمرات"؛ نگفته "ثمرة". مفرد به کار نبرده. جَمعه. 
می گه زنبور! از بعضی از همه ی ثمرات میل کن و عسل تحویل مردم بده! حالا تازه بعدش می گه "فیه شفاء للناس"...
بعد ماها با این نگاه های کوتاهمون، با این مغز سراسر جاهلمون، با این عقل آمیخته به هوسمون میایم یه گُل خوشگل و خوشبو پیدا می کنیم. بعد عین مگس و عنکبوت و ملخ به اون گل حمله می کنیم. هم واسه خودمون مزاحمت ایجاد می کنیم و هم دیگران رو از نعمت عسل محروم می کنیم. گاهی هم چون بلد نیستیم، می ریم رو یه گل میشینیم و ازش می خوریم؛ غافل از اینکه اون گل و اون نوع خوردن منجر به مرگمون می شه :)


احادیث هم همینطوره. سریع یه روایت پیدا می کنیم و می بلعیم و با عقل پر از هوا و هوسمون می خوایم ازش عسل تولید کنیم! تازه به بقیه هم می گیم بیاین از عسل من بخورین!

بگین ببینم منی که توی عمرم این قرآن رو یک بار هم کامل نخوندم، ترجمه ش رو کامل نخوندم، توی عمرم یک بار هم تفسیر بزرگانی مثل علامه رو حتی ورق نزدم، با چه معیاری از آیه های تکی قرآن استفاده می کنم و نتیجه می گیرم؟
منی که کل سواد روایی و حدیثیم در این حده که یه بار رفتم دستشویی حرم امام رضا و اونجا دیدم نوشته "النظافة من الایمان"، حالا با دیدن یه روایت چطور حکم صادر می کنم؟ چطور گاهی انقدر حواسم پرت می شه که بقیه رو هم در قلب و زبانم نفهم خطاب می کنم؟ :)
«من» می خوام با خوندن چنتا کتاب و چنتا حدیث و دیدن دو تا آیه از قرآن به خیال خودم به قرب خدا برسم؟ تازه فتوا هم صادر می کنم؟

فرق من با داعش چیه؟ فرق من با قاتل مطهری و بهشتی چیه؟ :)
پاسخ:
آفرین ادامه بده :)
حس میکنم عنقریبه که شهید شی
من نمی گم روی آیات قرآن تفکر و تدبر نکنیم. می گم برگردیم ببینیم این مدل تدبر و تفکری که تا حالا داشتیم درست بوده؟

بیاین توی خلوتمون یه نگاه به درون خودمون بندازیم. ببینیم چقدر مشوّش و متحیّریم. ببینیم چقدر مشکلات روانی و پریشونی اومده سراغمون.

بیاین توی خلوتمون یه نگاه به خانواده هامون بندازیم. مایی که این وسط داریم از روی قرآن برای تقرب به خدا تلاش می کنیم، ببینیم چه بلاهایی سر خانواده مون آوردیم. چه کارا که با پدر و مادرامون نکردیم. کجای عقاید و افکار و اعمال و رفتارمون داره می لنگه که این قدر از درون و بیرون حالمون بده؟

بیاین توی خلوتمون یه نگاه به بیرون خودمون بندازیم. ببینیم به اسم خدا و قرآن چطور داریم اطرافیامون رو به اهلبیت بدبین می کنیم. چطور مایه سرافکندگی اماممون داریم می شیم؟ چطور آدمای ساده و فطرت های پاک رو داریم دلزده می کنیم.

یه نگاه بندازیم ببینیم چقدر نسبت به این قرآن عظیم بی ادبیم. چقدر نمک نشناسیم... ببینیم چقدر هر روز داریم بیشتر و بیشتر و بیشتر این روحیه رو توی خودمون ریشه دارتر می کنیم :)

بچه ها چیکار داریم می کنیم ما؟ کجا داریم می ریم ما؟ تا کی می خوایم با همین دست فرمون بریم؟ یه نگاه بندازیم توی خلوتمون... همه مون... :)
پاسخ:
نگفتم داری شهید میشی! ...
حلالمون کن امیر
حالا اجازه بدین بنده هم مرتبط با پست یه یادگاری زیرش بنویسم و به فضل خدا چنتا از متشابهات رو بذارم کنار هم که ببینیم این قرآن اگه از نگاه اعورانه و تک بعدی ما عبور کنه و از دیدگاه معصوم بهش نگاه بشه، چقدر حرفای بیشتر و شیرینتری برامون داره.



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم


بسم الله الرحمن الرحیم
"و خلقناکم ازواجاً ؛ و جعلنا نومکم سباتاً ؛ و جعلنا اللیل لباساً ؛ و جعلنا النهار معاشاً. "
عجب...
می فرمان ما شما رو "ازواج" خلق کردیم. بعدش میان از خواب و شب و روز حرف می زنن... خلقت شما آدما ازواجه. بعدش می گن شب و روز؟!
انگار یه چیزیشون می شه ها!
(مبارکه ی نبأ؛ شریفه ی ۹ تا ۱۲)

بسم الله الرحمن الرحیم
"أ لم یروا أنّا جعلنا اللیل لیسکنوا فیه و النهار مبصراً؟ انّ فی ذلک لآیات لقوم یؤمنون"
این شب رو می بینی؟ برای چی قرار دادیم؟ لیسکنوا...
(مبارکه ی نمل؛ شریفه ی ۸۶)

بسم الله الرحمن الرحیم
"و من رحمته: جعل لکم اللیل و النهار؛ لتسکنوا فیه و لتبتغوا من فضله..."
از سر رحمتش چیکار کرده باهامون؟
شب رو قرار داده. قرار داده که چی؟ لتسکنوا.
دیگه چی؟
روز رو هم قرار داده. قرار داده که چی؟ لتبتغوا من فضله.
قربونش برم توی این آیه آرایه های ادبی هم به کار برده. اول گفته شب و روز رو قرار دادم؛ بعدش به ترتیب گفته برای لتسکنوا و لتبتغوا. یه کم عربیمون خوب باشه می فهمیم که یعنی اولی ( لتسکنوا) برای اولی (اللیل) و دومی (لتبتغوا) برای دومی (النهار)
(مبارکه ی قصص؛ شریفه ی ۷۳)

بسم الله الرحمن الرحیم
"و من آیاته : أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً؛ لتسکنوا الیها"
بیا ببین چه آیه ای براتون خلق کردیم!
ازواج...
من زن بگیرم که چی بشه؟ لتسکنوا.
(مبارکه ی روم؛ شریفه ی ۲۱)

بسم الله الرحمن الرحیم
"هو الذی جعل لکم اللیل لباساً ؛ و النوم سباتاً ؛ و جعل النهار نشوراً"
شب رو لباسی قرار دادیم! دست شما درد نکنه!
روز رو هم نشوری قرار دادیم. بازم دست شما درد نکنه!
(مبارکه ی فرقان؛ شریفه ۴۷)

بسم الله الرحمن الرحیم
"هنّ لباس لکم..."
این خانوما رو که می بینی لباس اند!
آقازاده! حالا که اونا لباس ان و می پوشوننت، شمام باید یه جور دیگه بپوشونیشون.
(مبارکه ی بقره؛ شریفه ی ۱۸۷)



سبحان الله...
این آیه ها وقتی به بیان معصوم کنار هم میان عجب چیزی می شن. انگار که بین مقام زن و مقام شب یه عالمه شباهت هست. انگار که بین مقام مرد و مقام روز هم شباهت هست. این شب و روز لباس همدیگه ان انگار. 
چقدر بدبختن کسایی که توی قطب شمال زندگی می کنن. شیش ماه فقط شب دارن و شیش ماه فقط روز...


خب... حالا که انگار مقام زن شبیه مقام شب بود، سیده ی نساء العالمین چه مقامی داره؟ حضرت فاطمه (س) این وسط چی می شن؟ یادتونه یه بار توی وبلاگ درباره ش حرف زدیم؟ اثبات کردیم که هِیَ "لیلة القدر". فدای اسم و مقام مبارکشون.
لیله ی قدر نه تنها اشرف تمام لیالی است؛ بلکه "خیر من ألف شهر"...
پاسخ:
استفاده کردم

آقا مجتبای کی بودی تو :)
آیات این قرآن وقتی به دست معصوم کنار هم چیده می شن چقدر شیرین می شه. چقدر حلاوت داره. سبحان الله به عظمت این خلقت. سبحان الله به عظمت امام مُبینی که قرآن رو این قدر قشنگ تبدیل به عسل شفابخش می کنه... 


خدایا!
ما خسته شدیم از این بحث ها... خسته شدیم از اینکه قرآن رو به لسان پناهیان و قاسمیان و عالی و ماندگاری و رحیم پور ازغدی برامون مطابق مسائل روز تفسیر کنن.
خسته شدیم از اینکه مراجع تقلید بزرگوارمون تشریف میارن توی درس های روزانه شون نظر مراجع تقلید پیشین رو نقض می کنن.
خسته شدیم از این که تفسیر قرآن رو به قلم علامه طباطبایی بخونیم و از لسان علامه جوادی آملی بشنویم.
خدایا!
من بی شعوریم. من نفهمم. این عقل من کوچیکه. آمیخته به هوسه. هی جاده خاکی می زنه. این نظرات بنده آغشته به عقده ها و حب و بغض هامه. این نتایجی که توی خلوتم از آیاتت می گیرم و دیگران با عقل بشری خودشون برام می گیرن و بهم تحویل می دن، بهم نمی چسبه.
خدایا! ما هیچ ادعایی نداریم. هیچی نیستیم. تمام نظراتی که از خودمون پای این پست نوشتیم به درد عمه مونم نمی خوره. خدایا ما از تفسیر و تدبیر بشری خسته شدیم. می شه حجت بالغه ی خودتو برامون ظاهر کنی؟ می شه علم ناب قرآن رو از زبان محمدیِ صاحب امرمون بشنونیم؟ می شه تمومش کنی این همه تفرق رو؟ می شه حلاوت وحدت رو به ذائقه مون بچشونی؟

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین...
پاسخ:
خدایا ما که هیچی ولی خیلی ها این حالی هستن
لطفا یه توجهی بهشون بکن ...


خودت خوبی دکتر؟
@ مرتضی
اون حیرت منافاتی با حرف من نداره... بعدا توضیحاتش رو میدم ان شاالله
پاسخ:
مرسی
سوالی بود که به ذهنم رسید.
الهی شکر. الحمدلله. خوبیم به خوبی شما خوبا :)
قم ـ جمکران دعات می کنم به شرط لیاقت 

+ دکتر جد و آباءته. من از دکترا خوندن انصراف دادم =)))))
پاسخ:
حتما دعام کن
مخصوصا توی جمکران

عه چرا؟ میخوای بشینی خونه داری کنی؟ :)
اگه آقای عبدی پور ما رو به غلامی قبول کنن براشون خونه داری هم می کنیم :)))

نه داداش جان. یه پروژه ی درازمدت اومد برامون. از کار و زندگی افتادم. به لطف خدا شب و روزمون به هم بافته شده از بس درگیرشیم. (شب یعنی زن و روز یعنی مرد؟ 😉😅) 
این وسط هی پروژه هم وسطش گیر می کنه و مجبور می شیم بیایم در خونه حضرت معصومه به التماس. :))) 
خلاصه از دکترا انصراف دادم که ذهنم آزاد بشه و مدیون کسی نشم این وسط. حالا اگه شد انشالا سال دیگه واسه دکترا می خونم. دوباره روز از نو روزی از نو :)))
پاسخ:
هر وقت شب و روزت تفکیک شد بگو تا آقای عبدی پور رو خبر کنیم :|
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۷:۲۱ پـــــر ی
مرگ
پاسخ:
مرگ چیه :|
منظورم این بود که روز قبلش درباره آرامش زن ها صحبت کردیم

زن در کشاکش زندگی

دهانم دوختی :))) 
پاسخ:
:))

خیر ببینی الاهی
@پیچک جان
اسم فرقه من مهم نیست؛ ولی اسم فرقه امثال شما ' شوهر کن، پسر بزا بریز، بعد صبر کن ببین چی از آب در میاد ' هست 😁
از قرار معلوم، این فرقه ربطی هم به اسلام نداره؛ چون اسلام برای تشویق انسان به انسان بودن و پاکیزگی اومده؛ ولی فرقه شما می فرماید: ' زائیدن و ازدواج کردن مهم است. بقیه رو ولش. '
پاسخ:
@پیچک

میخوای آدرس وبت رو بده به خانم پیچک بقیه ی گیس گیس کشی هاتون رو اونجا انجام بدین :) من به جای شما خسته شدم از این بحث بی مطالعه :|

جمله طلایی‌ام رو هم بگم نویسندگان گوشه ی دفترشون مضبوظ کنند:

بعضی از ما از بحث به عنوان روشی برای تثبیت مواضع خودمون استفاده می کنم
در حالیکه بحث میتونه حتا یک روش مطالعه باشه که آدم در آن چیزهای جدیدی یاد می گیرد.
@ن. .ا عزیز
جواب شما رو هم به موقع، می دم. ولی تا اون موقع، یک‌نگاهی به پسرها و مردان اطرافتون بیندازید. اگر احساس کردید درجه پاکیشون در حد رو به بالاست، این پیشنهادهای برادرانه رو بدید. یک سری هم به دادگاههای خانواده بزنید و با مشکلاتی که تحملش از توان من خارجه آشنا بشید. من تحمل ابن همه کثیفی رو ندارم جناب ن. . ا عزیز.
توی خیابون که از کنار این موجودات مزاحم چشم چرون رد می شم، حالم بد می شه. چطور زیر یک سقف با این موجودات می شه زندگی کرد و چطور وجدانم اجازه می ده چنین موجوداتی رو در رحم، پرورش بدم که و با آزار و اذیتهشون، به جان بقیه بیندازم؟
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۸:۴۰ پیـــچـ ـک
@الف سین
نشور و لتبتغوا یعنی چی دقیقا؟!

ممنون
پاسخ:
@الف سین

دیگه الان رسیده جمکران فک کنم :)
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۹:۱۱ پیـــچـ ـک
آقای دچار من گیس و گیس کشی نمیکردم. مجادله ای هم نمیکردم. منتها میخواستم به زبون طنز  اشکالات حرفای این خانوم رو به خودشون و بقیه بگم. من واقعا دلسوزانه بهشون پیشنهاد مشاوره رفتن دادم. واکنش تمسخرآمیز ایشون هم از اون جهت بود که دقیقا دست گذاشتم روی نقطه درست. وقتی میگم ایشون برای من کتاب خونده هستن منظورم تحقیر ایشون نیست. منظورم اینه که میدونم صفحه بعد چی نوشته شده. من بعید نمیدونم ایشون عضو یا مبلغ فرقه خاصی باشن. اکثر این فرقه های انحرافی مبلغینشون مشکل روانی دارن. 
جالبه که توی حرفای آخرشون آخرشون نگفتن من عضو هیچ فرقه ای نیستم! میگن: "اسم فرقه من مهم نیست"! یعنی یه فرقه ای هست. 
اینم عرض کنم که آدمای وسواسی الزاما آدمای بهتری نیستن. آدمایی هستن که خودشون رو بهتر و پاکتر میدونن و هرکس که در قالب ذهنی اونها نگنجه طرد میکنن و بهش انگ آلودگی میزنن. این به خاطر دردیه که درونشون وجود داره و میخوان ازش فرار کنن. کافیه با اون درد و اضطراب مواجه بشن و تجربه ش کنن. 
همین الگوی رفتاری ای که ایشون دارن کاملا الگوهای رفتاری یک وسواسیه.
من واقعا براشون متاسفم و متوجه دردی که میکشن هستم. منتها هیچ کدوم این رفتارهاشون درمان درد ایشون نیست. همش هم به اراده و قدرت مقابله خودشون با تجربه تلخشون ربط داره.

اینا رو میگم که اگر کسی با ایشون خدای ناکرده همدرد بود، این مسیری که ایشون رفتن رو نره! چون این راه درمان نیست. خودش درده!

ببخشید اگر این حرفای من با ایشون اذییتتون کرده. قرار نیست ادامه پیدا کنه.
@ پیچک عزیز
من هم علاقه ای به مجادله ندارم. اگر به جامعه ای زنان در رحم خودشون، پرورش داده اند نگاه کنید، می بینید که بیماری درون من نیست. بیماری همون چیزهائیه که از رحم زنان، خارج می شه و یک جامعه ببمار رو تشکیل می ده‌
من هیچ تجربه تلخی به جز مشاهده آزار و اذیتهای پسران در خیابونها رو ندارم. اگر مشکل رحم خودتون رو درمان کنید، مشکل من هم خود به خود حل می شه.
این لطف رو در حق یه دختری که مجبوره تنها، در معابر و مکانهای عمومی، راه بره می کنید؟ 😷
خواهشا به پوشش من کاری نداشته باشید؛ چون می دونم وقتی کم میارید، سریع مشکل رو به پوشش و رفتار خود دختر، ربط می دید که کسی به پرورش ابن موجودات در رحمتون، ایراد نگیره.
@ جناب دچار
حرفتون درسته که بحث نوعی روش مطالعه است؛ ولی آخه بعضیها بحث علمی سرشون می شه؟ واقعیات تجربی خارج و توی دنیای واقعی رو رها کرده اند و یک سری مفاهیم انتزاعی بی منطق و نوشته های جعلی و منسوخ رو چسبیده اند.
پاسخ:
تجربه های ما خب لزوما واسه بقیه قابل پذیرش نیست.
همچنین این تجربه‌ها معمولا تحت تاثیر افکار ذهنی ماست

سخن گفتن از منابع مکتوب نیز در گفتگو باید از دریچه انتقاد و استدلال بگذرد و گرنه صرف بیان مطلبی از یک کتاب دلیلی برای پذیرش آن مطلب نیست
@ جناب دچار
چیزی که قابل مشاهده است باید پذیرفته بشه‌. وگرنه چیزی به جز ' خود را تعمداً، به خواب زدن '، نیست.
' سعی در ندیدن آلودگیها ' دلیل بر نبودشان نیست.
بدبختی اینجاست که عده ای زن و مرد که دوست دارند سرشون رو زیر برف کنند و به زندگی راحت طلبانه؛ اما سرشار از گناهشون، ادامه بدن دوست دارند با منحرف کردن افکار از گناهانی که باعث به وجود آمدن وضع ناسالم جامعه شده، قضیه رو به دختران؛ پوشش و رفتارشون و فرقه های سری و ...،‌ربط بدن. بابا فرقه ای سرّیتر از خود این کبکهای سر در زیر برف، پیدا نمی شه.
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۱:۲۹ دکتر یونس
اووووووووو! چه خبره! :) 
حالا نکُشیدمون در کشاکش زندگی!:) چقدر زندگی رو جدی گرفتید بابا! حق، وظیفه، چی توم دیده!، ازدواج نخام کرد!، رحم پاک، ناپاک، وضوی من مهمتره، غسل من بهترتره!، کی برتره، کی سرتره، کی تو کشاکش تره، فلان، فالان.. بیخیل بابا..سرتون رو بندازید پایین زندگیتون رو بکنید، چقدر شلوغ میکنید آخه..
هر کی میخواد ازدواج کنه، ازدواج بکنه، هرکی ام که نمیخواد، ازدواج نکنه. مگه اسلحه گذاشتن پشت سرتون؟! حالا مثلا شما مزدوجا یا مجردا چه گلی به سر خودتون و جامعه تون زدید که میخوایید به هم بقبولونید که راه و حرف خودتون درسته؟!
همش حرف حرف حرف.. بحث بحث بحث.. مشکل مملکت همینه دقیقا! پاشید برید به همین حرفاتون عمل کنید، همه حقوقا ادا میشه، همه وظایف انجام میشه... شاید همه رستگار نشن اما حداقل حرکت کردن! 
من نمیدونم ازدواج یا تجرد در حال حاضر کدومش فساد به بار میاره یا آدم رو خوشبخت یا بدبخت میکنه، یا راه درست دقیقا چه راهیه،(چون برای هرکدومش مصادیق مثبت و منفی وجود داره). ولی فکر میکنم رکود و سکون و خود حق پنداری، فاسد میکنه آدمو. چه متاهل چه مجرد..
یه کلام از مادر عروس!:)
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۱:۴۸ دکتر یونس
دست راست رو کدوم زانو؟! 
اگر زانوی راسته مشکلی نیست بخند! بلند هم بخند! بهشت بر تو واجب خواهد شد. مژده تو را..
 اگر زانوی چپه، خندت باطله. باس دوباره وضو بگیرید و از اول بخندید! :)
@بنده خدا

تازه فرصت کردم کامنتاتونو بخونم. منم سنم داره بالا می ره و هنوز ازدواج نکردم. حتی اقدام به ازدواج هم نکردم. چون مثل شما می ترسم آلوده شم.

آفرین به شما که از ترس گناه ازدواج نمی کنید. به حرفای اینا هم کاری نداشته باشین. فقط چنتا تجربه دارم که دلم می خواد باهاتون درمیون بذارم. یعنی خدا به دلم انداخت که بیام و اینجوری به حفظ پاکیتون کمک کنم تا منم در ثوابت ن سهم داشته باشم. 

شما خیلی پاک هستین. ولی از کجا معلوم یه راننده تاکسی یه روز شما رو ندزده و خدای نکرده بکارت مقدستون رو از بین نبره؟ من اخبار حوادث رو دنبال می کنم. روزی چندین نفر اینجوری بکارتشونو از دست می دن. بنظرم حالا که درباره ی ازدواج این همه احتیاط می کنین و احتمالات مختلف رو در نظر می گیرین، درباره ی تاکسی هم از این به بعد احتیاط کنین. بخاطر خدا همونطور که از ازدواج پرهیز می کنید، دیگه تا آخر عمرتون هم هیچوقت سوار تاکسی نشین که خدای نکرده آلوده تون نکنن و در قیامت جلوی خدا شرمنده نباشین. 
تحقیقات نشون داده که اکثر مردان ناهنجار در ساعات 8 شب به بعد توی خیابونا دنبال طعمه ی خودشون می گردن. احتمال داره؛ ممکنه یه شب خدای نکرده شما هم طعمه شون بشید. پس از این به بعد برای حفظ پاکی خودتون تا آخر عمرتون شب ها ساعت 8 به بعد بیرون نرید. در بین شهرهای ایران هم تهران بیشترین تعرض به دختران پاک و باکره رو داره. احتمال داره اگر یک روز پاتونو بذارید توی تهران شما رو بدزدن و از بکارت بیرون بیارن. پس برای رضای خدا این احتمال رو مثل احتمال ازدواج آلوده جدی بگیرین و تا آخر عمرتون برای خدا تهران نیاین. اگر هم تهرانی هستین فورا در راه خدا هجرت کنید. 
یه چیز دیگه هم هست. از همه ی مردها دوری کنید. اگه پدر و برادر دارین هم رهاشون کنید. اونا هم مثل بقیه مردها ممکنه آلوده باشن. شیطان برای اینکه انسان های خیلی پاک رو آلوده کنه نقشه های شومی می کشه. ممکنه زبونم لال برای پدر یا برادر شما هم دام پهن کنه و زبونم لال از طریق محارمتون شما رو آلوده کنه. مثل ازدواج، احتمال این مسئله رو هم جدی بگیرین و ازشون دوری کنین. شما برای شیطان خیلی مهمین و حتما براتون بطور خاص نقشه می کشه تا مثل بقیه آلوده بشین و خدا رو پاک ملاقات نکنین. حتی می خوام بگم از مادر و خواهرتونم دوری کنین. حتی از دوستای دختری که دارین. چون پاکان و مؤمنان زیرک تر از قدیم شدن، شیطان هم دیگه توی دنیای امروز فقط از طریق مردها به دختران پاک تجاوز نمی کنه. توی دنیا دیگه زن ها و دخترها هم ابزار شیطان می شن و پاکی دختران واقعا پاکی مثل شما رو هدف می گیرن. احتمالشو در نظر بگیرین و برای اینکه یک روز خدای نکرده آلوده نشین از همه ی زنان و حتی مادرتون هم دوری کنید. اگه یک روز اینجوری بشه و مثل زمان سلیمان نبی (ع) جنیان و شیاطین وارد روح مادرتون بشن و بکارت شما رو از بین ببرن می خواین چیکار کنین؟ حتما این احتمال رو هم به اندازه ی ازدواج جدی بگیرین. دشمن همیشه از راهی حمله می کنه که انسان فکرشو نمی کنه. مگه قرآن نخوندین که می گه شیطان دشمن آشکار شماست؟ راه دشمنتون رو ببندین ای بنده ی عزیز و پاک خدا.
یه چیز دیگه هم بگم. بعضی از مردها هم خیلی خیلی مریضند. مثلا من یکی رو می شناسم که توی وبلاگ می چرخه و میاد با خانم ها به ظاهر بحث های جدی داره. خودش توی پی وی بهم می گفت که بعدا توی ذهنش یه تصویر از اون خانم می سازه و توی خلوتش با فکر اون خانم مرتکب گناه می شه. به هر حال حتما اثر گناه اون مرد مریض از طریق عالم غیب روی پاکی اون خانم هم اثر می ذاره. درسته اون خانم بی گناهه ولی واضحه که بی احتیاطی کرده و پاکدامنیش دیگه در حد کامل و ایده آل نیست. بنظرم از این به بعد توی وبلاگ ها و فضای مجازی هم خودتون رو پسر معرفی کنید تا پاکدامنیتون ذره ای مخدوش نشه.
این نکاتی بود که به ذهن من رسید و خواستم به عنوان یه انسان پاک کمکتون کنم. من تحسینتون می کنم. واقعا مگه چند نفر مثل شما حاضرن به خاطر احتمال گناه از گناه پرهیز کنن؟

احسنت به شما... من به پاکی و مبارزه با نفستون غبطه می خورم. فقط این مواردی که گفتم رو هم لحاظ کنید که اطمینان بیشتری از پاک بودنتون داشته باشیم. کاش همه ی بنده ها پاک بشن. شما پاکی. در حق همه دعا کن که پاک بشن و این آلودگی تمام بشه
پاسخ:
@بنده خدا

۱۲ مهر ۹۷ ، ۰۸:۲۳ حسن قاسمی
آقا قرار نبود آمار نظرات در مطلب مربوط به زنان زیاد بشه چون تو کشاکش زندگی، نیاز کمتری در خانواده دارن :))

آقا @مرتضا گذاره زیر درسته؟
حق و حقوق بر اساس نیاز فرد تعریف شده
مثال، حق فرزند بر پدر و مادرش اینه که نام نیکو براش انتخاب کنن، پس فرزند به نام نیکو نیازمنده برای زندگی کردن در آرامش

در بحث زن و مرد میشه اینجوری گفت به نظرت؟ که:
فرض کنیم انسان برای آرامش صددرصدی نیاز به یک سری مولفه های روحی، روانی و جسمی داره، خب حالا ما این مولفه ها رو بین دو مجموعه تقسیم می کنیم، مجموعه "الف"، مجموعه "ب"، "الف" رو میدیم به خانوما و "ب" رو میدیم به "آقایون"
خب حالا مرد برای آرامش، علاوه بر مولفه های که داره، به مولفه های "الف" هم نیاز داره، پس زن باید مولفه های که داره رو به مرد هم بده
زن هم برای آرامش، علاوه بر مولفه های که خودش داره، نیاز به مولفه های مرد هم داره، پس مرد باید مولفه های خودش رو به زن هم بده

خب از اونجای که امکان داره که یک نفر نامردی کنه و در عین حال که از مولفه های دیگران استفاده می کنه، مولفه خودش رو نده، میشه گفت که بستر خانواده تشکیل شده تا تا جای ممکن جلوی نامردبازی درآوردن افراد گرفته بشه، درسته؟
وبلاگ بنده خدا رو قبلا دیدم ، قبل از اینکه شما تو نظرای قبلی لینک رو حذف کنین.
قطعا قطعا ایشون روان پریشن ، یه مشکل بزرگ از قدیم دارن که به خاطر صحبت نکردن در موردش داره حاد تر میشه . 

البته شما که استاد ِ سخنی ، باید با یه روان پریش هم بتونی بحث کنی ! 
پاسخ:
چقدر شناختت از من خوبه! :)
سلام من بیشتر شنیدنم خوبه تا سخن
@الف سین عزیز
*خوبه که شما هم نگران پاکیتون هستید؛ چون با اینکه مردها کنترل بیشتری بر اوضاع، دارند و به راحتی، تحت کنترل زن قرار نمی گیرند؛ اما باز هم، امکان داره به صورتهای مختلفی، توسط همسرشون، اغوا بشن و دست به کارهائی بزنند که نباید. چرا که همنشین مطمئنا، یک روزی تاثیرش رو خواهد گذاشت. به علاوه اینکه فرزندی که در دامن زنی فریبکار، بدخواه، غیبت کننده، تهمت زننده، مسخره کننده و ...، رشد پیدا می کنه حتما مشکل اخلاقی پیدا خواهد کرد. کاش در مورد علت نگرانیتون بیشتر توضیح بدید. مثلا بگید از چه طریقی ممکنه آلوده بشید؟
*اتفاقا من تهرانی هستم و فکر می کنم شهرستانها و مخصوصا دهات باید بسیار خطرناکتر باشند؛ چون  مناطق خلوت و جنگلی در این جور مناطق، بیشتره. حداقل، داخل شهر، مجرم ممکنه از جمعیت مردم، بترسه؛ ولی توی مناطق خلوت، ... .
* برای جلوگیری از این اتفاقات هم فقط از مترو و اتوبوس استفاده می کنم. حوصله ماشین شخصی و دردسرهاش رو هم ندارم. وقتی از ماشین استفاده خواهم کرد که بشم یه مکانیک قهار. با این سرشلوغی هم که این مورد فعلا کنسله.
*این مسئله رعایت ساعتهای شبانه هم رعایت می کنم.
*برای جلوگیری از آلودگی، رعایت فاصله با پدر و مادر و خواهر و برادر هم واجبه؛ البته نه به خاطر اینکه امکان قصد خاصی رو داشته باشند. این فاصله و حریم رو باید با همه حفظ کرد.
*از دوستان همجنسم هم به خاطر همین گناهانشون دوری می کنم. فکر کنید وقتی یه چادری آدم رو نابالغ بدونه و با آزارهای زبانیش، بخواد آدم رو منحرف کنه، از بقیه چه توقعی میشه داشت؟
*در مورد ارتباط فضای مجازی هم، صحیح می فرمائید. ولی فکر نمی کنید اگه خودم رو پسر جا بزنم، مرتکب گناه کبیره ' دروغ ' شده ام؟ من‌تا حد لازم صحبتهای لازم رو می کنم و بیشتر از اون رو باهاشون، ادامه نمی دم؛ یعنی نمی گذارم این حس بهش دست بده که خبریه. خداوند گناه نکرده رو به پای من نمی نویسه. شاید همین حرف زدنهای من با اون شخص، باعث هدایتش بشه. بر اساس آموزه های دینی، یک کلام بیش از اندازه لازم و ضروری، با نامحرم حرف زدن هم ' زنا ' محسوب می شه.
*شاید اگر وضع به این شکل، ادامه پیدا کنه، مجبور بشم ' راه هجرت ' رو در پیش بگیرم و از ' پاپ ' کمک‌ بخوام.
*شما هم در حفظ پاکیتون بکوشید. درستکار بودن در جامعه ناسالم، کار سختیه. شیطان به راحتی، در نفوس اونها، نفوذ می کنه تا مومنین رو از پا دربیاره.
*از نظر شما، زنها چطور باعث آلودگی مردها می شن؟ آیا اینکه یک زن چادر سر کنه و خطبه بخونه و فرزندآوری کنه، برای پاک بودن یک زن کافیه؟
پاسخ:
این آخرین کامنیه که ازت توی این پست تایید می کنم :|
اه بس کنید دیگه
@پاپیکا
فکر نمی کنید مشکل من شما و امثال شما هستید که پاکی رو با ناپاکی یکی کردید و دنبال کلاه شرعی برای خودتون می گردید؟ روانپریشی در انجام کارهای متضاده. اینکه ریش و پشم بگذارید و چادر سر کنید؛ اما نفهمید که نباید مزاحم نوامیس بشید و زنها هم نفهمند که نباید همسران کثیف اختیار کنند و فرزندان آلوده و چشم چران به دنیا بیارن. کارهای متضاد شماست که نشانه روانپریشی شما و امثال شماست. حداقل به اسم دین، گناه نکنید که از درجه توهمتون کمتر بشه.
@جناب دچار
نمی شه که نظرات اینها رو تایید کنید که هر چی دوست دارند بگن. بعد، به من بگید هیچی نگو.
پاسخ:
هر کس هم خطاب به شما حرف بزنه تایید نمی کنم.

بذار یه کار دیگه بکنم اصلا
ببندم کامنتا رو
تصاویر زیباسازی نایت اسکین